Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق بی حد و مرز -#70 خلیل ابراهیم & زینب
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00ما واسه خودمون راست میکنیم اشکالی نداریم
00:01احور ویل کن گرست نمونه بابا
00:03بریم آشماز خونه یه چیزی بخوریم
00:04مگه نداریم
00:05اگه تا چند دقیقه دیگه درست حضابی ماجر را تعریف نکنین
00:08یک کتاک از من می کنیم
00:09من برای تعریف میکنم بیا بریم
00:11دقیقا
00:11بیا داری نترس
00:13غلیل ابراهیم چه خبره
00:16نمیخوای چیزی بگی
00:19شوتا داره زنگ میزنه
00:22جونم شوتا
00:30ما هم تور سورانی
00:31نه لازم نیست شما بیایی
00:33باشه خدافز
00:35حالا داداشم خوبه؟
00:37خوبه خوبه نگران نباشه
00:38دارم میرن خونه
00:40خدرش شکر
00:42من برم آشپسخونه
00:43تا عثمان کل آشپسخونه را نخورده نه؟
00:50چه خبر؟
00:55تو برای چی بی خبر از من کار میکنی؟
00:58یکی تو چی زید میشد چی؟
01:00چون میخواستم به یه دردی بخورم
01:03حد اقل واسه به درگ واسل شدن اینی علماس
01:07حدس میزد امامانم بره پیشش
01:10اما از کجا میتونستم حدس بزندم
01:12که اون عوضی منو گیر و گام بگیر و از تو باج گیری کنه
01:16دردیو جهر
01:22دیگه منو اینطوری نترسون باشه
01:28چیزی هست که تو ازش بترسی؟
01:31میترسم
01:32زینب
01:36میترسم از دستت بدم
01:42باشه
01:44دیگه نمیترسونم ات
01:48حالا تحریف کن ببینم اینجا چه اتفاقایی افتاد
01:51آخرین لحظه تو رو تحویل داود داده بودن
01:54بعدش تو چطوری اون روانی رو متقاعد کردی؟
01:58چی بهش گفتی؟
01:59داود نبود
02:00بسرش سرکان بود
02:03اون از پدرش روانی تره؟
02:06اولش بعد حرف زد
02:08موسیقی
Comments

Recommended