00:01ببین دارم میگم با چشای خودم دیدم
00:04هر جا دیدمشون کنار همدیگه بودن
00:07تو شهرک، تو بیمارستان، اینجا، اونجا، همیشه با همه
00:10دقیق نکردی؟ مراد بعد رفتن تو زیاد از خونه بیرون نمیاد
00:14دقیق نکردم، دقیق نکردم نرگست جون
00:17چون نمیتونم با پرستار بچه تصورش کنم
00:19یعنی اینقدر بدبخ شده؟
00:20باش آروم باش
00:21اگه مشکل با عصبانی شدن حل میشد
00:24خود مشکلات من حل شده بود
00:25من یه فکر بهتری دارم
00:27چه فکری؟
00:28قیمت
00:33بله نرگست خانو
00:34ازت یه سوالی دارم
00:36به نظرت یه فدمتکار جوون تو سن تو
00:40تو خونه یه مرد تنها کار میکنه؟
00:45شبانه روزی؟
00:46خب نه، راستش ترجیحا همچین جایی نمیریم
00:49اگه اون شخص خیلی پیری یا بیمار باشه شاید
00:52اما بازم ترجیح میدین نریم
00:54البته اگه بگه میتونه کار شخصشا انجام بده
00:58بحثش جداست من فکر نکنم
01:00این پرستار شما هیچ خانوادهی نداره
01:03با توجه به تیپ دختره به نظرم خانواده متعصبی داره
01:07اهل کجاست؟
01:08خب به من گفته بود
01:10اما فکر میکنی توجه میکنم
01:11یه دونه خوهر داشت اونو نگه میداشت
01:14چند تا برادرم داشت انگار آدم هایی پردرد سری بودن
01:16احتمالا برای فرار از اونا اومده
01:18چرا باید میامل قضیه نگه داشتن خوهرش دروغه؟
01:21خب این
01:24خونواده برادرش
01:25اینا
01:26اگه بدونن این زن اینجا خونه
01:28یه مرد تنها زندگی میکنه و کار میکنه
01:31چی کار میکنن؟
01:35نمیتونم
01:36چی کار میکنن؟
01:37حتما برش میگردونن شهرشون چی کار میخوام بکنن؟
01:40محلومه که میبرنش
01:41بیمت
01:43میخوای یکم بیشتر پول در بیاری؟
01:49نرگست
Comments