Skip to playerSkip to main content
  • 13 hours ago
Transcript
00:04موسیقی
00:23آقا شما اصلا حواستت نیست و من با این شرایط خونه خودمان نمیتونم بگم بگه
00:28آقا همون موقع باید شیر میداد اینه
00:30شبیه اونم نکنه خبریه
00:31اشتباه نکنی دختری تو شوهر بدیر
00:34نه با باشم
00:35شوهر کدونه
00:37صادر
00:37تو انگار میخوای یه چیزی بگی
00:40داری ملاحظه یه منو میکنی
00:41خب پس بقله خودم
00:44نزشته جله مردم
00:46شما هم که نمیذاری اصلا قضیه رو بهشون بگین
00:48مامونم الان قاطیه
00:50شاید بیا تبلت ها ازم بگیری
00:52بعدا جواب میدم
00:55آقا نگید نمیذاری
00:58بگید نمیشه
01:01چی گفتی
01:03الان آنی منو تحدیدم میکنی
01:32موسیقی
02:02موسیقی
02:30موسیقی
03:00موسیقی
03:31موسیقی
04:01موسیقی
04:23موسیقی
04:24موسیقی
04:25موسیقی
04:25موسیقی
04:27موسیقی
04:37موسیقی
04:38موسیقی
04:40موسیقی
04:40موسیقی
04:44موسیقی
04:45موسیقی
04:48موسیقی
04:51نگه یه چیز قیمتی تومه
04:53نه یه چند تا کتاب و یه چند تا لباسه
04:57از چرا اینقدر صف گرفتیش
04:59صف نیست نگه اشتشم نیفته رو پاتون یه و خدا نکرده
05:04دیپلومه ای؟
05:05چونم؟ نه من فاقلیسانس هم
05:09ولی من دکتران
05:11چه جالب چه رشته ای
05:15سرغت
05:18بله
05:19از بیرون خوشم نمیاد
05:22میخوام برگردم تو
05:24جسارتن تویه؟
05:27زندان
05:31به سلامتی
05:33مسخره کردی؟
05:36نه آقا مسخره چی؟
05:39من ازم منظوری نداشتم
05:45ببخشین من
05:46اینجاها باقید پیاده شم
05:48بایدتو مرخص میشم
05:49بایدتو مرکرده شم
05:56ببخشین
06:16بایدتو مرخص
06:27موسیقی
07:13موسیقی
07:20ممنون
07:33آقا خدا خیرتون بده
07:35زحمت نکشین یه بالش برای من کافیه
07:38شرمنده بحیش رو دیگه خودتون پنگ کنید
07:43باش باش
07:47حالتون خوبه؟
07:58موسیقی
08:04آقا اگه حالتون خوبیست بریم دکتر؟
08:07نه بابا
08:08دو این ساعت دیگه دکترم گرفته خابیده
08:12من یه خود بخوادم حالا خوب میشه
08:17موسیقی
08:18آقای سرخی حالتون طبیعی نیسته
08:20میخواین یه زنگ بزنم ارجانس؟
08:21نه بابا ارجانس چیه؟
08:25زنگ بزنید آتش نشانی بیاد خاموشم کنه
08:33موسیقی
08:33اگه بابا
08:34حالا من اینجا هستم دیگه
08:36یه وقت
08:37حالتون بهت شد بگید
08:40شب خیل
08:41موسیقی
08:54موسیقی
09:04های سرخی
09:08عجیبه انگار منم سردرد گرفتم
09:12اگه تلقین نواشه
09:15احساس میکنم بگی نگی منم حالت تعبو دارم
09:19میتونم بلنشم یه لیماناک بخورم
09:31سرم جا درد میکنه
09:35قضای مشتره که نخوردیم
09:38آبم که هنوز نخوردم بگم اون مسموم هم کرد
09:42این روز هم که به این زودی منتقل نمیشه به بدن
09:46نه آقای سرخی
09:47نه
09:51فقط میمونه یه رو
09:55اونم آقای مسمومه
10:18آقای سرخی
10:20آقای سرخی
10:23آقای سرخی
10:23بلندشم
10:23آقای سرخی
10:32می‌گوشنوگ نوردن
10:33می‌گوشنوگ خربن آنسال
10:33می‌گوشنوگ خربن نوردن
10:39نوردن
10:39ور برای اصخی
10:39را برای اصبح را دیمه
10:49نوردن نوردن من داد
10:57کمک! کمک!
11:00جنه! جنه یکیریز کمک کمه!
11:03کمک!
11:05کمک!
11:08کمک!
11:10آقای سرخی!
11:12آقای سرخی پاشا!
11:14آقای سرخی پاشا!
11:23آقای سرخی پاشا!
11:27آقای سرخی پاشا!
11:38آقای سرخی پاشا!
11:39آقای سرخی پاشا!
11:45آمه جمعه سرخی پاشا!
11:47آمه جمعه مردی!
11:47بازم میگین نه؟
11:49حالا که تو مردن من؟
12:11این دردن میرن به تو و اون سرای داره کمک کنن!
12:17تو بهشم زنگ زدیم
12:23آره می دونم
12:26ولی مگه احلام من نباید تو مدرسه باشم
12:29چرا
12:30باید تو مدرسه باشیم
12:33پس چرا اینجا
12:36حتما خوابم
12:41می دونیشم وقت خوابتو نهیدم بابا جون
12:44نه من هنجام
12:46خواب نیستی
12:48بیداره بیداری
12:51پس یعنی شما زنده شدی
12:54من که سه ساله پیش مردم
12:58یادت رفته؟
13:00نه یادمه
13:02چرا پس من نمی فهمم قضیه چیه؟
13:06یکم فکر کنی می فهمی
13:18اون من نیستم
13:23چرا؟ خودتی؟
13:25پس
13:26پس اینی که الان خودم هم کیه؟
13:29گفتم که بهت
13:31فکر کن
13:34هی وای
13:36چرا همه چی داری
13:38این زندگی پس از زندگی می شه؟
13:40اینی چی؟
13:42زندگی پس از زندگی؟
13:44شبکه چهار؟
13:47من همون موقعم که زنده بودم شبکه چهار نمی دیدم
13:52من آقای سرخی که با هم مسموم شدیم
13:55پس روح اون که؟
13:56اون هنوز عمرش به دنیاست
13:59نشد همسفر تو باشی
14:01قبول نیست
14:04اون که حالش از من بدتر بود است
14:06تخصیر اونه که آبگر کنش ایراد داشت
14:08عرص نخور پسر
14:10این حرفا دیگه چیزی رو عوض نمی کنه
14:18یعنی جدی جدی مردم؟
14:32حالا اینقدرم ناراد نباش
14:34پیش میاد دیگه
14:36چی چیو پیش میاد پدر من؟
14:39زندگیم رفته رو هوا؟
14:41منم اولای موردنم همینجوری به هم ریخته بودم
14:45کم کم برای دادت میشه
14:48خدا رو شکت نافیک می زودتر میرسه
14:51دیگه زود برسه که چی بشه؟
14:53شاید بتونن احیام کنن
14:55خیلی اینجوری برگشن به زندگی
14:58شما اون برنامه عباس مرزون رو ندیدی
15:01بی خودی دلتو خوش نکن محمود جان
15:03شد یه بار در من رویه بدی بابا جون؟
15:07آقا برو دیگه
15:09تو رو خدا برو گازشه بگیر
15:11مثل این مر...
15:16صدا آمد از قبل
15:17تو نشنیدی؟
15:18من کچه در نشتیم
15:21به اینم فکر کن که اگه زنده بمونی
15:25ممکنه حاصیب مغزی ببینی
15:26یا اینکه مشکلات دیگه ای برات پیش بیاد
15:30خدا بخواد پیش نمیاد
15:31من فقط نگرانه اینم که در مدرسه رو کی براشون باز میکنه
15:43یادم نبود
15:44اتفاقی در رو براشون بازگذاشتم
15:47خوب اقلن یه مرحله جلو افتادی
16:12رحمه الله من یه غره الفات و همه از ظلمات
16:16باز
16:18دیگه باید امیدوار باشم از روی دیوار به پرنداخل
16:24حقیقت رو باید قبول کنی
16:27دیگه مردی تموم شد رب پی کاره بشه
16:43اینجا دیگه کجاست؟
16:47محلومه دیگه
16:48آزمو ایشگاه
16:51دم مرگ
16:53انگار همه حسرت های آدم بیاد جلی چشماش
16:59همیشه دوست داشتم توی همچین فضایی کار کنم
17:03یه محصولی اختراک کنم
17:07افتخار مبلکت بشه
17:08ولی
17:11آره
17:13من نذاشتم
17:16گفتم بودم پروازین نکن
17:18برو یه جا کارمند شو
17:21حقوقتو بی درد سر بگیر
17:25نگران آیندت بودم
17:27اتفاقم معلمی رو انتخاب کردم
17:30که هم به علاقم برسم
17:31هم شبیه کارمندی باشه
17:34که شما هم به هم گیر ندید
17:37ولی بابا
17:37من برای همچین جایی ساخته شده بودم
17:41واسه کار عملی
17:44اختراح
17:45ابتکار
17:46آزمایش
17:47ولی نجنگیدی به خاطرش
17:49همین کتا اومدناد منو میترسند
17:54همش فکر میکردم
17:55بعد از من چه بلایی سرت میاد
17:58اگه به جاد دویدم
18:00اگه به جاد حرف سدم
18:03اگه به جاد انتخاب کردم
18:07فقط به خاطر خودت بود
18:09از سر دلسوزی همه کار به جام کردی
18:14بعدشم شاکی شدی که چرا هیچ کاری ازت بر نمید؟
18:18یه جوری اشتباهاتمو زدی تو سرم که جرعت نکنم
18:22قدم از قدم بردارم
18:25سر خاکتم گفتم
18:27هزار بار حلالت کردم
18:29ولی به خدا بابا
18:32ترس اون روزا با هم موند
18:35سابون یکی از وسایل بیارزه
18:41دیچ
18:42سابون با سینه یا ساد
18:45چقدر کودنی تو بچه
18:47به دیوار اگه این همه گفته بودم یاد گرفته بود
18:51پاکش کن
18:52بابا یادته امتحانه سلسه دوم
18:56دیکته شدم هیفته
18:59تا سلسه ثبوم هر شب بام تمرین کردی که بتونم جبران کنم؟
19:04دانش آموزان خوب
19:08خوب
19:08باید سخمی گرفتم
19:11بیس بشی
19:13بد کردم
19:14همه نمره هم بیس بود
19:16ولی فقط همون یه هیفده به چشت اومد
19:20وقتی یه بند کم و کس را آدم ها به روش میارن
19:24کم کم باورش میشه هیچ خوبی نداره
19:27نقطه سر خط
19:28ریش هم سفید شد
19:30ولی این احساس بیکفایتی هیچ وقت بلم نکرد
19:34بچه ها هنگام رفتن
19:36به خانه
19:37یه اون وحشت کردم از هیفته گرفتن
19:40از مدیر
19:42هر سو بار اومدن بابا
19:44نجوم دیگه
19:45هر سو بار اومدن
19:46پس قبر نداری؟
19:49من چجوری بار اومدن که شدم این بابای سخبیر
19:53بیر
19:55باز خوبه تو
19:57با بچه هاد مثل من نبودی
19:59خواهد تون سرد کنم بچه
20:01آخرش هم ایچی نمیشی تو
20:04بیارزه
20:05بنویس
20:14چرا یهوی اومدیم اینجا؟
20:16چرا روز شد؟
20:19دفن جنازه در شب کراحت داره
20:22کدوم جنازه؟
20:26قرار اینجا خاکت کنه
20:31خیلی هم از هم دور نیستیم
20:33قطع خوبی گیرد اومده
20:37دسترسیش از مال من خیلی بهتره
20:43میدونم
20:45هنوز تایده لدیه نیم که امیده هست که برگردی
20:49ولی تو چشم هم بزنی
20:52گذاشتنه زیر خاک و تموم شده رفته
20:56گستشو نخور
20:57باورم نمیشه
21:00آدم یه جوری از مردنش
21:03جا میخوره که انگار خبر نداشته
21:06قراره بمیره
21:10حالا چطور گذاشت امرت؟
21:13کتا
21:14ولی پر از استرس و استرام
21:18تخصیر من بوده بابا
21:20نه
21:23خودم هم تخصیر داشتم
21:25اگه یه بار دیگه زنده بشم بابا
21:29پدر خوبی میشم برات
21:32تو چی؟
21:34اگه زنده بشی؟
21:37چه کارا میکنی؟
21:39من
21:42شاید دور میریختم اون ترس های قدیمی رو
21:45انگار اصلا زندگی نکردم به خاطرشون
21:50یه کار نیمه تموم هم دارم بابت نرگز
21:55تنه اصلا دیگه اهمیتی نداره
21:58این دستم از این دنیا کتا شد
22:02میدونی بابا؟
22:05بابا؟
22:07بابا کجا رفتی؟
22:12بابا؟
22:13بابا تو حد اقل تو این شرحیط برن تنها نمیذاشتی؟
22:18بابا؟
22:22خدایا
22:24میشه بدم گردونی؟
22:27آره قبول دارم
22:29من حق نداشتم واسه دختری که دخترم نیست نه این تقلید کنم
22:34پدر واقعیش نبودم که راجع به استفادش تصمیم بگیرم
22:39خدایا
22:41میدونی چقدر حالم بده با اینی که هستم؟
22:45خدایا میدونی چقدر دوست داشتم مثل یه آدم با جربان؟
22:49خدایا میدونی چقدر زندگی کنم ولی نشد
22:52اگه برگردم دیگه دلم نمیخواد اون محمود بیچار و ترسو باشم
22:57خدایا نذار تو زهن زن بچم اینجوری بمونم
23:01نذار بقیه بگن اون خدا بیمون چقدر هیچی نبود
23:07ناغل منو برگردون شده یه بار اون پسر بغل نکردم و بغل کنم بعدش ببیرم
23:15خدایا برم گردون
23:18خدایا برم گردون
23:23خدایا برم گردون
23:27خدایا برم اینجوری برم میری
23:32یه مام ریزای تیری
23:36حالت خوبه؟
23:38نیه
23:38سرای ماروش نخیی؟
23:40دیراز میکیش دیراز میکیش خوب میری
23:43آروم باشم
23:44مهما بلسیم دیمارستان
23:49خدا خیلی بدرام کرد
24:14این که یه نفرتون با این علایم بهتون از اقما در بیادو میتونم حذب کنم
24:18من بیهوش بودن جفتتون فقط تو این فیلم و سریال ها ممکنن
24:21به هر حال چانس کردی
24:23آقای دکتور
24:24ما چی مرخص میشیم
24:27من باید فردون مدرسه باشم
24:30فیلن لازم تحت نظر باشید تا مطمئن بشیم مشکل خواستی میست
24:40شما هم چیزهایی که من دیدم و دیدین؟
24:44من بیهوش بودم
24:46چیزی نپهمیدم
24:48مگه شما چی دیدین؟
24:51هیچ
24:56اگه امشب نایمده به دین من حتما میموندم
25:02موسیقی
25:10السلام علیه یا نبی و رحمد الله و ببرکاتو
25:14السلام علیه نو با علای بود الله سالی
25:17السلام علیه یا برای بوده
25:19موسیقی
25:22موسیقی
25:30هر ایز با این قیافه ای که من از تو دارم میبینم
25:33یه حسی به این میگه تو امروزم باید به حرف دکتورت گوش کنی
25:38یه جایزه بازی خودت بگیری
25:39چیه بازم عوض کرده پاچه کردی
25:42من عوض کرده پاچه کردم
25:44هشته من دارم بر خودت میگم
25:46یه بربری داغ و یه کاس حلیم پر از دارچین
25:51به ننظرم امروز حالتو خوب میکنم
25:53تو چرا اینقدر شیکمون یخصاده
25:57من شیکمون هم؟
25:58شیکمون اونیه که اونروز تو فلافلی پنج تا سه گرسه زد
26:03تو خودتم چهار تا دو گرسه زدی که
26:06چهار تا دو گرسه زدی که
26:06چهار تا دو؟ جدیمه یه باش نم بود
26:09بازم هفته کمتر از
26:10سلام علیفا
26:11سلام علیفا
26:12سلام غرحمنی
26:14از این طرف ها چشت چی شده
26:18چیزی نیست
26:19میشه یکمان حرف بزنیم
26:23داری جان
26:25میشه بری
26:26یه چی
26:29بری
26:30باشه میرم گه
26:33میگیرم میام
26:34بفهم بفهم
26:53باشه میرم
26:54ببیندی شب قلب منو شکوندی قهر کردی رفتی ببین چه بلایی سرتون حد کجا بودی؟
27:00ببخشید من دیشب تو مدرسه سرم بیش رفت خوردم زمین
27:03شب هم همونجا بودم
27:05الان باز دود برگردم مدرسه به کلاس درسم برسم
27:08جایی که میخوری؟
27:09بله بعدم نمیاد
27:11بگرم باز دواره تعارفیم کنیم
27:13نه دیگه
27:14دوره تعارف ملاحظه گذشتی
27:17الان اومدم بهتون بگم که من حق نداشتم جایی شما و دخترتون تصمیم بگیرم
27:23هرچند متقدم که یه فرصت بهتری میشد برای ازدواج اقدام کردیم
27:28اما حالش شما انقدر اصرار داریم
27:30برم مخالفتی نداریم
27:33آبا دمتگر
27:37دمتگر
27:38بایی زودتر خورده بودی زمین چه تا یه شما انقدر محشتی شدیم
27:47عثمتی
27:47من یه سوالی زنم از بچیگی درگیر کردم
27:51این نوشابه ها رو ما میخوریم
27:53میشورن پرش میکنن یا همینجوری میبرن کارخونه پرش میکنن
27:57پرویز بابا ذهنم ها درگیر کردیم
28:00من کمه کم هم بچه که هزار تنگنا خوردم آخوه
28:02اح اح اح
28:04بکن دعنی هزار نفر خورده بس
28:07شما قضیه حوض شدن بچه ها رو بخوانمتون گفتیم؟
28:11نه دیگه بهت گفتم من الان نمیتونم بهشو
28:22یا رفتارشون توی مراسم خاستگاری شک برنگیز بشه
28:25ما باید طبیعت ماجره رو حفظ کنیم
28:28حله
28:30شما هم که به خانومه نمیتونی بگی به خاطر این قلبیش
28:33به بچه هم که قرارش رو نگیم احساساتشون جریه دار میشه
28:36راضی هستی؟
28:38فقط اگه از هم خوششون نعمد لطفا سعی نکنیم نظرشون رو تغییر بدیم
28:42شاید تو آینده بشه بهشون حقیقت رو گفتیم
28:46پس این آخرین گذینه ای ما نیست
28:48من اخری یه روز ظرفیت شنیدنشو پیدا میکنن
28:52آخرین گذینه ای ما نیست؟
28:54یعنی چی؟ مگه ما پنج به علاوه یکی؟
28:56مگه پشت میزم مزاکره بردن؟
28:59اینجوری که تو میگی آخرین گذینه ای ما اینه که دختر من شوهر کنه بره
29:03من بعد سالها برم زنگی در خونهش رو بزنم
29:05میکنم پدر واقعید منم پنگ دیگه بیام ببینم
29:07همون بهتر نیست با رضا ازدواج کنن یه اون بیخریشمون باشن؟
29:12حرفی نیست
29:13من با خانومم صحبت میکنم اون مراسم خاستگاری سوری برگذار بشه
29:18هرچند با این همه عجله شانس محفقیتمون میاد پایین
29:22بابا یکم مصبت فکر کن آقا جم
29:25پس محرمیت من و دخترمونم بمونه برای روز خاستگاری
29:29با اون ایده شاهکاری که شما دادیم
29:31خدا پدر تو بیام مرسی من این رحمانی رو دوست دارم
29:35حالا تا زمان محرمیت اگه خواستیم میتونی بیایی اینجا بخوابی
29:38نه خیلی ممنون زحمتتون نمیدم میرم خونه
29:41بله؟ میره خونه؟ اونجایی که دختر من هست بابا نامحرم اینجر مدوضی نیست
29:46آقا منظورم این که میرم خونه پدری این بیش مادرم
29:49آه اونجا رو صاحب اختیاری
29:53آقا خوشحالم کردیم
29:55قربونشان بس ایشالا با همه همه های میشونی
29:57بیشالا دمتکن آقا رمان
29:59آقا فداچم آقا رمانی یه چیزی فقط
30:01این همکار من اونی اونی پرویس
30:03رمون که رفت که آه همه همه همه
30:06همه که داره نوش آبه مشکی میخوره
30:07این هز بس عذب زندگی کرده خمباد گرفته
30:10افصورده حاله
30:11اگه اجازه بده این من روز خواستگاری بیارم
30:13اش یه گوشه سوم منبک میشینه
30:15چای شیلی نیشه بخواه بلکم یکم دلش شاد شد
30:18اشون مجرده
30:19آره نگه چطور؟
30:21چطور آدمیه؟
30:23خیلی آدم خوبه آدم حلال خور
30:25موردی داری براش؟
30:27شاید خوهرزنم شاید آم
30:29آه؟
30:30تو بعید میدونم
30:31ولی الان من باشون صحبت میکنم
30:33خبرشو به شما میدن
30:34دم اتکن، دم اتکن
30:36بابا تو امروز منو خیلی شادم
30:39قربون شما
30:40قربون شما
30:44خدای شما
30:45خدای شما دارم دغتر دار بشن
30:49عرویس
30:51من به تو گفتم برو برای رسیه کمان یچ
30:53اومدی برای عثمه دی نوش آبه گرفتی؟
30:55گفتی بارو یه یه بگی دیگه
30:57بارو زبانجا بابا بارو شیشه شو بزن
30:59بگی خبر خوش بردانم
31:01بارو خیلی جالت بکش بیا
31:03بیا کاری دارم بادو
31:05نه بابا نه نه به جون آسوم ایتی نمیشه
31:08نه نه نه جون تو نه نه
31:09دست تو جیب نکن
31:14یه خواستگاری نرگه؟
31:15سم گیرداده دیگه
31:18هرچی میگم خانوم هم مخالفه
31:19اصرار اصرار که بذار بیاییم خواستگاری
31:22واسه پسرم
31:24آجاباد هم بیمنطقیه
31:25نه اونجوری هم نیست بنده خدا
31:28زمنا یه پیشنهاد جالب هم داده
31:32چه پیشنهادی؟
31:35گفت یه دوست مجرد هم داره که میشه
31:38توی هاشیه خواستگاری با نسرین خانوم
31:40آشناشون کنیم
31:40آخه من بهش گفتم
31:42خواهر خانوم هم مجرده
31:45نه ببین من با
31:46اصل خواستگاری تون
31:48این سرمسا مخالفه
31:50اگر میخواهیم با مستقیم خواستگاری نسرین
31:53شما هستن قضیه نرگست و سوری حساب کنم
31:58نرگست رو بحانه میکنیم
31:59خواهرت رو نشونشون میدیم
32:01شاید قسمت هم بودن و هم ازدواج کردن
32:05موافقی؟
32:05این من هم هم هستن راحت نیستم حرف بزنم
32:08بعدا صحبت کنیم خوب؟
32:11متظرم
32:12خدا حافظ
32:34خدا حافظ
32:35شما آقا چرا به دست میدید که اینقدر خواهی مارو بیدید؟
32:38هستیدی دارم
32:39من که دایم نبیرم
32:40آخو بازم همون غیر دایمشم خیلی خوبه
32:44من تو را هم کلن سی سر از آتومات هایش دارم
32:47ولی همون هم کلی نیشستم
32:48آره
32:49آره
32:50اونه ما هد انباری خونه ما رو تنیز سی سی ست تو هم بشنیم
32:53آخو بخش آسام دارم
32:54نبعد میگفتم
32:57عرفان
32:57چونه؟
32:58این اون کتاب تست من نیست که چند وقت بیش دادم بهت
33:00آره دیگه همونی که دادی گفتی دیگه نمیخوام
33:02زره ما با قداری شوخی میکنی
33:04انقدر نیاوردیش کلن یادم رفته بود
33:07ولی انصافه همونت دادی کردم
33:08معلوم کاملا
33:09نقاشیه بود سیاق علمه هنوز داخلشه
33:12بیا
33:18ولی خودمونی ماهاجی
33:20چون فرق وسطی داشتیم
33:21آره یادش بخی
33:24یه خرد هل هلکی کشیدم
33:26چطور شده؟
33:28آحالیه
33:30انگار جز نویسندگی صدود تراری هم داریم
33:35خستانه باشید
33:36ببخشید خدمت شما
33:40انشالله انشالله
33:41حالا شما انشالله کم
33:43سبر بدید من خودم پیگیر ماجره هستم
33:45بهتون خبر میدم
33:48انشالله که خیره
33:49انشالله که خیره
33:53چشم خدا نگردار خیریم ممنون خدا نگردار
33:56لا لا حلالله
33:58ببخشید آج آقا یه سوال داشتم
34:00جانم آرزه
34:01راستش یکی از دوستام
34:04تو کلاس نویسندگی
34:06با یه دختری آشنا شده
34:07بعد گاهی همدیگر رو میبینم
34:10عجب خوب
34:11اصلا احل این دوستی های ناجور نیستن
34:13به چشم خواهر برادری به هم نگاه میکنم
34:16چه خوب
34:17خدا خیریشون بده
34:19یعنی کارشون ایراد نداره؟
34:21شوخی میکنم با تا
34:23اها پس مشکل داره
34:25باشه ممنون میخواستم همین رو بپرسم
34:27برم به دوستم بگم
34:28ببین آرزه جان
34:29شیطون هیچ وقت نمیاد به یک سر سربراه بگه
34:32بیا برو با دختر مردم دوستشو
34:35چون میدونه قبول نمی کنه
34:36در عوض میاد بهش یه پیشنهادی میده
34:39که قابل قبول به نظر بیاد
34:41گرفتیم عطلبو؟
34:42آخه فقط با هم تمرین کلاسی انجام میدن
34:45کتاب رد و بدل میکنن
34:47البته به هم پیام هم میدن
34:49ولی مثل بقیه بی ملاحظه نیستن
34:51خوب
34:52اگه فکر میکنی کارشون غلط نیست
34:54چرا آمدی از من میپرسید؟
34:56نمیدونم
34:57شاید چون فکر میکنم درست هم نیست
35:00ببین داداشم
35:02زن و مرد پسر و دختر
35:03این دو سر آهن روا میمونن
35:05اگر یه فاصلهی به هم
35:08نزدیک تر بشن چی میشه؟
35:09بله متوجه هم
35:11سنت بردشم برو با اون دوستت بگو
35:14اگه میخوای با دختر مردم ارتباط برقرار کنی
35:17از راه خودش که میشه چی؟
35:19امر خیر
35:19اگرنه اون دوستیه
35:23اصلا ببینم
35:24تو اگه خودت خواهردشتی
35:25قبول میکردی یه پسر با خواهرد
35:27اینجوری ارتباط بگیره؟
35:29نه آجه خواب
35:30خدا بیا مورز انواعات تو
35:32برا بیا بوری ریساتو بس کن دیگه
35:34منم ازارت کار درم
35:40خیلی کفیتش عالیه
35:41همهی رنگارم داره هر وقت هم تمام شدیه
35:44یه مقدار آب جوش میریزین
35:45یه موده دیگه میتونین استفاده کنید
35:46شما تایید کنید بردش
35:49سندوق اونجاست
35:53سلام
35:54سلام ها زیزم بفرمی
35:57ببخشید
35:58من برای خرید نیمدم
35:59پس برای چه کاری اومدیم
36:02راستش
36:03یه مطلبی هست
36:05که امیدوارم گفتنش ناراحتتون نکنه
36:08من توی کلاس های نویسندگی فرهنگسرا
36:12با یه دختر خانومی
36:14آشناکه
36:16آشنا نه
36:17در واقع هم کلاسی هسته
36:19که میخواستم
36:20با پدرشون صحبت کنم و برای
36:23امر خیل ازشون اجازه بگیرم
36:27دقیقا کدوم دختر رو میگی؟
36:31فکر کنم
36:32دختر شما باشد
36:34واقعیتش
36:36چون آدرسی نداشتم
36:38یه بار تا اینجا
36:39دنبالشون اومدم
36:41دیدم دارن به شما کمک میکنم
36:44پیش خودم گفتم
36:46قبل اینکه به پدر مادرم بگم
36:48بیان برای صحبت
36:50خودم بیام حرفمو بزنم
36:52که اگه قراره بزنید زیری گوشم
36:54یا ردم کنید
36:57لاغل اونا چیزی نفهمن
37:01وگرنه
37:02با اجازتون
37:04میخوام بگم که
37:06بیان
37:16بسلام دادش
37:25سلام
37:25آبجی
37:29ترجیم میدم دیگه اینجوری صدتون نکنم
37:32چرا؟
37:33چون آبجی ندارم
37:36نم ساعت پیش من آغاز باباتون میدم
37:38چی؟ برای چی اونجا؟
37:41رفتم اجازه بگیرم برای خواستی داریم
37:43ای بای
37:45چرا همچین کاری کردیم؟
37:48چون دیگه نمیتونستم خودمو گول بزنم
37:50با اینکه شما اولی نمیتونستم
37:52این ماجره رو شروع کردیم
37:54ولی من هم مقصر هم که ایدواش دادم
37:58خواستم یجوری درستش کنم
38:00که نشد
38:02یعنی باباتون اجازه نداد
38:05با تحنه به ام گفت
38:07الان گوشت
38:08کیلو فلان قدره بعد تو یه
38:10الف بچه میخوای زن بگیری
38:11حالا میدونیم پدران در مورد من چه فکری میکنه؟
38:15نه از اون بابت نگران نباشه
38:17بهشون گفتم ما تا الان با هم حرف نزدیم
38:21گفتم یه طرف ها
38:22از دخترتون خوشم اومده و
38:24بعد آدرس رو پیده کردم
38:26خیلی کار بدی کردین خیلی
38:28من شما رو مثل یه براده
38:31لطفاً تمومش کنیم
38:35با این حرف رو بیشتر از خودم
38:36بدم نیاد
38:38این خط هم رو قرار خاموش کنم
38:40دیگه هم آنلاین نشم
38:42کلاس رو این سمت هم نیم
38:45فقط اومدم همینو بگم
38:49خداحافظ
38:49یا نسه سب کنید
38:52ما هیچ کار اشتباعی نکردیم
38:54که آخرش بخواد اینجوری تموم بشه
38:56اینقدر تل
38:56ولی دیگه تموم شد
38:59بابتون چندتا نقاشی هم ممنون
39:02دیگه واقعا تموم شد
39:04خداحافظ
39:09موسیقی
39:10موسیقی
39:19موسیقی
39:28موسیقی
39:38این
39:39دیوانشون همچنو کردی؟
39:40باشنگ نکشیده با تو
39:41بابا اتفاقا که کرا خودت بود
39:43تازه میخواستم به پسرامد دیگه یک کم منو من بکشم
39:46بگه خیال باش قرر کردم
39:48اینم دیگه شانس ماهید
39:49بخورید. زودتر بخورید. الان زنگو میزنم زایه میشه نیستیم.
39:58این هم پیش.
40:01بکنم این دوزرگیم.
40:04آقایم اگر صلاح میدونی تشریف میگارید.
40:06دانش آنزا خیلی وقت برفتن سر کلاز.
40:09چشم اومدیم. آقا بقیه وزیب امون وزد ساعت برشد.
40:14آقایم. آقایم.
40:15آقایم. این دوسته تو از این جوکایی بیمزد تحریف کن.
40:18همچین سر حال بریم سر کلاس.
40:20شهرمنده. امروز کانالا رو چیک نکردن.
40:22یکی دیگه زحمت رو کشون.
40:24میدونیم وقتی فسن جون صدا میکنن چی جواب میده؟
40:28میگه جون فسن.
40:33میدونیم چرا خورشه میریزن تو ظرف مسی؟
40:37چون رونالدا از خورش خوشش نمیاد.
40:42میدونیم وقتی دو تا خورما با هم دوهاشون میشه چی کار میکنن؟
40:47میزنن نخل هم رو میارن.
40:52میدونیم به موزی که نرسیده چی میگن؟
40:56میگن هر وقت رسیدی زنگ بزن.
41:07من این چند تا جوکا خیلی وقت بیش تمرین کرده بودم.
41:10میدونیم.
41:12ولی هیچ شخص جورت نکردم بگم.
41:15همش میترسیدم کسی نخنده.
41:19ولی انگار زیادی میترسیدم.
41:24با اجازه.
41:34نموردیم و دیدیم آقا رحمانی هم یک کلمه تو جمع حرف زد.
41:38فکر کنم از دوالو زنگاز گرفتگیه.
41:42طرز نگاه کردنش هم عوض شده بود.
41:46دیشه هم تو بیمارستان حرف های عجیبی میزد.
41:49پس آقای سرکی شما چرا تغییری نکردی؟
41:52بود بیشتر گاز رحمانی خورده.
41:57این رزا، این روزا در بار زنگ گرفتم چیزی به تو گفته؟
42:02چه زنی؟
42:03به خاطر خاستگاری خیلی دلشوره دارم.
42:06اکسه به سره را بگیرم بفرستم واسه تو.
42:08آره دیگه.
42:09میشه زنم بشه.
42:10از این به بعد اون برام غذا درست کنه.
42:13بد میازد آقا هم نریزه.
42:14تازه آقا صادقم الان حال تو را داره واسه دخترش.
42:18شبوری هم برمید.
42:19فکر میکنم دارم بینم دختر خودمون ببینم.
42:22شما هم مرقب خواهتون باشید.
42:24بزن به چک پسر او باش!
42:25بابا خیلی خفنش شدی چشت کبود شده.
42:29خانوم اجازه بدیم به رسم و رسومشون احترام بذاریم.
42:33آج آقا، لزومی داره این کار؟
42:35من بعد هم مفصل برای شما توضیح میدم.
42:38نه لزوم شما همیه الان توضیح بده.
43:14موسیقی موسیقی
43:45PYM JBZ
44:11PYM JBZ
44:45PYM JBZ
44:55PYM JBZ
44:57PYM JBZ
45:00PYM JBZ
45:01PYM JBZ
45:07PYM JBZ
45:09PYM JBZ
45:12PYM JBZ
Comments

Recommended