- 8 hours ago
Khosoof Online Part 15 (سریال خسوف قسمت پانزدهم) is the name of one of the new serials of the home theater network, directed by Maziar Miri and produced by Homayoun Asadian, produced in Iran in 1400 that is in a social genre.
Category
😹
FunTranscript
00:01موسیقی
00:40موسیقی
01:09موسیقی
01:10موسیقی
01:11موسیقی
01:13موسیقی
01:14موسیقی
01:15موسیقی
01:17موسیقی
01:22موسیقی
01:23موسیقی
01:24موسیقی
01:26موسیقی
01:27موسیقی
01:28بابا بی در، میده بی دار شویم
01:53آهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
01:55کنر باهادم من لیلا
01:57میدون شد
02:00بابا
02:03خبی
02:04بابا میدون شد من میدونم
02:07سبر
02:08میدم سبر ماشد
02:12من میدم سبر باشد
02:15باهان
02:17من میدونم زندن
02:19من میدونم
02:22من میدونم
02:23موسیقی
02:59موسیقی
03:41موسیقی
04:03موسیقی
04:07موسیقی
04:34سلام علیکم
04:38سلام علیکم
04:40محبت کرده
04:41سلام علیکم
04:43سلام علیکم
04:44از اسما چه خبر؟
04:46از راه های
04:49باشه
04:51اونه چه کار کنم؟
04:53خدا سبر بده
05:00مهرا بمیر کجاست؟
05:06نگرانه باش
05:08قضیه لیلار باش نگفتم
05:14گفتم که
05:16تو نگرانی خودش
05:19به هم نریضه بهتره
05:22هناز لواسونه؟
05:23آره هناز اونجاست
05:24بایرا
05:42بایرا
05:52سلام
05:52باشه باشه
05:56اومده بیرون یه زنگ به هم بزن
06:11اومده باشه
06:25ها جه هر را سلام
06:28ها جه هود
06:39موسیقی
07:05میخوا میخوا میخوا
07:24میخوا
07:33موسیقی
08:02موسیقی
08:14موسیقی
08:15موسیقی
08:19موسیقی
08:34موسیقی
08:35موسیقی
08:38موسیقی
08:50موسیقی
08:54موسیقی
09:07موسیقی
09:19موسیقی
09:27موسیقی
09:41موسیقی
09:44موسیقی
09:50موسیقی
10:03موسیقی
10:05موسیقی
10:12موسیقی
10:20موسیقی
10:21موسیقی
10:22موسیقی
10:22موسیقی
10:23موسیقی
10:24موسیقی
10:24موسیقی
10:28موسیقی
10:29موسیقی
10:36موسیقی
10:46موسیقی
11:10موسیقی
11:19موسیقی
11:41از مرز رج شده
11:43چرا خط با عجله میخوای بری بابا؟
11:45گیرنه دیگه
11:48بهت گفتم حالش خوبه
11:50رضیم که با آشه
11:52تو بهتره نگرانه حال خوهرت باشی
11:55حالا احوالشو نمیبینی؟
11:58ای بایی
12:03ببخشت
12:04ببخشت
12:06عزابان به همون ریخت هست
12:09همه چی قاتل شده؟
12:11مرگ مادرت قضیه امیر
12:18اصفا
12:20تا اگه کنارم باشی همه چی درست باشم
12:25هستم بابا
12:27کناردم
12:41کنمات
12:44خوشم
12:45را بك
12:46خواities
12:47هستم بابا
12:49صعب
12:50هستم با
13:00حالا
13:23سلام علیکم
13:23سلام سلام
13:24قدم شوش ما داشتیم
13:26آقایی به زخما دویستم دادیم
13:38سلام
13:39سلام
13:40سلام
13:40سلام
13:41سلام
13:41سلام
13:43سلام
13:44سلام
13:44سلام
13:45سبتا چهر رفت بالا
13:47ولی مسکن زدم داخل سرمیشه
13:49تنشوی با آب سر اناسی و هش دمیم
13:51آه
13:52سبتا چهر رفت بالا
14:06سلام
14:07سلام
14:07سلام
14:08سلام
14:09سلام
14:09سلام
14:09سلام
14:26رو sustained
14:27آقا زنگ بزن به دکتر غفوری به این به اون
14:32بگو چند تا پرستار بیاره هر کاری که قرار بکنیم بکنیم دیگش
14:36ای بابا
14:37هر کاری لازم باشه میکنی
14:45آزاده چه خبر
14:46رسیده استانبول آلش خوبه
14:50ببین
14:51تو فیلن به هیچ کس هیچی نکن
14:55هیچ کس
14:56هاستانبول
14:58هاستانبول
15:00هاستانبول
15:02بش بگو یه مشکل کوچیک پیش اومده که حل میشه
15:05بگو لب مرز بگیرو به من سیاد شده
15:08بگو بگو
15:10بگو
15:11سلام علیکم
15:12احوال شما
15:19خانوم من هیچی نمیخورم
15:21من باید تلفون کنم خانوم
15:23خانوم
15:24خانوم با شما
15:25شما چرا به حرف من گوش نمیدی؟
15:28خانوم
15:28من باید تلفون بذارم ایران
15:31خانوم
15:32فارسی متوجه نمیشی تلفونه که دیگه باید بفهمی
15:35خیلید
15:38پس نمیرم بیلین زن میزنم
15:48خانوم بیا این در رو باز کن
15:51خانوم
16:33خانوم باید
16:35که اومدید؟
16:38تازه رستیدم.
16:40این چه ها خواب هم؟
16:43آره.
16:44سرم به در کردم.
16:46برو بخواب.
16:47شب بخواب.
16:49محراب؟
16:52امیر لباسون نیست.
16:54فرستادیش بره؟
16:56نه.
16:58ارومی هست.
17:01احتمالا تا چند روز دیگه برمیگرده تایران.
17:06شم بخیر.
17:11آخه باتا که حرف زادن راهی شده بودن.
17:13ننطونستم جلوشون رو بگیرم.
17:16شم بخیر.
17:25گفتم کدوم شبه؟
17:27بهار دیگه.
17:29آه.
17:30اینا رو میدی؟ سفته ها رو میگیری؟
17:32دفتر مهندس جفری.
17:34شم.
17:35باشون هم مهنگ شده دیگه؟
17:36آره.
17:37بگو رزیکار داشت تو پیگیرش رو دید.
17:40شم.
17:41انجام شد. اصلا اونجا بهتون زنگ بزنم.
17:43برگشتی برو بیمارستان از حال قیاسی به من خبر بده.
17:46شیز دیگه اونجا شمار تلفون پرستار بخشی گرفتم.
17:49قرار شد هرشی شد بهش زنگ بزنم.
17:51خودت برو.
17:53شم.
17:54گفتم تو شرکت تن.
17:56بس همه ناشی.
18:02شم.
18:14باید وقتی ما آدم ها اینه که قدری کسایی که کنار اون هستن ها نمیدونیم.
18:24بس دار نکن.
18:27وقتی میفهمیم که دیگه خیلی دیر شده با از دست دادیمشون.
18:33وقت تاثیر و حضورشون رو تو زندگی میفهمیم که دیگه نیستن.
18:41من نه شوهر خوبه بودم.
18:43نه پدر خوبی.
18:45نه مرد خوبه برای خونه.
18:48غیره هیچ وقت گله نمی کردیم.
18:53گاهی چیزایی میگفت.
18:55بلی مثل این که قبول کرده بود زندگی اینه و باید باش کنار میاد.
18:59به قول ریحانه من هیچ شکل لیلا رو ندیدم.
19:07در واقع لیلا زندگی رو جمع می کرد.
19:11شما بچه بودین. بزرگ شدین. مریض می شدین. خوب می شدین.
19:16من نبودم و نفهم بدم.
19:20من تو این چند روزه یهو حالی کردم.
19:25ترسم نتونم کمکتون کنم.
19:28ترسم نتونم این زندگی رو جمع کنم از ما.
19:33ریحانه هنوز بچه است.
19:37ما هر دو به تو احتیاج داریم.
19:42بمون. بمون اسمم.
19:48باید بهش بکنم.
19:53به بخش ناره حدت کردم.
19:56قهوت سرد شد.
19:58خوبه. بابا.
20:02چانم؟
20:04امیر زنده است؟
20:07این چه سوالیه؟
20:08ملومه که زنده است؟
20:11بگو به روح مامان.
20:13نیازی می قسم خوردن نیست.
20:17امیر خالش گوه.
20:19یه مشکل کچولو پیش اومد که
20:21الاندلاب خیر گذاشت.
20:22چرا تفرمی بابا؟
20:24چه مشکلی پیش اومده؟
20:26چی به خیر گذاشت؟
20:28ببین.
20:29دم مرز تیرندازی شد.
20:31چرا شو نمیدونم.
20:33آدم برای هرفهی بودن.
20:36ولی در...
20:43امیر زخمی شده.
20:46امیر زخمی شده.
20:48امیر زخمی شده.
20:48ولی حالش خوبه.
20:50الانم اون رومی است.
20:51دکتورم تمام وقت بله سرشه.
20:53بابا من رو ببرد پیشش.
20:55میخوام ببینمش.
20:57ازمان شده.
20:58ازمان شده.
20:59قربون شکلت برم.
21:00من بهت گفتم که خیالت راحت بشه.
21:03نه اینکه همه چی رو به هم بریزی.
21:05یه دیروز من نبودم همه مشکوک شدن.
21:08اگه منو تو بریم به ریحانه چی بگم؟
21:12به هما چی بگم؟
21:13ازمان شده.
21:13آره رست میگی.
21:14من خودم اینم فرودگاه.
21:15ازمان شده.
21:17ازمان شده.
21:25ازمان.
21:30بابا.
21:31سلام.
21:32علی رزا.
21:34مالیمون تو کجایی؟
21:35دمکپاد نمیانی.
21:36چه خبره؟
21:37سلام.
21:38سلام.
21:38همین کجاست؟
21:39آتیه کجای بایش ساده.
21:41من یه قعبه بخورم درنام راهاشو بتونم عرف بزنم.
21:44حالا جون به لب میکنی؟
21:45تو حافظن یاره؟
21:46آنه تو درست شد بگو دیگه بابا تونم.
21:49همین جون میخوای فیلم بازی کنی؟
21:50خب یه چیزی بگو دیگه؟
21:53شما بینید من چه روزگاهی دارم؟
21:56صبح تا شب شب تا صبح توی بانستم ببینم ازرائی که میاد سراغلی هست.
22:00این وسط هم بند خدا زنده این مفرد شده.
22:03این؟
22:04زن همین دای محرابت که اومد اینجا؟
22:08چرا؟
22:09بند خدا رفع عمل کنم مثل لاغری.
22:12زنده از اتاق عمل بیرون نایمد.
22:17ای بابا.
22:19خدا رو احمدش کنم.
22:26بیا.
22:27نمیسته.
22:30نمیسته.
22:31حالا میگی بچه ها کجا؟
22:34بدیم تقسیم اسلامبول دارن کاب ترکی میسن.
22:36یا خدا.
22:38کهی رفتن اینا؟
22:40باید یه خانوم و امیر خانوم برش قال ما اینجا به پای خیاسی.
22:45خیلی خب حالا.
22:46از شلوقش نگم.
23:05باید.
23:18اینجا توان تنها مو بذاری.
23:24شما هم هم تو.
23:33باید.
23:47باید.
23:49باید.
24:01باید.
24:02باید.
24:02باید.
24:04شما هم میدونم.
24:08باید.
24:09ترسم سکته بکنه.
24:11او فیلن چیزی بهش نگو.
24:13چند روز دیگه که حالش بهتر شد میبرینش تهرون.
24:17ببینه زنده از راحتر باش کنار میاد.
24:22از آتفیه چه خبر؟
24:25استانبوله. جاش امنه.
24:27از اینجا هم نیچ خبری نداره.
24:30یه نفر رو به پرس بشه سری بزنه.
24:33کم کس رایی نداشته باشه.
24:36قرص قلب میخوره.
24:39اگه لاسین دوش برش تقییه بشه.
24:46آن امشب بگینتین را.
24:48تا آنینجا ببینی بهتره.
24:52اگر مسئله پیش میناید بردشتی،
24:56با من تماز میگیر.
24:57باشه. خیال تخت.
25:02حیبه.
25:18باشه.
25:19خواب.
25:21حالا دیگه خیالت راحت شد.
25:24دکتر گفت نهایت انتونیه که دو روزه به خوش میاد.
25:29باشو.
25:30باشو برو یه چیزی بخور.
25:32تا دیر نشده باید با هم بریم فردگاه.
25:34من میمونم بابا.
25:36شما بریم.
25:37یعنی چی نمیگیم؟
25:40اینجا دکتر هست.
25:42پرستار هست.
25:43ردیم هست.
25:45برای چی میخواه بمونه؟
25:46میخواه بشه امیر باشم.
25:50آخه من به ریانه بگم تو کجایی؟
25:54نمیم.
25:55آخه من اینجا در نشده که ده،
25:57نمیش با زری با من.
25:58نمیش بزاری بمونه؟
26:39زیادنیز پرکنی باید.
26:41مولاند کنید.
26:42ب leyب پیشت پرکنید.енийها
26:44درصد. زیادنی
26:44درصد. آسان درستاش
26:44که کنید. مولاند کنید.
26:46مولاند کنید چیز
26:47سواله؟ از اینجا
26:47درستان. نیز
26:49سواله. ما مراند.
26:51سالا.
26:54شما ایرانی هستین؟
26:56من روشن زمیرم. از دوستان رزی.
26:58به شما که سخت نمیگذره اینجا؟
27:01سخت نمیگذره. منو اینجا زندونی کردن.
27:04خب منم برای همین اومدم.
27:06یعنی مهندس مسودی ازم خواست بیام ببینم مشکلی نداشته باشی.
27:11از امیر هیچ خبری ندارم. خیلی نگرانشم.
27:14امیر؟
27:15امیر همونی که با هم داشتیم از مرز رد می شدیم.
27:18من واقعا در جریان این موضوع نیستم.
27:23آقا رزی چرا خودشون نمیان؟
27:25گفتش که خیلی زود میاد.
27:28آقا من باید تلفون بزنم. اینجا به من تلفون نمیدم.
27:32شرمنده.
27:33مهندس تحکید کردن که نه از خونه بیرون برید نه با کسی تماس بگیرید.
27:38گفتن بهتون بگم همه اینا به خاطر امنیت خودتون هم.
27:41خونواده من هیچ خبری از من ندارن آقا.
27:43من باید زن گذنم از حالم با خبرشون کنم؟
27:46به پدرتون خبر دادیم که سالم رسیدید.
27:49یک چه انوزی باید تعمل کنید تا همه چی رو به راه بشه.
27:52تعمل کنم.
27:55تعمل کنم.
28:00مهندس مسودی گفتن که ممکنه قرص لازم داشته باشد برای قلبتون.
28:04چه قرصیه؟ بگید من مراتو میگیرم.
28:21بابا، فکر کنم داره به حوش میاد.
28:25آتیه.
28:27من اینجا آروم باشد.
28:29آتیه.
28:34خیلی شانس آوردی قاچاخچی ها تونستن برت گردونن.
28:38سیخوش.
28:39مثل این که بین خودشون دعوا میشه.
28:43هم تو تیر میخوری.
28:45هم آتیه.
28:47هم یکی از خودشون.
28:51فقط تور تونستن برگردونه.
28:57آتیه که تیر میخوره.
29:00نمیتونستن برش گردونن.
29:02فکر نمیکردن زخمش انقدر عمیق باشه.
29:05میگن از مرز ردش میکنیم.
29:08اون بر یه ماشین چیزی میاد دنوالمون.
29:10راه برگشت هم نداشتن.
29:13مرزو که رد میکنن خون ریزش زیاد میشه.
29:25آتیه.
29:28بخواب ببینید باشه.
29:30آتیه رو.
29:32آتیه رو بخواب ببینم.
29:35آتیه کار میکنیم.
29:36آتیه.
29:37همیجان.
29:38آتیه.
29:40باشه.
29:41باشه باشه.
29:41نه چه استوان بیارم.
29:43یعنی چی نه چه استوان بگنیم؟
29:44خدا رو.
29:45یعنی چی؟
29:46همجوری علکی علکی مرد؟
29:48دا ایه؟
29:49نه عزیزم من بهت میگم.
29:50دوی کجا سلم؟
29:51من جنازه شروع برگش میدم.
29:53بشینم.
29:53جنازه شروع همون برخواد کردن.
29:55من میگم بخواد در اون باشه.
29:57باشه باشه.
29:57باشه باشه.
29:58باشه باشه باشه.
30:00بسید
30:01بسید
30:01بسید
30:02بسید
30:04شهر ها بدون که به ما اطلاع بدن خواه کش کردن
30:07بابا بند خدا خیلی پروگیلی کرد
30:09دایی
30:11چرا من
30:13نموارد
30:14خدا نکنه ده
30:40یه چیزی به ذهنت رسید گفتیم
30:43به بعدش فکر نگردیم
30:45بعدی نداره بابا
30:47همین که امیری خورده حالش خوب بشه همه برمیگردیم تهرام
30:50همه چیم تموم بشه
30:52به همین سادگی
30:54همه چیم تموم بشه
30:55آره؟
30:56به همین سادگی
30:57این دختره ترسیده
30:59کافیه فقط شما بیشتر به ترسون اینش
31:02نباید فکر برگشتن یا زنگ زدن به این بر به سرش و زنه
31:07و این گن دیگه راجبه این قیاسی زده
31:09باید ندونم دلش بخواد پاشو بذاره ایران
31:14اگه همه امیدش هم به امیره
31:18میگیم تو تیراندازی مرده
31:27بابا هاتیه نباید برگرده
31:29یه جوری قضیه این دختر را تمام کن بره
31:35اسماشم
31:36به این سادگی ها نیست
31:39امیر ممکنه یه را بیفته بره
31:42کجا را بیفته بره؟
31:44مگه میتونه اینو کجا جالش کردن؟
31:47امیر باید با این قضیه کنار بیاد
31:50مجبوره با این قضیه کنار بیاد
31:52کی اونجا بوده؟
31:55ما هرچی بگیم دوستش هم بابر میکنم
32:02تو اگه بخوایی میتونه
32:04به خطر من
32:14موسیقی
32:36نه موسیقی
32:37خیلی خب
32:40تو برو خونه
32:43خدافز
32:50موسیقی
33:18موسیقی
33:21برای چگاه کنیم؟
33:42سلام
33:43شبه تا با گیره هم شده
33:46انگاه نه انگاه که سمستانه
33:48شبه تا با گیره هم شده
33:55ام خواهی قهفه به مامدی
33:59ببخشید
34:11ممنون
34:17چیزی شده؟
34:19قرار نیست چیزی بشه
34:21من فکر میکنم که
34:23ادامه این رابطه
34:24به سلاه هیچ کدوممون نیست
34:27لطفاً تمومش کنیم
34:29فکرم کنید
34:31رجله میکنی؟
34:33ما تازه داریم یکم
34:35تازه داریم چی؟
34:36؟
34:38رزا نه تو اون آدم اون وقتایی؟
34:40نه من اون دختره آشق جوون اون سالا؟
34:44تو الان خانواده داری؟
34:47یه خانواده ای که بهت احتیاج دارن؟
34:51باید برشون کامل باشی، نه نسوه و نیمه؟
34:56من هم نمیتونم
35:06ببین من این مدتی که تو اومدی و رفتی
35:10به همه این چیزا فکر کردم
35:12فکرم انتخاب تو اون بوده، انتخاب منم این
35:16تو تمام این سالا یاد گرفتم با تنهاییام کنار بیام
35:23به این فکرم اگه اشتباهی هم بوده گذشته دیگه
35:26دیگه فایده نداره
35:31رزا دیره، خیلی دیره
35:38نمیخوام مجبورت کنم، ولی فکر میکردم که یه فرصت دیگه ای بهم بدی
35:43من تازه بعد از سالها دارم
35:46معنی دوست داشتنه میفهمد
35:48رزا خواهش میکنم
35:51خواهش میکنم
35:57خواهش سرد میشه
36:37بابا، هنوز نخواه بدی؟ دیر وقته
36:42شما کاراتون خوب پیش میره
36:44سلام
36:48ببخش من دیر مدام
36:50همیشه دیر میه، اصلا اگه هستیم تو زندگی ما
36:53همه جان، آروم باشم
36:55آروم باشم؟
36:56مثل ماما لیلا که آروم بود که هیچ وقت ندیدهش که حتی روز آخر بیمارسان نموند کنارش
37:03بابا اصلا تارو به این فکر کردی اگه میموندی مادر من رو زنده بود؟
37:07بابا جان، من چند بار بهش گفتم فکر این عمل احمقانه رو از سرت بیرون کن
37:15ولی گوش نای کرد، بلاخره هم بی خود و بی جهت خودشو بکشتن داد
37:20بی خود و بی جهت، مادر من این کارکشو شما ازش خست شدین چون میخواست ببینینش
37:27همه اینا تخصیر شما، شما کشینش
37:30عزیزم این چه حرفی، گروه کنت برم
37:36من هیچ وقت او رو نبخشم
37:56موسیقی
38:07این چیه؟
38:08این یه حدیه ناقاول
38:10شاید بشه یه خاطره برای دختر پسر جوان که بیست سال نیگه بیان اینجا جای منتوبه شد
38:14موسیقی
38:19ها رو ببینیم تو این امانت چی هست؟
38:24میکن انگاشتر خودمه
38:25اه، چهتی میگی؟
38:44موسیقی
38:44ب Oscار
38:44حساب
38:45تو موسیقی
38:48موسیقی
38:49این گز Studio
38:50سالا
38:50تعالن
38:52باخش
38:53بسeler
38:53بسرم
39:12خوزش
39:14فردا صبح با هاوپی ما میان
39:16تک کنم طرف های زور خونه باشن
39:18به حل شد مشکل دیگه
39:20با همین کاری ندارم
39:21بکر خبر نداشتی
39:24این چی خبر نداشتم
39:26آخه این خودو بیام مرز
39:27قیاسی رو میگم
39:28یکی دو ساعتی که روبرو میشه
39:31همون موقع میگه که چاقو خوردنش
39:33ربطی به امیر آتی نداشته
39:35خب خدا رو شکر
39:37خودم بیام مرزتش
39:39از خیالمون راحت شد دیگه
39:57تو خبر داشتی
40:00خبر چی داشتم
40:02من شاید هم یکم حال قیاسی بهتر شده
40:04اما
40:05تو خبر داشتی
40:09اما نبفتی
40:10چرا
40:12خبر کردی اگه امیر آتی بران اون طرف
40:15راحت دارن خوشبخت میشن
40:17برای تو هم اینجای خوبه خوب
40:19چی میگه رزی
40:20نگه این حرفا رو بدایی باورش میشه
40:22نه با با
40:23بچه شدی نگه
40:25من و تو رازدار حالین
40:28باره احور که نیست که
40:33آره
40:34من تو با هم همرازیم
40:36یعنی چی؟
40:37یعنی رازای هملیگر رو میدونیم
40:39باید هوای هملیگر رو داشتا بشیم
40:44منظور؟
40:45نمینجوری
40:56یه شیز با مذهبی بهت بگم
40:58یه افصری کچیکه گمونم دوربر خونه شما آشنای فامیلی چیزی داره
41:02من این شبهای اتفاقی دارم از جل خونتون رد میشه
41:05هم ماشینش اونجا پارکه
41:09جالبه نه؟
41:33یکی دو ساعت حالش بهتر شده
41:35تو همین فاصله با معمورای آقایی حرف زده
41:38گفته کار شما نبوده
41:41ولی خب
41:42عمرش به دنیا نبوده
41:44حالش بد میشه و فوت میکنه
41:48این چونی که مگن آدم بدیه نبوده
41:51ولی مهم اینه که
41:55دیگه شما مقصر میسین
41:58شما مورد اتحام نیسین
42:00پرمند مختوم هست
42:04حالا باید اون دوتا موتور سوار پیداشون باشه
42:09فردا و خیال راحت میتونی بریم تران
42:14امیر خود تو مقصر ندان
42:16تو فهم میخواستی بهشون کمک کنه
42:21نمیگم فرموشش کن
42:23چون نمیتونی
42:25به ابت میگم با این قضیه کنار بیار
42:28خودتو عذیت نکن
42:53سلام
42:54گنت زدی دیگه
42:55من بهت گفتم دوتا آدم هرفی رو بفرست کارو تموم کنم
42:58دوتا بچه رو فرستدی
43:05خوب الان دست خودشونو با چاقو نبوریدم
43:07آقا کاری که تموم کرد
43:10که
43:11یک هفته یه بعد
43:15باید در خونه خودش تموم میکرد
43:17نه این که فرست کنه بگه کی زدتش
43:20خوب طاقتا برد
43:22اون چاقو رو به هرکی زده بود نهیم فهمید که ای رفته اون دنیا
43:26ببین
43:28من نباسلو برم
43:31اگه اونا رو بگیرن تو رو معرفی میکنن
43:34اون وقت هم که
43:35آقا دهن ما قرصه
43:38البته بستی که به ذرخامت این پاکت داره
43:40ولی خیالت راحت بشی
43:42خیال من راحته
43:45خوب میدونی که اگه دهن تو با کنی
43:48فاتفت خونده است
43:51من اون دوتا رو نمیشناسم
43:52خود یه جور جمعا جورش کن
43:57اگرم لازم شد
44:00خلاصوشون کن
44:09دست شما درد نکنم
44:12خودت هم یه مدتی آفتا بی نشه بارو سفر
44:16با منم تماس نگیر
44:19اگر لازم شد نه خودم با رو تماس میگیرم
44:25موسیقی
44:56موسیقی
45:28سلام
45:29سلام چه خبر
45:30سلامتی خبر پیشه شماست
45:34باید یه سری بری خونه آتیه
45:37پیشه پدرش
45:40من؟
45:41بلاخره یه نفر باید خبر رفوت دخترشون رو بهشون بده
45:44تو نزدیکترین دوست آتیه بودی
45:47من نمیتونم
45:51تنها کسی که میتونه توی
45:54با احلی ریزا برای، یه نفر کنارد باشه بہتر
45:58آخه من به باباش گفتم سالم رسیده اسطانبون
46:02یکی رفع رو جوش کن دیگه
46:05چیشی میدارم، مثلا بگو
46:08واقعا نمیدونستم چجوری این خبر رو بهتون میدارم
46:12اسطانب خیمانده است
46:14محنون
46:16بزارو براست
46:17شما که باشی، همه چی رو برای
46:20آخه، چی شده؟
46:23پس چرا منتظری؟
46:29بهشون خبر دادی؟
46:31منو دردریان بسارم
46:41میگم، هرام جاما
46:42اگه پیره مرده پیگیر بشه، بگه میخوام برم جنازه دخترم
46:47همونجو بردارم بیارم اینجا خاک کنم
46:49شما چی بهش میگی؟
46:53تیرندازی شد یا نشد؟
46:56آره شد
46:58خب، ما که دروغ نگفتیم
47:00میخواد بره چی بگه؟
47:04بگه دختر من داشته قاشاقی از مرز میرفته
47:08تیرندازی شده، مرده، جنازه شو برام پیدا کنیم؟
47:14خودش که بشتر از ما گیر میفته
47:17نه
47:20چیه؟
47:21اگه چیز دیگه یم از بگو؟
47:23نه نه نه نه، حالا بعد هستا باید میکنیم
47:30رازی؟
47:32حرفتو بزن
47:37نه میخوام نگرانت کنم
47:39ولی بالاخره باید بدونی دوروبرت چی میگذره
47:43اون یکی دو ساعتی که قیاسی توی بیمارستان به حوش اومده
47:47علی رزا اونجا بوده
47:49خب
47:51علی رزا همیشه بیمارستان بود
47:53با خبرم شده که معمورای آگاهی باش حرف زدن
47:59اون موقع هنوز بچه ها حرکت نکرده بودن طرف مرز
48:09اون ماجره هفتری هم که یادته که
48:12با اون دوست هم که تو مخابراته گفتم پیرینت تماس تمام بچه ها شرکت ها بستم بفرسته
48:18برستاد
48:21علی رزا کم باشون در تماس نم بوده
48:25با داشکوچی که بیشتر
48:34میدرستم به هم میریزیم
48:35ولی خب
48:36دلم نایمد بهت نگم
48:42موسیقی برای رقیر کبیر меньم
49:00اونو دل ت MGK
49:10دوارن های جوان تزاریونم
49:33ما رفتیم خدافز
49:35خدافز
49:38بابا سمیراست
49:47بیه تو رو بیان دختر شما وقت بگنش بیه
50:08به تو رو بزیجی جز ایه
50:17بیان باشی عرشوگ
50:19ده به تو وزیجا
50:24تف بیان دنگوش که بیان باشی داراده
50:38داشتن از مرز رد میشدن که تیر اندازی میشه
50:43امیر تیر میخواره برش میگردونن
50:46ولی آتیه
50:57الان کجاست
51:00نمیدونم
51:04داشت نیزی شیرانه
51:21امیر تیر نبیدونم تیری دیویی فاشه بشل موتانسیه
51:26امیر تیرانه
51:54PYM JBZ
52:23PYM JBZ
52:35PYM JBZ
53:00PYM JBZ
53:05PYM JBZ
53:06PYM JBZ
53:08PYM JBZ
53:22PYM JBZ
53:26PYM JBZ
53:27PYM JBZ
Comments