- 16 hours ago
Category
🎥
Short filmTranscript
03:56كانت أنا أشخاص
03:58ما هلت أنت من أشخاص؟
04:00هل تخفوك من أماكن من أمدفع
04:04انت من أشخاص
04:04لا تتعلم
04:05لا تتكلمون أيضا
04:08فهلت أنت من أشخاص
04:10ما قالت؟
04:13هل تخفتون من أحدث؟
04:16مرحبت أنت من أحدث؟
04:16أخياتي
04:17لماذا أبنى؟
04:17أخياتي
04:17أخياتي
04:19لعنوا به سمع أمدفع
04:24هر وقت عدب یاد گرفتی برمی گردی سر کلاس من
04:28فقد نکن داداشت گندلات این برا سازت بيترسم ها
04:31من مرگ رو با چشم دیدم و برگشتم پسر جون
04:34بارو یکی رو تحدید کن که این چیزا بترسه
04:36بفرما آقای شبانین بيتر بیاد تحويل شما
04:40باشه چشم غای رحمانین شما حروم باشید
04:42بفرمای سر کلاس دو
05:05شما باید همون احترام به من بزارید
05:10اگر بهترین دبیر شیمی این شهر نباشم جزو بهترین هم
05:17نمیرم غیر انتفایی چون میخوام اینجا باشم شما رو بکشم بالا
05:21قرار دهن همشون سرویس
05:25نبخشید یه مدار عصبی هم جوگیر شده
05:29اینشالله میخوام کنار هم به یاری خدا
05:31کنکور شیمی رو با هم بتره کنیم
05:34به شرط احترام متقابل
05:38با هم رفیقیم دیگه
05:40بردابا
05:42رفیقیم با هم
05:44بردابا
05:45از صفحه 102 باز کنید
05:48فراین پولیمری شده
05:57موسیقی
05:58امتر چشم دشمره
06:01پری میخواد که اونم یه مرد واقعی بشه
06:06قد بکشه
06:07خوی بشه
06:08پل مردونه بده
06:11شبیه باباش بشه
06:13از خاک ایران نگذره
06:15سرش بره خورش نره
06:18لاي لاي لاي
06:20اما بسرع خب همون کرد
06:21موسفين تیچرون نمیره سرمان غاز خودت
06:23بدا من ببینم
06:24اما قشنم منتظر نهارم
06:26بشتی خزاتو بخور دیگه چرا سرسدام میکنی
06:29فرمز جون
06:30دیگه پویا درمانی هم نداریم
06:32بعد میکردیم همون آیفین
06:36خواهد سری جدید فوتبالیست ها رو بده
06:38اونه چی کار کنه؟
06:39سری جدید قدیم نداره دیگه
06:41تو همه قسمت هاش توب میره دمه دروازه
06:43همونجور میچرخه تا صبح محلوم نهه
06:46میره تو دروازه نمیره
06:47سفته بعد شمه داره شدو میشه ده صبح
06:49بعد از او تکرار هیفته
06:51شونزه
06:52شونزه
06:53من میدونم یا تو
06:55سلام
06:56شه خبره بابا؟
06:58برست در مکنم
06:59بابا اینجا رو کردن مهده کودای دوتایی دارن آواز میخونن
07:06عرزا؟
07:07بله
07:07بابا مادره که باز بباره تو این پیاز ریخ بگم
07:12میدونم اون پیاز رو بشت چمه؟
07:16زیاده زیاده
07:18زیاده
07:18صادقی زن تو با من لده بگره
07:21آه اینقدر گناه زن منو پاک نکن
07:24حتما حواستش نبوده
07:26انشالله طرف بله رو بهت میگه
07:28اندازه ای که لازمه برات پیاز میرزه تو قضا
07:32جلیان چیه بابا؟
07:34قرارو بریم خواستگاری اون دختری که برات نشون کرده بودم
07:37باباش نیم ساعت پیش پیام داد
07:39دختره یه خاله مونده
07:41مجردی داره که اینشالله اگه خدا بخواد
07:43میخواییم پرویز رو بندازیم بهش
07:45آقا مبارکه
07:48بابا چرا اینجوری شدی؟
07:53بابا ناراحت شدی؟ من گاهتم میخواییم
07:55بندازیمت بهش؟ آره؟
07:56نه
07:57نه
07:57نه
07:59میشه زنم بشه
08:00از این به بعد اون برام قضا درست کنه
08:03بعد پیازداخ هم نریزه تو
08:05ناز بشی تو دعا کن که بشه
08:08دعا کن؟ بذارم اونجا لیبانه بذار پایین
08:10دسته رو به آسان خدا یا خداونده
08:12به حق برکت این صفره
08:15این آقا رضای ما اوس رضای ما سر و سامون بگیره
08:18آقا پرویز ما سر و سامون بگیره
08:20خانومش برایش قضای پیازداخ کم درست کنه
08:24الهی آمین
08:25خدایا پروردگاه رو
08:28ساعت چهار شد گشت نمونه
08:30مهدمون دار اسید میپاچه به خودش
08:32خدایا به حق بزرگی شر این عثمتی گشتنه
08:35و از سر ما کم کنه
08:36از سر ما بخور بابا
08:38آقا نوشه جون اسمون
08:40خسته نبوش
08:41دسته در نکنه بابا
08:45یاداشه بازم اون بست
08:46دسته در نکنه
09:33نقیم
09:33په بخشیعت اقاسم بهت نبود
09:35دیگی نمیذارم باید بازی بکنن
09:38یه طور خایت باد میکنم
09:40همیشه باسه خودم باشی
09:44سُمع
09:45هل تقدمت با هم حرف بذلت؟
09:48أردت أنه يبدو همهماً.
10:01يا خسرو جرد سلام شبه تون بخير.
10:05هل تفضل لطفاً أكس و فیلم جديد از رزا برام بفرسين؟
10:09خلی دلتنگ شدم، دست شماً درد نکنه.
10:13يا خيار؟
10:14أمو نردس.
10:18سلام أبا.
10:19سلام.
10:23شكراً؟
10:23شكراً؟
10:24شيساً نهيست.
10:29بيشب یه جا اتفاقی خوردم زمین.
10:32دست درد نکنه جا گذاشته بودم.
10:36کسی ندید که امادی بوله؟
10:38دوغولوهماً سر شبی خوابیدم،
10:41حانی هم استثنان داشت درست میکنه.
10:44بابا خیلی خفن شده، چه شد کبود شده؟
10:48خفن بودم؟
10:50اون که بله،
10:51چه خبر از اردوه ما شد؟
10:55ببخشید،
10:57ناچار شدم اون دروغو بگم.
11:00هیا مکی که بهت گفتم،
11:01یه چند روزی رفتم خونه مامانجون به اسم اردو واسه دکترها درست بگونم.
11:07خانی شما اومدین اونجا و،
11:09هلکی و اوزا پیشید به هم دیگه.
11:12بابا، ناراحت نشیه،
11:14ولی تالا ندیده بودم همچین دروغو بگی.
11:19میدونم،
11:20راست میگه.
11:23دعا کن، پرونده ای دروغوی هم زودتر بسته بشه.
11:27خانم خیلی حالم بده، خدا میدونه.
11:31شله،
11:31باشه پس، لط نمیدم.
11:35دست شما درد نکنه.
11:37من یه چند روزی میرم خونه مامانجون،
11:40دم اومدن خاستگارا، مثلا از اردو برمیگردم خونه.
11:45خداحافظ.
11:55بابا، درست شنیدم؟ خاستگارا؟
12:02پس هنوز مامانت به چیزی نگفته.
12:06قرار دوستم برای پسرش بیاد خاستگاری.
12:09البته مامانت به خاطر خاله نسرین که قراره با دوست دوستم
12:13تو همون جلسه آشنا بشه، قبول کرده که بیان.
12:18منم به مامانت گفتم قضیه پسر سوریه که مخالفت نکنه.
12:23ولی تو اینجوری فکر نکن.
12:25پس چجوری بهش فکر کنم؟
12:27قشنی میشین با پسر حرفاتو بزن.
12:31عرضیابیاتو بکن.
12:32بالاخره مسئله یه عم زندگیه.
12:34ببینید به درد هم میخورید، نمیخورید.
12:37شکر خدا که خودتم آقل و بالقی.
12:41خب، وقتی مامان مخالفه که دیگه حرفی نمیبون.
12:44شما خیال کن اونو من بتونم حلش کنم.
12:48پرام عجیبه که خودت مخالف نیستی بابا.
12:51وقتی دلیل کافی برای مخالفت ندارم،
12:54پس اجازه هم ندارم.
12:57حق انتخاب ازاد بگیرم.
12:59بابرم نمیشه.
13:01بابای همیشه نگران من داره این حرف رو میزمه.
13:04آدم ها میتونن عوض بشن.
13:06گاهی حتی یه شبه.
13:09خدا حافظ.
13:28ببین، سه بار توضیح دادم.
13:30این دفعه نتونی حل کنی، با کله میرم تو همین شیشه.
13:32بگیرم.
13:34باش.
13:55شیشون.
13:59نگرف نمچه شد.
14:00یه باره دیگه توضیح میدی؟
14:05از این لاندار توپور یا، ولی چه بز نداره.
14:09برو پایینتر بابا، آین تر.
14:12پاییم او برای بابا.
14:13علای قربان اون پاهای مهربونه دا.
14:16او برای بچه.
14:20شما مطمئنی، این تر.
14:23پایینامت رو تعبیل میدی، تمام میشه دیاره؟
14:25بله، بله، بله، بله، نه تست.
14:29یه تر میگه شهریه نمیدی.
14:30نه آخو با این بسات ترشی که شما رو انداختی، فکر کنم یه سجار ترم دیگه طول بکشه.
14:35تازه قدشم داشته به زیان میدید.
14:38آقا جوا، آدم فروش سخت مجازات خواهد شده.
14:43زشته بابا، نکنم.
14:45ای بدبخت رو باب، کلن نصف قسمت یه سریل بیشار دیدم.
14:50حالا قیز نکن برا بچه.
14:53مگم، رو بابا، این رزا بابا را برو یه جوایی نستم.
14:59این رزا، این روزا در بار زن گرفتم چیزی به تو گفته؟
15:06نه، چه سنی؟
15:08نالا من جلو این آدم شدوش نمیخوام بگم.
15:12ولی یه چند وقتی همش در گوش من وز وز میکنه.
15:15نه این بابا من زن میخوام، یه فکری برا من بکن، یه کاری برا من بکن، شرایط هم سرد شده.
15:23از شما در نکنی، یعنی من برام خالی میبندم،
15:27من هم بهش اولا خیلی توجهی نکردم.
15:30ما گفتم بابا داره چیرتوپرت میگه اینا، یه دفعه اتیه رو به خواب دیدم.
15:36و میگه حالت غیزی میگه چرا به حرف رزا توجه رو نمیکنی.
15:41میگم به یه خواستگاری سوری بریم، بلکم سنگ روی اخش کردن،
15:46دیگه از سرش رفتاد فهمید که زن گرفتم به این راحتی هم نیست.
15:49خب چرا سوری وقتی داره به زبان میاره مجبوریم یه کاری براش بکنیم دیگه؟
15:54چیانه من؟
15:56چه کاری میکنی؟
15:58تو واقعا ببخشیم، ببخشیم، ببخشیم کار بونم.
16:01یعنی تو بیو برگو برگو برگو برگو برگو برگو برگو برگو برگو برگو.
16:03یعنی تو واقعا میگی زنش بدی؟
16:05چارمون چیه؟ بری یه خب تو خطایی کنه من جباب خوارمون دنیا چی بدن؟
16:11این نان پدر شیر مادر حلابت باشه.
16:14به من اتفاقا میخواستم دختر یکی از دوستان براش بگیرم.
16:18خب؟
16:18اینو بخورتو؟
16:20بعد گفتم قبلش اینجوری مقدمه چی نیکنم که تو یه وقت مخالفت نکنی.
16:28دستی میخوایی خاله دختررم بگیرم برای پرویز.
16:37خوشمزنست بابا؟
16:39خوشمزنست بابا؟
16:54چی بود این؟
16:56هیش که نمیشنستش.
17:09خوشمزنستش.
17:23خوشمزنستش.
17:25خوشمزنستش.
17:28خوشمزنستش.
17:45خوشمزنستش.
17:50خوشمزنستش.
17:52خوشمزنستش.
17:55خوشمزنستش.
17:57ماشن خارجي مبارک باشه
17:59من بابا این ماشن صاحبمونمه
18:01باباشن خادم بگه بگه بگه
18:02نه دست شما درده کنه
18:04آقا اصل قضية خود شما این
18:05و اگر نه من ماشن رو از هر کسی که میتونستم بگیرم
18:08آقا صادف من بیام
18:09مجلس خاستگاری فاملیه شما چه بکنم
18:12اصلا من بمیاد بزرگ تر باشم
18:13فرماین شما تاج سرین ورمون دون برام
18:16اصلا شما نباشی کی میخواد خطبه حق دو بخونه
18:23آقا صادف جان
18:24من گفتم دنبال یه بحونه خوب بگردید
18:27واسه خوندن محرمیت بینی بچه
18:30حالا دیگه بحونه رو بحونه نکنه
18:32بحونهش که خوبه
18:34پر هم گرفتار شدین
18:36ما با این رحمانی بدبخت
18:38به دختر خودش
18:39یعنی الان که دیگه باید بگم دختر من
18:41به دختر من نامحرم شده
18:43آواره شده این بر
18:44اون رو میخواد برگرده سر خون زندگیش
18:46شما به گفته خودتون بیاین
18:48یه سیغه محرمیتی بخونین
18:50که این دوتا عروس پدر شوهر بشن
18:53محرر بشن
18:54قال قضیه چندشه بره پیکارش
18:57واسه یه آقا رزا چی؟
18:59واسه آقا رزا محرمیتش چی کار کردید؟
19:00اون رو صحبتی نشد
19:01آقا رزا اصلا مشکلی نداره
19:03اون چون از طرف خانواده ما شیر خورده
19:05محرمه به ما
19:07این مده خود و زنش نتونسته به بچه شیر به
19:09این هم مشکل برخوردن
19:10شاید الان که شرط استقاره
19:13اصلا نیازی نباشه
19:15به ایجاد محرمیت بین این بچه
19:17خوب
19:17بالاخره بعد این هم مثال شما فهمیدید
19:19که بچه هاتون با هم عوض شدن
19:21خوب
19:21بل
19:22من میتونم یه استفتا بگیرم
19:23ببینم چی میگن
19:25ها
19:28حالا اینا الان باید بگی
19:30آجی
19:30چی کار کنم الان به ذهنم خطور که بردر
19:33سلام
19:34علیکم
19:34حالایکم السلام
19:37ها حاجه ها بذار طبق همون نقشه های خواستگاری پیش بریم
19:40قال قضیه رو بکنین
19:42بلکه وصلت کردیم
19:43ما دو تو بابا هم به بچه همون رسیدیم
19:45این قضیه هم بین من و شما و رحمانی و خدا میمونه
19:49هایش میپنم از از گول بونت برم
19:52کشم
19:53زنده باشی
19:54خیر باشی
19:54و خدا خیرت
19:56سلامت
19:57زنده باشی
19:58دست در نکنم
19:59ردات باشم
20:00خداحافظ
20:00خداوزی کردید
20:01خداحافظ
20:05خداحافظیت نکن بابا همون رسیدیم
20:07هایچه هایچه هایچه هایچه هایچه هایچه هایچه ها
20:09بریم تو بابا
20:09بفرم
20:12بفرم
20:17بفرم
20:19درگز
20:21فاشو
20:21فاشو برو خونه دیگه چقدر بیزوغی تو
20:24یه رب دیگه میرم
20:26علم مساله باز اصلا برم مهم نیست برداشتیم
20:29خب واقعا مهم نیست
20:31آره
20:32دیدم سر کلاس تاشی لیست سوال میبشتیم پسر رو ببرسیم
20:35علای فضول
20:36خواستم جورش دست خاله بباشم
20:39یاده در اکسش رو بگیری بفرستی باسه منو
20:41اکس پسر رو بگیرم بفرستم باسه تو
20:43آره دیگه با با سمانه یه ماسر خواستگانش
20:46اکس گرفته بودم پسر فرستاده
20:48به توی گروب بیس نفر همزمان داشتن
20:51رو روش لذار تفاصل سیمیدادم
20:53آخر سرم با نظر اکسریت دست سرش کرد
20:55کلا خانوادگی دیم بوده
20:58بدشم
20:59من که قرار نیست بله بگم مشورت بخوام
21:02من میگم لگت به وقتت نزن حالا که میگی بابا تماهنگه
21:05مامانم که نیست
21:07تازه معلوم نیست پسر رو ازم خوشش بیا
21:09شاید بدصریقه بود خوششونم
21:11ویل کن درست تو بخون
21:13ازدباش چه تو اینو سن
21:15خدا شانس بده
21:16یه قد بفرستش خونه ایمان
21:18یه خونه ایمان
21:20نکجا شنید
21:26فکر میکرده تو یه روز دوتایی با هم داماد بشین
21:29نه
21:31چه حسی داری از این که من قرار شوهر خاله خانومت بشم
21:35حسه خیلی بدی دارم
21:37اه
21:38به نتون بخواد
21:40نه به خاطر شما نه
21:41تا چی؟
21:42به خاطر خواستگاری
21:43خیلی دلشوره دارم
21:45طبیعی دلشوره داشته باشی
21:47هر کسی هم جایی من و تو باشه دلشوره داره
21:49سبزی تو نمیخواه بریم بخاریم
21:51قرار دوتایی با هم بریم زن بگیریم
21:54بس حبیقیه
21:56آخه
21:57آخه چی؟
21:58اوز پرویز راستش
21:59من یه شروع نموفقم پیش باباش داشتم
22:03اون سینی شربته رو میگی صادق گفت
22:06با همین خنده
22:09اون یه ذره اعتماد به نفسم هم نابود بودم
22:11آی خدا
22:11نه بابا با تو نابودم
22:13یادی یه خاطره دیگه افتادم به اون دارم میخندن
22:16باشه من هم باور کردم
22:19الان
22:20چون تو سوتی دادی ما نباید بریم زن بگیریم
22:24نه
22:25پچی؟
22:26ولی
22:28بیشتر از اون سوتی از این میترسم که
22:31به ام بگن برات زوده
22:33هنو دهنت بو شیر میده
22:34بیا بریم بابا جون بیا بریم عزیزم
22:37اگه میخواست این رو بگن که کلن را همون نمیدادن
22:40شما مگه بابا ما نمیشنسی
22:43پس هم بگه مجبورشون کرده
22:46بیا برگر بیا برگریم
22:48این تو زن بگیریسی احساب من هم خودده کن
22:51بیا بریم کچم برده بزنی
22:52نه نه نه استفریز
22:52زرم صحب کناله چیزی گفتم بیا بریم دیگه
22:54اشتر بکردم
22:56اگه در ناره قرآن بزارم توچی من
22:58بلکه یک خور به سکته نکنم
23:01برای شیرم که هم برگرده
23:14خیلی ممنون
23:20سلام مشدی
23:25بابا جو
23:27میبینی که دستم پره
23:30مگه شما الان نود خونه باشی؟
23:33خب کتاب خونه هم خونه ی دوبام آدم دیگه بابا
23:35خب یه بار هکی میذاشی بعد اومدنه خاستگارا میامدی
23:38هنوز که دیر نشده بستی زیارتت قبول
23:41ای که ننداز
23:43حالا ما یه بار مجبور شدیم تو امرو یه دروغ بگیم
23:46بالا همه منتظر صحبتی هنم
23:48بله میدونم خودم رفتم شاب دلزیم یه چیزهایی گرفتم اگه بعضی ها لونی کدن
24:01بفرماییم
24:02منا منا آجیب میاد بجام
24:08بگام صادق اگه یه وقت مجلس یه گرد
24:13من یه دهن آواز بخونم پشکشون میاده آقا
24:16نه بابا میتونیم بینیم کمسرت بدین
24:19خوب همون خاطره رو میگم
24:20محشن بگم کم شده بودن
24:22حالا نمیخوطیم اینقدر صحوق داشته باشی
24:25یه توکه پا داریم اینیم طرف رو ببینیم
24:28تابلو بازی در نیار دیگه
24:31باشو باشو
24:32باشو
24:33این چرا از بازی کردنه
24:35اصلا نیست یا
24:37من در میان جم او
24:40دلم خون رحمانی اونجا چرا؟
24:42که نظر تو
24:44عروس مثل دوختر آدم نمیمونه
24:46بگوی داری آره میگاره
24:49این جوری هم برمیزن
24:51فکر میکنم دارم بینم دختر خودمون ببینم
24:55با
24:56این عده ها چیه در میاری با سمت سیبیل؟
25:04الله اکبر
25:06عجب
25:10باشو
25:11ماشه الله
25:11ماشه الله
25:12ماشه الله
25:12نیگاره
25:13خانم بیا شادوماتو ببینیم
25:17قرردت به توانيا الى مضحك اجربت
25:20وكذلك فرانت برمه موقعه
25:23ها ندية
25:26وابده داقی اخلاحشام به من نمیدن
25:29اجه اجابه اجتماعي
25:30كشم با قدرت محسنين
25:32امام روز اتباه
25:34اما باقربز بعض همان من اجراً من نجرب اجراً
25:37حالا محسن همان شما رو بگیرن
25:39محسن به قولهمی قبولتون کنن
25:42چطا همان بگن قولهم نبهد بدمون بیاد
25:45انت بابا بي شما بگن شطور؟
25:47م ها ما با تون بگن زرافه؟
25:49بابا استردت بابا قبولتو به شما تو بطولن ازدواج کنن، تمام شو بره؟
25:54بابا میترسم دست سکم بگیرم
25:57خصوصا با اون گندیکم موشب زدم
26:02محکم باش فرزندم
26:04بابا من آبرو بذاشتم وسط
26:06لبالو، كتن، جمع کن
26:09کار رو بست بار اول به اسكرین، بعد به اسصالق، بعد به او...
26:13لا، ما خودم دوتا جمع شوهر
26:15صلاح الله محمد بالمحمد
26:17لا، صلاح ببين بسر رو ببين
26:20ماشالله، فزار، ماشالله
26:22بها مادرت شاد باشه
26:24بها حدية شاد باشه
26:27حالا احساسيش نکن خانم، بگر من اینو
26:30بگر دور سر و دوتان بچم
26:33شهر، ماشالله، ماشالله، ماشالله
26:36طبعه که کسی چشم نمیزن
26:40ماشالله، ماشالله
26:41بابا سر تحت تو گوشی بیار بیرون
26:44ماشالله، ماشالله
26:47شوال، بابا این چه قیافه ای برای خودت درست کردی؟
26:51یه امتیاز تو لیگ ازت کم میکنم به خدا
26:53امین، بابا شخصی کنم
26:56امین؟
26:57هره؟
26:58اما باشی شوخی کردیم، به خودش گرفته
27:01حالا هم نشدی، بابا شبیه انجدن شده، بابا رو ندارم من
27:05بابا، این اونجا آبرون رو میبره ها؟
27:08نمیشه به اون اپشه استادش؟
27:11نه، من مسئولیت بچی مچی قبول نمی کنم
27:14بابا، اول آخرش این شاگرد و استاد باز آب رویسیت ما رو ببرن
27:18حالا تو خاستگاری نبرن تو عروسی
27:20حالا بذار ببینیم با غلام قبولش میکنه
27:24چی شد؟ چیز بدی گفتم؟
27:27نه؟
27:27نه، حالا با اونبان غلام هم قبولشون رو کن شطر زرب
27:32آقا، ما کشک خاستگاریمون هم خوردیم، فقط میمونه حاجی بیاد که
27:37به ازن خدا حاجی هم رسید، بریم، بریم، بریم، بریم، بابا، هنو با ها گل و شیرینی هم بگیریم، بریم
27:42همی رو، من نگردم ببینم خونه رو منفجر کردی رو
27:46میکه دینامیت هم؟
27:48نیستی
27:49بوده من ببینم، چه ولی سرش رو برده؟
27:52هیچی
27:53آره، معلوم هم میرفوند
27:57یه طرفی کنی که بزن تو بیشم
28:00نمیخوام، به اون اثبت
28:13بالا شلوخ نکنید ها، کانورستانی هستاد نداره
28:16خوب، خوب، اگه شوهرش اومد چی؟
28:19نمیاده، اش اومدش میره اوتا
28:21تو هواسطش اینو بوده بوده نکنه
28:23خوش، ما پازل بازی میکنیم، بعدش هم نقاشو میکشیم
28:26من هم که با تبلت بازی میکنم
28:28تو با تبلت نفس میکشی، بازی چی؟
28:41سلام؟
28:42سلام، ببخشیت زحمت دادیم
28:44خوش اومدیم، بفهمون تو؟
28:47بیرچو
28:49داری تو بچه
28:52خدا نگهد
28:53مگم آبایسو، سیکو دختن؟
28:56یه وقت هلوارت نداره زودی بله بگیا
28:58تو که هنو سن نداری
29:00قشنگ برو زندگیت بکن، بچه
29:02کیفت بکن، درست بخون، شوار میخوی چیکا؟
29:07نکنه بازوریده؟
29:09نه، مامانم که گفت، قضیه جدی نیستش
29:12ها آمو دل دیون بازی در نیاری خودت بهشون بندزی یا؟
29:17مثل من، هولورت نداره خودت بدبخ بکنی یا؟
29:21قشنگ برو درست بخون، هر وقت خانم دکتر شدی؟
29:25کلی آدم حسابی پشت در خونتون صف میکشه؟
29:28مامانت میگفت میخوای دکتری بخونی، ها؟
29:31بله، بله، ببخشید، من برم ها این دیگه، خوادف هستم
29:35حالا خواستی بله، بگی، یادت باشه، حق تلاقورم بسونی؟
29:45بچه میشین اینقدر آتیش نبا، آرون نگاه؟
29:49مادر شوهرت به فهم خبرش نکردی، ناراحت نمیشه؟
29:54خب نیشد که بهش بگم به بهونه نرگست میخوایم خواهرم و به اون آقا آشنا کنم، اینجوری همتا خراب میشدی
30:00هم من؟
30:03من که میگم این زرنگوزیت اصلا جواب نمیده، چون اونا بسی نرگست میان، شما بگین نه، دیگه محتل من نمیشم
30:10خب میخوای بگیم آره نرگست رو تو 17 سال لگی شوهر بدیم، از اول هم قرابط خواستگاری نرگست سوری باشه
30:16بچه هم تو چرا اقا خودو دست کم میگیری؟
30:19البته من حاضرم به خاطر خاله بهشون جواب مستد بدم که دوتایی بشیم عروسشونا
30:24وای، خب نمیخواید اینقدر شیریم بازی در بیاری، از ببینیم توکل به خودو چی میشه، نگران نباشه
30:33خله، رنگش هالم جیغ نیست؟
30:35نه، قشنگ ها چطور؟
30:38پس میروم اوزش کنم
30:39دیوونن
31:01اینکتر تو
31:03محطور گریه کنی، دفعه
31:09najبوندی
31:11ولكنه لا يمكن أن يكون بسراته تدركت
31:15ويجب أن يكون مجرد أنه يكون بسراته
31:17لا يمكنك أن تكون بسراته
31:22لقد تفضل عقا صادقه هم الآن حالتو رو داره واسه دخترش
31:28ولكن قوى باش آقا محمود
31:31محكم و استوار
31:37ترجمة نانسي قنقر
32:03من صورتم خیصه یکی دست بزنه من مرمورم میشه
32:07بابا یه دونه مو بود میخواستم بردارم
32:09باشه من خودم بردارم صورتم خوشم کنم
32:13یا خدا اینا اومده هم
32:17اومده چیه؟
32:19هیچی
32:19اگه میشه شما برید باشون صحبت کنید من برم تو همهوم
32:23زشت جلوی دخترت این بود محکم استوار بدون استرس
32:29نه آخه مسئله یه چیز دیگه است
32:35نه مسئله همون استرسه
32:37شما داره باز کنید
32:41سلام بفرمین در خدمتون هستیم
32:45بریم اومدشی
32:52شما در خدمتون هستیم
32:58شما در خدمتون هستیم
32:59ارگوز ارگوز در نظر در نظر
33:00چرا؟
33:01من نمیتونم بیاری
33:03خلبم قرار جاکر میشه هاج آقا مینونه
33:06بله من اطلاع دارم
33:07من که مرم نشی کسی نگه
33:10چی؟
33:11من که قرار نشد هیجانتو بروز ندی
33:13برای خواستگاری پسرت که اومدیم
33:15الان هیجانی شدی برای خواستگاری پسرت دیگه
33:18آفه
33:19آه بله بله بله برای همینه
33:20wen نمیتون من الحاجان
33:22ما زالفي انها عندنا different shots
33:23متذكرا من يعيش انتهم شيء
33:26there were no longer
33:28مش؟
33:28هاهوار مش ديگه
33:30من ص tungت ايجا للمشاك سميب
33:35صلاح
33:36صلاح
33:37وسلاح جائعا
33:38جيد خوش ع Server
33:40مسortonسن
33:40ment
33:45مهي
33:52شكش شكش
33:56ساري
33:58ساري
34:02شكش
34:03شكش
34:07شكش
34:09شكش
34:10ساري
34:13ريكو هكذا شكش شده
34:15آقا رحمة
34:30ها
34:31مهي
34:31ها
34:32مهي
34:33ها
34:43مه
34:44مهي
34:45هلو ببخشون من هم احساساتی شده هم خب ما سالها سی بچه ها رو ندیدیم
34:50وله خب بله ما یه دفعه میبینیم شون انقدر بزرگ شده هم
34:54و عشقمون درمی آدنید
34:57درسته؟ یادته لبه این رضای ما رو میکشیدی
35:00میگفتو این بچه آخرش داماد خودم میشه
35:04بله بله بله اتفاقم به خاطر همین بود که گریم گرف
35:09قاضی سرنوشته دیگه
35:11عجیبه
35:12من امن بعد از 19 سال دوری وقتی من رو دید انقدر احساساتی نشد
35:19پری جان شما به نظرم اون گوشی تو بذار رو حالت بیسه دار
35:26انا انجامش میدن
35:28ما این گلا یکانی میلون خریدیم اون شیرینی هم یه میلون
35:34آجان خجاله
35:35دیدین چه با مذهب و میلون؟
35:38بابا جانا کسی از شما پرسید که از این چند میلون؟
35:42آخه گرونه باید بدونه
35:44تو بگذاشتی یکم بگذره
35:46بابا جا
35:47یه نفسی دازده کنیم
35:49بعد آقه رو حیثیت من رو بگردیم
35:52ده امتیاز تو لیگ ازت کم شد
35:54نه بمخشید بمخشید بمخشید بمخشید
35:56خیله خب باشه باشه باشه باشه
35:58باشه ده امتیاز هم به هم ترزاپه که ادام ساکیه میکرده
36:01اچه هم دیگه حیفی نداره
36:03اطفاقا دو قلوهای ما هم هم اینجوری هم
36:05یه جا که میریم یه کاری میکنه آب روی ما میره
36:12بله آبا همون دقیقت کردی از وقتی که اومدیم
36:15فقط منو شما داریم حرفو زنیم
36:17مونو میخندیم جما همه ساکتانه
36:19اگه اجازه بدین دیگه وقتشه که اصل کاری رو برن هر بزن
36:23بله حتما حتما بله بله
36:25یالله
36:32میبخشید ولی من دارم میرم آشباز خونه کار دارم
36:35نه من با شما کار دارم زانو
36:38خطر خواب رو
36:40خطر همین بلند شدم
36:42تو رو گزگز میکنه بی صاحب
36:52بیدار شد بیدار شد
36:54بیدار شد بیدار شد
37:03نه منظور هم اینه جوون ها برن حرفاشون رو بزنن دیگه
37:06آقا صدق اجازه بده خودمون یه چند کلم حرف بزنیم
37:10یه چایی از دست عروض خانم بخوریم
37:12حالا حرفو که میزنیم خانم
37:15چایی هم فکر میکنم
37:16رست ندارن آقا معمودینا که دختر بیاره
37:19درست میگم؟
37:20بله همینطوره
37:21خب آقا معمود شما
37:24چیز رسم و رسوم دیگه ای ندارین؟
37:28رسم؟
37:30بلاخره اگه رسم و رسومی دارین
37:32یعنی الان بگین که ما بدونیم
37:33خب بله بله آره اتفاقا
37:35ما یه رسم جالبی داریم
37:37تو مراسم خواستگاری
37:38برای دختر رو به سر محرمیت میخونیم
37:41برای یه ساعت هم شده
37:43محرم میشن به هم دیگه
37:44که راحت حرفاشونو بزنن
37:46دیگه مثل این آقا رضای ما
37:48سرشونو از خجالت پایین ننزن
37:51ماشالله ماشالله
37:53ماشالله
37:54بله، حالات آقا رضا پسر من هستن
37:58زنده باشیم
38:00ببخشید آقای رحمانی این
38:02چرا رسمی که من ازش اطلاعی ندارم؟
38:06چرا؟ مگه تو خواستگاری خودمونم
38:08برای ما محرمیت نخونن؟
38:10نه
38:11خب، حتما یادشون رفته
38:13وگرنه ما از طرف بدری
38:15جد دهنر جد رسممون همین بوده
38:17همین هم رسم بدی هم نیست
38:19چطوره بگیم؟
38:20حاج آقا همینالله
38:21خطبه محرمیت رو بخونن
38:22چه همه چیزش هم جور شد؟
38:25حاج آقا بفرمایید
38:26والا، چه ارز کنم؟
38:28برخدمت هم من؟
38:30نه، نه، حاج آقا
38:31مگه اصلا نیازی به این محرمیت هست؟
38:34اه، در شرایط عادی، خیر
38:37خب، مگه انا شرایط غیر عادیه؟
38:39خیر، ظاهرن که نیست
38:43والا به نظر منم نیازی نیست
38:46خب، یه کار سیغه برای چی؟
38:48خانم، اجازه بدیم به رسم و رسومیشون احترام بذاریم
38:52حاج آقا بسم الله
38:54نه، اصلا چه رسم و رسومی؟
38:56حاج آقا، لزومی داره این کار به نظر شما؟
39:00آقا، یه دلیل منطقی باید وجود داشته باشه؟
39:02من بعدم مفصل برای شما توضیح میدم
39:05نه، لطفا شما همین الان توضیح بده
39:07الان بهتره که وقت جمعو نگیریم
39:10زمنا یه ساعت محرمیت خونند در حضور بزرگتره که چیزی نیستشه
39:14نمیخوام برن گشت و گذار که
39:17حاج آقا بفرناید، بخونید که دیگه علکی هم قضیه پیچیده نشه
39:22بسم الله الرحمن الرحیم
39:24چرا من فکر میکنم قضیه یه چیز دیگه است؟
39:27خدا بگم این زنه را چی کارش کنه
39:30آقا برو دیگه این مرا پیداد نشه
39:32خب؟
39:33خیلی اعترامشو نگه دارید
39:34خب؟
39:37اگه دختر خوهر مرحومت هم بود هم اینو میگفتی؟
39:40لاقل برنامه شو به چیم ببینیمشون هر چند وقتی بود؟
39:44تو رو دروسی خواستگاره یه سوریه این حرف رو نمونی ها؟
39:47ببخشید خانم اگه نظر تو این بود که میگفتید ما مزهم نشیم
39:50بهشه بعدم به خودت بگی فرصت سوزی کردم آماما
39:53ولی من ات خالش خیلی خوشم بود
39:55چی گفتی؟
39:56باید شباحت دارید شبا به هم
40:01حرف من اینه حیف این آقا رضای من و نرگز خانم این آقا محمود
40:05در او تخته باشن و ما این دوتا رو به هم جفت و جورشون نکنیم
40:34موسیقی
40:35موسیقی
40:35موسیقی
40:36موسیقی
40:40موسیقی
40:42موسیقی
40:42موسیقی
40:44موسیقی
Comments