Skip to playerSkip to main content
  • 5 months ago
آیا آماده‌اید وارد دنیای سریال‌های مورد علاقه‌مان شوید؟ با داستان‌های دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموش‌نشدنی، صحنه‌های هیجان‌انگیز و قسمت‌های کمدی شاد، قسمت‌هایی که با اشتیاق دنبال می‌شوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریال‌هایمان با ما مشترک شوید!
#سکانس‌های کوتاه سریال عشق می‌گریاند

Category

📺
TV
Transcript
00:00موسابقه که از اولش ناادلانه است
00:02چطور میتونم پیروز از میدون بیان بیرون؟
00:05این تفاوت رو چطوری از بین ببرم؟
00:08شب بخیر؟
00:10اصلا به این فکر نکرده بودم
00:11ولی عقب نشینی کار ترسو هاست
00:14درسته که خوش شانس به دنیا نیمدم
00:19ولی ترسو؟
00:22هرگز ترسو نیستم
00:30موسیقی
01:00دیرین کتون آماده است
01:14مچکرم
01:17سلام
01:18شب بخیر
01:20یه نوشیدنی لطفا
01:22مرسی
01:29من یه
01:45خیلی ببخشید
01:48برای شما بودم
01:49اصلا مهم نیست اتفاق دیگه پیش میاد
01:51لطفا یک کم برای خانم بدید
01:52مچکرم
01:53نه نه اصلا یه نیست
01:55لطفا
01:55راستی سرتاش هستم
01:58ملیس
02:00خوشوقتم
02:01منم خیلی خوشوقتم
02:02نوشیدنیت
02:05کچدل خوبیه
02:08میدونی اصل کاریش کجا پیدا میشه؟
02:11اصل کاریش
02:13کجاست؟
02:14یعنی خب به چند تا پاتاقه مورد علاقه دارم
02:17ولی مال شما کجاست؟
02:18تو امریکا
02:19تو شهری که اسمشو بهش دادم
02:21لینشبورگ رفتی؟
02:22ها لینشبورگ
02:24نه اصلا پیش نایمده
02:26به خاطر سفرهای دیگه وقت نشده برم
02:28ولی باید دیجایی خیلی محبوبیه
02:31راستش محبوبیت خاصی نداره
02:34من وقتی رفتم شکش شدم
02:36میدونی؟
02:38خب پس حتما بین دوستای من محبوبه
02:40انقدر گشتنهی تعریف میکنن تمومی نداره
02:44بچه داریم در مورد یه جا حرف میزنیم؟
02:49اونجا یه شهر کچیکه
02:50تو شرف یه دونه چرا قرمز بیشتر نیست
02:53پس منم وقتی رفتم امریکا
02:56اولین کارم این باشه که برم ببینم
02:59و این جهالتم رفت بشه
03:00با اجازتون من برم سیرویسه بیدشتی
03:04احمق
03:21چرا دهن تو وا میکنی؟
03:23چون دوتا مجله خوندهی فکر کردی دنیا رو بلدی؟
03:26نکنه سود اومدم بین مردم
03:31باشه
03:41آروم باش
03:42آروم باش زینم
03:44صحبتو به سمتی که بخوای میتونی بکشونی
03:48تو نیومدی گوشه گیر بشی
03:51فکر کن
03:54فکر کن
03:55فکر کن
03:56فکر کن
03:56از عقلت استفاده کن
03:57از عقلت استفاده کن
03:59آه
04:00صدا هم داره میاد
04:01به محض فروش بیلیتا اقدام کرده
04:03کوچلا رو که از دستات
04:05اصابانی شد
04:06بایدم ناراحت باشه
04:08مگه میشه بعد از دو سال فاصله کوچلا رو از دستات
04:11امسال چقدر خوب بود
04:12آره ولی حوستمون کامل رفت نشد
04:15کوچلا
04:23کوچلا
04:27کوچلا
04:33فرسیوله کوچلا
04:42موسیقی
04:43موسیقی
05:12موسیقی
05:19موسیقی
05:20شب بخیر
05:42فوات هستم
05:43ملیس
05:45ممنونم که فرصت نوشیدن درینک
05:48با خانم زیبایی مثل شما رو دارید
05:50خواهش میکنم
05:51انتخاب خوبیه
05:54تاسین از همین بده
05:55بدون الکول باشه
05:58یادم نمیاد آخرین بار کهی از این خوردم
06:01اگه اشتباه نکنم تو تنسی بود
06:03ممنونم
06:06دوم این جای خوبم
06:07تو فرانس هست
06:09اگه میخواید پیک دوم رو اونجا مهمونتون کنم
06:12چرا که نه
06:14قسمت
06:15خوب
06:19زندگی چطوره؟
06:21خوبه
06:22خوبه
06:23تازه از کچله اومدم
06:26یکم جدلک دارم ببخشید
06:28منم
06:29حتی کاروانو گذاشتم اون اونجا
06:32تو امریکا؟
06:35آره بچه ها اونجا هست
06:37منم مدام میام و میرم
06:39ولی دوست ندارم زیاد تو هوتل بمونم
06:41به خاطر همین
06:42بذار نشون بدم
06:43با این بچه میرم همه جا
06:46خیلی قشنگه
06:52اوه چقدر دیش شده
07:17های اصلا نباسم به ساعت نبود
07:20آره خوب صحبت شیرین باشه
07:22گذر زمان حس نمیشه
07:23با ماشین اومدی؟
07:26نه با تکسی
07:28باشه من برسونمت
07:30اصلا نیازی نیست خودم میرم
07:32نه نمیشه که این وقت شب تنهایی
07:34پاشو بیا بریم
07:35بریم
07:36تاسین اینا رو بنویس به حساب من
07:39ممنونم
07:41بای اصلا نیازی نبود
07:44خواهش میکنم بفرمایید
07:50گفتی خانوادت اهل ازمیره نه؟
08:03ازمیر
08:03اههه
08:04فامیلیتون چیه؟
08:05من اونجا دوسته زیادی دارم
08:06شاید آشنا در اومدیم
08:08نه فکر نکنم
08:09اگه آشنا بودیم حتما میدونستم
08:12عیب نداره تو بگو
08:14فامیلیه ما باکیه
08:17اردینچ باکی
08:18بابام تو کار خود رو سازیه
08:21مگه میشه نشناسم
08:23دوسته آقا حالوک
08:24حالوک کلمان
08:25حتی یه دختر داره
08:26چی بود اسمش؟
08:27آسیا
08:28دوستین دیگه نه؟
08:30چون سنتون به هم میخوره
08:31میشناسمش
08:33ولی از یه محیط نیستیم
08:35حتی خیلی وقت ندیدمش
08:36باش
08:44ممنونم
09:01زحمت شد این وقت شب
09:03شب بخیر
09:04یعنی چی؟
09:05بدون یه قهوه میخوای منو به فرستی برم آره؟
09:08صبح زود کار دارم
09:10ولی خب شمارتو دارم
09:12زنگ میزنم حرف میزنم
09:13نمیتونیم حرف بزنیم
09:14چون درست تو خوب نخوندی
09:15اگه تمرین کنی
09:17میتونی از پس این کار بر بیایی
09:18یعنی دروغ گفتن رو بردی
09:19ولی باید دروغ هایی که میگیر و تمرین کنی
09:21ملیس
09:22یا اسم واقعی ترچیک هست
09:24متوجه نشده؟
09:28بذار بگم
09:29نمیتونی کسی به اسم کورمان ها رو بشنسی
09:31چون الان از خودم در آوردم
09:32این یه دونه از تو ماهایی بود که کلد شب خوردی
09:35حتی یه لحظه اینقدر سوتی دادم که خیلی عجیبه که
09:37متوجه نشدی
09:38اگه با این
09:42اگه با این سادگی بری شکار خودت چه کار میشی؟
09:46تو چی داری میگی؟
09:47شکار چیه؟
09:49کل شب بازی کردی؟
09:50تو دیگه کی هستی؟
09:52بند فوادگرمان استاد راهی که توش قدم گذاشتی نستم
09:56تحت فرمانتون
09:57امشب بازار منم خوب نبود گفتم
10:00برای خودم کار کنم
10:01ولی تو یه قهوه هم ازم دریخ کردی
10:03چه قهوه ای؟
10:06انگار من نیت واقعی تو رو نفهمیدم
10:10بارو بابا بارو
10:11خدا روزی تو جایی دیگه بده
10:12چه طوری چهره واقعیت برملا شد؟
10:15ولی این طور کنیم
10:16به خاطر صحبت شیرینه امشب
10:18یه نکتر رو بهت بگم
10:19اگه میخواستین در الله بشی اول
10:23کفشو پاکون گرفتی
10:25خوب فهمیدی
10:33خوب فهمیدی
10:36خوب فهمیدی
10:38خوب فهمیدی
10:55روز به خیر
11:14من دو مال یک از همکاراتون هستم
11:16دیروز منو میکاب کرد
11:17فکر کنم اسمش میری بود
11:19الان رسیدگی میکنم
11:20آقا میری
11:25چطور فهمیدی؟
11:36چیو؟
11:37پول دار نبودنمو
11:38چطور فورم فهمیدی؟
11:40تعریف از خود نباشه
11:41ولی من تو کارم خیلی ماهرم
11:43سال هاست به طریقی بین قشر و مرفهم
11:46بوی سروت تا صد متری حسش میکنم
11:49خب من چی کم دارم
11:55اولا یه سروتمنده واقعی
11:57این لازم نیست که بگه پول داره
11:59در زمین
12:00قرور سروتمندو نمیتونی خدش دار کنین
12:02دیال خور شدن مخصوص آدم هایی که فوبیای تحقیر دارن
12:05حرفام سنگیم بود
12:08ببخشید من روک حرف میزنم
12:10منم روک حرف میزنم
12:14نمیدونم چقدر میتونم بهت اعتماد کنم
12:18ولی شانسی جز امتحان کردن ندارم
12:20آره من پول دار نیستم
12:22بهتره بگم نبودم
12:24اما الان یه پولی اومده دستم
12:25و من همیخوام اونطوری زندگی کنم
12:27ولی فکر نکنی ندید بدید
12:30اما من اون زندگی رو دیدم
12:31قبلا پیشه یه خانواده خیلی سروتمند کار میکردن
12:36پیشه اونا زندگی میکردن
12:37عشقم
12:39بین از دور نگاه کردن دیدن خیلی فرق هست
12:43حرفت رو قد نکنم تعریف کن بگون
12:44به نظرت آدلان هست با پولی که اونا برای یه روش لب میدن
12:48میشه خرج یه ماهو داد
12:50کی گفته که زندگی آدلان هست
12:53بدش هم من به اندازه یه پول چند تا روش درمت دارم عزیزم
12:57من ندارم
12:59حتی خریدن شیرم برای من یه چیز لوکسه
13:01هر چیزی که میخرم و باید حساب کتاب کنم
13:04تو خونهی که کار میکنم هم همینطوره
13:06ما با احالی آشبازخونه قضای انتخابی نداریم
13:08استفاده از یخچار اونا هم ممنوعه
13:10تو رو خدا اینجوری میشه زندگی کرد
13:13مثل گربه یه جیگرکی از گوش کناران نگاه میکنی
13:16من به دنیا نهی مدم که فقط نفس بکشم
13:20من هم میخوام زندگی کنم
13:23میخوام حقم رو از زندگی بگیرم
13:25باشه عشقم ولی از من چی میخوای هم؟
13:36برای چی داری این رو به من میگی؟
13:39بگو چی میخوای عزیزم
13:40میتونی اون بورو به من بدی؟
13:44کدون بورو؟
13:45گفتی بویه سروت رو حس میکنم
13:47میتونی کاری کنی که آدم ها اون بورو از من حس کنن؟
13:55انقدر خوب هستی که بتونی خود من رو استطار کنی؟
14:00در قبال چی؟
14:03من رو هر جا ببری خودتم همراه می آیی
14:06پولم میدم
14:10در زم اگه همون طور که میگی از اون محیط اومده باشی؟
14:15این خشمه میتونه فقط متعلق به من باشه مگه نم؟
14:18چقدر بوجه داریم؟
14:23هشتت هزار تو
14:26نقشه هم داری؟
14:28این پول از جایی اومده که ما رو به درد سر بندازه؟
14:33باش اصلا پولیسی هیچ فکر میکنی اونی که این پولو گذاشته اینجا آدم درست
14:38خودم قبل از پولیس اونا ها میافتن دونباره باشه؟
14:44نه
14:45یعنی
14:46یه جور سپرایزی اومده استم
14:49ولی تو درد سر نمیافتیم نگران نباش
14:51اوکی
14:58شمارتو به نویس اینجا
15:04الان باید برم سر کار بعدش بهت زنی میزنم
15:07میتونیم هم دیگر رو ببینیم
15:08مطمئنی که پول پاکاره
15:18اگه تو این موضوع دروق بگی
15:20من فورم میکشم کنار
15:22نگران نباش
15:23نه ترس هستم اما نه اونقدی که پول کشتیب به دست بیارم
15:27قبل از هر چیزی خودم رو تو خطر نمیدازم
15:29پس میبینم ات رفیقم
15:33دکتور علی مراد به بخش شماره شش
15:45اتاق شماره چهار مراجع فرمایید
15:48دکتور متخصص قلب و غروب لطفاً سریعاً به بخش اورشان مراجع فرمایید
15:55بیدار شدین؟
16:00به خودتون فشار نمیدیم
16:04تو بیمارستانیم
16:05تصادف کردیم ولی حالتون خوبه
16:07چیزیتون نشده
16:09زینب کجاست؟ زینب خوبه؟
16:11کی؟
16:11دوستخترم
16:13پیشم بود آخه
16:16تنها آوردنتون کسی پیشتون نبود
16:18نتونستیم گوشتتون رو باز کنیم به نزدیکانتون دسترسی پیدا نکردیم
16:22به خانوادتون زنگ بزنیم
16:24مادر پدرم مردن؟
16:26برادرم هم خارج از کشور زینب زنگ نزده؟
16:30نه زنگ نزده
16:32فقط خوهرتون زنگ زده
16:34اولی اونم حرف نزد و قط کرد
16:37به اسم کنتس زخیره شده بود دیگه هیچی نمیدونم
16:40کنتس؟
16:42پول؟
16:43نمیدونم
16:46کیف چی؟
16:52خوش کله هیستد هزارتا شاید برای تو پول زیادی باشه
16:55ولی تو لیگی بازی میکنیم که زیاد ما رو پیش نمیبره
16:57به خاطر همین باید همه چیزو با کچکترین جوزیات برنامه ریزی کنیم
17:01این پول برای آزمونان خطا کافی نیست
17:03علکی که نیست داریم ریزه کاری میکنیم
17:05اینو فهمیدیم
17:07ولی امیدوارم یکی از این قشت رو پیدا کنیم
17:09مجبور نشین بریم خارج از کشور
17:11ها
17:13عزیزم از تایه جهبه داری گندیده ها رو میکشی
17:15بیرون آخه خونت میکشه
17:17اینا تو مرزه و شکستگی هم
17:19ولی رو نمیکنن امیدشون پیدا کردن ای دختر پولدار
17:21برای پسرشونه
17:23مگه نمیبینی دخترجون خوب نگاشون کن
17:31مری تو همه اینا رو از کجا میدونی؟
17:33قبلا کم نرفتم بین این قشت
17:35قبلا کم نرفتم بین این قشت
17:39تو مهمونی ها میکاپشون به احتیه من بود
17:41بگذاریم حالا حواظم رو پرد نکن
17:43وایسا فکر کنم ببینم دیگه کی میتونه باشه
17:45اونورم خیلی جنزده
17:47سلام و قبول خوش من
17:49خیلی جنزده مگه نه
17:51اینو بده به من
17:53این احترازم قبول نمیکنم
18:03تو صدم و ثانیه زدیه رو سرعت تربو
18:09حسیزمین یکم زیادید نمیشه
18:11نمیشه؟
18:13شنیدی که میگن اگه قرار قرق بشی تو دریای بزرگ قرق شون
18:17میشنسی؟ همه چیو دربارش میخوام بدونم
18:21اونور کوکسال
18:23پسر مجرد محبوب دختراست
18:27رنس خاک سری
18:29یدنده بدی داره
18:31کسی جرات نمیکنه باش مخالفت کنه
18:33بخیر از باباشو برادر خوهرهای ناتنیش
18:35خب پس چرا این یارو تنهاست؟
18:39خب پس چرا این یارو تنهاست؟
18:41بله تیپشو ببین
18:43بعد حرف بزن اون از اون کسایی
18:45که تو برف را میره
18:47ولی ردی به جا نمیذاره
18:49دوست نداره سوژه بده دست خبر نگاره
18:51میفهمی دخته؟
18:53به محض برگشتن از لندن افتخال دادین اومدیم
18:55خیلی ممنونه
18:57حالتون چطوره؟
18:59تا تو بیای همه چی خوب بود
19:01امام نگاه ها رو کشید سمت خودت داداش
19:03شب بخیر؟
19:05معمولا خیلی چشم شرونه همیجوری هم ادامه داره
19:09ولی خوبه که باباش یه آدم سنتیه
19:11از اونا که به مجرد خونه خالی نمیدن
19:15شرکت رو عمرن نمیده
19:17به نظرم اون رو هم نمیذاره شرکت داره خواهر رو برداره
19:19نتنیش بمونه
19:21یعنی خیلی خوب میره توی قفص خودش عزیزم
19:23گفتی باباش آقا حمیده؟
19:25این آقا حمید چطور آدمیه؟
19:27هم
19:29هم
19:31هم
19:33یه آدمی که از صفر شروع کرده خیلی خوب
19:35میدونه که ای دست به تجارت بزنه فقط
19:37یه رگ خواب توی زندگیش داره
19:39هاریکا
19:41عزیزم
19:43کجا موندی؟
19:45همه دارن سراغتا میگرن
19:47حد اقل امشب کار و ویل کنتارو خدا
19:49ببین
19:51وقتی من نمیتونم کنار همسرم خودی نشون بدم
19:55این مهمونی برای من چه معنایی داره ها؟
19:57میشه به هم بگی؟
19:59عزیزم تنها معنای این مهمونی تو هستی
20:03همسر دوم حمید
20:05قبلا دستیارش بوده
20:07چی؟
20:08زن اول زده کنار
20:09خیلی زن حریص و باهوشیه
20:12وقتی با هم بودن فران اتفاقی حامله شد
20:15اولی که دختر شد بعدش پشت سره هم بچه ها برده تا پسر به دنیا بیاره
20:20میبینی؟
20:24زفر و امیدو نمیبینم
20:26زفر یکم از سر کار دیر میاد
20:29زنگ زد و مذارت خواهی کرد
20:33یعنی تو راه تو ترافیک موندهاره
20:37پس رفته سر کار
20:43امیدم اینجا داره تلاش میکنه که مشکلی پیش نیاد اینجا سره
20:47خودش شرا کار میکنه
20:49من الان میگم بیاد
20:51بیا بریم به مهمونامونم برسیم خب؟
20:53وای اجابا
20:54مگه تو این دور زمان کسی مونده دنبال پسردار شدن باشه؟
20:57عزیزم گفتم که حمید یه مرد سنتی دختر بزرگ خودش میتونه همه یه کارها رو خودش انجام بده
21:03یه لحظه لطفا
21:05ببخشید میتونم یکم با دخترم حرف بسنم؟
21:09برادر جواب تماسمو نمیده کجاست بابات خیلی عصبانیه؟
21:17بابام همیشه عصبانیه ماما
21:21با این آدم در نیفت
21:23نمی کنم مادارا کنم
21:25ولی اون با من لجه
21:27کنی اینفلوینسر جمع کردم
21:29جای شرکت دعوت کرد مزره
21:31مزره یعنی چی آخه ها؟
21:33تو اصلاً به من
21:37چی کار میکنی ماما؟
21:39دارم بابات حرف میزنم گوش نمیدی؟
21:41دخترم زفر نیاد بابات بیشتر عصبانی میشه
21:43باید پیداش کنم چرا نمیفهمی ها؟
21:45البته که گوش میدم
21:47واقعا؟ الو من چی گفتم ها؟
21:49آخرین چیزی که من گفتم چی بود؟
21:57به اندازه زفر از من هم حمایت میکرده
21:59الان رئیس شرکت بودم و من
22:01واقعا که دخترم واقعا که
22:03تا نمیدونی بابات
22:05رو فرزند پسر چقدر حساسه؟
22:11هر کاری کنه تو چشم پدر مادرش
22:13عرضش نداره
22:15خوشگله اینا خانواده پر جمعیتی هستن
22:17خب اون یکی چی؟
22:19وارده رقابت نمیشه؟
22:21امید؟
22:23امید مگه اسم پسر نیست؟
22:25زنه اونقدر پسر دوسته که
22:27دو دختر اسم یونیسیکس گذاشته
22:29آمید؟
22:31کجایی تو دخترم؟
22:33دارم کار میکنم ماما
22:35دارم کار میکنم ماما
22:37بابات میگه چرا خودش کار میکنه؟
22:39چرا نمیتونه از تیمش کار بکشه؟
22:41ماما بابام هم یه تیم بزرگ داره
22:43زرگ داره ولی چرا خودش کار میکنه؟
22:45اینم مسمونه
22:47همه چیزم یه جواب دارین همه چی؟
22:49زفر نایمده بابات خیلی عصبانیه
22:51دارم دیوونه میشم
22:53یکم به مهمونامون برس
22:55هاریکا از امیدم نامید شده شرکت ور کرده
22:57و واسه خودش رستوران باز کرده
22:59با کیترینگای خیلی بزرگ کار میکنه
23:01پسر چی؟
23:03اسمشو زفر گذاشته اینجاست
23:05اینقدر لوسش کرده که یه بچه سوسول خیلی پولار شده
23:09هاریکا سر پردردی داره باشه
23:11ولی اون مثل خورم سلطان تا پسرشو به تقنشونه دست بر نمیداره
23:17ممنون ممنون خانوم ها چقدر خوشگل شدین؟
23:19نمیدونم به کدومتون نگاه کنم
23:21چرا جواب تماسما نمیدی پسرم؟
23:23آن کجا بودی؟ چرا جواب نمیدادی؟
23:27آن چرا جواب نمیدادی؟
23:29آن چرا جواب نمیدادی؟
23:31یه خانوم تا چه حدی میتونه لایق اسمش باشه؟
23:33لطفاً با من میرسی
23:35خبه به قچی تو پرت نگو جواب بگو
23:37چرا جواب تماسما نمیدادی؟
23:39مامان تو ماشین بودم چی کار میکردم؟
23:41جواب میدادم تصادف میکردم آره؟
23:43بسرم چند بار بهت گفتم امشب مهمونی داریم چند بار بهت خوشدار دادم؟
23:49بابات برای اولین بار واقعاً به فکر ولی عهدشم
23:53شما هنوز نفهمیدی؟
23:55مثل خرگوش حویش گرفته جلومون مادرم تا چرا نمیفهمی؟
23:58حویجاره؟
24:00پس اون حویجا یا تو باید بگیری؟
24:04یا اون اونور
24:06حالا برای این که کم کم حویجو بتونی بگیری برو پیش بابات
24:10اطاعت میشی؟
24:12پس ولی عهد اونه؟
24:14حاریکا هر کاری میکنه تا اون ولی عهد بشه و زندگی هم خیلی شوختبه
24:19سه تا بچه های حاریکا رو جمع کنی یه اونور نمیشه
24:23ولی عهد اصلی اونه ولی حاریکا تا پای جون میجنگه اونور کارش سخته
24:30تمومم
24:35مشکل قطر هر شد
24:37این مبلغ معزاد زره
24:40باباتون خوشحال نمیشه
24:42کاش منتظر فردا میموندین
24:45اگه این کار به موقع تحویل داده نشه ممکنه مزایده های بعدی رو به خطر مندازه
24:49با منتظر تحصیم بودن کار پیش نمیره
24:58یعنی حاریکا مثل آتیشی که فولادو محکم میکنه اونور قوی میکنه آره؟
25:07دقیقا
25:09اونور تو خانواده خیلی تنهاست ولی این وضعیتون رو خیلی قویش کرده
25:15وچه اشتراک زیادی داریم
25:17زوج خوبی میشید
25:19خب پس بگو از کجا شروع میکنیم این پسر کجاها میره؟ نقطه زفاش چیه؟ بگو همه رو
25:25از شانس ما فیزیکی نزدیک شدن خیلی آسون همه چیزش برنامه ریزی شده هست
25:30ولی اگه بپرسی دقیقا کجاست؟ خب
25:33سب کن ببینم کوکسالینا مانش دارن آره؟ اونور از بار دوست داره؟
25:39آره خب مدام هم میره مزره
25:42ببینم ببینم چه خبر شده ها؟ یعنی تلاتا از کجا آبوردی دخترجون؟ یا چی شد مغزت به کار افتاد؟ چی شد؟ ها مغزت کجی که چجوری به کار افتاد؟
25:50عزیزم من پیش آقا ولی اینا رو از بیخ یاد گرفتم
25:53وای دختر
25:54قراره مثل مطروشگاه هی چیز جدید در بیاری از خودتره؟
25:59نه بابا ملقه خاصی به عصبه داشت همیشه منم با خودش میبرد مسابقه
26:03حالا ولش گرد
26:04مسابقه عصب دوانی استانبول نزدیکه اونا هم عصب دارن دیگه درست زیاد روش جالبی نیست
26:09ولی اگه شانس با هم یار باشه میتونم کاری کنم نتیجه بهتری بگیرن
26:14تو منه برای اونجا آماده کن
26:17مطمئن می؟
26:18ببین
26:19من روز تولدم به خودم قول دادم زندگی محوض کنم
26:23حالا پولو پیدا کردم
26:24بابام تو بچگی همش منو میبرد مسابقه عصب
26:28ولی ببین
26:28الان با اونور یه وچه اشتراک داریم
26:31و تو رو پیدا کردم
26:34اینا همش نمیتونه تصادفی باشه
26:37نمیتونه
26:38من مطمئنم
26:39تو هم مطمئن باش
26:41یعنی میگی تقدیرمه آره؟
26:45نمیدونم تقدیرمه یا نه
26:47ولی اگه به حد کافی شجا باشم تقدیرم میشه
26:51برو اونجا ببینم
26:54برو پیشش
26:55برو بشیم برو برو برو
26:56برو برو بکی اون رو کنرش بشیم
26:58سرتم برگردون سمتش؟
27:02آها
27:04الان دارم شما رو کپل میبینم
27:07خب دیگه
27:09هدف ما
27:10اون رو ککسله
27:11واقعا این جلسه دیگه از کجا در اومد؟
27:24با اینفلانسر چی کار داریم؟
27:25خوهرم استراتیجی جدیدی برای تبلیغ داره
27:28خب بلاخره
27:29اولین سیئوه زن شرکت میشه دیگه باید تلاش کنه
27:33ما هم مثل نقشه فرعی اون پشت فاس خودمون میچرکیم
27:37به نظر برای این مزره انتخاب عجیبیه
27:41انتخاب اون با پدر جان بوده
27:44صبح بخیر
27:50صبح بخیر خوشگل خانم
27:52انگار بابا هنوز نایمده
27:54دوستان برای یه مدت کتا تو بخش انتظار باشید
27:58اونجا تنقلات هست میتونید از خودتون پذیرایی کنید
28:02میشه راه نمایی کنید؟
28:04بفرماییم
28:06به نظر من بریم
28:08برای قطر بوجه مازاد خواستی
28:24از که پرسدی؟
28:26من خبر ندارم
28:27میدونی که تو بحران منتظر دستور نمیمونم
28:30دیشب با هم بودیم میتونسی به هم بگی؟
28:33ببینیم وقتی اینو بابا بفهمه چه کار میکنه
28:36تو چرا به اون فکر میکنی؟
28:39اونو ویلکوم به کار خودت برس
28:41همه هنگیتا انجام بده
28:43به بابا من رسیدگی میکنم
28:45آقا حمید دارم میان
28:59سلام آقا حمید
29:01خوش اومدین
29:04خوش اومدین
29:06من فردی هستم
29:07آقا حمیدم الان میان
29:09چیزه یکم بد میرسه
29:11اصلا مهم نیست
29:13باز خیلی جذبی
29:14خب؟
29:15بی خودی فردینان نمیگی بهت
29:25بابا جون
29:27دوستان
29:28معرفی میکنم آقا حمید
29:31خوش اومدین
29:32همه تون چقدر زیبا هستی
29:34به خاطر سروزم اوز میخوام
29:36رستای درونم وقتی خاک میبینه آروم نمیگه
29:39این چه حرفیه
29:41سلام آقا حمید اشنایی با شما باعث افتخاره
29:43سلام
29:45خب؟
29:51اول از همه به خاطر این که تا اینجا آمدین
29:54از همه تون خیلی ممنونم
29:56سریعا توضیح بدم که چرا اینجا با هم جم شدیم
29:59کار شرکت ما رو که میدونید دوستان
30:02پس صحبتو کش نمیدم
30:05یه پروژه بزرگ ساخت و سوزو در پیش داریم
30:08که میخواییم یه تبلیغات قهوی براش انجام بدیم
30:11من به این فکر کردم که تلویزیون و روزنامه اوکی
30:14ولی چرا تبلیغاتمونو تو رسانه های عصر جدید انجام ندیم
30:20بله ندیدن قدرت شبکه های اجتماعی مثل کور بودنه
30:25درسته
30:28منم یه تحقیق کچیکی انجام دادم و به نتایج عجیبی رسیدم
30:37مثلا قمز خانم
30:40بله آقا حمید خوشحال شدم از داشته ایتو
30:43نزدیک به 400 میلیون بازدید دارید
30:46بله
30:47تلاش زیادی میخواد
30:49ولی وقتی به تعداد تبلیغاتتون نگاه کردم
30:51تعداد خریدارها با تعداد بازدید کنندها خیلی متفاوته
30:55من اینطور فکر نمیکنم
30:57تازگی ها جارو تبلیغ کردم کلی فروش داشت
31:00جارو؟
31:01بله
31:02سوه تفاهم نشه اینجا از کسید انتقاد نمیکنم
31:08همه تون زحمت کشید اینکه اومدیم
31:10و اینکه حرف دخترمون زمین ننداخدیم
31:14ولی برای اینکه یه سیستم پایدار بشه
31:17اول باید زباله های خودش را ایجاد کنه
31:20بعدش هم اونا را تمیز بکنه
31:22به نظر من شبکه های اجتماعی هنوز تو مرحله ایجاد زباله هست
31:26یه سرمایه گذارم هینه سرمایه گذاری نه؟
31:29بلکه وقتی میخواد چیزی را بفروشه از شبکه های اجتماعی کمک میگیره
31:32منم طرفتار سیستم جا افتاده تری هستم
31:36ولی اگه تو میگی حتما امتحان کنی؟
31:40بازم وضعیتو ارزیابی میکنی
31:45از اشنایی با شما خوشحال شده
31:47لطفاً از خودتون پذیرایی بکنی
31:56شنیدی چی گفت؟
32:08رسمند گفت زباله
32:10تو آدمی هستی که قبل از همه در مورد این خوندی که دنیا به چه سمتی داره میره؟
32:15به پلتفورمی که دنیا دورش میچخره گفت زباله
32:18اگه اونور اینا را آورده با چی میگفت؟
32:21مورده با چی میگفت؟
32:27امروز سالگرد مادرت بود رفتی قبرستان؟
32:32نرفتم
32:34هر سال قرار رو بپرسی؟
32:37دیگه چه حد میخوای فرار کنی؟
32:42از قطر زنی زدن، حتما خبرداری تو ساختمون مشکل بش اومده
32:46صبح زود خبردار شده
32:49چرا دیشب تو به ام نگفتی؟
32:53نخواستیم که نراحت بشی
32:55نیازی هم نبود آدم ها شک کنن
32:58برای ایجاد اکشنم نتونستی تا صبح مونده زربه
33:00چیزی به روز تحویل نموده، به نظرم هر دقیقه مهمه
33:04اپتکار عملت خوبه
33:10این از ویژگی های لازم برای یه تاجر موفقه
33:14ولی دفعه بعد، قبل از تسلیم شدن یاد بگیر که بجنگی
33:21هنوز خامی، انقدر باید اشتباه کنی که پختشی، اما بعضی از اشتباهات برامون گرون تموم میشه
33:32چیزی هست که من مدونم؟
33:35الان هم آهم فروش مشکل درست میکنه، پول بیشتر میخواه، چرا؟
33:42چون تو نشون دادی توی اولین بحران پول بیشتری میدیم
33:47خانواده یکی از دوستایی دانشگاه هم توی انگلستان توی قطر این کار رو میکنن، با اونا صحبت میکنم، برای ما یه قیمت مناسب بدن شد، با اونا تونستیم ادامه بدیم، برای ما یه قیمت مناسب بدن شد، با اونا تونستیم ادامه بدیم
34:01اینا هم وقتی ببینن کس دیگه هم هست شاید قیمتو بیارن پایین
34:06میفهمن که خام نیستیم
34:10خوبه، ببین چی کار میتونی بکنی
34:16گاهی میتونی تصمیمات درستی بگیری
34:20البته وقتی که فکر میکنی، میدونی در اصل عجل بودن تو رو تو درد سر میندازه، عجل هستی
34:29اگه یه خانواده داشته باشی، قبل از این که کاری بکنی به اونا فکر میکنی
34:37اون موقع حتی میتونی یه مدیر خوب بشی، شاید
34:44تو بیارش من میرم توی فضای باز
35:09چیزی نیست دخترم
35:11حالا موگه، یه بلیت قطار برام بگیر بسیم شم
35:32برای مسابقه میخوام اینجا باشم، همه ای برنامه هم رو طبق اون تنظیم کنم
35:36رستی، یه خواهش کوچیک ازت دارم
35:42بعد یه سرپایز کوچیک آمده کنیم
35:44خب، برسیم به تاریخچه اشقی از اونور
35:48با هم دیگه سفری بریم به قبلیاش
35:50با هم دیگه سفری بریم به قبلیاش
35:53بایی از اسم اونور دیگه دارم با آلا میارم
35:56بابا باشه فهمیدیم دانشگاش مهمه، قضایی که میخوره مهمه
35:59اما اکساشو میخواییم چی کار آخه؟
36:02از اکساش درسه برد بگیریم تا نکسو بس بشیم عزیزم
36:05باید سعی کنیم بفهمیم این مرد از چه زنایی خوشش میاد
36:08ما نبایید وقتا از دست بدیم به مسابقه اسمبول چند روز دیگه مونده مگه؟
36:12خیلی خب باشه حق با توه شروع کن
36:14یس
36:16شروع میکنیم
36:22دجله
36:24شاقل ولی حسل سربر بود
36:26بلد نبود چطوری جلوی نور دوربین رفتار کن و از جزیره هست شد
36:30البته
36:31تو اگه بخوایم نمیتونه اینقدر حسل سربر باشیه
36:34اما باید یاد بگیری چطوری با توجه به بقیه ای زنا با اونور سر کنی
36:38نه بی بخار نه غیرتی
36:40کسی نمیتونه جلوی منو بگیره
36:44کسی نمیتونه جای منو بگیره
36:46باید چنین اعتماد به نفسی داشته باشی
36:50و
36:52اسم این عروسک باربی هم البته که
36:56آلین است
36:58مثلا این اونور رو برف را میره ولی ردی به جا نمیذاره
37:00حتی منم این دختره رو میشنستم
37:02اونور از اونایه که حتی تو دستشویی هم با دوربین میره
37:04به خاطر همینم باخت
37:06آخرین جست خدافزشو گرفت
37:08و اونور عذرشو خواست
37:10و اینم
37:12تنها دختری که اونور به فکر ازدباش باش بود
37:14بیگه
37:16کیه این بیگه؟
37:18اونور طولانی ترین رابطه شو با این داشت
37:20دو سال طول کشید
37:22فکر کنم اینا برگی تفاهم دارن
37:24یعنی چی؟
37:26خانواده بیگه هم سروتمنده
37:28سیلاتو عالی هم دارم به یه اندازم نچست من
37:30بیگه همه جا پوز میداد
37:32که به اونور نامزد کرده که یه های جدا شدن
37:34بیگه هم رفت میلام به بحانه اعدامه تحصیل فرار کرد
37:38که حرفی پشتش در نیارن
37:40ولی من نمیدونم شروع جدا شدم
37:42ما هم میتونیم از راه بیگه بریم
37:44ولی اشتباهاتی که اون کرده رو ما انجام نمیدیم
37:46فهمیدم
37:48ما از مسیر بیگه میریم
37:50اما میشه اول از مسیر سبونه بریم
37:52خواهش میکنم مغزم واش ساده
37:54بیا بریم کار بیافت
37:56خیلی خوب باشه باشه اگه خسته شدی برو حاضر شد با هم میریم
38:00سبونه میخوریم بعدش هم میریم خرید
38:02اونو من حلش کردم
38:04چطوره؟
38:06فکر کنم داره از چشمام خون میاد
38:12انگار قرنیش پارش شده
38:14همون اول که اومده بودیم فهم میدم
38:16ولی الان مطمئن شدم اینا همه شون آشقاله
38:19چر تو پرد نگو تو برنده اینا دیدی؟
38:22من پول کمی ازت خاشتم
38:24بله؟
38:25ببین اشتباه فکر میکنی
38:27من وقتی اینا با یک کفش خوشگل ست میکنم دیگه اصلا
38:31میفهمم عزیزم ولی اینا خیلی تابلوه
38:33تابلوه میخوای یک کاغذم بنویسیم بندازیم گردنت که من وقت ندارم و فوق راده سروتمندم
38:38نظرت چیه؟ چطور اینو بنویسیم بندازیم گردنت؟
38:41خوبه؟ اینجوری که نمیشه
38:47عزیزم ما قرار لیدی داینا بشیم نه لیدی گاگا
38:50باشه ولی تو هنوز اینا رو با اکسساری ندیدی؟
38:53وای میگه اکسساری به خدا میخوایم توف بندازم تو صورتش
39:00اصالت اینقدر تابلوه نمیشه
39:02سادگی، سادگی زیرپوسی رو نشون میده
39:06اما اینجا خبری ازش نیست
39:08مثل لایو میمونه
39:10میفهمی؟ بیبریم زود باش را بیاب مو، میکاب لباس، تیپ، زود باش
39:15تازه، باید یه حساب مجازی هم وسط بسازیم دختر اینجوری کسی نمیشناسته
39:20تو فضای مجازی اسمم رو عوض کنم نه؟
39:22خوب میشه ولی کارت شناسایی تو چی کار کنیم ببین ازیزم
39:25من تیپ جعلی میسازم ولی شناسایی جعلی نم
39:28نه من تو شناسنامم دوتا اسم دارم ولی از ملیس اصلا استفاده نکردم
39:31ملیس زینب، تو کسا کار نداری از زیروس پیش همین یه نفرم بهت زنگ نزده
39:36وقتی از فرق فرار میکردی نکنه از اونا هم فرار کردی
39:39حقیقتش من نمیدونم از اون روز سالا ندیدمش
39:43میخواین از بابا من بپرسین
39:45ولی خبری از اشتیس باشه اگه من خبری گرفتم بهتون زنگ میزنم
39:50باشه روزتون بخیر
39:54بابا
39:56با زینب عرف زدی این روزا؟
39:58از روز تولدش سرکار نرفته
40:00یعنیش این رفته
40:02مشترک مورد نظر در دست رست نمیباشد
40:04لطفا بعدا تموز بگیریم
40:05نمیدونم کجا رفته این دختر
40:07صبحم زنگ زدم پیدایش نکردم
40:09نکنه بلایی سرش اومده باشه به بیمارستان ای جای زنگ بزنیم
40:13اگه بیمارستان بود تو اران صد بار به امون زنگ زده بودن
40:17خدا میدونه اران تو کدوم جهنم در ریداره چی کار میکنه
40:21بیشرف
40:23خدا خدا
40:25آقا آلب این ها برگه ترخیصتونه
40:28بلا بدور
40:29ممنونم
40:30هر وقت آماده بودین میتونین برین
40:32داداشتون اومده دنبالتون
40:34داداشم؟
40:35داداشم؟
40:36من که داداشت ندارم
40:37آلفم
40:38چرا خبر نمیدی؟
40:40مردیم از نگرانی
40:42فکر لدادن نباشه چالت میکنم
40:48خدا رو شک خوبی
40:50بلا بدور باشه
40:53تو کیستی؟
40:56ببین اگه مثل آدم با من نیای
40:59عجالتم
41:00خیلی دنبالت گشتیم
41:16خدا رو شکتر رفت شده
41:18حالا بگو ببینم
41:21پولم کجاست؟
41:24پولی نیست داداشت
41:25ماشین کجاست؟
41:28ماشین؟
41:30تداشت خود میدونی که من تصادف کرده
41:33ببینم تو داری سر به سرم میذاری؟
41:36نه داداش این چه حرفیه من تو تصادف بیوش شدم
41:39چند روز بعدش تو بیمارستن به اوش اومدم
41:41نکنه پولتون رو تو تصادف برداشته باشن اصلا؟
41:45ببین شیر پسر کار من پیدا کردن توه
41:48کار تا هم پیدا کردن پول
41:51فهمیدی؟ این که نمیدونم و فلان ربطی به من نداره
41:56حالا هم تا دل و رودتو بیرون نریختم
42:00و ساخر این بار با زبون خوش میپرسم
42:03پولم کجاست؟
42:06داداش خدا پول دست من نیست باور کن
42:10دوست اخترم پیشم باشد
42:13اون دختره پول برداشته در رفته داداش
42:16پسر این داستانهای نسل جدید حوش از سر آدم میبره
42:21این اعتماد به نفس بی خدا همتون دارین
42:25با اون مغز اندازه گنجشت میخوای من رو گل بزنی آره؟
42:29نداداش این چه حرف
42:31نبار صدا تو
42:34ببین منو
42:35یه هفته وقت داری
42:38اگر پولمو آوردی گذاشتی رو میز که هیچی
42:41اگر نای آوردی با دوست دخترت میفرستم هتون مرد شرخونه
42:45فهمیدی؟
42:47فهمیدم داداش
42:48توبه
42:50حالا هم گام شا برا
42:56یور دا بیام
42:57تو واقعا از اینایی که خریدیم خوشت اومد؟
43:02یکم زیادی ساده بودن انگار
43:04معلومه که خوشم اومد
43:05اصلا خوشم نمیاد استعدادمو ببری زیر سوالا
43:08تازه کار تموم نشده باید بریم آره اشگاه
43:12بعدش خودت خودتو ببینی باور نمی کنیم
43:16درزم امتحانمون هنوز ادامه داره
43:18غضه مردلقه اون؟
43:19اول غضه های ایتالیایی بعدم غضه های شرقی
43:22بهتر هرچی زدتر این که که توتفرنگی رو که بمونه ماشین کردی عوضش کنیم
43:28که که توتفرنگی؟
43:30تو هم هیچی رو نمی پسندی یا؟
43:32منم نمی فهمم تو چجور اینا رو می پسندی؟
43:35دانشگاهی که رفته؟
43:36دانشگاه اقتصاد لندن
43:39بزرگتر این نشخش؟
43:41مامانش
43:43اما تو جوونی از دستش داده؟
43:45ساله گیش کننده بود ولی آفرین بهت
43:48خوب پارتاقه مردلقش
43:50توسکانا سانگینیانو
43:52سانجیمینیانو
43:54سانجیمیا
43:56من حتن ساعت دوازده سیزده سانجیمینیانو
44:00سانجیمینیانو
44:02سانجیمینیا
44:04نمی توانم بگم چیکار کنم
44:05یه کاری هم باید بسایین حرف زدنت بکنیم دختر
44:09می دونی دیگه اون دادش محمودی که یه ها ازت میاد بیرون رو باید یه جور بکرمه
44:13دادش محمود
44:14تا روز مسابقه استانبول حلوی اون داداش محمودو با هم دیگه میخوریم
Comments

Recommended