Skip to playerSkip to main content
  • 6 months ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00افه؟
00:02میشه صحبت کنیم؟
00:30خواب گوشم با توه
00:34ببین میدونم بعد از حرفای دی شب دیگه خیلی سخته که شراکت کنیم
00:43ببین خودتم خیلی خوب میدونی
00:46تا اون سه هم رو نگیرم مجبوریم شراکت کنیم
00:50اما میرم سر اصل مطلب
00:52میخوام در مورد کاری که کردی به گروه هم توضیح بدی
00:56میشه به هم بگیدونستن گروه چی رو تغییر میده؟
01:01تو فقط اسم منو که لکدار نکردی
01:02اسم اونا رو هم لکدار کردی
01:05اونا باید از این گندی که زدی با خبر باشن
01:07خب مشخص حرفای دی شب ما
01:09هیچ تأثیری رویتان نداشته
01:12ببینه فه یا الان حرف میزنی
01:14یا به خاطر حق و حقوق کاری ازت شکایت میکنن
01:18نه نیازی نیست
01:20بفرماییم
01:21خیلی خب
01:22دوستان
01:26میشه یه لحظه کار نکنید و با من باشید
01:29آقای افه میخواد یه توضیح بهتون بده
01:33دوستان
01:37من باعث ریزش سخف خانواده کافاستی اغلو بودم
01:45یه سری از تنظیمات پیرینده رو به هم زدن
01:48و به خاطر همینم این اتفاق افتد
01:51اینو بهتون نگفته بودم
01:53برای همینم از همگی شما من زرخت کایی میکنم
01:57چی؟
01:59فقط همین؟
02:01حرفات همین قد بود؟
02:03وقتی همینگه بخش
02:04همینگه مشترگی از سرکانو تحت فشار گذاشته بودن
02:06همینو داری بگی؟
02:07همینگه داخل حرف میزنیم
02:11جلوگ همه ازت دفاق کرده بودم
02:14خیلی خواب ممنونم میتونید به کارتون برسیم
02:19این
02:28میدونه چی داره میگه؟
02:30این یعنی چی؟
02:31منظوره چیه؟
02:32یعنی چی کردم و دستگاری کردم
02:34اشتباه کردم
02:35منظوره چیه؟
02:37ما ستایین شرکت رو تحسیز کردیم سرکان
02:39برای اینکه اسم این شرکت لک در نشه شب و روزمون یکی شد
02:42این الان چی داره میگه؟
02:43گنگین یک هم آرون باش
02:46خیالت راحت خودش داره میره
02:49باشه میره
02:51من این نگاهو میشنستم
02:57سرکان تو
02:59نزگری بخت پیش نقشتو کشیدی
03:01کارشو تموم میکنی
03:04با هم تمومش میکنی
03:05فقط بگو چی تا
03:06زاتن شروع کردم
03:07کنره تا مرچی بگی کنره تا
03:09متوجهی در حق سرکان چه اشتباه بزرگی کردی؟
03:15تو هم میخوایی به جای من از سرکان دفاع کنی؟
03:18آره چون حق با اون افه
03:20از حساس تری نقطه زدیش
03:22تخصص میماریشو لک دار کردی
03:24واقعا نمیفهمم چجوری این کار کردی؟
03:26خیلی جالبه
03:27سرکان چی کار کرده که لایقه اعتماده؟
03:30منظورت چیه؟
03:32تا دو روز پیش ازش متنفر بودی
03:33الان درگزش دفاع میکنی؟
03:34آره ما جدا شدیم
03:36اما چه ربطی در آخه
03:37بابا تو دروغ گفتی؟
03:39فکر میکردم
03:41دیشتا پیش سرکان ازم دفاع میکنی
03:43اما اشتباه میکردم
03:45خب داشتم سعی میکردم سرکان آروم کنم
03:48چون میدونم ممکنه چه کارایی بکنه
03:50به نظرم تو
03:52تو
03:54سهامتو بفروشو
03:56از اینجا برو
03:57نمیتونم همچین کاری کنم
04:01چجوری میخوایی اینجا بمونی؟
04:02سرکان هر جور شده
04:03تو رو از اینجا ردت میکنه
04:05حالا میبینی؟
04:06ببینه دا
04:07من زندگی که توی اتالیا داشتم و رها کردم
04:09اومدم اینجا تا یه زندگی تازه بسازن
04:11من به خاطر این هولدین
04:13خیلی چیزا مفدا کردم
04:15ولان نمیتونم
04:16به خاطر اگه اشتباه
04:18همه چیز رها کنم و برم
04:19بالا رفتنت از اینجا
04:21به من یه بیکار شدن منم هست
04:24برای همین
04:25برای هر دومون آرزوی خوششانسی میکنم
04:28بگم اونم فقط تو کنار افموندی
04:36اصلاً نمیفهمینه
04:44چیا؟
04:45بیخیال
04:49لیلا گفت کجایی
05:13نگفتم میتونی بشینی
05:16حدا به خاطر تو اومدم اینجا
05:20که بعد حرف بزنم
05:21لطفاً برای یه بارم که شده
05:24حرف بزنیم
05:25باشه
05:27من همیشه کنارت بودم سرکا
05:33حتی بعد اون همه کاری که با هم کردی
05:38همیشه
05:39اما تو حتی اینم نمیفهمی
05:43تو از هیشکی کینه به دل نمیگیری
05:49من از تو کینه به دل نمیگیرم
05:52نمیدونم شایدم
05:57هماغت خودمه
05:59خودم به خودم میبابرونم
06:01چیا؟
06:03عمیق ترین جای قلبم
06:11حس میکنم نمیخوای به هم آسیب بزنی
06:15باور کنه تو اشتباهاتی کردم که نمیتونی ببخشیم
06:25پس بگو
06:26به هم بگو چیه؟
06:30جای این که به جای من تصمیم بگیری حرف بزن
06:33سرکان ببین من
06:44من خیلی خسته شدم
06:48از این که همش تلاش میکنم درکت کنم خسته شدم
06:52از این که اینگار تنهایی توی جبهی دربست داری زندگی میکنی خسته شدم
06:56اگه اجازه بدی من برم
07:01بدن نگیرهاشو کشد و رفت
07:18بسیار خوب من مونم
07:21چی گفتم؟
07:30خوب من گفتم که آقا آلتیکین میخواد ببیندتون
07:32گفتم سرکان سر شلوخ پسون و وارد این کارا نکنیم
07:35ولی قبول نکردن
07:36پس من باید بیام شرکت که وقتی اون اومدن اونجا باشن
07:43آقا آلتیکین سرکان هنوز از این قضیه خبر نداره؟
07:47میدونه
07:48پس چرا نگرانید که سرکان قاطی این کار بشه؟
07:51میمیم مسئله خصوصی هست که بین من او سرکانه
07:55آره درسته شما بهتر میدونید
08:17چی شد دادشان؟
08:40چرا کسی اینجا عرف بسنیم؟
08:43هیچی خیلی وقتی نایمدم اینجا اینکه خواستم دوباره دوره هم باشیم
08:49فکر کوبی کردی؟
08:50ولی دلم برگه این اتاک تهین شده بود
08:51از وقتی دامده رفتی طبقه پایین جا خوش گردی
08:54ببین مدا؟
08:55میگم کش من بگم این اتاک
08:57به نظرم مال تو باشه
08:59خوب میشه
09:00همین که هر کاری میکنی یواشکی انجام میدی
09:04بی خیال ببین
09:05ببین الان
09:08نمیدونم چجوری بگم من
09:16من
09:19ادا نمیتونه با کسی دیگهی باشه
09:23نباید باشه
09:23نباید
09:24نباید
09:25پس یعنی نمیخوام
09:27نمیخوام انگین
09:28واقعا برای اولین بار که همچین حسی دارم و نمیخوام
09:31تاید خوب حق داریم اما برگه این میخوای چی کار کنی
09:34یعنی خوب
09:35باید رابطم رو درست کنم
09:38این که اون با یکی دیگه
09:40نه نه نه
09:41نه نه نمیشه
09:44آه
09:47واسه همین باید
09:49راستشو بهش بگم
09:53ببین بعد موضوع اون ویلا
09:56هیشکی منو باور نکرده بود
09:57هیشکی خوب
09:58اما
09:59اما فقط ادا باورم کرد
10:02فقط ادا
10:04این اشتباه تو نیست رو گفت
10:06یعنی همیشه کنارم بود
10:10خب پس بش بگو بری دیگه
10:12همچه میخواد بشه بشه
10:14بعد هم ادا حق داره اینو بدونه
10:16اینطوری اگه
10:18ادا علا رقمه
10:19همه گه این اتفاقات تو رو ببخشه
10:22یعنی اشکی بینتون هست که میتونه هر نیروی رو شکست بده
10:25اما اگه این وضعیت رو قبول نکنه
10:27تمام میشه میره
10:30واقعیت رو میفهمه
10:32آره باید باش حرف بزنم
10:36حرف میزن
10:37حالان
10:39آره
10:40آره اینکیم
10:44با ادا حرف میزنم
10:46پس یعنی حلش می
10:50راه دیگه اینیست
10:51لیلا
10:52این چیه
10:54حتما برای میمارمون اومده
10:56گلو به این خرشنگی حتما باست شما فرستده شده
10:59واقعا
11:00چرا باست من نباشه
11:01آقا اینگی
11:02خیلی خوب لیلا بذارش تو اتاقم
11:05یاد اصلا بستا
11:05یاد داشتش رو ببینم
11:07نه تو اتاقم نذار
11:08چیزه
11:09بده به یکی
11:10نمیخوا
11:10این که باست اده هست
11:13آآ
11:13البته از فشو نبشته
11:15چی؟
11:16ادا چیه؟
11:17میخوام بشنسمت
11:20خب یعنی این که
11:22اده رو نمیشنسد
11:23میخواید خوب بشنستش
11:25این از طرف کیه؟
11:31اینگین اینو کی فرستده؟
11:33من شو میدونم دادش
11:34اینگی شوخیه؟
11:34من شو میدونم
11:35واسه اده فرستدن؟
11:36من نمیدونم دادش
11:37خلی خب
11:38آتیشش بزنید
11:40این گل احمقانه رو آتیش بزنید
11:42آتیشش نزم
11:42ببر بده به
11:43خلی عجیب نشه اگه همچین کاری کنم
11:45باشه
11:45اده میشه حرف بزنیم؟
11:55دارم کار میکنم
11:57پس فعلا کارو بذار کنار
11:59چون یه موزه خیلی مهمیه
12:00که باید در موردش حرف بزنیم
12:02خیلی خب
12:02شب میام خونت حرف بزنیم
12:05آه بپخشید
12:07شرایط خونت مناسب نیست
12:08درسته سلی خونتی
12:09مشکلتی نه؟
12:10مشکل این نیست
12:11اما نمیخوام حرف بزنم
12:13چون چه حرفی داریم که بزنیم
12:15حرف زدنیم باشه
12:16چیزی عوض نمیشه
12:17چی کار میکنی؟
12:21چی کار میکنی؟
12:23ویلان کن
12:24چی کار میکنی؟
12:25مگه از قومه بربری؟
12:26باید در مورد یه چیز مهم بات
12:28حرف بزنم
12:28پس لطفاً بلند شد
12:30بینیم میگم بربربازی
12:31بلند نمیشه
12:32مگه بچهی؟
12:33مگه از قومه بربری؟
12:34میشه بلند شی؟
12:34بلند نمیشم
12:35همینجوری حرف بزنیم
12:36سرکان
12:37بهتره که فوراً
12:39با هم حرف بزنیم
12:40باورم نمیشه
12:41تو اینجا چی کار داری؟
12:43نه
12:43میگم فوریه
12:45باید حرف بزنیم
12:46خیلی خوب
12:46منم یه صحبت مهمی با ادا دارم
12:48پس شما فلن برید
12:50بعدم باتون حرف میزنم
12:51ببین سرکان
12:52این بار واقعاً خیلی مهمه
12:53پس اگه میتونی کمی سریع باش
12:55ادامی شو بشینی؟
13:02فیلم باید داخل اتاق
13:05یه صحبت فوری و مهم داشته باشم
13:07بعد با تو صحبت میکنم
13:08مهم و فوری
13:09مراد چه خبر؟
13:17چی کارا میکنی؟
13:19خوبم تو چطوری؟
13:20خوبم بد نیستم
13:21میگم تو یه تغییری تو من احساس نمی کنی؟
13:28ای بابا هیچ که انگوشتره دستمو نمی بینه
13:31تو مثل این که اصلا متوجه نیستی
13:33اینجا الان قیامت بپاست
13:34حالاناست که جنگ آقا سرکانو آقا افه سر بگیره
13:38یا انگوشتر مثل مو دستت کردی؟
13:40آخه ملت از کجا باید متوجهش پشن؟
13:43به مو؟
13:44باید داد بزنی تا مردم بشنون که نابزد کردی
13:47مگه سرکان بولات اینجوری کرد؟
13:49ببین سب کرد جذبش رو حفظ کرد تا مردم خودشون بفهمه بود؟
13:52یا می تو خودت رو با آقا سرکا یکی می دونیم؟
13:55یه چیزی بگم تو مثل اون کاریسماتیک نیستی؟
13:58یه سؤالی دارم
14:01می گم هستی الکی نو امزد کنیم؟
14:04الکی می گم الکی دخترانو نراحت نشو
14:07کجا میری الکیه بایسا
14:10پس فرید هم می دونه
14:11این هم ازم پنهون کردی؟
14:13آخه خب افه چی می دونه؟
14:14افه احساس می کرد که شما به این شرکت پیمانکاری و ریزش دیوار باربری ارتباط داشتین
14:18منم گفتم که اینجوری نیست
14:19افه نم باید واقعیت رو بفهمه خوب
14:21جز ما هیچ که نم باید بدونه مخصوصا ادا
14:24به ادا چه رفتی داره؟
14:26این بین ماست
14:27خب پس می خوایید در مورد این که وقتی اومدن چه استراتیجی در پیش بگیریم حرفشون؟
14:32باشه نگران نباشید
14:33من حلش می کنم خودم باشون حرف می سنم
14:37باشه مشکل نیست
14:38بای
14:50دیگه باقا پاهم تاول زد
14:53همه ی آجانس رو گشتم
14:56تو چی کار می کنی؟
14:59اموز اصلا تو موده کار کردن نیست
15:01خیلی خسته شدم
15:03من باید از سر کن دور بمونم
15:06ادا
15:10من از خوالم یارم رفتی این گلا رو وستو فرست دادم
15:14آو
15:14الو بفرمایی
15:17چه درشنگه
15:23ملو
15:25چرا مستقیم نایمدی پیشم من منتظر تو
15:29من همین الان رسیدم
15:31یعنی الان اومدم
15:32پربنده ها رو هم آمده کردم داشتم
15:35میا بردمش شد
15:36بیا پس
15:36میگم میرم
15:37ببینین گلا چقدر قشنگه
15:39حتما سرکان فرستده
15:42دیگه که میتونه فرستده باشه
15:44من دارم میرم
15:47زیشته
15:48میخوام بشناسمیت
15:55آش
16:00اینجاله واسه چیه چیه چی شده؟
16:02سکنم در مورد پروژی لندن مشکلی پیش اومده
16:05خانواده کافاسشی به امسنگ زدن
16:06به عنوان وکیل هولدین
16:07چه مشکلی ممکنه پیش اومده باشه؟
16:10تو زمان آقا آرب تکین هولدینگی حادثه خیلی بزرگ داشته
16:13حتما خواستن قبل قطی کردن کار لندن در این مورد طرف بزنن
16:17واسه همین صدام کردن لا بود
16:18تو خبر نداری؟
16:23خبر ندارم
16:24مگذاریم تو برو بدن حرف بزنیم
16:27حیلی خب من برم
Comments

Recommended