Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق بی حد و مرز -#48 خلیل ابراهیم & زینب
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00هیچ کسی جورت آسیب زدن به تو رو نداره
00:02خب از خیرس و گرگم نمیترسی یا؟
00:07منو فراموش کردی یا انگار؟
00:11تو مدرسه کم عذیت هم نکردی
00:13از کدومتون ترسیدم؟
00:15درسته
00:30شبا اینجا سرد میشه
00:33فرام باید شمینه رو روشن کنم
00:35نه روشنش بکنم تو راید باش
00:36از عصبانیت چیزی نخوردم
00:44قضا آماده میکنم تو هم میخوردی؟
00:46خیلی خوب میشه
00:47چند وقت چیزی نخوردی؟
00:52بشنگی مهم نیست بیخوابی عذیت هم کرده
00:55چند روز درسته سابی نخوابیدم
00:57فرام آماده میکنم
01:00رفتی هسابانی بودم
01:25قبل اومدن من چیزی شده بود؟
01:28آره شد
01:29نامزدی رو به هم زدم
01:32اما نامزد هم این موضوع رو قبول نمی کنه
01:34شنیدم نامزده خارزده آسیه و جواده
01:37بهتره بگی نامزده سابق
01:40اینطوری هسابان به هم نمی ریزه
01:43هر کسی به خلیل ابراهیم کمک کرده باشه
01:55حتی به هی سلام کرده باشه
01:57همه رو پشیمون میکنم
01:58حالا که حرف از پشیمونی شد
02:00بشین اینجا
02:01لفند
02:04به نظرم خودت پشیمون شد
02:07دیگه دست از این کارا
02:09بکش
02:10به زینب رسیدگی کنو
02:12دلشو به دست بیار
02:13آقا رزوان وکیلتون اومده برای گرفتن اثاراتتون
02:20خوبه خوبه
02:22بابام سخت متوجه میشه
02:31توضیح دادن بهشم سخته
02:33راستش با عشق با مامانم ازدواج کردن
02:37اما به نظرم آسیه رو بیشتر دوست داره
02:40تاروخ از تو بزرگتر بود
02:43تاروخ یه هفته از من بزرگتر بود
02:46فکرش رو بکن
02:47دوت و زن بابام همزمان حامله بودن
02:49میخوام بگم وقتی با جوادی
02:52یه کار پینهونی میکردن با آسیه آشنا شد
02:54اما اون موقع تولاد تامر و لیلا رو نمیفهمم
02:57میدونی که من یه داداش کچیکترم دارم تون جایی
03:01داداش رو چلا با خرزده آسیه زباش کرده؟
03:07اونا همدیگر دوست دارن
03:08البته آسیه قطعا آیشه رو پر کرده
03:12که موقع داداشم رو بزنه
03:14اما خب واقعا هم همدیگر دوست دارن
03:16پس آیشه شبیه خالش نوست
03:18خب شبیه خالش نباشم
03:20دایی داره
03:22مامانشم هست این دختر رای فراری نداره
03:25ولی بازم آدم خوبیه
03:26حد اقل
03:27همسر خوبیه
03:29خب لمند چیه؟
03:32اون چطور شد؟
03:33مستر اجبار
03:39به لطفه لمند از شر ازدواج
03:41با یادم بحشتنک خلاص شدم
03:43کی؟
03:44یاووز
03:45پسر پسر اموی بابام
03:48تو کار حملو نقلن
03:50یعنی تو کار تجارت سلا
03:53وقتی لمند پیدا شد
03:57یاووز نتونه صداشو در بیاره
03:59وگرنه قوقا می شد
04:00منم برای همین تا الان
04:02لمند رو تحمل کردم
04:03اما دیگه راه برگشتی نیست
04:05تجارت سلا که گفتی غیر رسمیه دیاره؟
04:13چه با نزاکت می که غیر رسمی و اینا
04:15بچه شهری؟
04:17خب قاچقه اصلاحه می کنن دیگه همین
04:20حالا که این چاره
04:23واضح بگوین انبار سلاح
04:28اموزاده های تو کجاست؟
04:31چرا پرسیدی؟
04:32ببین من این مبارزه رو پیش می برم
04:34ولی مهمات و اصلاحه لازم درم
04:44جای انبار رو بهت نشون می دم
04:46اون موقع هم مهمات داری
04:52هم بدون خون ریزی به خانواده من درس اساسی می دی
04:55شاید هم شکات نسبت به من از بین بره
05:06شاید اینجوری بفهمیه حرفام از روی سمیمیت بوده یا نه
05:11موسیقی
05:21موسیقی
05:23موسیقی
05:24موسیقی
05:25موسیقی
05:27موسیقی
05:29موسیقی
05:31موسیقی
05:33موسیقی
05:35موسیقی
05:37موسیقی
05:39موسیقی
05:41موسیقی
05:43موسیقی
05:45موسیقی
05:47موسیقی
05:49موسیقی
Comments

Recommended