Skip to playerSkip to main content
  • 2 weeks ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.
Transcript
00:00ترجمة نانسي قنقر
00:30ترجمة نانسي قنقر
01:00ترجمة نانسي قنقر
01:29ترجمة نانسي قنقر
01:59ترجمة نانسي قنقر
02:29ترجمة نانسي قنقر
02:59ترجمة نانسي قنقر
03:29ترجمة نانسي قنقر
03:59ترجمة نانسي قنقر
04:29ترجمة نانسي قنقر
04:31ترجمة نانسي قنقر
04:35نانسي قنقر
04:37ترجمة نانسي قنقر
04:39ترجمة نانسي قنقر
04:41ترجمة نانسي قنقر
04:43ترجمة نانسي قنقر
04:45نانسي قنقر
04:47ترجمة نانسي قنقر
04:49ترجمة نانسي قنقر
04:53ترجمة نانسي قنقر
04:55ترجمة نانسي قنقر
04:57ترجمة نانسي قنقر
04:59ترجمة نانسي قنقر
05:01ترجمة نانسي قنقر
05:03ترجمة نانسي قنقر
05:05ترجمة نانسي قنقر
05:07ترجمة نانسي قنقر
05:09ترجمة نانسي قنقر
05:39ترجمة نانسي قنقر
06:09باور کن
06:10دیوونه میشه همه جا رو به هم نیریزه
06:12مطمئن باش
06:13مگه تو سرکان رو نمیشنسی
06:15همین که از اتاق اومد بیرون
06:17هواپی ما اجاره میکنه
06:18یا قصر چیزی میخره
06:19یا برای خریدن یه هدیه خوب کارت میکشه
06:21و میفهمه
06:22من نمیخوام دیگه نقش پازی کنم
06:25باشه ولی خوب
06:26مگه تو سرکان رو نمیشنسی
06:27میدویم میادی اینجا
06:28ما از سلتون رو خراب میکنه
06:39ببین
06:41ببین
06:42داداش
06:42گوش کن منا
06:45اتا یه چیزی شده
06:46خیلی آدم خصیصی شده
06:48از وقتی ازاواج کردیم
06:49خیلی خصیصی شده
06:50ها به دنیای مردای مصدبچ
06:52خوش اومدی سرکان
06:53خادما اینطوری گفتن
06:54وقتی ازاواج میکنن
06:55عوض میشن
06:55باشه ولی خوب
06:56ما تو ما هسلیم
06:57یه همچین روزی عوض شده
06:59اصلا نمیفهمم
07:00انگار یه دکمرو فشار دادن
07:01انگار همه چی عوض شده
07:03نمیدونم به چی خود
07:04داداش خب ما هم عبض میشم
07:06ببینم شکم درباردی یا نه
07:07ها ها ها ها ها ها
07:09ها ها ها اینگین
07:10خواهش میکنم
07:11یه بار به حرفم
07:12خوب و درست
07:14گوش کن
07:15نگار مثلا من از تا خیلی خوشم
07:17برو با یکی دیگه صحبت کنم
07:18برای اگه چیزم بباسند
07:19نه نه
07:20ما یه زوجادی نیستیم
07:22یه چیز عجیبی هست
07:24أدريك أن أدريك أن أصبحت عجيب كذلك
07:54ترجمة نانسي قنقر
08:24از این که راحت شدی خوشحار شدم چون از صبح رفتارت عجیب شده
08:54ببخشت
08:55تو خوبی؟
08:59خوبم ولی باید چیزی بهت بگم
09:02باشه بگو
09:03بگو
09:05مالی از حبانی نشد
09:07ادا
09:07اونجوری تأثیر گذار نگاه نکن
09:10ادا میشه بگی چی شده
09:13چیه؟
09:16من میخوام برگردم استنبول
09:18چی؟
09:21برگردیم استنبول
09:22خیلی خوبه حسلت سر رفته
09:24تو ماه حسل حسلت سر
09:26مگه میشه از تو خسته شده باشم
09:28ست سال با هم توی اتاق باشیم حسلم سر نیمه
09:30خب ادا پس چی شده؟
09:32ما هیچ جا را نگشتیم
09:33نمیخوام تو اتاق بمونم شد برای این که همهش تو اتاق بودیم
09:36این اسمت نستده
09:37من دلم باید دخترم تنگ شده
09:39ببین منم دلم براش تنگ شده
09:41همهش تو فکرشم
09:42ولی خب فقط یه روز
09:44یه روز حالشو ببریم
09:46مگه از این به بعد هر روزمون ماه حسلیست
09:48هر روزو میتونیم مثل ماه حسل بگذرونیم
09:51بعدا نمیتونیم بیاییم
09:52ادا اون هوا پیمای شخصی رو برای فردا رزیف کرده
09:55من هلشو کنم
09:56سر کن نگام کن
09:59باشه
10:03بسیار خب بیا
10:04بیا
10:05هوا پیمای نورم
10:12بله
10:12همونی که همه سوار میشن
10:14و از نوع کلاس اقتصادی
10:16سر کنیم
10:17مامونت واقعا تو رو تو شیشه بزرگ کردی
10:19تو درکت از ماجرا اینه دیگه حتما
10:22حالا بذار من برم حساب هوتل رو تسریه کنم
10:25من اون رو حلش کردم
10:28چی؟
10:30مگه من و تو زن و شوهر نیستی منو تو نداریم
10:33تازه از هوا پیمای کم کردم
10:34هوتل به صرفه در اومد
10:36این چیزها رو یاد بگیر
10:37سر کن بعدا به دردت میخوره
10:38اوکی
10:40ولی من سوار هوا پیمایی کلاس اقتصادی نمیشم
10:43ببینیشم
10:44سوار هوا پیمایی خصوصی میشیم
10:46ببینیشم
10:47بابر کردنی نیست
10:56یعنی همه یه ماساشایی که توی مسافرت رفتیم به هدر رفت
11:00چرا؟ چون ادایلدز گیرداد
11:02باید هوا پیمایی معمولی سوار شیم
11:04اقتصادی؟ آخه برای چی؟
11:08خیلی لوسیا
11:09چی مگه از لحظهی که پیاده شدیم رسیدیم اینجا داری قول میزنه که چی؟
11:14هوایی تو هوا پیما اکسیشن نداره
11:16سرویسه هیشون صحیفه
11:17مرد کنارمون پشت ارازه
11:19ادا
11:19میدونی من چرا شب و روز دارم کار میکنم؟
11:23به خاطر این که تو آسایشم باشم
11:26میخوام هوا پیمایی شخصی باشه
11:28بیزنس باشه
11:29راحت باشم
11:30من به خاطر این کار میکنم
11:32ولی نه اگه با تو باشه
11:34ما سفر بعدیمون سوار اولاق میشیم میریم
11:37باشه حالا وقتی رسیدیم خونه خودم ماساشت میدم
11:40جان میشه یه بار دیگه بگی؟
11:43وقتی برسیم خونه ماساشت میدم
11:45منو ماساش میدیم
11:46باشه حالیه
11:51پس امشب قرار ماساش داریم
11:53بحبه هنوز یه ساعت و نیم مونده
11:55پس اول بریم شرکت
11:57بعدش میریم دنبال کیراز
11:59و برگی کار
12:00باش بریم دنبال کیراز خیلی دلم تنگ شده
12:03نه منم خیلی دلم براش تنگ شده
12:05ولی حولیاد چی گفت به همون؟
12:07چون امسال کلاس اوله باید عادت کنه
12:09برای همینم نباید زودتر بریم دنبالش
12:11یا دیرتر ببریمش اونجا خوب
12:14برای همین چون کیراز یه ساعت و نیمه دیگه تحتیل میشه
12:16قبلش باید بریم شرکت و بعدش میریم دنبالش
12:19باشه پس یعنی قبلش نمیتونیم
12:22بریم دنبال کیراز
12:23یعنی واقع نمیفهمم
12:26هل هلی اومدیم اینجا
12:27سفرمون نصفه موند
12:29به نظرم خوب نشد
12:30یکم خوب نیست دلم رو به دست بیاری
12:33این چطوره؟
12:38خوبه ولی انگار یه چیز دیگهی لازمه
12:42بدک نیست ولی
12:46بهتر از این میتونه باشه
12:48یکم دیگه
12:51خوبه
12:53پیریل
13:00صبح اول وقت منو کشونگی
13:02اینجا تو فضای بسته
13:03که فقط یه امزا بزنم آره
13:05باورم نمیشه
13:06آره
13:07منو بگو که فکرم کردم
13:08آقا سرکان میخواد منو ببینه
13:10باشه
13:11دقیقا نمیتونی نشد
13:13ولی ببین
13:13موضوع اینه
13:14دنیس خانوم
13:16لطفاً امزا کنید
13:17به خاطر اینکه پروژه ادامه داشته باشه
13:19به خاطر اینکه بتونیم بوجه دریافت کنیم
13:21بتونی با هم کار کنیم
13:23که نمیفهمی ها
13:23من دارم میگم صبح ساعت نه بیدار شدم
13:25میفهمی؟
13:26ساعت نه
13:27بله
13:28آره زوده
13:29خیلی نمیشه
13:29بله
13:30آره من صبح بیدار شدم
13:32آنپول مرتوب کننده هم
13:33زدم که براغتر از همیشه باشم
13:35برق میزنی خیلی میدرخشین
13:37در یاد براغید
13:38خیلی ممنونم
13:39آره باقید
13:40اگه خواستی میتونم
13:41شماره جراعی زیباییمو بهت بدم
13:43یعنی کار پروتزش حرف نداره
13:45آآ شما مگه پروتز کردین؟
13:47من نمیبینم
13:48آرزیزم معلومه صورتم نیست
13:49خیلی جاهای دیگمه
13:51آآ
13:52بله
13:53بهتر من تو مسئله خصوصی باید نشتم کلن
13:56عصبی میشم
13:57بهتر بریم
13:58سر موضوع پروژه
14:00سراغ جریانه امزا
14:00اگه امزا بزنیم ممنون میشم
14:02نه امزا نمی کنم
14:03چرا دنیس خانو
14:05امزا نمی کنم
14:06نه امزا نمی کنم
14:07چون الان روحی هم صفره
14:09تو متوجه نمی شی
14:10من بدون حضور سرکان بولاد
14:11امزا نمی کنم
14:12من نمی تونم بدون سرکان بولاد
14:14زندگی کنم
14:15چرا نمی فهمی درکم کن
14:17دنیس خانو
14:19دنیس خانو
14:20امزا کنید
14:21لطفان امزا کنید
14:22نه نمی شنوم
14:24نمی شنوم
14:25فقط برای شنیدن سرکان بولاد تنظیم شدن
14:27صداتو نمیشنب
14:29نرو بذار من خودم حلش میکنم باشه
14:31حمله نکن بهش باشه
14:33به معتماد کن خودم درستش میکنم
14:35ها خوبه؟
14:37ای صدق
14:38آقا سرکان کجا بودی؟
14:40رفته بودیم ما هسل
14:42فکر کنم شما خبر داشتیم
14:43ما متاسفانه از خبرهایی که تو مطبوع دادین با خبری
14:47من خبر دست مطبوعات نمیشم
14:49خبرهای من خودشون به درد مطبوعات میخورن
14:52فهمیدی؟
14:53دنیس خانوم
14:55منم میخواستم با شما حرف بسنم
14:57ادا اداشون قصی از این قراره
14:59که ما نتونستیم منابع مالی پروژه قطر رو حل کنیم
15:02با سهمی لنگ پروژه لیمان و امزایی دنیس خانومیم
15:04چه؟
15:05پویل با این زن؟
15:07با همین زنه
15:08الان سرکان میخواست بگه که کمسیله
15:10نگه نگه نگه
15:12بله خب همونطور که در جریان هستین
15:15این قراردادی که جلتون هست
15:16برای یه پروژه لیمانه
15:18واسه ای ما خیلی مهمه
15:20و بیسبرانه منتظر امزا شدیم
15:23چی میگی؟
15:24پس همین الان یه کوکتل میخواهم
15:26همین الان
15:27چی میگی تو؟
15:29سبانیت هم فرو کش کردی بونه با مزی
15:32فقط یه چیزه دو جون
15:33نمیفهمم چرا برای این پروژه اینقدر خوشحال شدی
15:36خب هیچ ارتباطی با تو نداره
15:38همین که پروژه باشه کافیه من
15:42همیشه به سرکان کمک میکنم
15:43آی خیلی شیرینی
15:45اما آقا سرکان جون
15:47یه مشکلی داریم
15:48اگه اونو حلش کنیم
15:49همین الان امزا میکنم
15:50مشکل؟
15:51دنیس خانم
15:52دیگه مشکلی نیست که دیگه
15:54ولی خب پروژه دیگه داره شروع میشه
15:57ولی من هنوز زمین رو ندیدم
15:59میگم نظرت چیه؟
16:01باست دو روز تنهایی بریم جزیر
16:03به چشم خریدار زمینو ببینیم
16:05در موردش حرف بزنیم
16:07واقعا دو روز برای من دو روز بس
16:09به خدا
16:09نمیشه
16:11میشه میشه میشه
16:17ببخشید میشه یه لحظه بیایی
16:21یه لحظه بیا
16:22میشه دو دقیقه اینجا حرف بزنیم
16:25بیا
16:26تو چط شده
16:29ادا جریان چیه
16:31بگو
16:32چطوری میتونی اجازه بدی
16:33همین دیروز بد جور روم غیرتی شده بودی
16:36ولی الان میخوایی منو بذاری بقل این خانوم
16:38راست میگه خوب
16:40اصلا زمین رو ندیدین
16:41میری حلش میکنی دیگه
16:44باید همیشه دو بچرین زندگی سید
16:46جریان زندگی؟
16:47آره میشه میشه برید
16:49برید
16:50برا پس میریم
16:55اون خودکارو به هم بدین امزا کنم
16:56آبا باشا
16:58اگه میخوایید قبلش بخونی نشت
17:01خوشم نمیاد
17:03الکی میخوان بخونی و امزا کنی
17:05ولی یه نصیحت بهتون میکنم
17:08موقعی طلاق هر سطری رو پنج بار بخونی
17:11چون بحث ملیون ها دولار بوله
17:13خوب امزا میکنی
17:17ماره امزا
17:18بقیه طفح ها
17:19خوب طفح آخر هم باید امزا کنید
17:21این هم وقتی برگشتم امزا میکنم
17:23چی؟ خوب همش رو امزا میکردی دیگه
17:25آیی چه عجلهیه حالا
17:27چه عجلهیه پرید
17:29من الان میخوام برم خرید
17:30خوب آقا سرکان
17:32حالا یه وقت دیگه همدیگر رو میبینیم
17:34من دیگه الان برم
17:35با آقا سرکان ماحصل کتایی هم داشتید
17:38ایشالله واسه دومی بار قسمتتون بشه
17:40ایشالله
17:41بای
17:45ادا
17:49میشه حرف بزنی؟
17:51قهوه و آب جوشه برم قهوه بگیرم
17:53توچ روزی نمیخواییش خواهم
17:55آره منم برم
17:57بعدم میبینم سرکان
17:59نه نه نمیفهمم
18:06واقع نمیفهمم نه
18:08نه ادا واقع نوست شده
Comments

Recommended