00:00دومان دفتر استفاده می کنن هم انبار
00:02به نظر من حتماً اسلاعه ها اونجاست
00:04چون اونجا مطمئن تر اینجاست
00:06همه میرن اونجا
00:07قاضی، پولیس، داتتان، سیاست، مدار
00:10نمی دونم چی کارا می کنن
00:12اما
00:13اما
00:14اگه یه ذره درسون لطوب
00:17پسرش یاوزو می شناسم
00:19حتماً اسلاعه ها اونجاست
00:21پس چون تو کار قاچاقن انبار بیرون شهره؟
00:25دقیقاً همینطوره
00:27نمی دونم چه طوری میری اونجا و بیرون می آی
00:30مسلمان انتظار حمله رو ندارن
00:32چون کسی نمی خواد با اونا در بیفته
00:34چیزی که باید بهشون دقت کنی دوربین هست
00:38حتی به آدم هایی که جنس خودشون رو می برنم
00:40اعتماد ندارن همه جا دوربین هست
00:42اگه موفق بشم چی؟
00:46یعنی انبارو خالی کنن؟
00:48فکر می کنن از کی جاشون رو فهمیدن؟
00:50اصلاً نمی تونن هیچ فکری کنن
00:52فقط با بابام دشمن می شن
00:55بیشتر از همه هم با کلپه ها
00:58معلوم شد برای خلص شدن از لوند چه فکری داری؟
01:03بعد داری تشوی جنازه
01:05اینطوری نگو من تو چشی جنازه لوند خیلی نراحت می شم
01:11ببین واقعاً گریه می کنم
01:12زنم
01:13این وضعیت خیلی خطر نکه
01:16ببین سریع فهمیدن که با یکی هستی
01:19اگه بفهمن به من کمک کردی
01:22یا با من حرف زدی
01:23آقابتش خیلی بد می شه
01:27به نظر منم
01:37به خاطر همین حتی به نزدیک ترین آدمت هم حرفی از من نزم
Comments