00:00بایش میکنم ممنونم فقط کنچکا و هم بدونم کجا رفته
00:03برای همین اگه در این مورد برم پرساجو کنید خیلی ممنون میشم
00:06آلیه ممنون
00:07تو ترها چند تا تغییر دادم
00:11هر وقت وقت داشتی نگاه کن
00:13ادا
00:13یکم بریم بیرون
00:17یه هوایی بخوریم
00:19یکم پیاد روی هم کرده باشیم
00:21یک گپی بزنیم
00:22یعنی الان؟
00:23آره
00:23نمیدونم باقید
00:26ببخشید
00:30آقا سرکان یه موضوع مهمه
00:31آقا سرکان دوتو موضوع مهم هست
00:35باشه
00:36باید شما رو برای توضیح به خبرنگارات و اتاق جلسه راه نمایی کنم
00:40میدونین که یه پیجو جدید باز میکنی
00:42الان
00:43اوه
00:43پرس سیمن زنی زدداره میره زمینی که خونه قراره توش ساخته بشه
00:47میخواد تو هم بیایی ببینی ادا
00:49باشه
00:53نگاه کردن به زمین فکر خوبیه
00:55پس بریم کارامون رو حل کنیم
00:57بریم حل کنیم
01:02خب خب بالجا
01:04داخل هستن؟
01:06آره
01:06قبل از جلسه یکم در موردتون تحقیق کردم آقا سرکان
01:13خیلی چیز رو در موردتون فهمیدم
01:15آه
01:15رستش بهتره هر چیزی میخونین رو خیلی بابر نکنیم
01:18بدون این که از پدرتون کمک بگیرین شرکت رو انداختیم
01:21کارای خوبی هم انجام دادین تبریک میگم
01:23ما شکرم
01:24لابد فهمیدی که چقدر جدیم دیگه
01:30این کارو تمومش کن
01:32متوجه هم چه اتفاقی داره میفته
01:39نگران نباش باشه
01:40خوبه
01:41میدونین عاشق این نقاشی شدم
01:45میخوام در موردش صحبت کنیم
01:47عطمان منو ببخشید
01:50پسیانی تو هم حاصلت سر رفته
02:10اگه بخوایی میتونیم بریم
02:11نه
02:13موم بزرگه ما تنها نزارم
02:18آره ماما بزرگت
02:19منم کنجکاف بودم
02:22با ماما بزرگت راجع به چی حرف میزدین
02:25از این بر اون بر
02:27یعنی در مورد عمم حرف میزدیم
02:30عممت
02:30باشه
02:32اداد چه خبره
02:42چی داره میشه
02:45لطفا این کارو نکن
02:47دیگه فرار نکن
02:48واقعا فوقولده است
02:53من چطور همچین از سری رو از دست ددم
02:56خیلی حیف شد
02:58اینی که اینجاست چیه
03:02اون برای من یکس به خصوص و شخصیه
03:04آه واقعا
03:05واقعا دیگه نمیفهمم
03:10چرا داری فرار میکنی
03:11باشه فرار نمی کنم
03:13اینجا هم سرکان فرار نمی کنم
03:16خدا رو شاگیر
03:17باشه
03:18اتا میشه دیگه لطفا به این بگی چیه
03:20چه خبره
03:21متوجه نمیشی سرکان
03:27چی ها
03:27ما نمیتونیم
03:30ما نمیتونیم با هم باشیم
03:37اتا
03:46این جمله که تا نیست
03:52جمله که مامان بزرگته
03:55راستش در این یه مورد
03:59ها حق داری جمله این ماتر بزرگمه
04:00اون حق داره
04:01میتونم
04:03میتونم
04:04ها نمیتونیم
04:09ها نمیتونیم
04:11هر دامون هم دیگه رو دوست داریم
04:15تو من و منم تو رو
04:20هیچ کس نمیتونه
04:24میونه ما رو خراب کنه
04:28و ما را از هم جدا کنه
04:32اگه ما بشه جازه ندیم
04:34کافی نیست
04:37کافی نیست
04:42سر کن
04:42متاسفانه اشت کاری نمی کنه
04:45گذشت رو فراموش کنی
04:46گذشت رو
04:48نمیتونه به گذشت قلبه کنه
04:51من چندین هفته پیش
04:55به خاطر این موضوع
04:56ازت دوری کرده بودم
04:58تو به من چی گفته بودی
05:04گفته بودی که این موضوع
05:08به علاقه ما به عشقمان
05:10به ما هیچ ارتباطی نداره
05:12این طور نیست
05:14مادر بزرگم
05:16بهم یاداوری کرد که با تو بودن
05:19یعنی چی
05:19یعنی من
05:24هر بار که به تو نگاه کنم
05:28نگاه های سرزنشگر پدر و مادرم ها میبینم
05:35زخم روح و دلم بدتر میشه
05:38من نمیدونم
05:44چطور دونستم به این فکر کنم که
05:48عضوی از خونوادهی باشم که باعثه
05:50همچنین چیزی شده
05:52خب شب سال نوچی
05:54من
05:58من کلی شورو شغطونه قاعد دیدم
06:03اشتباه بود
06:08اشتباه
06:10ادامن
06:26چندین هفته هست که دارم سعی می کنم
06:30به خاطر تو تغییر کنم
06:34یعنی برای تو اینقدر راحته
06:39اشتباه بوده
06:41فکر نکن که گرفتن این تصمیم برای من راحته
06:44پس من برات راحتش می کنم
06:55حق داریم
07:01ما نمی تونیم با هم باشیم
07:04نمی خواهی من باشیم
07:07هیچ چیزیم بین ما نیست
07:11آقای سیمن
07:25شبتون بخیر
07:26شبتون خوش
07:27بریم دیگه
07:34البته
07:35شب خیر
07:36شبتون بخیر
07:39خیلی خوب از ما پذیر رایی کردین
07:42به خاطر همه چیز خیلی ممنونم
07:44ما منتظر شما هستیم
07:47شبتون بخیر
08:17اسما
08:19عشقم
08:20بلاخره دوباره به هم رسیدیم اسما
08:22دیگه تو را از دست نمی دم
08:25اصلا لایقه ای نبود
08:27دلشو شکستم
08:29ذاتا این رابطه نواید اصلا شروع می شد
08:33باشه باشه هرچی
08:36سرکان تو گذشته بود
08:39ببین
08:40الان وقتشه که خودتو جم و جور کنی
08:43تو این دوران دوستای جدید خیلی برات خوبه
08:46مثلا سیمن
08:48سامیه خانم
08:51به خودت بیایی بد نیست
08:53یعنی چی سیمن یعنی چی
08:56منو از سرکان شدا کردی تحدیدم کردی
08:59الانا میخوای با سیمن باشم
09:00داماده مورد علاقت اونه
09:02سیمن پسر خیلی خوبیه
09:05میخوام که اونو از نزدیک بشنسیم
09:07بعدشم اصلا ربطی به چیزایی که با سرکان بینتون بود نداره
09:11اون کاملا بیگناهه
09:13نمیدونم چرا من فکر میکنم شما دوتا بیگناه نیستی
09:16ببین تنها خاسته من درست شدنه دوباره رابطه توه
09:20دوباره یه خانواده شدنه من زن بدلی نیستم
09:24من فقط خوبیه تو رو میخوام
09:26من خوب نیستم خوب نیستم
09:29چرا به نظرتون چرا
09:31ببین
09:32بعضی وقتا چیزی که فکر میکنه شر خیره
09:36و چیزی که فکر میکنی خیره شره
09:38باور کن
09:39یه روزی اینو میفهمی
09:40کاری که میخواستی رو انجام دادم
09:44من خیلی خسته شدم ایرم خونه
09:46یه چیز دیگه
09:48نمیخوام که فردا بری شرکت
09:52وقتی این رسیده که این کار رو تموم کنی
09:56مادر چرا زحمت کشیدی؟
10:09من بعد نهار میمادم پیشت
10:11چیزی که بابا با چودر رو شنیدم
10:13گفتم بیان ببینم چی شده
10:15راستش از چیزایی که بهت گفتم بیشتر نمیدونم
10:21تو باها ما با پول تقلبی گرفتنش
10:23پول تقلبی؟
10:25چه؟
10:27باور نکردنیه؟
10:28مره
10:29خوب؟
10:31این کار کارای نیست که اون بکنه
10:34به نظرم
10:36بعضی ها دارن خرابکاری میکنن
10:39بعدش هم
10:40بعدش هم هشت ماه هم حکم زندان خورده
10:43هشت ماه؟
10:44آره
10:44آه ها
10:45خوبه تابستونم تو زندان میگذرونه
10:48خیلی خوبه به نظرم
10:50به هر حال
10:51یه وکیل خوب هم گرفتم
10:52در این حال روند
10:53سلامتیش رو هم داره تقییم میکنه
10:56جایی زندان یاد بگیرم
10:57تو با ماها جلوش تحتیلاتم و بگذرونم
11:00باشه خوب شوخی کردم
11:03تو چیه ته؟
11:06چرا قیافت اینجوریه؟
11:07چیزی نیست
11:08با اعداد عباد شده؟
11:09مشکلونه؟
11:10نه ماما
11:11من میخواستم برم باشه حرف بزنم
11:13ذاتا یه مدته با منم سرد رفت داره
11:15ماما رو کن خوهش میکنم
11:16دخالت نکن
11:17خودم حلش میکنم
11:18نگران نباش
11:19ماما دخالت نکن
11:20باشه دخالت نمی کنم
11:23حلش کن
11:24وای این سمیه ها خانم از کجا آمد تو زندگی ما
11:30تازه خودشان بسته بود یکی رن جایی شوهر خوهرم آورده
11:34به نظر شمام خیلی تابلو نیست که آیش نقشه را کشیده
11:37من چه میدونم
11:38تو باب جی آیفر گفتی؟
11:41چیزی نگفتم
11:42نمیتونم خوب بگم
11:43نمیبینی وضعیتو
11:44تازه اول باید خودم حضمش کنم
11:46بعدا میگم
11:47آره
11:48هرچی بابا
11:50ما برگردیم سر مسئله خودمون
11:53یعنی شوهر خوهر عزیزم
11:54ادا
11:55این جریان جدایی چی میشه؟
11:58تا که ادامه داره؟
11:59معلومه که ادامه نداره جارم
12:01مگه میتونم ادامش بدم
12:02آها
12:03یعنی من
12:04دل سرکنه شکستم
12:06خودمم شکستم
12:07بهش واقعیتو نگفتم
12:09نمیگمم
12:09ولی
12:10نمیخوام که از سرکن بگذرم
12:12من یه راهی پیدا میکنم
12:14ایوال چیکار میکنی؟
12:15دیگه با قوالینش بازی میکنم
12:17حالا که قوالین سمیه خانمه
12:18منم با قوالین اون بازی میکنم
12:20یه آتو ازش میگیرم
12:21همونطوری که موچه منو گرفت
12:23منم موچه اونو میگیرم
12:25آفری
12:25ولی
12:26دو سر جلومون یه سنگ سخت هست
12:29دا این هم یادمون نره
12:30آره برای همونم باید
12:32خودمو نزدیکش کنم
12:34اون سنگو نرم کنم
12:35باید اینطوری کنم که بتونم
12:37یه آتو ازش بگیرم
12:38اگه واقعا چیز مهمی باشه
12:40دست از سر منو سر کن برمیدون
12:42درسته
12:43ببینین
12:45اون زنه به تو گفته که نیا سر کار
12:48ما هم اومدیم جل در اینجا و وایستادیم
12:50مطمئنی که اینجوری میتونی نرمش کنی
12:53من میدونم که دارم چی کار میکنم
12:55ملوتو نگرا نموشه
12:56نیگوش کن
12:57میبین دیگه دور دوبام شروع شده
13:00تماشاش کنین
13:01نوبت منی
13:03حالا ببینین چی میشه
13:05چی شده
13:09نه چیز شده بهت خبر میدم
13:12چی؟
13:14من لگا کن طبیعی رفتار کن
13:17یعنی زیاد چیز نکن
13:21داره میاد
13:21اومد اومد اومد میاد
13:22داره میاد
13:23شوهر خواهر رو ببین
13:32رفت توی صبح خیرم نگو
13:35صبح خیر آقا سرکان
13:37شما که تو راست نیزدیم
13:39من فرم پروندر رو آماده کردم
13:40قرار دادتون باقا سیمه
13:42ایدا
13:53از این قهوه بخور بیهوش میشی
13:56بالا من نمیتونم تو رو جمع کنم
13:57اومدم سرکار سرووزم را مرتب کردم
14:00اون سرکان بود
14:02داره
14:02خیلی بای خوبی نمیده
14:06داره یه نسر داره
14:07دختره من بر میگردم
14:10من نمیام سرکان بایییم
14:11نه باییی چکاییه مگه بیشه؟
14:12اومد چند شومم
14:17نگو نکن داره میاد
14:18کی داره میاد
14:19ای بابا
14:20خیلی چیزی نیست در حالت کلی مشکلی
14:22ای بابا
14:25این اینجا چی کار داره؟
14:27من که نگفتم بیاد
14:28چی کار کنیم بریم تو زشته؟
14:30نه بابا
14:31به نظر منم بریمزش نیست
14:33بی بریم بایییم بایییم تجلی کنیم
14:35آره آره برو بیم
14:36برو دیکیم بریم بریم
14:38اده خانم
14:39صبح خیر
14:43صبح خیر
14:45صبح خیر
14:46صبح خیر
14:48باشه پس
14:48صبح شما هم بخیر
14:50بایید بریم
14:52اومد
14:52اومد
14:53اومد داره چکار میپرد
14:56بایده حرف میزنیم
14:57بایده داره حرف میزنیم
14:59ملو جرم
15:00کی اومد
15:01چیزه
15:02باشه باشه باشه
15:02باشه باشه
15:03باشه ولیش کار مهم نیست
15:05ماده یه نوعه
15:06ماده یش آره نوعه
15:06باید عوض بشه
15:08نه باید عوض شه
15:09چه کار میکنن؟
15:11حرف میزنن
15:11راستش من بعد از دیشب نگران حالتون بودم
15:15آه
15:16سمیه خانم
15:18پس خبردار شدیم
15:20متاسفانه
15:21شنیدم از آواز هرکان جدا شدیم
15:23راستش ناراحت شدم
15:25هیچ جدایی منو خوشحال نمی کنه
15:30چون که درد جدایی را خوب می فهمم
15:33ممنون بابته توجهتون
15:36من برم
15:38دیر نکنم
15:39داخل میبینم اتون
15:40ادا میاد
15:41ادا
15:41ادا داره میاد
15:43ادا داره میاد
15:43ماده یه نوعه را باطل کنید
15:46نه باطل شداره
15:48پس خورن باطل کنید
15:50ماده یه نوعه
15:51ماده یه نوعه
15:51باشه
15:52ادا نمیدونم چه کنید
15:53چند من همین کارو میکنیم
15:54چشمت
15:55ادا پروژه آماده است
15:56میتونی یه نگاه بندازی؟
15:57آقا سرکان
15:58تلفون داره زنگ
15:59آقای سیمن
16:00سلام
16:01خوب شد که دیدم اتون
16:03چند تا سوال راجب پروژه ازتون داشتم
16:05منم چند تا سوال دارم
16:07یعنی راستش معلومه که نه ایمدین اینجا منو ببینیم
16:10پس لازم نیست که پروژه را بهانه کنیم
16:12آه بخاطر همین میخوام با هم یکم گب بزنیم
16:17راستش حق با شماست
16:19وقتی فهمیدم جدا شدی نگران ادا خانم شدن
16:22ممکنه تو دوران سختی باشه
16:24شاید یکم کمک احتیاج داشته باشه
16:26آه اون کسایی رو که داره کمکش میکنن
16:28نیازی به کمک شما نیست
16:30ادا خانم برام مهمه
16:32هرچی باشه داره پروژه چشمنداز خونم را انجام میدیم
16:35میخوام که خوشحال باشه
16:37بله
16:38بگذاریم
16:40با اجازتون
16:41بعدم میبینم
16:42بفرمیم
16:48لیلا
16:49آقا سرکان
16:52ممنونم
16:53گروه را جم کن یه جلسه فوری بگذار میکنیم
16:56باشه آقا سرکان
16:57باشه یه چیز دیگه ازت میخوام
16:59یه چیز خصوصی
17:01چی؟
17:04ادا جون
17:05صبح خیر
17:06صبح خیر
17:12خواستم قبل از این که تو بپرسی
17:14بگم به کار تو شرکت ادامه میدم
17:17ببین
17:18آتیش و بارود کناره هم نمیشن
17:21باور کن که استراحت کردن برای تو هم خیلی خوبی
17:24نمیخوام استراحت کنم
17:26دیگه از سر کنم جدا شدم
17:28چیزی برای نگرانی نیستش
17:30باشه
17:32همون باشه که میخواه
17:34ولی اگه حس کنم که به هم نزدیک شدین
17:37خودت میدونی
17:39متوجه شدم
17:40راستش تنها دلیلشو نیست
17:43یه دلیل دیگه داره
17:45چیه؟
17:47به چیزایی که گفتی فکر کردم
17:49یعنی
17:51شاید
17:53درست کردن رابطه من
17:55یه خانواده شدم
17:57خوب باشه
17:59خواستم یه فرصت بهت بدم
18:03مبین
18:05مبین
18:07الان منو خیلی خوشحال کردی
18:09راستش
18:11معلومه که راحت نیست
18:13ولی اگه اینجا باشم
18:15و با هم زیاد وقت بگذرونیم
18:17میتونیم بهتر همدیگر رو بفهمیم
18:19حق با توه
18:21تنها چیزی که ما بهش نیاز داریم با هم وقت گذروندنه
18:29بفرمایید
18:31بیا
18:33خوبه بیا بیا جلوتر
18:35بذارین اینجا
18:37سمیه خانوم
18:39سندلیتون هم از نظر جسته هم از نظر زیبایی بی نظیره
18:43اما آقا سرکان گفتن که دیگه اینو تو اتاقشون نمیخواه
18:47باشه عزیزم
18:49بذارش اونجا
18:51یکی هم میخواد فرم با هاتون راجع به پروژه آقا سیمیز جلسه بذاره
18:55بریم پس
18:57باشه
18:59باشه
Comments