Skip to playerSkip to main content
  • 1 week ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.
Transcript
02:03سیفی؟
02:07سیفی؟
02:09سیفی؟
02:11سیفی؟
02:13سیفی؟
02:15سیفی؟
02:17سیفی؟
02:19سیفی؟
02:21سیفی؟
02:23سیفی؟
02:25سیفی؟
02:27سیفی؟
02:29سیفی؟
02:31سیفی؟
02:33سیفی؟
02:35سیفی؟
02:37سیفی؟
02:39سیفی؟
02:41سیفی؟
02:43سیفی؟
02:45سیفی؟
02:47سیفی؟
02:49سیفی؟
02:51سیفی؟
02:55سیفی؟
02:57سیفی؟
02:59سیفی؟
03:14سیفی؟
03:16سیفی؟
03:17تر stabه؟
03:22جلست؟
03:22نحن؟
03:24سیفی؟
03:25سیفی؟
03:25سیفی؟
03:55موسيقى
04:25موسيقى
04:27موسيقى
04:31موسيقى
04:35موسيقى
04:37موسيقى
04:41موسيقى
04:43موسيقى
04:47موسيقى
04:49موسيقى
04:51موسيقى
04:55موسيقى
04:59موسيقى
05:01موسيقى
05:11موسيقى
05:13موسيقى
05:15موسيقى
05:25موسيقى
05:27موسيقى
05:29با معنی داره نگاه میکنه
05:31نبزش؟
05:33نبزه ببینم
05:39نبزش خوبه یعنی خوبه
05:41او کیه؟
05:43او چیزا دیلک خانم
05:45دکتر خانوداگیمون خیلی ممنونم دیلک خانم
05:47متشکرم باشه ممنونم
05:49برا دوره
05:51پاشو میریم دکتر
05:53نمیریم
05:55گفت که لازم نیست
05:57لازم نیست حالت خوبه
05:59نه
06:01نه گفت لازم نیست
06:03گفت لازم نیست بری دور جانس
06:05ببخشید ولی من که آدم مریض کنار خودم نمیخوام
06:07پس فاصله بگیرو نزدیکه من نشو
06:11بعدش هم دگرانه من نباشه
06:13اما مثل تو وصفاسیه
06:15برای همین همه آزمایش ها را انجام دادم
06:17من عالی هم چیزیم نیست
06:19که اینطور پس منم میخوام جواب آزمایش هاتو ببینم
06:21توی قراردادمون نوشته
06:23چون همش بی خودی قش میکنه
06:25من قش نمیکنم خوابم میبره
06:27آه باشه
06:29راسش
06:31اگه تو رو تو هوا نمیگرفتمت
06:33سرت میخورد به بوتون
06:35آه من حالا فهمیدم دردت چیه
06:37ببخش سر کن بولت
06:39آخرین کسی که تو زندگی مدیونش میشم توی
06:41چی میشی؟
06:43قهرمانم
06:45تو نبودی من چی کار میکردم
06:47سرم میخورد به بوتون ها و میترکید
06:49سرم میخورد به بوتون ها و میترکید
06:51هم
06:53سرم میخورد به بوتون ها بهتر از این بود
06:55اینجوری بیدار بشم
06:57هم
06:59تو واقعا
07:01تو واقعا دیوونه ایم
07:05خوبی؟
07:07آب یا چیز دیگه میخوایی ها؟
07:09نه ممنونم
07:13تو برای من نگرنی؟
07:15نه
07:17نظر منم همینه
07:19خوب
07:21مگه چی شنیدی که یه دفعه استرس گرفتی؟
07:23میلو زنگ زد
07:25داشتگریه میکرد
07:27بعدش مامانت بعدش هم
07:29سلین
07:31اعداد جون
07:33من و فرید میخواییم برای شام و تبریک بیاییم خونه شام و دکراسیان هم ببینیم
07:37نگران شام هم نباشید از بیرون سفارش میدیم
07:39میبوسمه؟
07:41سلین سلین
07:43سلین سلین
07:45میاد خونه ماینی خونه تو
07:47برای تبریک خونه من بهش دروغ گفتم
07:49میخواییم با هم زندگی کنیم میخوایم بیان تبریک بگم
07:51چه خوب بیان؟
07:53نه یاد نمیتونن بیان
07:55مشخص خوشه با هم زندگی نمی کنیم
07:57من اون موقع یه چیزی گفتم
07:59لجان گرف یه چیزی گفتم ولی نمیتونن بیان
08:01من یه وسیلم تو اون خونه ندارم
08:03نمیخوایم هر دوم موقع نفس کنم چنین چیزی هم در کاریست
08:05یکم آروم باش
08:07الان دوباره قشت میکنیم
08:09آروم باش حل میشه من به سلین زنگ میزنم
08:11میگم نیاییم
08:13خیلی خوب باشه
08:15مامانت مامانت هم به ام زنگ زده
08:17گفت باید با من جدی حرف بزنه
08:19چرا میخواید با من جدی حرف بزنه
08:21چی کار کردی که میخواد باز خواستت کنه
08:23چی کار کردم؟
08:25یعنی نمیپرسی مامانت چی کار کرده؟
08:29نوزد یه قلبی انقدر سخته
08:31واقعیش ببین چقدر سخت میشه
08:33دیگه میشه بریم
08:35میخوایم جواب آزمایش ها رو ببینم
08:37باشه
08:39خوبی دیگره
08:41میتونی با لنشی؟
08:51تو راهم دارم نیم
08:55موسیقی
09:13پیریل جون؟
09:15اومدم این پرونده رو بذارم اینجا
09:17تو چرا هنوز نرفتی؟
09:19مگه سرکان نگفت همه برن خونه؟
09:21روز کاری، این وقت روز برم خونه
09:23اصلا شادنی نیست
09:25پس تو منو نشنا
09:27ولی سرکان توی روز کاری رفت خونه
09:29با نام زدش هم رفت
09:31میگم روز کاری ساعت چنده؟
09:33چرا؟
09:35چرا؟
09:37چرا؟
09:39بخاطر اون دختره سلینجون
09:41از وقتی اون دختره بارد زندگی سرکان شده
09:43هیچی خوب نیست
09:45همه چی به هم رخته
09:47میگی ولی
09:49سرکان به نظر خوشحال میاد
09:51تو به این میگی خوشحالی؟
09:53این خوشحالی نیست چشمش جایی ها نمیبینه
09:55در ذهن من ازدست تو خیلی عصبانی هم
09:57چرا؟ چون از سرکان جدا شدی شما با هم چقدر خوب بودین سلینه؟
10:01از بیرون اینجوری به نظر میرسید
10:06خودت میدونی که
10:08سرکان با بی مهری و بی توجهش خیلی دده منو شکست
10:12بی محبت
10:14سرد
10:15خدای منطق
10:17سرکانی که ما میشناختیم اینجوری بود
10:19بلی اون سرکان حالا کجاست؟
10:21اون دوست من کجاست؟
10:23میدونی قسمت خنددارش کجاست؟
10:29توی رویاه های من سرکان همینه
10:32بگه بی خیال کار منو برداره و باهم بریم
10:38چند سال منتظرش بوده
10:42حالا جلوی چشم همه اینا رو داره به یه زن دیگه میگه
10:46میایی بریم بیرون یه چیزی بخوریم
10:50نه چون باید بریم خونه سرکان برایم
10:54نه چون باید بریم خونه سرکان برای تبریکا همخونه شدنشون
11:01داری میری خونه سرکان؟
11:03لطفا نروه عذیت میشی برای چی میخوای بری خونه سرکان؟
11:07چون میخوام ببینم پیریل
11:09باورم نمیشه
11:11تو میدونی من یه بارم بدون همه هنگی با سرکان به اون خونه نرفتم
11:15حالا میخواد با ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
11:17ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
11:19تو هم فریدو داری؟
11:20عالیه؟
11:21عاشقه؟
11:22شیفتته؟
11:23آره
11:24از وقتی با فرید نامزد کردیم یه نظمی به زندگیم دادم تصمیم گرفتم سرکانو فراموش کنم ولی خب
11:30اختی میبینم با این دختره اینجوری رفتار میکنه قلبم میشکنه
11:34حق با توه
11:37فرض کنیم عاشق شدی فرض کنیم عاشق شدی
11:41چرا میاریش دفتر انگار میخوای همه ببینن
11:45اگه تو فریدو وارده شرکت میکردی اون میترکید من میدونم دیگه از حسادت میترکید
11:52نه نه یعنی من دارم اشتباه متوجه میشم داری میخندی؟
11:57چرا چشما داره برق میزنه چی شده؟
11:59نه فریدو وارده شرکت نمیکنی من برای مثال گفتم همینطوری گفتم
12:03همینطوری گفتم هیچ ربطی نداره سلینجون ببین لطفاً
12:06من واقعاً میبینمت
12:08میبینمت ولی میشه بهم گوش کنی سلینجون
12:13همه تون دیوونه شدید عقلی هیچ کدومتون کار نمیکنه
12:16منم میرم به کارام میرسم خل شدم دیگه از اسم
12:22ولی میترکا
12:33وقتی میام دفتر تو خیلی عصبی میشه
12:42چرا؟
12:43همه عصبی میشه
12:45میدونی همه ازت میترسن انگر که بوده سرد بیاد میلرزن
12:49اینجوری
12:50هیچ ربطی نداره واقعاً منو نمیشنسید چون من اصلا مرد عصبی نیستم
12:55شرط میبندی؟
12:56همه
12:57وقتی رفتیم داخل تا ده دقیقه عصبانی نشد
12:59من ازت منذرت خواهی میکنم
13:01ده دقیقه
13:02ده دقیقه
13:03قبول میکنم
13:04خیلی خوب بریم
13:10دوستان آقا سرکان اومد
13:12داره میاد داخل
13:14وای کارمون تمومه کی میخود بگه
13:22سنکان
13:23برو
13:24سرکان
13:25سرکان
13:26برو
13:27چی شده؟
13:29آقا سرکان شما اینجا چی کار میکنی؟
13:35توی دفتر خودم چی کار میکنه؟
13:38آه؟
13:39اردم میخوایی یه بار دیگه در مورد این سوال فکر کن
13:43پیری چی شده؟
13:44چیزی نشده، همه چی رو براهه
13:47خیلی هم مشکلی نداریم
13:51شما بفرموینی این طرف
13:53ممنونه داره
14:04چی شده اینجا؟
14:06خیلی خب، باشد بسن من بش میکنم مشکلی نیست
14:09چیه؟
14:11دداشت این طور شده که
14:13اگر یادت بیاد ما تو یه مسابقه شرکت کردیم
14:15آره، خبر دارم
14:16اما هیت دابران یه تاکیراتی به بوجودو بردن
14:20اونا نفقت تره کامپیوتری بلکه تره دستی رو هم از امون میخواد
14:24طبیعتاً غیر ممکنه بتونیم تا فردا این طرحو بهشون تحفیل بدیم
14:28چه خوب، مگه نه؟
14:33یعنی به نظر من که خیلی خوبه
14:41غیر ممکن، اینگین
14:44آه، اینگین
14:46ما توی این دفتر از کلمه غیر ممکن استفاده نمی کنیم
14:49برای همینم
14:51هر جور شده حلش میکنی
14:53مطمئنم یکی از دوستان بین ما میتونه
14:55بیست و چهار ساعت ترهو بکشه برای همینم اینجوری حلش میکنیم
14:59و این قضیه تموم میشه
15:00حتماً دوستانه با استعداد توی ترهی داریم بلی به نظر من که عملی نیست
15:04یعنی خیلی حیفه
15:05ببین سرکان فقط تویی که
15:07تو این دفتر میتونی تا فردا این طرحو تنفیل بدیم
15:10سلینم که سرش شلوکه
15:11به نظر من بیخیال بشیم بهتره
15:12توی این مسابقه هم شرکت نکنیم چی میخواد بشه؟
15:15نه همچین کاری نمیکنیم انگیم
15:17کنسل نمیکنیم
15:19حالا که
15:20توی این دفتر بزرگ فقط من هستم پس من میکشم
15:25مافق هستیم پس من میکشم
15:28مگه نه به همین سادگی
15:31به همین سادگی پس همه لبخند بزنید دوستان
15:34یعنی چرا عصبانی نشد؟
15:38الان باید عصبانی میشد و دقامون میکرد
15:41الان همش طبقه رو داریم بدونیم چرا عصبانی نشده
15:44باید منتظر عصبی شدنش بشیم
15:46در حالی که عصبی میشد میرفت و راحت میشدیم
15:53مای میرم برای خودم قهف و بریزم کسی میخواد؟
15:59بریم
16:04موسیقی
Comments

Recommended