00:00این میسوزه
00:04باشتا
00:05اینو اینور بذارم
00:09چطوری خاموشش کنم
00:11ای فای خدای سوختم
00:13سوختم
00:15بله
00:22روز بخیر جانا خانم
00:23سلام بفرمایی
00:26اومدیم راجع به یه چیزی صحبت کنیم
00:30اگه اومدین منو سرزرش کنیم
00:33سنم از درس گرفتن از بقیه گذشته
00:35نه نه نه
00:36اختیار دارین خانم
00:39ما اومدیم از شما درس بگیریم
00:41در مورد چی؟
00:42منظورمون از درس گرفتن اون درس نیست
00:45فقط اگه اجازه بدین میخواستیم
00:47با اتون مشورت کنیم خانم
00:49ای بابا
00:51من اصلا نمیفهمم شما چی میگیم
00:53شما در مورد چی ازم مشورت میخوایم
00:55خب چیزه
00:57من برای کار
00:59رفتم خونه ی آقا کنان جانان خانم
01:02حتی اومده بودم اینجا
01:03در موردش با شما صحبت کردم
01:05بله میدونم
01:06چیزه بعد از این که از بیمارستان اومدن
01:09من صدای بحث آقا کنان و شرمین خانمو شنیدم
01:12یعنی حرفای اونا رو شنیدم
01:14خب بعدش
01:16ما حس کردین
01:18کاسه ازرینیم کاسه از اما
01:19چیزی به عقلمو نرسید گفتیم
01:22شما بهتر میدونیم
01:23گفتیم ما به یه آدم باهوش و با سواد و با تجربه نیاز داریم
01:27که راه درست و به همون نشون بده خانم
01:30اون آدم منم
01:33آره خب شما با تجربه ترین آدم این شهرکی
01:36بزی وقتا اینقدر راه
01:39در واقع پولیسم هم این فکر رو میکنه
01:42اما به سوگل گفته شما هیچ مدرکی نداری
01:44اما این باقیت که سوگل ازم قایم کرده رو تغییر نمیده
01:49بله بله
01:51اینم هست اما خب یعنی
01:53آدم بزی وقتا نمیتونه درست فکر کنه
01:55با خودش مگه طرف مقابل در بارش چی فکر میکنه
01:58من براش همچین آدمیم
02:00البته فهمیدم همچین آدمیم
02:04بله
02:06خب اگه بخوایی در مورد اون بعدن صحبت میکنیم
02:09جانان خانم
02:10ما خیلی عجله داریم
02:12دست ما بست دست نمیدونیم چی کار کنیم
02:14برای همین اومدیم اینجا
02:15لطفا کمک کنیم قربونتون بره
02:17ملا ما چی کار کنیم
02:18میخواستیم بریم پیش پولیس
02:19اما ایل گل گفتش که بعضی رو میخواه
02:21صدای این قضیه در نیاد نه
02:23آره آره اینطوری گفت
02:26یعنی گفت
02:27آخه ما که هیچ مدرکی نداریم
02:28بریم به پولیس چی بگیم
02:30بریم بهشون چی نشون بدیم
02:31فقط من این حرفا رو شنیدم
02:34چرا باید حرفای منو باور کنن
02:36من فقط یه خدمتکارم که تو اون خونه کار میکنه
02:40آره
02:40اما جانان خانم اگه شما به همون کمک کنین
02:42چیزه شاید بتونیم یه راهی پیدا کنیم
02:45آره آره
02:46فهمیدم
02:46فهمیدم اما
02:48میدونین که امروز بین من و سوگول یه اتفاقی افتاد
02:52با این وضعیت من نمیخوام
02:54تو این قضیه دخالت کنم
02:56من شرمندم
02:58باشه
03:05بخصتون رو گرفتیم جانان خانم
03:07پا شما دینه
03:18جانان خانم
03:26راستش من
03:30آدم خیلی ترسوی هستم
03:34میدونین
03:37اما خب
03:39فقط تاریکی و قتل و این چیزا نیست که
03:43من کلان از همه چی میترسم
03:46مثلا چیزه
03:48از جواب دادن میترسم
03:50میترسم از خودم دفاع کنم
03:53حتی وقتی یکی
03:54صاف تو چشم نگاه میکنه و دروغ میگه
03:56میترسم ازش بپرسم
03:58چرا داری به هم دروغ میگی
03:59الانم از این که دارم با شما حرف میزنم
04:03میترسم
04:04یعنی
04:04من
04:05کلان از همه چی میترسم
04:07اما اگه خیریه و
04:15آبجیس و گل
04:16اینطوری دست منو محکم نگرفته بودن
04:19با این بعض ترسو بودنم
04:21الان تو خیابونا بودم
04:23یعنی
04:25خدا ازشون راضی باشه
04:28هم از حقم دفاع کردن
04:30همونقدر
04:32دستمو محکم گرفتن
04:34که من زمین نخورم
04:35من میدونم که آبجیس و گل
04:44چقدر شما را دوست داره
04:45همیشه میگه
04:46کی میدونه
04:48چند بار دست شما را گرفته
04:50و بلندتون کرده
04:52فقط خدا زمین نمیخوره
05:01امروز اون زمین خورد
05:06فردا شما زمین میخوری
05:09به خدا قسم که من اینو خوب میدونم
05:13آدم که میفته
05:16یکی را میخواد که دستش را بگیره
05:18گفتین الان هیچ مدرکی ندارین؟
05:41بله
05:43متاسفانه نداریم
05:46خب به نظرتون باید چی کار کنی؟
05:51مدرک پیدا کنیم
05:53خوده ازتون راضی باشه
05:58من قربونه که رمه دیده
06:01بایی بایی بایی بایی بایی
06:04آی آی آی آی آی آی آی
06:06میگم
06:13شما الان گفتین
06:15که ما باید چی کار کنیم؟
06:18خب
06:18چی کار کنیم؟
06:20واقعا نمیدونم
06:22آما یه راهی پیدا میکنیم
06:26باشه
06:27باشه
06:29باشه
06:33باشه باشه
06:34خب مدینه برو بشین
06:35براتون چایی بریزم
06:37باشه بریز
06:39زندگی یه راه باریک و درازه که بعضی وقتا
06:43نمیدونی تو رو خجا میبره
06:45اما اگه
06:47ته اون راه یه دوستی منتظر کمک شما باشه
06:51هرچقدر هم که بترسی
06:53باشه
06:55باشه
Comments