Oynatıcıya atlaAna içeriğe atla
  • 3 ay önce

Kategori

🎈
Eğlence
Döküm
00:11موسیقی
00:57موسیقی
01:03موسیقی
01:07موسیقی
01:11موسیقی
01:19موسیقی
01:36موسیقی
01:39موسیقی
01:43موسیقی
01:45موسیقی
01:46موسیقی
01:48موسیقی
01:48موسیقی
01:52موسیقی
01:55موسیقی
01:57خیلی خواهدی ساکت باش
01:58روانی هم
02:00آروم باش
02:01شما روانی
02:02باشی باشی آروم باش
02:04شما رو باید ببندن
02:06شما رو باید ببندن
02:12چی گفتی؟
02:14برو بگه نمیدی خون ریزی داره
02:17برو
02:23برو
02:24فکر کن نکرسم خواهدی
02:39کجا داریم بیدی؟
02:42برو توانا
02:43کجا داریم بیدی؟
02:46بگم کجا میدی؟
02:48بکی چی از اینجا آمدی؟
02:51ماوی
02:53نمیشنوی چی میگم؟
02:55چرا از این بر اومدی میگم؟
02:57برایم بید نمیدی؟
03:10بگو
03:12بگو
03:12به درکش می خواهی درمارسه
03:14از من اینجا می دزمه تو
03:16یا این سقا چیکه بارت کنم
03:19چه گایی می خواهی
03:21ریدی تو زندگی اون بستم بود
03:23می خواهی قاتلم بشین
03:25این پاش برسه بیمارستان شکاعت میکنه
03:28از اما
03:29با اون داستانهی هم که تو داشتی
03:31اینباری که حتما اخراجت میکنه
03:33باید بکشیش
03:34نمیکنم
03:35شکایت نمیکنم مای
03:38تو نمیکنی
03:39تو اگه می توسی بخاطر اون
03:41مجموع جزیره آشقه دیدن
03:42روچه روزه منو به نام اولاد می شود
03:44بله شکایت نمیکنم
03:49به خدا شکایت نمیکنم
03:51تابلو بارو خود
03:52من دارم می بینم
03:54منو ببریم بیمارستان
03:55رو خدا
03:57صفا دارم بادت ما موچن
03:59می برمید بیمارستان
04:01اونجا میگه خودت نخواست این کاری کردی
04:03فهمیدی
04:05تابلو تم نگه میدارم حرف حضافه نزن
04:07ولی اگه بخوای از ما شکایت کنی
04:09زندگی ما رو به هم بزنی تابلو تا آتیش میزن
04:11به جان داره آتیش میزن
04:14باشه ما اینجا
04:15باشه
04:29نمیخواستم بزنم
04:30اتفاقی شد خودت هم میدونی
04:32ببخش من
04:34دهنتو به بندی تابلو رم بدونیدم
04:57یه لحظه با خود فکر نکری بمیره چه میشه؟
05:01روانی شدی؟
05:02به خاطر یه نقاشی داشتی دودمانمونو به باقی دادی
05:07من خربه بود
05:09هزانت این بچه بدبخت رو دادم به تو
05:12اصلا تعادل نداری؟
05:13یه زن رو به خواید مسلط نستی؟
05:16بعد به من میگی مریز
05:17چه ته تو؟
05:20با تو هم؟
05:29فردا تابلوی کفتیشو براشو بپرس
05:31درم با تو حرف میزنم جواب منو بده
05:33به خاطر یه نقاشی داشتی آدف بکشتی؟
05:37یه نقاشی؟
05:38پس به خاطر چی بود؟
05:41ماییتو رو به هرچی میپرسی
05:42یه بار با من توی سنگر باش
05:43به خاطر خونه به خاطر آینده
05:45اینا رو گفتم وحشی بازی درورده
05:46این رو میدونستم اینقدر رو تأثیر دارم
05:49نه تأثیر تو نیست
05:51خودم نمیتونم اجازه بدم
05:52یکی بیاد هم مالمونو ببره
05:53هم تحدید مون کنم تو سرمون بزنه
06:04درزم
06:04اتفاقی هم نبود مخصوصا زدمش
06:08انگار یکی و میخواستم
06:09هرچی هرس دارم سرش خالی کنم
06:46اتفاقی هم در تا Stras
06:51ساعت سه و نمی صبح.
06:53کجا بودی؟
06:55بیرون.
06:57بیرون؟
06:58چرا درست دقیقی؟
07:00ما بله چرا جواب ممیدی؟
07:03خونه دوستم جا بازاشتم.
07:05فکر بکنید تلاقا گرفتی دیگه آسین سر خود شدی؟
07:09یا اینجا طویله است؟
07:11هر وقت بخوای بیای، هر وقت بخوای بری؟
07:14بیش کدوم بابا؟
07:16بیو برو هر جا تلاقا بودی؟
07:20ببین، فقط از این شب به بعد، ساعت ده شبی که گذشت دیگه نمی آی خونه.
07:29چون ممکنه ازرایل در رودبا کنه.
07:32الانم دلم به خود بگیرم و خفت کنم.
07:36کشم.
07:38بفرما.
07:43کلید.
07:50سیگار کشیدی؟
07:51نه.
07:53گمشو اجز ششم.
07:56بابا دارا راحت خبید.
07:58به دارا کاری نداشو باش، به فکر خودت باش.
08:02بارو بیرون.
08:09چه خبتی کردم من تو سندگی.
08:12چه راه همه اشتباه رفتم.
08:15چی کار کردم که اسیر یه همجی بحث شد.
08:18بارو بیرون.
08:28موسیقی
08:46خیلی مامون سامت کشید.
08:48یه بخشید دیدونم کنم شد.
08:49نه بابا ایشگر نه دارید.
08:51بشکل دارید.
08:52خداحفظ.
08:53خداحفظ.
09:01موسیقی
09:09خداحفظ.
09:14خداحفظ.
09:17خداحفظ.
09:18خداحفظ.
09:23خداحفظ.
09:32خداحفظ.
09:43خداحفظ.
09:45خداحفظ.
09:58خداحفظ.
10:00خداحفظ.
10:19خداحفظ.
10:20خداحفظ.
10:22خداحفظ.
10:23خداحفظ.
10:27خداحفظ.
10:29خداحفظ.
10:37خداحفظ.
10:53خداحفظ.
10:54خداحفظ.
10:55خداحفظ.
10:56خداحفظ.
11:04بخداحفظ.
11:05این حال نربان زادر لطفه.
11:07جدی؟ آره آخری بار نماشکا من و چهر بود.
11:12ممنون وقتا تو بزوشتی. جدی فکر نمیدارم باشی بیام.
11:16با ما یه همون آن من مردم اینم. چرا مردم؟
11:18گفتم شرپای تلفون خوب نتونستم توضیح بدم.
11:21حالا که خودت داری میای اینا را هم ببینید.
11:26باش فقط اینه گیتم بردم.
11:35ببین رزا جان. ما مثل بخش خصوصی مخاطبهای خودمونو داریم که واسه به نوقیت و برنامه کم نیستن.
11:41خیلی از این نگارخونا توی این سری محله هایی که شاید مردم اونجا یه بار هم تو امرش رو نرفته
11:45باشن نماشکای هنر.
11:46هدف ما این ایک هنرهای تجسومی رو ببریم بینیم مردم. مردم واقعی.
11:50گلی ما مردم غیر واقعی هستیم؟
11:53هنوز این اخلاق تو داری که میبزنید تو صدوق طرف مقابل؟
11:55یارته.
11:56خودت میتونیش میگم دیگه مزده نیستن.
11:59معرفی هنر با گرهش شناخ برای آمه مردم.
12:02به نمسان مکانیک، سبسی فروش، نونوا، بقال،
12:05بچه مدرسه یا زن خوندار،
12:07همه محل یواشواشیات بگیدم برن ام عشق هنری.
12:09من خیلی وقت دارم روی این مسئله کار میکنم.
12:14خب چرا اومدی سراغ من؟
12:16یه بازنش هست یا یه خانوی خوندار بید آب سره ببینه که فوش کشت میکنم؟
12:21هر آلیستا کارو بگیری بتر نیست؟
12:24چرا اومدی سراغ من؟ یعنی من یه اسمی هستم قصد خودم؟
12:28او رو سراغ آموتورا که در به در دنبال گالریه نمنی کسا چگارمو خریدم.
12:32اینکار بی ظرفیات نشون میدن؟
12:34پس من از راالیستا کار بگیرم، باش داریم.
12:37به خاطر خورد میگم آرو.
12:39واقعا دوست دارم تو کارت پیشرفت کنی.
12:41ممون، من منظور کافی پیشرفت گردم.
12:44من منظورم این نیست.
12:46سر آمارکو.
12:48سلام.
12:49بسته نباشی.
12:50بله نه.
12:51چیزی گه میخوانی؟
12:53دست شما دارم.
13:07دست شما دارم.
13:23سمونه نخوردی نه؟
13:26استرسه جلسه همون داشتی؟
13:28نه.
13:29داشتم یکی میخوشتم وقت نشون.
13:32پس یکی هم به من بده.
13:34منم سمونه نخوردی.
13:36استرسه جلسه همونو داشتیم؟
13:41آره.
13:50زحمت کشتی خیلی ممنون.
14:06کارهایی نگاه نکنم.
14:09چرا حتما؟
14:10بفرمین.
14:16داشت پروژیت برزند میکردی؟
14:18یاد کنفرانس دو دانشگاه افتادم.
14:20تا کنم سوومه یا چارمی کنفرانس کلاس بود.
14:23یاد کدوم میگم؟
14:25نه.
14:26مونه.
14:29جوری با حیجان از مونه و طبیعت و درخشانی رنگ رو میگفتی،
14:34انگار داشتی نمایش وازو میکرد.
14:37همه کلاس پسران میخطو شده بودن.
14:42دست داد، را رفتند،
14:45حرف زدند،
14:46مکس داد،
14:47بلا پاین رفتن صداد.
14:49فکرم همونجه دوستت هست بسران رو به کرایش زدن.
14:53آده ما موقع نمیگفتیم کرایش.
14:55همه درجه عاشق میشدیم.
14:59رزا.
15:00چا؟
15:01تو که نمیخواستی کار بده واسه چومدی؟
15:06درم میخواست فیس تو فیس بید بگم.
15:08ببخشید مارخشان روزه بوده من به دلائل شخصی در این برهای حساس کنونی کارامو نده.
15:14منم میخواستم بعد چند سال از نزدیک ببینم.
15:17مخصم که شایدم جدا شدید، خیلی ناراحت شدم.
15:22بهنام نمیدونم چجور شعری بود، ولی بچه بلی نبود.
15:28مخصم دورهی که مولیر بود به رایزنی یک کارای واسه یکر نماشقای من که مشکل خورده بود کرد.
15:33دمش کرد، همیشه طرف اونرمنده بود.
15:38من باید به کسی که جدا شده بگی ناراحت شدم.
15:41جدا شدیم نموردیم که.
15:43چی؟
15:44بگم جدا شدیم نموردیم که.
15:48من از یاد نگرفتم اینجور وقت بودان چی بگیم؟
15:52چرا اصلا باید چیزی بگی؟
15:53رابطه زن و شوی، آتفی، دوستی، یکی با یکی دیگه چرا قبط بازه بقیه مهم باشه؟
15:59انگار آدمه یه و بعد از جدایی تبدیل میشه به یه آدمی دیگه.
16:02در ساعتی که نه همون آدم هم، فقط جای خوابش عوض شد.
16:06در جای خواب؟
16:07بله.
16:13راستش من برای اون نسلی هم که اسم تلاغ میاد یاد و فیلموه ده شست میفتم که تو بچه گی
16:17میدیدیم.
16:19هامون، پایزان، بیپناه، بیپناه ها دیدی برای داود نجا؟
16:23نه.
16:24فریمو فرجامی به اون چشمای وحشی خشنگش زنه یکی میشه.
16:28مردم خیلی آقا و جنتلمنه ولی فرجامی سرده و پا نمیده بهش به اسطلاح.
16:33مردم دست نمیزن به زنه چون ممکنه این زنه یه چیزیش هست که به این نمیگه.
16:38تا یه روز شوهر اول زنه که بدجوه موتاده با پسر کوچکه سرکندهشون پیدا بشه.
16:43ندیدم.
16:44یه دیالوگش هست خیلی خوبه.
16:46میگه من هرچی داشتم دادم به تو.
16:48تو هم هرچی نداشتی دادی به من.
17:04دیگه برم من.
17:05خیلی لطف کردی.
17:06نه با کوئی نکرد.
17:07ممنونم ازم.
17:18آخرین پنج شنبه ما یه سری از بچه ها میام.
17:21کارگاه من دور همجم بشیم.
17:23اگه تو هم بیایی که من خیلی خوشحال میشه.
17:26یکم معاشرت کنیم.
17:28به حساب تمامین ساله که رفتو نشد.
17:32چون به تنیزت هم یاده دفتاد محرخ زرباف زنده است.
17:35تازه جدو شده کیسی خوبیه از معاشرت.
17:37بله.
17:39بای بزرگمه سلام.
17:40سلام.
17:41خالتا خوبه.
17:42من قذره رشدی هستم.
17:43نا کارای منه.
17:45از پایین دیدم بشه.
17:46نگاه میکردیم کارامو.
17:47کفتم بیا میکرم.
17:48بیا میکرم.
17:49بام صحبت کنیم.
17:49نظرتون هاشو کارای من بگیم.
17:50اگه اشکان نداره.
17:51خواهش میکنم.
17:52ده دقیقه بیشن.
17:53وقتی ها نمیگم.
17:54این ممانه یه دوره ای که من بهش میگم.
17:56مورای سنامی.
17:56و اصلا بهش ها یک مالی خودهای عجیب ذهنی شده بودن.
18:07تمام؟
18:09خواهنی سپه خوب شده.
18:10آقا مردم.
18:11با مغازهای این بر صحبت.
18:12این ها همه صحبت کردم و ردیف شده.
18:13این بلوگ دار ازیاد کرد وقت دیگه.
18:26خواهنیس تو رایی میومد.
18:30بچه یه بری خاموشش کنیم.
18:31خاموش کنیم.
18:32تو هم بیپاییم.
18:33بیپایم.
18:42سلام.
18:43سلام.
18:44های شما.
18:45خواهر شما.
18:46پسته نبشین.
18:47خوبین انشالله همیشه خوبه؟
18:48پسته نبشین.
18:49پسته نبشین.
18:50پسته نبشین.
18:50به فقی فوقر را سرزادید.
18:52فوقرستان بودم گفتم میگه میگه.
18:54بازدیدی از پاروجه بکنم.
18:56من بازدید سرزاده ی مدیران هم نگه مد شده آقای.
18:59از شما یاد میگیریم استاد.
19:01اختیار بودید.
19:01پش کسیت مانستیم.
19:08جدا شدیم هم به خودم ویزه دادم
19:09بپرم جلو پیشناده بیشهرمانه بدن
19:12با اون من هنوست مثل موقعی که
19:14بیس سالم بود به علاقه دارم
19:15اصلا یکی حسرت های بزرگ زندگی مینه
19:18چرا همون موقع بیشتر اصرار نکردم
19:21شاید میتونستم نظرم زن بهنامشی
19:24من زورش هم میدونستم
19:25ازدواج تو بهنام آخرش خوب نیست
19:27توی دختر پرشور احساسی
19:30اونم یه خودرازی گنده دماغ
19:31که اگون شیله رو کوپی میکرم
19:33کوپی نمیکرد
19:36باش
19:37به ماروخ
19:38اگه زنگ نمیزدی شاید هیچوقت جورایت نمیکردم
19:42بیام طرفت به خاطر همیست رو تفاهم ها
19:44بلیچون خود زنگ زدی گفتم بیام رو کراس احساس همون بد بگم
19:49ماروخ من
19:50میخوام یه چیزی بد بگم که تا الان به اشکه نگفتم
19:54بگو
19:57باورد میشه من ایش دخت نقوشی دوست نداشتم
20:00آرزون بود بازیگردی بخونم
20:01ولی با ما مخالف نمیکردی
20:02به اجبار نقوشی انتخاب کردم
20:06چه بازیگری ها از دست بدیم پس؟
20:09نه از دست نبدیم
20:10چهارده ساله دارم بازی میکنم
20:12چهارده ساله دارم تظاهر میکنم
20:14عاشق چیزی هم که نبودم
20:15همم بابرشون شد خودم هم بابرم شد
20:20بازی میکردم چون میخواستم اون نقوشی که
20:22تو همه دانشگاه حرفش بود
20:24و تازه استادمون شده بود از مفوشش بید
20:28شب تا صبح توت میزردم
20:29کنفرانس هم از همه بهتر میدادم
20:31نواسه اینکه بیشتر از همه عاشق مونر نقوشی بودم
20:35چون میخواستم بهنام و هفشور اونجوری که
20:37با قرور پشت میمیزش نشسته بود
20:38و داشت فکر میکرد بازی کنفرانس هم و زخرفه دیگه
20:41یه لحظه با خودش فکر کنه این دختر ایچیز آنیشه
20:45میخواستم دفتر حضور قیابو برداری
20:47یه بار دیگه است و منیچه کنم
20:49میخواستم با همه دانشجور واسه فرق داشته باشم
20:52میخواستم وقتی تو دامون ببینه خیال کنم از اون استعدادایی هم
20:55که یکی باید کشفشو کنه
20:57چقدرم که کشفت کرده
20:59یادتیم تا آن آخره ترمین؟
21:01آره یادم
21:02شادم حق به اون بوده
21:05من که خودم میدونم استعداده نرقاشی نداشتم
21:11من حسن از پنشت سپای بایستادم بیزار بدم
21:15ولی به خاطر بهنامی اون سر جا باشددن
21:18نه اینکه فکر کنی جدا شدیم فقط مقصرون بوده نه
21:22منم مقصرودم
21:24زیادی زندگی رو جدی گرفتم فکرم مسابق است
21:35هناس دوستش داری؟
21:39هیچیزی بین دوست داشتن و بیزاری
21:41چهارده سال خاطره داشتم با یکی کم نیست
21:44من تقریبا همه اولین تجربه های زندگی ما امودم
21:48هر جای این شهر میرم شبنش هستم
21:51جلو دانشگاه
21:53چارو ولی هست
21:54تادر شهر
21:56گلری سیحون، گلستان، کاف فرانسه، جولفا
22:00همه اینو بوی جوان من بهنام بوده
22:03بیشتر از همه اینو دارا
22:05چشاش، حالتاش، عادتاش، پلزدناش، اونقبازیاش، حتی بوی تنشم این بهنام
22:12هر چیخصه سنگ کنم ازش ببرم خود دارای مانع بزرگه
22:16انگار مثل این زنجی ما رو به هم وز کرده
22:21بهنام هست، ولی نیست، نیست، ولی هست
22:34دیگه دیر واسه خاطر ساختن رضا
22:36از این اومد فقط به خاطر بازی کرد
22:40آدم هر چقدر از آب بکشه بهتر از این که به خودش دروغ بگه
22:44کاشونم هم این هست رو داشته بشه
22:47انقدر به خاطراتش وفادار بشه
22:49برای مهم نیست اون چه هستی داره یا چی کار میکنه
22:51من این طوری هم، اون میتونه نباشه
22:54میتونه با زن همسایی که خوب بلد درم نش درست کنه
22:57و انرژی مصبت بده، حالش خوب بشه
22:58خب خوش به حالش
23:00نمیخوام باقی یه زندگی مو بشینم، ببینم اون چی کار میکنه
23:04خوشحال شدم بیدم اتو
23:07من مهم اتو
23:08خدافز
23:09به اون دید دارم
23:28چیشو، مرخزی میخوام؟
23:31منم میخوام، بزرگ نشی گفت
23:33جدی میگم، حکم دارم میمیرم
23:37نمیر فعلا، برو به نویز چند صدمه ممزا میکنم
23:40یه ماه بدون حقوق
23:41ای بمیری، باز چه کندی زدی تو
23:44فعلا ایچه
23:45پروندی بزرگ میار
23:46بابا، بوره پدرمون میگم، حال روی خوب نیست چرا نمیفهمیم
23:49دکتر نخیی ها گفت، هم رفتی، وقت گرفتی اصلا؟
23:52بهت میگم روی کیسای دیپریشنه هاد موجزه میکنه
23:55ها چیه، دیوانه من دارم تو این دخمه میپوزم، باید برم
23:57چیه؟
23:58سلام خونم
23:59داستان مهاجرتی؟
24:01آره، تو هم رفتنی شدی؟
24:03اصلا بینام میذاری این پچه رو برداری بری؟
24:05چرا مزخرف میگه حکیمه؟
24:06من ده ساله دارم کاری میکنم که دوستش ندارم
24:08دیگه نمیتونم، عمرم داره تموم میشه
24:11چقدر گفتم از اون مردی که نفقه چیزی بگی یه روز به دردت بخوره؟
24:15یه ما
24:17میدونم با هم اختلاف نظر داشتیم
24:20ولی من برای تجربه و سابقه شما بینی و بین الله خیلی عرضش خواهلم
24:25دوست دارم کاری رو انجام بدین که بیشتر توش مفیده
24:27لطف دارین
24:28البته که خدمت خدمت یه چه پشت میز باشته تو خیابون
24:31درست توجه میکنین؟
24:34من بردر کچکتر شما
24:35اگه مشکلی چیزی هست بگید با هم حلش کنیم
24:39مشکلی نیست؟
24:40چرا دیگه یه مواردی هست؟
24:42چیا؟
24:43ماجره اوتوبوس گذارشش به ما رسیده
24:46هفتی ندگی جه هایی سر دارا بردیم
24:48البته ما نقطه نظر مصبت من رو نسبت به شما اعلام کردیم
24:51موضوع حل شد
24:52صدفاً میدونیم که اشتباهی سوار شده
24:54خانومو طلاق دادیم
24:56توافقی جدا شده
24:57چه فرق میکنه طلاق طلاق دیگه
24:59تو سطح شما و تو مجموع کسی هست چون این مشکلی داشته باشه؟
25:04نمیدونم من خیلی به زندگی همکارام
25:06اقتی میکنم
25:07به محل کار درگیر شدیم
25:20من تو جلسه مدیران شما رو پیشنهاد کردم برای مدیریت مطالعات و ترویج
25:26ولی این ماجره اوتوبوس و طلاق و هواشی یکم کار رو پیچیده کرد
25:30نمیدونم هر طور صلاحه
25:32مخصوصا اینکه داشتن خانواده خودتون بهتر میدونیم
25:35برای یک مدیر تراز یکی از شرایطه
25:38با من خانواده دارم بچه دارم
25:40خانواده که فقط زندگی کردن با یک خانوم زیر یه سخت نیست
25:44و هر حال خوبه به زندگیتون یه سر و سامونی بدین جان و افشار
25:48با یه خانوم موجه برید زیر یه سخت زندگی کنید
25:52دوستان ما در بالا معاونین و مدیران حساس هم
25:56یعنی میفرمایید من دوباره اززواج کنم آقای دکتر
25:59والا من اززواج و دوم هم به بار نشستم
26:01از شما چه پهنون بچه ثوام همان تو راه
26:03شما ما شاده در پونزه سال از من جوام ترین انرژیشو دارین
26:07من هم یه دونه بچه هم و از سر هم زیاده
26:09بعید میدونم دیگه بهتونم مدیری تراز بشم
26:12شما زیر سخت ها درست کنین؟ بچه هم خودش میان
26:17جایگاه و تأثیر شما تو حوضه مدیریتی خیلی بیشتر برادر هنرمند من
26:23حیفین شما
26:25کاری چیزی داشتی به مومبایل هم زنگ بزنید تا عروف نکن
26:29خسته هم نواشده خدا بازم
26:43اه مهندس هیچ کس تر جایی خودش نیست
26:47بچه هم بخاطر مردم ملا اومده تو خیبان خود تو هلا فیادی
26:50فیلم کنونو قدرتو میدونن؟
26:52اه کاش استفاده نمیدهد مهندس
26:55بقا مردم من استفاده ندادم پرتم کردن بیرون ده بار
26:58یه نگو استفاده دی
27:00چقدر مردی تو، چقدر متوازه، چقدر آدم حسابی
27:05آقا، همه میدونن خود رو لفت دادی به خدا
27:08سپرو به کارت درس
27:11اسخر، بیا
27:12بوش من هی سود نزن، چنده مهندس
27:15اسخر یک پرایت داره مدل نوود دو، این درش کم فقط رنگ ستونه سالمه
27:21آره چکمکی میدیم برای مهندس بگیریم؟
27:23قابل مهندسه نداره
27:24فقط این سپرشن تحویزه ولی سالمه دیگه
27:27مهندسه هم دیروز گرفتم
27:29به موتورشن اصلا آچار نخوردم
27:31تمام
27:34بریم سر کارتو
27:35بریم دیر شده قابل
27:37چشم
27:37به گل نشستیم آن
27:39میکنسه
27:41میکنسه
27:48موسیقی
27:49درس
27:51صلیم
27:52زلوم
27:57بازم رنگ موتو عوض کردی
27:59بازم کلا گذاشتی
28:02گاشتم اه
28:03آقا جون عدس پولو درست کرد
28:05ساشمه پولو نمیخوام
28:07خب از نار میریم بیرون
28:09بازم فلافل
28:10بسرم اونجوری نگو فلافل
28:12الان فلافل اندازه چلو که آقا به پار سال قیمتشه
28:16خب
28:16چگاه کنیم؟ فلافل یا ساشمه پولو
28:19فلافل به شرد که سیبزمینی هم بخوره
28:27باشه
28:27بابا چطوره؟
28:28بازم رد شد
28:31از بابایی تو راننده در نمیه
28:33اصلا بهتر که رد شد
28:35بخواب داری پیاری درست دوون بخره
28:37خوشم نمید مثل بچه های شکم سیر حرف میزنی که شرایط پدر مادرشونو درک نمی کنن
28:44بچه باید شرایطو بفهمه
28:45باشه؟
28:46نه من و تو خودم میخوام
28:48میخوام پیس فور بازی کنم
28:49از توالت خونه ها جورم بدم میاد
28:51گوش سوسک میده
28:52داد نزن مادر گوشم کر شد
28:54هی یه هفته اینجا یه هفته اونجا
28:56خستی شدم نگه
29:00پسرم میخوای همیشه بیشه بابایت بمونی من آخر هفته و دو ساعت بیان ببینم ات
29:04اگه بخوای نخوای اونم نمیام
29:08پرسات خوردی؟
29:38داره؟
29:51در ایران مردم وقتی به هم میرسن به رسم عدب چه میگویم؟
29:54گوش نمه
29:55نه غلطه
29:56باشه سلام
29:58سلام
30:00چطوری؟
30:00که درجون خدا خوب بوده ها؟
30:05مامان چطوره؟
30:07باید خواستی گرفتا در امال کار بگیرم
30:09یعنی چی؟
30:11ای کار نداره؟
30:14با تو دیگه مامان دوست نداری؟
30:16به تو چه مربوطه؟
30:17به تو چه مربوطه؟
30:19بعدم میادر خونم این
30:21تو که پای تلفون گفتی دادم واسه اتاقام تنگ شده
30:25باید کیف نشه باشه مامان میخواه
30:27بچه ننه این مگه؟
30:29من این نداره مرد بگونده پیش مامانش بخواه
30:31زن سالتی تو؟
30:33دو سالتی
30:34بس برای قسطونش بخاریم سرورا
30:36آره بخاریم
30:41موسیقی
30:52موسیقی
31:13بیست ثانیه دمایان
31:16سود باش
31:17بودو الان مردم میشه
31:20دون
31:22دون
31:24دون
31:25هشت
31:27هفت
31:27شش
31:30نک
31:31چهار
31:32سه
31:41موسیقی
31:58تا را افتادم
31:59افسره گفت دور دو فرمون بزن
32:01گفتم چشم
32:02را نما زدم تا آمدم به بیچم یه ها زارت
32:05درست چلو ما یه ماشینی زد به موتوری پرتشگر رو زمین
32:08از این پیکا بود بیچاره
32:11ای با
32:11دیگه نفهمدم چی شد
32:13بزدم رو ترموز پریدم بیرون
32:14گفتم به سرش ضربه نخورده باشم
32:17ولی چیزیش نشده بود
32:19ترسیده بود کم فشار روش افتاده
32:21خب؟
32:22برگشتم سوارشم
32:24بیدم اصلا ماشینی نیست
32:26به این بر رو ببین اون بر رو ببین
32:28بیدم بعد اون بر خیابون جماعت انوز دارن امتحان میدن
32:32دو بیدم رفتم سمتشون
32:33گفتم سر رو ببخشید
32:34من اصلا موتور گرد دیدم نفهمیدم چی شد
32:37ببخشید بی ایجازه پیاده شدم
32:39گفتم شما ردی
32:41گفتم چرا؟
32:42وزیفه انسانی مهمتر یا قانون؟
32:44گفت ترموز دستی
32:46گفت ترموز دستی نکشیده پیاده شدی عزیز من
32:49داشتی میرفتیم تو شیطای ماشین جلوی
32:51کم اونه بود همه اونه بکشدن بدیم
32:53وزیفه انسانی حکر میکنه اول
32:55ترموز دستی رو بکشید
32:57و به این ترتیب به انام افشار
32:59در دراهی انجام وزیفه یا عمل به قانون
33:01برای پنجام این بار رد شد
33:06خدا سر به تو
33:08خدا سر به تو
33:10خدا سر به همینجاست نکرده
33:12همینجاست
33:16خیلی ممنون راه نموزدی
33:18که به شما گواه نامه میده
33:20تقصیر دارا بود سرکا
33:22ماما منم برم
33:23آره ماما برو من نمیخورم آ
33:26منم نمیخورم
33:29دارا کارت
33:30دارا تازه پول تو جیبشو درفت
33:32تا بعد اینجوری بازیرم شما حساب کردینا
33:36دارا بگیر دست آوینا رو
33:44چیه تو فکری؟
33:46نه خوب هم
33:47بگیرم
33:50آف اینا فکر کنم
33:51زیادی داره به شما بابسته میشه
33:57رابطهش با پدرش چطوره؟
33:59خوبه
34:04راستی میدونین من همون اولین دفعه که رفتم
34:07واسه امتحان را نه هم دیگه قبول شدم؟
34:09جدی؟
34:10بله تازه نصفه هم از هم امتحان گرفت
34:13بگیر داری منو تحقیر میکنی یا؟
34:15نه به خدا ای وای
34:17چطور نصفه؟
34:19من آخه بابام دست بروش بود
34:21دست بروش نه
34:23مغازه داشتیم تو شهریان
34:25اون تا فقط جمعه ها با ماشین بابام
34:28اون موقع پیکان داشت
34:29جنس های مغازه را بر میداشتیم
34:31میبردیم سمت احسارای بساط میکردیم
34:34اگه دشتمون خوب بود
34:35بابام خوشحال بود
34:37خستش نبود میگفتم بابایی بزامن
34:39یکم رانندگی کنم
34:41اون هم میگفت باشت
34:42شبایی که با اون پیکان
34:45تو اون زمین خاکی
34:47بابام میشست کناره من رانندگی میکردم
34:51بهترین روزای زندگیم
34:53هیچ دست هلم که شد
34:55بودو بودو رفتم برای گرفتنی گوایی نامه
34:58آخه اون زمان آرزون بود
34:59برم تو آجانس بانوان کار کنم
35:02وای قبل از من
35:03هرکی رفته بود رد شد
35:04من خیلی ترسیده بودم راستش
35:07دیگه ترسون لرزون رفتم نشستم تو ماشین
35:10همین که حرکت کردم
35:11یکم رفتم جلو
35:13افسره گو بزن بقل وایست تو قبولی
35:15وای زغمک شده بودم از خوشحالی
35:18ولی گفتم آقای افسر بزنی من یکم دیگه برونم
35:21گفت آخه چرا تو قبول شدی
35:23گفتم نه
35:24من آخه ایچ وقت پشت پرایت ننشستم
35:27همیشه پشت پیکام بودم
35:29بعدم لطفا کامل از من امتحام بگیری
35:33افسره آدم خوبی بود
35:35قبول کرد
35:36بعد
35:37از ماشین که پیاده شدم
35:40پیش خودم گفتم
35:41یعنی میشه منم یه روزی پرایت بخرم
35:49رخش منه
35:53آدم ها وقتی در آرزشون میرسن
35:55انگار دلشون یه چیز دیگه میخواد
35:59انگار هیچ وقت راضی نیستن
36:03مثلا من الان میگم کاشی یه الناوت داشتم
36:05هم قشنگتره محکمتره
36:09به خاطر آوینا دیگه
36:12تو تصادف فرایت خوب نیست
36:14الناوت بهتره
36:17شونزه سپابه
36:18شتا بشم که
36:23شتا بشم که بیشتره
36:25چه اینطوری نگاه میکنین
36:28یعنی تابعه
36:32یعنی تابعه
36:33نگه چیزی نشه
36:48یعنی تابعه
36:56شعریم
36:58ماما آوینو
36:59آوینو
37:01بچو
37:02یه
37:06دستتون دارد من کنه زحمت کشی
37:07خیلی خوش گذاشت خیلی من بود
37:10خداحافظ
37:11بابا توست
37:12ببین
37:13بابا خدا بودی باش
37:17آوینو ماما
37:18برودو بیان
37:20با کفش با کفش
37:24بیا
37:25اول ببین خاله سوریا اجازه میده آوینو بیا
37:28اجازه میده
37:29با آوینو رو ببینه دیگه نمیشه کنترالشگه
37:32اشکال نداره
37:34یه ساعت دیگه میام دنبالش
37:35باش
37:38آقای ابشاه
37:40شام داری؟
37:41نه یه شیزی سرهم میکنم
37:43مذار یکم لوگیا پولو دارم میارم بر بچه ها
37:46فقط واسه بچه ها؟
37:49نه باسه خودمون هست
37:51چه خوب
37:52پس منتظرم
37:54موظایم نقاشم
37:56مراهیم
38:01مراهیم
38:02مراهیم
38:06مراهیم
38:07مراهیم
38:09مراهیم
38:09هیچی دیگه اینا دست به یقه شده بودن
38:12یه شعور رو خفه میکرد
38:14ما رسیدیم
38:15کی به نام؟
38:16آره محصر دارم که چت کرده بود کلن
38:19آخرا به من گیرداداد میگفت
38:21امزاد چرا این شکلیه؟
38:22بختم آقا صفای ما یک از تابترین هنرمنده این مملکته
38:27امزایمی که پای کارش میکنه
38:29یه خط صاف بیشتر نیست
38:30حالا ببینی فهم کنی اسکویلی چیزی ها
38:33آخرا
38:33شوخی داره با شما را؟
38:35بیتر بیت خون و باده نشسته اینجا فتی کلاب نشته
38:40حالا استاد جدیدن روی بردنش هم خط میدازه
38:43صفک جدیده
38:45هلکی میگه بگوش
38:46تاریکه انر نخوندین شما
38:48جدیه قضیه؟
38:51بای چیه ایشون بدهده
38:53صفا بگون چی کنه
38:54صفا جایی
38:56عذابتر میشه صفا جا
39:01با ببینید زخمشو
39:02خوش آدم بشید
39:06چند تو با خیلی کرده
39:08اصلا نفهمیدم اینقدر
39:10حالم یه جوری بود که نفهمیدم چطوری بریدم
39:12بابا صفا این دیوانوازی واسه سامی باباییه
39:14به تو نمیادش این حرف
39:15تو فکر میگوی من دارم اقراق میکنم
39:17تو خیلی محافظه کارو جون دوستر از این حرفاری
39:20کاتر میخوایی دستت بگیری قبلش حوگو ترنت میکنی
39:22راست چه بگو کدومشون زادن؟
39:26اه
39:29اه
39:29راستش
39:31راستش
39:35شما اون ساید
39:36شیدایی منو مثلی که ندیدی نم؟
39:39صفا جون
39:39میگم شاید یکی خفتت کرده رود نمیشه به ما بگی
39:42میکه از خدا
39:44بخفتم کنن
39:47مخصوصا نصف شبا
39:50ها
39:50از اون ماشین بکشنم بیرون
39:53خاک و خول بکشنم رو جده
39:57نمیین؟
39:57این واقع دفع چی شده؟
39:59ایچی یه از صفا شدم فکر کردم
40:01خو آقا مگه من این طور یه من هم ونگو بود؟
40:04موجه اگه گالری چی شده؟
40:05گالری رو حواس
40:08موجه اگه؟
40:11موجه اگه؟
40:12موجه اگه؟
40:18ساعت چنده مگه نوه روب بتازن؟
40:20این دونه عمالی گفتم که قبل دهبت خونه باشه
40:22میکنه باقا سیاه و کبودم میکنه
40:24گفتیم ها فکرم توی شوخی میکنه؟
40:26نه بابا خیلی حساس شده پرفت اومده ای من
40:29بچه ای میگم؟
40:30بچه نیستم نسله سوختم
40:32خیلی باش گذاشته
40:35میبینم دواره؟
40:36نمیتونم
40:41هرچو فکر میکنم ببینم من این محرخ پر از تردید و ترسون همیشنستم
40:47همشتا رو مقایسته میکنم با محرخ اون سالا که هر کنومت دیوون وزیاش
40:51یه زرزده هشتیشتری بود توی دانشگاه
40:54اگه آقلتر بودم کنم به اینجا نمیرسیم
40:57ولی نه
40:59تو دیوونگی بخشی از ذاتت
41:01قایمش میکنی بعضی وقتا
41:03ولی هست
41:04همینم جذابت میکنم
41:07فعلا بخ زیاده میبینیم هم شب بخیر
41:12بخ کم ببینیم هم
41:15خدا باز
41:21تو همینجوری باشید از من مامانش هم بیام تو دایره تو
41:26همه هم با بیام تو دایره
41:28نه همه همه اخ پا
41:31امیرم قرار با هفته یه بار بیا دخترشو ببینه بری
41:34اونم خیلی گرفتاره
41:37خیلی بابای خوبیه ها
41:39اصلا آدم بدی نیست
41:43فقط باسم هم بد بود
41:46خواستم ازتون خواهش کنم
41:48یه کم این رفته آمده هم اونو با هم کمتر کنیم
42:00میتونی یه هایی و چهار غصم دورشون کنیم که بیشتر ازیاد میشه
42:07من دارم میگردم نامال خونه
42:12چرا؟
42:13اینجوری بهتره تا
42:15وقتی چشم و چشم باشیم نمیشه
42:17چی نمیشه؟
42:21نمیشه
42:22بذاری کم فکر کنیم
42:24نه آخه منم اینجوری دارم
42:27عذیت میشم
42:31میبخشین و فکر میکنم دارم یه کار بدی میکنم
42:37گناه میکنم
42:40گناه چرا؟
42:42بابسته شدم به شما
42:46خب شده باشی
42:48چیش بده؟
42:49درست نیست؟
42:50اینجوری من میام خونه شما با هم میریم بیرون
42:54درست نیست؟
42:56چه کار کنیم درست بشه؟
42:58هم تو راهد بشی؟
43:00هم بچه همون خوشحال باشه؟
43:02آقا بهنام من
43:05ببخشید
43:06میتونم بهتون بگم آقا بهنام؟
43:09معلومم
43:09من یه طور دیگه بزرگ شدم
43:12تربیت شدم
43:13فاسمه ها یه چیزای هیچ وقت عادی نمیشه
43:16میبخشین ها منظوری ندارم
43:17یعنی میگم
43:20نمیدونم چطوری بگم
43:24دیر وقت اگه اجازه بدیم و بریم دیگه
43:27داریم حرف میزنیم آدم
43:28برشین نکه هم بکن
43:30بگیر من میفهم هم چی میگه
43:32میفهم هم وقتی میگه درست نیست یعنی چی؟
43:35میفهم هم نگرانی چی هستی؟
43:38فقط لطفا واضح و روشن
43:40بگو من دقیقا چی کار کنم
43:41که اینطور معذب نباشی راحت باشی؟
43:45شما با ما حالتون خوبه
43:46منم خوشحالم تو آوینه هستی؟
43:49اصلا بودنی تو به من آرامش میده؟
43:52هم
43:53خواهی چی کار کنی؟
43:56اصلا؟
44:00نمیدونم
44:02یه منظوری که ازدواج کنیم؟
44:08آقا به نام شما باقا منو اینطوری شناختین؟
44:13مودل این زنهایی که آویزون مردا میشن؟
44:16آویزون چیه؟
44:17از این زنهایی که برای اینکه طرف آشون ازدواج کنه
44:21هی بهونه میارن میگن کات کنیم
44:23یا یه حامله میشن که طرف و تو عمله انجام شده قرار بدن؟
44:28بس کن سورایا
44:30تو گفتی رابطه همون داری تو آوینا را عذیت میکنه منم دارم راه حل میدم
44:35اصلا باچین اینطوری خوب نیست
44:37چطوری؟
44:38اینطوری از ذر اجبال
44:40اینطوری که انگار دارین
44:43لطف میکنین به آدم
44:44چرا باید بهت لطف کنم؟
44:47اینه چیه میگی؟
44:48هیچی ببخشید من حرف بی خودی زیاد میزنم
44:51مزارت مخوانم
44:55نگاه کن منو؟
45:00نمیبینم جشاتون بود
45:05نه، بخاطر عشقا هم نمیبینم
45:08خب پاک کن عشقا تو
45:16چی کار کنی؟
45:17یعنی میگم شما بلاخره هنرمندین، تحصیل کرده این
45:22خانم قبلتون هم تازه مثل خودتون بود تا هیشون شد
45:26آخه منو میخواین چیکار؟
45:30من جز یه نبخندش کنم
45:32چه میدونم هنر چیه؟
45:35نقاشی چیه؟
45:37منو مشکل نقاشیه؟
45:39ما بهم نمیدن
45:43شما مهلا یه خورده احساساتی شدید به خاطر شرایط ما
45:47از رو محبت حرف ازدواج رو پیش کشدید
45:51یه بعدم من نمیخوام ازدواج کنم
45:55بریم زیر یه صف دوباره شروع میشه
45:57هر دومون یه باشه که از خورده ایم
46:00حالا باز دوباره با دوتا بچه
46:03به خدا من دیگه طاقت ندارم
46:10آبین آقامان جا
46:12وقت رفتن
46:13باشو
46:15باشم آقامان
46:19آقامان تا خود رو نبکن نبره
46:23بابا خاله بگو نبر آقامان
46:25خدا فشو
46:26نخوش
46:27نخوش
46:34نخوش
46:37نخوش
46:38باشر باشنه
46:38هفت من
46:40نخوش
46:40نخوش
46:40نخوش
46:40نخوش
46:40نخوش
46:44نخوش
46:55PYM JBZ
47:41PYM JBZ
48:13PYM JBZ
48:25PYM JBZ
48:55PYM JBZ
49:25PYM JBZ
49:52PYM JBZ
50:24PYM JBZ
50:54PYM JBZ
51:24PYM JBZ
51:50PYM JBZ
52:22PYM JBZ
52:52PYM JBZ
53:02PYM JBZ