Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
(Farsi Dubbed)

ضربان قلب خلاصه قسمت ایلول به خاطر پدر و نامادری‌اش دوران کودکی پر دردسری داشت و در سن دبیرستان توسط پدرش در خانه مادربزرگش که در مارماریس زندگی می‌کرد، رها شد. آمدن نزد مادربزرگش، گلیشه، فرصتی برای او خواهد بود تا زندگی را از صفر شروع کند. وقتی او با معلمش علی آصاف دنیز اوغلو آشنا می شود، تصمیم می گیرد زندگی خود را اصلاح کند. با این حال، دوستی های ایجاد شده در آن سال، حوادثی که او تجربه کرد و خصومت هایی که به دست آورد، نقاط شکست بسیار مهمی هستند که آینده او را تعیین می کنند. با از دست دادن مادربزرگش، دنیای جدید او که با امیدهای فراوان پایه گذاری کرده بود، در یک لحظه فرو می ریزد. همچنین منادی گسیختگی و جدایی است. از طرفی علی آصاف فهمید که ایلول که در ابتدا شاگرد او بود چقدر با بقیه فرق دارد و صمیمانه تلاش کرد تا این دختر باهوش را به دست آورد. او خیلی دیرتر متوجه خواهد شد که احساساتی نسبت به ایلول دارد، که در تلاش برای بردن آن است و برای درک آنها خیلی دیر شده است. بنابراین آن لحظه عدم اطمینان باعث می شود که راه دو نفر برای سیزده سال از هم جدا شوند. تا اینکه یک روز آنها به عنوان دو پزشک روی پشت بام یک بیمارستان ملاقات می کنند.


بازیگران : گوکهان آلکان
اویکو کارایل
علی بوراک جیلان
هاکان گرچک
فاتح دونمز
مروه چاعیران
بورجو تورون
باشار دوعوسوی
صلاح الدین پاشالی

کارگردان : آیتاچ چیچک
فیلمنامه : ابرو حاجی‌اعلو و وردا پارس

Category

📺
TV
Transcript
00:00توی جراحی که هرودن 20 ساعت طول کشید به دنیا آمدن
00:03یعنی همونطوری که تصور میکنین تو شرایط سختی بوده
00:06اما هرداشون زنده مونده
00:09دوتاشونم زندگی متفاوتی داره
00:11اینو باید از من بپرسیم
00:14درسته یه همچین وضعیتی داریم
00:16مثلا یکیشون آهنگ پاپ دوست داره اون یکی راک
00:19یکیشون طرفتر سادگی اون یکی آرایشون موت
00:21یعنی دو قول بودنشون خیلی اونا را به هم نزدیک نکرد
00:24اما من عذیت میشم نمیدونم چی کار کنم
00:26راستش نمیدونم چطوری موفق شدیم
00:29تو آبجی داری؟
00:31دارم
00:33الان جلوی آبجی تو نشسته
00:36عالیه
00:39پس میتونیم از آبجیامون به هم شکایت کنیم
00:42دقیقا یه همچین چیزی میخوای
00:44آدم هایی هستن که تو کل زندگیشون سعی کرن شخصیت خودشون رو پیدا کنن
00:49بله اما نبا عنوان یه انسان مجزا
00:51باید آدت کنن که با ارگانیسم بدی زندگی کنن
00:55جوری حرف میزنین که انگار ما اینجا نیستیم
00:57نراحت میشیم
00:58درسته حق با شماست
01:00اما من باید توضیح بدم
01:02این دوتا خوهر یک کبد دارن
01:06و اشونه هاشونم با همدیگه مشترکه
01:08بله و تحال و تناب نخوایشونم یکیه
01:12اما شش ها قلب های متفاوتی دارن
01:15رحمه هاشونم متفاوته
01:17یعنی میتونن جدوگانه صاحب بچه بشن
01:20شنیز با مشکل عرق شبانه به همراه درد به همزه این زد
01:23منم گفتم اونا بیان اینجا
01:25چون خواستم شما ها هم ببینین
01:27سلام بر همه
01:32نکنه دارین مریض رو از من مخفی میکنین
01:36تا داشنگار توی جبه سیاه مخفی کرده بودی
01:42سلام
01:44اینجا میبینی
01:48خب بگو ببینم این مشکلتی که خوهرت داره رو
01:53تو هم توی بدنت حس میکنی یا نه
01:55نه من سالمم
01:56نه همیشه
01:57اگه همه کارا رو من نکنم نفست بند میاد
02:00شنیز میتونی جایی که درد داری و به هم نشون بدی؟
02:05اینجا
02:08گوش ندین داره فیلم بازی میکنه سیستم عصبیمون مجهزاس
02:13یعنی درد من رو حس نمیکنه
02:15یعنی تو دردی که خوهرت حس میکنه رو نداری دارسته؟
02:19نه من کاملا حالم خوبه
02:21فهمیدم
02:22باید از دوتاتون آزمایش بگیرم
02:26باشه باشه
02:27خب مشکل شنیز چیه؟
02:29نمیدونم
02:30بعد از آزمایش ها متوجه میشیم
02:34یعنی اونی که سرطان داره شنیزه من نیستم درسته؟
02:45درسته
02:46اما درمان داره درسته؟
02:51متاسفانه
02:54سرطان در مراحل پایانی شه
02:57اگه من بمیرم فیلیز چی میشه؟
03:04برای چی ساکت شدین سرطان خان؟
03:07مگه شما ما رو نعی وردین اینجا؟
03:10ما حرفای شما رو باور کردیم و اومدیم اینجا
03:12اون همه زبون ریختیم
03:14حالا چرا ساکت این ها؟
03:16شنیز
03:16وقتی یکی از قلابه میره
03:19اون یکی هم فقط چند روز بیشتر نمیتونه زنده بمونه
03:23وقتی یکی از قلابه میره
03:25ارگانای اون یکی هم از بین میره
03:27و باعث مرگ اون یکی قولم میشه
03:29مثل دکتر رو با هم حرف نزد
03:31مثل یه انسان با هم حرف بزن
03:33چی میگی؟
03:35یعنی داری میگی خوهرم به خاطر من میمیره
03:38شنیز آروم باش
03:39آره
03:43سریع از هم جدا کنین
03:50من نمیخوام مسبب مرگ آبجین بشم
03:52نه
03:53من نمیخوام
03:55یادت نمیاد چه نیست؟
04:00ما چرا میخواستیم جدا بشیم؟
04:02قرار بود با هم بریم پیاده روی
04:05قرار بود دست هم دیگر رو بگیریم
04:07یادت نمیاد
04:08قرار بود بریم که از اینه
04:10قرار بود دوچرخ رو سواری کنیم
04:13همه شنو بدونه منم میتونه انجام بدیم
04:16چرا انجامش بدم؟
04:18وقتی تو نیستی چرا انجامش بدم؟
04:20چه معنی داره؟
04:22اگه قرار اون زنده نمونه
04:26منم نمیخوام زنده بمونم
04:27باز تو باره چرت و پرتاشو شروع کرد
04:29شنیز
04:31بودمارو اینطوری آفریده
04:33تو تیکهی از منی؟
04:36ما با هم به دنیا اومدیم
04:38با همم میمیریم
04:40من نمیخوام عمل بشم
04:44کافیه دیگه
04:47دارم میگه ما رو جدا کنید
04:50من الان میام
04:56این تصمیمو نمیتونی تنهایی بگیریم
05:04اگه قراره بمیریم با هم میمیریم
05:07الکی داد نزد
05:08کافیه
05:08کامیسر کم مونده پیدا مون کنه
05:24کومیسر که همونده پیدا مون کنه
05:42با کشت
05:54پس انقدر مهم بوده که تونست تو رو تو این شرایط از اتاق بیاره بیرون
06:06پس تو اینطوری فکر میکنی؟
06:10تو چرا اومده بیرون؟
06:12نگرانم هم شدی؟
06:14داداشت داری
06:16نگرانی زیادم خوب نیست دار
06:18از عمر آدم که هم میکنه
06:21از من به تو نصیحت
06:23داداشت داری
06:31نمیوی؟
06:34میاں
06:34میاں
Comments

Recommended