Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:00وای خدای من
00:02ببین برای اصراحت رفتید و چی به سرتون اومد
00:05اما همه ی اینا زیر سر اون سلینه
00:09منو ببین
00:10جران و فریدم از هم جدا کرد
00:12ممکنه سلین تأثیر گذاشته باشه
00:14اما جرانم یه حال عجیبی داشت
00:16تو که ندیدی دختر خیلی باور نکردنی به من پرید
00:19من نفهمیدم مشکلش چیه
00:21منم نمیدونم
00:23اما میفهمم
00:24باش حرف میزنم ببینم مشکلش چیه
00:27آره
00:27خب
00:29سرکن
00:30امیدی هست
00:32خب
00:36گاهی طوری نگاه میکنه
00:40که میگم حل دیگه یادش میاد
00:43بعدش
00:44بعدش هیچی
00:46یه حومه سه دو تا قریبه میشیم
00:56منم نمیفهمم به خدا
00:58ای بابا این دیگه چیه
01:03چی شده
01:04تاجر سرکان بولا در حالی که از مرگ برگشته بود از نامزدش ادایلیز جدا شد
01:08اون در حالی که شرکتش با ادایلیز رو ادامه میده
01:11با نامزد سابقش وارد رابطه شد
01:14ای خدا خبرش هم منتشر کرده که به گوش همه برسه
01:17اون منتشر نکرده
01:19اینا کار سلینه مطمئنم کار خودشه
01:21شوهر خوهرم
01:22ای بابا آقا سرکان
01:25همچین کاری نمی کنه
01:27مطمئنم همچین کاری نمی کنه
01:28سلین بی خبر از سرکان نمیتونه همچین کاری کنه
01:31نمی کنه گمون نکنم
01:33سرکان خبر داره
01:35چی کار کنیم؟ پاشیم بریم هوا بخوریم
01:39از اونجا بریم
01:40ملو من نمی خواهم برم شرکت
01:42من دیگه شرکت نمی رم
01:43آه اما ادا
01:45تو اونجا شریکی یعنی چی آخه
01:48تو حتما باید بالا سر کارات باشی
01:50یکی رو پیدا می کنم
01:52یادم هرفی رو می دارم جایی خودم چی کار کنم
01:54ادا
01:55با فرار از سرکان مشکل حل نمی شه
01:59اینو خوب بفهم
02:01کاری که می کنی
02:04آشناهای مشترک
02:06سرنوشته
02:08این مرد دائمان روبرود سبس می شه
02:12شویدهگه ازش فاصله بگیرم آسان تر بشه
02:14نه خیلی سرکار خانوم اینطوری نمی شه
02:17اگه واقعا می خوایی فراموشش کنی
02:19باید از دلت بیرونش کنی
02:21نه از جلوی چشات
02:23باشه بابا باشه
02:25خب سیمیت های دادمونم رسید
02:27آه سیمیت داد
02:28من یکی بر می دارم
02:30نه نه نمی چونه یکی برداره
02:32ما داریم میریم
02:33چون رژیمیم نمی چونیم بخوریم
02:34منم رژیمم
02:35اما سیمیت داقه
02:36ببین داقه
02:37باشه پس نمیرم سرکار
02:39همینجا می شیم
02:39ما داریم میریم منم که رژیمم
02:41پالتومو بردارم
02:42منون دنیز می بینمت
02:43سلین آتاکان
02:45به کاراش تو شرکت
02:47از نقطه ای که منده بود
02:48ادامه می ده
02:49و رابطهش با دوست بسر سابقش
02:53سرکان بلات
02:54به همون شکل ادامه پیدا می کنه
02:55همه چی نوشتن
02:56جز این که آقا سرکان حافظش رو از دست داده
02:58دقیقا بعدش
03:02من داشتم چیزا رو می گفتم
03:05تخفیفا رو
03:06سلین این خبرات چیه؟
03:12تو گفتی منتشر کنن؟
03:14بدون مشبرت با تو همچین کاری می کنم
03:16سرکان
03:16خب پس از کجا ممکنه این خبرات درس کرده باشه؟
03:19نمی دونم اما آره خبر که درست نوشته که
03:22پیشنهاد ازدواج دادی
03:23گرچه نمی فهمم اگه مردم بفهمم
03:25پیشنهاد ازدواج دادی چه مشکلی داره
03:27اما من بدون این که نظر تو رو بپرسم
03:30همچین کاری نکردم
03:31باشه
03:32کارایی راه اندازی تمومه؟
03:36از طرف من همه چی حله فقط واسه آخرین بار چکش می کنم
03:39باشه
03:40خیلی خواهد
03:42والا فرید
03:49یه چیزی بهت بگم داداش
03:51برای این که ترس پیریل از بچه بریسه
03:53از بس حتی اگه اینو در بردم که بچه دوست ندارم
03:56و نمیخوام حلق شده
03:57نقش بازی کردی
03:58افولش نقش بود داداش
03:59بعدش دیگه حق با دختره است
04:01برای یه بچه دار شدم اگر سنت مناسب باشه برای ما نیست
04:04والا نمیدونم اینگین نمیدونم
04:06ها تو هم ببین داداش
04:07تو هم به سوتی سپاچ میکنی باشه
04:10حواستو باید جمب کنی
04:12یعنی به نظر من در دقل دو سال بهشم فکر نکنی
04:14اینگین من و سلین ازم جدا شدی
04:16ها
04:17گفتی سلین؟
04:20سلین
04:20برای گفتی سلین؟
04:22گفتم سلین؟
04:23برای گفتی سلین
04:23برای گفتی سلین
04:24برای گفتی سلین
04:24من منصورم جرن بود دیگه داداش
04:26سلین هم جدا شده بودم
04:27الانم از جرن جدا شد
04:28آه
04:28آره
04:30برای گفتی
04:31چون انگار من برای دلداری دادن ساخته شدم
04:33هر کسی که یه نفر رو دوست دار و بهش نمیرسه
04:35میاد پیش من رو ازم دلداری کردن میخواد
04:37بعدشم میره
04:38آه
04:38خب یعنی چی؟
04:41یعنی جرنم
04:41قبلا یکی رو دوست داشته؟
04:44نمیدونم والا فراموشش کرده
04:46انگار فراموشش کرده
04:48عقلش فراموش کرده اما قلبش نه
04:51ای باب
04:52خب یعنی کی میتونه باشه
04:54فهمیدم هنوز نتونستم فراموشش کنم
04:59هنوزم یه حصه ای به دلیز دارم ملو
05:01عجب
05:02چند نفر وارد زندگیمون شدن و رفتن
05:05یه مدت طولانی از هم دور موندیم
05:07اما وقتی میبینمش قلبم میزنه ملو
05:11یعنی نمیتونم جلی خودمو بگیرم با ورد میشه
05:13واسه همین از فرید جدا شدی؟
05:15رستش با فرید نمیشه
05:17تو هم میدونی همش داریم دوا میکنیم
05:20تازه سرینم اومد و روی قضایی تحصیل گذاش میبینی که
05:23خیلی تحجب کردم
05:25من همینجوری شوخی کرده بودم
05:27اما نگو واسه تو جدی بوده
05:29آره جدیه
05:30یعنی رستش من هیچ وقت حسنمو به دلیز قایم نکردم ملو
05:35هیچ وقتم نمیتونم پنهون کنم
05:37خب میدونی من منظورم از هیچ وقت دوران بچگی بودم این
05:42بچگی که میگی ما دبیرستانی بودیم ملو
05:44همچین بچم نبودی ما
05:46ولی اصلا مسئله اون نیست
05:48اگه مسئله ای نیست پس برو با اداشتی کنی تموم شه بره دیگه
05:52نگفتم مسئله ای نیست ملو
05:54گفتم مسئله دنیز نیست
05:56پس مسئله چیه؟
05:59ملو ما چرا باید همیشه طبق برنامه ها با احساسات ادا پیش بریم چرا آخه؟
06:08خب اون داره دورهی خیلی سختی رو پشت سر میذاره
06:12باشه چیزای سختی از سر میگذارونه
06:14اوکی ما هم کنارشیم
06:16همه چیزای سختی رو تجربه میکنن هم تو هم من
06:19راستش درست میگی آره
06:22ملو
06:23این موضوع که من از دنیز خوشم میاد و
06:27دلم میخواد خودم به ادا این موضوع رو بگم
06:31یعنی میخوام از خودم بشنوه باشه
06:34باشه
06:35حله
06:36چیزی نمیگم
06:37اما موضوع خیلی حساسی جرن
06:40لطفا اینو زودتر حلش کنید
06:42با هم قرر نباشید
06:43خیلی خوب باشه منتظره یه فرصتم
06:46در اول این فرصت همه چیزو بهش میگم و حلش میکنم
06:48نگرال نباش دارم میگم دل تو دلم نیست ملو
06:52آشد شدیم
06:54میکنم داد بزنم
06:55صبح خیل
07:00صبح خیل
07:02خبرها رو دیدی؟
07:06البته که دیدی
07:07آره دیدم
07:08تو اینجور خبرها رو دوست نداری
07:12آره دوست ندارم
07:14اما نخستم فکرها رو به هم بریزم
07:18برای همین چیزی که باید نوشته شده باشه
07:21نوشته شده
07:21در واقع وقایم همین بود
07:23روستی دوباره بگم با سلین خوشبخت بشین
07:25ممنونم
07:26آقا سرکار
07:29بفرما لیلا
07:30صحبتون بخیر
07:31آب و لیموتون
07:32آلیه مرسی
07:33ممنونم
07:35مرسی لیلا
07:36خوایش میکنم
07:37مرسی لیلا
08:07واسه چی؟
08:08بکن
08:09خب بکن دیگه
08:11بکن
08:12لیمون استرس رو کم میکنه
08:19تو خوبی؟
08:24آره
08:26یعنی همونطور که میدونی
08:28سرمون شلوقه و واسه همین یکم
08:31استرس دارم اما
08:34آب لیمون
08:36و بعد شنبو کردن لیمون
08:38استرس رو کم میکنه
08:39اینو از که یاد گرفتی؟
08:45نمیدونم
08:50مطمئن یه جایی خوندم
08:52دیدی که بعضی وقتا مغز آدم
08:53اطلاعات بی مورد رو زخیره میکنه
08:56خوب؟
08:59برای این مرسم همه چی آماده است؟
09:02حاضره
09:04خوبه
09:06تو برای مرسم میای؟
09:08جا
09:10چون در نبود من این کار انجام شده
09:12و تمام شده نیازی به اومدنم نیست
09:14روستش این طوری هم نیست
09:16برای اهل رسانه
09:18وجود سرکان بوله تو مرسم خوبه
09:20شاید تو هم بخوای نکاتی و اضافه کنی
09:22ببینم چی میشه
09:24من از خونه پیگیری میکنم
09:26اگه چیزی شد همه هنگ میشه
09:28اگه چیزی شد همه هنگ میشه
09:30البته
09:32میخوای یه بار دیگه بکن
09:34یه بار دیگه بکن
09:44البته البته که میخوایم امشب برای مرسم بیام
09:48بهتره تو این مرسم کنار ادا باشم
09:50درزم یه چیزی میخواستم بهت بگم
09:52اوکی
09:54حله بعدم میبینمت
09:56چا چا
09:58چی گفت چی گفت
10:00چی گفت چی گفت
10:02یه چیزا خیلی مهم میخواد به هم بگه
10:04یه چی میخواد بگه
10:06یه چی میخواد بگه
10:08حتما از قط شلوار استاندرد امسال میخواد حرص بسنی
10:10یعنی چطور؟
10:12اون شلواره نچست با دیده ساخت و تا سیفی دیوانه یا خب معلمه که به هم ابراز علاقه میکنه
10:16وای باید آماده بشم
10:18طوری آماده تون کنم که آقا سرکار هم شما را ببینه نتونه بشناسه
10:20بابا اون همین شیرش هم به سخت ایما را به خاطر میاره
10:26بیا بیا چقدر به موقع اومدی منم قهوه دم کردم بیا بشین
10:30زیاد نمیمونم بشین یه چیزی برای تعریف کنم خیلی میخوندی
10:34چی شده؟
10:35ده شب
10:36خب
10:37من با آیدان دیدار کردم خیلی اشتباهی
10:41اشتباهی؟
10:42اره اشتباهی من برای تو یه چیز رومانتیک در نظر داشتم
10:47خب
10:48تو؟
10:49تو و من وش همهای فرانسوی و فضای رومانتیک
10:53خب
10:54من بهت پیام فرستدم ولی اشتباهی به کی فرستده شد؟
10:57آها به آیدان
10:58اشتباهی به آیدان فرستده شد
11:01آیفر اسمهای شما خیلی به هم شبیهه
11:04الکسینی تو بهه میگی که دیشتب با آیدان یه شب رومانتیک سپری کردین با هم دیگه؟
11:09اه اه نه نه پنیر خوردیم
11:13آها ببخشین
11:14منظورت اینه دیشتب با آیدان پنیر خوردین؟
11:17پنیر فرانسوی اونم با شم فرانسوی ها؟
11:20ولی تو اونجوری که میگی آدم فکر میکنه چه فضای اونجا حاکم شده
11:24الان یه فضایی داره به من قلبه میکنی که میخوام فضا رو نشونت بدم
11:27من منتظر تو بودم
11:29خوب
11:31یه های آیدان اومد
11:34خوب
11:35و دوچار سوه تفاهم شد
11:38خب البته که دوچار سوه تفاهم میشه تو بهش وقت دادی
11:41حالا بهش گفتی که ما با هم رابطه داریم
11:43آه
11:44یعنی این هم نگفتی؟
11:45آخه اونجور چطور یعنی
11:46ولی تو همش به من گیر میدی میگی بگو
11:48معلومی که زن دوچار سوه تفاهم میشه اون که از خوداش بودم چی شبی رو تجربه کنه
11:53امشب بهش میگم
11:55آه پس امشب هم قرار دارین
11:57نه نه منو امشب برای یه مراسم دوت کرد
12:01مراسم چی؟
12:02مراسم افتتاعی شرکت اداره
12:04نکنی تو هم میخوای بری تو اون مراسم
12:06باشه خیلی خوبه خیلی
12:09آیفر
12:10آلیکس محضر ازای خدا برو
12:12لطفا برو
12:13آیفر
12:14نه نه نه نه من کاروبار دارم لطفا
12:16لطفا
12:17آه
12:18الان میرم
12:19ولی بهت قول میدم
12:20امشب همه چیزو درست میکنم
12:22باشه یالا برو
12:24همه چیو
12:25اشتباهی شد
12:26اشتباهی شده اشتباهی شده
12:27آره چونه خودت اشتباهی شده
12:29اشتباهی شده
12:30آخه چطوری تونستی اشتباهی بشینی با اون زد پنیر بخوری
12:33نه نه نست به اشتباه شما
12:35با ایدان پنیر خوردن آخه یعنی چی؟
12:37اونم با شم فرانسوی
12:39اشتباهی
12:41اشتباه اومم به شما نشون میدم
12:43اوف
12:44آیه
12:45قصابم خود شد
12:48خبرداری قراره برف بیاد
12:50واقعا؟
12:51آره خب امروز خیلی سرد بود ممکنه برف بیاد
12:59دینیس همیشه اینطوری با من رفتار میکنی؟
13:02خب
13:03چجوری بگم؟
13:04من واقعا نمیدونم که چطور باید باید رفتار کنم
13:08هرشیزی که دیروز گفتم کاملا جدی بودن
13:11هیچ کدوم حرفی نبود که با عصبانیت زده باشم
13:15واقعا احساسات قلبیمو به زبونم آوردم دنیس
13:21جرم
13:23ببین
13:24بابرکن من نمیخواه
13:25باشه
13:26باشه
13:27یعنی
13:28الان مجبور به حرف زدن نیستیم
13:30مجبور نیستی الان
13:31جواب بدی
13:33تو فکرتو بکن
13:34همه چیزو به سنج بعد حرف میزنیم
13:37بهترین دوستتو نومد
13:39چه خبر؟
13:40خوش اومدید
13:43چه خبر دفتر؟
13:45خوش اومدید
13:46چه خبر؟
13:47من خوبم
13:48بشینید تا براتون نوشیدنیه گرم بیارم
14:00چه خبر ایدو؟
14:01خوبم جرم، تو چی؟
14:03خوبم
14:05من به خاطر دیروز ازت
14:08محذرت میخوام، بیش از حد زیاده رفی کردم، عصبی بودم، حرفای بدی زدم، عذر میخوام
14:17واقعا اینطور فکر میکنی؟
14:20یعنی، من به جز خودم به ایش کسی فکر نمیکنم؟
14:22نه، من تو این دور اتفاقات سختی و تجربه میکنم، میدونی که دلم میشکنه؟
14:26همش نراحت میشم، تو نزدیکترین دوست من این هرسم رو روی تو خالی کردم
14:41گفته نزدیکترین دوست، برای هر دوتو نزدیکترین دوست من میشم، وقت خواستم که یاد آوریم کنم، حالا همدیگر رو بقل کنید
14:47همدیگر رو ببوسید دیگه یا لاشتی کنید
14:51آخه ایش راحت شدم، دیگه تموم شد
14:54خوب، خوب، دخترم، هاد چکلتتونم رسید
14:57میدونستی هاد چکلت اشق منه؟
15:00دستت درد نکنه
15:02نوشه جان؟
15:04وای، اینو ببین
15:07متوجه ای که با این کار تیر به قلبه زدی؟
15:11اگه امشتب هم بیاین اینجا ببین
15:14همم
15:16متوجه ای که با این کار تیر به قلبه زدی؟
15:19اگه امشب هم بیاین اینجا براتون یک که که خوشمزه درست میکنم
15:23یک که که شکلاتی؟
15:25ولی امشب خودت دوتی
15:27چه دوتی؟
15:28مراسم افتتاحیه داریم
15:30من گمون کردم میایی، البته هکه خودت مایل باشی
15:33اداره هستش من خیلی به این مویتها عادت ندارم
15:36ما هستیم خوب؟
15:38باشه حتما میام، نمیتونم جواب رد بهت بدن
15:43البته
15:44فردا کیک درست میکنه باشه؟
15:50آره، خیلی خوشمزه است، واقعا چسبید، ممنونم
15:54همه بعد از شنیدن خبرهای امروز خیلی تحجب کردن، پیام میفرستن تبریک میگن
16:04دوستم از آرژانتین پیام فرستاده میگه، نزدیک عروسید به هم خبر بده بیام پیشت
16:11چیزی شده سر کن
16:13سلین
16:19من نمیگم عجله کنیم، میگم که تاریخ عقد و مشخص کنیم برای کارهای دیگه وقت میشه
16:26سلین
16:29میخوام اینو دستت کنی
16:34سر کن
16:36این خیلی قشنگه
16:43خوشحالم که پسندیدی، زیاد نته مثل مطمئن شده
16:46مگه میشه نپسندم، آشغش شدم
16:51خیلی ممنون
16:56من برم برای مراسم آمادشم
16:58باشه
16:59باشه
17:13ادا جون
17:15چی کار میکنی؟
17:16میگم واسه مراسم اینو بپوشم
17:19اون چیه بابا، همش سیاه
17:22دلمو سیاهی گرفت، مگه تو مافیا هستی که همش سیاه میپوشی
17:25البته هرچی تنت کنی بهت میاد
17:27اما
17:29من یه فکر بهتری دارم
17:31باشه، تو انتخاب کن
17:36این
17:39ملومو سخرف نگو
17:41آخه چرا این حرفو میزنی؟
17:42این لباسو تو مراسم نامزدی، با سر کن پوشیدم، چرت نگو
17:46خوب دیگه، میگم شاید
17:48شوهر خوهر سابقم بتونه، تو رو به خاطر بیاره، اون موقع دیگه همه چی مثل قبل میشه
17:53تازه، من از لیلو پرسیدم، شب حتما میاد
18:00مگه قرار نبود من سر کن و فرموش کنم، تو هم کمکم کنی، ملو؟
18:06همچین چیزی نیست، همچین چیزی وجود نداره، نمیشه، همه میدونن که نمیشه
18:12من میدونم، تو هم میدونی، همه میدونن که نمیشه
18:16ممنون، ملو، ممنون
18:18بگو ببینم، این لباس تاریک و بی احساس و حسل سر بره؟
18:30یا این که، این لباس زرد که بویه عشق میدو و پر از انرژیه، بگو زرد، بگو لباس زرد، بگو دیگه، باشه دیگه، ملو؟
18:42دیگه، باشه دیگه، ملو، لباس زرد، شایدم واقعا یه چیزی به یادش بیاد
18:48پس زودتر برو بپوشش، باشه، میپوشم، شما دانی چی کار میکنی؟
18:52داشتیم لباس انتخاب میکردیم، آه، لباس زرد، خیلی دوستش داریم، خیلی هم به همون میاد
19:00برای مراسم یه مراسم، آه، مراسم، البته آره، میام، حتما میام، آره، خب تا که من اونجا تنها نمیزدیم، البته که نه
19:07باشه دادم، همونطور که تو خاصی بشه، باشه دادم
19:16حالا میبینی این دفعه تو رو به خاطر میاره، ای بابا، البته که میشه
19:20مثل این که سرکا نمیاد، اصلا هرفه اینیست
19:39ولی من از لیلا پرسیدم، گفت من میاد
19:45آه، دنیزم نیومده
19:48آه، دوست مشاید، برای اینکه اینجا احساس راحتی نمی کنه، ممکنه که نتونه به من رو سم بیاد
19:56دنیز، امران منو تو همچن روزی تنها بسید، بابا فقام، آآ، ببین، اینم دنیز
20:01اینم دنیز، آه، آف این مم دنیز، شتیپیزدی، بهت میاد
20:09سعی کردم برای محیط اینجا مناسب باشه، نمیدونم، خوب شده یا نه
20:13به نظر من آلی شدیم؟
20:15خوب شده؟ آلییر، خوبی، benefür، فقت به نظرم سفرد، بیای اینجا کار کن
20:20ممنونم تو کاراظه، ببیش ناده، ولی کارم ها دوست دارم
20:25آقای روبا تناست نکه؟
20:27تو باید هنوز نیمدن؟
20:28بین از هرمون همروه حافظش اخلاق حرفیش هم از دست داده
20:33یکی با هم بدیم پرونده رو بررسی کنیم
20:35چلا
20:36باشه
20:36آلکس کجاست؟ چرا نمیاد آخه؟
20:42حتما میاد دیگه رستوران شلوقه برای همین دیر کرده
20:45چطورم؟ خوشگلم؟
20:47مثل همیشه خوشگل و زیبا و خیره کننده جزامی
20:51دلم به حال غایفر خیلی میسوزه
20:55بازم باید تو خونه بمونه
20:57شما یه بار حد اقل با علب تکین سواج کردیم
20:59ولی این بیچاره یه روز خوشم نداشته
21:01وقتی فهمید سکته نکنه
21:04نه بابا باید قوی باشه
21:06عرضش داره فقط به خطر یه مر
21:07اصلا
21:08چقدر آدمهایی با وجدانی هستیم دریمون به حال اونم میسوزه
21:11یکم دلم به حالش میسوزه ولی باشه
21:13یه لحظه هلان برمیگردم
21:15بیای نشونت بتو
21:17بفرمایی داده خانم
21:18کهی میخوایی با ایدو حرف بزنی
21:22میخوام باش حرف بزنم ملو
21:26ولی اران زمان مناسبی نیست
21:28یعنی چی زمان مناسبی نیست
21:31اتفاقا الان بهترین زمانه
21:32میری پیشش و میگی من دنیزو دوسترم
21:34آشقه شدم اونم بقلت میکنه و تامیشه میره
21:37مشکل ایدو نیست
21:42مشکل دنیزه
21:44دنیز آخه اون
21:47چه مشکلی میتونه داشته باشه
21:49چه مشکلی میتونه درست کنه
21:51باشه
21:53ببینم
21:54میخوی نگاه کنی
21:55آره
21:55دنیز از ایدو خوشش میاد
22:00ممنون
22:05از دست تو
22:10این فکر را یه مسقره رو ویل کن
22:13خواهش میکنم چه ربتی داره
22:14اینطوری نیست
22:15داری چرت و پرت میگی
22:18تموش کن ملو
22:19باز چی دارین به هم دیگه میگین ها
22:23هیچی
22:35ادا
22:39ادا
22:46خیلی مذارت میخوام که ناراحتت کردم
22:51و تو رو یادم نمی اومد
22:53یادت اومد
22:57آره
22:59همه چیز رو یادم اومد
23:02این که عاشقت هستم و
23:05خاطراتی که با هم داشتیم
23:07همه چیز رو یادم میاد
23:08میدونستم
23:10اگه صد بارم دنیا بیام
23:13هر صد بارم عاشقت میشم
23:20خیلی دوست دارم اتا
23:43ادا
23:47ادا
23:49چشم تنوز به دره
23:52واقعا هنوز امید داری بیاد
23:56یعنی امکان ندار اخبار رو ندیده باشی
24:01آره اده نیست
24:03ولی غیر ممکنه خاطراتمونو فراموش کنه
24:09یعنی نباید فراموش کنه
24:11احساسی که ما به هم داشتیم
24:13فراموش کردنی نیست
24:14باشه درک میکنم
24:20اگر هم از من چیزی بخوای با کمال میل انجام میدم
24:23هر کاری که باشه
24:25میدونم ممنون
24:27هرچی تو بگی
24:28من برم آخرین
24:32وضیعت ایرار رو نگاه کنم
24:34باشه باشه من اینجا
24:35عشقم
24:42جانم
24:44میگم امروز
24:46یه شور دیگهی میدرخشی
24:48خیلی خوشگلتره از سوزای گوزشته به نظر میایی
24:51چی کار کردی
24:51عشقم
24:53میدونی که شکم گشنه
24:55تعریف و تمجین سرش نمیشه
24:57ببین بهت چی میگم
24:58برو از اونجا برام غذا بیار باشه
25:01میدم داره سراخ میشه
25:03ولی عشقم هنوز از خونه نایمده بودیم
25:04بیرون گفتی اونجا کلی حلی حلی از من اونا رو نمیخورم
25:07اینچان میخورم برای اگر همینم تو خونه که ازامونو خوردیم دیگه
25:09من میدونم چی گفتم
25:10شد اینجوری گفته باشم
25:12ولی الان گشنمه داری لغمه همو میشموری؟
25:15باشه چلش من هم این الان برای تو میارم خانوم رئیس
25:18یه لحظه بیا اینجا
25:21میگم که
25:23پیرل خانوم
25:25پیرل خانوم نگه
25:27پیش پیش
25:29میگم حامل هست حاملی
25:31نه بابا
25:32همچین چیزی نیست چون بچه نمیخواد
25:34آقا اینگین دوست داره ولی اون نه
25:36آره
25:38چیه
25:40خیلی خوبه
25:41خوبه
25:42چیه؟
25:43خیلی خوبه چطر بزدینم نرسید نیلا خیلی خوبه
25:45چی خوبه؟
25:46آره خیلی خوبه بید میگم علا
26:11موسیقی
26:17موسیقی
26:23موسیقی
26:27موسیقی
26:33موسیقی
26:35موسیقی
26:37موسیقی
26:39موسیقی
26:49موسیقی
26:51موسیقی
26:56موسیقی
26:58خیلی ممنونم
26:59به همدیگه نیاییم
27:00ممنونم
27:02درز انگوشتتونم خیلی قشنگ انتخاب کرد
27:06آقا سرکان واقعا با سلیگه هست
27:08انگوشت سلین اینجوری به نظر میاد
27:13گفتی هر کاری من ازت بخوام انجام میدی؟
27:17آره هر کاری که بخوای
27:19مطمئنی؟
27:21آره
27:22یه لطفه خیلی بزرگ ازت میخوام
27:25دینیس
27:26باشه دو فقط بگو
27:27چی؟ چی گفتی؟
27:37همین حالا
27:38همین حالا دینیس لطفه
27:41باشه باشه این کار رو میکنم
27:43اصلا این چه حرفی ادا هرچی تو بگی
27:45ممنون
27:46سلام دینیس خیلی خوشحالم میبینم
27:50سلام منم همینطور
27:51نمیتونستم تو همچین روزی ادا رو تنها بذارم
27:55دینیس
27:56سلام
27:57دیر کردین
28:00تقصیل من بود
28:07نتونستم زود آماده بشم
28:08سر کن
28:12انگوشتر رو دستش کردیم
28:13هره هره
28:14بهت میاد
28:17ممنونم
28:19میخوای چیزی به ارائه اضافه کنی؟
28:23نه همه چی خیلی خوب به نظر میاد
28:25پس
28:29معفق باشی
28:30بیا
28:32بیا کتتو بده به من
28:33نه همه چیز رو حل کردم
28:40زود باش ببینم
28:49خودتو نشون بده
28:50آلیکس
28:54آلیکس
28:55آمد
28:56اومد اومد داره میره
29:00یه چایی دیگه
29:01کجا داره میره
29:02نه اومد نه اومد
29:04کجا؟
29:05آه اومد داره میاد
29:07سلام من اینجا
29:08سلام آیدن
29:09سلام آقای سیفی
29:11سلام چشممون به در خوش شد دیر اومدیم
29:13آه
29:14معذرت میخوام
29:15تو رستوران کارها تمومی نداره
29:18آره خیلی سخته
29:20کارایی رستوران واقعا سخته
29:22امان
29:23در اصل دوری از
29:25آیفر از همه چیز سختره
29:28سکت شو
29:29عشقم
29:31عشقم
29:33بس دیگه
29:35بذار بفهمم
29:36میگه دوست دارم عشقم
29:39نه به نظر من منظورش اینه که میگه
29:41آیدن رو خیلی دوست دارم و از این حرف
29:43اشتباه متوجه نشدین
29:45من و الیکس چند وقتی هستش که با همیم آیدن
29:48هر روز با همیم ولی نتونستیم به کسی هم بگیم
29:52هر روز
29:53هر روز
29:56نمیدونستیم
29:59چجوری باید به زبون بیاریم
30:02ولی
30:03ما آشقه
30:06آشقه همیم
30:07نه
30:08خب دیگه شبتون بخیر ما بریم
30:11بلاخره گفت
30:12کارو خوبی کردیم بی حاله بریم
30:13راخت شدم
30:14منم همینطور
30:15این سکت ها؟
30:18سرنوشته دیگه آیدن خانم
30:20باعثش خودم بودم
30:20شما که از غذای ایتالیایی خوشتون نمی اومد بی خیال
30:23دیگه از دستش دادم
30:25آره بابا
30:26آقا اینگین ببینین چی میگم
30:30میدونم ذهنتون در مورد بچه
30:32یکم به هم ریخته است
30:34ولی میخوام در این مورد یه چیزی بهتون بگم
30:36بای باز شیطری بلگور میکنی دلگه
30:38منو به فرزن خوندگی بگیرین
30:40باشه بابا از دو دستبانی نشینگه
30:51لحظه بیاین یک کاری بکنیم
30:52تقسیم روز میکنیم
30:53مثلا من سه روز در هفته میام
30:56به مرور زمان به همدیگه عادت میکنیم
30:58بیاین حرفی تر فکر کنیم
31:00عردم
31:00عزیزم اون برای نگاه کنید باشه
31:03تیفونه رو دکر کنید ترخوتم
31:06ما کچه ها بچه تر شدن کچه
31:08ما تصمیم آخرمونو گرفتیم
31:10باید همیشه درگیرون باشیم
31:11یعنی کل عمرمون باید یه بچه پچمونه بگیره
31:14عینگی
31:14جهانم اسیست
31:16من حاملم
31:17آره میتونم حامل دیگه هم سخته تر
31:18عینگی نگه من حاملم
31:20یعنی بچه یادم
31:25نه بچه یک دوبه
31:26البته که بچه یادمه
31:27دارم یکم حاملم دیگه
31:29وای خودم
31:30خودم اگر
31:32بایی بازی اتفاقی افتاست
31:33دوستان سببچه کنید
31:36ما حاملین یعنی
31:37عیشون حامل است
31:39یعنی پیریل حامل است
31:40ما داری بچه تر میشیم
31:41این درم خواهردار میشیم
31:48این درم خواهردار میشیم
31:48این درم نگه کنید
31:50این درم نگه کنید
31:54از دستت کلک
31:56به حقیقت پیبستنه
32:01این پروشه برای شرکت آرت لایف
32:03خیلی خوشحال کننده است
32:05من میخوام
32:06یه خبر خوشحال کننده دیگه بهتون بتم
32:09دنیز
32:12میشه یه لحظه بیایی؟
32:14دنیز
32:16دوست بچهگی منه
32:19اگه کسی نمیشنسدش بدونه
32:21امروز سپرویزم کرد
32:25به هم پیشنهاد ازدواج داد
32:27و منم قبول کردم
32:29ازدواج میکنیم
32:55دوستان دوران بچهگی منه
32:57دوستان دوران بچهگی منه
32:59امروز منو سپرویز کرد
33:01بازم درخواسته استفاج کرد
33:03منم قبول کردم
33:05دوستان درخواسته استفاج کرد
33:11منم قبول کردم
33:13قرار استفاج کنیم
33:15دوستان درخواسته استفاج کنیم
33:17دوستان درخواسته استفاج کنیم
33:19امروز منو سپرویز کرد
33:21بازم درخواسته استفاج کرد
33:23منم قبول کردم
33:25قرار استفاج کنیم
33:27موسیقی
33:57موسیقی
Comments

Recommended