Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
مامان، یه لحظه صبر کن - سبد رخت چرک
در سریال سبد رخت چرک، داستان زندگی خدمتکارانی که در یکی از محله‌های مرفه استانبول در یک مجتمع مسکونی لوکس کار می‌کنند و کارفرمایان آن‌ها، درهم‌تنیده روایت می‌شود. در این میان، شکاف عمیق میان بالا‌نشین‌ها و پایین‌دست‌ها را نیز به تماشا می‌نشینیم. در این سریال، شاهد داستان‌هایی از عشق، رازها، دروغ‌ها و در عین حال همراهی سه زن خواهیم بود که با وجود همه سختی‌ها، پشت یکدیگر ایستاده‌اند؛ داستانی که گاه اشک‌مان را در می‌آورد و گاه لبخند بر لب‌مان می‌نشاند...

بازیگران: آیچا بینگول، جرن مورای، جانسو توسون، پلین کاراهان، اوزگه اوزدَر، آیچا ارتوران، یوسف چیم، روزگار آکسوی، ارکان سِوِر، اصلیحان کاپانشاهین، نازلی بولوم، کورشات دمیر، اویا ایلوغولاری، تولای بِکرت، گیزم کالا، سیلا گوزوم، تها باران ازبک و امراه کارایل.

مشخصات:
ژانر: درام
شرکت تهیه‌کننده: مدیاپیم
تهیه‌کننده: فاتح آکسوی
کارگردان: اجه اِردک کوچ‌اوغلو

Category

📺
TV
Transcript
00:27صبح بخیر ماما
00:30قربون خدا برم تو داداشت سرتون رو گذاشتین رو بالش راحت گرفتین خوابیدین
00:36انگار نه انگار
00:38فقط سوگل خواب نداشت
00:41میگه صبح خیر
00:42برای آدم خواب میذاری
00:44اینا رو بردار ببر بیرون
00:46خب باشه مامون مذارت میخوام
00:49ما دیشاب در این مورد با هم حرف زدیم
00:51آره حرف زدیم امو چه شد
00:53مذارت میخوام تموم شد رفت اینطوریه
00:55یعنی با عذرهایی تموم میشه
00:58شما اینا رو از باباتون یاد گرفتین آره
01:02ایفا مامون آخه ما چه کار به بابا داریم
01:04تو هم که وقتی حصبانی میشی
01:06وقتی من حصبانی میشم چی میشه دختر
01:08سوگل هیچ وقت نباید حصبانی شه
01:10سوگل نباید هیچ وقت حصبانی شه
01:12سینی رو بده به من
01:13بابات بعد چل سال سند خونه رو به باد داد
01:16اما سوگل نباید حصبانی شه
01:18نمیخواد ولشگون
01:19داداشت تو درده سر بیفت و بره زندان
01:28اما منون یه چیز لحظه ای بود
01:31چیز بین ما نیست نگران نباش
01:32دختر مگه بوسیدن لحظه ای داریم
01:35مگه بوس لحظه ای داریم
01:37منو دیوونه نکن
01:38داداشت دیوونه شد ندیدیش
01:40ها برومون رفت رفت
01:42منو ببین
01:43دختر به اون پسره خبرنگار بگو خوب
01:45مثل گربه دنبال جگر نیا دنبالت
01:48تو هم دیگه نمیری دیدنش تموم شد
01:52آها بیا یه چیزی دیگه هم بگم بیا
01:56احمد چرا اونطوری درگیر شد ها
01:59منو ببین نکنه بینی شما
02:01ها
02:02وای برای خود داستان نباف مامان
02:04آها برای خود داستان نباف مامان
02:07شما دوتا خواهر برادر منو دیوونه کردین
02:09اونو بیار
02:10خب حالا ایلکان کجا رفته
02:13یعنی به مامان بزرگم چیزی نگفته
02:15چیزی نگفته
02:16تا صبح صبح کرده منتظر مونده بدپاشده رفته
02:18من باید قبل ایلکان بابا تو پیدا کنم
02:22قبلن سنگ میزدم خطش بوغ میخور
02:24چواب نمیداد
02:25الان گوشیش خاموشه
02:27شاید
02:28رفته پیش زنه
02:30با همدیگه آشتی کردن
02:32بزا بره به جهنم
02:33مامان بزرگش نکنه
02:35اونطوری که تو فکر میکنه نمیشه
02:37بزرگش نکنم
02:39دخترتو بابا تو نمیشنسی
02:41داداشتو نمیشنسی
02:42اون دوتا دیوونن دیوونن
02:44اونا میفتن به جون همدیگه
02:45یکیشو میره زندان
02:47یکیشو میره قبرسون
02:48مامانت هم میره دیوونه خونه
02:50اخ بعد این که صبحانه جانان خانمو دادم
02:53زود باید الکانو پیدا کنم
02:56اونارم بیار
02:57تو هم هیچ جا نرو
02:59با تو هم کار دارم
03:02چه کاری دار
03:03باید بری پیش وکیل
03:04باید پول وکالت داداشتو بدی
03:06اون پول علنگو بود
03:07قسمت وکیل بود
03:10منو ببین
03:11تو هم با احمد حرف بزن
03:12دیگه آبرو ریزی راه نیفته
03:13باشه؟
03:14آماتی شده
Comments

Recommended