- 10 minutes ago
Farar az Tars part 2 - فرار از ترس قسمت ۲
Category
😹
FunTranscript
00:00PYM JBZ
00:30PYM JBZ
01:00ترس ابتدایی ترین و خالصترین حسیه که آدم
01:06تو لحظات سخت تجربه شو کنه
01:09ولی آیا ترس دشمن ماست
01:15یا میتونه راه نمای ما باشه؟
01:19رحای زمانی اتفاق میفته
01:21که بریم تو دل ترس
01:23هر انتخاب یه مسیره
01:26یا روبه جلو
01:27یا برعکس
01:29وقتی زم پر از استراب و وحشته
01:34تصمیم گرفتن خودشی کنره
01:36کنره دیدن واقعیت
01:39بین سایه ها
01:40و شنیدن حقیقت
01:43بین سر و صدا ها
01:45شاید راه خل
01:47فقط تو نحوه نگاهتو به مسئله باشه
01:50یه زربول مسئله چینی میگه که
01:54تاریکی رو نفرین نکن
01:56یه شن روشن کن
01:58اینی آزمایشه
02:00باید بگردی دنبال نسخه از خودت
02:03که میخوای واقعا باشی
02:05من محسن موتج هستم
02:09برنامه نویس و پجوهشگر حوش مصنوعی
02:12به فرار از درس خوش اومدید
02:17خوشگر حکر حوششگر حوشگر حوشگر حوشگر حوشگر حوشگر من الین
02:24ابن mão자는 عین نشه
02:24جل سایت چنو
02:38مر rare
02:47موسیقی
03:17بابا بادام داد بابا دررست بابا فلان فلان
03:23اینجا صد تا عدد نوشته بچه
03:25بیا بی بی بی بی اینو بگریم پیدا کنیم
03:29اول بزار چیز غیر منتظره
03:31یکیلید کچیک هم این در رو اگه بتونم باز کنم یکیلید کچیک اونجا
03:35یدونه اینجا قفله بچه ها اینا رو درقت کنی جواد اینو تو بازش کن
03:39باشه باشه
03:41باشه
03:43باشه
03:45خب بزر بینیم با یه عدد مدد ها هرکی
03:55خانه ماهی ها تو را صدا میزند
03:58یعنی این خانه ماهی هاست
04:01و این باز شد
04:07برای باز کردن غفل جهتی روی میز تحریر به یک الگو نیاز است
04:13با توجه به رابطه میان نقاشی ماهی ها روی میز و همان نقاشی در بالای اکفاریوم میتوان نتیجه گرفت که الگو مورد نظر داخل اکفاریوم و کنار ماهی ها پنهان شده است
04:26با توجه به جهت های این الگو میتوان غفل جهتی روی میز را باز کرده
04:31ها
04:33اقا گوش کن به من یه بیس و هشت اینجاست
04:35خب بیس و هشت ها که زده اقا
04:37سب کنن بیس و هشت کم یه شیش هم اونجاست
04:39این هم خب رقام برگش شیش
04:41یه شیش هم اینجاست درسته؟
04:43بیس و هشت شیش
04:45شیش؟ یه رقم نیگه بخواه
04:47ببین
04:49این چیه؟
04:51286
05:00ای بابا
05:07واقعا اینجا یه اتفاقی قدیم افتاده
05:10اینم یک تا چهارده
05:11این کنه رو عمره من اجاله نمی کنم
05:13یک تا چهارده
05:15اینم چند بیس تا سی
05:18این دهتاییه
05:19این دهتاییه
05:20این چهارده تاییه
05:22نیواجان
05:22بله
05:24سلام
05:24خانه ماهی ها یعنی چی؟
05:27خانه ماهی ها کشو هست دیگه
05:29خب
05:30توی طبقه همکف هم یک دونه داشتی
05:32مکس ماهی درسته
05:33یه نفر باید جدا شده بره بای اکفاریوم
05:36بچه ها
05:37خانه یادتونه یک دونه اکفاریوم داشتی؟
05:40خب ستا ماهی برداشتی
05:41خانه ماهی ها اشاره به اونم داره
05:43کلیده این رو ممکنه اونجا رو برات بگذاشتی
05:45نه این کلیدی نیستاخه
05:46این چپ رو رمزشو ممکنه اونجا رمزشو
05:48ببین اونجا ممکنه برات یه چیزی تو این فاصله گذاشته باشن
05:51جواد میخوایی تو برو
05:53من ترجیح میدم که موقعیت بعدی رو برم
05:56برو
05:57خیلی خوب
05:58های نمیرم
05:59الان برم پیش اکفاریوم
06:00اکفاریوم
06:01محافقی هم نداره؟
06:02نه
06:03نه
06:04آره محافقم
06:05برو رو
06:06اکفاریوم
06:07ستا ماهی داشتی
06:08یه بلد هم کجاست
06:09اونجا بعد دوباره یه چیزی
06:10آره یه چیزی در باره این
06:12خیلی خوب
06:13فقط یه واقع یه چک بکنیم جنگی بخوادی که زمان رو عده سدیم
06:15یه قفل اینجا داریم
06:16الان ما رو این کار رو کنیم
06:18لیوان
06:20یه رقا یه رقا یه تمرکز کن
06:22ببین بخواد یک زمان رو عده سدیم
06:24این یه دونه کلید اونجاست
06:26این رو باید باز احتمالن این کلیدهای کوچیک اینجاست
06:28خب؟ احتمالن
06:30رمز این رو من الان دنبال این میرم پایین
06:32برو
06:33بله
06:34خانه ماهی ها بقیه هم ویتینگ
06:36تا دوستان برم باشه
06:38آقا ما دو تا ویتینگیم ایش تکونین او بخوریم
06:40تا در این تکون که میتونیم بخوریم
06:42باشه
06:44خب اینجا الان تاریکه که
06:46روشن میشه برو
06:48ن palette
06:50بżeین جه برو
06:56ز Psalm 70
07:02شروف
07:04نه دوند
07:06آ Formula
07:08دوند
07:12امین
07:14من روشن
07:16چرا سکیت شدی؟
07:19آقا بسته اشتا بود به من آمان
07:25دوست دارم
07:41خب الان به بای خدایی بزن
07:46خیلی جالبه دوباره ما همون سحنه قبل مواجه شدم همون دختر بچه ای رو که قبلا دو مرتبه دیده بودیم تا اینجایی کار ولی باید یه بار دیگه دیده هم میسرم این سن آخری که داره یه نقاشی رو میکنه
08:11گفت سمت ماهی سه تا ماهی اینجاست
08:15یکیه تو نه سالگی خفه کردن
08:21چرا فکر چیدی؟
08:23نه
08:25ترسیدم نرمدم جلو بدینم چی میگه چون یه باش بسنن بعضی وقتی یه حرف هایی رو میگه
08:31اینجاست؟
08:33اره؟
08:35توی آب؟
08:47توی آب؟
08:49نه هفته هازن
08:51اشاره میکنه باز نمیدونستم به من اشاره میکنه
08:54یا به مثلا کنار دستیم که حالا اکفاریوم
08:57توی آقا؟
08:58حال خب دستم اون میکنم دیگه چی کار با این میگه چیه؟
09:04دیدم که نه چاره نیستش دیگه آسینان رو زدم بالا و رفتم تو اکفاریوم و یه تی که سنگ آوردیم که توش علامت ها اینا بود متوجه شدام این همون علامت قفل مدل عجیب قریب است
09:17بچه ها نه ترسید
09:43های قدیریان بیان
09:44نه ترسید
09:45ترسید به هم
09:47چی چی با بیا این اینا
09:49بیا با شما کار داره
09:50با من کار دارم
09:51جانم عزیزم
09:52آی قدیریان اولا تاریکی مطلق یعنی فریز نه باید فرام میکردین
09:56خب
09:57دو نقاشی رو بعد از دختر میگرفتین دیگه درسته
10:00برگردی پاییین دو دوست در حالات ویتین ما هم معلق کنم این دو تا دوست
10:04دوستان پس معلق با بیتی قطع میکنن
10:08گفتش که شما ها دواره این هم آبور رانده هم چی بود
10:12خب تماس کرد که آقا دقت نکردی
10:16خب تو فقط این رو برداشتی
10:17خب ببینین دختربچه چی داره بهت میگه
10:21یا چی رو اشاره میکن
10:23خب
10:28خب عزیزم
10:32خب یا چیه
10:34خب عزیزم
10:36خب بیدیر زمی
10:38خبwenه
10:40خیل گفتش که
10:42خب ببینین
10:44خب ببینین
10:46خیل گفتش که
10:48خبب بزرم
10:54خب ببینین
10:56بیا گفتش
10:58خببي
11:00محمود عزا رفاین
11:30محمود عزا رفاین
12:00محمود عزا رفاین
12:04محمود عزا رفاین
12:08در اتاق هم ببن
12:10در اتاق هم ببن
12:12محمود رو باز نکن در اتاق هم ببن
12:14این روح دنگان من کرد
12:16خب هم این بزنی هم بکشی
12:18بازه دیگه
12:20باید چند ورد امتحان کنیم
12:22خب
12:24یکی این ورد
12:26یکی این ورد
12:28دوباره بالا
12:30دوتا پاییت
12:32نشد
12:34ریست کن
12:36دوتا بالا
12:38یه دونه
12:40یه دونه
12:42چپ
12:44این راست چپ
12:46باز شد
12:48بگو عدد رو به اون
12:50یا رو هره میخوایم چرا قبه ببردن
12:52چرا قبه چه درده ما مخوره الان
12:54این عدد رو بگی زمان میگذره
12:56خب
12:58بیلم نمو و ویدیو داریم
13:00عدد رو اول
13:01شاید عدد تو این باشه
13:03باید اون رو پلی کنیم
13:05میخوای بپرسم ازش
13:07نه
13:08بیا زنگ زد خودش
13:10دو غف جهرتی رو باز کردیم
13:12غف جهرتی رو باز کردیم
13:14توشی پیدا کردیم
13:16توشی چرا غفه پیدا کردیم
13:18به همراه یه فیلم
13:20خب اون چرا غفه فیلم
13:22و نقاشی که از دختر به دست اومد
13:24نقاشی که از دختر به دست اومد
13:26اون کلن همراه تو باشه
13:28خب
13:29خب اینه
13:31خب نهایی رو میخواییم باز بخواهی اون قاغذرنگیه ها که ریخت این ذنین
13:35و رنگین کمان و بهشو خیلی دلجه ک om
13:38رنگین کمان
13:40و اون اون قاغذرنگی ها ک ریخت این ذنین
13:41تا اون نکنید
13:43آقا بزن این رو به زمینم
13:45یک سه دو چهار
13:47یک
13:48به این واضحه اینجا است sham
13:50اما بامزه اینه که من اصلا رنگین کمان و علاوهش رو ندیدم رو در و دیوار یعنی توجه نکرم
13:57تا کلمهش رو شنیدم فهمیدم یه رنگین کمانی باید پیدا کنید
14:02اما اگه میدیدمش احتمالا پیدا کردن میکانیزم چیدمان ارقامش سخت نبود
14:09یکسه
14:10همینه دیگه تو اینجا در شرایط قرار میگه چیزایی واضح ها نمیبینی
14:14اینا رو هم من وردارم
14:17در ادامه مسیر برای ورود به اتاق پدر باید قفل روی کمود اتاق دخترها باز شود
14:24برای به دست وردن نمز این قفل باید رابطه ی میان کاغذرنگی هایی درونه کیف بچگانه
14:30و رنگ آبا جورها کشف شود
14:33عداد بالای آبا جورها ترتیب رنگها و تعداد کاغذرنگی ها عدد رمز را مشخص میکنند
14:41یک سه دو چهار نیکس یک سه دو چهار نیکس
14:49خب میخوای چهار دو سه یک بزن
14:51چهار دو سه یک
14:52از بالا چهار
14:53خب این رو زدم
14:54یه آقا یه کار دیگه
14:55یه کار دیگه
14:56یک دو
14:57اون رو بزن بعدش
14:59آقا فیلم داریم آخ
15:01یه لقا اون رو خب بارو پلی کن
15:03یه لقا اون رو خب بارو پلی کن
15:05خب بالا چهار زدی
15:07بعد دو بزن
15:09بعد سه بزن
15:11بعد یک سه
15:13یعنی که زدم چند بار
15:15نشون خب بیا بهت بگم
15:17یک دو سه چهار
15:18پنج بزن اول
15:20پنج
15:21بعد دو بزن
15:22دو
15:23سه خب نه
15:24اون رو نزن
15:25اول دو بزن
15:26دو
15:27اول دو بزن
15:28بعد سفیده رو بزنه
15:30یک دو
15:31سه چهار پنج بزن
15:32پنج بزن
15:33پنج خب
15:34بعدش باید آبیا رو بزنه
15:35درسته؟
15:36درسته؟
15:37آره
15:38یک دو
15:39سه چهار
15:41پنج شیش بزن
15:43بعدش هم زرده
15:44یک دو سه
15:45پیش
15:46قازش کردن
15:47این بامرزه بود بچه بود
15:48آره این کارتون رو خوشم بود
15:49آره از اون بود
15:50خب با این کلیب بود چکا کنی؟
15:52خب
15:53نمید این کلیب بود چکا کنی؟
15:54فیلم رو کجا پد پلی کنی؟
15:55احتمال هم اون بردیگه
16:08خب
16:09خب
16:10بذار
16:11همین
16:12که بود اجکتش؟
16:14آره نه یک فیلم توشه
16:16اون دفعه یه توشه
16:17خب
16:18خب
16:24خاک خالیه
16:25امروز نه خرافات جواب میده نه جادو
16:30فقط برنامه نویسی و حوش مصنوعی
16:33اگر تو هم نمیخوای از زمان عقب بمونی
16:35وارد دنیای حوش مصنوعی شو
16:41خب هستانگی شدیم
16:43بچه رو خفی کردن
16:44میسرد
16:45میسرد
16:50من حس میکنم دیوونه شده
16:52آره آره
16:54خدای من چی کار کردن
16:58سلام من مهدی عبادیم
17:00بابایه بوده
17:01به چه مادم
17:02فرنام نویسه به اسطلا محفق و پرنده کلی جایزه بینو میداری
17:08اینه که میبینی یه جور وسیعتنام هست
17:11آره وسیعتنام این منه
17:12کاش میشد بگم که این ویدئو رو تو سلامت کامل روانی میگیرم
17:18اما اینطور نیست
17:20من واقع نمیدونم چطور اینطوری شد
17:23واقع یادم بید
17:25باستم بچه ها و خوشحال رو جود کدن
17:28از وقتی که بادرشون خود پوشی کردنم خوشیشون یه جوری شده بود
17:32من هیچی براشون کم نذاشته هم
17:34اما نمیدارم چطور اینجری شد
17:46ای خدا بگیر میکنم
17:48نمیدارم
17:52ای خدا دستم
17:55خدای من جیبار کردن
18:20به فرمی
18:21به فرمی
18:22این شیبود
18:25اینو هم میزشن داره
18:31اینجا یه دو داره
18:40اتاق بدن
18:42خاطر اینکه دوتا بخش داشت
18:44تو برودیش پاگردی داشت
18:46بعد میرفت توی اتاق
18:48من فکرم اونجا ما
18:50باید یک کاری انجام بدیم
18:52و یک مکسی داشته باشیم
18:54بازه
18:55ادامه بازیه
18:56اونجا مفلی نمیبینی
18:58اینجا بعید میدونم چیزی که ما لازم باشه
19:00اتاق بگرم که رفتیم
19:06اولین چیزی که جلبه توش کرد
19:08یک دونه موتی بود که پر سیگار مای قدیمی بود
19:12این دیگه چیه؟ سیگار و فندک؟
19:15من تونم سیگار چی؟ آزاری نمشته
19:17آزادی آزادی آزادی
19:19آزادی نکسیدی؟
19:21نه من فقط ورزش
19:23پای بلند
19:25یدونه اشنو برمیدارم
19:27کنت پای بلند
19:29سبنای همتایی
19:31یارتونه اینا رو موقعی که ورزش میکردیم
19:33آقا زیکا تا حالا کسیدی؟
19:35این دیگه آخرت این اگزوزه
19:39سیگارهای خوشک قدیمیه
19:41در واقع از کار افتاده
19:43معلوم بود که خب پدره همچین
19:45سلالا هم نبوده
19:47برای خواهدش خیلی
19:49همین واقع احسان سیگارها داشت
19:51خب نیمه اما بخاطر کارمون باید همه چون بشنسته
19:53این همه مطالعه معلوم
19:55بخاطر از میدونم
19:57هفته هایی
19:59تو اطلاعات روی خیلی ملاست
20:01خیلی ملاست
20:03روشنگ کرد
20:05خوشقل پیر
20:07خب گرمیارم این تیکر رو که
20:09نه چرا
20:17خب یه پیغام اینجا هست که
20:19گفتم به اتاق
20:21به اتاق ما برگرد
20:23برای کمک آخر ما به تو
20:25یعنی باید برگرد اونجا
20:27اینو ببین اینو داشته باشه همراه
20:29میدونستم این سه بومی مرحله است
20:31من باید خودم این کار رو انجام بدم
20:33یعنی پیغام موشنگ حسن مال من
20:35بچه ها شما منتظر باشیم
20:37من میرم اتاق
20:39باشه
20:41کلید و چراقوه و نقاشی رو بیادیم
20:43کلیدو که اولین درواز کردیم نقاشی اینجا هست
20:45ها
20:47یک دو سه چورپن شیش داد اونجا
20:49تاریکه که هاجی
20:51نام دمتون گرد
20:59داود داود اوندفه
21:01خودم باید برم اونجا
21:17خودم باید برم اونجا
21:25خودم باید برم اونجا
21:27خودم باید برم اونجا
21:33خوش بخوابم
21:35خوش بخوابم
21:49در اونم دیب دیگه
21:57و اونجا نمیدونم برای جواد چه اتفاقی افتاد
21:59اون نگران جواد هم
22:01صدایی هم ازش نمیاد
22:03این علامت یعنی که به این دردست نسنیم
22:05به این دردست نسنیم
22:07خیلی عجیب بود ما دنبال سرسدا بودیم که
22:09نیوا جیغداد کرده بود
22:11من خودم دو جا ترسیده بودم
22:13و این ها ولی دیدم واقعا
22:15جوادی اکسان عملی نشون نمیده
22:17شوییییییم
22:19شوییییم
22:21دیگه
22:23یا ازش شوییییم
22:25باستان
22:27کسیییم
22:30تحصیل
22:31شوییم
22:33شویییم
22:35شویید
22:37شویید
22:39شوییر
22:41چرا جم میخوره؟
23:08چجوری تگون میخوره؟
23:10ما بیشتر با محمود از ایچیم نگاه میکردیم دورو بر رو
23:14و نمیدونم چرا یه مرکه ایچیزی تکون میکنم
23:17یای جلا زدم
23:27اکریف ما با تو ملون نیست
23:32صدایی ازش نمیاد جامس که
23:34یک دو سه چهار
23:47گفته از اینوری اونجا هم سه و چهار ادامه این فلشه بود
23:51یک دو سه چهار رو بزن
23:52یک دو سه چهار
23:54بچه تخت و فرش و درابر نقاشه خودش کالی
23:59نقاشه بچه است دیگه این بچه رو نوشه برگر
24:02برگر برگر برگر
24:03یک دو سه چهار این برکه نشد
24:05برای کمکی آخر
24:07یک دو سه چهار
24:09خیلی جالبه نیما خود دختر بچه داره ما رو راه نمیشه
24:12راه یک دو سه چهار نمیشه
24:13خب چهار سه دو یک بزن
24:14زدم چهار سه دو یکم زن
24:15من این فلشه چیه ببینیم شبیه این توی اون تابوت
24:18من خوابدم توی تابوتی
24:19خب
24:19روی سخفش
24:20نمشه بود چیه
24:21سه چهار
24:22با همین فلشه به این سمت
24:24به سمت جلو
24:25خب سه چهار پنج شیش بزن
24:26بزن ببینیم
24:27سه چار پنج شیش
24:29درمو هر حالا عزید
24:31سه سه چهار
24:33چهار
24:34چه دیگه یک دار بخور یکم
24:36نمممشیش یک دو سه چهار
24:37سه پک تا کار داره
24:39این هم یه چهار داره آقا
24:41این هم یه چهار داره
24:43خب پس میخوایی چیز بزن
24:45این هم شیش تا ماهیه
24:47میخوایی سه چهار چهار شیش مثلا بزن
24:51سه چهار شیش
24:53سه چهار چهار شیش
24:54دارم یک برو
24:56برای باز کردن غفله روی کتاب خانه اتاق پدر به ایک رمز چهار رقمی نیاز است
25:26چهار پنج سفر
25:30سفر نبودش
25:32آقا چهار تا چهار بزن ببین چه ماشه
25:34چهار تا چهار بزن
25:36آه خواهش میکنم من واقعا خیلی باید این همه ترس اصلا دوست ندارم به بازم
25:40چهار تا چهار تیز باشید به علامت رو دقت کنید
25:44سیگاره رو بشمارم
25:46باییده که چیز باشه
25:52سیگاره چیزی نبود به نظره؟
25:54نه ببین پشتش این برای اومد
25:56باییده چون سیگاره
25:58خیلی بهم ریخته تر از اینه که توش کودی باشه
26:00بزیده که شد توش کودی باشه
26:02بزیده که شد توش کودی باشه
26:04بزیده که شد توش کودی بگیره
26:10بله
26:12بایدیم که نقاشی ها قراره به امان یک موطیفی ما رو به شکل غیر مستقیم هدایت کنند
26:18در حال که نقاشی ها پیامی توشون نبود
26:20نقاشی ها زمینه بودن که ما به یه یاد داشت درسیم
26:24یعنی باید پشتش یه عدد میخوندیم یا یه جمله میخوندیم
26:28یا یه فرمانی رو دریافت میکردیم
26:30فهمی از نقاشیها منان رو نمیبرد به...
26:33مرحلهی بعد
26:35آیا یه یهی
26:36عددهای تابوت چی بود
26:38سها چهار
26:39بالاori که 2 transmit
26:40آره آره راست بگه ببین
26:428 ۰ ها اون دو تا که هم نقاشی هوا
26:45خب
26:46عدد پشت دو تا نقاشی که داریم
26:48و عدد تابوت و از رابطهشون فیده کوریم
26:51عدد پشت دوتا نقاشیها و عدد تابوت رابطهشونم sehen
26:55طابوت aire
26:59آه فهمیدم فهمیدم
27:01چهار تا عدا کسرم
27:03ببین بچه ها اونجا دوتا من داشتم مثل او بود
27:07الان میگه سفر سه سفر چهار
27:09خب اینجا هم چهار یک داریم
27:12عدا کسرن
27:13به جای خط کسری یه فلش ما داشتیم
27:16که اون منو گمراه میکرم
27:18فکر میکردم یک رو سه چهار ادامه بده
27:20یعنی این نموداریه که باید من در جهت این نمودار پیش برم
27:25سفر چهار
27:26نه نزن علکی
27:27سفر چهار
27:29سفر چهار
27:30چهار
27:31یک
27:32بالای دو
27:34سفر بزن
27:35دو کجا بود؟
27:36دو تو تو قررسون دیدیم
27:37توی طابط دیدیم
27:39نه من سه و چهار دیدیم
27:41سفر چهار دیدیم؟
27:42پس یه دونه شماره دیگه برد پیدا پیده
27:44مال دو رو
27:45اینه یعنی؟
27:46این دوه
27:47احا
27:48بالای دو هم دو بزن
27:50بالای یک بزن چهار
27:52بله
27:54پشت دوتا نقاشی با درست
27:55این نقاشی که آقای قدیریان اووردن بالا
28:07این نقاشی که همینه دیگه چهار یکمه
28:09یک دونه شما آوردن یک دونه آقای قدیریان
28:11یک دونه من آوردن که
28:13بچه ها شاید یک دو سه
28:15پلک زده چهار و چهار هشت یک دو سه
28:17نه
28:19یک دو سه
28:21بچه هم برگردم پای تابوت نقاشی دیگه بیارم
28:23بابا
28:27فقط من یه اشتباه کردم دیگه
28:29منو برگردوندن به اتاق بچه ها
28:31و من با ماجرای تابوت مواجه شدم
28:33عدد توی تابوت خیلی جلو چشم بود و معلوم بود که
28:37و فکر کردم همه پیغام همینه
28:39نقاشی رو که دختر بچه برام جا گذاشته بود
28:43و بهش توجه نکردم
28:45نقاشی
28:47آه
28:49بالای دو پنج بزن
28:51چند؟ چی بزنم؟
28:53بالای یک چهار
28:55بعد پنج
28:57بعد سف سف
28:59چهار پنج سف سف
29:01چهار پنج سف سف
29:03باز شد
29:05خیلی خنگوازی دربارد
29:07این چیه؟
29:09کاغذ قرمز
29:11کاغذ قرمز خالی
29:13کاغذ قرمز رسید
29:15ببین ببین
29:17کاغذ قرمز
29:19کاغذ قرمز خالی
29:21کاغذ قرمز خالی رو کجا میتونید
29:23کاغذ قرمز رنگ
29:25حالا من دنبال نکته با اینا بودم
29:27بعد شما گفتن قومی که کاغذ قرمزه
29:29گفتم بابا این نکته ها
29:31تو همین چیز هاست
29:33نمیشه که این قفل رو باز بکنی
29:35با سختی کشارو با کاغذی باشه
29:37که همین علکی
29:39که نیما متوعد شد که آقا
29:41با این لیزر ها
29:43حتما توش یه چیزی نمیشته
29:45روشن نمیشه اصلا
29:47نه دیگه بازش
29:49بازش هم افتاد
29:51همین باید بپیچونی که باتری هاش
29:53جزب بشه دیگه
29:55ها
29:57خب برمی
29:59UV اینه؟
30:01نه اینه
30:02UV هم آبی هست
30:04قرمز که لیزره
30:06خب اونورش هم ببین
30:09هم
30:11تو تاریکی باید بزارید
30:13بهتر بشه دید
30:15بیارو ببرن ازیک ببرن ازیک ببین چی میده
30:17آها، حادرین نوشته میده
30:19او آه، سب کن، سب کن، فهم میدهم، بده من
30:21از اینجاست، من میخونم برایتون
30:23اه، اسیر
30:25اسیر سیاهی شدیم
30:27ما اسیر سیاهی شدیم
30:29ما اسیر سیاهی شدیم
30:31ارن
30:33اون، اون، یه بخش
30:35از وجود ما رو گرفته
30:37ما به شما کمک کردیم
30:40حالا نوبت شماست
30:42اون بخش رو پیدا کن
30:45و به خاک بسپار
30:46اوه یکی که جسد رو پیدا کنیم
30:49صندوق چه در عمق تاریکی اتاق است
30:53صندوق چه در عمق تاریکی میشه چون میره
30:57پیداش کن
30:58اینا ها پیداش کردم
31:00و به خاک بسپار
31:03خب نامه ای که پیامش
31:04پیام روشنی بود
31:06فقط یک ابحام توش داشت
31:08که صندوق چه در
31:10تاریک ترین جای خونه است
31:12و محمود رزا با همه خنگیش
31:15سر زرب گفت شمینه
31:17تاریک ترین جای اتاق
31:18رفت دو شمینه
31:20و پیدا کرده
31:22خیلی عجیب بود
31:23این رو با به خاک بسپاریم
31:24بیار به خاک بسپاریم
31:26ما رو نجات بده
31:28اما اولش گفتم شمینه رو دقیقت کنیم
31:31بچه ها نکات ریز
31:33آفرید
31:34دیدی گفتم محمود ما رو نجات میده
31:36آره
31:36آوردیش
31:38صندوق شروعه
31:39دقیقت نمیکنیم
31:40آوردیش
31:42بخوای تو فکر کن با انجام بدیم
31:45من کارهای یدی ولدم
31:47تو پیداش کردی بگه بذار من در بیارم
31:50بکنم
31:50بکنم من در بیارم
31:51آفرید ببین نیما در آرش خوبه
31:55میما
31:57آفرید ببین در آوردیش
32:01خیلی خوبه
32:03خیلی خوبه
32:04خیلی خوبه
32:05ببین دختر بچه
32:06تخته
32:07تخته مثل این بیلچه
32:09باید موهاشونه دیگه باید ببین خاک کنیم
32:11کجا نامه رو در آر ببین چی نمشته نامه
32:18کسی ناید به ترسونت همون دوباره
32:20نه
32:21نه ترس
32:22این بچه تو نو سالگی چقدر خلاق مونه
32:24چه تزهه
32:25آره
32:26خب الان اون پترنه یه غفل جدیده
32:28آره
32:29پترنه کجای غفل جدیده
32:30سرحال همراه من باشه
32:32اون سندوشه همراه من باشه
32:33ما باید نیمه خاکیم
32:35توی جربه دوتا بیچه کچیک بود
32:37یه سری از بیس دختره بود
32:39یک نامه سوخته بود
32:41و یه دونه کاغذی که فکر کنم باز
32:45نخش و نگاه و رمزهایی بود
32:47که احتمالا من اون دختره بیشد
32:49سندوشه رو برده بیا
32:51بله
32:52بله
32:53با سندوشه بریم پایین ما بردیم
32:57بفرمیم
32:59پیدا کردن کشف سندوشه
33:01چیز بود
33:03خیلی احساس بده
33:05چرا من باقی من دیگه جسدی
33:07یا یکی فردی که سالها پیش اینجا به قضل اسمون در خاک کنم
33:11چرا؟
33:15خب به دلیل اینکه باید
33:17فرمان های توی مسابقه رو انجام میدادیم
33:19و عملی میکردیم
33:21فرمان برای این بود که
33:23جزی از بدن این دختر که بیرون مونده باید دفت بشه
33:25دیگه بیلچه هاش هم اونجا بود
33:27نامه چیز پیغام ویجه ای توش فکر میکنم نداشت برا اون
33:31محلوم بود که باید اون
33:33مجموعه اون صندوقچه
33:35برحال دفت میشه دیگه
33:37و به ترتیبی میتونست
33:39این اندینگ خوی باشه
33:41برای این قصه
33:43پس برحال دیگه بابا خریم نده
33:45من خوابیدم تو تابوت
33:47نه بابا
33:49چیکایی کردی؟
33:51تو تابوت خوابید
33:53و تو چرا جیغوداد نمیکنی؟
33:55من اگه میشوند ترس کرد چیزی؟
33:57چارسه و چاریک گفتم فرشتره تو
33:59بفرمایی؟
34:01ببین از این بربار فرشتره
34:03ببین
34:05این درها رو که چیک کردیم
34:07نه نه نه نه
34:09از این اومدیم از این اومدیم
34:11این هم گفته
34:13من یک کلیت دیدم بالا تو این بود
34:15کلیت دیدیم؟
34:17نه بگی برواسشون
34:21چرا میترس کرد برم قادمون رو بزرس کردیم؟
34:23که بفرمایی؟
34:25بفرمایی؟
34:27چال کنیم
34:29همینجا خوبه
34:31همینجا خوبه
34:33بیلچه داریم
34:37با این اتفاق بدیه نمیدونم
34:43چه شوخیش
34:45چه جدیش
34:47این هم داره
34:49اینجا خوب بیار
34:52اینها من دارم چاله رو بیکرم
34:54حالا لازمت خیلی هم عمیق باشه
34:56نه این که عمقی نمی خود
34:57ها ده
35:03آقا آدم ناراحت میشه
35:07آفری
35:09خوب
35:11سلام
35:12تمام واقعا
35:19الان این دروختنجه اینجا و
35:21راست شده
35:24خوب این همه اسکار گرفت اینقدر حالش بعده نمی گرفت چی
35:29بیشت
35:30سلام
35:38کلن آدم نسبتا آرومی هستم
35:41خیلی
35:43براحتی حیجان زده و
35:47کم تر شرحیطی پیش میاد که کنترولم و دست بدم و
35:51از سلاماله های پیش بیدی ناپذیر انجام بدم
35:54فکر میکنم
35:56یه دستگاهی به من بس کرده نمید
35:59من یک سالان این پیش فقط این که عمل قلب باز کردم
36:03همین الان هم پله ها اومدم بالا
36:05تبش خرب گرفت
36:07کپ میکنم
36:08یه همه میفهمن که ترسیدم
36:10نمیتونم مرخ میکنم
36:11یکم میسردان
36:21بهترین راه پیشبینی آینده اینه که خودت بسازیش
36:29در جهان کوانتومی
36:31مرز بین واقعیت و مشاهده
36:35محف میشه
36:36شما از این خونه رفتین
36:38ولی داستانش برای همیشه تو ذهنتون میمونه
36:41و شاید هم هیچ وقت به حقیقت اصلی نرسید
36:44چون حقیقت مثل ذرات کوانتومیه
36:46هم به چیزی که میبینیم بستگی داره
36:51و هم به چیزی که هستیم
37:16موسیقی
37:22موسیقی
Comments