00:00که جاشیه؟
00:01پرنده ی حساس و ضعیف اومده بود
00:03من اصلا از جانان خانم همچین انتظاری نداشتم
00:06چطور تونست بعد از این همه سال اینجوری اخراجش کنه؟
00:09یعنی اونم هیچ فرقی با رئیسای ما نداره
00:11دختر مگه رئیس حال ما رو درک میکنن؟
00:14یکیو که میگیم خوبه دو روز بعد ازاب در میاد
00:16واقعا همینه حق داری
00:17بحثمونو ببین
00:18همه پراکنده شدیم
00:20فقط من توی شهرک بزرگ موندم
00:22نه اینطوری نگو آقا کنن رفته شهرمین خانمو از بیمارستان بیاره
00:25بعدش هم میاد دنبال ما
00:27من چند ساعت دیگه میام اونجا تا نگران نباش
00:29اما هیچی معلوم نیست مدینه
00:31اون دکتر دیبونه ممکنه اکسیژن زنشو قط کنه و اونو بکشه
00:35وای خیریه این چه حرفیه میزنی؟
00:38من همینطوریش هم میترسم تو هم بیا بیشتر زهره ترکم کن
00:41این چیزا چطوری به ذهنت میرسه؟
00:43خب این همه خبر میبینیم این همه روزنامه مینویسه
00:45بعدش هم من با ست تا حیلگر زندگی میکنم
00:48ذهن من در برابر اینا مثل ذهنتو در برابر منه
00:51امروز اون مار زرد اومد
00:53برای اندختن بچه نرگست به یاسمین دارو داد
00:56فکرشو بکن
00:57توبه توبه
01:00واسه بچه یه مرسومه به دنیا نیمده هم گناه میکنن؟
01:03اون مار زرد
01:05برای اخراج کردن من میخواد نرگستو بیرون کنه
01:08برای این که نرگست بره
01:09به یاسمین یه دارو داد که بچه نرگستو بندازه
01:12من دیگه چی بگم آخه
01:13خدا خودش این آدم ها رو اصلاح کنه
01:15آمین مدینه
01:16ولی میدونی من چی کار کردم؟
01:18چی کار کردی خیریه
01:20من با نرگست همدست شدم
01:21ازش خواستم از مار زرد و دوست پسرش اکس بگیره
01:24گفتی چی کار کردی؟
01:26وای خیریه تو که میخوای آقل بشی؟
01:28بس دیگه خیریه
01:30ای وای همدستم صدا میکنه
01:32قد کن بهت زنگ میزنم
01:34اومدم
01:36میگن لغمه بزرگ بخور و حرف گنده نزن
Comments