- vor 2 Monaten
Kategorie
🎥
KurzfilmeTranskript
00:00Die Sendung wurde live untertitelt.
00:30Die Sendung wurde live untertitelt.
01:00Die Sendung wurde live untertitelt.
01:29Die Sendung wurde live untertitelt.
01:59Die Sendung wurde live untertitelt.
02:29Die Sendung wurde live untertitelt.
02:31Die Sendung wurde live untertitelt.
02:33Die Sendung wurde live untertitelt.
03:35Die Sendung wurde live untertitelt.
03:37Die Sendung wurde live untertitelt.
03:39Die Sendung wurde live untertitelt.
03:41Die Sendung wurde live untertitelt.
03:43Die Sendung wurde live untertitelt.
03:45Die Sendung wurde live untertitelt.
03:47Die Sendung wurde live untertitelt.
03:49Die Sendung wurde live untertitelt.
03:51Die Sendung wurde live untertitelt.
03:53Die Sendung wurde live untertitelt.
03:55Die Sendung wurde live untertitelt.
03:57Die Sendung wurde live untertitelt.
03:59Die Sendung wurde live untertitelt.
04:10Die Sendung wurde live untertitelt.
04:12Ich wollte mich auf einen Platz im Hinweis.
04:17Ich will mich an, ich habe dir ein paar Karten.
04:19Du hast du das?
04:21Du hast du das?
04:22Arda.
04:25Arda, was du?
04:27Ich verstehe, du hast du das?
04:29Du hast du das?
04:31Du kannst du das alles.
04:33Du kannst du das alles.
04:35Du bist du deinemal.
04:36Herr, wir haben die Hotel-Hotel geöffnet.
04:42Wenn man die Hotel-Hotel nicht mehr kann, kann man einen Ort für einen Ort geben?
04:46Es ist nicht so, dass wir in die Hotel-Hotel gehen können.
04:49Wir können hier in die Hotel-Hotel gehen.
04:51Wir können hier in die Hotel-Hotel gehen.
04:52Wir können hier in die Hotel-Hotel gehen.
04:58Gehen wir hier.
05:06Herr, Sie können hier in die Hotel-Hotel gehen?
05:25Herr, Herr, bitte Sie können hier in die Hotel-Hotel gehen.
05:28Nein, ich kann hier in die Hotel-Hotel gehen.
05:31Ich kann hier in die Hotel-Hotel gehen.
05:33Das ist gut.
05:36Es ist glatt, Herr.
05:41Herr Volker!
05:42Herr, du hören und azul.
05:45Du bist eine Art-Hotel initiier- 남 reportedly mitzvallem Sev.
05:47Du hast ja sonst gewartet.
05:48Herr Herr, ich muss schwer in einen smiles, も Sie machen ein
05:57Nice, bitte.
05:59Herr Herr vertagest mich.
06:00renteения, ich werde nicht lokt ab Wечат Microçons flying locat,
06:02WDR mediagroup GmbH im Auftrag des WDR
06:32Schau mal, bitte!
06:34Hier wieder!
06:36Ich bitte!
06:38Ich bin nur einhaug.
06:40Ich werde mit ihm nicht gewinnen, aber ich kann mir nicht aus dem Glück werden.
06:42Wie sieht die Djebette aus?
06:49Ich kann es nicht!
06:51Oh Gott, ich kann es nicht mit dir gehen!
06:52Ich kann es nicht umgehen!
06:54Das passt!
07:02Ja, ja, ja.
07:32Komm schon!
07:33Komm schon!
08:02Oh, oh, oh.
08:32Oh, oh.
09:03قور نزن نخشرم خراب نکن.
09:06وگر نه نمیزرن بری امارت.
09:08من که قور نمیزنم.
09:10اصلا قور نمیزنم.
09:11برمیگردم امارت.
09:13اون بلونده فکر کرده برنده شده اما
09:16منتظر انتقام ماشه.
09:18بهش نشون میدم چطوری انتقام میکیرم.
09:21برمیگردم امارت.
09:50برمیگردم امارت.
09:57برمیگردم امارت.
10:04برمیگردم امارت.
10:11عزیزم.
10:13عزیز دلم.
10:14این چه وضعیه؟
10:15چی کار کردیم؟
10:16مستی؟
10:16قرده بیا به جلسه.
10:19این چه وضعیه؟
10:20داداشون.
10:20حالش اصلا خوب نیست.
10:22من خودم رسیدگی میکنم.
10:23زود میارمش.
10:24داداشون.
10:25زود پشت بیا بریم.
10:25زود میرمش.
10:55داری چی کار میکنی؟
10:57داری چی کار میکنی؟
10:59به زودی تو تنها مدیره این شرکتی رو میفهمی پسر جون؟
11:05سده من رو میشنوی؟
11:07داری با خودت چی کار میکنی؟
11:11به خودت نگاه کن.
11:12به خودت نگاه کن.
11:14اون مردن؟
11:26یه راه نجاتیخ هست.
11:31میخوام با من استفراش کرد.
11:34آرده!
11:35چیه ته بسرم؟
11:39بگو.
11:42موضوعی دختره.
11:43آشق شدی عزیزم.
11:45نا ماما.
11:47باقت خواستم.
11:49خواسته.
11:51باشه.
11:56باشه.
11:57میدونی باید چی کار بکنی؟
12:04بعد از جلسه
12:06خوهرچو میبری و
12:09کارتای شناسایتون رو عوض میکنی.
12:12چرا؟
12:13چرا یعنی چی؟
12:15چند بار باید بهتون بگیم؟
12:18فاملیتون رو عوض کردم.
12:21پروسه تموم شده.
12:22فقط باید بری و کارتای شناسایتون رو بگیری.
12:26حالا تو یه آتحانی.
12:29میفهمی؟
12:30تو یه آتحانی.
12:35باشه.
12:36باشه.
12:37لطفا خودتو جمع جر کن.
12:56اگه میدونستم اینطوری میشه
13:11به خدا این کار رو نمیکردم.
13:13کاش نمیموردی برادر.
13:18خیلی جفا بودی.
13:32شاید به لطفتو بتونم همه چیز رو به دست بیارم.
13:38بلی میدونم که به خاطر تو قرار خیلی سخت مجازت بشه.
13:41اما زندگی من اینطوریه دیگه.
13:51سرنوشته من میره.
13:52نه زنی نمیزنه.
14:01زنی نمیزنه.
14:03چرا باید زنی بزنه؟
14:05چرا باید زنی بزنه؟
14:08ما نتونستیم فریبش بدیم.
14:09اون مرد جوان رو تحصیل کرده یه.
14:12واقعا وقتشو با آدم های بیسواده مثل ما تلف میکنه.
14:15فکر میکنی به امون اعتماد میکنه.
14:16کلی پارتی داره.
14:17زنی میزنه.
14:18چاره ای نداره.
14:19الان داره سعی میکنه که باهاش کنار بیان.
14:21بهت میگم زنی میزنه.
14:23ساله راست میگه.
14:25حالا میبینی زنی میزنه.
14:32داره زنی میزنه.
14:37بله آردا.
14:38سلام آفزون.
14:39میتونی فورم بیای خونه سنگی؟
14:41باید صحبت کنی.
14:42باشه دارم میام.
14:45چی گفت؟
14:46گفت بیای خونه سنگی.
14:49باشه من میبرمت.
14:50بهتری که تنها ناری.
14:52باشه.
14:52مراقبه بابام باش خاله.
14:53باشه.
14:54خدافیز.
15:01بله.
15:04دخترم حالا یه آتحان شده.
15:08موگی آتحان.
15:09خیلی خوشحالم.
15:13امیدوارم بهارم به زودی آتحان بشه.
15:16فامیلیش را عوض میکنه.
15:18ما یه خانواده بزرگیم.
15:21میتونم برم آتاقم؟
15:22البته عزیزم.
15:25خوب استرات کنی.
15:27شب خیل.
15:28دادشونم.
15:35میخواستم بابت رفتار امروز آرده ها ازتون مذرت خواهی کنم.
15:40محمد؟
15:47محمد؟
15:49بله.
15:52حالت خوبی؟ اتفاقی افتده؟
15:54خوبم. چرا پرسیدی؟
15:56دادشون.
15:58داشتم بهتون میگفتم.
16:00میدونم که امروز آرده یکم بیعدب بود.
16:03قبل از این که جلست تموم بشه رفت بیرون.
16:05خیلی خجالت کشیدم.
16:07خیلی متاسفم.
16:08لطفاً اونو ببخش.
16:08عشق کنی نداره.
16:09برحال فشار زیادی روشه.
16:11همه باید درکش کنیم.
16:13راستش من اینطوری در مورد این موضوع فکر نمی کنم.
16:17یعنی اینطوری فکر نمی کنم که فشار زیادی روی آرده باشه.
16:22اون سالها منتظر این روز بود.
16:25کاملاً با تو معافقم فولیاتونم.
16:27آرده منتظر این بود.
16:28میدونی چرا؟
16:29چون پسرم خیلی به خانوادش وفا داره.
16:32خیلی مسئولیت پذیره.
16:33پدرم این شرکت رو سالها به بهترین شکل مدیریت کرده.
16:37بعدش هم به من و برادرم سپرد.
16:39برادرم هم سالها به بهترین شکل کارشو انجام داد.
16:43حالا همه اختیارات رو به آرده سپردیم.
16:46پسرم شرکت رو با موفقیت مدیریت میکنه.
16:51نگهبان جدید داره به سمت خونه سنگی میره.
16:53خوبه، آلیه.
16:54آقا آرده بهش گفت برو و فردا برگرده.
16:57آرده توی خونه سنگی چی کار میکنه؟
17:27بیاد آخه.
17:29چرا گفتی بیام اینجا یه دخمه یه دور افتاده؟
17:31چی شده؟
17:32ببینن اگه میخوایی دوباره من رو تخییر بکنی وقتم رو تلف نکن.
17:35بگو ببینم چی کار کردی؟
17:36تصمیم تو گرفتی؟
17:37چی شد؟
17:39آرون باشه افسون.
17:41من تصمیمم رو گرفتم.
17:42فردا ازدواج میکنم.
17:46ولی...
17:48نه توی ترکیه.
17:49نه بابا.
17:50تنهایی فکر کردی؟
17:51بگو ببینم کجا میخوایی من رو ببری.
17:54افسون.
17:55اگه اینجا ازدواج کنیم
17:56مامانم میفهمه.
17:58نه میتونم بهش بگم.
17:59حدقل فعلا.
18:02خیلی خوب باشه.
18:04پس...
18:05آره...
18:12پس میشه من انتخاب کنم که کجا ازدواج کنیم.
18:15آرداجون.
18:16افسون.
18:17شانس تو امتحان نکن.
18:18من ترتیب همه چی رو دادم.
18:20فرده صبح میریم و ازدواج میکنیم.
18:50بخار چرت نگو.
19:06زنگ نزد.
19:16زنگ کاغذ به چی؟
19:19بریدمه.
19:22خب دیگه بازی بسته.
19:24حالا وقت خوابه.
19:25نمیخوام به خوابم.
19:26دروک.
19:34به حرف مامانت گوش کن بگر نه.
19:36از دستت نراحت میشم.
19:38باشه؟
19:39باشه.
19:41منم خوابم میاد.
19:48دورتو به خواب.
19:49بعد من میخوابم.
19:50باشه.
19:51بزن بریم.
19:51که میتونه بهتر این شب به خیر رو بده؟
19:59من.
20:02یکی دیگه.
20:06شب به خیر.
20:07بیا بریم.
20:08تو برو تو اتاقمون منم میام عزیزم.
20:12آتش.
20:14اگه دوست داری بعد از این که دروک خوابید برات یه قهوه درست کنم.
20:20نه.
20:21خیلی خستم.
20:23شب به خیر.
20:24شب به خیر.
20:32خالجان.
20:33آردا قبول کرد؟
20:34این کار تموم شد.
20:41از حالا به بعد دیگه زمین نمیخورید.
20:45نمیخوریم.
20:47ساله کتابیا.
20:49ما هممون یکی هستیم.
20:52پولو تخصیم کردیم.
20:55از حالا به بعد هنوز خیری چیزا تو راهه.
20:58راستش.
21:00راشتم فکر میکردم.
21:02که تعمیرگویه بازسازی کنم.
21:09نه دیگه.
21:11یه گالری ماشین برات باز میکنی.
21:14گالری؟
21:14سب کن تا افزانون کاغذ ها امزا کنه.
21:20بعد ببین چه کارایی میکنی.
21:23واقعا میگی؟
21:24چرا که نه؟
21:27آخه چرا هنقدر خوردی؟
21:32من بهت نیاز دارم.
21:33مرد اگه مراقب نباشی مریض میشی.
21:35افزانون.
21:50من هم یه شرطی برات دارم.
21:53خب اگه شرط مناسبی باشه چرا که نبگم.
21:55نمیتونیم یه مدت به کسی بگیم
22:04که با همه اززواج کرد.
22:06مخصوصا به مادر.
22:10یعنی من
22:11میخوام بهش بگم
22:13ولی الان نمیشه.
22:14و خب نمیدونم چطوری هم بگم.
22:16آه میفهمم آرداجون برای تا هم خیلی سخته
22:28مخصوصا با اون مادری که تو داری.
22:30ولی خب چقدر تون میکشه
22:32تا این ازدواج را اعلان بکنی؟
22:40منتظر کسی هستی؟
22:42نه نیستم.
22:45آرداجون.
22:46مامانم اینجاست.
22:48عزیزم میدونم اونجایی.
22:49در باز کن.
22:50حالا چی کار کنی؟
22:51ساکت باش.
22:52نباید دفعه اینجایی.
22:53فهمیدی؟
22:54در باز نکن.
22:55در میزن و میده.
22:55چرا قای روشنه چطور در باز نکنم؟
22:57حالا من چی کار کنم؟
22:59ساکت باش دنبالم بیام.
23:00سود باش.
23:01بیبری.
23:05خیلی خوب.
23:05آرداجون.
23:10آرداجون.
23:12آرداجون.
23:13کجایی تو پسر؟
23:17عزیزم چرا در باز نمی کنی؟
23:21ماما، این وقت شب چی شده اومدی؟
23:24عزیزم فکر کنم یادت رفته.
23:26اینجا فقط من سآل میپرسم.
23:29اینجا داری چی کار میکنی؟
23:31تنهایی؟
23:33بله تا وقتی که اومدی تنها بودم ماما.
23:37از که ایتا حالا وقتی تنهایی دوتا قهوه میخوری بسرم؟
23:40ماما من چند سال همه میدونی دیگه آره؟
23:43میدونم عزیزم.
23:46ولی بهتره که تو همینو یادت باشه.
23:48هرچقدرم که سنت بالتر بره.
23:51من مادرتم.
23:52نگرانتم.
23:56میدونم ماما.
23:57میدونم.
23:59اما اومدم اینجا که تنها باشم.
24:03حالا اگه اجازه بدی میخوام یک مستر آتو.
24:05نه اصلا.
24:07اینجا خیلی سرده پسرم.
24:09بیا با هم دیگه بریم امارت عزیزم.
24:14نمی آیی بریم؟
24:16خب نه یاد.
24:20پسرم.
24:23بعد از مدت ها همه چیز تو زندگیمون خوبه.
24:28نگاه کن.
24:29از یه درد سره خیلی بزرگ خلاص شدیم.
24:32از افسون خلاص شدیم.
24:34فکرشو بکن.
24:35میتونه آخه از افسونم بدتر باشه.
24:41ببین.
24:42حتی داروامم کنار گذاشتم.
24:44خیلی خوبم.
24:45ببین چقدر آرومم.
24:46اصابانی نمیشم.
24:47چرا؟
24:48چون افسون نیست.
24:51زندگیم و وقفتو
24:52خوهرت کردم.
24:54عزیزم.
24:54دختری که الان تو زندگی ته
24:59از خانواده
25:01و کارت
25:02کمتر اهمیت داره.
25:04فهمیدی؟
25:06تو رئیس شرکت هستی.
25:08این برای تو و خانوادمون خیلی مهمه.
25:11من هیچ اشتباهی رو نمی بخشم.
25:13آرده جان.
25:14حتی یه اشتباه هم نباید بکنی.
25:17هر کسی هم که باعث اشتباه کردنت بشه رو نمی بخشم.
25:23لطفا مراقب باش.
25:25خوش بگذرم.
25:26نمیگم خوش نگذره.
25:28ولی مراقب باش.
25:30به هده اتمان درم.
25:32دو صدرم بگذرم.
25:38منم دو صدرم هم بگذرم.
25:44آرده جان عزیزم خوش بگذره به پسرم.
25:54بایدن که خیلی داره خوش بگذرم.
25:59خوش گذرمی متعذش شروع شده عزیزم.
26:02حالا میبین خوش گذرمی هم نشید.
26:04زینب.
26:15داری چی کار میکنی دستم رو ویل کن؟
26:17نگفتم نباید اون عوضی رو ببینی؟
26:19تو کی هستی؟ به تو چهاری؟
26:21زینب منو عصبانی نکن.
26:23داری چی کار میکنی؟
26:24میخوایی تو محله سر منو به نزی پانی؟
26:26چه محلهی؟ چه خجالتی؟ چی میگی؟
26:28شنیدم اون شب اون مدی خونه و حالت خوب نبود.
26:31منو عصبانی نکن وگرنه خوب نمیشه.
26:33چه میفهمی؟
26:34تو از کجا میدونی؟
26:36مگه مرد نیستی؟
26:38چرا مثل یه مرد نمیگی که این حرفا رو بهت زدی؟
26:42یکشی از نستیکات و داره کار خوبی میکنه.
26:46فهمیدم.
26:47من هیچ کاری با تو ندارم و نخواهم داشت اینو تو کلت فرو کن.
26:52اون عوضی میره سونت دم در.
26:54اگه مادرت بفهمه چی؟
26:55فکر کردی چی میشه ها؟
26:57تو مدرکی داری؟ اگه داری رو کن.
26:59آره.
26:59هنیفه عکس گرفتی. خودم با چشگه خودم دیدم.
27:07میکشمش.
27:08زینب.
27:08میکشمش. برو کنار.
27:10زینب گوش کن.
27:11آه.
27:12داری چیکار میکنی؟
27:13داری با این دختر چیکار میکنی؟
27:14بیا اینجا عزیزا.
27:18چگار داری باش؟
27:18خانوم لطفا دخالت نکنین من دوستشم بارو کنم.
27:22چه دوستی؟
27:23چه دوستی آخه؟
27:24این چجور عشقیه؟
27:26نصف شب کنار سطل زباله گرفتیش میزنی به بازوش عشقی؟
27:30به من نگاه کن.
27:31دیگه توی من نبینمت.
27:33منو ببین.
27:35اگه ببینمت به خدا پاعتو میشکنم.
27:39فهمیدی؟
27:40فهمیدی یا نه؟
27:41برو گمشو.
27:42پسر پر رو.
27:50تو خوبی؟
27:51خاله سلطان لطفا به مامانم هیچی نگو خواهیش میکنم.
27:56نگران نباشه عزیزم نمیگم.
27:59اون کی بود؟
28:01دوستش داری؟
28:03نه دوستش ندارم.
28:05ولی همهش دنبالم میاد.
28:08زینب.
28:10بلی به مامانت بگو باشه.
28:12نمیدونی این آدم ها چه کارا میکنن.
28:15خدا نکنه یه کار اشتباه بکنن.
28:17به مامانت بگو.
28:19حتما بعدا بهش میگم.
28:22ممنونم خاله سلطان.
28:35خاش اومدی.
28:39اینجا چی کار میکنی؟
28:40تو هم بیا با ما بخواه.
28:43ببین.
28:43تو با مامانت تو اتاقت میخوابی باشه؟
28:46منم تنها تو اتاق خودم میخوابم باشه؟
28:49ولی مامان بابا جایدان نمیخوابن از هم.
28:52ولی من با مامانت ازدواج نکردم.
28:55واسه همین با هم نمیخوابیم.
28:56خب ازدواج کن.
29:02ببینم هیش.
29:04تو با آبجی بهار علاقه داری؟
29:06آره.
29:06آلیه.
29:08میخواهم با آبجی بهار ازدواج کن.
29:10من از آبجی بهار خوشم نمیاد.
29:12با مامانم ازدواج کن.
29:14آه.
29:15اینجاست؟
29:16برای دستشیه بیدار شد.
29:18پس اومده اینجا.
29:19مشکلی نیست.
29:25چی شده؟
29:28هیچی.
29:29فردو صحبت میکرد.
29:30آه.
29:31باشه.
29:32شب بخیر.
29:33شب بخیر.
29:49الو.
30:09نها.
30:10عزیزم.
30:11خواب چه نبودی؟
30:12نه.
30:12هنوز نخوابیده بودم.
30:14تو چرا بیداری؟
30:16نمیدونم.
30:17خوابم نمیبرد.
30:18درم میخواست صداتو بشنم.
30:20همه چی خوبه؟
30:21دروی خوبه؟
30:22آره.
30:23خوبه.
30:24خوشحال با حیجان زده هست.
30:26خوشحالم عزیبابا.
30:27خیلی دوستت داره.
30:29خیلی مهربونه.
30:30منم خیلی دوستش دارم.
30:32باشه خیلی خوشحالم.
30:34امیدوارم رابط همون با دروی که همینطوری بمونه آتش.
30:37حتی نمینطوره.
30:39دلیلی برای این که خوب پیشنره وجود نداره.
30:40بریم به خوابیم.
30:41خیلی دیره.
30:49مرم دوستت دارم.
30:57خار.
30:58ها.
30:59افسون ها روز داره سیده.
31:00به می ساعت چنده.
31:02زنگ بسن شاید شاید اتفاقی افتاده.
31:04نه بابا.
31:05افسون امشب نمیاد.
31:07میمونه خونه یکی ات دوستاش.
31:09محله قدیمی تونه.
31:10اسمش رو گفت ولی یادم رفت.
31:12ای وای.
31:12چرا این کاره کرد؟
31:14چرا به من نگفت؟
31:16مگه تا حالا چیزی بهت گفته الیاس؟
31:18به من گفت.
31:24ممنونم.
31:30شت.
31:31مگه نگفتی منتظر کسی نیستی؟
31:33پس این مرده کی بودی؟
31:34این پاکت ها چیه؟
31:35توشون چیه؟
31:37همه چیو همه انکرد.
31:38فردا با هم دیگه میریم پاریس.
31:40واقعا میریم پاریس؟
31:43پاسپورت هم ها از شرکت پیده کردی؟
31:45آره افسد.
31:46میریم ها.
31:47تو کنسولگری اونجا ازدواج میکنم.
31:50پس من برم چمه دونم و ببندم.
31:55نفسون.
31:55نیازی نیست.
31:56هر چی لازم داری اونجا میتونی بخری.
31:58تا این کار تموم نشه.
31:59از جلوی چشم دور نشه.
32:01فهمیده این؟
32:02خیلی خب باشه حسیزم.
32:03ای بابا.
32:04فردا صبح میرم آره اشگاه.
32:05با این قیافه هیچ جرام نمیدن.
32:07میرم مهامو درست بکنم.
32:09که همه چیز مراتب باشه.
32:12وای خیلی عالی شد.
32:14همه اینا رو هم که ترتیب دادی.
32:16خیلی زرنگی.
32:16خب به نظرم بهتره به خالم زنگ بذارم.
32:19باید همه چیز رو بهش بگم.
32:20اگه این کار رو نکنم ممکنه وحشت کنه و بره پیش پولیس.
32:23اخلاقش اینجوری یه دیگه بهتره براش توضیح بدم تا اتفاقی برامون نه یفتیم.
32:37هولیا خانوم قهوتون.
32:40صبح خیر.
32:48میتونی برام یه چایی گیاهی مخلو درست کنی بیزا؟
32:51باشه.
32:53هولیا.
32:59هولیا.
33:01چی شده؟ حالت خوبه؟
33:04دارم به آردا فکر میکنم.
33:06تو خونه سنگی مونده.
33:08ها من نیومد.
33:09میتونم. فهمیدم.
33:11یکی تو زندگی شده با یه دختره میره بیرون.
33:14ولی به دلیلی از من مخفیش میکنه.
33:17ای بابا هولیا جوونه.
33:20میتونه با هرکی که میخواد بره بیرون.
33:22چرا آخه دخالت میکنی؟
33:24نمیگم نباید با کسی بره بیرون.
33:25فولیا.
33:26میتونه.
33:27با هرکی دوست داره میتونه بره بیرون.
33:29برا مهم نیست.
33:30ولی...
33:31یه حسی تو دلم دارم.
33:33یعنی...
33:34هرکی که هست اون دختره...
33:37حس میکنم به آردا آسیب میزنه.
33:39به حس ررر میرسونه.
33:41یه حس بدی دارم.
33:42نمیتونم تحریفش کنم.
33:44راستش نگرانم.
33:45دلم خیلی شور میزنه برای آردا.
33:48هولیا جان.
33:50عزیزم.
33:51ببین نیازی به این همه نگرانی نیست.
33:54یعنی فکر میکنم همه چیزه که میگی
33:56یه جورای توهمه.
33:58اون پسرته.
33:59اگه دوست دختر داشته باشه
34:01مطمئنم که برای تو و خانوادم اون مناسبه.
34:04این فکر و خیالای علکی رو نکن.
34:06خواهش میکنم.
34:07مقام میگی؟
34:08آره همینطوره.
34:13بشه الله.
34:25آقای کافیتان.
34:28شما میخواید هواپیمایی ما رو پرواز بدی؟
34:32خب حیف شد.
34:35دارم میرم پاریس.
34:37میرم پاریس.
34:37میدین این دیگه.
34:38گفتم پاریس خیلی سرده.
34:40برای همین رفتم این کتی گیرون و برای خودم خریدم
34:43که سردم نشه.
34:46میگم اینجا خیلی خلوته ها.
34:48فکر کنم چون رستوران درجه یکی مردم عادی.
34:51اینجا نمیان.
34:59بیا.
35:01برای تو بیلیت بیزنس کلاس گرفتم.
35:03وای باورم نمیشه.
35:09واقعا بیزنس کلاسه.
35:11خیلی خوشحال شدم.
35:12راستش فکر میکنم.
35:17انگار که قراره ازدواش تو پاریس خیلی رومانتیک باشه.
35:23ولی بهتره اینجوری بهش فکر نکنم چون با یادم چوب مانن مثل تو دارم میرم اونجا.
35:29من در از کسی هستم که همیشه نیمه یه پرلیوان رو میبینم.
35:32تو این موضوع هم ناامید نمیشم.
35:35الاخره آرهش کردم و کبودی ها رو پشت سر گذاشتم.
35:38صبح سود رفتم آرهشگاه و موهام هم درست کردم.
35:41حالا میخوام تو سندلیه درجه یک بشینم و اگه بخوام شامپاین سفارش بده.
35:46بعد هم یه قضیه عالی بخورم و کلی خوش بگذرونم.
35:49وای بابارم نمیشه قراره همه اینا رو تنهایی تجربه بکنم.
35:52فکر کنم خیلی به هم بچسبه.
35:54آی خدای شکره.
35:55من نمیتونم این همه خوشی رو چی کار کنم.
35:59وای خدای شکره.
36:12خب خیلی هیجان زده بودم برچسبه.
36:16ندیدن که بکنم.
36:20داملا میشه خودکارو بدی؟
36:26سوال هشتو حل کردین؟
36:35نا خیلی سخته.
36:36منم نتونستم حل کنم.
36:39اوف.
36:41واقعا خیلی حسلم سر رفته.
36:43منم خیلی حسلم سر رفته.
36:44راستش میخوام یه چیزی ازتون بپرسم.
36:48بپرس خب.
36:50آردا.
36:51برادرم.
36:52حالش خوب نیست؟
36:53مریضه؟
36:55نه.
36:56یه مشکلی داره نمیفهمیم چیه.
36:59تو خونه نمیمونه.
37:01و میدونید مامانم بهش گیر داده.
37:03عزیزم خب معلومه.
37:05پسر عاشق شده.
37:08آره.
37:09ولی کسی که عاشقه معمولا خوشحاله.
37:12باید ببینی برادرم چطوری داره از ما فرار میکنه.
37:14عزیزم یادته مادرت وقتی با برک بیرون میرفتی چی کار میکن؟
37:19آره.
37:19یادمه.
37:20دقیقا.
37:21باید پایه یه دختر وسط باشه.
37:23میدونی که پسر خوشتیپیه.
37:26اگه بخواد میتونه ده ها دختر پیدا کنه.
37:28ولی رازی کردنه مادرت کار سختیه.
37:30آره.
37:31به خاطر همینه که باید نگران باشه.
37:33مایه.
37:33مادرت واقعا زن سخت گیریه.
37:35آره.
37:35حتی سخت تر از سوال هشتومه.
37:42تخمه مرگا دارن میان.
37:52دروگ.
37:54از من نراحتی.
37:57دروگ.
37:58اینجا رو ببین.
38:05آخ جان تخمه مرگای بابایی.
38:09بسیب زمینی.
38:10آره.
38:11دروگ هم مثل تو همینو دوست داره.
38:16ماما نم همینطور دوست داره.
38:19من دوست نداشتم.
38:21ولی از وقتی برای تو درست کردم بهش آدت کردم.
38:28براتون چایی میریزم.
38:33ببخشیس.
38:41قراره تو پاریس ازدواج کنن.
38:55ببین سلطان.
38:57افزون با پسر خیلی داره بازی میکنه.
38:59آره بازی میکنه.
39:03ولی ساله میدونی که
39:04پولیا
39:05نمیذاره افزون وارده امارت بشه.
39:08یعنی مشکل درست میکنه.
39:09قبل از تو منم به این فکر کردم.
39:14از این دیگه راه برگشتی نیست سلطان.
39:16تو نگران نباش.
39:18اتفاقی نمیافته.
39:19تو چی کار کردی؟
39:21وقتی وقت شد خودت میفردی.
39:23حالا به این چیزا فکر نکنه.
39:25و اصاب خودت هم خورد نکنه.
39:27خدا قیرت بده ساله.
39:30هیچ وقت نمیتونیم ازت تشکر کنیم.
39:33ممنون از حمایتت.
39:34بایی کمرم درد میکنه.
39:44کیسایی سنگینم دادی به من خودت سباکار رو برداشتی.
39:47بابا این طور نیست.
39:50بیا.
39:50بیا اینا رو بگیر اونها رو بگیر.
39:51چرا باید این کار رو کنم؟
39:53خب من دیست که کمر دارم بچ رو بیا اینا رو بگیر دیگه.
39:56چجور خواه هریستی تو؟
39:58خدا قبض خانوما.
40:00چطوری شکریه؟
40:01شما دوتا چی کار میکنی؟
40:02ببینم داری از کجا میای؟
40:04رفتم خونه یه حاجی مادر.
40:06آقای الیاس رو صدا کرده بود.
40:07گفتم یه سوب براشون ببرم.
40:10چه جاله.
40:10خب حالا با آقای الیاس چی کار داره؟
40:12نمیدونم مزفر جا.
40:14اون سوب هر رو به دمام میبریم.
40:16نمیخوا تو زحمت بکشی.
40:17نه نمیخوا.
40:18جوریه عزیزم دستاتون پروه خودم میبرمش.
40:20بعدا میبینم اتون خانوما.
40:24مزفر.
40:25این کیفه رو بگیر.
40:27یادت دیروز دلمه پخته بودیم؟
40:28برو بیارشون من هم میرم خونه آقای الیاس منتظره کار.
40:31آخه فقط برای خودمون درست کردم.
40:33باشه باشه.
40:34یه مقدار توی باشخواب میذارم و میارم.
40:36هر جا میخوایی بذار ولی زود بیا مزفر باشه.
40:39یا دیگه.
40:39سلام آبجی سلطان.
40:42آقا الیاس.
40:43آبجی سلطان من اومدم.
40:45خوش اومدی.
40:48سلام داداشه الیاس.
40:49حال شما چطوره؟
40:51ممنونم شکریه خواب.
40:52خوش اومدی شکریه.
40:54خیلی ممنونم آبجی سلطان.
40:56براتون یه سوپ داغ رو بردم.
40:58آقا صالهم که اینجاست.
41:01چطورین آقا صاله؟
41:02ممنونم خوبم.
41:04اگه بخواییم برای شما هم یه بشقاب میریزم آقا صاله.
41:07نه ممنونم.
41:08چرا یکی هم نمیخوری سلطان.
41:15خواهش میکنم تعرف نکنی.
41:17هرچی دوست دارین من میپزم.
41:19شما که مرد مجردی هستین آقا صاله.
41:22ممنونم ممنونم آبجی.
41:23جوریه تو چرا اینقدر دند را میری؟
41:25آها من با دستایی خودم دلمه درست کردم براتون آوردیم.
41:28یکم طول کشیده ولی خیلی خوشمزده شدن.
41:31نه نه خیلی ممنونم.
41:32منم میخواستم درست کنم ولی این وقت نکردم.
41:35زحمت نه که شکریه اینجا هستش.
41:37بفرمایین.
41:40باخر ساله.
41:46ممنونم.
41:48خانما.
41:49واقعا دستاتون تلاستا.
41:52حیات و تبدیل به برنامه آشپزی کردید.
41:56اگه دوست دارید میتونیم میزو بچینیم.
41:59یا اگه هم میخواید برید خب من زرفا رو میبرم.
42:02آقا الیاس حاجی مادر صداتون کرد.
42:12باشه من فردا میرم.
42:14ولی شما باید الان بریم.
42:16گفتش که فوری داداش الیاس.
42:20خودم میبرمش.
42:21نه نه بذارید خودم میبرمش.
42:23نه نه مزفر میبردش.
42:24مزفر دسته نسیده سوپ خیلی داقه.
42:27آها.
42:27خب اگه اشکالی نداره ما دیگه بریم.
42:30شکریه بیبریم.
42:30آخه جبریه جان بذاره یکم با آقا سالح گب بزنم.
42:33ناسلامتی تازه دیدمش.
42:35بابا یه چیز خیلی مهم باید بگم بگم بگم.
42:37یا دیگه.
42:38باشه بریم بهم.
42:38بودو بودو.
42:39آفر.
42:40خدا فیر.
42:41بعدا میبینم اتون.
42:43الیاس.
42:44این حاجی خانم کیه؟
42:47خب.
42:49یه دوست از محله قدیمیم.
42:51با سالح میرسونیمت.
42:55نخوار لازم نیست.
42:56من خودم میرم.
42:57من میتونم برسونمت.
42:59خیلی نزدیکه.
43:00یه هواییم میخوری آقا الیاس.
43:03بذار من کمکت کنم.
43:07خب.
43:09حالا یه حاجی خانمم دار.
43:11خیلی خب جبریه.
43:12چی میخواستی به هم بگی؟
43:13تو رو خدا همین الان به هم بگو دارم.
43:15از کنچکاوی میمیرم.
43:17خب میدونم کنچکاوی دیبونه نشاه چیزی نیست.
43:20دلم فقط برای تنگ شده بید.
43:22گفتم بیا یکم با هم وقت بگذرونیم.
43:24دختر مگه چه ای را دیداره آخه.
43:26حالا بیا برایت قهوه درست کنم.
43:28فالت هم میگیرم.
43:29ببینم چیچو سرت میگذره دختر.
43:30به نظرتون فالم عشق هست.
43:32بذار ببینم.
43:33این روز خیلی حرف عشق و عاشقی رو میزنی دختر.
43:36سلام امه.
43:37هنیفه خونه هست.
43:39هنیفه رفته یه دوش بگیره.
43:40پولیور مشکی ما بهش دادم.
43:45میتونم برم و برش دارم یا نه؟
43:47آره اسیزم برو تو باید توی اتاقش باشه.
43:49وای نمیفهمم این دختر.
43:50ای بابا جوری ولشگو نوجوونه دیگه.
44:10آه خودشه.
44:37آه اینجا چه کار بکنیم؟
44:40عجب آدم کسیفی هستی تو.
44:45تو دختر امه منی یا دشمن منی؟
44:48چی شده؟
44:49اگه یه بار دیگه اسم منو پیش جمال بیاری
44:52اگه چیزی در باره من بهش بگی به همه میگم
44:56که تو بودی که اون احمقو به من معرفی کردی.
44:58آروم باش.
45:00همچین چیزی نیست.
45:02ببین این اولین و آخرین حوش داره.
45:06فکر کن مامانو امه با ها چی کار میکنن اگه بفهمن.
45:09برو کنار.
45:10برو کنیم
Kommentare