00:00خوابتا
00:01خیلی کنجکاوم که اون موضوع چیه که ای میخوایی بگی و نمیتونی
00:07چیز مهمی نیست
00:11پس اگه مهم نیست نباید خیلی زنم رو باش مشغول کنم
00:18تو داری یه چیزی رو از من پنون میکنی
00:24تو چشت میبینم
00:30تا وقتی سکوت میکنی من کم کم یه فکرهای تو سرم نیاد
00:34که میگه در باره مادر بزرگته
00:38خبرهای خوبی براتون دارم
00:44یمونمون ماهی بزرگی که دنبالش بودیم پیدا کردم
00:49پرانس سیمن
00:51پرانس سیمن
00:56آره
00:57یه تاجر که توی امارات عربی چاه نفت داره
01:01تازه ایشون خیلی وقته که میشناسم و دوستمه
01:05خب به ما چه ربطی داره
01:09تا جایی که شنیدم تصمیم داره تو استنبول زندگی کنه
01:12و میخواد اینجا یه خونه یه ویلایی خیلی بزرگ برای خودش بسازه
01:17من میگم که
01:21ما این خونه یه ویلایی و پروژه های دیگش رو بسازیم
01:26خب چی میگید؟
01:27خب شاستده
01:31سیمن
01:32مطمئنیت میتونه پرستیشی که ما دومالشی ما برامون بیاره؟
01:36البته که مطمئن نمه دا جون
01:38اعتبار و جایگاه خیلی مهمی توی دنیا و اشتماع داره
01:42اتفاقا خیلی ها پیگیرش هستن
01:45ولی عهده ای که از خانواده های شناخته شده بین المللیه
01:48اگه بخواید میتونم دعوتش کنم بیادی اینجا
01:51یا این که ما میتونیم بریم دیدنش چی میگید؟
01:56به نظرم که کم فکر کنم
01:59بعد بهتون خبر میدم
02:01فکر کنیم؟
02:05فکر کنیم
02:11البته
02:15پس بعدان میبینم اتون
02:17با این کار چی میخواست بگه؟
02:26سایی میکنه بهت کمک کنه
02:29خب به نظر تو میتونم بهش اعتماد کنم
02:35تو درسترین تصمیمو میگیری
02:42آخ مامان از دست تو
03:01تو همه چیز دخالت میکنی همه چیز
03:04من ساده هم که باور میکنم
03:06ادادی که شرکت نمیروه از بلا تا دور میشه
03:09ای وای کون روزا
03:11بودنش دو شرکت
03:13به این معنی نیست که قراره با هم باشن
03:17مامان زهر ترک هم گردی
03:20این چیه دیگه اینجوری
03:26سر و رود خاکیک شده
03:27دست و صورت رو تو نگاه کن
03:29بگذاریم
03:31این موضوعی که خیلی زود باید در موردش حرف بزنیم چیه؟
03:35مامان
03:36چرا هنوزم اداد توی اون شرکت کار میکنه؟
03:40اداد تو اون شرکت کار میکنه
03:42چون اون شرکت شرکت منم هست
03:44و من میخوام نبم کنارم باشه
03:47فهمیدم
03:49اینا خاکشون کمه
03:52یکم خاک بهشون اضافه کن
03:55مامان
03:56تو کارم دخالت نکن
03:58باشه باشه دخالت نمیکنه
04:00ببین قبل تو من چقدر خوب کنترول میکردم
04:02کناره هم نبودن
04:04چقدر خوب دور از هم نگاهشون میداشتی؟
04:06اگه نمیامدم کم مونده بود با بولات ها فامیل بشیم
04:09از نگاهشون نفهمیدی چقدر عاشقه همه؟
04:11مامان ببین
04:13تو متوجه نیستی اداد نمیخواد
04:15نمیخواد سرکانو نمیخواد
04:17اداد تو رو سرپا خوابونده
04:19متوجه هم نیستی
04:21دقیقا به وقتش رسیدم
04:23برای اینکه این آتیش رو تبدیل به خاک سر کنم
04:26الان تو به کار خودت میریسی
04:28و این کار رو میسپاری به من
04:29قبل اینکه تو بیایی ما خیلی هم خوب کارامونو میکردیم
04:33بعد اومدن تو هم که
04:34چیزی به اسم بعدن وجود نداره من دیگه اینجا
04:37بعدشم فکر نکنین مسئله الکساندرو نفهمیدم
04:40من فعلا دخالت نمی کنم
04:42اما بعدن من اون موضوعم رسیدیگی میکنم
04:45اگه چیزی دیگه اینیست من میرم
04:48این سر و صورتتم پا کن
04:51همه جات خاکیه
04:53حال و روزش رو ببین
04:55حالا یه چایی میخوردی
05:01نگیر
05:03دیگیر
05:05در مورد اسمایی که تو پروندهی که جرانداده تحقیق کردم
05:12و تونستم به یه نتیجهی برسم
05:14خب کی بوده؟
05:16یکی به اسم یوسف تانکوت
05:17ببینم این یوسف تانکوت کیه اطلاعی داری؟
05:22تو همون شرکتی کار میکنه که توی مناقصه قبلی به عنوان شریک انتخاب کرده بودیم
05:27ولی چون سابقش خوب نبود به ادامه همکاری باش انصراف دادیم
05:30به سمیها خانم ربطی داره؟
05:34نه
05:34یعنی فعلا ربطی نداره
05:36حتما اونا وقتی نتونستن شریک پروژهی ما بشن
05:40از ماکینه به دل گرفتن
05:41و بعدشن با ادعاهایی که واقعیت نداره
05:44میخوان اسم تو و شرکت رو خراب کنن
05:46عجیبه
05:47من خیلی مطمئن بودم که سمیها خانم این کار رو میکنه
05:50حالا نظر چیه با آدمی که سمیها خانم گفته ارتباط برقرار کنیم
05:55اسمش چی بود پرنس پرنسیمان آره
05:58کار دیگه نمیتونیم بکنیم
06:00زنگ بزنیم آشنا بشیم
06:01باشه
06:02پس خسته نباشیم
06:04خسته نباشیم
06:05دوستان
06:15حسیسا توجه کنید
06:16پرنس سیمن راه افتاده داره میاد این چه
06:18ببینید باشه قرار کارگه خیلی مهم داری
06:21این آترا ولی احده یکی از زخدان بادی پولار جهانی
06:25پس خواهش میکنم ازتون که کاملا دکت کنید
06:28چیه خواب
06:31انگار قبلا هیچ پرنسی ندیدیم
06:35اردم تو قبلا کجا پرنس دیدی ها؟
06:38وقتی نگاه میکنی
06:40پرنس گرباقه
06:43پرنس کچیک
06:45بازم بشمارم یک کافیه
06:47مردی که مسخر با سیرو به سر کنار دلگت با سیرو تمومش کن
06:51اردم این آدم از آدم ها یک کشن مرفع دوسته
06:55منو ببینید تا به حال تو این شرکت
06:57از این آدم مهمتر کسی نیومده داخل
07:00آقا انگین اول باید آدم باشه
07:05آقا انگین اول باید آدم باشه
07:09این کارا با پولا این حرفا نمیشه
07:11این حد نشتس و میسپرم به شما دوتا
07:20میخوای توی دسیوی حبسش بکنید بکنید
07:22یا هر کاری که میخوایده انچان بدید بهتید
07:23ولی وقتی پرنس اومد اینجا نمیخوایم این دلگاه رو ببینم
07:26این کار رو بسپارید به من
07:27من این کار رو با کمال میل و به درستی انجا میدم آقا انگین
07:30این کار من مثلا با پرنستون چی کار کردم
07:43من کاری میکنید بکنید
07:45خودتونید و پرنستون
08:00میکنید بکنید
08:30میکنید بکنید
09:00پرنس سیمن خوش اومدین
09:09ممنونم سمیه خانم شما چطوری؟
09:11خوبم
09:11انشالله پدرتون آقا تاریخ اینام خوبم
09:15خیلی خوبم بهتون سلام رسوندن
09:16سلامت باشن
09:18آشنتون کنم آقا سرکان شریکم
09:21آقا سرکان خوشبختم
09:22منم همینطور
09:23آشنتون کنم انگین پرل فرید و شریکم
09:27سلام
09:27خوش اومدین
09:29ممنون خوش بخش
09:30خوش اومدین
09:31سمیه خانم خیلی ازتون تعریف کرده بود آقا سرکان
09:34واقعا؟
09:35بله
09:36چقدر خوب
09:37لطفاً
09:39بفرمایین شروع کنید
09:39البته
09:40البته از این طرف
09:42باشه
09:44عصب نداره ولی قایق داره
09:46آدم برای خودش کشفر داره
09:48چه عصبی؟
09:49چه قایقی شما میگی؟
09:50اینم درسته
09:51دارن بیان پشتید بلند شید
09:54شما رو با نوام ادا آشنا کنم
09:58منم کنشکاو هم در مورد ادخانم
10:00این که بوره
10:01من متظریه چشم ابرومش که بدم
10:03تو رو با پرانسی من آشنا کنم
10:21خوش اومدیم
10:22ممنونم
10:25سلام
10:28ادا خانم تو کار تراحی بود درسته؟
10:32بله
10:32زیادی نگاه نکرد؟
10:38اگه میخواید بریم تو اتاق جلسه
10:40بفر بایید
10:41چرا اونجوری بهت نگاه میکرد؟
10:50چشمشو گنده کرده بود و زلزده بود بهت؟
10:53من از کجا بدونم
10:54اصلا تو شرایطی نیستم که به اون فکر کنم
10:57من باید برم جلسه
10:58در واقع شوهر خوهرم مستبانی میشه
11:01منم باید بیام
11:02منم بیام
11:04بذارید براتون توضیح بدم که چجور جایی میخوام
11:09درسته که یه خونه مجهاز و بزرگ میخوام
11:12اما اصلا یه خونه بزرگ و پرزرگ و برگ نمیخوام
11:16اگه به این توجه کنید خیلی خوشاد میشن
11:18آقا سیمن شما چقدر خوب و ربون حرف میزنید؟
11:21خیلی ازتون ممنونه
11:22مامانم دختر یه خانواده استانبالی بود
11:25وقتی بچه بودم همیشه با من ترکی عرض میزد
11:27شاید به خسر همین باشه
11:28الان احتیاجات فیزیکی که خونه تعمیل میکنه خیلی مهمه
11:31اما احتیاجات احساسی که تعمیل میکنه هم خیلی مهمه
11:34برای همین اگه یه کم از خودتون بگید
11:38ما هم میتونیم نسبت با اون بهترین پروژه رو ترایی کنیم
11:40البته
11:41پس بهتر یه کم از خودم بهتون بگم
11:43از اونجایی که میدونید
11:45توی خانواده پر جمعیت بزرگ شدم
11:47ولی در واقع خیلی تنها بودم
11:49برای من حریم شخصی خیلی مهمه
11:51از کارای نسبت نیمه اصلا خوشم نمید
11:53به یه چیزی باوردارم
11:54عظمت عشق
11:56اگه وقتی یه کاری رو انجام میدیم
11:58عشق و وابستگی توش باشه
11:59اون کار اتمن خیلی متفاوت و بهتر میشه
12:02وقتی دارید تراهیتون رو واقعی میکنید
12:05اگه به این دقت کنید من رو خیلی خوشحال میکنید
12:07البته
12:07زمینی که ازش حرف میزن این خیلی بزرگه
12:11و باقچه خیلی بزرگی میشه
12:13در این مورد چه انتظاراتی دارین؟
12:16باقچه برای من خیلی مهمه
12:17بیشتر وقتم تو باقچه میگذره
12:19برای همین خاسته ی ویژه هم از شما اینه
12:21که وقتی باقچه رو تراهی میکنید
12:23اگر از سنتز شرق و غرب توش استفاده کنید
12:26من رو خیلی خوشحال میکنید
12:27این موضوع هم دقیقا موضوع اداست
12:30مگه نه ادا؟
12:32ادا خانم منظور من رو خوب متوجه شدم
12:35آه
12:37میتونم وقت زیادی ندارید
12:39برای همین خیلی سریع چند تا سوال دیگه ازتون میپرسم
12:42و طبقه اون ما برای فردا این ارائه رو آمده میکنیم
12:46که اگه خوشتون بیاد
12:47اون موقع همه با هم یه پروژه خیلی خوبی رو پیش میبریم
12:50عالیه
12:51خیلی خوشحال شدم ممنونم
12:53عالیه
12:54جرم؟
12:57خب بچه ها
13:02الان دیگه برای پروژه پرانسه من وقت زیادی نداریم
13:08فردا ارائه داریم
13:09ولی شما تا امروز چه موجزه هایی که انجام ندادین
13:12من خیلی خوب میدونم که از پس اینم برمیاییم
13:15اگه سوالی داشتید من وقت دارم
13:17ولی اگه مشکل عملیاتی داشتید انگین و پرل وقت دارن
13:20درزم تراهی دست اداست
13:22میتونید با اونم حرف بزنید
13:24کسی سوالی داره؟
13:25تو نه
13:26عالیه
13:28باشه پس شروع کنیم
13:31ادا
13:32اگه بخوایی با هم توی اتاق من کار کنیم
13:40یعنی راحت تر هم فکری میکنیم
13:42نه ممنونم
13:44اینجا من
13:44با دقیقت
13:46بیشتری کار میکنم
13:49مطمئنی؟
13:54آره بهتر تمرکز میکنم
13:56خب باشه
14:01باشه
14:01تو هنوز بسر کن چیزی نگفتی مگه نه؟
14:08چطوری بگم ملو؟
14:10البته که نگفتم
14:12سمیه هم قولد که اتبارش را حفظ میکنه
14:15محلوم کاری نتونسته بکنه
14:17پروش را همه دارن کنسل میشه
14:19به نظرم دارن تو را تحتی فشار میذارن
14:21خیلی کار داری ملو خیلی
14:25موسیقی
14:28موسیقی
14:30موسیقی
14:34موسیقی
14:36موسیقی
14:42موسیقی
14:52PYM JBZ
15:22PYM JBZ
15:52PYM JBZ
16:22PYM JBZ
16:52PYM JBZ
17:22PYM JBZ
17:52PYM JBZ
Comments