00:00تصادف تارو روبروم قرار نمی داد
00:10بازم به همون منوال بیخبر از همه چیز زندگی می کردم
00:16و می رفتم
00:18تو به هم یاد دادی که تو دنیا یه زندگی دیگم وجود داره
00:22و یاد دادی که منم یه روحی دارم
00:30الان یادت میاد
00:35آره
00:40قشنگ نوشته
00:44خیلی قشنگ نوشته
00:52کاش که اینطوری بود
00:54کاش فراموش کردن هم مثل خاندن یه کتاب بود
01:00و با خوندنش
01:03همه ی داستان رو یادم نیومد
01:07چون می خواهی یادت بیاد
01:12کی دوست داره که یه سال آخر زندگیش رو یادش بره
01:16اما یادت رفته
01:19نوشته های داستان ما هم پاک شد رفتی که
01:28اما تو یادت
01:30گاهی با خودم می گم کاشونی که فراموش کرده بود من بودم
01:38بعدش پشیمون می شم
01:42چرا؟
01:46چون فراموش کردن و بیاد نیومدن خیلی سخته
01:49خیلی لحظات قشنگی رو با هم تجربه کرده بودیم
01:55فراموش کردنش دردناکه
01:58می شه یکیش رو برام تعریف کنیم؟
02:01نه سر کن من
02:02نمی خواهیم دیگه گذشتر رو به خاطرم بیارم
02:05در مورد تو کنجکاون
02:10می خوام بشن سمت
02:12این عشقی که همه ازش می گن
02:17می خوام بدونم چجور عشقی بوده
02:20می خوام بدونم
02:22نمی دونم از کجا شروع کنم
02:32هر کدوم که به ذهنت میاد
02:33آپولو
02:53یه روز کنار یه رودخونه
02:56یه زن خیلی زیبا می بینه
02:58و عشقش می شه
03:05بهش می گه
03:07اسم تو به همه بگو پرانسس
03:10بد زن بهش می گه
03:12من پرانسس نیستم
03:13من یه انسان معمولیم
03:15آپولو خیلی تحت تحصیل قرار می گیره
03:19تصمیم می گیره با اون استواج کنه
03:22و سعی می کنه اون زن رو رازی کنه
03:24تلاش می کنه تلاش می کنه
03:27تا زنه بلاخره رازی می شه
03:29اما آخرش
03:31آپولو
03:32یادش میاد که نامی راز
03:34ولی زنه پیر می شه
03:38و از این دنیا می ره
03:40و زنه که نراحتش نکنه
03:44بهش می گه منتظرم باشی
03:47یه روز می آم
03:47تو می آیی
03:53سریع می آم
03:55چشماتو بذاری روهم و باز کنی منی جان
03:59باشه؟
04:00دوست دارم
04:02منم دوست دارم
04:04زن منتظر می مونه
04:06منتظر می مونه
04:08منتظر می مونه
04:09منتظر می مونه
04:10منتظر می مونه
04:11اصلا از امید به برگشتانش دست نمی گشه
04:14همونطور که منتظرش بوده
04:17یه روز
04:18تبدیل می شه به گلی که روبه آسمون بوده
04:20آره
04:23خب اللهی آتش
04:26خودخواست سوختن رو به جون خریده
04:39جرن؟
04:40جرن؟
04:44جرن تو داری گریه میکنی؟
04:46اینجوری نکن
04:47ببین
04:48من درکت میکنم
04:49وقتی برگشتیم با فرید حرف میزنیم
04:51مشکلاتون رو برطرف میکنید باشه؟
04:53جنیز من دیگه نمیخوام با فرید باشم
04:56از این مطمئنم
05:00ببین جرن به نظرم چون الان سبانی هستی داری اجودانه تصمیم میگیری
05:04من؟
05:07من
05:10میخوام به یکی که
05:12میشناسمشو
05:14ده دوستش دارم تعلق داشته باشم
05:16میخوام با اونی که دوستش دارم باشم
05:20ببینم
05:21مطمئنم یه نفر تو این دنیا هست که خیلی دوستت خواهد داشت
05:23و تو هم عاشقش میشی
05:26آره شادون فرید نباشه اما
05:28باور کنم چین کسی هست مطمئن باش
05:30آره هست
05:32حتی خیلی هم دور نیسته نیست
05:37دنیس
05:41من یه مدت دارم فکر میکنم
05:43یعنی
05:46از وقتی تو اومده یه چیزایی باسه من عوض شده
05:49نمیتونم ازش سردر بیارم مال قدیمو بود
05:51عشق دوران بچگیم بود اما اینجوری نبوده
05:54میسی این که من قلبم همیشه پیش تو بوده نتونستم فروموشت کنم
06:05دنیس نمیخوای چیزی بگی؟
06:10ببین، جرهن
06:11جرهن، الان اسلام وقت مناسبی بری حرف زدن در این مورد نیست
06:14تو ذهنت به هم ریخته
06:16من افکارم به هم ریخته نیسته نیست، به هم ریخته نیست
06:19کهی تونستیم با هم حرف بزنیم، کهی وقت مناسبی بوده؟
06:25تو دیرت بیشه ادام مونده؟
06:30ببین، همونطور که گفتم
06:32بعداً با ذهن آروم در موردش صحبت میکنیم
06:35جرهن من واقعاً دلم نمیخواد دوستیمون به هم رو خوره
06:45میگه افکارت به هم ریخته هست، افکارم به هم ریخته نیست
06:56شب قشنگی بود
06:58خوشم اومد
07:00ستاره و اساتیر یونان
07:03آره، قشنگ
07:08البته، ستاره یه ما
07:12دیگه رفته، دیگه نمیدرخشه
07:17چرا؟
07:18دیگه نمیدرخشه
07:20بود، ستاره یه ما
07:36أهلاً
07:39أهلاً
07:40أهلاً
08:06أهلاً
16:35شكرا
17:06وما يمكنني التحول على كله
17:08انتظرم
17:09باشه
17:10خلی خواهد
17:16والله فريد
17:18يه شئ بهتا بگم داداش
17:20برای اینکه ترس پیرل از بچه برسه
17:22از بست حتى اینو در بردم
17:24که بچه دوست ندارم و نمیخوام حق شده
17:26نقش بازی کردی؟
17:27افلش نقش بود داداش
17:28بعدش دیگه حق با دختر است
17:30برای اگه بچه داشته اما اگه سنت مناسب باشه
17:32برای ما نیست
17:33والله نمیدونم انگه نمیدونم
17:35ها تو هم ببین داداش
17:37تو هم به سوتی استپاچ میکنی باشه
17:39حواست تو باید جمب کنی
17:41یعنی به نظر من در دقل دو سال بهشم فکر نکن
17:43انگین من و سلین ازم جدا شدی
17:45ها
17:47گفتی سلین؟
17:49سلین؟
17:51برای گفتی سلین؟
17:53برای گفتی سلین؟
17:55من من از سورم جرن بود دیگه داداش
17:57از سلین هم جدا شده بودم
17:59برای چی؟
18:01چون انگار من برای دلداری دادن ساخته شدم
18:03برای در دوست داره و بهش نمیرسه
18:05میاد پیش منو ازم دلداری کردن میخواد
18:07بعدش هم میره
18:09خب یعنی چی؟
18:11یعنی جرنم قبلا یکی رو دوست داشته؟
18:13نمیدونم والله فراموشش کرده
18:15انگار فراموشش کرده
18:17عقلش فراموش کرده اما قلبش نه
18:19ای بابا
18:21خب یعنی کی میتونه باشه؟
18:23موسیقی
18:25فهمیدم هنوز نتونستم فراموشش کنم
18:27هنوزم یه حصه ای به دلیز دارم ملو
18:29عجب
18:31چند نفر وارد زندگیمون شدن و رفتن
18:33یه مدت طولانی از هم دور موندیم
18:35اما وقتی میبینمش قلبم میزنه ملو
18:37یعنی نمیتونم جره خودم رو بگیرم باورت میشه
18:39واسه همین از فرید جدا شدی؟
18:41رستش با فرید نمیشه
18:43تو هم میدونی همش داریم دوا میکنیم
18:45تازه سرینم اومد و روی قضایی تحصیل گذاش میبینی که
18:47خیلی تحجب کردم
18:49من همینجوری شوخی کرده بودم اما
18:51نگو واسه تو جدی بوده
18:53آره جدیه
18:55یعنی
18:57رستش من هیچ وقت حسمو به جنس کنم
18:59موسیقی
19:01موسیقی
19:03موسیقی
19:05موسیقی
19:07موسیقی
Comments