00:00افه؟
00:02میشه صحبت کنیم؟
00:30خواب گوشم با توه
00:34ببین میدونم بعد از حرفای دی شب دیگه خیلی سخته که شراکت کنیم
00:43ببین خودتم خیلی خوب میدونی
00:46تا اون سه هم رو نگیرم مجبوریم شراکت کنیم
00:50اما میرم سر اصل مطلب
00:52میخوام در مورد کاری که کردی به گروه هم توضیح بدی
00:56میشه به هم بگیدونستن گروه چی رو تغییر میده؟
01:01تو فقط اسم منو که لکدار نکردی
01:02اسم اونا رو هم لکدار کردی
01:05اونا باید از این گندی که زدی با خبر باشن
01:07خب مشخص حرفای دی شب ما
01:09هیچ تأثیری رویتان نداشته
01:12ببینه فه یا الان حرف میزنی
01:14یا به خاطر حق و حقوق کاری ازت شکایت میکنن
01:18نه نیازی نیست
01:20بفرماییم
01:21خیلی خب
01:22دوستان
01:26میشه یه لحظه کار نکنید و با من باشید
01:29آقای افه میخواد یه توضیح بهتون بده
01:33دوستان
01:37من باعث ریزش سخف خانواده کافاستی اغلو بودم
01:45یه سری از تنظیمات پیرینده رو به هم زدن
01:48و به خاطر همینم این اتفاق افتد
01:51اینو بهتون نگفته بودم
01:53برای همینم از همگی شما من زرخت کایی میکنم
01:57چی؟
01:59فقط همین؟
02:01حرفات همین قد بود؟
02:03وقتی همینگه بخش
02:04همینگه مشترگی از سرکانو تحت فشار گذاشته بودن
02:06همینو داری بگی؟
02:07همینگه داخل حرف میزنیم
02:11جلوگ همه ازت دفاق کرده بودم
02:14خیلی خواب ممنونم میتونید به کارتون برسیم
02:19این
02:28میدونه چی داره میگه؟
02:30این یعنی چی؟
02:31منظوره چیه؟
02:32یعنی چی کردم و دستگاری کردم
02:34اشتباه کردم
02:35منظوره چیه؟
02:37ما ستایین شرکت رو تحسیز کردیم سرکان
02:39برای اینکه اسم این شرکت لک در نشه شب و روزمون یکی شد
02:42این الان چی داره میگه؟
02:43گنگین یک هم آرون باش
02:46خیالت راحت خودش داره میره
02:49باشه میره
02:51من این نگاهو میشنستم
02:57سرکان تو
02:59نزگری بخت پیش نقشتو کشیدی
03:01کارشو تموم میکنی
03:04با هم تمومش میکنی
03:05فقط بگو چی تا
03:06زاتن شروع کردم
03:07کنره تا مرچی بگی کنره تا
03:09متوجهی در حق سرکان چه اشتباه بزرگی کردی؟
03:15تو هم میخوایی به جای من از سرکان دفاع کنی؟
03:18آره چون حق با اون افه
03:20از حساس تری نقطه زدیش
03:22تخصص میماریشو لک دار کردی
03:24واقعا نمیفهمم چجوری این کار کردی؟
03:26خیلی جالبه
03:27سرکان چی کار کرده که لایقه اعتماده؟
03:30منظورت چیه؟
03:32تا دو روز پیش ازش متنفر بودی
03:33الان درگزش دفاع میکنی؟
03:34آره ما جدا شدیم
03:36اما چه ربطی در آخه
03:37بابا تو دروغ گفتی؟
03:39فکر میکردم
03:41دیشتا پیش سرکان ازم دفاع میکنی
03:43اما اشتباه میکردم
03:45خب داشتم سعی میکردم سرکان آروم کنم
03:48چون میدونم ممکنه چه کارایی بکنه
03:50به نظرم تو
03:52تو
03:54سهامتو بفروشو
03:56از اینجا برو
03:57نمیتونم همچین کاری کنم
04:01چجوری میخوایی اینجا بمونی؟
04:02سرکان هر جور شده
04:03تو رو از اینجا ردت میکنه
04:05حالا میبینی؟
04:06ببینه دا
04:07من زندگی که توی اتالیا داشتم و رها کردم
04:09اومدم اینجا تا یه زندگی تازه بسازن
04:11من به خاطر این هولدین
04:13خیلی چیزا مفدا کردم
04:15ولان نمیتونم
04:16به خاطر اگه اشتباه
04:18همه چیز رها کنم و برم
04:19بالا رفتنت از اینجا
04:21به من یه بیکار شدن منم هست
04:24برای همین
04:25برای هر دومون آرزوی خوششانسی میکنم
04:28بگم اونم فقط تو کنار افموندی
04:36اصلاً نمیفهمینه
04:44چیا؟
04:45بیخیال
04:49لیلا گفت کجایی
05:13نگفتم میتونی بشینی
05:16حدا به خاطر تو اومدم اینجا
05:20که بعد حرف بزنم
05:21لطفاً برای یه بارم که شده
05:24حرف بزنیم
05:25باشه
05:27من همیشه کنارت بودم سرکا
05:33حتی بعد اون همه کاری که با هم کردی
05:38همیشه
05:39اما تو حتی اینم نمیفهمی
05:43تو از هیشکی کینه به دل نمیگیری
05:49من از تو کینه به دل نمیگیرم
05:52نمیدونم شایدم
05:57هماغت خودمه
05:59خودم به خودم میبابرونم
06:01چیا؟
06:03عمیق ترین جای قلبم
06:11حس میکنم نمیخوای به هم آسیب بزنی
06:15باور کنه تو اشتباهاتی کردم که نمیتونی ببخشیم
06:25پس بگو
06:26به هم بگو چیه؟
06:30جای این که به جای من تصمیم بگیری حرف بزن
06:33سرکان ببین من
06:44من خیلی خسته شدم
06:48از این که همش تلاش میکنم درکت کنم خسته شدم
06:52از این که اینگار تنهایی توی جبهی دربست داری زندگی میکنی خسته شدم
06:56اگه اجازه بدی من برم
07:01بدن نگیرهاشو کشد و رفت
07:18بسیار خوب من مونم
07:21چی گفتم؟
07:30خوب من گفتم که آقا آلتیکین میخواد ببیندتون
07:32گفتم سرکان سر شلوخ پسون و وارد این کارا نکنیم
07:35ولی قبول نکردن
07:36پس من باید بیام شرکت که وقتی اون اومدن اونجا باشن
07:43آقا آلتیکین سرکان هنوز از این قضیه خبر نداره؟
07:47میدونه
07:48پس چرا نگرانید که سرکان قاطی این کار بشه؟
07:51میمیم مسئله خصوصی هست که بین من او سرکانه
07:55آره درسته شما بهتر میدونید
08:17چی شد دادشان؟
08:40چرا کسی اینجا عرف بسنیم؟
08:43هیچی خیلی وقتی نایمدم اینجا اینکه خواستم دوباره دوره هم باشیم
08:49فکر کوبی کردی؟
08:50ولی دلم برگه این اتاک تهین شده بود
08:51از وقتی دامده رفتی طبقه پایین جا خوش گردی
08:54ببین مدا؟
08:55میگم کش من بگم این اتاک
08:57به نظرم مال تو باشه
08:59خوب میشه
09:00همین که هر کاری میکنی یواشکی انجام میدی
09:04بی خیال ببین
09:05ببین الان
09:08نمیدونم چجوری بگم من
09:16من
09:19ادا نمیتونه با کسی دیگهی باشه
09:23نباید باشه
09:23نباید
09:24نباید
09:25پس یعنی نمیخوام
09:27نمیخوام انگین
09:28واقعا برای اولین بار که همچین حسی دارم و نمیخوام
09:31تاید خوب حق داریم اما برگه این میخوای چی کار کنی
09:34یعنی خوب
09:35باید رابطم رو درست کنم
09:38این که اون با یکی دیگه
09:40نه نه نه
09:41نه نه نمیشه
09:44آه
09:47واسه همین باید
09:49راستشو بهش بگم
09:53ببین بعد موضوع اون ویلا
09:56هیشکی منو باور نکرده بود
09:57هیشکی خوب
09:58اما
09:59اما فقط ادا باورم کرد
10:02فقط ادا
10:04این اشتباه تو نیست رو گفت
10:06یعنی همیشه کنارم بود
10:10خب پس بش بگو بری دیگه
10:12همچه میخواد بشه بشه
10:14بعد هم ادا حق داره اینو بدونه
10:16اینطوری اگه
10:18ادا علا رقمه
10:19همه گه این اتفاقات تو رو ببخشه
10:22یعنی اشکی بینتون هست که میتونه هر نیروی رو شکست بده
10:25اما اگه این وضعیت رو قبول نکنه
10:27تمام میشه میره
10:30واقعیت رو میفهمه
10:32آره باید باش حرف بزنم
10:36حرف میزن
10:37حالان
10:39آره
10:40آره اینکیم
10:44با ادا حرف میزنم
10:46پس یعنی حلش می
10:50راه دیگه اینیست
10:51لیلا
10:52این چیه
10:54حتما برای میمارمون اومده
10:56گلو به این خرشنگی حتما باست شما فرستده شده
10:59واقعا
11:00چرا باست من نباشه
11:01آقا اینگی
11:02خیلی خوب لیلا بذارش تو اتاقم
11:05یاد اصلا بستا
11:05یاد داشتش رو ببینم
11:07نه تو اتاقم نذار
11:08چیزه
11:09بده به یکی
11:10نمیخوا
11:10این که باست اده هست
11:13آآ
11:13البته از فشو نبشته
11:15چی؟
11:16ادا چیه؟
11:17میخوام بشنسمت
11:20خب یعنی این که
11:22اده رو نمیشنسد
11:23میخواید خوب بشنستش
11:25این از طرف کیه؟
11:31اینگین اینو کی فرستده؟
11:33من شو میدونم دادش
11:34اینگی شوخیه؟
11:34من شو میدونم
11:35واسه اده فرستدن؟
11:36من نمیدونم دادش
11:37خلی خب
11:38آتیشش بزنید
11:40این گل احمقانه رو آتیش بزنید
11:42آتیشش نزم
11:42ببر بده به
11:43خلی عجیب نشه اگه همچین کاری کنم
11:45باشه
11:45اده میشه حرف بزنیم؟
11:55دارم کار میکنم
11:57پس فعلا کارو بذار کنار
11:59چون یه موزه خیلی مهمیه
12:00که باید در موردش حرف بزنیم
12:02خیلی خب
12:02شب میام خونت حرف بزنیم
12:05آه بپخشید
12:07شرایط خونت مناسب نیست
12:08درسته سلی خونتی
12:09مشکلتی نه؟
12:10مشکل این نیست
12:11اما نمیخوام حرف بزنم
12:13چون چه حرفی داریم که بزنیم
12:15حرف زدنیم باشه
12:16چیزی عوض نمیشه
12:17چی کار میکنی؟
12:21چی کار میکنی؟
12:23ویلان کن
12:24چی کار میکنی؟
12:25مگه از قومه بربری؟
12:26باید در مورد یه چیز مهم بات
12:28حرف بزنم
12:28پس لطفاً بلند شد
12:30بینیم میگم بربربازی
12:31بلند نمیشه
12:32مگه بچهی؟
12:33مگه از قومه بربری؟
12:34میشه بلند شی؟
12:34بلند نمیشم
12:35همینجوری حرف بزنیم
12:36سرکان
12:37بهتره که فوراً
12:39با هم حرف بزنیم
12:40باورم نمیشه
12:41تو اینجا چی کار داری؟
12:43نه
12:43میگم فوریه
12:45باید حرف بزنیم
12:46خیلی خوب
12:46منم یه صحبت مهمی با ادا دارم
12:48پس شما فلن برید
12:50بعدم باتون حرف میزنم
12:51ببین سرکان
12:52این بار واقعاً خیلی مهمه
12:53پس اگه میتونی کمی سریع باش
12:55ادامی شو بشینی؟
13:02فیلم باید داخل اتاق
13:05یه صحبت فوری و مهم داشته باشم
13:07بعد با تو صحبت میکنم
13:08مهم و فوری
13:09مراد چه خبر؟
13:17چی کارا میکنی؟
13:19خوبم تو چطوری؟
13:20خوبم بد نیستم
13:21میگم تو یه تغییری تو من احساس نمی کنی؟
13:28ای بابا هیچ که انگوشتره دستمو نمی بینه
13:31تو مثل این که اصلا متوجه نیستی
13:33اینجا الان قیامت بپاست
13:34حالاناست که جنگ آقا سرکانو آقا افه سر بگیره
13:38یا انگوشتر مثل مو دستت کردی؟
13:40آخه ملت از کجا باید متوجهش پشن؟
13:43به مو؟
13:44باید داد بزنی تا مردم بشنون که نابزد کردی
13:47مگه سرکان بولات اینجوری کرد؟
13:49ببین سب کرد جذبش رو حفظ کرد تا مردم خودشون بفهمه بود؟
13:52یا می تو خودت رو با آقا سرکا یکی می دونیم؟
13:55یه چیزی بگم تو مثل اون کاریسماتیک نیستی؟
13:58یه سؤالی دارم
14:01می گم هستی الکی نو امزد کنیم؟
14:04الکی می گم الکی دخترانو نراحت نشو
14:07کجا میری الکیه بایسا
14:10پس فرید هم می دونه
14:11این هم ازم پنهون کردی؟
14:13آخه خب افه چی می دونه؟
14:14افه احساس می کرد که شما به این شرکت پیمانکاری و ریزش دیوار باربری ارتباط داشتین
14:18منم گفتم که اینجوری نیست
14:19افه نم باید واقعیت رو بفهمه خوب
14:21جز ما هیچ که نم باید بدونه مخصوصا ادا
14:24به ادا چه رفتی داره؟
14:26این بین ماست
14:27خب پس می خوایید در مورد این که وقتی اومدن چه استراتیجی در پیش بگیریم حرفشون؟
14:32باشه نگران نباشید
14:33من حلش می کنم خودم باشون حرف می سنم
14:37باشه مشکل نیست
14:38بای
14:50دیگه باقا پاهم تاول زد
14:53همه ی آجانس رو گشتم
14:56تو چی کار می کنی؟
14:59اموز اصلا تو موده کار کردن نیست
15:01خیلی خسته شدم
15:03من باید از سر کن دور بمونم
15:06ادا
15:10من از خوالم یارم رفتی این گلا رو وستو فرست دادم
15:14آو
15:14الو بفرمایی
15:17چه درشنگه
15:23ملو
15:25چرا مستقیم نایمدی پیشم من منتظر تو
15:29من همین الان رسیدم
15:31یعنی الان اومدم
15:32پربنده ها رو هم آمده کردم داشتم
15:35میا بردمش شد
15:36بیا پس
15:36میگم میرم
15:37ببینین گلا چقدر قشنگه
15:39حتما سرکان فرستده
15:42دیگه که میتونه فرستده باشه
15:44من دارم میرم
15:47زیشته
15:48میخوام بشناسمیت
15:55آش
16:00اینجاله واسه چیه چیه چی شده؟
16:02سکنم در مورد پروژی لندن مشکلی پیش اومده
16:05خانواده کافاسشی به امسنگ زدن
16:06به عنوان وکیل هولدین
16:07چه مشکلی ممکنه پیش اومده باشه؟
16:10تو زمان آقا آرب تکین هولدینگی حادثه خیلی بزرگ داشته
16:13حتما خواستن قبل قطی کردن کار لندن در این مورد طرف بزنن
16:17واسه همین صدام کردن لا بود
16:18تو خبر نداری؟
16:23خبر ندارم
16:24مگذاریم تو برو بدن حرف بزنیم
16:27حیلی خب من برم
Comments