Skip to playerSkip to main content
  • 17 hours ago
Transcript
01:00هرچی خونه عاده عروس هم بگن
01:02بسرم بگو که شهر تو قبول میکنه
01:04من همه یه تلاش همون میکنم
01:06که همینجا قبول بشم
02:20موسیقی
02:23موسیقی
02:30موسیقی
02:39موسیقی
02:47موسیقی
02:59موسیقی
03:12موسیقی
03:14موسیقی
03:16موسیقی
03:30موسیقی
03:33موسیقی
03:38موسیقی
03:39موسیقی
03:52موسیقی
04:04موسیقی
04:06موسیقی
04:13موسیقی
04:20موسیقی
04:25موسیقی
04:31موسیقی
04:33موسیقی
04:42موسیقی
04:44موسیقی
04:49موسیقی
04:50موسیقی
04:52موسیقی
04:55موسیقی
04:56موسیقی
04:57موسیقی
04:58موسیقی
04:58موسیقی
04:59موسیقی
05:05موسیقی
05:06فقط سؤال آخرتر
05:10شما از پیازداغ خوشتون ميان؟
05:13بله خیلی چطور؟
05:18شما بعدتون ميان؟
05:20نه من که قرار از این به بعد بخورم پیازداغ دیگه
05:23بعدم اصلا من دوست ندارم همسر آیاندم خودش آشبازی کنم
05:27خودم میخوام آشبازی کنم
05:29دیگه کارش میکنم دیگه
05:31لطف ترین
05:40شما دیگه سؤالی ندارین؟
05:43افسور دیگه مدرنگ پیازداغ
05:46نه دیگه خیلی ممنون
05:59تشریف نمیارین؟
06:00شما بفرمه شما بفرمه
06:02اگه میشه یا فقط بقا صادق بگین یه دقیقه بیاد پیش من
06:11چشم؟
06:14چه خاکی دوستم؟
06:17اخی این این اون من چی کارم؟
06:24ای خودم؟
06:31چی شده پر بیچیره نمی آی؟
06:33پابا مادم نشستم روی سندلیه لامه سم
06:36شروارم پار شد
06:40این همون سندلیه است
06:42نظام گفت باش مشکل پیدا کرده
06:45ببین من میچرخم سمته
06:47ببین اوضا چی جوریه فهمه
06:52خیلی بیرخته
06:54خواله چی کارش کنی بیروم؟
07:00یالله
07:06بخشی بخشی
07:08این
07:08بخشی بخشی
07:19این
07:20ببینید
07:25احمودیا
07:26چی میشه یه سندلیه اضافه بزرگسم بزارید
07:29به اون اتاق برای خواستگارا؟
07:31چش حتما تاییه میکنم
07:34خوب؟
07:36هاجبا در خدمتی؟
07:37بسیار خوب
07:38آقا رزا
07:40نرگست خانم
07:41حالا که صحبتتونه قبلا با هم دیگه کردین
07:44بهتره که سیغه محرمیت تو جاری کنیم
07:46برای رفت آمد و آشنایه بیشتر
07:50خب آقا رزا به بند وکالت میدین؟
07:59بله
08:03مبارك مبارك
08:06مبارك
08:07نرگست خانم شما شطور؟
08:10نرگست شان،
08:12گفتی بهم بگو امروز هوا خوبه یا نه؟
08:15خوبه
08:19مدرشان، اصلا نه م قالوم نبود چه اشاره می کنین؟
08:23چیر؟ نه خوفتن من
08:25با اجازه مامان بابا و مامان جون؟
08:33بله
08:34م难 unified
08:41مبارك بشه
08:42freshmen
08:43سننطبي اتبارو، السلام؛
08:45سننطبي اتبارو، سننطبي اتبارو.
08:48سننطبي اتبارو، 80%
08:51لن في العلاجاتة الاستحادية ومعارو.
08:53سننطبي اتبارو من ورد بلاد romance.
08:56سننطبي اتبارو.
08:56نطبي اتبارو، إنشاءالله،
08:57حدثين لديو منه،
09:02سنتقدم ونقوم بشهده
09:06باید خدمة حجير من هدين منهم.
09:12ما که هزار سال سمت کردیم این یه دقیقم روش
09:20خب
09:22بسم الله الرحمن الرحیم
09:39نرگز خانو
09:47سلام
09:48سلام
09:50ببخش
09:51بخواهش میکنم
09:52یعنی همه چی دست و دست هم داد
09:54من سر اول قرارمون اینجوری زایشم
09:57شاهاج گوشیم که رفت
09:59بهترو به این ایسگاه ها خرام شد
10:01که به پولم اونجا گذاشتم
10:03ولنم که کم مونده بود ماشین بزن
10:06خب پس خدا رو هم کرد
10:08خدا رو شکر رسیدید
10:10دیگه روش هم میرفت
10:11بازم شرم رنده
10:12بریم بلا
10:14اینجور هست
10:15بفرم
10:26نه بدک نیست
10:29پس های شخصت شناسیتون نشون بده که انتباگا نسبتا خوبی با هم دارید
10:33حتی قرار روی کاغ هستیم
10:35کورش با هاشقی هم نیستیم
10:37طبقه گپو گفتی که با هم زدین
10:39عقلتون سر جاش
10:40خوب هم ادایدم بزرگار در رو بردین حقیقتا
10:44تحت تحصیل قرار گرفتم
10:47آفریم
10:47پدر گرامیه شما هم که حرفای امیدوار کنندهی در بارتون میزد
10:51ببینید بچه ها
10:53هرچی زمان ازدواج و اوائل جوانی نزدیک تر باشه
10:57بهتره که سن پسر از دختر بیشتر باشه
11:00اینجوری تعادل بهتری بینشون برقرار میشه
11:04ولی خب البته هر دوی شما متولده یه سالین درسته؟
11:08بله
11:08یعنی یه کچولو شما ازش بزرگتر نیستی؟
11:15والا نمیدونم
11:16من که متولد آذرم
11:19منم آذرم
11:20هفته آذر
11:22اه؟
11:23منم هفته آذر
11:25یا خودم
11:26یعنی دقیقا همسن نید؟
11:29حتی شما یه روزم ازش بزرگتر نیستی؟
11:31راستش خودم هم تازه فهمیدم
11:34فکر میکردم چار پنج سالی ازشون بزرگتر باشم
11:37ایه
11:38شوخه میکنم
11:39خب پس
11:41نداشتن فاصله زنی
11:43خودش میشه یه چراق و حشدار
11:45چراق و حشدار قبلی هم که
11:4817 سال بودنتون قبلا روشن کرد
11:52خب همه اینا یعنی چی؟
11:54یعنی که زندگیتون شکست میکاره؟
11:58حتی دقیقا توی اتاق جرعت میکنم بگم نه
12:02شاید اگر توی دانشگاه
12:04توی سخنرانی ها
12:05بین صحبتهایی که با همکارهای روانشناسی
12:08میکنم
12:10جرعت نکنم این کارتون رو تأیید بکنم
12:14ولی خب سربسته بهتون بگم
12:17با حمایت خانواده هاتون
12:19و درک بالایی که خودتون دارید
12:21شدنیه
12:30موسیقی
12:32موسیقی
12:38موسیقی
12:44موسیقی
12:48موسیقی
12:50موسیقی
12:52موسیقی
12:56موسیقی
12:57موسیقی
13:10موسیقی
13:13موسیقی
13:15موسیقی
13:16موسیقی
13:16موسیقی
13:18موسیقی
13:28موسیقی
13:30موسیقی
13:32موسیقی
13:33موسیقی
13:34موسیقی
13:34موسیقی
13:35موسیقی
13:36موسیقی
13:36موسیقی
13:37موسیقی
13:37موسیقی
13:37موسیقی
13:38موسیقی
13:39موسیقی
13:39موسیقی
13:40موسیقی
13:40موسیقی
13:40موسیقی
13:41موسیقی
13:41موسیقی
13:42موسیقی
13:48موسیقی
13:49ربما يمكنني أن أماماً من تغيير من هذا محباً
13:52بعد أن تذهب الى ذنبه
13:54ونعرف دهنك
13:56لنظر أماماً
13:58هذا الرجال المدينة والنصرين
13:59من أجل المدينة
14:03فهو ظفرح
14:05لماذا كانت مكتباً
14:06لما لماذا لم تنفيذ
14:08سلطة أتمنى
14:10سلطة أولاً
14:11سلم قد يتمكن من تطرق
14:13أماماً
14:13مدينة
14:13أماماً
14:15خبز نصرين
14:16اتبع ان اتبع ان اتبع انشالله با اتبع بنا
14:21انشالله
14:22انشالله با اتبع بنا
14:25مامو جانه رزاق یافش تا رو يده کسی نمی دازه؟
14:30من به نرگستم گفتم موافق بود
14:34ماذا اتبعه؟
14:36اون قدرم شبیه کسی نیست
14:39چرا خیلی شبیه دادشم؟
14:41خدا بیام عرضتشم
14:43شما از کجا می دارستی من کدوم دادشم و میگم؟
14:47آقا محمود گفتن یکی از برادراتون شهید شدن
14:50گفتم شاید شبیه همون برادرتون
14:54البته این شباعت هست کردن ها میتونه یه عمر ذهنی باشه دیگه
15:00آفرین مثلا همون پورنگ و شاهروخان تو ذهن من شبیه و همون در حالی که اصلا شبیه و هم نیستم
15:06شما خیلی ذهنتون رو درگیر نکنیم؟
15:09بله بله بله اصلا جدی نگیریم این چیزها رو
15:12حالا مگه چی میشه شبیه هم باشه؟
15:14هیچی
15:16هیچی هیچی بهم
15:18زخال چقدر گلوم شده
15:20نه بابا
15:21خیلی
15:29میگم نصرین خانوم ما دیگه سن و سالی ازمون گذشته
15:33بهتر نیست که یه مهمانی جم و جور و کچولو بگیریم بریم سرخون زندگیمون
15:40حالا؟
15:41هبته هرچی شما بگیدم
15:43شمال عطف داره داره
15:44حالا یه عروسی کچولو هم بد نیست
15:46به من منظور هم همونه دیگه
15:49دیگم یعنی انقدر شلوخ فلوخش نکنیم و زلم زینبو و بریز به پاش و فیلم برداری نشه میشه؟
15:56من هم موافقم
15:57ها یه چیزی دیگم یادم اومده
16:00اگه شما نمیخوایی سر کار بریم من اصلا مشکل ندارم
16:03خرج زندگی پا مرده
16:05به چی بگم؟
16:08بازم شما لطف داریم
16:10امروز من چقدر هی لطف دارم
16:13من برم کبابا رو بیارم
16:17هی بابا اومدیم دوباره دو کلمه حرف بزنیم
16:21دوباره قضالت کش
16:23هی خودم
16:29راستی از همون اول میدونستین خالتون مادر و آقایتون نیستن؟
16:34نه حتی همین چند سال پیش فکر میکردم واقعا ماما نمه
16:38حتی نمیذاشتن شناسنامامو بگینم
16:41دقیقا کیفوت شدن؟
16:45همون روزی که به دنیا اومدم دیگه
16:47همین بله
16:49خدا رحمتشی میکنه
16:53ولی خیلی جالبه جفتمون هفته آزر به دنیا اومدیم و
16:56اون هم درست سر زلزله
16:58بابام بعضی وقتا به شوخی به هم میگه بلایای طبیعی است
17:02بابای من هم میگه پاقدم دیوارای بیمارستان داشت ترک میخواد
17:07یه بیمارستان قدیمی هست سر بیسمتری
17:09انگار داشته کلن اونجا میریخته
17:12طولو رو میگیم؟
17:14آره بلد این؟
17:16منم همونجا به دنیا اومدم
17:18تا پیار سر سر بیسمتری میشستیم
17:20بابرم نمیشه
17:23منم؟
17:24مگه میشه؟
17:26یه روز یه ساعت یه بیمارستان؟
17:28خیره ممکنه، بگین شوخی میکنیم
17:32به خدا طولو به دنیا اومدم
17:35چه عجیب
17:46چیشا؟ چرا بایستد این؟
17:49میگم؟
17:51واقعا به نظرتون همه چی میتونه انقدر تصادفی باشه؟
17:58موسیقی
18:03بچو، قصد شدیم دیگه، بیاد بشیریم
18:11شما استقلالی هستید یا پرس پولیسی؟
18:15پرس پولیسی؟
18:16پرس پولیسی؟
18:17پرس پولیس درنگی بود؟
18:18چی؟
18:19پرس پولیسی قرمز سراخه
18:22یعنی چی؟
18:24نمیدونم داداشم گفته
18:27بابای ما تکوانده ولده
18:29آره جنگی اجده هست
18:31اون که خیلش بود
18:41چرا نمیم اینی؟ بوس بسیره
18:43الان میم
18:43با دو دیگه
18:44عمیر خان، بخترهای رحمانی نماز خوندن
18:48تو نخوندی ها، حباسم بهت بود
18:50بعدم نکونم، الان حسش نیه
18:52اگه به هستش باشه که تو هیچوقت نماز خونه نمیشه که بابا
18:57تو یه وقتهای هستش خرصی یه وقتهای نیست
19:03حاله
19:04ببین بابا جم، مثل درس خوندم، مثل چه میدونم کار کردم، مثل ورزش
19:09بگیر دیگه نسری، کوبست آقای خسرو جردی
19:13آقا صدق، بیا دیگه بابا
19:15بودو بودو بینیم بودو بینیم
19:17یه باقا نسری خانوم دستش خسته شد
19:20آقا تو سر زنزلیلت
19:22تصفم واسه این نوع نگاهی
19:23نسری خانوم، گوشی رو بده به راننده خودت بیا تو عکس باش میزوه
19:29خیلی ممنون
19:30قرش میکنم
19:32بفرمان، نسری خانوم هم دیگه جوز خانواده بابای نمیسه
19:35سب کن، سب کن، تو زیر دست من چی کنم کنی؟ برو بایست که نرگست خانوم، بادو بادو
19:40نه ممنون، من همینجا جام خوبه
19:42یعنی چه همینجا جام خوبه؟
19:44هرچی بهت میگم، بگو چشبارو که نرگست خانوم باشتا؟
19:46ببینیم هم اونجا باشن، جام خوبه
19:48یعنی چه؟
19:50با همین فاستره شما دو تا با هم دعباتون شد؟
19:52دعبات چیه؟
19:53روشو نمیشه که نره هم بایستن
19:56آقا خانه عکسو بگیر
19:57نه سب کن، ببینم، تو مینی بوس وقتی داشتیم می اومدیم دو تا یک کنار هم نشسته بودن
20:02باید سندری، باید الان با هم نمیتونن تو یک عکس کنار هم بایستن بیو برو آقا
20:07آخه، این عکس قرارو یادگاری بمونه، ترجیح میدیم کنار هم نباشیم
20:12خوب، اشتباه میکنی، اتفاقا باید ترجیح بدین که کنار هم باشیم
20:15من حواسم بود چی گفتم؟
20:18آقا، حالا خیلان این بس رو کشش ندیم، بزنی عکسو بگیر آقا
20:21نه آقا، سب کن، عکسو نگیر، سب کن، این دو تا با کنار هم باشیم، چی میگی آقا برو؟
20:26من نخرة، چی کار کنم؟
20:28بگیر شما بگیر
20:29اشتباه خوب، آقا بگیر آقسو
20:30اصلا آجا، میخونه، نه دا دید، هیگه، براکنه
20:46آقا، چه کام رواء، از ساعتیادشون چه؟
20:50حسناً
20:50رضاً
20:52ارجوك بشي؟
20:54ارجوك بشي بابا؟
20:56والا راست بگو
20:59اولاً ماسخروازی هاً يعني شایه؟
21:01آقاً من من ثبت کن
21:02شما دوتا رفتین از هم جدا نشستین
21:04مثلاً میخوان بگه ما هم قهر این؟
21:07قهر یا هر اسمی که داره
21:08ما تصميم گرفتیم این ماجره رو تموم کنیم
21:11شما غلط میکنیم
21:14دیگه نمیخواهیم هم دیگه رو ببینیم
21:17تا مهرمیت من تموم بشه
21:19هل رأيك يمنح؟ هل لقائن someone لا أعتقد هم يجب أن تحسم؟
21:25ب коي
21:25عن المترجم bring Até
21:48ريزا، هره من لفظ قلم و حرف نزن، صاف و بوسکنده بگو منظورت چیه؟
21:54باشه، چشم، صاف حرف بزنم
21:58پیش خودتون حساب کنین احتمال این که دوتال فیق بچه شون
22:02تو یه بیمارستان، یه تاریخ، اونم درست سر زلزله
22:06دنیا بیان و چند سال بعد هم اتفاقی به پوست هم بخورن و بخوان با هم ازدواج کنن چقدره؟
22:14خب، احتمالش خیلی زیاده تو خیلی از فیلم های هندی اینجوریه
22:19احتمالش صفره، حتی نمیشه باور کرد دو نفر مثل بابامو و آقای خوزتو جردی با این همه اخلاقای متفاوت با
22:27هم دوست باشن
22:28الان وقتی این حرفا نیست و بعدن راجبی صحبت میکنیم
22:32اینو بذارید کنار رفتارا و محبتهای عجیبتون تو این مدت
22:35کنار اون جمله بذار یه بارم صغراب رستمو بکشه
22:39کنار اون خوابی که جهامون عوض شده بود
22:43شباهت پسرتون به دایی شهید من هم بهش اضافه خواهیم
22:47شاید اون وقت حس کردید یه کاسی زیمین کاس هست
22:50بیگم که اینا بمونه بعدن دربارهش
22:53ما رو بگو فکر کردیم آدم حسابمون کردیم که پیگیر ازدواجمون شدیم
22:58احساساتمون براتون مهم بوده
23:00نگو فشت پرده یه خبرهاییه وگرنه کی ازدواج ما دوتا با این سن براش مهنده
23:05بابا چی چرت داری میگی رزا من قبل از این ماجره ها میخواستم تا رو زنت بدم
23:11رزا جان سوی تفاهم بیش اومده
23:14اتفاقا شما برای ما همیشه مهم بودین و هستیم
23:18ماما جان شما بگو
23:20چی شد یه هو یادت رفت از عروست ایراد بگیریم
23:25یه خواب دیدی فوری فهمیدی که نباید سخت گیری کنیم
23:29من که ایراد گرفتم من فقط گفتم نرگز یعنی چی چیزه نرگز دختر خوبیه فقط
23:36ماما خانوم شما چی؟ دیگه نمیخوای از مدرک و شغل آقاداما دیراد بگیری؟
23:44خب منم باورم نمیشه یه هو با این ازدواج موافقت کنیم
23:47تمومش کن مادرات از همه جا بیخبره
23:50از چی بیخبرم؟
23:52کاش یه بار فقط یه کلمه واقعا بگی چه اتفاقی افتاده؟
23:57نه که دوباره بازیمون بدید
24:00هیچ کسی شما رو بازی نداده؟
24:02مگه ما مجبورتون کردیم که همدیگر رو بخواییم؟
24:06الان هم باشه
24:07مجبور نیست این ادامه بدید
24:09دقا آقا محمود چی میگی شما این وسط؟
24:12یعنی چی ادامه ندن؟
24:14من فقط میخوام تمومش کنید دیگه
24:16آبا تمومش کنید دیگه پر نیست؟
24:18جان؟
24:19یه شلوق شردیم اقا آروماش دیگه همیست؟
24:21هست هست هست هده میکنیست؟
24:27شما خوبی؟ سومه یه جوان؟
24:30محمود من از یه حرفایی که میشنوم دارم یه نتیجه هایی میگیرم
24:35خودت میگی یا بگم چی داره تو زهنم میگذره
24:38توضیح میدم شما
24:39نه من نمیخوام توضیح بدی
24:41من فقط میخوام راستشو بگی
24:44دروقم بگی یه چشت میفهمم
24:54آره
24:56آره بچه ها موقعی تولدشون تو بیمارستان
24:59به خاطر اون زلزله ای که اون سال پیشون ما دوست شدن
25:03یه امر محالی که
25:05خود ما هم تازه متوجه شدیم چجوری اتفاق افتاده
25:10اگرم تو الان چیزی نگفتیم
25:12نخواستیم که شما به هم درچیم
25:24سامای خوبی؟
25:27سامای جان؟
25:49نخواستیم
25:57را درست باشم
26:05اون
26:06اون
26:33شكرا للمشاهدة
26:54شكرا للمشاهدة
27:26شكرا للمشاهدة
27:42شكرا للمشاهدة
28:08شكرا للمشاهدة
28:11شكرا للمشاهدة
28:14شكرا للمشاهدة
28:38شكرا للمشاهدة
29:07شكرا للمشاهدة
29:22شكرا للمشاهدة
29:24شكرا
29:26شكرا للمشاهدة
29:34شكرا للمشاهدة
29:49شكرا للمشاهدة
30:16شكرا للمشاهدة
30:19شكرا للمشاهدة
30:26شكرا للمشاهدة
30:28شكرا للمشاهدة
30:49شكرا للمشاهدة
30:51شكرا للمشاهدة
30:52شكرا للمشاهدة
31:05شكرا للمشاهدة
31:12شكرا للمشاهدة
31:24شكرا للمشاهدة
31:26شكرا للمشاهدة
31:30شكرا للمشاهدة
31:37شكرا للمشاهدة
31:39شكرا للمشاهدة
36:55نرغز
36:58نرغز
36:58نرغز
37:19نرغز
38:34مرايطة
38:42حالا دیگه پدر مادر محلعه پیدا کردی صادق مکانی
38:46و دیگه اتششت افتاده ره؟
38:48باریکنه
38:49نه نگم اینجوری بابا
38:52اگه بابا تم که برگرد بیا خونه غربونت برم
38:56بابا میفتی تو دام خلافگارا نست و شبیه
39:03رضایی میای دیگه نه؟
39:07ببینم چه ماشه
39:10ببینم چی میشه چیه بیشو
39:13آبا ما خونوادتیم دوستت داریم
39:17همینی که من میگم حرف زیادی هم نزرم
39:19برگرد بیا خونه
39:20آقا رضا کل پاچه میذارم مادر بیا باشه
39:24ببینش بغزی کرده یه ساله بار من کل پاچه نزاشته
39:28پاچه یه دم صحبی دورم بخوریم
39:30پاچه بیا بابا باشه
39:34بیا منتظر اتیم
39:36مربونت برم خدافز
39:52من ترجیم میدم بابای اینا فیلن نفهمن با هم حرف سنیم
39:56اچیقتون معلومه خانم و بچه ها که همه فوتبالی هستیم
39:59حالتون چطوره؟
40:00سلام خوبم البته ما خوهر باشه
40:02جدی؟
40:03این که رساس
40:04که شوهرش دادیلیم بچه رو؟
40:07با ما همراه کنیم
40:08چقدر زیستن زیر سیطرهی قوانین مذهبی و شریعت ترسناکه
40:12ولی خدافره که ریچه دلی دادیم
40:14سه دو یک
40:19ما اون نرگز
40:21به در سوختهای جلا با هم رفتی نامزد بازی آره؟
40:25بخش
40:27رحمانی، خب بامانت پارتی شد اخراجت نکردن ها؟
40:30نه دیگه باید تحتیلش کنن
40:32من دیگه دارم میرم، خدافز
41:02موسیقی
Comments

Recommended