Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00بخشی دواستم پرد شد یادم رفت برای تعریف کنم دیشب که من صفحه مجازی بالجارو زیرو رو میکردم
00:06خب
00:06یه آدرسی هست که همیشه میره اونجا ولی آدرس اون خونه رو هین استخدام نداده آدرس دیگه رو نوشته
00:12میلو تو هم خوب زبیلیا
00:14پس چه یکسی نمیتونه سر ما رو کلا بذاره
00:16خب دیگه ما الان باید بریم و اون خونه رو پیدا کنیم تا ببینیم با کی ارتباط داره دوست بسر
00:23داره یا نه
00:24خب من چرا با تو اومدم
00:25چه میدونم گفتم اگه خطری بود تو هم کنارم باشی
00:28مضیعت خطرناک آشقشم
00:31خوب میتونی من رو رازی کنیم
00:32نزن قدش بیا بریم محافظ سیا پوش
00:41آها درخت زرد
00:43ببین دقیقا اینجاست
00:46اونا ها خونه اونجاست را بیفت
00:53آها این آهاش
00:55فکر کنم این باشه درخت زرد
00:58این هم میله هاست
01:00میله ها؟
01:02خونه هم همینه دیگه
01:03چه تو پرس نگو دختر را بیفت
01:05من استرست دارم بیارون بریم تو یواش
01:08یه دنبالا
01:10میلو این دره
01:11آره این دره
01:13آره این دره دیگه
01:15دختر باز از هایی جان خینک شدیم
01:17میگم دره که دنبالش بودیم این دره
01:18آفرین به ما پیداش کردیم حالا دیگه بریم
01:21اوز زخرف نگو نمیتونیم برگردیم
01:23باید بفهمیم چی شده
01:24ممنونم عزیزم
01:26بالجا اگه منو اینجا ببینیم
01:28میشناسه باید فورم بریم
01:29بیار لحظه بای ساعت تو قاییم شو بودو
01:35کنیم
01:36میبینم ات عزیزم
01:37میبینم ات زندگی
01:39با عشق یکم با دقته رو لطیفتر رفتار کن
01:42باشه
01:43میبینم ات
01:45دوست دمه تستی ناره
01:46ناره
01:47بفرمایین داخل لطفت
01:49حوش اومدین
01:59بله ولی چون آقا سرکان الان روی پروژه کار میکنن ازتون خواستن جلسه رو لقف کنید
02:05بله
02:06گذارش بررسی و مدفوری
02:08بذار رو میزه ادا
02:10میفهمم
02:10متوجه هستم ولی واقعا کاری ازم ساخته نیست
02:15بابته این درکتون واقعا ممنونم خیلی ممنون
02:39بفرمایید اینجا بشینین راحت تره
02:42ببخشید کمی منتظرتون گذاشتم
02:45میتونیم شروع کنیم
02:47چطور؟ چی رو شروع میکنیم؟
02:49دمت به هم گفته بود که تو کمی آدم بسته ای هستی
02:52شما از روابطتون تو زندگی و مشکلاتتون میگید
02:56منم بهتون توصیه میدم و
02:58یه هار زندگیتون 180 درجه عوض میشه
03:02فهمیدم
03:03از که این کار رو انجام میدی؟
03:06منظورت از کار؟
03:07خب همین کارا دیگه
03:09به عنوان کار که نمیشه تلقی کرد
03:13من بیشتر نظرات همو با دوستان در میون میذارم
03:15اونا خب برپای من گوش میدن
03:17یه جورایی معامله انرژی هستی که
03:19معامله انرژی؟
03:22اینطور بگم که هرچی بیشتر هم دیگر رو بشنسیم
03:25بهتر هم دیگر رو میفهمیم
03:27یکم در مورد خودت بگو
03:29نه من زیاد
03:30خوشم نمیاد در مورد خودم حرف بزنم
03:33انگار با عشق قر کردی
03:35نه
03:36ولی به نظرم قر کردی
03:39کسی نیست در قلبتو بزنه؟
03:42هست
03:42هست در رو میزنم
03:43خب چرا بهش فرصت نمیدی؟
03:45چون آدم عجیبیه
03:47شما که از تیپای نرمال خوشتون نمیاد
03:50نه بابا آدموی نرمال سراغ من نمیاد
03:53این طرف همون مرد عجیبیه
03:56یا نکن از یکی دیگه خوشتون میاد
03:58بذاریم فکر کنم نه نه
04:14پس علیه شرکتی که اداخانم انتخاب کرده شکایت شده
04:18که این تا
04:31صبح خیر
04:38اداجون گزارش بررسی اومده روی میزته
04:40آه باشه
04:42میبینم ات
04:42مم
04:45صبح خیر
04:46صبح خیر
04:48صبح خیر
05:00موسیقی
05:06اشک سبر و جسارت میخواد نسلیه خانم
05:09وقتی آدم درستو پیدا کردی اینو فراموش نکن
05:12سبر و جسارت
05:13من جسارت دارم ولی
05:15صبح ندارم
05:17من وقتی یک کارش شروع میکنم میخواهم تا آخرش برم
05:21اون سرکنبولته
05:22آه خیلی ببخشید
05:24خیلی ببخشید
05:27عزیزم بالجا
05:28سوزی
05:29سوزی دیشب که اونا رو اونقدر نزدیک به هم دیدم خیلی دلم سخت
05:34ولی فرصتی که منتظرش بودم اومد سراغم
05:38از یه گذرشی که ادا تحییه کرده یه صفحه خیلی مهم پیدا کردم
05:43اه بعدیش چی؟ بگو ببینم چی شده
05:45وضعیت مالی شرکت خیلی بده
05:48ولی تو این گذرش ذکر نشده
05:51احتمالا کار رو به اونجا میدن و
05:53اعتماد سرکان به ادا به هم میریزه
05:59خودم به زندگی خودم جهت میدم سوزی
06:01همونطور که تو گفتی
06:05فرصت خودم رو خودم اجاد میکنم
06:07حس فوقلده یه
06:10بالجا جان الان یه مهمون جدید دارم
06:12به اونم گفتم عشق صبر و جسارت میخواد
06:16حالا که فرصت بینتون رو اون نمیبنده
06:19تو باید ببندی
06:20از فرصتایی که پیش روت میاد استفاده کن
06:22چی گفته بودیم؟
06:24دیگه باید قطعش کنم باید برم
06:26نه نه
06:27میبون سمت عزیزم دیگه باید برم
06:29باید
06:30کاش قطع نمی کردین چی میگفت
06:33مشکلی نیست بسه من مشکلی نداره
06:34مهم نیست یکی از دوسته خودمه
06:36این اواخر اونم یه مشکلی داره
06:38که دارم سعی میکنم راهش رو روشن کنم
06:40چرا مگه راهش طریقه؟
06:41بهتر بگم موانع زیادی وجود داره
06:43چرا زن دیگه ای هست چی شده؟
06:45اون یکم پیچی دست راستش
06:47برگردیم سر داستان خوده
06:48خب داشتیم درباره عشق و جسارت حرف میزدیم
06:51ببینم چطور پیش میره
06:52جسارت
07:05گزرش معموله برسیم
07:07یالیه چطور بود؟
07:08طبق گزرش وضعیت شرکت خیلی خوبه
07:11همین چیز مصبته
07:13خیلی خوبه
07:14میشه منم ببینم؟
07:17تو به من اعتماد نداری؟
07:20چه ربطی داره؟
07:21تو میخوام نگاه کنم
07:22میخوام خودم بررسیش کنم
07:23بهت میگم من بررسی کردم
07:25حتما یک گزرش و صادره متفجر میشم نه؟
07:27منظرم اون نیست
07:28فقط میخوام بررسیش کنم
07:29میدونی که
07:30این یه مناقصه خیلی بزرگیه
07:33متفجر شدم
07:34تو نمیخوای به من اعتماد کنی؟
07:35قصد تغییرم نداری؟
07:36بیا خودت ببین
07:37نه باشه باشه
07:38لازم نیست ببینم
07:39پس اگه تو میگی اوکیگه پس اوکیه
07:41اوکیه
07:42آلیه باشه
07:47باشه
07:47اونم زودتر بره سراغشون
07:49من بهش خبر میدم
07:50باشه
07:58خوبه
08:00این صنعه انگار دکتر روابطه
08:02مشخصی که به بالجا چیز یاد میده
08:05آره
08:07گفته بوده اگه اون فاصله بینتون رو بر نمیداره
08:09تو برداراره؟
08:10یعنی به نظر منظوره سرکانه
08:13میگی که مجلم رو میز باز بوده
08:15جذیت مشخصه دیگه برجه داره سرکان نزدیک بشه
08:18این زنه رو هم واسه خودش راه نمای کرده
08:21خوب
08:21دیگه در مورد چی حرف زدید؟
08:24ایده های مزخرفی در باری عشق مهم داد
08:26خسته شدم از بیحسرگی ولی بخادر دوستم تعمل کردم دیگه
08:30واقعا ایده داد؟
08:32ای کش من میرفتم تو
08:33ملو هلو مشکلی نه؟
08:35دارم بهت میگم این به والجا چیز یاد میده
08:38باید به ایدا سنگ بزنی
08:40نه داشم که میگی چیز شد
08:41کش من میرفتم تو بیش از حد به این چیزا احتیاج دارم
08:47ارو
08:47ادا
08:48یه خبر خیلی مهم داریم برات
08:54بیا بالجا
09:01اقدامت منقصه تکمیل شده؟
09:03آره
09:04بار بزرگی از رودوشم برداشته شد
09:07ولی هنوز چیزی تموم نشده
09:08نه تایج فردا مشخص میشه
09:11تو شرکتی که ادا پیدا کرده شریک پروژه شدین درسته؟
09:15آره
09:15همینطور شد
09:16ادا پرونده رو بررسی کرد
09:18خب به نظر میرسه که همه چی درسته
09:21منظورتون از بررسی چیه؟
09:23شما پرونده رو ندیدین؟
09:25نه
09:26ادا خودش نگاه کرد
09:29راستش من واسه مساحبه اومده بودم آقا سرکان
09:32برای امروز گذاشتمش
09:33آره مثل این که قراره اینجا باشه
09:35به نظر من یه جای مخصوص برای مساحبه
09:38میتونه خیلی حرفی تر باشه
09:40نظرتون چیه؟
09:41باشه چه جایی؟
09:44من یه کم پیش چند تا ایمیل زدم
09:46اگه میخوایین بررسیشون کنیم
09:48البته بیا
09:51بیا اینجا مناسبه
09:53دقیقا میگم مساحبه رو اینجا انجام بدیم
09:56اکسا رو هم بیرون میگیریم
09:58خیلی قشنگه
10:00خوبه
10:01خوشتون اومد؟
10:03خیلی
10:05آلیه
10:09اسیسم
10:12تو مناقص قسمت سختش رو رد کردیم
10:18پیشنادمونم خیلی خوب شد
10:20به نظر من که هیچ کس در برابر این پیشناد
10:22نمیتونه مقافمت کنه
10:24خب برگردیم سر موضوع اصلی؟
10:26کدوم موضوع میگی؟
10:28یعنی چی کدوم موضوع استباشتی که؟
10:30به نظر من ساده باشه بهتره
10:32خیلی بزرگش نکنیم
10:33مثلا یه مرسم دیویس نفره باشه کافیه هم؟ نظرت
10:38یه خورده در مورد این موضوع فکر کنیم انگین؟
10:41اسیسم در بارگی چی فکر کنیم؟
10:43پیری
10:44تو که نمیخوای به من بگی از فکر استواج منصرف شدم هم؟
10:47خیلی بگی؟ اینطوری گه؟
10:48واقعا تعمال اینو ندارم پیری
10:50عشقم مگه میشه ازت دست بکشم؟
10:52معلومی که ازت دست نمیکشم
10:54تو به من اعتماد نداری؟
10:55چرا به تو اعتماد دارم ولی به خودم اعتماد ندارم
10:58حس میکنم هر حرف منفی که از دهنت در میاد
11:01همه چیز میخواد بعدش بعد پیش بره
11:03همچین چیزی نیست
11:04هیچ وقتم اینطوری نمیشه
11:06منم از دست نمیدی ولی
11:07منم برای خودم دلنگرانی هایی دارم
11:10مثلا
11:12زنمو دایی امو امه خاله
11:15رقص و آواز اینا مهمه
11:17من وقتی بهشون فکر میکنم و سرب میشم
11:20هره حق داری یه روز خونه باده را تعمال میکنیم
11:23ولی بعدش تا یه عمر تنهایی
11:27تنها هستیم
11:29یه فکر خوب به ذهنم رسیده
11:31چی؟
11:32یه فکر فوقولده به ذهنم رسید
11:34فرار کنیم
11:35یعنی فرار نکنیم
11:37ولی اینطوری کنیم که
11:39من و تو بریم دفتر ازدواج
11:41با هم ازدواج کنیم
11:42ازدواج کنیم تموم شه بره
11:44جدن میشه
11:45خوبه باشه
11:47میشه ولی یه طوری بابامو میپیچونم
11:49اما یه عموگ بسکترم به خود هم میکشه منو اگر بخواد بفهمیم
11:53تحصیل دوتا عموام دارم تا عموام دارم با همون حرف نمیزنم
11:56ببین
11:57یه دونه عمو داری
11:58یه دونه عمو دایی داری
12:00دوتا هم هم هست
12:01یعنی یه عالم هستن
12:03و چون هستن
12:04من مستقرب میشم
12:06میشه یکم در موردش فکر کنیم
12:08ازت خواهش میکنم
12:10لطفا
12:12خیده خب
12:13زود ناراحت نشو
12:15نه
12:24ادا
12:27ادا لازم نیست بزرگش کنی
12:29فقط دارم میرم واسه یه مصاحبه
12:31به نظرت بالجا شروع مصاحبه رو برد بیرون
12:34چون خواسته یه جایی باشه که بوی معماری بده ادا
12:38چون هدفش نیست که با تو تنها باشاره
12:40نمیدونم هدفش چیه
12:42احتمالا میخواد کارش رو خوب انجام بده همین
12:44این یه بحونه هست
12:45جایی که بوی معماری بده یه بحونه هست
12:47پس این کار رو کنیم
12:49تو هم با ما بیا توی مصاحبه ببینیم هدفش چیه ها
12:52خیلی کار دارم
12:53نمیتونم با بالجا سر و کله بسنم
12:55شرطبندی چی میشه
12:56من شرطبندی رو برنده شدم
12:58فقط منتظرم تو شکست رو قبول کنی
13:01برنده نشد یه دا
13:02واسه کار میریم همین
13:04واسه کار میریم
13:05انگار تو حالا اینجا مصاحبه نکردی
13:07میخواهم یه کار متفاوت بکنیم
13:09خوبه برین با هم معماری بو کنیم
13:11بالجا
13:13آقا سرکان من آماده هم بریم
13:16بریم
13:16میبینم تده
13:19خسته نباشی
13:25دنبال کننده های عزیزم
13:29سراشفز الیکساندر معروف
13:32یه چاقو به عنوان هدیه فرستاده برای من
13:36آب جی های فرچه رو میگی توش چیه
13:38و سرپرایز رو خراب میکنی
13:40باز کن تحجب کن دیگه
13:42آخه فیفی ما مجبوریم این کار رو بکنیم
13:46میدوهایی باز کردن هدیه خیلی دیده میشه
13:48تو به من گوش کن باشه
13:50من یه عالم کار دارم
13:52اینم که نمیتونم خوب انجام بدم
13:55آب جی های فرچان
13:56نگه سراشف از الیکساندرم ببینه
13:58چقدر باسه هدیهش خونشل شدی
14:00به نظرت خوب نمیشه
14:01البته که میشه میشه میشه
14:03ایشالا که اون آیدانم دیگه نمیگه
14:05مثل روانی ها جلوی درب و چاقو
14:07از همون استقبال کردن
14:08نه بابا
14:10آماده ای؟
14:11نیستم
14:14خب باشه
14:15سه
14:17دو
14:18یک زبت میکنم
14:19دنبال کننده های عزیزم
14:22خواستم امروز همراه شما
14:23هدیه ای که از سراشف از الیکساندر
14:26در گرفتم و باز کنم
14:27ببینیم توش چی میتونه باشه
14:30باز کنیم
14:31ببینیم
14:40یه چاقو
14:43یه چاقوی خیلی قشنگ
14:46تو تولدم چاقوی بهتر از این نمیتونستم بگیرم
14:51خیلی خیلی متشکریم سراشف از الیکساندر
14:54دوستای عزیزم شاید بازیاتون کنجکاف شده باشین
14:58پس با هم این چاقو رو تست میکنیم
15:05باور نکردنیه
15:08خیلی خیلی چاقوی خوبیه
15:11دیدین که چجوری سیبه قاچ کرد؟
15:15خوب دیدین دیگه
15:16بسته
15:17خوب بود؟
15:18عالی بود
15:19اینگر یکم مصنوعی بود
15:24پس یکی بالجا رو نصیحت میکنه
15:27برای به دست و بودن سرکان هر کاری میکنه
15:30ساره نخواهیم که پیدا کردیم همین رو نشون میده
15:32حتما نقل خودش قد نمیده
15:34از یکی کمک میگیره
15:37اده جون وقتی عصبا نمیشی خیلی بامزه میشی
15:43باشه باشه
15:44خب حالا چی کار کنیم؟
15:46عوضا همینجوری میمونه
15:47از من
15:48یه فکری برای بالجا داری دیگه مگه نه؟
15:52هیچ کاری نمی کنم
15:54یعنی چی؟
15:55هیچ کار نمی کنم
15:56به کار خودم میرسم
15:58فردم شریک افه میاد
16:01اینجوری
16:02این شریک مخفی
16:05هنوز نمیدونی اسمش چیه نه؟
16:08اصرار داره که نکه
16:10نمیخواد سرکان بدونه
16:11گفت یه رازه تجاریه
16:16پس یعنی این که چند روز آخریه که
16:20اینجا کار میکنی؟
16:24داره؟
16:25به زودی از اینجا خلاص میشم
16:30میدونی که داریم میدون رو برای بالجا خالی میکنی؟
16:33خیلی عصبانیم
16:35بی خیال ملو
16:36ولشگان
16:37چند تا کار هست که باید انجام بدم
16:40افه ازم خواست برم خونه ی رئیس جدید
16:43گفت اونجا رو مرتب کنم چند تا گل برش بذارم
16:46پنج شیست دل کسی نرفته اونجا
16:48درش قفل بوده
16:49یعنی تنهایی میخوای بری توی اون خونه
16:51نه شوهر خوهر اجازه نمیده
16:53این که به سرکام مربوط نیست
16:56چشکلی داره؟
16:57گل میذارم ها میام بیروم
17:00راست میگی یا به اون چه؟
17:04ولی آخه میگی پنج ساله که بسته هست
17:07محض احتیاط منم با هات بیام
17:10میلو مثل این که خیلی فیلم ترزناک نگاه میکنه چه اتفاقی ممکنه بیفته؟
17:15باشه بریم
17:16اول بریم مغازه گل فروشی
17:18باشه بریم
17:21بمرم مسئلم رو بردارم و بیام
17:23باشه
17:23ازشون خواهش کردم مسئله برای امشب پخش کنن
17:26یعنی قبل از اینکه نتایج منقصه مشخص بشه
17:29خوبه بسیار آلی
17:32یه چیزی اینجاست
17:35برش میده
17:36باشه
17:39خیلی خوب شد
17:41آلی به نظر میرسیم
17:42بسیار خوب
17:45داخل منتظرتون هستن
17:47بفرمید میتونین تشریف باشه
17:48ممنونم
17:50پس من میرم
17:53بیدو رو اپلود کردم ببین چقدر قشنگی
17:56اونجا برو پنج بار باز کردم
17:59آلیکساندیرم کامنت کذاشته
18:01چیزو بپرس
18:03بگو تو انجامن کارات چطور پیش میره
18:06اگه گفت شما هم بیاین چی میخوای بگی
18:08باشه مینویسم
18:18بله مامان
18:20چیه چی میخوای
18:23چرا زنگ میزنی
18:24هزار بار بهت گفتم زنگ نزن
18:27دیگه زنگ نزن
18:38نمیدونم
18:40نمیدونم که شما از ما چی میخواییم
18:42ولی ما فقط یه چیز از شما میخواییم
18:44راحتمون بذارین
18:45خیلی وقتا شده به همون زنگ نزدین
18:47نمیدونستین مردین یا زنده ایم
18:49مثل همون روزا بریم گمشیم
18:57ای بابا
18:59بی خیال ولش کن
19:01خودتو ناراحت نکن بی خیال
19:05چیزه
19:07شما چرا اومدین
19:09ما رفتیم مقازه که گل برداریم
19:12وقتی که دیدیم بسته از اومدیم خونه
19:14باشه
19:16گلو برای کی میخواییم
19:17برای رئیسم
19:18هیچی در موردش نمیدونیم
19:20از خارج از کشور میاد
19:22قبل از اومدنش خونهش رو مرتب میکنیم
19:24یکم گل لازم دارم
19:25باشه پس بیدیو ها چی؟
19:27باشه شما به کارتون برسین
19:29من و ملو گلو رو آمده میکنیم
19:31آره ما حلش میکنیم
19:33تو هم خودتو ناراحت نکنم باشه
19:35تو هم ناراحت نباشه
19:36شما برای سپریز دارم به اون میکنم
19:39باشه
19:41ادا خودتو ناراحت نکن
19:44تو هم میبینم
19:46اومدم
19:47هر لحظه هر لحظه قشنگی رو که داریم
19:50اوه
19:56خب بله
19:58میدونم به قوان شرکت آرتلایف
20:00مدت زیادیه برای این مانقصه آمده میشین
20:02انتظارتون چی آقا سرکان؟
20:04همونطور که گفتم مدت زیادیه برای این پروژه آمده میشیم
20:07میخواهان این پروژه هستیم
20:09برای همین مطمئنیم
20:10اگه ما بگیریم با شارکامون
20:11یه اثر خیلی مهمی رو به جا میذاریم
20:13در مورد رفتن آقای البتکین از شرکت
20:16هر پا حدیث های زیادی هست
20:18الان همه حواسشون به شما ساخت سرکان
20:20سوالم اینه که
20:22احساس میکنید فشاری رو تون باشه؟
20:24راستشو بخوایید همیشه
20:26یه فشاری به هم وارد میشه
20:28یعنی همیشه باید کارم رو به بهترین نهو انجام بدم
20:31ولی این فشار به هم انگیزه
20:33اینطور که متوجه شدم به خودتون اتمینان دارم
20:35اه هم به خودم و همه همکارانم
20:38این اتمینان رو دارم
20:39راستش کار ما یک کار گروهیه
20:41بدون اتمینان به همدیگه نمیشه
20:43خیلی ممنون از شما آقا سرکان
20:45برای مصاحبه ازتون چند تا عکس میگیریم
20:48ولی یک کم معطل میشه
20:49باشه ممنونم
20:54چطور بود؟
20:55عالی بودین
20:56خوبه
20:59آقا سرکان
21:01به سلامتی امروز یک عکس با هم بگیریم
21:05عکس؟ باشه بگیریم
21:06باشه
21:26خیلی خوب شده
21:27همین الان پست میکنم
21:30موسیقی
21:31موسیقی
Comments

Recommended