02:12موسيقى
02:42موسيقى
02:44موسيقى
02:46موسيقى
02:48موسيقى
02:50موسيقى
02:52موسيقى
02:54موسيقى
02:56موسيقى
02:58موسيقى
03:00موسيقى
05:02شكرا في القناة
05:34شكرا في القناة
05:36ممنونم
06:06شكرا في القناة
06:10شكرا في القناة
06:12شكرا في القناة
06:14شكرا في القناة
06:16شكرا في القناة
06:26شكرا
06:34شكرا في القناة
06:36تباواتي با سرکان بلات به اونا مربوطه به ما ارتباطی نداره
06:40این طور نیست
06:41صفره ما برای همه بازه
06:43درزم نگه با سرکان میونش بده
06:46یعنی با ما میونش خوبه
06:48فیفی
06:48بفرماید شما هم بشینید
06:52من برم براتون بشتقاب بیارم
06:56باشه بیار
06:57قد بلند؟
06:59نه بابا
07:00مو خورمایی؟
07:01نه در اون حد
07:02خشتیب
07:02یه کم
07:03خلداره
07:04اهی تقریبه
07:05کان کارادا
07:06بعدم برای تعریف این کنم برو
07:07اه
07:11چی میخوری کان؟
07:14وقت دفعه پیش اومدم ملک به هم لیموناد داد
07:19مزدش هنو زیر زبونمه
07:21البته
07:22منم بعد خوردن لیموناد آب جیای فر به باقیشون آب لیمون میگفتم
07:28بفرمایی
07:31ممنون
07:31نختر عزیزم دخور خانه
07:33نوش جونتون باشه
07:35عزیزم
07:35این عمال شما دوتا
07:37نه خواهش میکنم
07:40ممنونم
07:47نوشه جونه
07:49همگیتون باشه
07:51چی میخوری کان؟
07:52نوشه جان
07:55ممنونم
07:56ممنونم
07:58ممنونم
08:01ممنونم
08:02ممنونم
08:03ممنونم
08:04ممنونم
08:05ممنونم
08:07ممنونم
08:08ممنونم
08:09ممنونم
08:10ممنونم
08:12ممنونم
08:13ممنونم
08:14ممنونم
08:15ممنونم
08:17ممنونم
08:18ممنونم
08:19ممنونم
08:20ممنونم
08:22ممنونم
08:23ممنونم
08:24ممنونم
08:25ممنونم
08:26ممنونم
08:27ممنونم
08:28ممنونم
11:50واقعا
16:10هل توجد مجموعة؟
16:12هل توجد مجموعة؟
16:20نعم
16:22نعم
16:24ترجمة نانسي قنقر
16:54ترجمة نانسي قنقر
17:24ترجمة نانسي قنقر
17:54ترجمة نانسي قنقر
18:24ترجمة نانسي قنقر
18:54ترجمة نانسي قنقر
19:24ترجمة نانسي قنقر
19:54ترجمة نانسي قنقر
20:24ترجمة نانسي قنقر
20:26ترجمة نانسي قنقر
20:28ترجمة نانسي قنقر
20:30نانسي قنقر
20:32ترجمة نانسي قنقر
20:34نانسي قنقر
20:36نانسي قنقر
20:38نانسي قنقر
20:40نانسي قنقر
20:42نانسي قنقر
20:44نانسي قنقر
20:46نانسي قنقر
20:48نانسي قنقر
20:50نانسي قنقر
20:52نانسي قنقر
20:54نانسي قنقر
20:56نانسي قنقر
21:00ترجمة نانسي
21:30ترجمة نانسي
22:00ترجمة نانسي
22:30ترجمة نانسي
23:00ترجمة نانسي
23:30سيريوس
24:00بشي
24:01منم خیلی دلتنگتو شدم سیریوس
24:08خیلی دلتنگت شدم
24:09چیه؟
24:18آره اینجا؟
24:20باشه، باشه، باشه
24:36من Yellow
24:36مجموعه برا
24:37میبیrative، سیریوس
24:44باشه
25:15يعني
25:16میگی این کان
25:18اینقدر با سرکان مشکل داره
25:21که برای گرفتن اطلاعات
25:23هر کاری که بخاط میکنه
25:25دقیقا همینطوره
25:26حتی ما تو ماشین آشنا شدیم
25:28ماشینم خراب شد
25:29کمکم کرد که تعمیرش کنم
25:31حتی من میگفتم که چرا سرکان از این تصادف
25:35اصابانی شده
25:36قطعا تصادفی نبود
25:38منظورت اینه
25:39کان تصادفی با آدم ها آشنا میشه
25:42و اونا رو عاشق خودش میکنه
25:44بعد ازشون سو استفاده میکنه
25:46سب کن سب کن
25:47میل و آروم باش
25:48گیر کردی
25:49حال است خوبه
25:50ادا
25:54من واقعا ازت مذرت میخوام
26:00آدم هایی مثل سرکان و کان میان و میرن
26:02ولی ما بسه هم میمونیم مگه نه
26:05من اگه میدونستم
26:09هیچ وقت این موضوع ازت مخفی نمیکردم
26:11میل و آروم باش
26:12چی میگی؟
26:15کان با تو چی کار کرده؟
26:18قبلن وقتی اومده بودم ملک به ام لیمونات داده بود
26:23هنوز مزده زیر زبونمه
26:25لیمونات؟
26:27گفته بود لیمونات بهش داده
26:31این یعنی باید تیکه ها رو کنار هم بذاریم
26:35کان برای این که در مورد تو و سرکان اطلاعات بگیره
26:39به ملو نزیک شد
26:40اونو آشق خودش کرد
26:43کاری کرد که خوب باهاش وقت بگذارونه
26:46ملو
26:52من واقعا ازت مذرت میخوام
26:56خیلی متاسفم
26:58قسمی خورم میخوستم بهت بگم
27:00ولی فرصت نشد
27:02من مذرت میخوام عزیزم
27:05من متوجه نشدم
27:08نتونستم رسیدگی کنم من
27:10کش به سرکان گوش میدادم
27:12حرفاشو گوش میکردم
27:14قطعا ترهای سرکان اون دوز دیده
27:17قطعا قطعا اون دوز دیده
27:19اون دوز وقتی تو رفته بودی دوش بگیری
27:21ما اومدیم خونه برای این که غذاها رو برداریم
27:25میدونین که من رژیمم
27:28ولی زود میخواستیم بریم بیرون
27:29پرونده اونجا بود
27:33قطعا کار اونه
27:36خیلی ساده هست
27:37اکس گرفته
27:38این کانکاراداق به درس بزرگی نیاز داره
27:41اما باید ثابت کنیم که اون مجرمه
27:44و این که مذرک رازم داریم
27:46خیلی اصابانیم
27:48خیلی انتقام میگیرم
27:50انتقام اونو ازش میگیرم
27:52اون برگه ها رو پیدا میکنم
27:54و میذارم جلوی سرکان
27:56مطمئن باشید
27:57واقعا منذرت میخوام
28:00من فکر کردم که
28:02اونم منو دوست داره
28:05بابرش کردم
28:08سیفی
28:20آقا سرکان
28:23اداره دیدی؟
28:37نه
28:39شما چیزی که من میبینم و میبینین؟
28:42چی میبینی سیفی؟
28:44یه مرد تنها
28:45همه
28:48همه یه چیزیشون شده امروز
28:51طرف دوست بیس تاله
29:06یه منه به خدا بهترین دوست منه
29:07اما این آقا سرکان یه کاری کرده که دیگه ازش خیلی خسته شدم
29:11ادام خیلی خوب نیست
29:14میدونی قرور شکسته شده
29:16ناامید شده
29:17اما یه چیزی بهت بگم
29:19بازنده این داستان قطعا سرکانه
29:21چون که ادا همه رو یه جوری تحت تحصیل قرار میده
29:26لازم باشه با زیباییش
29:28با انرژیش
29:29با همه چیز
29:30ماله درسته
29:31ادا دختر فوقلا دیگه
29:32از بخیم از اینجا رفته
29:34انرژیو های جانم از دفتر رفته
29:36برای سرکان زندگی بدون ادار رو آرزو میکنم
29:41خسته کننده برون با
29:42الان قدم دوستمو لیه نکن
29:44ولی میدونی بهترین اتفاق از تمامی این جرگانه برگی من چی بود
29:48چی بود
29:49آشنا شدم با تو
29:50برگی من خیلی خوب بود
29:52برای منم همینطور
29:53تو هم برای من خیلی خوب بودی
29:55اینگین پیریل داره میاد اینجا
30:00چی کار کنه چی کار کنه تو داشت
30:02برم برخند
30:03آی چرا نمانت دست تو
30:07آی خدا فکرم درد میکنه بز که خندیدم
30:09اینگین تو با دختر مورد علاقت اینطوری میکنی
30:12اینطوری میکنی
30:13خیلی بیمزده
30:15آی چرا
30:16نه خندیگه به خودمان اصلا این کارها رو بلد نیست من شوش بدم
30:20چیزه
30:21شما امروز میخواید با پیریل وقت بگذرونید
30:24در نتیجه
30:26این وسط این همه قلب شکسته منده
30:29شاید شما شرحه تو درست کنی تو
30:31خب چی تو فکرته
30:33من شباره کناره هم میذارم
30:36یعنی یه جوری جورتون میگنم
30:38بلاخره تو این را قدم گذاشتیم
30:40باید پیش بریم
30:43آره
30:43چیزه
30:45راسی تو بگم
30:46من امروز بیرون خیلی کار دارم
30:49به خاطر همین کاره یه دفتر رو سریع میخوایم حلش کنم
30:52باشه
30:53ببینم راسی تو هم یه بوگ خسی احساس نمی کنی
30:56چی؟
30:58بوگه بوگه قهفه که خیلی تاسه نیاد
31:01به نظرت بعد تموم شدن کار بریم
31:04قهفه بخاری من نظرت
31:06برای این حتما وقت دارم
31:08باشه پس بریم
31:10امه من اومدن
31:19آه خوش اومدی عزیزم
31:21چه خبر؟
31:24خوبم تو چی؟
31:25خوبه؟
31:26خوب از این به بعد نقشت چیه؟
31:29آه؟
31:30بلو نقشم اینه که نقشه ای ندارم
31:34هههههههه
32:13ادا، یعنی اولین باری که همچین چیزی رو تجربه میکنی؟
32:17نه، من اصلا نراحت نیستم
32:19چیزی نیست که نشه گذشت
32:21از اول اشتباه بود
32:22ادا، تو نمیتونی به این راحتی سرکامبولات رو فراموش کنی؟
32:29اما من همیشه کنارتم
32:33باشه؟ هرگز فراموش نکن
32:35آیای ادا؟
32:40گریه نکن دیگه امبتشون
32:43دلائی غربونت برم
32:45یاله بریم قهوهی چایی چیزی بخوریم
32:54بازم چشمام خیست
32:55سلام
33:03ببخشید، آدت، آدت ندارم، مدام ملاقاتت کنم، بخطر همین
33:19فقط برای قهوهی خوردن اومده، از اینجا میرم دفتر
33:25شوخی میکنی
33:29یعنی مطمئنم که از سلین و اتفاقات خبرداری و اومدی اشتباه همو به روم بیاری، مگه نه، دقیقا همینه
33:38خیلی زدقه اضافت میکنی، اخلاق بدیه
33:41اه، آقای آلبتکین خوش اومدیم؟
33:45ممنونم
33:46آقا سرکان، تروحی نهای لامبا
33:50خیلی ممنونم، عالیه
33:52میتونم یه نگاه بندازم؟
33:54ممنونم، عالیه، جدید هم هست، حتی خوب، یه جورایی نستالژیک هم هست
34:19نمیدونستم به چیزایی جدید علاقه داری؟
34:24هممون تغییر میکنیم
34:29نمیدونستم که به نستالژی همیت میدی؟
34:35جانم؟
34:37گیتارتو بیرون آوردی، یعنی احتمالا تصمیم داری دوباره بزنی؟
34:44ببخشید اینو از کجا میدونی؟
34:48فرض کن وقتی داشتم قدم میزادم دیدم
34:51این که توی زندگیت بعضی تفاوتها رو رقم زدی عالیه
34:55میخوام بگم که نباید در مورد هرکی یا هرچی که دلیل این تغییرات تصمیمات عجولانه بگیری
35:04ادا، این طوره؟
35:08البته از اتفاقات خبردار شدی، نگرا نباش، تموم شد
35:13نمیتونم دخالت کنم، در حد من نیست، اما این دوختر رو متهم به دوزدی کردیم
35:28نمیتونی از ادا دفاع کنی، حتی نمیشناسیش، یاد آوری کنم، گفته بودی نمیخوامم آشناشم
35:38ببین سرکان، سالهای سال خودمون رو تو یه قالب حبس کردیم
35:45نتونستیم دربیه، نتونستم
35:48برای اولین بار تو زندگیم، جسارت این رو پیدا کردم بیام دفترت و یه چیزی بهت بگم
35:54تغییر بیکنیم، تو من و مادرت، هممون تغییر میکنیم، این دختر ما رو تغییر میده
36:03چه میدونم، همچین کسایی هستن وارده، بعضی محیطا میشن و چند تا چیز رو تغییر میدن، این مسئله خیلی مهمیه
36:14اعتماد چی؟
36:17اونم یه قالبه، اما تو کسی هستی که میتونی از قالبها دربیه
36:23در مورد کار، احساستت خیلی قفیه، تو این موردم برای ادا استفاده کن، ببین چی میگن بهت؟
36:31همونطور که گفتم، تموم شد، به خاطر همین یکم دیر کردیم، اما برای توصیت ممنونم
36:39خواهش میکنم، باشه خوب، قهوه چی؟
36:44من الان میگم، باشه من تو دفتر میخورم
36:47وایستا، تو اینطوری میری دفتر؟
36:49آره؟
36:51موسیقی
36:53موسیقی
37:07موسیقی
37:09موسیقی
37:11موسیقی
37:13موسیقی
37:15موسیقی
37:17موسیقی
37:19موسیقی
37:21موسیقی
37:23موسیقی
37:25موسیقی
37:27موسیقی
37:29موسیقی
37:31موسیقی
37:33موسیقی
37:35موسیقی
37:37ليلة
37:38نعم آقا سر کن
37:40من باید برم
37:42جلسة بعدی رو کنسل کن باشه
37:46البته
37:47باشه ممنونم
37:49برای بار آخر نقشه رو بهت میگم
37:53باشه
37:54ما میگیم که میرین مراسم افتسایی نمایشگاه مماری
37:57بعدش یه کار مهمی برام پیش میاد و من نمیتونم پیام
38:01بعدش منم چیزه میگم بهت میگم که چون من نمیرم سعی نکن که نری
38:06حتما برو یکیم همروط ببر
38:08پیرین متوجه میشه و اونو دعوت میکنی
38:10مگه نگه چی
38:11لازم نیست من چیزی بگیم خودش میپره وسط خیال از راحت باشی
38:15آفری
38:16اینگی من خیلی هجان زدم خیلی کنش کافم
38:23آره آره باید هم هگه جان زده باشی چون این مراسم خیلی مهمه
38:26یعنی دستالی یه بار این مراسم اجنامیشو پیدا کردن بیریت تقریبا غیر ممکنه
38:31آها
38:32با همی رو دفتتاهیه
38:39یعنی چقدر خوب
38:42راستاش به جرن گفتم که همچین مراسمی هست
38:44اونم خیلی خوشش اومد برای امینم گفتش که
38:47چرا که نه برای امینم قرار شد با هم دیگه بریم مرسیم
38:50خب خیلی عمالی
38:51دقیقا موضوع اونه
38:53آه
38:54با چی شد
38:56از سر اون یکی کارم به هم پیام دادن باید فورا برم ببخش
39:01مالی جرن اینجوری که نمیشه
39:02ولی این همه برنامه چیده بودیم که بریم
39:04آره میدونم برای این که من نمیام تو نگی نمیری
39:07نه بابا
39:10اینجوری تک و تنها که نمیشه رفته اونجا خوش گذارم
39:13پریل
39:16نه نمیخوام
39:20پریل جون
39:21الان درست من برای این که نتونستم انگین رو همراهی کنم خیلی نراحتم
39:26تازه شما برای این که شریک هستیم به نظرم بهتر از من میتونی انگین رو همراهی کنی
39:31ممکنه
39:33در نتیجه مربوط به کاره
39:36باشه پس امروز با هات میام
39:40من درم به کارم برسم
39:42ناشه
39:43ای جونم
39:47کار کرد
39:49تو فاگلاده این تو خیلی آلید
39:51یه چیز دیگه بهت بگم
39:53شما از اونجا که اومدید بیرون
39:55اگه بهت پیشناد قضا داد قطعا قبول نکن باشه
39:59چرا؟
40:00نمی کنه دیگه نباید قبول کنی
40:02تو به من گوش بده خیالت راحت باشه
40:04خیلی خواب
40:13موسیقی
40:41اینجا چی کار داری؟
40:43کار محشری انجام دادی
40:47بعدم پروندر رو رو ماشینم گذاشتی
40:51چرا به خودم ندادی؟
40:55نخواستم شب تنهاییتون رو با سلین به هم بزنم
40:58حتما به قرار دادم نیازی نیست دیگه
41:01به خاطر همین میشه بری؟ نمیخوام ببینم ات
41:05اومدم که تا رو ببرم
41:08دیوونه شدی انگار
41:10بیا
41:12تو ماشین توضیح میدم
41:14تو خودتو چی فرض کردی؟
41:16یادت نمیاده من چی گفتی؟
41:19منو با چی گناه کار دونستی؟
41:22الانم میشه بری؟
41:24نمیرم
41:28پس من میرم
41:30ادام میشه وایستی؟
41:36دارم بهت میگم که کار محشری انجام داری
41:43باشه؟
41:44باشه؟
41:46میخوام که این پروژه رو ادامه بدی
41:48در اصد با ایدل خانم خیلی خوب کار میکنین
41:50نگرا نباش با من ارتباطی بقرار نمی کنین
41:53من دیگه با چیزی که به تو رب داشته باشه کار نمی کنم
41:56الان رقم اینجا اومدنم
41:59این طوریه؟
42:00این طوره
42:01ادا
42:02دارم بهت میگم پروژهی که براش زحمت کشیدی رو
42:07بگیر و این پیشنهادم رد نکن
42:10نمی آیی؟
42:11من نمی آم
42:12سرکان بولاد
42:13هده اقل الان نه
42:16الان اگه نه پس که؟
42:20به زودی
42:21وقتی که نشون دادم چطور به هم ناحقی کردی
42:25و مدارکو تو صورتت انداختم
42:26جوری میام کنارت
42:27که تو دعا میکنی که کار صدام نکرده بودی
42:31باشه
42:37آلی نبود؟
42:57ذهن من که خیلی باز شد
42:58مره من وقتی تو همچین مراسماتی شیر کپس بیکنم به ام یاد آوری میشه چرا این کار رو انتخاب کردم خیلی حس خوبی به امیده
43:05ممنونم
43:07خوب شد که اومدیم
43:09یعنی من و تو باهم اومدیم
43:11من و تو زیاد از این کارا نکرده بودیم
43:14انگاهت کار زیاده
43:16وقت نمیشه
43:17درسته
43:18ببینم گلست ند نیست
43:21بریم یه چیزی بخوریم
43:24اگه به پیشنود قضا دوت قطعا قبول نکن باشه
43:28نببین با سای این چیزا زیاد وقت ندارم
43:33بهتار که فورا به دفتر برگردیم و کارمونه آتمومش کنیم
43:37باشه
43:39هرجور که راحتی
43:40خب تو اگر جران اینشالله که میدونی داری چی کار بکنی
43:44داری میان
43:45آه الان میان
43:46من یه فکر خیلی خوب دارم
43:48چیه
43:48میگم
43:50بهش میگیم بیاد پایین
43:52پایین
43:53آره
43:53بعد من به یه شکلی تلفونشو میگیرم
43:56بعدن اکسا رو برای خودم میفرستم چطوری
43:58به یه شکلی میگیری تلفونو
43:59هنوز به اونش فکر نکردم ولی
44:02یه جوری میگیرم دیگه
44:03خوبه آفرین
44:04به نظر چطور مستقیم بهش بگی
44:06اکسایی که دوزیدیو برام بفرست بهتر نیست
44:09این کارو نمی کنه احمق که نیست
44:12ملو اینطوری نمیشه
44:13ببین من یه فکر خیلی خوب دارم اما باید جسور باشی
44:17میریم بالا
44:18خانو ملین سلام حالتون چطور؟
44:40خیلی ممنون
44:41بفرمایید لطفا
44:42آقا کان یکم دیگه تشریف میارن چیزی میل دارین؟
44:46نه ممنون چیزی نمیخوام ممنون
44:49ملو
44:52چه سپرایزی قرشنگی
44:53فکر نمی کردم اینجا باشی
44:56فیفی
44:59آره فیفی
45:00موضوع مهمیه که باید بهت بگم
45:04البته اون چیه
45:06تو منو فریب دادی و اومدی خونه ی اعدا و
45:14از اون ترها
45:18بای خدا
45:19از اون ترها ایس گرفتی
45:21و با اون ترها فرار کردی
45:25ملو
45:25اون
Comments