Zum Player springenZum Hauptinhalt springen
  • vor 4 Monaten

Kategorie

🎥
Kurzfilme
Transkript
00:00Ich habe meine Damen und Herren.
00:30Wir müssen wir uns ein paar Mal wiederholzieren und wir uns ein paar Mal wiederholzieren können.
00:34Oh, oh, oh
01:04Ja, ich bin der Jungsj 你 auch hier haben.
01:06Ich würde er飯 nicht einmal ein Mensch anabzeuge finden.
01:09Einer hat noch einen Schafen und ich verstehe.
01:11Jetzt habe ich einen Schafen können.
01:14Ich liebe dir, dass ich noch einen Verlangen habe.
01:22Wenn man eine solche Dinge im Hintergrund zu tun sollte,
01:25Ich habe einen Schiff mit einem Schiff zu verabschieden.
01:33Ich habe einen Schiff zu verabschieden.
01:35Ich habe einen Schiff zu verabschieden.
01:55Untertitelung des ZDF, 2020
02:25ZDF, 2020
02:55ZDF, 2020
03:25Aufzun
03:33Aufzun
03:35Aufzun
03:37Aufzun
03:39Aufzun, ein paar
03:41Das stimmt.
04:11Ein Wohlanzer, ein Wohlanzer, ein Wohlanzer
04:16N었습니다
04:16Sie können nicht betinflussen Ambulanz rimgen, ich habe ihn nicht
04:19Erka wird es, ich habe es
04:21Ich bin ein Wohlanzer, ich komme
04:22Ich bin ein Wohlanzer, ich bin ein Wohlanzer
04:24Ich bin ein Wohlanzer
04:25Schade, ich bin ein Wohlanzer
04:26Was ist denn?
04:28Ich bin ein Wohlanzer
04:28Ich bin ein Wohlanzer
04:30Er ist bei mir
04:32Musik
05:02Mحمد
05:22حال هفزون دوباره بد شده
05:25داریم میبریمش بیمارستان
05:28بیا بیمارستان
05:32حال هفزون
05:34چه شده با کن
05:36آتش نمیتونیم یه خورده سریع تر بریم
05:39دارم از رای میان بار میرم زود میرسیم نگران نداشم
05:42حال هفزون
05:44حال هفزون
06:02ماشین تو بردار مریض داریم
06:08یه لسه سب کن برش میدارم
06:10چی داری میگی ها؟
06:14چی داری میگی؟
06:16گفتم مریض داریم ماشین تو بردار
06:18زود برش میدارم چند تا گونی بیشتر نیست
06:20بیشتر نیست
06:22داداش نمیشنوی؟ داریم یه مریض داریم
06:24چند تا گونی بیشتر نیست
06:26بازش می کنم
06:28چه کیسی؟ مریض داریم گوش نمیدی؟
06:30دختره داره میبینه بزن کنار
06:32بزن کنار یلا
06:34بابا چند تا گونیه دیگه؟
06:36برو برو بزن کنار
06:38چه آدم بیعدبی؟
06:40وسط را وای سادی راه زنی یا چی؟
06:43عجب دیوونه یا؟
06:45داریم یکی مریض داریم بیشتر
06:47باشو باشو بزن بری بزن بری
06:50برو
06:54چه بیتربیته تو برو
06:56خوب میشی عزیزم
06:58داداشه لیاز چی شده؟
07:10حفظون به حشومته آره؟
07:12چی شده؟
07:13چی شده سلطان؟
07:14نمیدونم
07:15دکتر داره ما آیه نش میکنه
07:17چی شده عزیزم؟
07:19نمیدونیم فقط منتظم
07:21یا خدا، خودت را هم کنم
07:32محمد، چی میگم؟
07:34الان دکتر همه چیزه توضیح میده
07:36ما فکر میکردیم که دخترتون نارسایی مزمن کلیه داره
07:40بلی انتظار نداشتیم انقدر سریع پیشرفت کنه
07:43اینطور که مشخصه هر دو کلیه کمتر از بیس درصد کار میکنن
07:48آقای دکتر
07:49از توضیحاتتون هیچی نفهمیدیم ما
07:52میتونید به زبون ما بگید
07:55یعنی افسون خوب میشه یا نه؟
07:58به نظر نمیرسه بدون پیوند کلیه ممکن باشه
08:04میتونید کلیه من رو بگیدیم
08:06آقای دکتر کلیه من هم هست میتونید بگیرید
08:08میتونید بگیرید
08:09را تان بیایدارم و شخودمون رو افز کنیم
08:11حالا چی کار کنیم؟
08:12در حال حاضر این جراحی ضروریه
08:14برای بازیابی سلامتیش
08:16خیلی مهمه
08:17این کاری که باید انجام بدیم
08:20اگه اعضای خانواده مایل به احدا باشن
08:22باید هر یکی از شما آزمایش خون بدیم
08:25اما وضیعت افسون خانم کمی متفاوته
08:28باید علاوه بر سازگاری خون
08:30سازگاری بافت هم داشته باشین
08:32این فراینده خیلی سختی خواهد بود
08:34هر چه تعداد احتاکانندگان خون بیشتر باشه
08:36نتایج سریتر خواهد بود
08:38اگه هیچ کدوم سازگار نباشن
08:40اگه احتمال کمی برای ناسازگاری
08:42خون و بافت وجود داشته باشی چی میشه؟
08:44اون وقت باید منتظر احتاکاننده مناسب باشیم
08:45ما قبلن اسمیشون رو تو لیس گذاشتیم
08:48چقدر وقت داره؟
08:50اگه هر دو کلیش کار نکنه چی میشه؟
08:52دکتر ها؟
08:53وقت زیادی نداریم
08:55باید هرچی زودتر فرد مناسب برای پیوند پیداشه
08:57برای هرچیزی آماده باشیم
09:08همون آزمایش خون بدیم
09:09باید بهش کلیه بدیم
09:10این کار رو انجام بیدم
09:12لازم نیست نه گل سر توی پسر کوچیک داری
09:15ما همه این جاییم دیگه
09:17یکی از ما بافت مناسب داشته باشه
09:19اون میگه
09:19چیشون دادش الیاس؟
09:28دادش الیاس بلنشون
09:32بلنشون
09:33بلنشون دادش الیاس چیشون؟
09:38من چرا اینجا هم؟
09:56خانم پرستا
10:01چه اتفاقی برام افتده؟
10:05بله حفظین خانم
10:06چه اتفاقی افتده؟
10:09کجا هم؟
10:10چرا اینجا؟
10:11شما قش کرده بودین
10:12چه اتفاقی برام افتده؟
10:18مگه از بیمارستان مرخص نشده بوده؟
10:20خانم پرستا
10:23خانم پرستا؟
10:24خانم پرستا؟
10:25خانم پرستا؟
10:27خانم پرستا؟
10:28خانم پرستا؟
10:30و بقیه...
10:32کجا؟
10:34وقتی شما رو آورده بودن بیخوش بودین
10:37از کجا آوردن؟
10:39کی من رو آورده؟
10:41اونا کجا رفته؟
10:43اونا پشت در نفسون خانم
10:44های خدایا دارم خواب میبینم
10:49از بیمارستان مرخص شده بودم
10:53اگه مرخص نشده بودم
10:56دارم ازتون میپرسم یه چیزی بگید
10:58نکر ندارم خواب میبینم
11:02خوهر چنگیزم بود
11:04همه اون خواب بود
11:05خانم پرستا
11:07میشه اینو
11:09از تو دماغم برداری؟
11:11اینو میتونم برداری؟
11:12متاسف هم افزون خانم اما از دکتر باید بپرسم
11:15های عزیزم
11:17چهدم نازنینی هستی شما
11:20مثل منم قدد کچه
11:23های خدایا
11:25آتش
11:32حال پدرم چطوره؟
11:34الان خیلی بهتره
11:35دکتر بهش گفته که نباید خسته و حیاجان زده بشه
11:37آها محمد امیر
11:43محمد
11:44افزون نباید از این وضعیت با خبر بشه
11:51اخیران یه ضربه روی بزرگ دیده
11:55نمیتونه دوامی رو تعمل کنه
11:57باید خیلی مراقبش باشیم
12:00بلندی
12:10خانوم پرستا
12:15باید خوهر بلندم اینجا باشه
12:18و خالم با چشمای آبی و همچنین بابام
12:21میشه بگی اونا کجا؟
12:24الان میان افسون خانوم
12:25چرا الان نایمدن اینجای خدا؟
12:30یعنی وقتی بیدار میشم باید تو رو ببینم
12:33بلندی
12:35خاله
12:37بحار
12:38بیاین اینجا دیگه من بیدار شدم
12:41نه نه نه نه
12:42حالت خوب نیست نباید
12:44نباید اینطوری بریم تو
12:46دختر چرا صداشو نمیزن ایچقدر بیرحمی تو
12:51من نمیتونم داد بزنم که
12:53ببیندم مدر هستن یا نه
12:54افسون خانوم آروم باشین
12:56الان میان
12:56بلندی
12:58من میرم تو
13:00قول میدم هیچ حسی بهش نه
13:03بچه حسیزم
13:05افسون
13:07ها بلندی تویی
13:10افسون
13:12کجا بودی
13:13چی شد که من اومدم اینجا
13:15چند وقت اینجام
13:16امروز چه روزی اینجا
13:17بخش مراقبت های ویشه هست
13:19تو دوباره مریض شدی
13:21و ما آوردی مثل اینجا
13:22اما خیلی طول نکشید افسون
13:24آخه چرا دوباره مریض شدم
13:26این مریضی قرار عادت بشه برام
13:28ببینم چی شد
13:30ها بیهوش شدم
13:31آخرین بار داشتی میپریدی که
13:34بیهوش شدی افسون
13:36ببینم تو یادت نمیاد نه
13:38نه به هارجون من احمقم
13:40یادم میاد ولی میخوام با هات شوخی کنم
13:42خب معلومه که یادم نمیاده
13:44ای بابا
13:44یادمه داشتم میپریدم
13:46همون موقع بیهوش شدم
13:47میدونی چیه؟
13:49من فکر کنم مسموم شدم
13:51واسه همینه که این اتفاق برام افتاده
13:53خالص اکینه همون دلمه ها رو تو دهنم کرد
13:55مدم حساس شده دیگه
13:56و چون اونا رو تو دهنم کرد
13:58دوباره اینجوری شدم
13:59ببین دوباره
14:00دوباره مریض شدم
14:02نگاه کنین دست که داره دستم رو میسوزونه
14:04باید درش بیارم
14:05افزون چی کار میکنی؟
14:08افزون خانم خواهش میکنم آروم باشین
14:10آخه میسوزه داره حضیعتم میکنه
14:13انگار یه چیزی تو مهدم فرو کردن میشین و در بیاری؟
14:16افزون لطفاً به خاطر من
14:18چند ساعت دراز بکش
14:19منم اینجا کنارت میشینم
14:21باشه
14:22چیزی خواستی به خودم بگو
14:27خب؟
14:28خیلی درد میکنه؟
14:34خیلی درد میکنه
14:35برای فقط به خاطره تو
14:37یکم دیگه دراز میکشن
14:38بابجی مجلا
14:48الان چی میشه؟
14:49اگه کلیه مناسب پیدا نکنی
14:51مفصون میمیراره؟
14:52زکینه
14:53زبون تو مار بزنه
14:54خدا نکنه
14:56چرا باید افصون بمیره؟
14:57ببین چقدر آدم اینجاییم
14:59مطمئنه یکی اون کلیهاش بهش سازگار میشه
15:02بازرم چونم واسه دخترم به تم
15:05چی شده؟
15:21اینجا جمع شدید
15:25ازاداری میکنید؟
15:27میخواستیم چی کار کنیم
15:28سلطان خانم از خوشحالی برقسیم؟
15:30ای بابا
15:31مجلا
15:32باید قممونو قرط بدیم
15:35هر کاری میتونیم برای افصون باید انجام بدیم
15:37ولی اگه میخواید اینجوری گریه کنید
15:39پاشید برید خونهاتون
15:40داریم با حسرت میره این پایین خون بدیم
15:58دکتر گفت لازم ریستا فرد سب کنیم
16:01منم با اتون میام
16:03نه الیاس شان اچله نکن برادر
16:06ببین تازه بهتر شدی
16:08صبح میای خون میدی باشه؟
16:10مجلا چی داری میکی؟
16:12چه حجله ای؟
16:13نشدیدی دکتر چی گفت؟
16:15آقا الیاس شما خودتون مریضی این
16:17برحال یا بافت من
16:20یا حسرت سازگار میشی
16:22من میدوارم
16:24دکتر گفت نزدیک ترین بستگان بیان
16:27شاید نیازی به شما نباشی
16:29باشه
16:31شما حالتون خوبه؟
16:37خوبه خود روش
16:37آی بیه بریم دیگه بیه بریم
17:00چی؟
17:01چی چی بیا کجا بریم؟
17:03بریم دیگه گفتن دو ساعت دو ساعت گذشته بودو
17:05افسون جان
17:06تازه پنج دقیقه گذشته
17:09پنج دقیقه چیه؟
17:11ای بابا کیو داری گول میزنی؟
17:12با من مثل مریضا رفتار نکن
17:14پس دیگه بحار چی شده؟
17:17این چیه؟
17:17چرا داری اینجوری میکنی؟
17:18دوباره تو بخش مراقبت هایی بیشن
17:20با دستگاه های عجیب آقاریم
17:21چی شده؟
17:22همه دارین عجیب رفتار میکنی؟
17:24خب به من بگین چی شده دیگه؟
17:26یه کسی یه حرفی بزنه
17:27خب من خسته شدم اینجا رو تخت بیمارستان
17:29افسون اگه دوباره بگیم میمیرم
17:31به خدا از اینجا میرم بیرون
17:33خیلی خب باشه
17:38من دیگه هیچی نمیگم
17:41ببینم میخواد چی بشه
17:42خاله
17:46اگه شما اینجا میمونین
17:51من برم بیرون یه هوایی بخورم
17:53برگزم
17:53آره برو انگاری خیلی خسته شدی
17:55من میگردم افسون
17:57برو عزیزم من اینجا
17:59عجب زبونی داری تو دختر
18:02وای این کارا چی میکنی؟
18:13یه آب میبه و طعم توت فرنگی هم برام بگیر
18:17باشه
18:18میخواب یه چیزی بیرم
18:20عقلش رو از دست داده
18:22اینقدر تهمون لد داشته من خیلی قویم
18:25برام مهم نیست ولی اون زعیفه
18:27در عقلش رو از دست میده
18:28خیلی داره با هم عجیب رفتار میکنه
18:32میگم حالا که بیمارستانیم
18:33بهتره ببریمش بیشه دکتر مغز
18:35یه روان پیزشگی چیزی
18:37یه کاری براش بکنن
18:39برحال
18:39هگه دکترم پیدا بکنی مثل موش سکت میمونه و حرفی نمیزنه
18:43هیچی هم اینجوری ظلمیزنه به دکتر
18:45خودتو ازیاد نکن قرب نبیرم
18:48باید بابجه سکینه بگم براش تخمه مغ بشمونه
18:50فکر کنم چش خورده
18:52چی شده ها
19:09چی شده
19:10ای بابا
19:11به اون دستگاه ها برای چی نگاه میکنی
19:13خب چی شده
19:14خاله تو رو خدا بگو داری گریه میکنی
19:17چی تو سرت چه اتفاقی افتاده
19:19خب به منم بگو دیگه من مریضم
19:21نه عزیزم
19:22هیچید نیست
19:23هیچی
19:24ببین همه چی خوبه
19:27ولی تو من عذیت کردی
19:28یعنی هیمیای بیمارستان
19:30ولی نمیمونی قبل بهبودی میری
19:32اگه این کار رو ادامه بدی
19:33خوب نمیشی
19:35باید تعمل کنی دیگه
19:37همینه
19:38خیلی خوب
19:40فهمیدم که خوب نشدم
19:41این دفعه دیگه فرار نمی کنم
19:43ولی بهتر میشی
19:51اینجا رو لطفا فشار بده
19:53ممنونم
19:54ما هم اومدیم اینجا خون بدیم
20:08ممنونم
20:12امیدوارم نتیجه من یا محمد سازگار باشه
20:15ولی به هر حال خوبه
20:17نه اشکالی نداره
20:19ما هم خون میدیم
20:20بیا عزیزم
20:20بیدیم
20:21بایدیم
20:22بایدیم
20:50این کارو نکن دادایم
21:04نباسه حولیه رو جمع کنی
21:05داره از این خونه میره
21:07من از اینجا نمیرم
21:08آقا محمد امیر واقعا منظورشون این نبود
21:11یه تصادف بود
21:12تو از این خونه میری
21:13نمیرم
21:15تو کسی که من از اینجا بیرو میکنی
21:18این خونه با اندازه تو
21:20مال منم هست دادن شد
21:23اینجا خونه منه
21:25اینجا خونه مامنم
21:26اینجا خونه بابامه
21:27این خونه خاطرات
21:28من چکی آمه نمیرم
21:30من اینجای نمیرم
21:31یک سانی ایدگم تو این خونه نمیمونی
21:34کافیه
21:34بهت حشدار دادم
21:36دیگه هیچ وقت اینجا قدم نمیسی
21:40بارا بیرون
21:41از این خونه بارا بیرون
21:43آرداجون اون باشخواه برای توه
21:50خیلی ممنونم خالجم
21:52هولیا شام آمدست بیا
21:54باست دیگه
22:19مالا چکار بکنی
22:22میدونی دارم چی کار میکنم
22:27دارم این مالیه
22:29خوشبختین دروغی که همتون داری
22:31من رو بریزی میکنین
22:32رو خراب میکنم
22:33بست دیگه
22:34بیا بسرم
22:36تیکیه های شکسته
22:38زرفا رو به هم بچزمون
22:40ببینم مثل قبلیش عزیزم
22:41چه خوشبختی
22:43چی میگی چی کار میکنی
22:45فکر میکنی خوشحالیم
22:46فقط میخواستیم بشینیم و غذا بخوریم
22:48نخوری
22:50نخوری
22:52اینجوری غذا آمده نکنین
22:55بازی خوشبختی بازی نکنین
22:57ما خوشحالیستیم
22:58میفهمی یا نه
22:59ما خوشحالیستیم
23:01برادرم به خاطر اونایی که خدا میدونه
23:04کی هستن
23:04و از کجا اومدن
23:06بارا بیرون کرد
23:07بارا از زندگیمون
23:08انداخت بیرون
23:09خودتون رو با چی فریب میدین
23:11آخوی داره چی کار میکنین
23:12به دارو براتون نگاه کنین
23:15ما اینجا تو این کلوه گیر افتادیم
23:17خب تو چی کار کردی
23:19تو خودت چی کار کردی
23:21که از ما میخوایی کاری کنیم
23:22هولیا
23:22میدونی چی کار میتونی بکنی
23:26میتونی تلاش کنی
23:28چون من همیشه تلاش کردم
23:31همیشه جنگیدم
23:33هیچ وقت تسلیم نشدم
23:35میدونی
23:36افزونه و مادرش حضرت
23:38درخ خانواده رو نابود میکنن
23:40هنوز اون گردم بند
23:42و فراموش نکردم
23:43هولیا
23:44اون گردم بند
23:45و فراموش نکردم
23:47ولی تو اینکار فراموش کردی
23:49فراموش کردم
23:49فکر میکنی اونو فراموش کردم
23:52نمیدونی چقدر اون گردم
23:54من منو عذیت کرد
23:56نفهمیدی چقدر تحقیرم کرد
23:57باید داد بزنم
23:58فریاد بکشم
23:59اولیا
24:00تحقیرت کرد
24:05خدا رو شکر
24:07پس ایش وقت فراموشش نکن باشه
24:09آرده عزیزم
24:10تو چطور بزرم
24:12تو چی
24:13فکر میکنی دایی جونت
24:16هر سال ماشینو تو عوض میکنه
24:18فکر میکنی هنوز دو شرکت
24:20حرفی واسه گفتن داری
24:21ما دیگه زندگی نداریم
24:23عزیزم اینو بفهم
24:24ما خونه ای نداریم
24:27زندگی نداریم
24:28همه چی تموم شد
24:30خودتون رو جمعا جور کنید
24:31بس دیگه
24:32بله بیزا
24:45حولیا خانم
24:46شما گفته بودین
24:47از اتفاقاتی که اینجا میفته بهتون خبر بدم
24:50بگو
24:50دارم گوش میدم
24:52افزون خانمو دوباره بردن بیمارستان
24:55این بار حالش خیلی بد شده
24:58جدی تره
24:59یکی یکی توضیح بده بیزا
25:01یکی یکی برام توضیح بده
25:04حالا خیلی بهتر شدی نه عزیزم
25:09خوبم مامانچون
25:11خوبم
25:12خوبم خالجون
25:13خوبم بحار
25:14چی شده؟
25:16آخه چرا دارید اینجوری میکنین؟
25:18به خدا دارین یه چیزیو از من پنهون میکنین؟
25:20چی شده؟ بگن دیگه
25:21چرا باید چیزیو ازت پنهون کنیم؟
25:23بحار تو بهش بگو
25:25اگه چیزی بود از از پنهون میکردی؟
25:27مفزون
25:27مگه میشه چیزی از تو پنهون کرد؟
25:31شیطون کچیلو
25:32ای پس یعنی من انقدر خوبم که شیطون باشم
25:35و همه چیز رو بفهمم
25:36پس بکتر بلندشم بگیم
25:37کجا میری عزیزم؟
25:39دراز بکه شیبا
25:40آره دیگه
25:43باید استرعت کنی
25:45کجا میخوای بذاری بری؟
25:47دوباره مریض شدی؟
25:48چون زود بلند شدی
25:50خودت هم شنیدی؟
25:52دکتر اینو گفت
25:53گفت که زود از تخت بلند شدی
25:55اگه این کارو کنی
25:56این بهبودیت سخت میشه
25:57گفت که قبل از بهبودی بلندت کردیم
25:59همینو گفت دیگه حق داره
26:01اون روز به دجازه دادم بری پیکنیک
26:03بازی کردی
26:04دویدی
26:05این شد
26:05معلومه که مریض میشی
26:07همینه آخرش
26:09مراقب خودت نیستی؟
26:11باز برمیگردی بیمارستان
26:13باز باید به خوابی رو تخت
26:14همینه دیگه خوب نمیشی اینجوری
26:17آره تخصیر ما بود
26:19نباید اصرار میکردیم بیایی پیکنیک
26:21تو فضای باز مریض شدی
26:24فضای باز مریضت کرد
26:25در واقع چیز خاصی نبود
26:29ولی هوای تازه مریضم کرد
26:31عرق کردم
26:33بازی کردم
26:34و لیله و اینا
26:35ولی خب میدونی وقتی عرق میکنم
26:37و عرقم رو لباسم خوش میشه
26:39این اتفاق میافته
26:40عرقم خوش شد و سر مخوردم
26:43میدونی چیه دلمه یابجی سکینه هم
26:45اصلا خوب نبود
26:46آره
26:47میز تو هم دوست نداشتی
26:48یه صور غذا رو چپون تو دهنم
26:51بازار بیشنفه
26:53حق با توه
26:55شاید اصمون شکم پرا بود
26:57آره اصمون غذا بود
27:00اون مریضم کرد
27:02آره اونم ممکنه
27:04هر چیزی ممکنه
27:05منم موافقم آره
27:06خوب
27:07حالا چی کار کنیم
27:08دست به دست بدیم
27:09و چش تو چش یه فیلم ببینیم
27:11بلوندی به نظرم
27:12فیلم پیشنهاده خیلی خوبیه
27:14چرا که نه
27:15خوبه و عالیه
27:18پس بیاین یه فیلم ببینیم
27:20زکی علاسیا و
27:22متین اکپینا رو ببینیم
27:24عاشقشون هم بیچاره
27:26فوت کرد
27:28خدا بیا مرزدش
27:29خدا بیا مرزدش
27:31منم خیلی دوستش داشتم
27:33خدا بیا مرزدش
27:34یه چیزی بود
27:36اصلا یه نابقه بود
27:38برای خودش
27:38آی آره آره
27:39یادتونه
27:40وقتی زکی علاسیا
27:41همه یه اون نوشیدنی
27:42خورد و به متین اکپینار
27:44گفت
27:44چرا خونه یه استادو
27:45خراب کردی
27:46همش اینو میگفت
27:47یادتونه
27:48اون یکی هم میگفت
27:49ویوم ویوم ویوم ویوم
27:50یه چشمه بود
27:51یادتونه
27:52خیلی با حال بود
27:53خیلی دوستش داشتم
27:55حیف شد واقعا
27:56خدا بیا مرزدش
27:57آره منم دوستش داشتم
27:58روحش شاد
27:59روحش شاد
28:00پس برو یه فیلم بذار ببینیم
28:02آه
28:04پس تا هم میخوایی با ما فیلم ببینیم
28:07هیچ چیو از دست نمیدی
28:08آره خوبه
28:09بیاینو با هم دیگه فیلم ببینیم
28:11اما خب چرا این کارو نمی کنیم
28:13از صبح مثل برگ درخ
28:14این ور اون ور آواره بودیم
28:16به نظرم بهتره من با خوهرم
28:17تنها بمونم و فیلم ببینم
28:19اگه نراحت نمیشی
28:20نجازه بدین که ما دخترون فیلم رو ببینیم
28:22باشه
28:23شما با هم فیلم رو ببینید
28:25حسرت جان
28:26بلندش رو با هم برید تو باید
28:27نه خاله نمیخوام نراحتت کنم
28:29نمیخوام بهت بر بخور و به دل بگیری
28:31یا خاله
28:32میگم که بهتره که ما دخترون
28:34با هم دیگه یه صحبتی داشته باشیم
28:36باشه عزیزم شما دوتا خوهر با هم ببینید
28:39ما تو باقیم
28:40اگه چیزی خواستید صدامون کنید
28:42خوش بگذاره عزیزای من
28:44بیا حسرت
28:45این چه فضاشه
28:54موضوع چیه دخترهی بابا
28:56همش پشت سرهم دارن میان اینجا
28:59به خدا باور کن
29:01یه چیزیو دارن از من پنهون میکنن
29:03بغار ببین که ای بهت گفتم
29:04نه فکر نمی کنم
29:06تو فیلمو آماده کن
29:12منم میرم ببینم
29:13یه چیزی برای خوردم پیدا میشه یا نه
29:15آره دسته درد نکنه
29:17اگه ساندویش درست میکنی
29:19برای من گوش نذار
29:20خب ببینیم این آقای سروان
29:29چی کار میکنه
29:31پسر
29:34تو از اون خفنه نیستی
29:35برای من همه چیزو میفهمم
29:38اومدی بیمارستان گریه کردی گفتی
29:41افزون افزون
29:42چرا این اتفاق برای تو افتاد
29:44آی قربونت برم
29:45آی قربونت برم
29:56من میمیرم واسه اون قیافت
29:58خدای خدای از بلا نجاتش بده
30:00بلا رو ازش دور کن
30:01کسی چشش نزنه قربونت برم من با اون قیافت
30:04نگاه کنه ازاله هاشو
30:06پستش چقدر خوبه
30:10فکر کنم
30:12خیلی خوش عکس باشه
30:14من به اندازه اون خوش عکس نیستم
30:16ولی فکر کنم کنر همدیگه
30:22عکس امون خیلی قشنگ بشه
30:24آی خودو چقدر خوش گلی
30:26امیدوارم از دستش ندی
30:27اگه نشه چی محمد
30:31اگه یکی از ما دوتا
30:34کلی همون سازگار نباشه
30:36چی کار
30:36این اتفاق نمیافته
30:37یکی
30:38یکی از انا باید سازگار باشه
30:41ما پدر و مادرش چیم
30:43البته حضرت
30:47منم خون دادم
30:49آقای محمد امیر درست میگن
30:51یکی از کلیه هامون باید سازگار باشه
30:54امیدوارم
30:55کسه دیگه ای جز اون ندارم
31:00همش به خاطر قمع آب جیم و جلو
31:10دختر بیچاره نتونست برگ مادرش رو تعمل کنه
31:14عزیزم افسر
31:15پاشو برا تو ببر تختش
31:23بیا عزیزم بیا بزرم
31:29بیا بری
31:32شب بخیر قهرمانم
31:35الیاسم
31:43عزیزم
31:44میدونم تو هم خیلی خوب نیستی
31:47ولی ببین برادر
31:49ما داریم به درد سرای بزرگتره میفتیم
31:52مگه درد سرای بطریم هست
31:55اون چی خوهر بگو منم بدونم
31:57ببین الیاسم
32:01میدونی که چطور برای پیوند کلیه
32:06افسون خون گرفتن و آزمایش کردن
32:08از حسرت تا آقا محمد امیرم خون گرفتن
32:12خوب که چوی؟
32:13خوب که چی؟
32:15الیاسم انگار نمیدونی چه اتفاقی افتاده
32:18اگه بفهمن که بحار و افسون جاشون عوض شده
32:21کار هممون تمومه
32:23بس کن مجرا
32:24شما همه تون بس کنین
32:26اگه تموم شد چی خوهر؟
32:28دخترم داره اینجا میمیره
32:29ما هم داریم تموم میشیم
32:31ساکت باش داد نزن
32:32داد نزن از سبانینجون
32:33چیزی نگو تو داد نزنم
32:35بس کنید دیگه مجرا بسه
32:37آی خدا
32:41این چه کاریه دیگه
32:51این چه کاریه
33:21آتش
33:29عزیزم
33:33هنوز اینجایی؟ فکر کردم رفتی؟
33:36نه رفتم
33:37یعنی نتونستم برم
33:40حالت خوبه؟
33:42آتش خیلی سخته که وانمود کنم
33:48هیچ مشکلی نیست
33:49هر بار که به چشمای افزون نگاه میکنم
33:52سعی میکنم جلوی گریم و بگیرم
33:54اگه میدونستم
33:57که کلیم سازگاره
33:59و یه لحظم فکر نمیکردم
34:01میدونم
34:03باشه
34:09همه چیز نرست میشه
34:12این اسماییل نیست؟
34:17اسماییل؟
34:21افزون کچه هست؟ بهار توی خونه هست؟
34:30یه لحظ سب کن اسماییل
34:32چی شده؟ اینجا نیست؟ دو باره بیمارستان رفته؟
34:35نه اینجاست ولی
34:38اسماییل
34:39افزون از بیماریش خبر نداره
34:41خبر نداره؟ چرا؟
34:44آقا محمد امیر خواسته اینطور باشه
34:46فکر میکنه نمیتونه تحمل کنه
34:48حق داره دیگه پس
34:49فیلن پنهانش کردیم
34:51بهارشی شده میخوام برم افزون رو ببینم
34:53اسماییل اگه نصف شب بریتون
34:55خوب افزون میفهمه دیگه
34:57الانم شک کرده ما داریم مراقبت میکنیم نفهمه
35:01پس چی کار کنم؟ بمونم یا برم؟
35:03دیگه حالم خوب نیست اصلا
35:05اسماییل الان بارا
35:07فردا بیا یه وقته بهتر افزون رو ببین
35:09لطفا نادیدش نگیر
35:12افزون الان بیشتر از همیشه به توجهت نیاز داره
35:16لطفا کنارش باش
35:17ولی لطفا چیزی به افزون نگو
35:21باشه
35:33عزیزم
35:40بشیم ماما
35:41عزیزم
35:49داریم بر میگردیم امارت
35:53بر میگردیم؟
35:56لباسم رو جمع کردم
35:58مامان داری جدی میگی؟
36:01آره جدی میگم
36:02نمیتونم برادرم و وقتی
36:05انقدر تنها و
36:07ناراحت تنها بذارم
36:09چی میگی ماما؟
36:13من اصلا به بیماری افزون اهمیت نمیدم
36:15این که بعد از این همه اتفاق میخوایی
36:17برگردیم و با دایی زندگی کنیم
36:18واقعا مزخرفه
36:19اون برادرمه
36:23خانوادمه
36:26همه چیزمه
36:27فقط فکر کن
36:29خدایی نکرده اگه همچین چیزی برای تو
36:32یا بچت پیش بیاد
36:33و خوهرت کنارت نباشه
36:36چه حسی داری؟
36:38یکم بهش فکر کن
36:39آخه چه ربتی دارم آمان
36:41من هیچوقت با موگه
36:42مثل اونطور که دایی با تو رفتار کرد
36:44رفتار نمی کنم
36:45مطمئنی؟
36:49هم؟
36:51میخوای بهت یاد آوری کنم چطور؟
36:54به خاطر دلخورید از برگ با موگه رفتار کردی؟
36:58بسرم
37:01تصمیمم رو گرفتم
37:04ما داریم برمیگردیم
37:06نمیتونم باوار کنم
37:36آقا محمد امیر
37:37خبری شده؟
37:38نه منتظرم دکتر زنیم بزنه
37:40برای نطایش رو از مایش
37:41در زنیم بزنه
37:44آقای دکتر
37:46منتظر خبرتونم
37:47متاسفانه هیچ کدوم از کلیاتون سازگار نیست
37:50چطور ممکنه؟
37:52ما والده نشستیم
37:54چطور میتونن ناسازگار باشن؟
37:57کلیاتی والده لزومن سازگار نیستن
37:59ممکنه کسایی که انتظارشو نداریم
38:01بافتایی مناسبی داشته باشن
38:02یعنی هیچ کدوم اما؟
38:04متاسفانه نه
38:05ما اسم افسون خانمو تولیست پیوند گذاشتیم
38:09باشه
38:10چی شده؟
38:15هیچ کدوم از بافتایی ما سازگار نبودن
38:17باید برای نوبات پیوند کلیه منتظر باشیم
38:22چطور؟
38:26یعنی کلیه الیاس هم مناسب نبود؟
38:29مال من چی؟
38:30هیچ کدوم از ما
38:31ای خودم
38:50نخترم رو حیفظ کن
38:53ملابجی سلطان
38:59خبرها خوب نیست
39:02هیچ کدوم از بافتایی ما سازگار نیست
39:07مگه میشه خوهر؟
39:08یعنی بافتایی منم سازگار نبود؟
39:10نه
39:12ما نابود شده
39:16خوهر حتما اشتباه شده بیه بریم یه ازمایش دیگه بدیم
39:19التماس بکنم
39:21لطفاً
39:22مجلارم ببرم
39:24مجلارم ببرم
39:26بگو خون بده
39:28لطفاً هرکی اونجا هست بش بگو
39:31بگو به همه برن
39:33همه
39:35چی شده الیاز جان؟
39:42هیچ کد کلیه مراسب نداره
39:46خدایا چی کار کنیم؟
39:49هیچ کد کنیم
40:19بیا دیگه بلوندی جواب بده دیگه
40:27ای بابا کجا رفت؟
40:33افزار کجا ساخه؟
40:35چی شده؟
40:37بلوندی نیست
40:37زنگ میزنم ولی جواب نمیده
40:40نکنه دوباره با آتش فرار کرده باشه
40:42چی کار کنم؟
40:43نه نه عزیزم
40:44یه کاری داشت رفت بیرون
40:46گفت نگران نباشیم بر میگرده
40:48خیلی خوب باشه
40:50میدونی دیگه من نمیتونم تو فرودگاه دوباره دنبالش بدوهم
40:53خستم با این وضعیت نمیتونم که
40:55واسه همین نگران شدم
40:56چه اتفاقی برات افتاده؟
41:02کسی نراحتت کرده چیزی شده؟
41:05نه
41:05نه
41:06نه
41:07کجا میری؟
41:09میرم یه هوایی بخورم
41:11خیلی افسرده شدم اینجا
41:13حسلم سر رفته
41:14حالم اصلا خوب نیست
41:15میرم بیرون یه قدمی بزنم شاید حالا بهتر میشه
41:18باشه پس منم جاکت همونی کشم
41:20سب کن کجا میری؟
41:22هی بابا
41:22با هم بریم
41:24نه خاله جو
41:25ببین نراحت نشو
41:27بذار تنها باشم
41:28یکم حریم خصوصی داشته باشم
41:30البته تو هم زندگی خودتو داری دیگه
41:32میدونم اومدی اینجا جا بیفتی و یه زندگی بستازی
41:36اینجا مرگ و سگ و اینجور چیزها هست
41:37ما اونا وقت بگذرون
41:39منو فیل کن دیگه
41:40بذار یکم با خودم تنها باشم
41:41ها اینطوری بیتر نیست
41:42خیلی خوب هست
41:46بلوندیه
41:47آنه
41:49اگه امروز وقت داری میشه همدیگر رو ببینیم
41:57میگه میتونیم همدیگر رو ببینیم
41:59باشه که یا کجا
42:04معلومه که وقتی بخوای همدیگر رو ببینیم هم میگم آره
42:12کیه؟
42:15اسمایله میخواد منو ببینه
42:17آره خوبه یکم خوشی میگذره دیگه
42:21آره موافقم بهتره برم
42:23آی باید آماده بشم
42:26هیچی هم برای پوشیدن نتارم
42:28چی بپوشم حالا خاله
42:31ببینین چطوره
42:32آها این خوبه
42:35نگاه کن خوبه
42:37ببینم منو نگاه کن
42:42جاری گریه میکنی چی شده
42:43مال حساسیت چشممه بخاطر اونه
42:48اینم نپوش
42:50یه چیز دیگه بپوش
42:52اینجوری بهتره
42:54بجنک حیبیهی به من گیر بدی
42:57یکم به خودت فرسین چه وضیه
42:59این لباس زیادی شلوغه
43:03به بحار بیشتر میاد
43:05مال حساسیت چشممه بخاطر اونه
43:08مال حساسیت چشممه بخاطر اونه
43:11مال حساسیت چشممه بخاطر اونه
43:14Untertitelung des ZDF, 2020
Kommentare