Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
باید بریم پلیس؟ - سبد رخت چرک
در سریال سبد رخت چرک، داستان زندگی خدمتکارانی که در یکی از محله‌های مرفه استانبول در یک مجتمع مسکونی لوکس کار می‌کنند و کارفرمایان آن‌ها، درهم‌تنیده روایت می‌شود. در این میان، شکاف عمیق میان بالا‌نشین‌ها و پایین‌دست‌ها را نیز به تماشا می‌نشینیم. در این سریال، شاهد داستان‌هایی از عشق، رازها، دروغ‌ها و در عین حال همراهی سه زن خواهیم بود که با وجود همه سختی‌ها، پشت یکدیگر ایستاده‌اند؛ داستانی که گاه اشک‌مان را در می‌آورد و گاه لبخند بر لب‌مان می‌نشاند...

بازیگران: آیچا بینگول، جرن مورای، جانسو توسون، پلین کاراهان، اوزگه اوزدَر، آیچا ارتوران، یوسف چیم، روزگار آکسوی، ارکان سِوِر، اصلیحان کاپانشاهین، نازلی بولوم، کورشات دمیر، اویا ایلوغولاری، تولای بِکرت، گیزم کالا، سیلا گوزوم، تها باران ازبک و امراه کارایل.

مشخصات:
ژانر: درام
شرکت تهیه‌کننده: مدیاپیم
تهیه‌کننده: فاتح آکسوی
کارگردان: اجه اِردک کوچ‌اوغلو

Category

📺
TV
Transcript
00:00این میسوزه
00:04باشتا
00:05اینو اینور بذارم
00:09چطوری خاموشش کنم
00:11ای فای خدای سوختم
00:13سوختم
00:15بله
00:22روز بخیر جانا خانم
00:23سلام بفرمایی
00:26اومدیم راجع به یه چیزی صحبت کنیم
00:30اگه اومدین منو سرزرش کنیم
00:33سنم از درس گرفتن از بقیه گذشته
00:35نه نه نه
00:36اختیار دارین خانم
00:39ما اومدیم از شما درس بگیریم
00:41در مورد چی؟
00:42منظورمون از درس گرفتن اون درس نیست
00:45فقط اگه اجازه بدین میخواستیم
00:47با اتون مشورت کنیم خانم
00:49ای بابا
00:51من اصلا نمیفهمم شما چی میگیم
00:53شما در مورد چی ازم مشورت میخوایم
00:55خب چیزه
00:57من برای کار
00:59رفتم خونه ی آقا کنان جانان خانم
01:02حتی اومده بودم اینجا
01:03در موردش با شما صحبت کردم
01:05بله میدونم
01:06چیزه بعد از این که از بیمارستان اومدن
01:09من صدای بحث آقا کنان و شرمین خانمو شنیدم
01:12یعنی حرفای اونا رو شنیدم
01:14خب بعدش
01:16ما حس کردین
01:18کاسه ازرینیم کاسه از اما
01:19چیزی به عقلمو نرسید گفتیم
01:22شما بهتر میدونیم
01:23گفتیم ما به یه آدم باهوش و با سواد و با تجربه نیاز داریم
01:27که راه درست و به همون نشون بده خانم
01:30اون آدم منم
01:33آره خب شما با تجربه ترین آدم این شهرکی
01:36بزی وقتا اینقدر راه
01:39در واقع پولیسم هم این فکر رو میکنه
01:42اما به سوگل گفته شما هیچ مدرکی نداری
01:44اما این باقیت که سوگل ازم قایم کرده رو تغییر نمیده
01:49بله بله
01:51اینم هست اما خب یعنی
01:53آدم بزی وقتا نمیتونه درست فکر کنه
01:55با خودش مگه طرف مقابل در بارش چی فکر میکنه
01:58من براش همچین آدمیم
02:00البته فهمیدم همچین آدمیم
02:04بله
02:06خب اگه بخوایی در مورد اون بعدن صحبت میکنیم
02:09جانان خانم
02:10ما خیلی عجله داریم
02:12دست ما بست دست نمیدونیم چی کار کنیم
02:14برای همین اومدیم اینجا
02:15لطفا کمک کنیم قربونتون بره
02:17ملا ما چی کار کنیم
02:18میخواستیم بریم پیش پولیس
02:19اما ایل گل گفتش که بعضی رو میخواه
02:21صدای این قضیه در نیاد نه
02:23آره آره اینطوری گفت
02:26یعنی گفت
02:27آخه ما که هیچ مدرکی نداریم
02:28بریم به پولیس چی بگیم
02:30بریم بهشون چی نشون بدیم
02:31فقط من این حرفا رو شنیدم
02:34چرا باید حرفای منو باور کنن
02:36من فقط یه خدمتکارم که تو اون خونه کار میکنه
02:40آره
02:40اما جانان خانم اگه شما به همون کمک کنین
02:42چیزه شاید بتونیم یه راهی پیدا کنیم
02:45آره آره
02:46فهمیدم
02:46فهمیدم اما
02:48میدونین که امروز بین من و سوگول یه اتفاقی افتاد
02:52با این وضعیت من نمیخوام
02:54تو این قضیه دخالت کنم
02:56من شرمندم
02:58باشه
03:05بخصتون رو گرفتیم جانان خانم
03:07پا شما دینه
03:18جانان خانم
03:26راستش من
03:30آدم خیلی ترسوی هستم
03:34میدونین
03:37اما خب
03:39فقط تاریکی و قتل و این چیزا نیست که
03:43من کلان از همه چی میترسم
03:46مثلا چیزه
03:48از جواب دادن میترسم
03:50میترسم از خودم دفاع کنم
03:53حتی وقتی یکی
03:54صاف تو چشم نگاه میکنه و دروغ میگه
03:56میترسم ازش بپرسم
03:58چرا داری به هم دروغ میگی
03:59الانم از این که دارم با شما حرف میزنم
04:03میترسم
04:04یعنی
04:04من
04:05کلان از همه چی میترسم
04:07اما اگه خیریه و
04:15آبجیس و گل
04:16اینطوری دست منو محکم نگرفته بودن
04:19با این بعض ترسو بودنم
04:21الان تو خیابونا بودم
04:23یعنی
04:25خدا ازشون راضی باشه
04:28هم از حقم دفاع کردن
04:30همونقدر
04:32دستمو محکم گرفتن
04:34که من زمین نخورم
04:35من میدونم که آبجیس و گل
04:44چقدر شما را دوست داره
04:45همیشه میگه
04:46کی میدونه
04:48چند بار دست شما را گرفته
04:50و بلندتون کرده
04:52فقط خدا زمین نمیخوره
05:01امروز اون زمین خورد
05:06فردا شما زمین میخوری
05:09به خدا قسم که من اینو خوب میدونم
05:13آدم که میفته
05:16یکی را میخواد که دستش را بگیره
05:18گفتین الان هیچ مدرکی ندارین؟
05:41بله
05:43متاسفانه نداریم
05:46خب به نظرتون باید چی کار کنی؟
05:51مدرک پیدا کنیم
05:53خوده ازتون راضی باشه
05:58من قربونه که رمه دیده
06:01بایی بایی بایی بایی بایی
06:04آی آی آی آی آی آی آی
06:06میگم
06:13شما الان گفتین
06:15که ما باید چی کار کنیم؟
06:18خب
06:18چی کار کنیم؟
06:20واقعا نمیدونم
06:22آما یه راهی پیدا میکنیم
06:26باشه
06:27باشه
06:29باشه
06:33باشه باشه
06:34خب مدینه برو بشین
06:35براتون چایی بریزم
06:37باشه بریز
06:39زندگی یه راه باریک و درازه که بعضی وقتا
06:43نمیدونی تو رو خجا میبره
06:45اما اگه
06:47ته اون راه یه دوستی منتظر کمک شما باشه
06:51هرچقدر هم که بترسی
06:53باشه
06:55باشه
Comments

Recommended