00:00بزیه دادن بهشم سخته
00:01راستش با عشق با مامانم ازدواج کردن
00:05اما به نظرم آسیه رو بیشتر دوست داره
00:09تاروخ از تو بزرگتر بود؟
00:12تاروخ یه هفته از من بزرگتر بود
00:14فکرش رو بکن دو تا زن بابام همزمان حامله بودن
00:18میخوام بگم وقتی با جوادی کار پنهونی میکردن با آسیه آشنا شد
00:22اما اون موقع تولاد تامر و لیلا رو نمیفهمم
00:25میدونی که من یه داداش کچیک ترم دارم تون جایی
00:29داداش چرا با خرزده آسیه زباچ کرده؟
00:35اونا همدیگر دوست دارن
00:37البته آسیه قطعا آیشه رو پر کرده که مخه داداشم رو بزنه
00:42اما خب واقعا هم همدیگر دوست دارن
00:44پس آیشه شبیه خالش نوست
00:46خب شبیه خالش نباشم دایی داره
00:50مامانش هم هست این دختر رای فراری نداره
00:53ولی بازم آدم خوبیه
00:54حد اقل همسر خوبیه
00:57خب لوند چیه؟
01:00اون چطور شد؟
01:05مستر اجبار
01:07به لطفه لوند از شر ازدواج با یادم وحشدنک خلاص شدن
01:11کی؟
01:12یاوز
01:13پسر پسر اموی بابام
01:16تو کار حمل و نقلن
01:18یعنی تو کار تجارت سلاح
01:21وقتی لوند پیدا شد
01:25یاوز نتونه صداشو در بیاره
01:27وگرنه قوقا می شد
01:28منم برای همین تا الان لوند را تحمل کردم
01:31اما دیگه راه برگشتی نیست
01:33تجارت سلاحی گفتی غیر رسمیه دیاره؟
01:41چه با نزاکت میکی غیر رسمی و اینا
01:43بچه شهری
01:45خب قاچقه اصلاحه میکنن دیگه همین
01:48مالا که این چاره
01:51واضح بگوین انبار سلاح اموزاده های تو کجاست؟
01:59چرا پرسیدی؟
01:59ببین من این موبار زر پیش میبرم
02:03ولی مهمات و اصلاحه لازم دارم
02:06جای انبار را بهت نشون میدم
02:14اون موقع هم مهمات داری
02:20هم بدون خون ریزی به خانواده من درس اساسی میدی
02:29شاید هم شکات نسبت به من از بین بره
02:35شاید اینجوری بفهم یه حرف هم از روی سمیمیت بوده یا نه
02:40موسیقی
02:41موسیقی
02:42موسیقی
02:43موسیقی
02:44موسیقی
02:45موسیقی
02:52موسیقی
03:00موسیقی
03:02موسیقی
Comments