02:03سیفی؟
02:07سیفی؟
02:09سیفی؟
02:11سیفی؟
02:13سیفی؟
02:15سیفی؟
02:17سیفی؟
02:19سیفی؟
02:21سیفی؟
02:23سیفی؟
02:25سیفی؟
02:27سیفی؟
02:29سیفی؟
02:31سیفی؟
02:33سیفی؟
02:35سیفی؟
02:37سیفی؟
02:39سیفی؟
02:41سیفی؟
02:43سیفی؟
02:45سیفی؟
02:47سیفی؟
02:49سیفی؟
02:51سیفی؟
02:55سیفی؟
02:57سیفی؟
02:59سیفی؟
03:14سیفی؟
03:16سیفی؟
03:17تر stabه؟
03:22جلست؟
03:22نحن؟
03:24سیفی؟
03:25سیفی؟
03:25سیفی؟
03:55موسيقى
04:25موسيقى
04:27موسيقى
04:31موسيقى
04:35موسيقى
04:37موسيقى
04:41موسيقى
04:43موسيقى
04:47موسيقى
04:49موسيقى
04:51موسيقى
04:55موسيقى
04:59موسيقى
05:01موسيقى
05:11موسيقى
05:13موسيقى
05:15موسيقى
05:25موسيقى
05:27موسيقى
05:29با معنی داره نگاه میکنه
05:31نبزش؟
05:33نبزه ببینم
05:39نبزش خوبه یعنی خوبه
05:41او کیه؟
05:43او چیزا دیلک خانم
05:45دکتر خانوداگیمون خیلی ممنونم دیلک خانم
05:47متشکرم باشه ممنونم
05:49برا دوره
05:51پاشو میریم دکتر
05:53نمیریم
05:55گفت که لازم نیست
05:57لازم نیست حالت خوبه
05:59نه
06:01نه گفت لازم نیست
06:03گفت لازم نیست بری دور جانس
06:05ببخشید ولی من که آدم مریض کنار خودم نمیخوام
06:07پس فاصله بگیرو نزدیکه من نشو
06:11بعدش هم دگرانه من نباشه
06:13اما مثل تو وصفاسیه
06:15برای همین همه آزمایش ها را انجام دادم
06:17من عالی هم چیزیم نیست
06:19که اینطور پس منم میخوام جواب آزمایش هاتو ببینم
06:21توی قراردادمون نوشته
06:23چون همش بی خودی قش میکنه
06:25من قش نمیکنم خوابم میبره
06:27آه باشه
06:29راسش
06:31اگه تو رو تو هوا نمیگرفتمت
06:33سرت میخورد به بوتون
06:35آه من حالا فهمیدم دردت چیه
06:37ببخش سر کن بولت
06:39آخرین کسی که تو زندگی مدیونش میشم توی
06:41چی میشی؟
06:43قهرمانم
06:45تو نبودی من چی کار میکردم
06:47سرم میخورد به بوتون ها و میترکید
06:49سرم میخورد به بوتون ها و میترکید
06:51هم
06:53سرم میخورد به بوتون ها بهتر از این بود
06:55اینجوری بیدار بشم
06:57هم
06:59تو واقعا
07:01تو واقعا دیوونه ایم
07:05خوبی؟
07:07آب یا چیز دیگه میخوایی ها؟
07:09نه ممنونم
07:13تو برای من نگرنی؟
07:15نه
07:17نظر منم همینه
07:19خوب
07:21مگه چی شنیدی که یه دفعه استرس گرفتی؟
07:23میلو زنگ زد
07:25داشتگریه میکرد
07:27بعدش مامانت بعدش هم
07:29سلین
07:31اعداد جون
07:33من و فرید میخواییم برای شام و تبریک بیاییم خونه شام و دکراسیان هم ببینیم
07:37نگران شام هم نباشید از بیرون سفارش میدیم
07:39میبوسمه؟
07:41سلین سلین
07:43سلین سلین
07:45میاد خونه ماینی خونه تو
07:47برای تبریک خونه من بهش دروغ گفتم
07:49میخواییم با هم زندگی کنیم میخوایم بیان تبریک بگم
07:51چه خوب بیان؟
07:53نه یاد نمیتونن بیان
07:55مشخص خوشه با هم زندگی نمی کنیم
07:57من اون موقع یه چیزی گفتم
07:59لجان گرف یه چیزی گفتم ولی نمیتونن بیان
08:01من یه وسیلم تو اون خونه ندارم
08:03نمیخوایم هر دوم موقع نفس کنم چنین چیزی هم در کاریست
08:05یکم آروم باش
08:07الان دوباره قشت میکنیم
08:09آروم باش حل میشه من به سلین زنگ میزنم
08:11میگم نیاییم
08:13خیلی خوب باشه
08:15مامانت مامانت هم به ام زنگ زده
08:17گفت باید با من جدی حرف بزنه
08:19چرا میخواید با من جدی حرف بزنه
08:21چی کار کردی که میخواد باز خواستت کنه
08:23چی کار کردم؟
08:25یعنی نمیپرسی مامانت چی کار کرده؟
08:29نوزد یه قلبی انقدر سخته
08:31واقعیش ببین چقدر سخت میشه
08:33دیگه میشه بریم
08:35میخوایم جواب آزمایش ها رو ببینم
08:37باشه
08:39خوبی دیگره
08:41میتونی با لنشی؟
08:51تو راهم دارم نیم
08:55موسیقی
09:13پیریل جون؟
09:15اومدم این پرونده رو بذارم اینجا
09:17تو چرا هنوز نرفتی؟
09:19مگه سرکان نگفت همه برن خونه؟
09:21روز کاری، این وقت روز برم خونه
09:23اصلا شادنی نیست
09:25پس تو منو نشنا
09:27ولی سرکان توی روز کاری رفت خونه
09:29با نام زدش هم رفت
09:31میگم روز کاری ساعت چنده؟
09:33چرا؟
09:35چرا؟
09:37چرا؟
09:39بخاطر اون دختره سلینجون
09:41از وقتی اون دختره بارد زندگی سرکان شده
09:43هیچی خوب نیست
09:45همه چی به هم رخته
09:47میگی ولی
09:49سرکان به نظر خوشحال میاد
09:51تو به این میگی خوشحالی؟
09:53این خوشحالی نیست چشمش جایی ها نمیبینه
09:55در ذهن من ازدست تو خیلی عصبانی هم
09:57چرا؟ چون از سرکان جدا شدی شما با هم چقدر خوب بودین سلینه؟
10:01از بیرون اینجوری به نظر میرسید
10:06خودت میدونی که
10:08سرکان با بی مهری و بی توجهش خیلی دده منو شکست
10:12بی محبت
10:14سرد
10:15خدای منطق
10:17سرکانی که ما میشناختیم اینجوری بود
10:19بلی اون سرکان حالا کجاست؟
10:21اون دوست من کجاست؟
10:23میدونی قسمت خنددارش کجاست؟
10:29توی رویاه های من سرکان همینه
10:32بگه بی خیال کار منو برداره و باهم بریم
10:38چند سال منتظرش بوده
10:42حالا جلوی چشم همه اینا رو داره به یه زن دیگه میگه
10:46میایی بریم بیرون یه چیزی بخوریم
10:50نه چون باید بریم خونه سرکان برایم
10:54نه چون باید بریم خونه سرکان برای تبریکا همخونه شدنشون
11:01داری میری خونه سرکان؟
11:03لطفا نروه عذیت میشی برای چی میخوای بری خونه سرکان؟
11:07چون میخوام ببینم پیریل
11:09باورم نمیشه
11:11تو میدونی من یه بارم بدون همه هنگی با سرکان به اون خونه نرفتم
11:15حالا میخواد با ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
11:17ادا توی اون خونه زندگی کنه باورم نمیشه
11:19تو هم فریدو داری؟
11:20عالیه؟
11:21عاشقه؟
11:22شیفتته؟
11:23آره
11:24از وقتی با فرید نامزد کردیم یه نظمی به زندگیم دادم تصمیم گرفتم سرکانو فراموش کنم ولی خب
11:30اختی میبینم با این دختره اینجوری رفتار میکنه قلبم میشکنه
11:34حق با توه
11:37فرض کنیم عاشق شدی فرض کنیم عاشق شدی
11:41چرا میاریش دفتر انگار میخوای همه ببینن
11:45اگه تو فریدو وارده شرکت میکردی اون میترکید من میدونم دیگه از حسادت میترکید
11:52نه نه یعنی من دارم اشتباه متوجه میشم داری میخندی؟
11:57چرا چشما داره برق میزنه چی شده؟
11:59نه فریدو وارده شرکت نمیکنی من برای مثال گفتم همینطوری گفتم
12:03همینطوری گفتم هیچ ربطی نداره سلینجون ببین لطفاً
12:06من واقعاً میبینمت
12:08میبینمت ولی میشه بهم گوش کنی سلینجون
12:13همه تون دیوونه شدید عقلی هیچ کدومتون کار نمیکنه
12:16منم میرم به کارام میرسم خل شدم دیگه از اسم
12:22ولی میترکا
12:33وقتی میام دفتر تو خیلی عصبی میشه
12:42چرا؟
12:43همه عصبی میشه
12:45میدونی همه ازت میترسن انگر که بوده سرد بیاد میلرزن
12:49اینجوری
12:50هیچ ربطی نداره واقعاً منو نمیشنسید چون من اصلا مرد عصبی نیستم
12:55شرط میبندی؟
12:56همه
12:57وقتی رفتیم داخل تا ده دقیقه عصبانی نشد
12:59من ازت منذرت خواهی میکنم
13:01ده دقیقه
13:02ده دقیقه
13:03قبول میکنم
13:04خیلی خوب بریم
13:10دوستان آقا سرکان اومد
13:12داره میاد داخل
13:14وای کارمون تمومه کی میخود بگه
13:22سنکان
13:23برو
13:24سرکان
13:25سرکان
13:26برو
13:27چی شده؟
13:29آقا سرکان شما اینجا چی کار میکنی؟
13:35توی دفتر خودم چی کار میکنه؟
13:38آه؟
13:39اردم میخوایی یه بار دیگه در مورد این سوال فکر کن
13:43پیری چی شده؟
13:44چیزی نشده، همه چی رو براهه
13:47خیلی هم مشکلی نداریم
13:51شما بفرموینی این طرف
13:53ممنونه داره
14:04چی شده اینجا؟
14:06خیلی خب، باشد بسن من بش میکنم مشکلی نیست
14:09چیه؟
14:11دداشت این طور شده که
14:13اگر یادت بیاد ما تو یه مسابقه شرکت کردیم
14:15آره، خبر دارم
14:16اما هیت دابران یه تاکیراتی به بوجودو بردن
14:20اونا نفقت تره کامپیوتری بلکه تره دستی رو هم از امون میخواد
14:24طبیعتاً غیر ممکنه بتونیم تا فردا این طرحو بهشون تحفیل بدیم
14:28چه خوب، مگه نه؟
14:33یعنی به نظر من که خیلی خوبه
14:41غیر ممکن، اینگین
14:44آه، اینگین
14:46ما توی این دفتر از کلمه غیر ممکن استفاده نمی کنیم
14:49برای همینم
14:51هر جور شده حلش میکنی
14:53مطمئنم یکی از دوستان بین ما میتونه
14:55بیست و چهار ساعت ترهو بکشه برای همینم اینجوری حلش میکنیم
14:59و این قضیه تموم میشه
15:00حتماً دوستانه با استعداد توی ترهی داریم بلی به نظر من که عملی نیست
15:04یعنی خیلی حیفه
15:05ببین سرکان فقط تویی که
15:07تو این دفتر میتونی تا فردا این طرحو تنفیل بدیم
15:10سلینم که سرش شلوکه
15:11به نظر من بیخیال بشیم بهتره
15:12توی این مسابقه هم شرکت نکنیم چی میخواد بشه؟
15:15نه همچین کاری نمیکنیم انگیم
15:17کنسل نمیکنیم
15:19حالا که
15:20توی این دفتر بزرگ فقط من هستم پس من میکشم
15:25مافق هستیم پس من میکشم
15:28مگه نه به همین سادگی
15:31به همین سادگی پس همه لبخند بزنید دوستان
15:34یعنی چرا عصبانی نشد؟
15:38الان باید عصبانی میشد و دقامون میکرد
15:41الان همش طبقه رو داریم بدونیم چرا عصبانی نشده
15:44باید منتظر عصبی شدنش بشیم
15:46در حالی که عصبی میشد میرفت و راحت میشدیم
15:53مای میرم برای خودم قهف و بریزم کسی میخواد؟
15:59بریم
16:04موسیقی
Comments