- 2 days ago
عشق مشروط
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.
بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلیاوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آلبایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متکاوعلو و مایا باشول.
شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبلاعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım
Category
🎥
Short filmTranscript
02:12موسيقى
02:42موسيقى
02:44موسيقى
02:46موسيقى
02:48موسيقى
02:50موسيقى
02:52موسيقى
02:54موسيقى
02:56موسيقى
02:58موسيقى
03:00موسيقى
05:02شكرا في القناة
05:34شكرا في القناة
05:36ممنونم
06:06شكرا في القناة
06:10شكرا في القناة
06:12شكرا في القناة
06:14شكرا في القناة
06:16شكرا في القناة
06:26شكرا
06:34شكرا في القناة
06:36تباواتي با سرکان بلات به اونا مربوطه به ما ارتباطی نداره
06:40این طور نیست
06:41صفره ما برای همه بازه
06:43درزم نگه با سرکان میونش بده
06:46یعنی با ما میونش خوبه
06:48فیفی
06:48بفرماید شما هم بشینید
06:52من برم براتون بشتقاب بیارم
06:56باشه بیار
06:57قد بلند؟
06:59نه بابا
07:00مو خورمایی؟
07:01نه در اون حد
07:02خشتیب
07:02یه کم
07:03خلداره
07:04اهی تقریبه
07:05کان کارادا
07:06بعدم برای تعریف این کنم برو
07:07اه
07:11چی میخوری کان؟
07:14وقت دفعه پیش اومدم ملک به هم لیموناد داد
07:19مزدش هنو زیر زبونمه
07:21البته
07:22منم بعد خوردن لیموناد آب جیای فر به باقیشون آب لیمون میگفتم
07:28بفرمایی
07:31ممنون
07:31نختر عزیزم دخور خانه
07:33نوش جونتون باشه
07:35عزیزم
07:35این عمال شما دوتا
07:37نه خواهش میکنم
07:40ممنونم
07:47نوشه جونه
07:49همگیتون باشه
07:51چی میخوری کان؟
07:52نوشه جان
07:55ممنونم
07:56ممنونم
07:58ممنونم
08:01ممنونم
08:02ممنونم
08:03ممنونم
08:04ممنونم
08:05ممنونم
08:07ممنونم
08:08ممنونم
08:09ممنونم
08:10ممنونم
08:12ممنونم
08:13ممنونم
08:14ممنونم
08:15ممنونم
08:17ممنونم
08:18ممنونم
08:19ممنونم
08:20ممنونم
08:22ممنونم
08:23ممنونم
08:24ممنونم
08:25ممنونم
08:26ممنونم
08:27ممنونم
08:28ممنونم
11:50واقعا
16:10هل توجد مجموعة؟
16:12هل توجد مجموعة؟
16:20نعم
16:22نعم
16:24ترجمة نانسي قنقر
16:54ترجمة نانسي قنقر
17:24ترجمة نانسي قنقر
17:54ترجمة نانسي قنقر
18:24ترجمة نانسي قنقر
18:54ترجمة نانسي قنقر
19:24ترجمة نانسي قنقر
19:54ترجمة نانسي قنقر
20:24ترجمة نانسي قنقر
20:26ترجمة نانسي قنقر
20:28ترجمة نانسي قنقر
20:30نانسي قنقر
20:32ترجمة نانسي قنقر
20:34نانسي قنقر
20:36نانسي قنقر
20:38نانسي قنقر
20:40نانسي قنقر
20:42نانسي قنقر
20:44نانسي قنقر
20:46نانسي قنقر
20:48نانسي قنقر
20:50نانسي قنقر
20:52نانسي قنقر
20:54نانسي قنقر
20:56نانسي قنقر
21:00ترجمة نانسي
21:30ترجمة نانسي
22:00ترجمة نانسي
22:30ترجمة نانسي
23:00ترجمة نانسي
23:30سيريوس
24:00بشي
24:01منم خیلی دلتنگتو شدم سیریوس
24:08خیلی دلتنگت شدم
24:09چیه؟
24:18آره اینجا؟
24:20باشه، باشه، باشه
24:36من Yellow
24:36مجموعه برا
24:37میبیrative، سیریوس
24:44باشه
25:15يعني
25:16میگی این کان
25:18اینقدر با سرکان مشکل داره
25:21که برای گرفتن اطلاعات
25:23هر کاری که بخاط میکنه
25:25دقیقا همینطوره
25:26حتی ما تو ماشین آشنا شدیم
25:28ماشینم خراب شد
25:29کمکم کرد که تعمیرش کنم
25:31حتی من میگفتم که چرا سرکان از این تصادف
25:35اصابانی شده
25:36قطعا تصادفی نبود
25:38منظورت اینه
25:39کان تصادفی با آدم ها آشنا میشه
25:42و اونا رو عاشق خودش میکنه
25:44بعد ازشون سو استفاده میکنه
25:46سب کن سب کن
25:47میل و آروم باش
25:48گیر کردی
25:49حال است خوبه
25:50ادا
25:54من واقعا ازت مذرت میخوام
26:00آدم هایی مثل سرکان و کان میان و میرن
26:02ولی ما بسه هم میمونیم مگه نه
26:05من اگه میدونستم
26:09هیچ وقت این موضوع ازت مخفی نمیکردم
26:11میل و آروم باش
26:12چی میگی؟
26:15کان با تو چی کار کرده؟
26:18قبلن وقتی اومده بودم ملک به ام لیمونات داده بود
26:23هنوز مزده زیر زبونمه
26:25لیمونات؟
26:27گفته بود لیمونات بهش داده
26:31این یعنی باید تیکه ها رو کنار هم بذاریم
26:35کان برای این که در مورد تو و سرکان اطلاعات بگیره
26:39به ملو نزیک شد
26:40اونو آشق خودش کرد
26:43کاری کرد که خوب باهاش وقت بگذارونه
26:46ملو
26:52من واقعا ازت مذرت میخوام
26:56خیلی متاسفم
26:58قسمی خورم میخوستم بهت بگم
27:00ولی فرصت نشد
27:02من مذرت میخوام عزیزم
27:05من متوجه نشدم
27:08نتونستم رسیدگی کنم من
27:10کش به سرکان گوش میدادم
27:12حرفاشو گوش میکردم
27:14قطعا ترهای سرکان اون دوز دیده
27:17قطعا قطعا اون دوز دیده
27:19اون دوز وقتی تو رفته بودی دوش بگیری
27:21ما اومدیم خونه برای این که غذاها رو برداریم
27:25میدونین که من رژیمم
27:28ولی زود میخواستیم بریم بیرون
27:29پرونده اونجا بود
27:33قطعا کار اونه
27:36خیلی ساده هست
27:37اکس گرفته
27:38این کانکاراداق به درس بزرگی نیاز داره
27:41اما باید ثابت کنیم که اون مجرمه
27:44و این که مذرک رازم داریم
27:46خیلی اصابانیم
27:48خیلی انتقام میگیرم
27:50انتقام اونو ازش میگیرم
27:52اون برگه ها رو پیدا میکنم
27:54و میذارم جلوی سرکان
27:56مطمئن باشید
27:57واقعا منذرت میخوام
28:00من فکر کردم که
28:02اونم منو دوست داره
28:05بابرش کردم
28:08سیفی
28:20آقا سرکان
28:23اداره دیدی؟
28:37نه
28:39شما چیزی که من میبینم و میبینین؟
28:42چی میبینی سیفی؟
28:44یه مرد تنها
28:45همه
28:48همه یه چیزیشون شده امروز
28:51طرف دوست بیس تاله
29:06یه منه به خدا بهترین دوست منه
29:07اما این آقا سرکان یه کاری کرده که دیگه ازش خیلی خسته شدم
29:11ادام خیلی خوب نیست
29:14میدونی قرور شکسته شده
29:16ناامید شده
29:17اما یه چیزی بهت بگم
29:19بازنده این داستان قطعا سرکانه
29:21چون که ادا همه رو یه جوری تحت تحصیل قرار میده
29:26لازم باشه با زیباییش
29:28با انرژیش
29:29با همه چیز
29:30ماله درسته
29:31ادا دختر فوقلا دیگه
29:32از بخیم از اینجا رفته
29:34انرژیو های جانم از دفتر رفته
29:36برای سرکان زندگی بدون ادار رو آرزو میکنم
29:41خسته کننده برون با
29:42الان قدم دوستمو لیه نکن
29:44ولی میدونی بهترین اتفاق از تمامی این جرگانه برگی من چی بود
29:48چی بود
29:49آشنا شدم با تو
29:50برگی من خیلی خوب بود
29:52برای منم همینطور
29:53تو هم برای من خیلی خوب بودی
29:55اینگین پیریل داره میاد اینجا
30:00چی کار کنه چی کار کنه تو داشت
30:02برم برخند
30:03آی چرا نمانت دست تو
30:07آی خدا فکرم درد میکنه بز که خندیدم
30:09اینگین تو با دختر مورد علاقت اینطوری میکنی
30:12اینطوری میکنی
30:13خیلی بیمزده
30:15آی چرا
30:16نه خندیگه به خودمان اصلا این کارها رو بلد نیست من شوش بدم
30:20چیزه
30:21شما امروز میخواید با پیریل وقت بگذرونید
30:24در نتیجه
30:26این وسط این همه قلب شکسته منده
30:29شاید شما شرحه تو درست کنی تو
30:31خب چی تو فکرته
30:33من شباره کناره هم میذارم
30:36یعنی یه جوری جورتون میگنم
30:38بلاخره تو این را قدم گذاشتیم
30:40باید پیش بریم
30:43آره
30:43چیزه
30:45راسی تو بگم
30:46من امروز بیرون خیلی کار دارم
30:49به خاطر همین کاره یه دفتر رو سریع میخوایم حلش کنم
30:52باشه
30:53ببینم راسی تو هم یه بوگ خسی احساس نمی کنی
30:56چی؟
30:58بوگه بوگه قهفه که خیلی تاسه نیاد
31:01به نظرت بعد تموم شدن کار بریم
31:04قهفه بخاری من نظرت
31:06برای این حتما وقت دارم
31:08باشه پس بریم
31:10امه من اومدن
31:19آه خوش اومدی عزیزم
31:21چه خبر؟
31:24خوبم تو چی؟
31:25خوبه؟
31:26خوب از این به بعد نقشت چیه؟
31:29آه؟
31:30بلو نقشم اینه که نقشه ای ندارم
31:34هههههههه
32:13ادا، یعنی اولین باری که همچین چیزی رو تجربه میکنی؟
32:17نه، من اصلا نراحت نیستم
32:19چیزی نیست که نشه گذشت
32:21از اول اشتباه بود
32:22ادا، تو نمیتونی به این راحتی سرکامبولات رو فراموش کنی؟
32:29اما من همیشه کنارتم
32:33باشه؟ هرگز فراموش نکن
32:35آیای ادا؟
32:40گریه نکن دیگه امبتشون
32:43دلائی غربونت برم
32:45یاله بریم قهوهی چایی چیزی بخوریم
32:54بازم چشمام خیست
32:55سلام
33:03ببخشید، آدت، آدت ندارم، مدام ملاقاتت کنم، بخطر همین
33:19فقط برای قهوهی خوردن اومده، از اینجا میرم دفتر
33:25شوخی میکنی
33:29یعنی مطمئنم که از سلین و اتفاقات خبرداری و اومدی اشتباه همو به روم بیاری، مگه نه، دقیقا همینه
33:38خیلی زدقه اضافت میکنی، اخلاق بدیه
33:41اه، آقای آلبتکین خوش اومدیم؟
33:45ممنونم
33:46آقا سرکان، تروحی نهای لامبا
33:50خیلی ممنونم، عالیه
33:52میتونم یه نگاه بندازم؟
33:54ممنونم، عالیه، جدید هم هست، حتی خوب، یه جورایی نستالژیک هم هست
34:19نمیدونستم به چیزایی جدید علاقه داری؟
34:24هممون تغییر میکنیم
34:29نمیدونستم که به نستالژی همیت میدی؟
34:35جانم؟
34:37گیتارتو بیرون آوردی، یعنی احتمالا تصمیم داری دوباره بزنی؟
34:44ببخشید اینو از کجا میدونی؟
34:48فرض کن وقتی داشتم قدم میزادم دیدم
34:51این که توی زندگیت بعضی تفاوتها رو رقم زدی عالیه
34:55میخوام بگم که نباید در مورد هرکی یا هرچی که دلیل این تغییرات تصمیمات عجولانه بگیری
35:04ادا، این طوره؟
35:08البته از اتفاقات خبردار شدی، نگرا نباش، تموم شد
35:13نمیتونم دخالت کنم، در حد من نیست، اما این دوختر رو متهم به دوزدی کردیم
35:28نمیتونی از ادا دفاع کنی، حتی نمیشناسیش، یاد آوری کنم، گفته بودی نمیخوامم آشناشم
35:38ببین سرکان، سالهای سال خودمون رو تو یه قالب حبس کردیم
35:45نتونستیم دربیه، نتونستم
35:48برای اولین بار تو زندگیم، جسارت این رو پیدا کردم بیام دفترت و یه چیزی بهت بگم
35:54تغییر بیکنیم، تو من و مادرت، هممون تغییر میکنیم، این دختر ما رو تغییر میده
36:03چه میدونم، همچین کسایی هستن وارده، بعضی محیطا میشن و چند تا چیز رو تغییر میدن، این مسئله خیلی مهمیه
36:14اعتماد چی؟
36:17اونم یه قالبه، اما تو کسی هستی که میتونی از قالبها دربیه
36:23در مورد کار، احساستت خیلی قفیه، تو این موردم برای ادا استفاده کن، ببین چی میگن بهت؟
36:31همونطور که گفتم، تموم شد، به خاطر همین یکم دیر کردیم، اما برای توصیت ممنونم
36:39خواهش میکنم، باشه خوب، قهوه چی؟
36:44من الان میگم، باشه من تو دفتر میخورم
36:47وایستا، تو اینطوری میری دفتر؟
36:49آره؟
36:51موسیقی
36:53موسیقی
37:07موسیقی
37:09موسیقی
37:11موسیقی
37:13موسیقی
37:15موسیقی
37:17موسیقی
37:19موسیقی
37:21موسیقی
37:23موسیقی
37:25موسیقی
37:27موسیقی
37:29موسیقی
37:31موسیقی
37:33موسیقی
37:35موسیقی
37:37ليلة
37:38نعم آقا سر کن
37:40من باید برم
37:42جلسة بعدی رو کنسل کن باشه
37:46البته
37:47باشه ممنونم
37:49برای بار آخر نقشه رو بهت میگم
37:53باشه
37:54ما میگیم که میرین مراسم افتسایی نمایشگاه مماری
37:57بعدش یه کار مهمی برام پیش میاد و من نمیتونم پیام
38:01بعدش منم چیزه میگم بهت میگم که چون من نمیرم سعی نکن که نری
38:06حتما برو یکیم همروط ببر
38:08پیرین متوجه میشه و اونو دعوت میکنی
38:10مگه نگه چی
38:11لازم نیست من چیزی بگیم خودش میپره وسط خیال از راحت باشی
38:15آفری
38:16اینگی من خیلی هجان زدم خیلی کنش کافم
38:23آره آره باید هم هگه جان زده باشی چون این مراسم خیلی مهمه
38:26یعنی دستالی یه بار این مراسم اجنامیشو پیدا کردن بیریت تقریبا غیر ممکنه
38:31آها
38:32با همی رو دفتتاهیه
38:39یعنی چقدر خوب
38:42راستاش به جرن گفتم که همچین مراسمی هست
38:44اونم خیلی خوشش اومد برای امینم گفتش که
38:47چرا که نه برای امینم قرار شد با هم دیگه بریم مرسیم
38:50خب خیلی عمالی
38:51دقیقا موضوع اونه
38:53آه
38:54با چی شد
38:56از سر اون یکی کارم به هم پیام دادن باید فورا برم ببخش
39:01مالی جرن اینجوری که نمیشه
39:02ولی این همه برنامه چیده بودیم که بریم
39:04آره میدونم برای این که من نمیام تو نگی نمیری
39:07نه بابا
39:10اینجوری تک و تنها که نمیشه رفته اونجا خوش گذارم
39:13پریل
39:16نه نمیخوام
39:20پریل جون
39:21الان درست من برای این که نتونستم انگین رو همراهی کنم خیلی نراحتم
39:26تازه شما برای این که شریک هستیم به نظرم بهتر از من میتونی انگین رو همراهی کنی
39:31ممکنه
39:33در نتیجه مربوط به کاره
39:36باشه پس امروز با هات میام
39:40من درم به کارم برسم
39:42ناشه
39:43ای جونم
39:47کار کرد
39:49تو فاگلاده این تو خیلی آلید
39:51یه چیز دیگه بهت بگم
39:53شما از اونجا که اومدید بیرون
39:55اگه بهت پیشناد قضا داد قطعا قبول نکن باشه
39:59چرا؟
40:00نمی کنه دیگه نباید قبول کنی
40:02تو به من گوش بده خیالت راحت باشه
40:04خیلی خواب
40:13موسیقی
40:41اینجا چی کار داری؟
40:43کار محشری انجام دادی
40:47بعدم پروندر رو رو ماشینم گذاشتی
40:51چرا به خودم ندادی؟
40:55نخواستم شب تنهاییتون رو با سلین به هم بزنم
40:58حتما به قرار دادم نیازی نیست دیگه
41:01به خاطر همین میشه بری؟ نمیخوام ببینم ات
41:05اومدم که تا رو ببرم
41:08دیوونه شدی انگار
41:10بیا
41:12تو ماشین توضیح میدم
41:14تو خودتو چی فرض کردی؟
41:16یادت نمیاده من چی گفتی؟
41:19منو با چی گناه کار دونستی؟
41:22الانم میشه بری؟
41:24نمیرم
41:28پس من میرم
41:30ادام میشه وایستی؟
41:36دارم بهت میگم که کار محشری انجام داری
41:43باشه؟
41:44باشه؟
41:46میخوام که این پروژه رو ادامه بدی
41:48در اصد با ایدل خانم خیلی خوب کار میکنین
41:50نگرا نباش با من ارتباطی بقرار نمی کنین
41:53من دیگه با چیزی که به تو رب داشته باشه کار نمی کنم
41:56الان رقم اینجا اومدنم
41:59این طوریه؟
42:00این طوره
42:01ادا
42:02دارم بهت میگم پروژهی که براش زحمت کشیدی رو
42:07بگیر و این پیشنهادم رد نکن
42:10نمی آیی؟
42:11من نمی آم
42:12سرکان بولاد
42:13هده اقل الان نه
42:16الان اگه نه پس که؟
42:20به زودی
42:21وقتی که نشون دادم چطور به هم ناحقی کردی
42:25و مدارکو تو صورتت انداختم
42:26جوری میام کنارت
42:27که تو دعا میکنی که کار صدام نکرده بودی
42:31باشه
42:37آلی نبود؟
42:57ذهن من که خیلی باز شد
42:58مره من وقتی تو همچین مراسماتی شیر کپس بیکنم به ام یاد آوری میشه چرا این کار رو انتخاب کردم خیلی حس خوبی به امیده
43:05ممنونم
43:07خوب شد که اومدیم
43:09یعنی من و تو باهم اومدیم
43:11من و تو زیاد از این کارا نکرده بودیم
43:14انگاهت کار زیاده
43:16وقت نمیشه
43:17درسته
43:18ببینم گلست ند نیست
43:21بریم یه چیزی بخوریم
43:24اگه به پیشنود قضا دوت قطعا قبول نکن باشه
43:28نببین با سای این چیزا زیاد وقت ندارم
43:33بهتار که فورا به دفتر برگردیم و کارمونه آتمومش کنیم
43:37باشه
43:39هرجور که راحتی
43:40خب تو اگر جران اینشالله که میدونی داری چی کار بکنی
43:44داری میان
43:45آه الان میان
43:46من یه فکر خیلی خوب دارم
43:48چیه
43:48میگم
43:50بهش میگیم بیاد پایین
43:52پایین
43:53آره
43:53بعد من به یه شکلی تلفونشو میگیرم
43:56بعدن اکسا رو برای خودم میفرستم چطوری
43:58به یه شکلی میگیری تلفونو
43:59هنوز به اونش فکر نکردم ولی
44:02یه جوری میگیرم دیگه
44:03خوبه آفرین
44:04به نظر چطور مستقیم بهش بگی
44:06اکسایی که دوزیدیو برام بفرست بهتر نیست
44:09این کارو نمی کنه احمق که نیست
44:12ملو اینطوری نمیشه
44:13ببین من یه فکر خیلی خوب دارم اما باید جسور باشی
44:17میریم بالا
44:18خانو ملین سلام حالتون چطور؟
44:40خیلی ممنون
44:41بفرمایید لطفا
44:42آقا کان یکم دیگه تشریف میارن چیزی میل دارین؟
44:46نه ممنون چیزی نمیخوام ممنون
44:49ملو
44:52چه سپرایزی قرشنگی
44:53فکر نمی کردم اینجا باشی
44:56فیفی
44:59آره فیفی
45:00موضوع مهمیه که باید بهت بگم
45:04البته اون چیه
45:06تو منو فریب دادی و اومدی خونه ی اعدا و
45:14از اون ترها
45:18بای خدا
45:19از اون ترها ایس گرفتی
45:21و با اون ترها فرار کردی
45:25ملو
45:25اون
Be the first to comment