- 2 weeks ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
Category
📺
TVTranscript
00:00سرکان باید حرف بزنیم
00:01همه چیز رو پهمیدم
00:03همه چیزایی که پنهون کرده بودی
00:05مرگ خانواده ادا همه ی دروغاتو
00:12منظورت از مرگ
00:15پدر و مدرم چیه؟
00:22ادا نمی دونستم اینجای مذارت می خواهم
00:26سلین می شه بری؟
00:28نه نرو
00:30تو جایی نمی ری
00:33این حرف ها چیه؟
00:35کدوم راز کدوم درو
00:38مذارت سلیم بره خودم همه چیزو برای توضیح می دن
00:41نه خیلی باید حرف بزنی
00:43باید حرف بزنی
00:45تو چی می دونی؟
00:51ادا درست نیست من بهت بگم
00:54شما
00:55شما کی هستین؟
01:26در مورد پدر و مدر من چی می دونیم
01:30اجازه بده توضیح بدم
01:34هیشده سال پیش
01:37حادثهی که باعث مرگ پدر مادرت شد
01:41به خاطر شرکت پیمانکاری بود که با بابام همکاری می کرد
01:51چی؟
01:53بابات؟
01:55آره
01:56ببین
02:00یه ساخت می ساز
02:11ادا
02:12من من هیچی نمی دونستم
02:21هیچی نمی دونستم
02:26هیچی
02:27تو؟
02:29چچوری تونستی این رو به هم نگی؟
02:33چچور تونستی این کار رو به هم بکنی؟
02:35چچور تونستی این رو به هم نگی؟
02:37سرکن
02:37می خواستم بهت بگم اما خودم هم تازه اینا رو فهمیدم
02:4318 سال پیش خیلی سر شلوق بوده و سخت موسازی رو سپرده بوده دستی شرکت پیمانکاری و
02:51شرکت پیمانکار از مساله بدی استفاده کرده
02:58بگیم وقتی با هم رابطه داشتیم بابا می نانده کفت
03:04اتحالی لطفا
03:05برو که دار
03:11تو واسه همین به من
03:15تو واسه همین به هم برسیه دادی
03:17نه
03:18واسه آروم کردن وشتانت به هم برسیه دادی
03:21اتا می گم که نمی دونستم یعنی
03:23رابطه من اون قرار داد همه این واسه این بود که به من نزدیکشی
03:26یه ماجرایی که مال 18 سال قرار بود
03:29تو همچین آدم زرگوی هستی
03:30اتا
03:31چطور دونستی به هم نگید چطور دونستی
03:37و تو
03:39تو منو ترک کردی
03:41اتا
03:42تو به هم دروغ گفتی
03:44عذابم دادی
03:47نمی خواستم این درد و رنجو تجربه کنیم
03:49از درد و رنجو که الان می کشم چی؟
03:51اتا
03:52اون شیزی که الان دارم تجربه می کنم
03:54اون شیق قلب ما افجاد در وردی
03:57اتا
03:58اینقدر دوستت دارم که برای این که
04:00ناراحتت نکنم
04:01از دست دادنتو به جون خریدن
04:21دیگه حرفی ندارم بهت می گم
04:24هیچی
04:29الان بهت نگاه می کنم
04:31می بینم یادم دیگه روبرومه
04:41یه مرد قریبه
04:55نمی بینم
05:20نمی بینم
05:28ایدان خانم
05:30شوهرتون خونه هست
05:33درمی آم
05:38خیلی صده شدی بود
05:40مستقیمن سراغتو رو گرفت
05:42نکنه قضیه اون حادثه رو فهمیده
05:45فستا به سرکان زنگ بزنم
05:47بذار من بزنم
05:54بله امامان
05:55سرکان
05:56ادا الان زنگ زد
05:59صدا شیه کم بعد به نظر می اومد
06:01همه چیز روبره
06:02ادا به تو زنگ زد
06:04آره
06:05گفت میخواد با بابا طرف بزنه و داره میاد اینجا
06:07باشه منم میام
06:11باشه
06:13چی گفت
06:14سرکانم داره میاد
06:21سمیه خانم سلام
06:22حالتون چطوره؟
06:28باید ببخشین
06:30همه چیزی رو رو شد
06:31یعنی من نمیخواستم اینطوری بشن
06:41همونطور که همیشه که آمد کردیم
06:44نگران نباشیم
06:45من همه چیز رو درستش میکنم
06:47اما به احتمال زیاد اولش نخوند شما رو ببینن
06:50گا بهاتون صحبت با کنم
06:52میدونین که
06:52فقط یکم زمان بهم بدین
06:54من همه چیز رو درستش میکنم
06:59باشه میبینم اتون
07:04از من قایم کردین آقای آلتکین
07:07از من قایم کردین
07:08چرا؟
07:08چرا قایم کردین؟
07:10نمیتونم بگم
07:11چقدر پرشیمونم
07:13کارایی که کردم بخشودنی نیست میدونم
07:17مزارت میخوام
07:21مزارت میخوام
07:22بران تعریف کنین
07:23تعریف کنین
07:26با تک تک جزیاتش
07:29میخوام تک تک جزیاتش رو بتونم
07:32همه واقعیت رو میخوام
07:34اون روز چی شد؟ اون مرد کیه؟
07:38شما چی کار کردین؟
07:40بعد از اون چی شد؟
07:41تا به امروز چی گذاشته؟
07:43باید همه جزیات رو بران بگید
07:45باشه
07:46باشه همه چیزا یکی یکی تعریف میکنم
07:54مامان
07:55ادا کجاست؟
07:57داخل ادا رو با بابا تحرف میزنه
07:59همه چی رو گفتی؟
08:01فهمید؟
08:03ادا تا رو با بابا تحرف بزنه
08:09با او رو برو بشه
08:10تو مسئول کارهی که بابا کرده نیستی
08:12تو کاری که براحت بود و انجام دادی با ادا حرف زدی
08:16بزار درد و عذابشو تجربه کنه
08:23لطفاً
08:26همه کاغذ ها توی این پرونده هست
08:44بعد اون اتفاق برای این که به تو دسترسی پیدا کنم
08:47خیلی تلاش کردم
08:49خواستم بهت کمک کنم
08:50بلی نمی خانوادیگی تو عوض کرده بودی
08:55سایی کردم هر کاری که از دستم برمیاده انجام بدم
08:59زندگی ما از من دوست دیدیم
09:04با اینو زندگی ما از من دوست دیدیم
09:06متبچه این زندگی ما
09:11ای کاش میتونستم زمانو به اقبر کردونم
09:15سرکان هیچ رفتی با این قضایی ها نداره
09:17اون موقع یه بچه کچلوب و تناجر مشینه که بچه منه
09:21من نمیخوام با شما درباره سرکان صحبت کنم
09:24خیلی نظرت میخوام
09:25خوش بتونم برای تو یه کاری بکنم
09:28حساب بهشون الان یادتون اومده؟
09:31بعد از این همه مدت
09:32اون وقت الان حساب بهشون گرفتین
09:35حرفایی که میزنین و فکرهایی که میکنین هیچ اهمیتی نداره
09:38هرگز شما رو نمیبخشم هرگز
09:42اسم شرکت پیمانکاری رو بدین
09:45اونجا نوشته
09:46و دیر از ترک
09:48اون مرد مجازاتش رو کشید
09:51مسئول اون اتفاق چیه؟
09:58ادا
09:59ادا
10:07ادا
10:10ببین میدونم هیچی رو تغییر نمیشه داد ولی
10:15ولی من مثل روز اول عاشق تا
10:19برای من فقط تو مهمی
10:23نخواستم بار اشتباهی که من مرتکب شدم رو به دوش مکشی
10:28ولی این اشتباهی تو نیست که
10:31این اشتباهی تو نیست
10:34این
10:35اشتباهی کسیه که اسمش روی این کاخ هست
10:40میدونی اشتباهی تو چیه؟
10:42تو گفتی دوستت درم
10:43و سعی کردی من رو کنترول کنی
10:46به جایی من تصمیم گرفتی اشتباهی جا اینه
10:49ترسیدم که من رو نبخشی
10:54سعی کردم با تو حرف بزنم ولی نشد
10:59اگه به میگفتی
11:01اگه به میگفتی و صادق بودی من تو رو میبخشیدم
11:06میگفتم با هم از پسش برمیایی
11:10ولی تو وقتی دیدی داره همه چی بر ملا میشه تصمیم گرفتی بکی
11:14نه
11:16میخواستم بهت بگم
11:18برای همینم خواستم با تو حرف بزنم
11:20حرفاتو باور نمی کنم
11:24هیچ کدومه
11:25حرفاتو باور نمی کنم
11:31من نمی تونم با آدمی که به هم دروغ می که
11:33او رازی ازم مخفی می کنه رابطه داشته باشم
11:37درکت می کنم
11:40و بهت احترام نیذارم
11:42ولی من هیچ وقت به تو دروغ نگفتم
11:45هرچی که گفتم
11:46همش حقیقت داره
11:50نیگه باورت ندارم
12:18نیگه باورت نگفتم
12:48نیگه باورت نگفتم
13:12نیگه باورت نگفتم
13:17حرفت نگفتم
13:19نگفتم
13:21حرفت نگفتم
13:21حرفت نگفتم
13:22نه ولی اگر همم پرسید نگین حالش گرفته از تو اینا
13:26بگیم داریم میریم استراحت کنیم
13:28البته ادو جون باشه
13:30هرچی تو بخوایی ما همون کار رو میکنیم
13:32بریم خونه تابستونی ما هم کسی نیست هم شومینه داره
13:35منم کارامو راست داریست میکنم و میام
13:38باشه
13:40خیلی دوستتون دارم
13:43شما خونه بازمی
13:46میبینم اتون
13:50چیه؟
13:50گفتیم درستش میکنیم ولی ما آب جی آیفه رو فراموش کردیم
13:55من باید با اون حرف بزنم بدون اینکه چیزی رو لعب دم
13:58یعنی نباید شک کنه نباید بپرسه ادو چش شده
14:02راستش ملو جون
14:04دیگه نیازی نیست صبحش بگی
14:06چون که دیگه فیفیو بیشتر دوست داری
14:08اجابا من فقط دو روز نبودم چون که دو روز با هم وقت گذرون دوی نلا میونت و خوب شده
14:15متوجه ای من الان اینجا سکونت دارم
14:17آب جی آیفه برای من میمیره ملوی جدید منه
14:19من میگم
14:20ای بابا تو آدمی هستی که خیلی روک حرف تو میزنی
14:23تو نمیتونی زبوم ده هم بگیری فوری بهش میگی نمیشه
14:26خودم باید بهش بگم خودم حرف میزنی
14:28ای خیال ایدا که اومد یه چیزی از درنش در میاد
14:31میگه بعدم فرار میکنه میریم
14:32هیچی نمیفرم
14:32داری هرسمو در میاری
14:34مگه من چی کار کردم با حال
14:54سرکان
14:56مامان میخوام تنها بمونم
14:58اول به حرفام گوش بده
15:08ایدا نیاز داره که یکم تنها بمونه
15:13یکم بهش زمان بده
15:15برای این که فکر کنه
15:17و تا رو درک کنه
15:18بهش زمان بده
15:21اونم تا رو دوست داره
15:24به مرور درک میکنه
15:30فکر نکنم دیگه من رو باور کنه
15:34به من اعتماد کن
15:36اینو کسی میگه که یه موقعی عشقتونو باور نکرده بود
15:44یالله
15:45نا امید نباش
15:46باشه
15:49باید یکم فکر کنم
15:50باشه
15:52من میرم
16:01این دیگه یه ها از کجا در اومد
16:03آخه مگه میشه اینطوری رفت تحتیلات
16:06میشه آب جایی فیر تحتیلات باید ناگهانی بشه
16:09جور دیگه ای نمیشه
16:10تازه امسال یکم با ما بد تا کرد
16:13یعنی چه میدونم چی بودیم
16:16چی شدیم
16:17از کجا اومدیم
16:18به کجا داریم میریم
16:19دوست داریم یه ذره
16:20حال هوا مون عوض شه
16:22تازه باید یه سری تصمیمات بگیریم
16:25یه سری خاچرات هست که باید پرشت سر بذاریم
16:27آب جایی فیر جی
16:28از این حرفای علکیتون دست بردارین
16:30حتما با سرکان یه اتفاقی افتاده و به من نمیگیم
16:35از دسته احساساته این زن
16:37خیلی مزخر است
16:40صد بار فهمیدم که سرکان مثل من نیست و به درزم نمیخوره
16:44برای اینکه صد و یکم این بار این اتفاق نیفته میخوام از اینجا دور باشم
16:47من که بهتون گفته بودم
16:49ای کاش منم میومدم
16:51وقتی حضور من به نفتون باشه شریکتون میشم
16:55هر وقت به نفتون نباشه همه میشم نه
16:58نسته تو بردار
16:59دفعی بعدی تو را میبریم
17:02یه مسافرت مخصوص خود ترتیب میدم
17:05آرتکین چی کار باید بکنیم
17:07چطوری میخویم درستش کنیم
17:08نمیدونم آیدان واقعا نمیدونم
17:10یه چیز بگو همونو انجام میدم
17:13مثلا میتونی از زندگیمون بری بیرون
17:16سرکان
17:16ماما لطفنده خالت نکن
17:19سال هاست به این خانواده صدم زدی
17:21به من صدم زدی
17:23به ادا صدم زدی
17:25کافیه
17:26ببین سرکان اره میدونم خیلی حسابانیه
17:30اما میشه راجب این موضوع یه وقت دیگه حرف بزنیم
17:33یه وقت دیگه؟
17:34کهی
17:36کهی
17:38همه یه عمر منتظر این بودم تو برام پدری کنی
17:41کهی وقتش میرسه
17:42کهی بگو
17:44سرکان
17:45میشه وقتی یه کم آروم تر بوده بابا با تو صحبت کنی
17:48بابام
17:51کدوم بابام
17:54کدوم بابام
17:56همچین کسی وجود داره؟
17:58لطفندیگه دست از گول زدن خودت بردار مادر
18:01سال ها نه تو روزای خوبمون و نه تو روزای بدمون کنارمون نبوده
18:06تو از این خونه نمیتونستی بری بیرون اون کجا بود؟ کجا بود مادر ها؟ کجا؟
18:11دنبال کار بود
18:12منم
18:14من چرا رفتم خونه روبروی ها؟
18:16چون تو شاهرت نبود
18:18من بابام نبود
18:19همچین کسی هیچ وقت تو زندگمون نبوده مادر
18:24من هر کاری که از دستم برمی اومد کردم آره میدونم کافی نبوده
18:28زد شردم اینم به ادا بگیم
18:29ادا
18:30به هیچ وقت اسم اونو به زبون نیار فهمیدی؟
18:33نمیتونی اسم اونو به زبون بیاری؟
18:35چون تا به اندازه یک قطر عشق ادا عرضش نداری فهمیدی؟
18:39دیگه نمیخوام ببینم ات
18:52سلین
19:00چی شده سرکا؟
19:01یعنی چی چی شده؟
19:03تو به چه حق میایی منو تو خونه خودم سوال جواب میکنی؟
19:06سرکا من فقط...
19:07تو فقط چی؟
19:08چی؟
19:09ببین تو موضوعتی که بهت مربوط نیست نمیتونی دخالت کنی
19:12و بیایی دمه در خونه ای من فهمیدی؟
19:14درباره هیچ موضوعی توضیح نمیدی منو مجبور میشم بیا بگوستم
19:17چون مجبور نیستم به توضیح بدم
19:19هر چیزی راجع به شرکت به من مربوطه
19:21مربوط به شرکت آره؟
19:22یعنی مربوط به کاره
19:24سلین دست بردار من تو رو خوب میشتسم
19:26برای من نقش بازی نکن
19:28سرکن
19:29من فقط از این ترسیدم که این همه دروخ بهت صدمه بزنه
19:33نمیفهمم
19:34واقعا نرزششو داره
19:36اگه یه دهام رفتاری که با اداداری و باهم داشتی
19:39میتونست همه چی فرق کنه؟
19:40باورم نمیشه
19:40باورم نمیشه
19:41هنوز که هنوز سلین
19:43هنوزم
19:44ببین
19:44ببین چیزی که میخوام بگم رو برای آخرین بار میگم
19:48برای همین خوب گوش کن
19:49من آشق ادام و هیچ وقت آشق تو نشدم
19:54همچین انتظاری ندارم من از گذشته حرف موزنم
19:57به عنوان دوست خواستم نصیحتت کنم
19:59برو اون دوستات را نصیحت بکن باشه
20:01چون ما باهم دوست نیستیم
20:02ما به جز کار رابطه دیگه ای نداریم
20:13نه من زنگ میزنم
20:15نه شما خودتون قول دادین لطفا زنگ نزنید
20:17میشه بگی برای چی به این روز افتادیم
20:19چرا این بلا سرمون اومده
20:21به عنوان آدمی که توی این خونه زندگی میکنه
20:23و همه چی آخر را همین میفهمه دای خانومو خیلی خوب درک بکنن
20:26وای سیفی
20:29سلام
20:30آآ
20:31آیفر خانوم
20:32براتون باز رگولار رو آبردم
20:36ممنونین
20:37خواهش میکنم
20:39آیفر خانوم بفرمین بفرمین بشنین لطفا
20:43منو شکر کردین
20:44اما خب بازم
20:46بعد این همه اتفاقای وحشدنکی که افتاده
20:50شما بزرگواری کردین و تجریف آوردین
20:52چه اتفاق وحشدنکی؟
20:54براتون وحشدنک نیست شما بخشیدین؟
20:57سرکانو؟
20:58آلتکینو
20:59آقا
21:00آلتکینو چرا باید نبخشم؟ مگه چی شده؟
21:03این باز شد مثل قضیه یون بچه
21:05شما از یه موضوع دیگه حرف میزنین من از یه چیز دیگه
21:08چی شده؟
21:09آیدان خانوم اصل ما جرا اینه که
21:12ادا با دوستاش گذاشت و رفت
21:14معلومه بین سرکان یه اتفاقی افتاده
21:17پرسیدم چیزی نگفت
21:18منم نگران شدم و گفتم
21:20هر چیزی شده باشه با سرکان و اینا و
21:23ها
21:24ها
21:25ها
21:26بایدان فهمیده هم
21:27خیلی خوب
21:28اما من نفهمیدم چرا گفتین و غالب تکینو بخشیدیش؟
21:33به من خیانت کرده
21:35چی؟
21:36چیزه یعنی مطمئنین؟
21:38مدرکی ندارم اما مطمئنم
21:40من چرا باید ببخشمش؟
21:44این چیز قابل بخششیه؟
21:45نه نه واقعا خیلی حق دارین
21:48آره منم با تون مبافقم
21:49یعنی به عنوان یه زن درک میکنین
21:51یعنی
21:54اتفاقی که بین اده و سرکان
21:56افتاده رو اده براتون تعریف کنه بهتره
21:58اما اینو میتونم بهتون بگم که
22:01سرکان از خونه بیرون نمیره
22:03با هیچکم ارتباط نداره
22:04آها
22:04اینه قضیه جدیه
22:06جدیه
22:09پس بهتره من برم
22:11من مغازه رو همینجوری بستم و اومدم
22:14آره کار زندگی دارین
22:15خب یکم اجلی شد ولی
22:17باشه من برم
22:17خیلی نراحت شدم
22:22با قدرت باش
22:23چیزی شد حتما
22:25من بهم زنگ بزنیم
22:27خیلی ممنون
22:28شما منو میفهمین
22:29آیی
22:31بسلامت
22:32آخ آخ میبینی تو رو خدا
22:34پس چرا نگفتیم؟
22:36چطور بگم
22:36ادا بهش بگی بهتر اونا خانوادن بلاخره
22:39بعد این که بفهمه میاد ازم حساب پس میگیره
22:42درسته
22:44چایی میخورین؟
22:46یه چایی دم کن
22:55ادا
22:55دختر گولم
22:57برای این روز کافی زیاد تو درگه مونیم
22:59ماما یکم دیگه
23:01دخترم
23:02یه تا به سون طولانی پیش رو داریم
23:04از همین روز اول رفتی تو درگه
23:06ماما یکم دیگه بمونیم دیگه
23:09شما برین
23:09من و ادا یکم دیگه میاییم
23:12آره
23:12من و عمم اینجا میمونیم
23:14حالی آخه ادا جون
23:15ادا
23:16ادا
23:18ادا
23:19ادا
23:20ادا
23:21چی کار داری میکنیم
23:33میدونم نراحتی
23:35میدونم قمگینی
23:45من بعد اون اتفاق خیلی نراحت شدم
23:50ولی یاد گرفتم با این نراحتی زندگی کنم
23:54به خودم قبولوندم که مامان بابا محسس دادم
24:01ولی اینگر همه چیز دوباره داره اتفاق میافته
24:04بازم همون اتفاق
24:07بازم من کسی که به خیلی دوستش داره محسس میدم
24:10سرکانو میگی
24:12تقصیر خودشه باید راستشو میگفت
24:16ادا
24:18نکنم
24:19از دیروز داشت سعی میکرد این اتفاقاتو برا تریف کنیم
24:23نمیتونم
24:26یا شایدم وقتی همه چیز داشت پرملا میشد گیر کرد و تصمیم گرفت به هم بکه
24:30دیگه نمیتونم درست فکر کنم
24:37تقصیر اون نیست اشتباه اون نیست
24:39ولی به هم دروغ گفت
24:43ولی
24:46هرچقدرم که آدم دلش بشکنه
24:48از طرف نامید بشه
24:51هرچقدرم دردناک باشه
24:53اشقه
24:55نمیشه فراموشش کرد
24:57میدونم چقدر نراحتی ادا
25:02میخوام یه چیزی بهت بگم خواهش میکنم از سبانی نشد
25:07اما سرکا نمورده
25:09اون هنوزم زنده است
25:13به نظر من
25:16اگه اشقی باشه
25:19میشه اشتباهاتشو بخشی
25:23یعنی میگی اشق همی چیزو میبخشی؟
25:25من با اولین اشتباه از زندگیم حسبش میکنم
25:28من رو که میشنستم
25:28به نظر من اشقی جوهره خیلی با عرضشه
25:33وقتی که پیداش کردیی به هر قیمتی
25:35نباید ولش کنی
25:38اشق بدون دلشه کسیگی نمیتونه باشه
25:42اشق بدون درد و غم نمیشه
25:44اشق بدون درد و غم اگه میشه
25:46ولی نباید بهت آسیب برسونه
25:50به نظرم اشق عرضش همه چیزو داره
25:53چون هرچی باشه این احساس
25:55یه بار تو دل آدم به موجود میاد
25:57البته اگه خوششانس باشی
26:01نظرتو چیه ادا؟
26:05دیگه نمیخوام به سرکان اعتماد کنم
26:10باید از خودم محافظت کنم
26:13وگرنه داغون ماشه
26:17دیگه باید حرف حرف من باشه
26:19ای باید
26:21ای بلد اختر
26:24چی کار مخای بکنیم؟
26:26یه نقشه دارم
26:28خیر UP
26:30دیگه نمیخواش
26:31خیر IS
26:32PYM JBZ
Comments