Skip to playerSkip to main content
  • 1 day ago
خلاصه داستان
فریحا دختری در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند که سرایدار آپارتمانی در یک محله بالانشین در شهر استانبول است. ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که فریحا در دانشگاه قبول می‌شود و با ثروتمندترین و مشهورترین پسر دانشگاه آشنا می‌شود. فریحا شروع به دروغ گفتن می‌کند و عاشق امیر می‌شود و وقتی که دروغ‌های فریحا برملا می‌شود امیر از او متنفر می‌شود و…

ازیگران:
هازل کایا
وحیده پرچین
چاتای اولوسوی
متین چکمز
جیدا آتش
صدف شاهین
یوسف آک‌گون
دنیز اوگور

Category

📺
TV
Transcript
00:00چیزی نیست عزیزم الان تموم میشه
00:05تمومه یکم دیگه مونده
00:09درد داشت؟
00:12اصلا درد نداشت
00:17داداشت؟
00:17مگه قرار نبود با هم بازی کنیم؟
00:20میخواستیم فوتبال بازی کنیم
00:22سب کن عزیزم
00:24آقای دکتر اجازه بده بازی رو فوری میرم
00:26فردا که مرخص شدی تو خونه بازی کن
00:28باشه پسرم؟
00:30یعنی میریم خونه؟
00:31چیه؟
00:32از اینجا خوشت نیومد؟
00:34نه زیاد خوشم نمیاد
00:36بعدا نتیجه از ماش میاد
00:38اما فکر نمی کنم چیز نگران کنندهی باشه
00:41فردا صبح مرخص میشه
00:42خیلی از لطفت و ممنون آقای دکتر
00:44خواهش میکنم
00:45خیلی ممنون ما چکرم
00:50داداش قرار بود از آرنده بخوایی چیزایی بیاره
00:54اکس مامانم رو بگو بیاره
00:57اکس مامان رو میخوایی چی کار مگه نینی کچولوی؟
01:00من نینی کچولو نیستم به سر قدرتمند مامانم هستم
01:06چه قضید من رو فروختی
01:08من هیچ وقت تو رو نمیفروشم داداش
01:11چون مامانم خیلی ناراحت شده که زخمی شدم
01:14به خاطر همین گفتم
01:17داداش فعلا بیخیال مامانم
01:19تو واقعا یه پسر مامانی شدی
01:22دوامون میشه هادا داشت
01:24مامانم که به خواست خودش نرفت
01:26مامانم بدون من حسلش سر میره
01:29مامانم من رو خیلی دوست داره
01:32بس دیگه بهتر فیلم نگاه کنیم
Comments

Recommended