- 2 gün önce
Kategori
😹
EğlenceDöküm
04:24مرحبا
05:27شكرا
06:03شكرا
07:09شكرا
07:11شكرا
09:19حتی جناب صدرعظمم
09:21چندین بار منشون کردن
09:23از دخالت در این امور
09:25مرحبا آخوان مرحبا
09:27ولی كولولل شیل امروز
09:29در همین مراسم عروسي مخفد
09:31تعلل قبله عالم در این فقره
09:34یک نوع بیرسمی محصوب میشه
09:36لماذا بي رسمي؟
09:37اي از نظر ملک انجلستان يجور
09:41انفرماله
09:42بي رسمي ها ما چه دخلی به ملک انجلستان داره
09:45بعدشم
09:46این صفره ها اینجا کلی شراب خوردن
09:49اگه قرار به رسم و رسوم خودمون بود
09:51باید سکنجبین و خاک شیر بهشون میدادیم
09:54در موال رو میبستیم
09:55تا تنبان خودشون رو خیز کنن و ما هرهر مخنیم
09:58احسند
10:00اینا رو بهشون بگو فازل
10:04بعدشم
10:05ما تو رو رابط دربار و سفارته ای نکردیم
10:09که موی دماغمون بشیم
10:10طرف ما باش
10:16قبل از این که فرانسه و روسی و انگلیسی بلد باشی
10:20ترکی و فارسی بلد بودی
10:24یادت که نرفته
10:26خدا نکن و یادم بره قبله عالم
10:30آقا خان که مرد زهد و سجاده است
10:35سلمان هم که متصل باید حشیار باشه
10:39به نوش جام بادره
10:43به سلامتی پادشاه ایران زمین
10:58درود برقبله عالم
11:02ما سلام به هم پیاله های برادرم
11:07نوش جام و گوارای وجود
11:12تصدیق بفرمایید برای برادر شما
11:15در مقام حاکم دارو لیمان قوم
11:18رویت همچین لحظاتی
11:20باعث تحیر به حیرته
11:23فقط خودو کنی که آقایان علما بوی نبرن
11:27که ولوله خواهد شدن سرشنا پیدا
11:32البته من قصد نداشتم خلوت ملوکانه رو خراب کنم
11:35اما خلوت ملوکانه رو به هم ریختی عباس
11:42به اون کلون شیل پدر سوخته بگو
11:44اگر میخوای از مصادیق بیرسمی در این مملکت ببینی
11:47یکیش همین بزمجه یکی جلوی من حی حاضر وای صده
11:54شاهزادهی که بدون دوت هر جا که دلش میخواد میره
11:57و هر چی که دلش میخواد میگه
11:59چرا؟ چون برادر سلطانه
12:02مرحبو سلطان
12:03چه خوب گفتی؟
12:05من هم برادر سلطانم هم حاکم قوم
12:09پس برای چی باید با این نصب و منصب
12:11از جان خودم بترسم و از آینده خودم حراسناک؟
12:15چند وقت بیش
12:17علی خان فراش باشی با آدماش اومده بود قوم
12:21چرا؟
12:22چرا از خود علی خان فراش باشی نمیپرسی دلیلشو؟
12:26نمیپرسم چون میدونم چرا
12:29به بحانی زیارت اومده بود
12:31تا ما نیاد سفرش که کاشانا قطر امیر بندازم
12:35من مرتکب کدوم مواسی چونم که سره نوشتم اینه
12:39چرا به فکر کشتن منید برادر جان؟
12:42چرا دست از دشمنی برد نمیداری؟
12:44بسر جان من اگر به فکر کشتن تو بودم
12:46با قباهای سرخ و اسهای مرسط جلوی من نیستاده بودی؟
12:50شاهزاده
12:52تشریف ببرید به حکومتتون برسید
12:56مگه نشدید که قبله عالم چی فرمودن؟
13:00گفتن قصد کشتن کسی رو ندارن
13:05شفایت مذاکرات آقا؟
13:10پس چه نمی فرمایید باور کنم که صورتان متنفر میست از ما آقا خوام؟
13:14البته که هستم
13:16اگر پیش این دو نفر نزده سفارت بریتانی ها تزمین جانت رو نداده بودم
13:21میدادم توی همین اتاق با مادرت چالت کنم
13:28طوری از تنفر من نصاب به خودت حرف نزن انگار رازی سر به ما بودم
13:32کراحت من از تو مادرت از حرام نشمسه
13:36بلی دعا کن
13:38دعا کن هنوز خد ننوشتم برای خلاص کردنت
13:44برگرد قوم
13:46روزی پنج نوبت نماز شکر بخون
13:49که نه تنها حلاکت نکردم
13:52بلکه حکومت قومم هبه کردم
13:55خلص و تمت
13:59جسارتن اسممون تبعیده
14:02حکومت نیست
14:04امیرکبیرم خیال میکرد که حاکم کاشان شده
14:09چرا منم مثل امیرکبی یک بار نمیکشید که خلاص بشیم هر دو
14:14نسل مادرتو بکیر برگرد قوم عباس کر شدی؟
14:18کر شاید شده باشم
14:20ولی لال نیستم
14:22پرسیدم چرا نمیکشی سلطان
14:24جواب بده
14:26سلمان
14:28قربان
14:31فلفورشا آزاده به همراه مادرش برقون
14:34عمر خمایون متا...
14:36شاسده
14:39موسیقی
14:44سلطانم
14:45خاجه ها دیدن که
14:47خدیج خاتون والده عباس بیرزا
14:50وارده حرام سرا شده
15:19مایه باشم
15:25رویه آزاده
15:26مایه بایه مغبور
15:27مایه باشم
15:28مایه باشم
15:28عمر ش مایه باشم
15:32چه باشم
15:32باه که مایه حسد و حسرت باقی خواتین شده بود
15:35ملل خصوص ملک جهان مهد اولیا
15:40علت ترد شدن شما از هرمسرات همین بود
15:45حسادت مهد اولیا یا رقابت بسرتون با قبلة عالم
15:54رقابت؟
15:55با شاه مملکت مگه میشه رقابت کرد؟
15:58خیر
16:00سعایت مهد اولیا خاطر سلطانمون رو عاشفته کردن
16:05منم به همین خاطر خدمت رسیدم تا از شما کمک بگیرم
16:09از من؟
16:11از منی که همینه چه کاری ساخت از بختی شما و پسرتون
16:15طرف غذب شاغ و اهل حرمین؟
16:18اختیار دارین؟
16:20آغازهای محبوبیت شما در کل من بلکت پیچیده؟
16:26نیومده نامدار شدین بانو
16:28کسی مثل شما
16:31نباید ملجه مظلومین و امید محرومین باشه؟
16:35عباس میرزای من
16:37هم مظلومه هم محروم از لطفشا
16:41الانم رفته پیش سلطانمون برای داد خواهی
16:44امیدوارم
16:47سر از تنش جدا نکنه
16:49نکی تو رو خدا
16:55من اگر کاری ازم ساخته باشه دریغ نمی کنم
17:01غیر از اینم انتظاری از شما نمی رفت
17:24خدیجه چهریقی تا زاده بومش روی سرش خراب کنم
17:27خدیجه چهریقی؟
17:29دیدنش که آرده حرب شده
17:30محاله
17:31لابد کسی خواسته خاطر قبله آلم و مکدرده
17:34زمانی خلاف حکم شاه کاری کردن از محالات بود و عقوبت داشت
17:38دیگه نه
17:40انان اختیار حرم را از گفت دادی ملک جمع خوانم
17:43قبله آلم
17:44همه میدونن راخ دادن خدیجه چهریقی چه عقوبتی داره
17:49حکم منم علاوه شده به حکم شما
17:51هیچ کس چنین جرعتی نداره
17:52بگید کی چنین مهملی بافته بدم فلکش کنن
17:55مهمل نیست
18:02فراش های من ندروغ میگن نشتباه میکنن
18:05میخوام در تاریخ بنویسن ناصر الدینشاه عروسی خوهرش رو با ریختن خون خدیجه چهریقی رنگین کرد
18:17روسیه هم قبله آلم بی رخصت حرف میزنم
18:20جمال آقا خبر خیلی مهم میورده
18:25خبرت خبر نباشه میدم فلکت کنن
18:27حرف بزن
18:28ازخا هم نوابه الیه
18:30اگه تکدر قبله آلم به خاطر مادر شازاد عباس میرزاست
18:36من میدونم الان کجا
18:48ازخا هم خاتون
18:51فکر نمیکنین دیگه وقتشی که خاتون تشید ببرن
18:57اینجه حرفیه عزیز آقا
19:00خدیجه خانم مهمان ما هستن
19:02تا بقیه بیرون سرگرم جشنن ما هم یکم اختلاط میکنم
19:06نه نه خصه جسارت به خاتون رو نداشتم
19:09گفتم چه از شازاد عباس میرزام و به زرشو باشه
19:14امین
19:16نگرانی خاجتون به حق و به جاست
19:20کمتر بانوی در این حرمسرا
19:22رضایت میده به هم نشینیه با من
19:24من غیر از باقی خواتینم خانم
19:28علیزه
19:33های دوگه به تو
19:38سلام بر قبله عالم
19:40سلامت مال خودت زنه که میملاحظه
19:44تسلیم و تمکینتو میخواستیم که ندیدیم و نشنیدیم
19:48خودت خوب میدونی که خونت مباهه به خاطر این بیرسمی
19:52جسارتاً یک طرفه به قاضی ندید حضرت سلطان
19:55این ضعیفه کمینه بغیر
19:57ساکت
20:00از سفیر بیگانه تا وزیر این دولت همه میدونن که مادر طاقی و پسر یاقیش
20:06چشم طمع دارن به تاج و تخت من
20:09یقین دارم این شبا خواب روزهایی رو میبینی که پدرم رو جادو کرده بودی
20:14محمد شاه و واداشتی بیرسمی کن و عباست رو نایب و سلطانه اعلام کنه
20:19اما پدرم مدتیه به رحمت خدا رفته
20:23شاهنشاه این ملک منم
20:25به زودی دستور میدم خطبه بلایات عهدی مهین و دین نیرزا خونده بشه محض کشیدن دندون تمایتون
20:32تا کور بشه هرکی نتونه رونقی این دربا رو ببینه
20:35جناب همایونی
20:39جسارتا ما بدون اجازه شرفیاب شدیم برای زیارت شما و عروسی نور چشم ملک زاده جان
20:47میدونستیم به این قسم از ما متنفرید هرگز مصده نمیشدیم
20:52خاجه باشی
20:56قبلی آلم
20:58گذشتم از خون این مادر رو بسر
21:01گذشتم از خونشون به حرمت وساطت مادرم
21:04به حرمت دل شکسته ملک زاده که نمیخوام اسمش دوباره سر زبونا بیافته
21:09هردورمو شاید کنید درب خونه برگردن قوم
21:13اتاعت قلبان
21:27و تو خاجه بیکفایت
21:31هم بفرمید قلبان
21:32بیرون
21:32همگی بیرون
21:35بیرون
21:36بفرمید بفرمید بفرمید
21:39از خواهم خوادید بفرمید
22:04میخواستم اعلان بلای تهدی رو به تفیق بندزم تا برکست تو صاحب اولاد زکور بشم
22:10که بشی شهبانوی خاصه مادر ولی عهد
22:15هزار بار افسوس که لیاغت نداشتی
22:19رخصت بدین توضیح میدم
22:21لازم نیست
22:26به بالله لایقی عشق ملکانه نبودی
22:40موسیقی
23:06موسیقی
23:07موسیقی
23:11موسیقی
23:13موسیقی
23:13موسیقی
23:15موسیقی
23:19موسیقی
23:21موسیقی
23:23موسیقی
23:24موسیقی
23:26موسیقی
23:26موسیقی
23:27موسیقی
23:30موسیقی
23:32موسیقی
23:41موسیقی
23:45موسیقی
23:46شكرا جزيلا
24:17شكرا جزيلا
24:49شكرا جزيلا
24:52شكرا جزيلا
25:27شكرا جزيلا
25:30شكرا جزيلا
25:32خيه
25:33هيا
25:33شكرا جزيلا
25:47آخرين باري که رفتم هرم فهمیدم
25:50برای این که بانوی من به مراد دلش برسه راه جزی نیست
25:57اما چه دختر خوبه این خدیجه تجویشی
26:02جوری پذیرایی کرد که خجالت زده نیتم شدم
26:05محاقضه نفس بدترین عذاباز
26:08عرضش هدف شما بالتر از این عرفاز
26:13چیزی به آخر قصه نموده
26:16فیلن که باید مترست باشیم و انتظار بکشیم خاتون
26:20تردید نکنید بانوی من
26:23با کارستان امروز جیران از میدان به در میشه
26:27و انقریب سارای گرچی راهی خلوت میشه
26:31فق با شماست
26:36روز نگون وقتی شاه قاصه با مادر افریتش نزدیکه
26:41نموده
26:44نموده
34:01موسيقى
34:29موسيقى
35:03موسيقى
35:38موسيقى
35:39موسيقى
35:41موسيقى
35:43موسيقى
35:45موسيقى
35:49موسيقى
35:51موسيقى
36:00موسيقى
36:02موسيقى
36:03موسيقى
36:03موسيقى
36:06موسيقى
36:11موسيقى
36:16موسيقى
36:17موسيقى
36:19موسيقى
36:20موسيقى
36:22موسيقى
36:35موسيقى
36:38موسيقى
36:39موسيقى
36:40قدشه رحمد
36:43نفسه كه شمهش قذف کرده
36:47نکنه بخوام بلای زرش برای رحمد
36:53أخو
40:06شكرا
40:17شكرا
40:47شكرا
42:37شكرا
43:01شكرا
43:32ترجمة نانسي قنقر
44:01این شما خاجه های بدون خاتون یکیتون سرفراز و آقابت به خیر بشه
44:06این خاتون خوشمنظر در این سفر پرزفر همرکاب سلطان ماست
44:11قبل از اون مهد اولیا تمام امور تربیت و تمشیت این خاتون رو به شخص من محول کرده بود
44:20اما من که نمیتونم نوابلیه رو تنها بذارم
44:24پس به خاجه با درایت و با کفایت احتیاج داریم
44:28تو در این اردون همراه و در خدمت این خاتون باشد
44:36ساکر
44:41کار سادهی نیست که اینها به منم منم می کنیم
44:45ما خاجه آدابدانی لازم داریم که بتونه
44:48خاتون ما رو محیا کنه برای پذیرایی از قبله آلم
44:52خاجه ای که مثل اون عزیز آقای بی درایت
44:56آقابتش چوب و تازیانه و محبست نباشه
45:01تمیدین؟
45:02نه
45:05همونطور که از صحبتهای دست راست و چپ مهد اولیا شنیدین
45:11قرار بهترین خاجه هر امسرا صاحب خاتون بشه
45:15من گمان می کنم برای همراهی این خاتون
45:19هیچ کس شایسته تر از شخص خودم نیست
45:26سرا می خندین من جدی گفتم
45:29ساکت
45:30من از همه مناسب ترم بابر کنیم
45:32خفه شو
45:33الان که وقت شوخی نیست روشن
45:35برادر جان گلچند خون
45:38همیشه خفت هم می دیگه چرا همه چیزت شوخی و جدی نیست
45:43حالا که جدی هم می گی خفه شو
45:45بله
45:47مگه همه شما به تنه به گلچند خون
45:50نمی گین برادرت روشن
45:52مفخر و بیکاره
45:54مگه صبح تا شب بهش نمی گین
45:57روشن آتل و باطل و بیمصرفه
46:01خیال می کنین من دوست دارم
46:04بخورم و به خوابم و تنه بخورم برای برادرم
46:11گلچند خون
46:12برادر جان
46:13بذار به همه ثابت کنم
46:16هم خون گلچند با ارزه
46:19مثل خودش با ارزه است
46:21تو این سفر هم شاهو می خندونم
46:24هم خاتونو خوب می گردونم
46:30چی می گی برادر جان
46:32چی می گی برادر جان
46:43خدا حافظ همه گی
46:47سفر کن روشن آقا
46:50بهتر نیست تو این فقر رعی خود خاتون رو جویاشیم
46:55جسارت منو به وحشین گلچند خون
46:58ولی مطابقه رسم هرمسر و سوگولی توفیر داره با بقیه
47:03من فکر می کنم بهتره بذاریم خود خاتون انتخاب کنه
47:38موسیقی
47:41ایشون؟
47:42موسیقی
47:47موسیقی
47:48موسیقی
47:50موسیقی
47:50خوب
47:50تعیید خاتون پسلالفتا به ماست
47:55مبارک کن بشه روشون خود
47:57موسیقی
47:59موسیقی
48:09موسیقی
48:10موسیقی
48:16موسیقی
48:23موسیقی
48:24موسیقی
48:24موسیقی
48:25موسیقی
48:25موسیقی
48:25موسیقی
48:25موسیقی
48:27موسیقی
48:35موسیقی
48:39موسیقی
48:43موسیقی
48:44موسیقی
48:46موسیقی
48:47تنينيز تنينيز تنينيز تنينيز؟
48:51من تنينيز نستم
48:53و كهر خاتونتم
48:55تنينيز نديمة خدمتكار خواهر
48:57هرسي كه هستي انجا خواهج منم
49:00منم نميگم تنينيستي
49:02كفتم برو كنار خواهج
49:06چه خبره اینجا؟
49:07ميگه حق نداري برين برين
49:13خاتون
49:16از این به بعد بدون ازن من
49:18یه ریگ هم تو این اندرونی جا به جا نمیشه
49:22این اندرونی که ریگ نداره
49:24ریگی هم اگر هست به گیوه خودت خاجه
49:27او رو پیش خاتونی که خاجه دو به همزن رو جاسوس میخواد
49:30بریم بان امسا
49:35تو هم بچه شدی؟ وای سادی با این یکی به دو میکنی؟
49:38مراقب کلامت باش خاتون
49:42من عزیز آقا نیستم
49:44زیر دستم هر کی هر قلطی دلش خواست بکنی
49:47هوی آب بکش دهنه تو
49:48به این زودی محبت های آب جی میادت رفت؟
49:51اگه خانم نبود کی تا رو میخواد کچل خانه گربه کوره؟
49:54لانشو دختره احق
49:56چه خبرته؟ چه غلطی میکنی؟
49:59گربه کوره ها؟
50:00مهده علیه به همین گربه کوره سپرد آدمتون کنم
50:04جفتتونو به من سپرده
50:06سگی کی باشه بخوایی به خوهرم امرو نهی کنی؟
50:10بسته جمال آقا بسته بیا برو بیرون
50:13ببین
50:13هر چی تو بگی خاجه
50:15مرحبا آقا برو
50:16یاد بگی نگاه کن خاتون در خودت آغنتره
50:19حیله خب برو بیرون
50:21بجم بیرفتاری شدیم
50:24حالت خوبه؟
50:29راستی
50:32قراره که به زودی
50:33جشن ولی عهدی پسر تاج و دولر رو تو ارم بگیرن
50:38بلی
50:48قراره نبود صحبه به پسر بشی از شما
50:52قراره نبود مادره ولی عهد بشیم
50:55چی شد پس؟
50:57چرا اینطوری شد؟
51:02درگه نکن بولا سوما
51:09رخت نو نمیخواد جیران
51:14برو پیشه ی خیاتی که بتونه بخت نو بدو سبروش
51:46موسیقی
52:12موسیقی
52:20موسيقى
52:45موسيقى
53:28موسيقى
53:56موسيقى
54:13موسيقى
54:39موسيقى
Yorumlar