Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
عشق بی حد و مرز -#73 خلیل ابراهیم & زینب
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00ما واسه خودمون راست میکنیم اشکالی نداریم
00:01احور ویل کن گرست نمونه بابا
00:03بریم آشماز خونه یه چیزی بخوریم
00:04مگه نداریم
00:05اگه تا چند دقیقه دیگه درست حضابی ماجر را تعریف نکنین
00:08یک کتاک از من می کنیم
00:09من برای تعریف میکنم بیا بریم
00:11دقیقا
00:11بیا داری نترس
00:13غلیل ابراهیم چه خبره
00:16نمیخوای چیزی بگی
00:19شوتا داره زنگ میزنه
00:22جونم شوتا
00:30ما هم تور سورانی
00:31نه لازم نیست شما بیایی
00:33باشه خدافز
00:35حالا داداشم خوبه؟
00:37خوبه خوبه نگران نباشه
00:38دارم میرن خونه
00:40خدرش شکر
00:42من برم آشپسخونه
00:43تا عثمان کل آشپسخونه را نخورده نه؟
00:50چه خبر؟
00:55تو برای چی بی خبر از من کار میکنی؟
00:58یکی تو چی زید میشد چی؟
01:00چون میخواستم به یه دردی بخورم
01:03حد اقل واسه به درگ واسل شدن اینی علماس
01:07حدس میزد امامانم بره پیشش
01:10اما از کجا میتونستم حدس بزندم
01:12که اون عوضی منو گیر و گام بگیر و از تو باج گیری کنه
01:16دردیو جهر
01:22دیگه منو اینطوری نترسون باشه
01:28چیزی هست که تو ازش بترسی؟
01:31میترسم
01:32زینب
01:36میترسم از دستت بدم
01:42باشه
01:44دیگه نمیترسونم ات
01:48حالا تحریف کن ببینم اینجا چه اتفاقایی افتاد
01:51آخرین لحظه تو رو تحویل داود داده بودن
01:54بعدش تو چطوری اون روانی رو متقاعد کردی؟
01:58چی بهش گفتی؟
01:59داود نبود
02:00بسرش سرکان بود
02:03اون از پدرش روانی تره؟
02:06اولش بعد حرف زد
02:08اما بعد به تب و فقرستیم
02:39موسیقی
02:56خلیل ابراهیم
02:57داران جدی میگن
02:59حتی اینجا رو هم دادن به ما
03:01یعنی چی اینجا رو دادن به ما؟
03:03گرفتیم دیگه
03:05یعنی
03:07اینجا دیگه مکان داود نیست
03:13ببین
03:13میدونی ما چی کار کنیم؟
03:15تو قهوتو بخور
03:16من برم از توران و عثمان بپرسم
03:18ببینم چه خبر شده
03:19باشه باشه نرام
03:20نرام
03:21آی خلیل ابراهیم من نگرانه
03:23جون تو هم از نگرانه دارم میمیرم
03:25بعد تو انگار اومدی مصاحبه کاری به من میگی
03:28اینجا مال ما شد
03:29دیگه صاحبه اینجا ماییم و این حرفا
03:30منم در نظر نداشتم اینجورو بگیریم
03:33اما با سرکانی که داشتیم حرف میزدیم
03:34یه هایی پیش اومد
03:37شلک نکنین
03:53عزیزم
03:54ببین اینجا از زمان کدکی من بوده و متعلق به اوناست
03:58اونا بمیرنم یه زباله اینجا رو به کسی نمیدن
04:02چطوری اینجا رو بهت دادن
04:04همونطور که گفتم
04:05اولش راضی به این کار نبود
04:07اما بعدش به یه نحوی راضی شد
04:32داری به چی نگاه بکنی؟
04:33شلیک کن دیگه
04:35شلیک کن تا ببینیم
04:37یه نفر از اونایی که بهشون سلام میکنی
04:39زنده میمونن یا نه؟
04:40تو هنوز ماتوجه نیستی فاتو تو کفشکی کردی
04:49من قاطع این کسافتکاریه نمیشه
04:51اما اگه اونو وزیاد
04:53بخوان دور و اطراف من به بلکنه حالمونو خراب کنن
04:58نابودشون میکنن
05:00اما امروز تو رو نمیکنشه
05:06میفرستم ات پیش بابات
05:20فقط
05:20واسه این که حرفا مو بهش برسونی
05:23برای این که این دفعه درست بفهمه
05:26گفتم جایی که من هستم متعلق به منه
05:29اما متوجه نشدیم
05:31اینجا دیگه برای منه
05:33مکان داود نیست
05:38اینجا برای ماست
05:40به اون بابات که دوازده ساعت به این وقت داد برو بگو
05:45از اونجایی که به مکانم هم بکرد
05:48از اونجایی که از دور با توفنگ دوربیندار
05:51مهمون منو زد
05:54هونو مهمون این خاک ها میکنم
05:58بدون مکان میذارمش
06:00تا موقعی که دوباره به خاک برگرده
06:04هر روز
06:06منتظر این باشه که قراره چه روز این وقتش برسه
06:27الانم خیرتو پرتوتو جنگ کنم
06:30از مکانم گم شو بیرام
06:43وده
06:45وده
07:01جوران دادشم
07:03کارم تموم شد
07:05بیاین اینجا
07:09داود برای گفتن شریعت بازم میاد
07:12اما سرکان
07:14وقتی داشت میرفت خیلی خوشحال بود
07:19خیلی خواهم
07:21بگذاریم
07:25اینقدر تو رو زیاد دوست دارم که
07:28این دروق هایی که گفتی
07:30هیچ کدومشون برا مهم نیست
07:35همین که زنده ای برام کافی
07:37الان هر داستانی دوست داری برام تعریف کن
07:43خب دیگه بریم خونمو
07:48بچه ها مغازه رو میبندم
07:52چی مغازه؟
08:05حسنان ما میریم خونه میبینیم اتون
08:07باشه؟
08:07باشه باشه شما بریم
08:09ما هم یه چیزهایی بخوریم ببندیم میاییم
08:11خلیل ابراهیم
08:13ما کلید اینجا رو نداریم
08:15چجوری ببندیم؟
08:16داداش به کلید نیازی نیست
08:19کسی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
08:21بیاد به مکار ما
08:22آها
08:25کسی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
Comments

Recommended