00:00دوستان ببینیت
00:01ها سمانترین آدم رو به دونگا داریم صحبت میکنیم
00:04از پیریل داریم میگی من مغزم نمیکشه
00:07اون به کسی زرار نمیرسونه
00:08آخه برگه چی باید اونو دوسیده باشن
00:10بابا من مخم ترکید دیوونه شده میچن
00:13مطمئنن به ذهنتون رسیده
00:15پلاک ماشون رو گرفتین
00:16پولیس ها همه دوربینه ای امنیتی و بررسی کردن
00:19ولی چیزی پیدا نکردن و نمیتونن پیدا کنم
00:21ندوستان من نمیتونم باشیده
00:23اینگیم اینگیم اینگیم
00:24شرطو پرت نگو کجا میخوایی بری هلا
00:26دادهش من میرم اون برنگاه میکنم
00:29این برنگاه میکنم
00:29از دقلش اینجا از بیکار نشستن که بتره
00:31من میرم میگردم دنبالش پیدا کنم
00:33مطمئن باشیده پیدا کنم
00:35اینگیم ازیزم خوبی
00:38حالت خوبه
00:40همه چی رو برن اینجایت که چیزی نشد
00:42من کاملا خوبم اینگیم
00:43من همه چی برای تعریف میکنم
00:45کاری نکردم باشیده
00:46کاری نکردم قول میدم برای تعریف کنم
00:48باشه
00:49باشه
00:49بیا جمشید
00:50بشی ببینم
00:51خوبم دوستان نگران نباشید
00:55ازیزم دستو پام دره میگرسه
00:57چی شد لطفا برام تعریف کن
00:59کی تو رو دوستید
01:00بابام
01:10نمیدونم چجوری بگم و تعریف کنم
01:14راستش بابام
01:16یکم
01:17قبلن آدم خلاف کاری بود
01:21یعنی اونجوری بود دیگه
01:22وقتی هم که از اندان آزاد شد
01:25پلن خلاف رو گذاشت کنار
01:26دیگه از اون کارا نمی کنه
01:28بعدش هم نخواست با اینگین ازدواش کنم
01:31منم مخالفت کردم
01:38گوش ندادم
01:39حرف نزدم
01:40ازدباش کردم
01:41حتما فکر کرده
01:44اگه این کارو کنه من تو رو بل می کنم
01:46پرل قبلن هیچ کدوم از اینا را به ما نگفته بودی
01:50منم نمی دونستم دادش
01:51چجوری همچین چیزی رو می گفتم
01:54مگه تعریف کردن همچین چیزی آسونه
01:57الان چی شد
01:59تونستین بابا باید کنار بیاییم
02:01کاملا نه
02:02بابام می خواهد با اینگین حرف بزنه
02:06باشه پس بابا
02:11میریم یه حرف میزنیم تموم میشه
02:13خیال اطراحت باشه
02:15من میرم جدش باید میستم
02:17نگم اینطوری اینطوری شد
02:19بهش بگم دخترتون رو دوست دارم
02:21اونشگاه زندگی نه
02:22تموم میشه میره پیکر میشه
02:23اینجوری نکنیم
02:25یعنی
02:25الان با هاش حرف نزنیم
02:27یکم اوضا بهترش آروم شیم
02:29بعدش با هم حرف میزنیم
02:31باشه
02:31لطفم
02:32باشه
02:34میخوای الان بهشون بگم
02:38الان وقتش نیست
02:39بگم
02:40ولی نیست
02:41میدم
02:42تو بگو
02:44راستی دوستان
02:46از همتون معذرت میخوام
02:49که اینجور نگران نتون کردم
02:51چیزی که نشده
02:52به نظرم تا هم اصلا نگران نباش
02:54اینگی میره با پدرت آشنا میشه
02:55خیلی هم خوب با هم میسازن
02:57این مشکل هم حل میشه
02:58تو نمیخواد خودتون آراد
02:59آره بابا همینه
03:00من میره باید صحبت میکنم
03:02رو در رو میشه باید
03:03بشت بگم آقا از ایت ببینید
03:05این کارا اینطوری نمیشه
03:07گمی دختر رو به دوستی ها
03:08اینا اصلا جور دردن
03:09باشه
03:09دو نفر اصلا که همه دوست رو نره
03:11باشه
03:11زیاد کشش نده
03:12با هم حلش میکنیم
03:13خب
03:13ما من و اداهم
03:15یه چیزی هایی رو حل کردی
03:17ببینیم چطری
03:20تو چرا یک خنده ای رو لباد داری
03:22چی شدیم
03:23بگو
03:23تو بگو
03:24من بگم
03:24لطفای خبر خوب بدیم
03:27داریم ازدواج میکنم
03:29چی؟
03:29واقعا
03:31شرکان فاگر داری میتونیم
03:33زیاده اش خودم ایتون
03:34خوشتاد شدم
03:35خب تبریکم بهتون
03:37غیلی تبریک
03:38اگه درچوم تبریک میگم بهتون
03:40تبریک میگم
03:41دوستان خبر فاگو ندی بود
03:43خوبه بابا ازیستم خبش کردیم
03:45تو فردا باید منتظر میموندیم
03:47ولی با همچین موضوعی نشد آخه
03:50چیزی نشد که باباش رفته بیرون دیگه همین
03:54انگینالکی گندش کرده
03:57ببینه دا
03:58من چندین بار بهت گفتم که دوست دارم
04:00عشقمون رو به کل دنیا جهار بزنم
04:03فکر میکنی جدی نگفتم؟
04:05دیدی چقدر خوب شد همه خوشحال شدن
04:08آره
04:08ملو خیلی خوشحال شد وقتی شنید
04:11باید واکنشش رو میدیدی
04:12به ملو که گفتی؟
04:16البته که قبل از پرواز گفتم
04:19قبل پرواز؟
04:21من فکر نمی کردم از پاریس به خاطر این موضوع برگردیم
04:24سر کن فکر کردم یکم دیگه میمونیم
04:26آره
04:26اون یکم بیمزه شد
04:28ولی دیگه موند واسه بعد ازدواج
04:30واسه ماه هستن میری پاریس
04:32البته قبل شادم هایی هستن که باید قانعهشون کنیم
04:38آره
04:40خواه
04:42با کی شروع کنیم؟
04:44تو زهن من یکی هست
04:45باشه
04:50پس...
04:51از من زهی میزنم
04:59سمیه خانم
05:01دشت با سرکان رفتن پاریس آره؟
05:03واسه این که تو هواپیما بهش پیشنهاد داد
05:06پس مجبور شدن که برن پاریس
05:08آه چقدر خورش مزده است
05:10باید یه ظرف دیگه از این بخورم
05:12میخوری عزیزم میخوری کلی میخوری
05:14حتی کل قبل امرو هم میخوری
05:16میخوری
05:18ای بابا آخه این چه کاریه؟
05:20ترگیس
05:21این چندامی باره که اینطوری میکنی
05:22به خاطر تو اسم من بد در رفته
05:24بایستا ببینم یکم پیش آروم تر بودی
05:26و وقتی داشتی قضا میکوردی
05:28من نگفتم
05:29چیو نگفتی؟
05:30من چیزی نگفتم
05:31چیو نگفتی؟
05:32نگفتی؟
05:33نگفتم
05:34تو همه چیو دونه بدونه به ام گفتی؟
05:35دونه بدونه
05:36دونه بدونه
05:38علو
05:39آیدان
05:40با تو باید خیلی خیلی فوری حرف بزنم
05:43یه موضوع مهم یه پیش اومده
05:45باشه
05:46به خدا ادامن رو میکشم جایفر
05:49خب منم ادار رو میکشم
05:51آخه اون کیه که میخواد تا رو بکشه ها؟
05:53ولی جون من با عرضش
05:54آخه یعنیش پیشناده ازده باشت و حقا پیما داد و حلقرم خودش گرفته ها؟
05:57حقا پیما داد و حلقرم خودش گرفته ها؟
05:59خیلی زن مرموزی هستی
06:00آره حلو رو میدی دستم و منو هیدنوتیز میکنی تو چیزایی که میخوای بهت بگم
06:04من دیگه همه چیو میدونم
06:05رفته خودش حلقه گرفته زانو زده پیشنهاد ازدواج هم داده
06:09آخه داره چی کار میکنه این گختره؟
06:11ولی خیلی خوشگل شده میدونی
06:13تو یه جبه خوشگل رو تا حلقه گذاشتم بعدشم
06:17بله گوشن با شماست
06:23میخواییم خبر خوبی رو به شما بگیم
06:26خبر خوب؟
06:30ادا؟
06:33داریم ازدواج میکنیم
06:41آره انتظار اینو نداشتم که از خوشحالی جیغ بکشین
06:44ولی یه تبریک هم میتونستیم بگین خوشگخالی
06:46منم میترسیدم این کار رو بکنیم
06:49پس تصمیم داری کار رو سخت درش بکنیم
06:53سمیه خانم
06:54ما تصمیم گرفتیم
06:56تصمیممون رو گرفتیم
06:58هرچی بشه
06:59از هم جدا نمیشیم
07:01دستبر نمیداریم
07:06سمیه خانم
07:08ادا همه چیز رو به هم گفت
07:11شب سال نو دستگیر شدنم دلیل شما بودیم
07:15باشه؟
07:17راستش مهم نیست بران
07:19اگه بخواهیم دوباره میتونین این کار رو بکنین
07:21شرکت رو از دستم بگیریم
07:23یعنی هر کاری که بخواهیم بکنین فرقی برام نداره
07:26بلی همون جوری که ادا گفت
07:28هیچی نمیتونه مارا جدا کنیم
07:30یعنی ازت میخوام اینو درک کنی
07:36قبولش کنی
07:38اینو میخوام
07:40شاید از بینمون بری
07:42بتونیم یه خانواده بشیم
07:44موسیقی
07:46موسیقی
07:48موسیقی
07:50موسیقی
08:12موسیقی
08:14موسیقی
08:16موسیقی
08:20ولی میدونی که منصرف نمیشه
08:23چی میشه مثلا
08:24دیگه ما با همیم
08:26یعنی سمیها خانم هر کاری میخواد بکنه
08:29دستمون از هم جدا نمیشه
08:33الان این خبر خویشو به کی بدیم
08:37منظورت اینه که
08:40اول کیو شکر کنیم
08:43بریم پیشم من
08:46اون یکم بازی سختیه
08:49اول از مامانم شروع کنیم
08:50یکم انرژی بگیریم
08:51بعد پیش آیفر خانم بریم
08:53احساس میکنم که آیدن خانم
08:57این روزا زیاد از من راضی نیست
08:59پزممم شروع کنیم
09:04باشه
09:04اونجوری میکنیم
09:06در نظرم اول
09:08یه گولی شکولت چیزی بگیریم
09:10جوگذر آروم کنیم
09:12الان وقتش نیست
09:14نوبته اونم میشه
09:18این دونسته این کار کرد نگه نه
09:23از شان
09:25الان
09:36از اینجا تکن نخور
09:39چون که من میخوام توی هر نگاه هم تو رو ببینم
09:42از تو همجایی بشین که بتونم ببینم ایت
09:43باشه
09:45صبح خیر بالجا
09:55صبح خیر ادا
09:58کجا بایی نجاله پیش سرکان
10:00آره
10:02یعنی خب با توجه به کنسل شدن کار پاریس
10:05یه سوالاتی ازش دارم
10:06باید بدونم که کارا قراره چجوری حل بشن
10:08آره خب
10:09باید وقتی که نیستش همه چی طبقه اصولش بیش بره
10:13خیر باشه
10:15سفر کاری جدید یا همچین چیزی
10:18نه
10:18سفر نیست
10:19داره ازدواج میکنه
10:22خیلی خوشحال شدم
10:28واقعا بهت تبریک میگه
10:29ممنونم
10:30ببخشی
10:32خیلی باشه
10:34مگه سوال نداشتی
10:35میکنی بکن
10:41فقط مانه این ازدواج شدم
10:43مامان من تو حالا ادارو انقدر خوشحال ندیدم
10:47انقدر خوشحاله که نگواخت چطوری میتونم همچین کاری کنم
10:50ما این کارو به خاطر صلاحون میکنیم
10:54در این که مانه روزای بد احتمالی که در پیش رو داره بشیم این کارو میکنیم
10:59ببین تو مثل مادر اون هستی
11:03ادارو خیلی برای تو عرضش خایله
11:05آره
11:06مثل مادرشم
11:08مثل بچه خودم دوستش دارم میفهمیم؟
11:11باشه
11:11منم همینو میگم
11:13اگر تو به ازدواج نبگی
11:15این ازدواج صورت نمیگیره
11:17اون نمیتونه از دست دادن تو رو به جون بخره
11:20مامان من چطور همچین کاری بکنم
11:23تو متوجه هیچی از من میخوای؟
11:26گاهی ممکنه لازم باشه
11:28برای خیل و صلاح فرزندمون با اون خشن رفتار کنیم
11:32برای خیل و صلاحش؟
11:35برای خیل و صلاحش؟
11:41عشقم
11:46تو هنوز داره به موضوع مربوط به بابات فکر میکنی
11:50که اینطور پریشون هستی
11:51بیا پیشم ببینم
11:52بیا ببینم
11:53با تو
11:53اینطور فکر نکن من همه چی رو حلش بیکنم
11:56بهت قول میده
11:56اینگی تو رو خدا هرچی میخواد بگه
11:59بگه تو طرف آروم قضیه باش باشه
12:01اون هرچی گفت تو بهش بگو باشه
12:03لطفا به خاطر من
12:05عشقم
12:05آخه مگه من نمیدونم که کجا باید چه حرفی بسنم
12:08اسیزم من
12:09متخصص ارتباطات هستم
12:12متخصص
12:12باشه تو متخصص ارتباطات
12:14ولی دیروز هممون دیدیم که روش ارتباطی بابای من چقدر متفاوته
12:18عدت خواب من
12:21به خودشان میگم که از اتفاق دیروز اصلا خوشم نگیدم
12:24آخه چیه اون تو
12:25نه بابا اینچم اگه سر کوه دوستیدن و رو بودن مال قدیمه هست نمیشه
12:30نه اینجوری نمیگی
12:32چون دیروز توی دیروز مونده
12:33اون رو میبندیم صفرش میکنی
12:34لطفاً وارد اون موضوعات نشو
12:35لطفاً
12:36عشقم تو خیالت راحت باش
12:38ببین اصلا اینطوری همشی رو تر و تمیز حلش میکنی
12:40ببین بهت میگم به اتفارش به من
12:41ببین بهش میگم که
12:43بابا عزیز
12:45این اتفاق جالب نیست
12:47ما
12:47یه سوچه چفونیم که واقعا همو دوست داریم
12:51دوستیدن و رو بودن راهش نیست
12:53بیا بشینیم به تفاق برسیم اینو که بهش بگم
12:56مطمئن بای سپرش رو میده
12:57بابا
12:58ببین حتی میتونیم این کار بکنیم
13:02تو شماره شو بده من
13:03من بیستنگ اصلا با خودش مستقیم صحبت کنم
13:06چون که من یه ماهی فروشه خوب میشتسم میبرمش میشه
13:09اون با ام دیگه جور میشه
13:09بذار یکم در موردش حرف بزنی باشید
13:11یه می که تو فقط شماره شو بده همین
13:13نه بابا
13:14همچه یک در اجازه میده که ازدواج کنید
13:17تازه به مرس مرسی تونم میاد
13:20صدش خیلی دلخور به نظر میامد
13:23گفته که سرکان باشه من نیستم
13:26یعنی نمیخواد ببینه که با گرفتن این تصمیم خودم رو نراحت بکنه
13:31کاش که بدونه وقتی تو از سرکان جدایی خیلی بیشتر نراحتی
13:36آره
13:37بگو ببینم کی به همزنگ زد
13:41مامانم
13:43چی گفت؟
13:45حتما گفت که موافق نیستش
13:47آره
13:47باید حلش کنم
13:50آره
13:52یله بیا حلش کنیم
13:55باشه حلش میکنیم
14:00ممنون
14:05خواهش میکنم
14:06الو
14:09بفرمایید سمیها خانم
14:11وقت دارم
14:13کجا هم رو ببینیم؟
14:14چرا اینقدر لجوازی میکنم؟
14:16چرا به ما اجازه نمیتر؟
14:21انتظار همچین واکانشی رو داشتیم
14:23برای همین پا پس نمیکشیم
14:25معلومه که هیچ کدوم از حرفای دیروزمون
14:28به درد نخورده
14:28یه چیز دیگر رو امتحاده
14:30چطوری؟
14:30چی کار کنیم؟
14:31چرایی پیده کنیم؟
14:32وقتی که به هم میرسن
14:33مدام با هم دیگه دوا میکنن
14:35بلی راه فرایده از دوا وجود نداره
14:37پیدا کردم
14:41آره فهمیدم
14:43سراشپس الکساندر
14:45آره سراشپس الکساندر میتونه
14:47روی اونا یه اثر آرام بخش به وجود بیاره
14:49که این کار بدون دوا حل میشه
14:51سراشپس الکساندر؟
14:53سراشپس
14:55غذاهای سراشپس
14:57الکساندر
14:58غذاهاش یعنی
14:59غذاهای سراشپس الکساندر چیزه
15:01میدونی؟
15:02یه آدمیه که از غذاهای خوشمزه خوشش میاد
15:06آیدان خانمم همچه خسلتی داره
15:08اونم دوست داره
15:09خوردن غذاهای خوشمزه رو دوست داره
15:11دوستای
15:13خوشمشربی هم داره
15:16خوشمشرب آره
15:17میشه
15:19به نظره به درد میخوره؟
15:21چیزی که شما واقعا میخوایین
15:25مگه این نیست که بتونین
15:26ساکت و آروم حرفتون رو بیان کنین
15:28مگه درست کردن همچنین محیطی رو نمیخوایی؟
15:30اصلا اونجا مثل بره رام شما میشن
15:32به من اعتماد کنید
15:34ولی باید
15:36جوری رفتار کنید که انگار اونجا با هم روبرو شدید
15:39به من اعتماد کنید
15:42باشه؟
15:44آره
15:45رستش وقتی که فهمیدم
15:51قراره ازدواج کنن داغون شدم
15:53اما بعد از اون تماس آخر
15:54معلوم بود دوتاشون ناراحت شدن
15:56فکر میکنم که خانواده ها دارن
15:59به این کار اعتراض میکنن
16:00عجبه آزیر سایه کی؟
16:04سر صحبی یه سخنرانی
16:05برای آیفه رو آیدان کردم که
16:08دیگه غیر ممکن این ازدواج رو تایید کنن
16:11اگه اعتراضا بالا بگیره به این معنیه
16:14که از این ازدواج دست بر میترن
16:16منم امیدوارم همین جور بشه
16:18ولی تو اصلا پاپس نمی کشی
16:20چشمت همش بهشون باشه
16:23نمیخوام حتی یه فرصت کوچی که هم از دست بدی
16:25سمیحا خانم
16:28میدونین من در واقع فقط میخوام
16:29یه عشق واقعی رو تجربه کنم
16:31هنوزم باوردارم که سرکان آدم درستیه
16:35اما اگه ازدواج کنن
16:37ببین
16:37حتی اگه ازدواجم بکنن
16:39ما اصلا دست بر نمیداریم
16:41نقشهای خیلی قشنگی برای اونا داریم
16:43مثلا چه نقشه ای؟
16:47خواهی فهمید
16:48نظر در برای یه چیز که چیه
16:51عالی میشه
16:52خوبه
16:53جونم سرکان
17:02مامان باید با تحرف بزنم
17:04خیلی خوب هرچی میخوای بگی شب با هم حرف میزنیم
17:07نمیشه همه جون شب خیلی دیره
17:09یعنی خیلی دیر میشه
17:10نمیتونم سب کنم
17:11تو از خرف هموده تو دلم
17:13به نظر ما تنهایی
17:15امه و برادرزاده یه قضایی بخوریم
17:17نظر چیه؟
17:18توی رستوران سرشبازالکساندر
17:20رستورانالکساندر؟
17:21فقط من و تو
17:22امه
17:23بره
17:24باشه
17:25باشه بریم
17:26باشه بریم
17:27خوب
17:31ببخشید آقا عزیز
17:36سلام آقا عزیز
17:37من انگین استم
17:38انگین سسگی
17:39همسر پیری
17:40تا اونجای که شنیدم
17:43میخواستید با من اشنا بشید
17:44و ملاقات کنید
17:45راستش منم میخوام
17:46که با تون اشنا بشم
17:47خواب چی کار کنین
17:48کجا ملاقات کنین؟
17:50میخواید این کار رو بکنیم
17:51من یه ماهی فرشه خیلی خوب میشنستم
17:52خیلی هم مشهوره
17:53نونه و ماهی خیلی خوبی هم درست میکنن
17:55اونجا حرف بزنیم
17:56رودر رو هم همو ببینیم
17:58آقا انگین
17:58یه لحظه دارم حرف بسنم
18:00آقا انگین شما باید با همون بیاید
18:02با شما دو نفر کجا؟
18:04آقا عزیز منتظرم
18:05بفرمایید
18:06بفرمایید آقا انگین
18:08ببخشید چیستی شده؟