00:00هیچ کسی جورت آسیب زدن به تو رو نداره
00:02خب از خیرس و گرگم نمیترسی یا؟
00:07منو فراموش کردی یا انگار؟
00:11تو مدرسه کم عذیت هم نکردی
00:13از کدومتون ترسیدم؟
00:15درسته
00:30شبا اینجا سرد میشه
00:33فرام باید شمینه رو روشن کنم
00:35نه روشنش بکنم تو راید باش
00:36از عصبانیت چیزی نخوردم
00:44قضا آماده میکنم تو هم میخوردی؟
00:46خیلی خوب میشه
00:47چند وقت چیزی نخوردی؟
00:52بشنگی مهم نیست بیخوابی عذیت هم کرده
00:55چند روز درسته سابی نخوابیدم
00:57فرام آماده میکنم
01:00رفتی هسابانی بودم
01:25قبل اومدن من چیزی شده بود؟
01:28آره شد
01:29نامزدی رو به هم زدم
01:32اما نامزد هم این موضوع رو قبول نمی کنه
01:34شنیدم نامزده خارزده آسیه و جواده
01:37بهتره بگی نامزده سابق
01:40اینطوری هسابان به هم نمی ریزه
01:43هر کسی به خلیل ابراهیم کمک کرده باشه
01:55حتی به هی سلام کرده باشه
01:57همه رو پشیمون میکنم
01:58حالا که حرف از پشیمونی شد
02:00بشین اینجا
02:01لفند
02:04به نظرم خودت پشیمون شد
02:07دیگه دست از این کارا
02:09بکش
02:10به زینب رسیدگی کنو
02:12دلشو به دست بیار
02:13آقا رزوان وکیلتون اومده برای گرفتن اثاراتتون
02:20خوبه خوبه
02:22بابام سخت متوجه میشه
02:31توضیح دادن بهشم سخته
02:33راستش با عشق با مامانم ازدواج کردن
02:37اما به نظرم آسیه رو بیشتر دوست داره
02:40تاروخ از تو بزرگتر بود
02:43تاروخ یه هفته از من بزرگتر بود
02:46فکرش رو بکن
02:47دوت و زن بابام همزمان حامله بودن
02:49میخوام بگم وقتی با جوادی
02:52یه کار پینهونی میکردن با آسیه آشنا شد
02:54اما اون موقع تولاد تامر و لیلا رو نمیفهمم
02:57میدونی که من یه داداش کچیکترم دارم تون جایی
03:01داداش رو چلا با خرزده آسیه زباش کرده؟
03:07اونا همدیگر دوست دارن
03:08البته آسیه قطعا آیشه رو پر کرده
03:12که موقع داداشم رو بزنه
03:14اما خب واقعا هم همدیگر دوست دارن
03:16پس آیشه شبیه خالش نوست
03:18خب شبیه خالش نباشم
03:20دایی داره
03:22مامانشم هست این دختر رای فراری نداره
03:25ولی بازم آدم خوبیه
03:26حد اقل
03:27همسر خوبیه
03:29خب لمند چیه؟
03:32اون چطور شد؟
03:33مستر اجبار
03:39به لطفه لمند از شر ازدواج
03:41با یادم بحشتنک خلاص شدم
03:43کی؟
03:44یاووز
03:45پسر پسر اموی بابام
03:48تو کار حملو نقلن
03:50یعنی تو کار تجارت سلا
03:53وقتی لمند پیدا شد
03:57یاووز نتونه صداشو در بیاره
03:59وگرنه قوقا می شد
04:00منم برای همین تا الان
04:02لمند رو تحمل کردم
04:03اما دیگه راه برگشتی نیست
04:05تجارت سلا که گفتی غیر رسمیه دیاره؟
04:13چه با نزاکت می که غیر رسمی و اینا
04:15بچه شهری؟
04:17خب قاچقه اصلاحه می کنن دیگه همین
04:20حالا که این چاره
04:23واضح بگوین انبار سلاح
04:28اموزاده های تو کجاست؟
04:31چرا پرسیدی؟
04:32ببین من این مبارزه رو پیش می برم
04:34ولی مهمات و اصلاحه لازم درم
04:44جای انبار رو بهت نشون می دم
04:46اون موقع هم مهمات داری
04:52هم بدون خون ریزی به خانواده من درس اساسی می دی
04:55شاید هم شکات نسبت به من از بین بره
05:06شاید اینجوری بفهمیه حرفام از روی سمیمیت بوده یا نه
05:11موسیقی
05:21موسیقی
05:23موسیقی
05:24موسیقی
05:25موسیقی
05:27موسیقی
05:29موسیقی
05:31موسیقی
05:33موسیقی
05:35موسیقی
05:37موسیقی
05:39موسیقی
05:41موسیقی
05:43موسیقی
05:45موسیقی
05:47موسیقی
05:49موسیقی
Comments