00:00ما واسه خودمون راست میکنیم اشکالی نداریم
00:01احور ویل کن گرست نمونه بابا
00:03بریم آشماز خونه یه چیزی بخوریم
00:04مگه نداریم
00:05اگه تا چند دقیقه دیگه درست حضابی ماجر را تعریف نکنین
00:08یک کتاک از من می کنیم
00:09من برای تعریف میکنم بیا بریم
00:11دقیقا
00:11بیا داری نترس
00:13غلیل ابراهیم چه خبره
00:16نمیخوای چیزی بگی
00:19شوتا داره زنگ میزنه
00:22جونم شوتا
00:30ما هم تور سورانی
00:31نه لازم نیست شما بیایی
00:33باشه خدافز
00:35حالا داداشم خوبه؟
00:37خوبه خوبه نگران نباشه
00:38دارم میرن خونه
00:40خدرش شکر
00:42من برم آشپسخونه
00:43تا عثمان کل آشپسخونه را نخورده نه؟
00:50چه خبر؟
00:55تو برای چی بی خبر از من کار میکنی؟
00:58یکی تو چی زید میشد چی؟
01:00چون میخواستم به یه دردی بخورم
01:03حد اقل واسه به درگ واسل شدن اینی علماس
01:07حدس میزد امامانم بره پیشش
01:10اما از کجا میتونستم حدس بزندم
01:12که اون عوضی منو گیر و گام بگیر و از تو باج گیری کنه
01:16دردیو جهر
01:22دیگه منو اینطوری نترسون باشه
01:28چیزی هست که تو ازش بترسی؟
01:31میترسم
01:32زینب
01:36میترسم از دستت بدم
01:42باشه
01:44دیگه نمیترسونم ات
01:48حالا تحریف کن ببینم اینجا چه اتفاقایی افتاد
01:51آخرین لحظه تو رو تحویل داود داده بودن
01:54بعدش تو چطوری اون روانی رو متقاعد کردی؟
01:58چی بهش گفتی؟
01:59داود نبود
02:00بسرش سرکان بود
02:03اون از پدرش روانی تره؟
02:06اولش بعد حرف زد
02:08اما بعد به تب و فقرستیم
02:39موسیقی
02:56خلیل ابراهیم
02:57داران جدی میگن
02:59حتی اینجا رو هم دادن به ما
03:01یعنی چی اینجا رو دادن به ما؟
03:03گرفتیم دیگه
03:05یعنی
03:07اینجا دیگه مکان داود نیست
03:13ببین
03:13میدونی ما چی کار کنیم؟
03:15تو قهوتو بخور
03:16من برم از توران و عثمان بپرسم
03:18ببینم چه خبر شده
03:19باشه باشه نرام
03:20نرام
03:21آی خلیل ابراهیم من نگرانه
03:23جون تو هم از نگرانه دارم میمیرم
03:25بعد تو انگار اومدی مصاحبه کاری به من میگی
03:28اینجا مال ما شد
03:29دیگه صاحبه اینجا ماییم و این حرفا
03:30منم در نظر نداشتم اینجورو بگیریم
03:33اما با سرکانی که داشتیم حرف میزدیم
03:34یه هایی پیش اومد
03:37شلک نکنین
03:53عزیزم
03:54ببین اینجا از زمان کدکی من بوده و متعلق به اوناست
03:58اونا بمیرنم یه زباله اینجا رو به کسی نمیدن
04:02چطوری اینجا رو بهت دادن
04:04همونطور که گفتم
04:05اولش راضی به این کار نبود
04:07اما بعدش به یه نحوی راضی شد
04:32داری به چی نگاه بکنی؟
04:33شلیک کن دیگه
04:35شلیک کن تا ببینیم
04:37یه نفر از اونایی که بهشون سلام میکنی
04:39زنده میمونن یا نه؟
04:40تو هنوز ماتوجه نیستی فاتو تو کفشکی کردی
04:49من قاطع این کسافتکاریه نمیشه
04:51اما اگه اونو وزیاد
04:53بخوان دور و اطراف من به بلکنه حالمونو خراب کنن
04:58نابودشون میکنن
05:00اما امروز تو رو نمیکنشه
05:06میفرستم ات پیش بابات
05:20فقط
05:20واسه این که حرفا مو بهش برسونی
05:23برای این که این دفعه درست بفهمه
05:26گفتم جایی که من هستم متعلق به منه
05:29اما متوجه نشدیم
05:31اینجا دیگه برای منه
05:33مکان داود نیست
05:38اینجا برای ماست
05:40به اون بابات که دوازده ساعت به این وقت داد برو بگو
05:45از اونجایی که به مکانم هم بکرد
05:48از اونجایی که از دور با توفنگ دوربیندار
05:51مهمون منو زد
05:54هونو مهمون این خاک ها میکنم
05:58بدون مکان میذارمش
06:00تا موقعی که دوباره به خاک برگرده
06:04هر روز
06:06منتظر این باشه که قراره چه روز این وقتش برسه
06:27الانم خیرتو پرتوتو جنگ کنم
06:30از مکانم گم شو بیرام
06:43وده
06:45وده
07:01جوران دادشم
07:03کارم تموم شد
07:05بیاین اینجا
07:09داود برای گفتن شریعت بازم میاد
07:12اما سرکان
07:14وقتی داشت میرفت خیلی خوشحال بود
07:19خیلی خواهم
07:21بگذاریم
07:25اینقدر تو رو زیاد دوست دارم که
07:28این دروق هایی که گفتی
07:30هیچ کدومشون برا مهم نیست
07:35همین که زنده ای برام کافی
07:37الان هر داستانی دوست داری برام تعریف کن
07:43خب دیگه بریم خونمو
07:48بچه ها مغازه رو میبندم
07:52چی مغازه؟
08:05حسنان ما میریم خونه میبینیم اتون
08:07باشه؟
08:07باشه باشه شما بریم
08:09ما هم یه چیزهایی بخوریم ببندیم میاییم
08:11خلیل ابراهیم
08:13ما کلید اینجا رو نداریم
08:15چجوری ببندیم؟
08:16داداش به کلید نیازی نیست
08:19کسی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
08:21بیاد به مکار ما
08:22آها
08:25کسی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
Comments