Skip to playerSkip to main content
  • 1 day ago
(Farsi Dubbed)

ضربان قلب خلاصه قسمت ایلول به خاطر پدر و نامادری‌اش دوران کودکی پر دردسری داشت و در سن دبیرستان توسط پدرش در خانه مادربزرگش که در مارماریس زندگی می‌کرد، رها شد. آمدن نزد مادربزرگش، گلیشه، فرصتی برای او خواهد بود تا زندگی را از صفر شروع کند. وقتی او با معلمش علی آصاف دنیز اوغلو آشنا می شود، تصمیم می گیرد زندگی خود را اصلاح کند. با این حال، دوستی های ایجاد شده در آن سال، حوادثی که او تجربه کرد و خصومت هایی که به دست آورد، نقاط شکست بسیار مهمی هستند که آینده او را تعیین می کنند. با از دست دادن مادربزرگش، دنیای جدید او که با امیدهای فراوان پایه گذاری کرده بود، در یک لحظه فرو می ریزد. همچنین منادی گسیختگی و جدایی است. از طرفی علی آصاف فهمید که ایلول که در ابتدا شاگرد او بود چقدر با بقیه فرق دارد و صمیمانه تلاش کرد تا این دختر باهوش را به دست آورد. او خیلی دیرتر متوجه خواهد شد که احساساتی نسبت به ایلول دارد، که در تلاش برای بردن آن است و برای درک آنها خیلی دیر شده است. بنابراین آن لحظه عدم اطمینان باعث می شود که راه دو نفر برای سیزده سال از هم جدا شوند. تا اینکه یک روز آنها به عنوان دو پزشک روی پشت بام یک بیمارستان ملاقات می کنند.


بازیگران : گوکهان آلکان
اویکو کارایل
علی بوراک جیلان
هاکان گرچک
فاتح دونمز
مروه چاعیران
بورجو تورون
باشار دوعوسوی
صلاح الدین پاشالی

کارگردان : آیتاچ چیچک
فیلمنامه : ابرو حاجی‌اعلو و وردا پارس

Category

📺
TV
Transcript
00:00موسیقی
00:14یکم دیگه بیرینش بیرون
00:16چرا بایست؟
00:27خون ریزی زیاده
00:30هنوز میتونیم نجاتش بدیم
00:33فکر نمی کردم انقدر خون ریزی کرده باشه
00:35از این سخترشم انجام دادیم
00:39آره
00:41انجام دادم اما
00:44الان مطمئن نیستم
00:46به این فکر نکن که بیمار بابا ته
00:57از پسش بر نمیاد
01:04این دفعه دکتور علی آسفه که شکست میخوره
01:08نه خیر
01:08شکست نمیخوریم
01:10موفق میشیم
01:11زود این خون ریزی رو متوقف میکنیم
01:13گیره با گازستویل بریم
01:15در قطع کنید
01:26اینا دارن من رو دیوونه میکنن
01:31مرتی که متجاوز داخل اون بخ
01:32من نمیتونم خوهرم رو ببینم
01:33آروم باش بسارم
01:34اون نالجیب و اونجا نگه داشتن
01:36ببخشید میشه اجازه بدین
01:37آقا برات
01:40من دنبال شما میگشتم
01:42دکتور خوهرتونم
01:44دخترم چطوره
01:46بیایی تا تعریف کنم
01:47دکتور علی آسف دستو دادن این آقا ورد بیمارستان نشن
01:50باشه مشکلی نیست
01:52این آقا قول میدن آروم باشن
01:54با من بیایی
01:59تو سرخ رگ میانی مغز خون ریزیده
02:12با یه تنپورال رو بکت میانجام بدی
02:14اما قابلیت حرکت و حافظش
02:15هنوز سر جاشه
02:16این تصمیم خیلی ویسک داره
02:18زودتر باید تصمیم بگیریم
02:20نمیتونم مطمئن باشم
02:26مجبوریم این کارو بکنیم
02:28اگه کسی که اینجا خابیده بود بابای من بود برای زنده موندنش هر کاری میکردم
02:32چی شد زیانور؟ خیلی شاخشو نمیکشیدی؟
02:47حالا ببین کجایی؟
02:51چی میگی؟
02:53چیزی نیست؟
02:54پسرشو که براش حرف منو زیر پا گذاشت میبینه یا نه؟
03:00موافق نمیشه
03:03میدونی؟
03:13اصلا برام مهم نیست
03:14میخواد نجاتش بده یا نه؟
03:17اصلا میخواد چاقو بکنه تو مغز پدرش
03:18هیچ کدوم از این اتفاقه برام مهم نیست
03:21پس اون پرونده شکایتی که این دختری میگفت رو حل کن
03:26اصلا هیچ قصدی ندارم
03:33فاتح
03:46یکم حرف زیر
03:51دوبده شده در اش سلیو جم
03:53بابات زنگ زد
03:54اصلا تحجب نکردم
03:57داره همه رو تک تک امتحان میکنه
03:59میدونی که بابات از دوستای قدیمی منه
04:03برای همین چیزیو که به بابات گفتم به تو هم میگن
04:06حق داری انقدر عصبانی باشی
04:11کسیو که خیلی دوست داشتی از دست دادی
04:14دقیقا مثل من
04:16برای همینم نفرتیو که از علول داری بهتر از هر کسی من درک بکنم
04:21بعد از این اگر مشکلی داشتی
04:24با من تماس بگیر
04:25باشه
04:26نمون دکتر
04:28دکتر نبز شریمیت مهید
04:51دیگه نمیتونیم ادامه بدیم
04:54میدم
04:54مگه تو نگفتی نباید تسلیم شم
04:57تسلیم نمیشم
04:58دکتر تشارش هشون چهاره
05:07یکم دیگه مونده
05:08چلا پنج ثانیه دیگه میخوا
05:09ممکنه به مریض شکر بارد بشه
05:11قلبش دوون نمیاره
05:13علی آسف
05:15علی آسف سود باش ببندش
05:18فقط سی ثانیه
05:20تشارش شششه
05:24مریض رو از دست میدین
05:26علی آسف خواهش میکنم
05:28حرف داداش سلیم و گوش کنم
05:29دارم داشت میرسن
05:30علی آسف سری کارتو تموم کن
05:32تموم شد
05:39حرف خواهش
05:40خواهش
05:41خواهش
05:42خواهش
05:42خواهش
05:56خواهش
05:57خواهش
05:58ایوه
05:59نا امیش
Comments

Recommended