Skip to playerSkip to main content
  • 1 hour ago
Moo be Moo Episode 11 (سریال مو به مو قسمت یازدهم) is a 2025 Iranian comedy-drama series that brings laughter, heart, and sharp social observation to the screen.

Category

😹
Fun
Transcript
00:00من فکر بیارم به کارگرم
00:02من خبر ندارم
00:03تلفونام شونیده
00:04موقعی که اومدن اینجا به من
00:07حق ندارید نیجا به ما پاید
00:10خب ببینیم این آقای موتورسوار کیه
00:15آها خودش
00:16اسم کریمه
00:18هر موقع من میامدن اینجا سرکلدش پیدام شد
00:20از همه چیزم خبردش
00:22اصلا من اینجوری که من میدم که یه نفر
00:23از بونگا خبرار رو میاره بیرون
00:25اینکه موتورش پلاک نداره
00:27اینکه هم که زده ماسکه هم که داره
00:29اصلا چهرش آلیشناسواری میشت
00:31یه علامتی رو موتورش بود میشت
00:33چی میگفت
00:35میگفت که زمین رو به این مشتری نفروش
00:38بیا به فروش به مشتری که من بیگم
00:40مشتری بهتر دارم
00:42باید ببینیم مشتری بهترش کیه دیگه
01:07خیلی محمدی
01:10چی شده
01:15خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی
01:18محمدی میگه
01:20سریع بیایید بونگا کارتون داریم
01:22خب برو
01:26سلام علیکم
01:28سلام
01:29سلام
01:31سلام خوشم
01:31سلام خوشم
01:32خوی مهندس
01:33سرمونه قوم باید
01:34شما خو بودی
01:35سلام علیکم
01:37خوی
01:37چطوری بسیار تو
01:39خوی
01:39خوی
01:41خوی مهندس
01:43مهندس این آقاییو میشنستین؟
01:47بله
01:48میگن بردره شما
01:50بله بردر ناتنی
01:52این آقاییون ادعا میکنن
01:54وکالت شما قانونی نیست
01:55زمینم مشکل حسف بناسط در
01:58یه نامه مددات سر رو برداشتن
02:00آوردن اینجا دادن تحبیل ما
02:01با این حساب مهندسی مهندسی مهندسی کنسل
02:04هرچی هم پول
02:05توی مدت از نمهنده خریدار گرفتین
02:07باید ظرف بیس و چار ساعت بهش پس بدی
02:10تبقی ماده پنج بند دو قرار دادم
02:13شامل ضررزیانم میشین
02:14نیازی است ما قرار دادو کنسل کنی
02:16من رضایت بردرامو جلب میکنم
02:19تفت قانون
02:20هرچی حق شما باشه من تقلیم میکنم
02:23نه آقا این معامله باید باطل چه
02:26اشکال داره
02:27چه اشکالی داره آقای جلال کچیکه
02:29داره میگه همه حق حق و حق و رازو میده دیگه
02:32دوست داری دادگاه پاسکا بری
02:33حالا
02:34باز چی میخوای کنسلش کنی
02:36ما زمین و پدریو نمیخسوشیم
02:38اونجا یادداریه
02:40بله
02:40سلم اگر خواستانم شد
02:42خونه یه جلالی داریم
02:43خواهرم داریم ولی الان سرمون شورقه
02:44بعد از رو یه سر به ما بزن
02:46همون
02:47ببین
02:47من کاری با این کارهایی تو ندارم
02:49کل پول من میدیر خسارتش هم روش
02:52اصلا حالا که اینطور شد نه پولو میدم نه خسارتشو
02:55شما هم برو شکایت کن
02:57تو اون زمین رو برای بیمارستان نمیخوایی
02:58فکر کنی من نفهمیدم
02:59برای چی میخواستم؟
03:01چرا تهمت بزنی؟
03:02آقا سلمات بفیسین تو رو خودحل میشه
03:04اینکه رایش نزد که
03:05آقا سلماتم آقا
03:06آقا جلال
03:06بیده با من بیرون جلال خوام با تون صحبت کنم بگیه
03:09ببخش
03:09خفرم
03:20چیشویه جلال خوام؟ آقا جلال
03:23یادگاری چیه؟
03:24دردتون چیه آقا؟
03:26وکالتنامه من هیچ مشکلی نداره
03:28ولی من الان نمیخوام با شما وارده دعوا بشم که
03:32درد سر خیلی بزرگتری برا من درست شده
03:34آقا هرچی حق شما و خوهراتون باشه من میدم بره فقط دست از سر من برداریم
03:38آقا کنسل کنینا
03:39من یه مشتری خوب صراح داریم
03:42چی چیو کنسل کن؟ مشتری بهتر که آقا جلال
03:44کریم میشنسه
03:46ساعت بارم من شما گفته که به این قزمیتا کنسل با کنگوش نکردیم
03:53شما چه کریمو دیدین؟
03:57ما خونهش داریم زندگی میکنم به بخشی ما جا داریم اینجا
04:01خاصی بیا ببین میبره پیش همون مشتری
04:12موسیقی
04:25ببینی اینجا
04:26ببینی اینجا
04:27ببینی اینجا
04:29ببینی اینجا
04:33سیگه داریم
04:55موسیقی
05:04شیرم، حال شانسته. با بیده داشت. مخلصتن. شکرم.
05:12شرمنده حلالمون کن. من چند بار مزاهمت شدم.
05:16کی تو رو میفرستد؟
05:17بین خودمون باشه. نمیخوام اقو محمدی بفهمه.
05:21منو شعاب میفرستد. چند سری فرستد، هر سری هم دیوی سی سر هزار تومن پول بمون میدد.
05:29شعاب کجا سبونگانم نهیدنش؟
05:31تا جایی که من میدانم مریضه، افتاده تو خونه، گوشیش هم خاموشه.
05:36مشتری که میگه کیه؟
05:38بابا طرف آدم معروفیه. احتمالا اکساش هم دیدی.
05:43نمیدانم کیا داری میگی.
05:44مخوایی برین پیشش؟
05:45حالا بریم. با ما میگه یا با مطور؟
05:48نه من که مطور ندارم. با ماشین شما بریم.
05:50مطور داشتی که؟
05:51اون مطور مال شعاب بود، در اختیار هم گذاشته بود.
05:54مال خودش هم نبود، البته نه فامیلی هم مالی کیه.
05:58خدا خواه.
06:00برای ازش رو بریم.
06:05این وصیله های مارم بردار بیاد.
06:08با اونی که بریم.
06:25پس مشتری زمین تویی.
06:29شناختمت.
06:31اکساتو دیده بودم.
06:32از همه روزو اول که وارد این شرد شدم،
06:35همه جا رو در و دیوار پر بود از اکسای تو.
06:39آقای محمدی گفت آدم حسابی این شرد توییو گفت ازت حمایت میکنه.
06:44پس سر و کارم با توی آقای تو جمبا.
06:54موسیقی
07:11چیزه را شیفت.
07:13سناله چیزه را
07:17این هم آقا منصور که اینقدر صحبت شما کردیم.
07:21بلاخره با بردم اشینجا.
07:23این آقایون هم اومدن به آقای تورکمان صحبت کنم برا فروش زمین.
07:27آقای تورکمان نیست.
07:29ستاد انتخابات وقت نداره.
07:31برید بعد انتخابات بیایی.
07:32چی میگی رشی؟
07:33مشتری سر زمینه.
07:35این آقایون هم از سهران اومدن.
07:36زاهران خیلی هم عجله دارم.
07:38عجله دارم بدن همون مشتری.
07:40آقای تورکمان نمیخره.
07:41از میراس فرنگی هم استلام گرفته.
07:43زمین مسئله سازه توش نمیشه ساخت و ساز کرد.
07:46من مشکل زمین رو میدنم.
07:48آقای تورکمان با یه تلفان حلش میکنه.
07:50گفتم.
07:51آقای تورکمان نمیخره.
07:52پشیمون شده.
07:53برید بدین همون مشتریه که پاشه.
07:56شکر کنیم.
07:58میگه آقای تورکمان نمیخره.
08:00عجیب ها.
08:00این رشید تا دیروز پیغام میداد به شاب برای خرید زمین.
08:04ولی الان میگه آقای تورکمان نمیخره.
08:06برید بدید همون هایی که میخوام بیمارستان بسازن.
08:09لداخره کار مصفتیه.
08:11انتخابات که یه؟
08:12روز جامعه.
08:14عجاله ی برف گروش و زمین نیسته.
08:16یه وایست این بعد انتخابات با آقای تورکمان عرف بزنیم.
08:18برید نمیخره. چی چیو سبر کنیم؟
08:24چون آقا تورکمان نمیخری.
08:26تو وقت محصر ما رو از کجه میدنیم؟
08:28کریم گفت.
08:29بعدان کریم گفت.
08:31نه من نمیدونم.
08:32ولی من نگفتم.
08:33نمیدونم.
08:34من یکی شنیدم.
08:35یادم نیه.
08:36آه.
08:38ما عجله داریم.
08:39بریم صداقا امینده.
08:42من که عجلهی ندارم.
08:45بایه میسیم.
08:46بعد همی فکری با حالشون کنیم.
09:03موسیقی
09:15چنب آقای تورکمان رو بخوام ببینن؟
09:17چها باید بکنم؟
09:18کجو قرد دارم؟
09:19آقای چهگینی اونجا تشریف دارند.
09:21آقای چهگینی؟
09:22باید.
09:24خیلی خوش بمایدید.
09:25بفرماید.
09:29مرسیم.
09:31آقای چهگینی، ببخشید.
09:33بفرماید.
09:33آقای چهگینی.
09:34سلام.
09:35سلام بگید.
09:35ما از تهران اومدیم.
09:36میخواستیم آقای تورکمان رو ببینید.
09:38آقای تورکمان وقت ندارند اصلا.
09:40آخه ما کار خیلی مهم داریم باشون.
09:42به من بگید.
09:43من بهشون انتقال میدم.
09:44کارمون خیلی مهم بهم.
09:45ممکنه تو نتیجه انتخابا تاثیر بزاریم.
09:47آقای چه گیری؟
09:48ایشون استاد دانشگاه هند.
09:50بله.
09:50چما یه لحظه کارتتو نشون بده؟
09:54لحظه...
09:55کمشش نشون.
09:57برهم.
09:57بفرماید.
09:59بله در خدمتم.
10:00خیلی خوش اومدید.
10:02بفرماید پذیرایی.
10:03بایی شده.
10:04بایی شده.
10:05کاریوان اینو بگیر.
10:06بفرماید.
10:08بفرماید.
10:16بفرماید.
10:17اینجا تشکتا شده باشید.
10:18میرسم پذرم.
10:23طرف ما این توه.
10:25خودشه؟
10:26رئیسشونه دیگه.
10:28آویر تورکه همان.
10:37بفرماید.
10:38بفرماید.
10:39بفرماید.
10:40بفرماید.
10:41مرسی.
10:42شما دیتونم جمع فریز عمان شما.
10:45برای برمان.
10:47برای خوبان.
10:49برای خوبان.
10:49اینشالا من دخل برمان شما هستم.
10:52یکی طریق هم هم برم.
10:54برای برمان شما.
10:56خدا حافظ.
11:00سلام.
11:01سلام علیکم.
11:02سلام علیکم.
11:03آقا شما.
11:03به من گفتن یک خانم و یک آقایی هستن که استاد دانشگاه هستن.
11:08و قرار یه سری رح نبود بدن برای انتخابات که من برنده میشم.
11:13در خدمت دونم.
11:14درسته آقای ترکن ما برای کار خیلی ماهیم میامدیم
11:17نشتابا
11:17من صاحب همون زمینی هم که شما دنبالش بودیم
11:21کدوم زمین؟
11:22همون تپه چوها
11:23اون که فروخته شد
11:24نه من کنسلش کردم
11:26بسیار کار خوبی کردیم
11:27من
11:28این معامل بودار بود
11:30اون زمین به درد من میخوره
11:32که روی تپه اون زمین
11:35یک هوتل بزرگ بسازم
11:37این شهر احتیاج به یک اقامتگاه مدهرون داره
11:41نمیدونم تا چه اندازه آشنایی داریم به شهر ما
11:45اما این شهر دریگه به سوی کبیر که باز میشه
11:50استعداد جذب توریست بسیار بالایی داره
11:53پر از آثار باستانی و تاریخیه
11:56آتشکده دوره ساسانی توی این شهره
12:00قارهای طبیعی و طوقاتی دوره مادها
12:03آبشار و چشمه اسکندر
12:06همام تاریخی و آسیاب بادی دوران سفلیه
12:10با اختاله رو امارت کش
12:12اینشالله
12:13بی حرف پیش گوش شیطون کرد
12:16من اگر در انتخابات پیروز بشم
12:19این شهر رو به یکی از قدبهای گردشگری تبدیل بیکنم
12:24در کشور
12:25اومدم با قابلیان مبارزه کنم
12:28حابیل
12:29در مبارزه با قابل
12:32آفرین بر شما
12:34خدا حافظ شما
12:37البته اون زمین رو با این قیمت من نمیخرم
12:40اما بدونید که
12:42مشکل میراز ورهنگی داره
12:44اتفاقا الان داشتم با فرماندار صحبت میکردم
12:47من میتونم حلش کنم
12:49اینشالله بعد از انتخابات تشفیری
12:52من در خدمتونم
12:54بعد انتخابات برما خیلی دیر آقا
12:56آخه الان وقت خرید و فروش زمین نیست که
12:59اینشالله بعد از انتخابات
13:01در خدمتونم
13:03تشفیری این دفتر گاراج
13:04با هم دیگه صحبتو کنیم
13:06بله
13:06بله
13:07آقای
13:09حاویل خان
13:10من برا فروش زمین اینجا نهیم
13:13من اومدم دنباله بچم
13:14بچم کجاست
13:15بچه چه حرفا چه میزنی
13:17آقای
13:17تو میتونم به خاطر پول بچم رو دوزیدی
13:19آدماتو فرستدی ننبال بچه ای من
13:20بچم کجاست
13:21بلم کن پدرتو در میارم آن
13:23ببی
13:23آبرو تو میبرم
13:25همه ی شهر رو میریزم اینجا
13:27یک کاری میکنم حتی یک نفرم بهت رای نده
13:29تا زمانی که بچم پیدنشم دستردار نیست
13:31ایه خانم چرا آبرو ریزی میکنی؟
13:35اومدم نتیجه یه انجه خواباتو عوض کنم
13:37همه بعد بدونم تو کیستی؟
13:38آنم خواهش بکنم داد نذرید
13:40آبی رو ریزی نکنید
13:42با شهاب در ارتباط نبودی؟
13:44شهاب
13:45شهاب نه
13:46رشید
13:46رشید رو میشتسی؟
13:48بله همین الان پیشش بودم
13:49رشید با شهاب در ارتباط بوده
13:51اینا قرار بوده که بیان زمین شما رو
13:54برای من بخرن
13:55بعدم ما متوجه شدیم
13:56زمین رو به یه قیمت نامعقولی به یه نفر دیگه فروختید
14:00بعدم ما متوجه شدیم
14:02اون زمین رو برای هفاری آثار باستانی میخواسته
14:05بعد هستون نشان دیگه من که چی خبری ندارم
14:08بعدش بچه همون گفت شد
14:10دوست دیدنش
14:10متوجه شدم
14:12البته تو این ماجرا خودمون بیتخذیر نمیدونم
14:15ولی کار من نیست
14:17من خودمون بچه دارم
14:19خواهش میکنم از اینجا تشوی ببرین
14:22من هر کاری از دستم بر بیاد
14:24برای پیدا کردنه بچه تو من انجام میدم
14:26اصلا کل شهر رو من بزیج میکنم
14:29تو بچه شما پیدا بشه
14:30فقط خواهش میکنم از اینجا تشوی ببرید
14:33من به اون رشید شک دارم
14:37میگفت ترکمان زمین رو نمیخواد
14:39بعد خود ترکمان میکرد زمین رو میخواد
14:41اصرار هم داشت زود بریم محضر
14:43زمان دقیق محضر رو میدونست
14:47میدونست شهاب بیمارستانه
14:48حرفی نزد دیگه
14:50من طبیعی رفتا بی کردم نمیدونم
14:52چرا بعد اون زمین رو ده برابر از تو بخره
14:56شک نکردی
14:59خواه اصلا برای چی میخواه
15:00گفتم میخواه توش بیمارستان بسازن
15:01من چه میدونم
15:03بریم ببینیم
15:31سلام دارویش
15:32سلام حجم
15:33حالی شما
15:35ماشالله تهیول ارز میکنی
15:36همه جاستی
15:37من همه جا هست
15:38برمشون خوب بایدیم
15:39خیلی درویش نهی
15:40میدم چشم
15:41حتما میدم
15:41حتما
15:42خیالت راحت باشی
15:44ببقی
15:44الو
15:46بله
15:49اومدم
15:49اومدم
15:50اومدم
15:58اومدم
16:17بیشترین تخفیف ها در هراج آخر سال دیژیکاله
16:23از یک تا پانزده اصفند
16:26دیژیکاله
16:29سفه
16:30همیشه در حرکت هست
16:33اما آرامش
16:34گاهی در یک توقف کتا
16:36نهفته هست
16:40اقامت ساعتی قبل
16:42و بعد از پروس های خارجی
16:43در هتل های بیند
16:45ملنی فروتگاهی
16:47رکسان
16:59موسیقی
17:01موسیقی
17:10دیدم تو زمین یدون اتاقا که فلزی ساختن
17:13چشم انداختم نفهم بیدم چیه
17:15سر اگه گوسیقی خانی زگ زد گفت
17:18سر خودتون رو برسومد بیمارستان
17:20حتما شهاب به حج اومده
17:21امیدوارم
17:25سر
17:29موسیقی
17:34کار سر شد دیگه
17:35چرا؟
17:36شهابیه رو پیش تمام کرد
17:37تو همون اتاقون بری
17:40واقعی
17:41بیش
17:41پیش
17:42ب،ش
17:42موسیقی
17:48هطر
17:49عمد skin
17:49اما
17:51ویمو
17:53عرسهم
17:55موسیقی
17:56نما
17:57ـ
17:58چی شده؟
17:58چی شده؟
17:59چی شده؟
18:00نشه سیاقی اینجا
18:01این دراز بکشی کنم
18:06دکتور اینجا سخبرش میکنم نگر نباشیم
18:09آقا میتونستی خبری یه جا دیگه به ما بده اینجا نکه؟
18:12اینجا مناغبش هستم
18:14بیا بریم یه داره کار دارم
18:22سلام
18:30آماده
18:30آماده
18:31سلام
18:32سلام
18:33آقا محاجر استم پیدره بوده
18:35آقا محاجر استم پیدره بوده
18:36همونجا یه لحظه بایستی من ساله مهمی ماده ازتون بپرستم
18:39دسته گرد را عزیزو باید
18:40دسته گرد تا جریان چه سرن؟
18:42خبرنگانه آقا محاجر من گفتم بیا
18:44ما متازه بودیم شباب به غوش بیاد
18:46به غوش نایمد مقت
18:48انا تنها را امونه تلرسانیه دیگه
18:50گفتم بیا ماد مصاحبه بکنن
18:52باید تو فضای مجزی پرش کنیم تا بچه پیدا بشه
18:55باید از مردم کمک بگیریم دیگه
18:57اول اصلا مخورد تو معرفی کنم
18:59هر کاری میخوایی بکنیم بکنیم
19:00من حرف می ندارم بزنم
19:01ولی آقا اگه شما یا مادر بچه صحبت کنید
19:04خیلی در پیدا کردن بچه کمک میکنه
19:06نمیخوام حرف بزنم ازیاد میشم سرنگ
19:09ما یه خبر جدیدی چنیدیم آقا
19:10خیلی برامون عجیب بوده
19:12من اصلا به خاطر همون میخواستم باید تو مساحبه کنم
19:15چه خبر جاییم؟
19:16بیا من توضیح میدم بهت
19:17بچه ها ببخشید باید
19:20خب خبر جایی چید؟
19:22من از لحظه اول که بچه باید شد
19:24دستور دادم
19:24تمام ورود خروجی های شهر رو کنترول کنن
19:27که بچه رو نتونن از شهر خارج کنن
19:29بعد میدونه بود
19:30اون دوستت بود دفعه دومی که با هم اومدید اینجا
19:33همون که تو فیلم دردونه مدابسته بود
19:36متین
19:37آره
19:37دیشب تو لیسته ایک از اوتوبسه ای که وارد شهر شده اسمش بوده
19:42تو در جریانی؟
19:44من چند روزی که اصلا ارتباطی باش ندارم
19:48نمیدونی من چی اومده؟
19:50نه
19:51هلان کجاست؟
19:54نمیدونم
20:18نمیدونم
20:19بهتری؟
20:19آره فقط فکر کنم تو سرم هم آرام بخش روخه کم منگه
20:27خبر جدید دارم
20:30چی؟
20:30مطین اومده اینجا
20:34مطین کجاست؟
20:35نمیدونم پرد
20:36خب مگه با هم در تماس نیستی؟
20:39نه آخرین باری که باش تلفونی حرف زدم
20:41تو جده بودم که با هم دعوامون شد
20:43بعد اون دیگه برتباطی با هم نداشتی
20:45یعنی چی خب باید زنگ بزن؟
20:46شاید یه چیزایی میدونه شاید اومده کمکمون کنه
20:49زنگ زدم بلا کم کردم
20:51یعنی چی؟
20:54بازه من به زنگ بزنم
21:06خاموشه؟
21:09یعنی کجاست هم؟
21:10برای چی اومده؟
21:12نمیدونم
21:12برای پیدا میکنم
21:13شهر کوچی که میفهمم
21:14خودش کار کنم
21:16مطین از جیپ و پو که من خبر داره
21:18همه چیزم ها میدون
21:20این کار کاره اونه
21:22تقلید تماس تو
21:23نمیدونم صدای من رو بندازیر
21:25اون تماس ها با
21:25این ها کار مطینه
21:27تو چرا بهش اعتماد کردید؟
21:29رفیق همون
21:30کمک هم میکرد
21:32جونشو برام میداد
21:33چه نود اعتماد میکرد؟
21:34جریان زمین رو میدونه؟
21:36آره کامل
21:39اشتباه من این بود که
21:40جوریش زرف نشون دادم
21:42من بهت نگفتم
21:45یه مدت بود من
21:46خواب میدینم که
21:47یه سری آدم افتدن دنبالم
21:48همون دورهی بود که
21:49تلبکار رو دورم کرده بودن
21:51نمیذاشن نفس بکشم
21:52آرامشو ازم گرفته بوده
21:54بعد خواب میدینم که
21:56یه یاروی که
21:57یه تحتوی اقاب رو گردنش داره
21:59داره من رو میکشه
22:00همه اینا رو برای متین تعریف کردن
22:02با جوزیت
22:03بعد متین گفتش که
22:05یه زنه هست
22:06تبیر خواب میکنه
22:08هفت سال تو تبد دوره دیده
22:10کارش خیلی خوبه
22:11رفتیم پیش زنه
22:12زنه گفتش که
22:14بال اقاب نشونه بزرگیه
22:16گوج میگیری میری بالا
22:17محفظ میشه
22:18همه ی حرفاشم درست عذاب دارمیمان
22:21بلاستستم
22:22یه قدرتی تو من اینجا چرده بود که
22:24هر کاری رو ممکن بکنم
22:26که اون حرف رو درست سر بیاد
22:28اشتباه هم خیلی زیاد کردن
22:29و ها رو همه چیز رو زشتم
22:34صرف باورت میشه من
22:35از مرگ بابام ناراحت نشدم
22:39یک قطر عشق باقی براش نریختم
22:43چون مردن بابا
22:44باعث میشد من به عدفم برسم
22:51زنه گفتش که
22:55امکان داره
22:56یه قدرتی بزرگتر از تو
22:57رو از پادر بیارو
22:58به نظرتون چیه؟
23:00اینا مهماته خرافاته
23:02خودتو درگیری چی کردی من سور
23:04متین نیست میبینی چرا
23:07متین تر تو نداره
23:12به نظرم تو دوچار خیالاتو توهم شدی
23:17باید متین رو پیدا کنم
23:18پیدش میکنیم
23:20من فکر میکنم فردا
23:22باید بریم دارو خونه ها رو اینجا بگردیم
23:25برای که من بهشون گفتم بریم برای بچه دارو بگیریم
23:27شاید رفته باشن با من
23:31میریم من چی کار کرم؟
23:36من بابامو تو عید خونه همون دفت کردیم
23:38چی؟
23:40چرا؟
23:42چرا؟
23:43منظور بابرم نمیشه یعنی چی؟
24:05چرا؟
24:35PYM JBZ
24:50PYM JBZ
25:15PYM JBZ
25:43PYM JBZ
26:14PYM JBZ
26:24PYM JBZ
26:54PYM JBZ
27:25PYM JBZ
27:45PYM JBZ
28:17PYM JBZ
28:21PYM JBZ
28:51PYM JBZ
29:05PYM JBZ
29:29PYM JBZ
30:03PYM JBZ
30:35PYM JBZ
30:43PYM JBZ
31:13PYM JBZ
31:27PYM JBZ
31:40PYM JBZ
31:51PYM JBZ
31:58PYM JBZ
32:07PYM JBZ
32:37PYM JBZ
33:05PYM JBZ
33:33PYM JBZ
34:04PYM JBZ
34:34PYM JBZ
34:44PYM JBZ
35:34PYM JBZ
35:36PYM JBZ
36:13PYM JBZ
36:30PYM JBZ
37:00PYM JBZ
37:32PYM JBZ
38:02PYM JBZ
38:26PYM JBZ
38:29PYM JBZ
Comments

Recommended