Skip to playerSkip to main content
  • 4 days ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.
Transcript
00:00من و سرکان معمولا ميونه خوبی با هم داریم مگه نه سرکان
00:03اره خیلی ميونه خوبی داریم روک و راست حرفامون رو میزنیم
00:08تازه ادا هیچی رو از من پنهون نمی کنه مگه نه ادا
00:12البته سرکانم خیلی مرد منطف و مسئولیت پذیریه
00:17از زیر بار مسئولیتاش هستن در نمیره مگه نه
00:21اره همینطوره همینطوره
00:23عشق از شما بامزه این
00:25من و هاکان هم گایی به ماشگل برمیخوریم خوب مدت هست با همیم از دوران دنشگاه
00:31این شل قسمته شما هم بشه
00:34آه نه نه اینطوری نیست ما فقط شریک
00:36آه کلن درباره یک کاره اونجور مسئول رو نداریم
00:40شرمنده که سوه برداشت کردیم منظرت میخواییم
00:44ولی از دور شبیه دوتا عاشق به نظر میاییم
00:48آه نه بابا
00:53شما رو تو باخچه با دخترتون دیدم
00:55و فکر کردم که متحلید شرمنده
00:58من یه مادر مجرم
00:59ایتو خانم دختر دارید
01:01من خیلی دختر بچه ها رو دوست دارم
01:03حالا احسن به شما
01:05با این همه موفقیت چطور یه بچه رو بزرگ کردیم
01:08ممنونم
01:09با عشق نزلیان خانم
01:11آدم با عشق میتونه
01:12هم به کارش فرسته هم بچه
01:14کافیه که بخواه
01:16ولی عشق نباشه
01:18هیچ کدومش نیست
01:19هیچ کدوم
01:20درسته
01:21خب آقا سرکان شما چی بچه دارید؟
01:23نه اون بچه نداره
01:25نزلیان خانم یکم از دانشگاه بگین برامون
01:27البس یکی میگم
01:29بچه ها یکی از یکی بزر
01:31هردم از صبح تنباله یه نمونه
01:57یعنی چی نیستش همش یه نمونه میکنم
01:59یعنی چی نیستش یعنی چی هنوز نیستردم
02:02آقا اینگین این تراحیه عالیه
02:04درخت ها و اینا چه قرم قوی دارینا
02:07نه
02:09واقعا دیگه نمیدونم چی بهت بگماردم
02:11نمیدونو شابه بخوریم
02:13این چرا داره بودو بودو میکنه مشکلیه؟
02:21نه با عشقم چیزی نیست مهم نیست
02:23از صبح منتظر یه نمونه بایستدیم اونم فقط همش یه نمونه میخوایم
02:27مگه قبلن اینطوری بود؟
02:29عشقم قبلنم اینجوری بوده چون توی مدت
02:33کار نکردی فراموش کردی
02:35نه بابا
02:36جان خوابید؟
02:38نه
02:39گیرداده خیرسی خیرسی هی میگه
02:41مگه این بچه بررساک خرگوشی نمیخوابید؟
02:43نه اسیس اما اون فقط تا دو سالگی بود
02:46الان چیتلمبیک تو سندگیم
02:47واقعا؟
02:48بفرما
02:48آی اینو میگفت بچه هم
02:50سلام خیرسی
02:52ها رستیش کمگه سال
02:54قبلنگه
02:54محصول تدارکات داشتیم به اسم آقا جدت
02:56شمارش ها بس گرده زنگ میسنم چفاب نمیتر
02:59خموش رو از اردم پرسیده میگه نمیشتسمش
03:01اولا چرا از اردم میپرسی؟
03:02اون هیچ وقت نمیدونه
03:03دو و من
03:04آقا جودت اینا متاسفانه یک سال پیش فرشکست شدن
03:07آقا احسان اینا بودن کجلو
03:10آره اگر
03:10یه ساله با اونا همکاری میکنیم
03:12آلی شد
03:12دقیقا
03:13من میونه خیلی سمیمی با آشون دارم
03:16میخوای من حلش کنم
03:18هاگه اشکم فکر محشری
03:20خب پس بیه خیرسی رو بگیر ببر جانبه خابون
03:22منم میرم سراغ کارام
03:24یه دست بایسته
03:25قرارمون این نبود
03:26اشکم من تو همین زندگی فقط میخوایم ازت حمایت کنم
03:30اینو که متوجهی
03:31این ساله خوبی بودش که خوب بود
03:33باید مجسط بشی پیرین
03:36داری به خاطر کار دیفونه میشی نه
03:38زده به سرت
03:39آره دارم
03:41دیفونه میشم
03:42یه چیزی به ذهنم بسیده
03:43با اون حلش میکنیم
03:44باشه با هم حل میکنیم
03:45من رو تو با
03:46نکنیم
03:47حلش میکنه حلش میکنیم
03:48با هم بگه حلش میکنیم
03:50باشه انگیم
03:50نه
03:50عشقم
03:52با هم تقسیمش میکنیم
03:53من کم کم کارمو زیاد میکنم
03:55من دوست دارم بچه داری کنم
03:57اون به کنار
03:57ولی لطفا کارمو ازم ندوست
03:59کار عزیزم
04:05خیرسی
04:06خیلی آقای ارتم بیا بشیم بیا
04:13آقای این چی شده
04:15آه ارتم
04:18خیلی سخته
04:20جدی دارم ات میکن
04:21یه خاطره بگم برای تو
04:24خیلی خوب
04:25امشب با دو تا از بهتری میماروی کشفرش هم خوردیم
04:28هرچی بگم کمه
04:30برای ما یه افتقاره خیلی بزرگه
04:32برای ما هم همینچور
04:33خیلی ممنون
04:33گفه لذت بخشی بود
04:35من ممنونم
04:35شما و کاری که میکنید
04:37و امشب از نسدیک شناختم
04:39ادا خانم
04:40شیفته این علاقتون به کارتون شدم
04:42برای این که پروشی قصو بگیرید
04:44هر کاری از دستم بر بیاد انجام
04:46ممنونم
04:46منم تصمیم میکنم
04:48ادا خانم یه جمله معروفی داره
04:50پروزه توو
04:52ترجمهش میشه
04:53چیزی که درونم هست
04:54چیزی که فکر میکنی بیشتره
04:55آره
04:57یه جمله سخنرانی فارق و تحصیل
05:00خیلی هم سخنرانی خوبی بود
05:01ماشین منتظر شماست
05:06اقای حکن
05:06باشه ممنونم
05:08خب پس بعدم میبینم
05:10خیلی ممنونم
05:11شبتون بخیر
05:11به امید زیدار
05:15شبتون بخیر
05:16خیلی خوشحال شدم
05:17زوج بحالیه
05:27تو جشن فارق و تحصیلی من
05:30تو ایتالیا اومدی؟
05:31آه
05:41آره روز ماهه میبود
05:46نمیتونستم از دست بدم
05:48میدونم الان فکر میکنی
05:51تو اون دوره
05:52تنها کسی که قصه خورد تو بودی
05:55ولی
05:55اونطوری که فکر میکنی نیست دار
05:58یعنی
05:59از وقتی که از زندگیم رفتی بیرون
06:01هر روز به فکرت بودم
06:03ولی خب این چیزی رو عوض نکرد
06:08بگذاریم
06:11تو نمیخواستی من صوریتی قبول کنی
06:14و منم نمیخوام تو زندگیم باشی
06:16زندگیم برو بیرون و سخترش نکن
06:21ترسیدم ادال
06:33ترسیدم
06:51باید حرفامو گوش کنی
07:17نمیخوام باید حرف بزن
07:19من حرفاتو گوش دادم تو هم باید حرفای منو گوش کن
07:21مروم حرف بزن که ای روز خوابه
07:23دست از درم بردار
07:24ادا
07:25ببین منو
07:26منو ببین
07:27دکتر به هم گفت و هیچ وقت بچه دار نمیشی
07:36چی میگی تو؟
07:40من بعد از این که سرطانم خوب شد
07:42بیخبر از تو رفتم پیش دکتر
07:44و گفتم منو ادا میخواییم بچه دار بشیم
07:46ولی اون گفت هیچ وقت امکان نداره
07:48گفت به خاطر داروها و شیمی درمانیها
07:51امکان نداره
07:52خب کیراز چی؟
07:55کیراز یه موجزه است
07:56متوجه شدی کیراز یه موجزه است
07:59کیراز اونقدر شبیه منو تو بود
08:01که از همون روز اول باید میفهمیدم
08:03ولی دکتر به هم گفته بود امکان نداره
08:05خب پس چرا به هم نگفتی؟
08:07چرا به هم گفتی من بچه نمیخوام
08:09میگفتی نمیتونیم بچه دار بشیم
08:11چون تو منو ول نمی کردی
08:16دکتر
08:24به هم گفتو پنج سال
08:28بعد از درمان هم
08:29هفتاد درصد ممکنه بازم سرطان داشته باشی
08:32ولی اینو بد نگفتم
08:33چون تو اگه اینو میدونستی
08:35ولم نمی کردی
08:36من بازم میفهمیدم سرطان دارم
08:39و تو بازم به خاطر من زندگیتو نابود میکردی
08:42چون تو بازم کنار من میموندی
08:44و راضی بودی که کنارم خوشبخت نباشی
08:46بعد از اون هم اتفاق
08:48اگه نمیتونستم خوشبختت کنم
08:50پس دیگه زندگیمون چه معنایی داشت؟
08:53الان سرکن
08:54الان
08:55تو حالا یه دختر داری
08:57نمیتونم ادا نمیتونم
08:58من یه بیمارم میفهمی ادا
09:00من بیمارم
09:01میفهمی هر لحظه بازم ممکنه سرطانم برگرده
09:05حالا بعد از
09:07دونستن این واقعیت خیال پردازی
09:10چه معنایی داره؟
09:11ببین
09:12ببین ادا نمیفهمی
09:16تو وجود من
09:17یه بمب ساعتی وجود داره و
09:19و ممکنه هر لحظه منفجر بشه
09:21نمیدونی دونستن این چه حسی داره
09:24یا این که نمیدونی چقدر از این میترسن
09:26نه نمیدونم و نمیتونمم درک کنم
09:29تو این چیزها رو تجربه کردی من نمیدونم
09:32ولی خب دیگه تموم شد سر کن
09:35تموم شد دیگه
09:36ادا
09:37همه اینا رو میگن
09:41چون میخوام بدونی چرا همچین تصمیمی رو راجع به کیراز گرفتن
09:45من نمیتونم مسئولیت بچه رو قبول کنم
09:49من نمیتونم بابای خوبی براش باشن
09:52چرا اینجوری هستی؟
09:55چرا اینجوری فکر میکنی؟
09:57چرا همه چیز تو باید فوقلاده باشه؟
09:59چون کیراز فوقلاده است
10:00چون که تو فوقلاده ای
10:02تو یه زن فوقلاده ای
10:06قلبت، روحت، همه چیزت فوقلاده است
10:09تو، تو یه آدم بی نقص و عالی هستی
10:13از روز اولی که دیدمت
10:14تو زنفقه یه چیزه
10:16همش میگفتم تو لایق این زن نیستی
10:18یه روزی میرسه
10:20اونم دیگه نمیتونه تو رو تحمل کنه
10:22تو، قلب تو، روح تو توی قفز زندانی کردی
10:27و بهش میگی زندگی کردم
10:29تو چرا با خودت این کارو میکنی؟
10:32چرا اینقدر خودتو محدود میکنی؟
10:34هدا من آدمیم که به تنها یادت داره
10:38جان تو کل زندگیم تنها بودم
10:42بعد از مرگ برادرم تنها بودم
10:45تو مدرسه تنها بودم
10:46من حتی سر کارمم تنها
10:48ولی بعدش یه حتو اومدی
10:52و کل زندگیم عوض شد
10:55ولی بعدش از زندگیم رفتی
11:00و بعد رفتنت پنج سال تمام با خاطراتمون
11:04و با تصور، تصور تو زندگی کردم
11:09برای همین لطفان
11:13هر چقدر میخوای از دست من عصبانی باش
11:17ولی هیچ وقت به هم نگو فراموشت کردم
11:21چون که نمیتونستم همچین کاری رو بکنم
11:24لطفان به این احترام بذار
11:26شبت بخیر
11:31شبت بخیر
12:01شبت بکنم ببینم چطورم
12:03میخوایم این مسئله رو حلش کنی
12:05تو فکر کنم متوجه نیستی مشغول اما
12:07نه متوجه نیستم
12:09اینم متوجه نمیشم که چطور میخوایی از منم فرار کنیم
12:12باید حرف بزنیم داداش
12:13حرف بزنیم
12:15تو هنوز اداره دوست داری؟
12:17آره
12:19کیراز چطور؟
12:21آره انگین هرچقدر هم سوال مزخرفی باشه آره
12:23آره انگین هرچقدر هم سوال مزخرفی باشه آره
12:28خیلی خواب هستو اداره کیرازو خیلی دوسته
12:31آره
12:32این بزرکتر این آرسوی تو بود سرکن
12:34این که تو و اعتبا هم یه بچه دشته باشید داداش
12:37آره
12:38ولی حالا نمیخوایم
12:40آره
12:41نه تو فاقا یه رفانی هستی سرکن
12:44تو تو یه داگر یه لوگات من یه کلمه یه رفانی هستی داداش
12:47تو فاقا یه دیوونه هست
12:49اومدی اینا رو به ام بگی ها؟
12:51داداش تو ادار و دیوونه وار دوست داری
12:53چون دوستش داری میخوای عذابش بدی پس ها؟
12:56نشستی به خودت فکر کردی تا به امروز کم عذیتش کردم
12:59و حالا چی کار کنم بیشتر عذاب بکشه
13:01درسته سرکن؟
13:02انگین
13:03ببین من نمیتونم چیزی که ادار توقع داره باشم
13:06متوجه شدی؟
13:07من
13:08من به عنوان یه آدم مریض که احتمالا
13:11دوباره مریض شدنم بالاست
13:13و اگه این بار بمیرم
13:15برای بار دوم ترکشون میکنم
13:17و من نمیخوایم این کار رو باهاشون بکنم
13:19برای همین
13:21به جای اینکه منو بشناسه و با من زندگی کنه
13:23و دوستم داشته باشه
13:25بهتره که ایراز منو اصلا نشناسه
13:27اصلا دوستم نداشته باشه و با هم زندگی ندکنه
13:29سکر نسرسادن تو فقط برگه او نسخت میشه سرکن؟
13:33مگه نمیبیدی؟
13:35مگه زیادی هستن که دوستت دره
13:37پس ما چی میشیم؟
13:39تو نمیتونی همامونو از خودت دور کنی
13:41یا تنها و بدون هیچ محبتی سندگی کنی سرکن؟
13:45سرکن خواهش میکنم برو با دکتره ترف بسن
13:49اگر هنوزم احتمال بیماری داخل بدنت
13:53وجود داشته باشه
13:55بهت قول میدم تا آخرش با ات میمونم
13:57داداش تو سنیو داره که تمام سندگیش
14:00حاضره کنارشت باشه و خیلی دوستت داره
14:03سرکن خواهش داره
14:05خیلی خوشگل داری
14:07داداش چرا نمیفهمیاتا اگر یه روز کنرشون باشی براشون اندازه یه عمر ارسش داره
14:25پشت
14:27پشت
14:29خوشگله
14:31خوشگله صبح خیر
14:33صبح خیر
14:35صبح خیر عشقم صبح خیر دختر تولدی
14:37تو هیچوقع اینقدر نمیخوابیدی چی شده
14:39صبح خیر ماما
14:41امروز تو خوابم
14:43جشن تولد اما تو خوابیدم
14:45آه جشن تولد تو دیدی چطور بود
14:47خیلی قشنگ بود
14:49کلی کاده داشتم
14:51آی چه خوب
14:53بابامم تو جشن بود
14:55ولی من که بهت گفته بودم
14:57بابات خبر نداره عزیزم
15:01چون نمیدونه امروز جشن تولدت نمیتونه بیاد
15:03ولی اگه میدونست حتما میامد
15:05کاشکی
15:07میتونستیم یه جور بهش خبر بدیم اونم بیاد
15:09تو که هنوز خوابیدی
15:11پشو ببینم یالا
15:13ملو منتظره امه منتظره
15:15مهمته از همه کدوها منتظرن
15:17پشو پشو پشو پشو پشو
15:19آه یالا
15:21دستا صورتتو بشور بیا
15:23منتظرتم باشه
15:25باشه
15:26یالا
15:27خیلی خوب همه چی آماده است
15:29آماده است که آب جو آی فرده با زه بار چک کردیم
15:31چه میدونم من مطمئنم اون زنی که از امریکا دلغک برداشتی و افورده این فرهنگ
15:37یعنی صورتشم خوب نقاشی شده
15:40خوشتی په یا نقاش میشد ببینمش
15:42آره خب ما هم تنها مشکل من همینه دیگه
15:45ای بابا اب جی آی فرده ام این قضیه ی تولد رو خیلی بزرگش کردی یا
15:49آیه من چجوری بزرگش نکنم خوب جشن تولد شد دیگه
15:52مگه چند تا جشن تولد داریم
15:54بیا ببین
15:56مادر شعر سابقه تا میخواد برای یک ایرازی ی جشن تولد جدا بگیره
16:01آره
16:02آآ دو تا جشن تولد داریم؟
16:03ببینیم کدومش رو دوست داره
16:05البته که مال ما
16:06خوبه حد اقل از سرکان بیشتر همیت میده
16:09اوی دست بردار
16:10باباش پدری نمیکنه که مامانش میخواد بادر بزرگی کنه
16:14بیخیال نخنگونم
16:15ولش کنم که دست بردار نیست
16:17پس کجاست این دختره؟
16:18هره واقعا کجاست؟
16:19نمیتونم
16:20تو الان باید میامد سراغ کادوهاش پرو ببین کجاست مالا
16:24برای دنبالش
16:25کجایی کچولوی عیسیزم نکنه اول صحبی بازید گرفته ها؟
16:31تو چون آیدان رقیبت شده که تولدو زیادی بزرگش نکردی نه؟
16:35امه
16:36نه
16:37شب خوابم نبرد منم رفتم به کارای جشن رسیدم
16:40چند مودل قضا؟
16:42قصرام حساب کنم
16:44خوب
16:45بیست و سه نوم
16:46چه کار میکنیم اگه چند نفرین؟
16:48اون تنها دختری برادرزادمه تو تو کار من دخالت نکن دیگه
16:52ای بابا همه گیردادن به من بای
16:54کجاستین؟ بیاد کادوهاشو ببینه دیگه
16:57آره کجاست؟
16:58کیراز نیستش
17:00صداشم زدم ولی تو اتاقشم نبود
17:03چطور نیست؟
17:04چه میدونم؟
17:05یعنی چه نیست؟
17:06نکن رفته کافه
17:10منو بازی میده میخواد من برم دنبالش
17:13یه زنگ به براک بزنم
17:15خب به نظرتون من فوبیای بیماری دارم؟
17:19آقا سرکان چیزی که شما راجع به شرف میزنید در تخصص من نیست
17:23و بهتره با یه روانشتناس حرف بزنید
17:25خب پس بهتره اینجوری بپرسم
17:27شما به هم گفتید من درمان شدم ولی ممکنه بازم مریض بشم درسته؟
17:31آره گفتم که احتمال دوباره من رسیدانتون خیلیه
17:34خب من هم همینو میخواستم بشترم
17:36ببینید آقا سرکان
17:38این چیزی که داریم درباره شرف میزنیم برای گذشت است
17:40منظورتون چیه؟
17:42یعنی پنج سالی که خطر عود کردن بیماری بوده گذشته
17:44یعنی؟
17:46یعنی به طور نرمال حالا دیگه احتمال سرطان داشتن شما با یه آدم معمولی یکیه
17:50خب چطور میتونید نقدر مطمئن باشید چا من یه مدت حس خوبی ندارم؟
17:54ببینید آقا سرکان
17:56نباید انقدر به این چیزها فکر کنید
17:58یعنی همونطور که میدونید آقا سرکان فوبیای بیماری یه مشکل روحیه
18:02خب من از لحاظ فیزیکی میپرسم
18:04خب منم از لحاظ فیزیکی میگم که شما کاملا سالمید
18:08نیست بوراک همونو ندیده
18:10جان رمیست
18:12نیست
18:14نیست
18:16بوراک همونو ندیده
18:18جان رمیست
18:20بوراک همونو ندیده
18:22اونجا هم نیست
18:24بذار به هوتل زنگ بزنم
18:26نکنه آیدان دوزدیدتش
18:28از کجا به دوزده؟ چجوری میخواد بیاد تو خونه؟
18:30چه میدونم اتمن یه جوری تونل زده دخترم رو دوزدیده
18:34الو
18:36الو میگم که ایرازه ما امروز اصلا اون طرف ها اومده؟
18:40خیلی خور دختریمون کجا هست؟
18:42خلی خور شما دوباره چک کنیده که اومده بود به من خبر بدید باشه
18:48خسته نباشید ممنونم
18:50دخترم کجا هست؟
18:52کیرا هست کجا هست؟
18:54کیرا هست کجا هست آیدان کجا هست؟
18:56منظورتون چیه؟
18:58کیرا هست کجا هست؟ ما تحاضه اومدیم
19:00کیرا هست کجا هست؟
19:06نتونستید مراقبی بچه باشد نه؟
19:08واقعا موجز هست این بچه این همه سال دست مافیا نیفتاده
19:12خدا نکنه این چه حرفیه؟
19:14من از کجا بدونم تو ندوستیده باشیش؟
19:16چی؟ من؟
19:18آره من دوستیدمش حالا هم اومدن با هاتون صحبت میکنم
19:22بایی که این زن چقدر شوخ و بامزاست
19:24این شوخی نبود که؟
19:26ولی خوب بود
19:28ما از کجا بدونیم که شما ما رو گول نمیزنید که نایر جشد ما؟
19:30ما چونه باید همچون کاری کنیم آیدان خانوم؟
19:32این دلیلی که سالها دارید انکارو میکنید
19:34برای اینکه نوامو به هم نشون ندید
19:36امیدوارم که ایراز به شما نرفته باشه
19:38خدا نکنه چرا موزخرفت داری میگین؟
19:40چی میگین شما مگه چش آیدان خانوم خیلی هم هنرمنده
19:43ایشالله که به همین آیدان خانوم رفته باشه
19:45یعنی از نظرهای دیگه به این بچه دوزدار رفته باشه سیفی؟
19:47ای بابا؟
19:48ایشالله کسیز موجوده باشه
19:50دیگه داری زیاده روی میکنید
19:51منظورت چیه؟
19:52من گه نمیگیم ایبا میگه بچه دوزد
19:54اولان چی کار کنیم؟
19:55نمیدری داره چی میگی؟
19:56شیشوی شیخه داری میگی؟
19:57ملیک دارید نیستش
19:59نیستش
20:00نیا قایه موشک بازیه معموله نیستش
20:03نیا ای اکنه همال شما اینم بریم
20:05بریم بریم
23:32موسيقى
24:02موسيقى
24:04اده لطفا آرون باش
24:06من مطمئنم که کیراز رو پیدا میکنم
24:08اون کجایی دختم
24:10لطفا آرون باش پیدا میشه
24:12خلی خوب باشه پس این کار رو انچان میتیم
24:14بینا تو کرما بردار با همون مسیر مانرو رو نگاه کنید
24:18من هم پیرید رو پیدا کنم و با اون اون اطراف رو بگردیم
24:20ملو تو هم با آیفر خانوم سایلو بگردید
24:22موسيقى
24:24باشه ما با اردم با کوات کوپتر دنبالش بگردیم
24:26خیلی خوب باشه منم با شما میکنم
24:28هنوز میترتو ما بچه رو بدازیم بذار اول پیداش کنی
24:30چه رفتی داره
24:32ادا
24:34ببین کیراز یه دختر خیلی قویه
24:36مطمئنم که پیدا میشه
24:38مطمئن باش
24:40براک میشه به هم کمک کنی
24:42حتما
24:44ادا
24:46سرکار کیراز نیست
24:48باشه باشه
24:50اصلا تا حالا نیست
24:52گفتم رفته جنگل ولی کیراز بلده
24:54از جنگل بر کرده از این کارا نمیکنه
24:56حتما باید داره باشی
24:58من بار اول که با جاشتا شدم
25:00تنهایی توی جنگل داشت تنشت جم میکرد
25:02ولی مثل خودت جسور آقل و شجاعه
25:04ذاتا موقع اومدن
25:06با پالیس و گروه های تجسر صحبت کردن
25:08الان همشون دارن دنبالش میکردن
25:10خب باشه پیدا شد
25:12باشه باشه نگره نباش
25:14تو همینجا بمونم
25:16نمیچونم بمونم
25:18من میرم چوهی که قرار بود تولد بگیریم
25:20باشه تو اونجا منتظر بمونم
25:22نارون باشه باید آرون باشه
25:24پیداش میکنم قوم میدونم
25:26کیراز
25:28کیراز
25:30کیراز
25:32کیراز
25:34کیراز
25:36کیراز
25:38کیراز
25:40بله ای سرش نایی مده باشه
25:42ببین در اصد خیلی بچهی زرنگیه
25:44اصلا فکر نمیکنم اتفاق بدی براش بیافته
25:46مطمئنم سعیح و سالم پیداش میشه
25:48وقتی ادا خانم اونطوری دیدم خیلی نراحت شدم
25:51در واقع ادا خانم در حالت نرمال خیلی خونسرده
25:54ولی خب بچه ی آدم وقتی باشه
25:56خیلی وضیعت فرق میکنه
26:00ادا خانم او خیلی دوست داریم اگه نه
26:02محلومه که آره
26:04اگه اونا داداش براک نبودن خدا میدونه که من الان کجا بودم
26:08زندگی برای من مثل تو تو سینی نقره سید نشده پرانسس
26:14اصلا هم میمخواستم اینو بگم
26:16بشنو باور نکن
26:18من دیگه تصمیم گرفتم عذیتت نکنم
26:20چرا؟
26:25چون میترسم
26:27از دستم ناراحت بشی
26:32خوبی
26:44این چی میگه؟
27:00به نظرتون این میتونه پرواز کنه چون نو هم گم شده
27:04حایدان خانم بادخونک که نیست که باید قبل پرواز کاملا چک بشه
27:10به نظرتون اینو همینجورو بندازیم خودش از یه جایی به بعد پرواز کردن رو یاد میگیره یا نه؟
27:14نظرتون چیه شما دو تا بلنشید برید پیش انگین اینطوری بهتره ها؟
27:18ما هم از دستتون خلاس میشین
27:20آه گفته اول هوا رو بررسی کنید ببرید مناسب هست یا نه؟
27:24آه به نظرم مواه خوب آره
27:26به نظرم الانه که رد و برق بزنه به کله جفتتون
27:28خیلی خوب
27:30ها هم میگه که کالیبرش کنید کالیبراسیون تو این کار خیلی مهم
27:34باشه بکن کالیبرش کن
27:36آه یالله دیگه هر کاری میخوایید بکنید بکنید دیگه
27:38اول جهت رو پیدا کن
27:40بعد به صورت خابیده بگیرش و بیارش بالا و به چرخونش همین درسته
27:44نه من آخره شما را میدن به یه قبیله ی آدمخارا که شما را بخورم
27:54نه من خودم absorb بکن من خودم یه کم دیگه هر داتون را می呼وه
27:56خودش تو نابطه
27:58باشه خوب حولمون نکنین داری میکن و کار انجام میدیم دیگه
28:00آی آي پر باز کرد باز کرد
28:04بدش به من بذار باز کرد
28:06quant Vermont
28:08نیرگشون در باز کرد
28:10به دکها ای تهایین در پایین تا رو پایدش کرد
30:40خودتو نرشون بده دیگه
30:42كيراز جون
30:44اهي پاپا شالد خالق
30:46پریل یه بچه تا اینجا باگه میتونه بگه
30:48حتى اگر خدا من باشم میترسم
30:50چه میدونم از اونجایی که تمشگینا جمع میکنه
30:52نمیدونم والا
30:53اینگه به نظر بهتر نبود من پیش ادا بمونم
30:55چون دختره خیلی حالش بد شده
30:57حقم داره
30:58نره خب جده چشمش بچهش گم شد
31:00حتما حالش بند شده
31:02تو که الان ادا رو مغصر نمیدونی مگه نه
31:04الان مامانی
31:05مامان باید یه چیزی بهت بگم
31:08یه لحظه مامان جون
31:09تو الان ادا رو مغصر میدونی
31:11یا من اینجوری حس میکنم
31:12بهتره یکم واقع میماشی
31:14متوجه اشتباهات سرکانم باش
31:16نه ولی خب منظورم اینه که
31:17میگی نه ولی انگین
31:18بابرم نمیشه
31:19میخوای یاداوری کنم که پارسال چطور جانو گم کردی تو تارک
31:23اون قضیهش کاملا فرق میکرد پری
31:24برایگه چی بی خودی الان بحثشو بسط میکشی
31:26اون چه ربطی به ماجره الان درهان
31:29بابا من باید یه چیزی بهتون بگم
31:31باشه پسرم حرف میسنیم
31:32آره اینجور فرق داره چون تخصیل تو بود
31:35تو به خاطر این که از زهراخانوم
31:37ترز تیهی چیزکیک رو یاد بگیری جانو گم کردی
31:39حواظ فرق
31:40پری میدونی که چیزکیک خط قیر بزنیم
31:43بابا من باید یه رازی رو بهت بگم
31:45باشه پسرم بعدا در موردشون حرف بزنیم
31:47من یادم آلبانیایی دیده بودم پری
31:49مگه امکان داشت قبل از گرفتن ترسی تیش بزرم
31:52واقعا فوقلادهی
31:54بحانات آلی هست
31:55آلی
31:56ببینم نظرت چیه به جایی که بیافتیم
31:58بجونه هم دیگه جودت جودت دومباده کیرست بگردیم
32:00همه نظرت اینطوری بازده امونم بیشتر
32:02باشه همین کارو میکنیم
32:05پس من جان برمیدارم برمیگردم هوتل
32:08ولی بعدا حرف میزنیم
32:10بعدا حرف میزنیم
32:11باشه بیافت مامانی
32:12بریم
32:14کیرست
32:22کیرست
32:26من میرم به دوردورا سرکابولت منو پیدا کن
32:44موسیقی
33:14سلام جان
33:19سلام
33:20حالت چطور خوبی؟
33:22ممنوع
33:23همه دارن دنبال کیرست میگرد
33:25میدونم
33:26دوست سمیمی توه مگه نه؟
33:29آره
33:29خب تو چرا دنبالش نمیگردی؟
33:32نگرانش نیستی؟
33:35نه زیاد
33:36به هر حال کیرست برمیگرده
33:40خب
33:40تو میدونی کیرست کجاست؟
33:43آره
33:44رفته باباشو پیدا کنه
33:48چطوری میخواد باباشو پیدا کنه؟
33:51به من گفت که برای باباش
33:52یه یاد داشت بنویسم
33:54تا اینکه باباش بیاد
33:56چطوری این کارو میکنه؟
33:59باباش فضا نورده
34:00یعنی این رفته بالای تپه
34:06آره
34:07محشری جان
34:11بزن قدش
34:12موسیقی
34:22موسیقی
34:33موسیقی
34:35موسیقی
34:43موسیقی
34:43موسیقی
35:01سرکان بولاد؟
35:04منو پیدا کردیم
35:08اینجا چی کار میکنی کیرست؟
35:13دارم برای بابام یاد داشت میفرستان
35:16دارم سعی میکنم همونطوری که بهم یاد دادی ببندنش
35:20ببین که راز نمیتونی تنهایی بیایی همچین جاهایی باشه
35:26خیلی آدمانو گرانه تن
35:27نزدیک خونه باشم چیزیم نمیشن
35:50بابا امروز تولد منه
35:56واقعا تولدت هست؟
36:08بگیر
36:14به نظر تو به دست بابا میرسه
36:25مطمئنم که میرسه
36:38گله بریم دیگه
36:40بریم
36:41هست چه شد؟
36:59خبری هست؟
37:00نه نیست
37:00نیست
37:01نیست دیگه
37:02من کلوش انگلو گشتیم
37:04اما هیچ جانب
37:05خیلی باشه دیگه آرام باش
37:05لطفاً
37:06خود همین بابا
37:07آنی خود رو دارم دیوونه میشم
37:10که روز داره میاد
37:12تو کجا بودی؟
37:18کجا بودی ماما؟
37:20بری بابا پیان فرست دادم از تپه
37:22گفتم بری تولدم بیاد
37:23تو چطور از اونجا برگشتی؟
37:26سرکان بولات منو رسون خونه
37:29سرکان آوردت؟
37:32سرکان کجاست؟
37:33نمیدونم منو رسون تو رفت
37:36کجا برگشتی؟
37:38کجا برگشتی؟
37:39کجا بیربی pareتی؟
37:41یککه یکی که؟
37:42درست کنم
37:43آشد مهمونم
37:44ببینید
37:46مهمونم
37:48از داره بید
37:50هچاد مهمنم
37:53types
37:54rob
38:11ملعه
38:13ملعه
38:14شب العباد
Be the first to comment
Add your comment

Recommended