00:00باشه من اونجا منتظر میمونم
00:02آقا کنان منو اینجا نبینی
00:04باشه
00:06ساعت چنده
00:10قربم
00:12من گوش میدم
00:13خب میدونی تو گفتی که من گولت زدم
00:18اما اصلا اینطوری نیست
00:21من نمیدونستم
00:23من هم خب تازه اینو فهمیدم
00:25رابطه
00:27که الیکانه و مریمو
00:30اما قسم میخورم من قبلن نمیدونستم
00:33خب بعدش ترسیدم
00:35نمیدونستم باید چی کار کنم
00:37حالی کردم
00:38اما من تو رو گل نزدم
00:40میتونستی همینه به هم بگیرد گل
00:43به هم میگفتی نمیدونم چی کار کنم
00:45فکر کردم ما دوستی
00:47من هم خیلی چیزها رو بهت گفتم
00:50خب من خیلی ترسیدم
00:53ترسیدم مامونم چیزیش بشه
00:55تو که دیدی فقط با اتمالش چقدر حالش
00:57بد شد نه
00:58بعدش حرف تو رو بابر کرد
01:01نمیدونه الیکان بابایی بچه است
01:02درسید
01:02یعنی
01:05فقط میدونه که الیکان و مریم
01:07قبلا با هم بودن همین
01:09اما بچه رو نمیدونه
01:10لطفا تو هم بهش نکن
01:12من مامونم رو میشنستم
01:13مامونم نمیتونه تحمل کنی
01:15خیلی حساس شده
01:16همش میگه بابایی بچه قاتلی
01:18خب تو چی فکر میکنی
01:20به نظر من
01:22من الیکان داره راست
01:23گفته بچه رو بینداز
01:24نمیدونه بعدش چی شد
01:26به حاصل همین به مدینه گفتیم
01:28اینجا کار کنیم
01:29اگه اطلاعات بیشتری به دست بیاره
01:31میتونیم
01:32بفهمیم که ممکنه کار کی بوده باشه
01:34دیگه مرگش گردن الیکان نمیافته
01:36من فهمیدم کار کیا
01:38فهمیدی
01:40بیشتری به دست بیشتری
Comments