- 2 days ago
آیا آمادهاید وارد دنیای سریالهای مورد علاقهمان شوید؟ با داستانهای دراماتیک تأثیرگذار، لحظات عاشقانه فراموشنشدنی، صحنههای هیجانانگیز و قسمتهای کمدی شاد، قسمتهایی که با اشتیاق دنبال میشوند در این کانال منتظر شما هستند. برای کشف دنیای غنی سریالهایمان با ما مشترک شوید!
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
#سکانسهای کوتاه سریال عشق میگریاند
Category
📺
TVTranscript
00:00پسرم بذار ببینم باها چی کار کردن
00:03خوبم به خدا خوبم و گنر بهت میگفتن
00:05بایی بگم خدا چی کارشون کنه
00:07خدا چی کارشون کنه آخه
00:09فقط آدم هایی دیوونه یا اونو کم داشتیم تو زندگیمون
00:12فقط
00:12اگه اون فایل دست فواد باشه
00:14شیطونه میگه فوادو بده بهشون
00:16بذار اونا حساب این شیطون رو برسن
00:18اما خوهرم میدونم خوهرمو لو میده
00:20حالا بذار ببینیم فردا اون چی میخواد
00:22ماما نمیشه
00:24نسلی یک کاری کنه این اعتراف کنه و زبطش کنه
00:27شاید از ترسش دست برداره و ساکت بشه
00:30اون ابلیس تو تلیهی که خودش گذاشته نمیافته
00:33نمیافته خوهر تو بیچاره میکنه
00:36آی کاش دستم میشکست
00:38اون روز دختره رو دعوت نمیکردم تو خونمون
00:40خدا بیچارش کنه
00:42اون روزی که اومد بلام مثل آهن رو با اومد تو خونه ما
00:45آهن ماما
00:46من امروز به خاطر اون دختره نجات پیدا کردم
00:48میدونستی اگه اون نبود یه گلوره تو مرزه که ساید خالی کرده
00:51خدا نکنه ساکت ساکت اینطوری حرف نزن
00:54یه چی نگو خوب
00:55به خاطر شما دنیا رو آتیش میزنم
00:57اون دختره چی کار کرده چطوری نجاتت داده
01:00بگو ببینم
01:01حامله است
01:03چی؟
01:10سابرفان
01:11اصلا وقتش رو تلف نکرده
01:16آفرین بهش جایی پاشو محکم کرده
01:18آفرین آفرین
01:20یه کلاه بردار دوزاری رو آوردیم تو زندگیمون
01:24آره حالا به خاطرش ناراحت شو گریه
01:26چه رب چی داره؟
01:27واقعا که
01:28من حلالتون نمی کنم پسرم
01:30دوتا خوهر و برادر انگار تو دنیا آدم وجود نداشته
01:34رفتین دوتا کلاه بردار رو آوردین تو زندگیمون
01:37اون یکی دختری بیعقلم رفته
01:39یه گدا رو تاج سرش کرده
01:41اما براتون گدا بودنش کافی نبود
01:43شماها درد سر دوست دارین
01:44درد سر درد سر آره
01:46آی حمیده عزیز
01:48آه که قرعه به اسم پسر تو افتاد خدا بخیر
01:51یعنی چی؟
01:53من پسر کیم؟
01:56خب من منظورم فقط اونوره دیگه
01:58خب اونور پسر اونه من به دنیا نعی بردم که
02:00منظورم این بوداره
02:02وای تو هم دنبالش حرفایی هست
02:05یا ای بابا از دست تو
02:07واقعا به خیر گذشت پامکین
02:11تو داری تعریف میکنی من تپش قلب گرسم
02:14چجوری طاقتا بردیم؟
02:15چه میدونم نمیدونم
02:16حتما به خاطر آدرنالین یه جوری سر پا مونده
02:19میری خدا رحم کرد دلشون به حاله بچه سوخ
02:22میگم خدا رحم کرد
02:23آه یعنی کی رو مخواستم با موله تو ببیندست انجالشون
02:29آخ من مطمئن بودم اینه پشت قضیه ارگولن
02:32حالا بگن کار حمید بوده بلاخره اون مرده اینطوری قضیه تموم نمیشه؟
02:38میری من نمیتونم از نحسین پول خلاص بشم
02:40اینطوری نگو این اتفاق کلی چیزهای خوب بهت یاد داد
02:44های خوب حالا زفر در مورد اون خبر چی بهت گفت؟
02:53گفت کار من نیست
02:54بعدشم با هم نشستیم یکم حرف زدیم
02:57من قانه شدم کار اون نیست
02:59اما نمیتونم اصلا هزمش کنم
03:02اگه کار زفر نیست پس کار کیه؟
03:05آخه غیر از خودمون کسی از این ماجرا خبر نداره که
03:08میگم آهاریکا که این کار رو نمی کنه نه؟
03:12من دیگه نمیدونم ممکنه کار کی باشه کار کی نباشه
03:16مغزم از کار افتاده
03:18فگن خانم اومده بود اینجا
03:27اومده بود نگرنو تو بود
03:29من هم چیز بهش نگفتم
03:30باشه من الان بهش زنی میزنم
03:33با توبای سومری حرف زدم
03:37با زید خبرش خیلی زیاد بوده خیلی خوشحال بود
03:39یعنی اگه ما هم ازش بخواییم
03:42دیگه بخیال نمیشه
03:44خوبه
03:46بل نکنه
03:48دقیقا همونطوری که میخواییم
03:51هرچقدر اونو رو بیشتر خسته کنه برای ما بهتره
03:54میتونی بدی؟
03:55اما نگران نباشین
04:11این الان خیلی خوبه
04:12اون خبر تحصیلی که انتظار میرفت و نداشت
04:15برعکس بیشتر به همدیگه نزدیک شده
04:18امیدوارم تا بیشتر از این عذیت نشدی
04:24از این رویای اونور بیدار شیدخترم
04:26بازم یه ماجرای داغ دوستانه
04:43اگه یادتون باشه در مورد برادره یه کوکسا
04:46یه خبری بهتون داده بودم
04:47تکزی بهش کردن
04:49منم باور کردم
04:51برای این که برای زندگی شخصی هرکس اعترام قایلم
04:53اما خود شما ها مثل خبرنگارا میمونین
04:57ویدوهایی که از شما رسیدن من رو شکه کردن
05:00خب دوستان برای اونایی که اولین باره میشوند
05:03ماجرا رو خلصه تعریف میکنم
05:05میتونین که قبلن تصاویری که بعد از این تکسیبا
05:08به دستم رسیدن رو با شما به اشترات میذارم
05:10قضاوت با خود شما ها
05:13میتونم که شما خیلی شیطنید
05:16خیلی منحرفین
05:24چه بکرایی که نمی کنین
05:25اینا حکسان هست
05:27حتما یه توضیحی برای این ماجراها جار هست
05:31چی کارش کنه؟
05:33کش هرچی زودتر بتونیم این برنامه رو به دست کاربر رو برسونیم
05:35خیلی کنشکا و هم واکنش ها رو ببینم
05:37چیزی نمونده
05:38واقعا آفرین
05:40بسطه اون هنگامه تونستین کار رو جلو ببرین
05:43این برنامه برای من خیلی مهمه
05:45خودتون میدونیم
05:46کش هرچی زودتر بتونیم این آزمایش ها رو تموم کنیم
05:50اینم اضافه کن
05:52اینو؟
05:52نه نه اون نه این
05:54اینو میگه
05:54فیکرن خانم چیزه
06:00اون نور داره زنگ میزنه
06:01میشه دو دقیقه استراحت بدیم؟
06:03آره البته جواب بده
06:05عقد داره نزدیک میشه خیلی خوشحالن
06:12عشقه؟
06:24کجایی؟
06:25شرکت هم چی شده؟
06:27نزدیکم
06:27بیادم به در منتظر باش میرسم
06:30باش
06:31زهینبین چرا مزخرف میگه؟
06:41وقتی میخوام شما رو باور کنم
06:53یه اتفاق میافته
06:54ما یه طرفیم دیگه آره
06:56دقیقا وقتی همه چی رو بره
06:58همون لحظه خرابش میکنی
07:00نخواهین یعنی چی؟
07:01چرا ربتی به من داره؟
07:03منم الان دیدم
07:04های چی داریم میگین؟
07:06قبلنم بهت گفتم
07:07هیچ ارتباطی با این زن ندارم
07:09آره حتما
07:10منم برای رابطنی جنیارم
07:12یعنی چی زهینبو تعقیب کردین؟
07:14فالو وراش فرستادن نشنیدی؟
07:16یه جوری نخش بازی میکنین که انگار تعجب کردین
07:19اینجا دارین حیف میشین
07:20فیکن خانوم
07:20همه چی هم اینجا تموم شد
07:22هم به زینب هم به اونور همه چی رو میگم
07:24چی میخوای بگی ها؟
07:26میخوای خودتو خراب کنی؟
07:29هرچی میخواد بشه بشه
07:30منو از زندگیش پاک کنه
07:32به جایی که موزیانه از هر طرف از شما زربه بخوره
07:36چطوری میتونین این خبر رو درست کنین؟
07:39نخواه چطوری تازه وانمود میکنین؟
07:41که خیلی براتون مهمون نگرانشین؟
07:43نکن مری سب کن
07:46زینب دختر منه
07:49موسیقی
08:19اما من به چی گفتم؟
08:22فکر کن
08:23اگه میخوای هوایی منو داشته باشی
08:25از این که ناراتم کنی نترس
08:26بدترین واقعیت به اندازه کچکترین
08:28دروغ ناراتم نمی کنه
08:30در ذهن اگه من این اتفاقاتو
08:32از زبانتو میشنیدم
08:33ادقال یه نفر داشتم که بغلش کنم زینب
08:35فقط اگه کلجی ها امقدی میخوادش
08:40که شرط به این بزرگی رو قبول کنن
08:43ممکنه یه کاسه زیر نیم کاسه باشه
08:45یعنی مراقبه قرار دادت باش
08:47ممکنه چیزی برت نمونه
08:48نمونه اونو
08:49بیرونی؟
08:53نه همینجوری اومدم یه هوایی بخورم
08:55گفتم یکم فیاده ردی کنم
08:57اما به خونه نزدیکم
08:58یکم دیگه بر میگردم
09:00زینب جون
09:06این همه استرس برای بدنت خوب نیست
09:08بگیری یکم بخور
09:10آروم باش
09:11چجوری آخه آروم باشم
09:12فیگن خانوم نشنیدین چی گفت
09:15من به اونورم دروغ گفتم
09:17بهش نگفتم زفر رو دیدم
09:19حالا چی باید بهش بگم
09:21عزیزم اونورم بالاخره بهت اعتماد داره
09:23دیگه با حرفای اون زن حرکت نمی کنه
09:27تو چرا ساکتی میری؟
09:29یه چیزی بگو دیگه
09:30شک شک شک شک شدم
09:32فیگن خانوم هر چیزی که لازم بود و گفت
09:35باید آروم باشی
09:36فشرتم بالا پایین میشه دیگه
09:38یک خود آروم باش
09:39باشه بگذاریم
09:42من برم باشه حرف بزنم
09:44الان میرسه
09:45ببخشین شمارم با این ماجره ها درگیر کردم
09:48اگه اجازه بدین من
09:49این که حالت خوب باشه از همه چی مهمتره باشه
09:52هرچی میخواد بشه اصلا خودتو ناراحت نکن
09:55سعی میکنم
09:57منظورتون چی که اون دختر شماس یعنی چی
10:13زینب پدر و مادر داره
10:15همه چی رو بهت میگم باشه
10:20اما لطفا
10:22الان نباید چیزی بدونه
10:24نمیدونم چه واکنشی نشون میده
10:26میخوام اول
10:27منو بشناسه
10:29منم میخوام اونو بشناسم
10:31شما اول بمیگیم فیگن خانم
10:34بعد شما مردی موضوع هم حرف میزنیم
10:45امید
11:02تو چرا هنوز خوابیدی
11:07مگه نمیخوایی بری شرکت
11:10اولین تغییرات تو عملی کنی
11:11دخترم هم
11:12چرا خوابیدی
11:14تو حالت خوبه
11:18منو نگاه کن ببینم منو نترسون
11:25باز نمیخوام همون گذشتر رو تجربه کنم امید
11:29خیلی نراحت میشی ماما
11:34معلومه که نراحت میشم
11:37چون تو نراحت میشی نراحت میشم
11:39بله
11:40به خاطر این که مادرم
11:43من اون چیزها رو گفتم که با حقایق زندگی روبروشی
11:46برای همین حرف سادم
11:47ببین تحمل شنیدنم نداری
11:49نمیتونی با هاش کنار بیایی خوب
11:51فکرش داغونت میکنه
11:54من برای دکتر خبر میکنم
11:57شما برین شرکت
12:01منم میام
12:02آمید
12:04من دیگه تحملشو ندارم که بهت حمله یه عصبی دست بده و بیایی تو بقل من زجه بزنی و گریه کنی
12:11این طوری به نظر نمیاد چون هر دفعه با افتخار بهم یاد آوری میکنی
12:16ها پس بازم من مغصر شدم
12:18آره دیگه باز مادرت مغصره
12:21الان آقا آنور کجاست
12:24ایشون کجا تشریف دارن ها
12:26مسئولیت و انداختن گردن تو
12:28خودشون دنبال خوشگذارونی هن
12:30تو هم بشین اینجا و گریه کن
12:32مادرت مغصر بدون و گریه کن
12:34منم میرم به کارای شرکت برسم خوب
12:36بعدش هم تو هر وقت حوص کردی و دلت خواست
12:40بیا بشین پشت میزت و به من نگاه کن
12:43خوب خیلی خوب خوش بگذاره
12:45اونور
13:13بیعتم اشین حرف بزنیم
13:15حتما خبرت دیدی
13:42اونور
13:44اونور اول گوش کن
13:46چی رو گوش کنم زینب این چیه ها
13:48این چیه
13:51تو هلان داری چی از من میپرسی نمیخونی
13:57من خبریه که پنهونی به فردی دادم
13:59و چطوری از اخبار میشنوم آخه
14:00گفتیم نه رو پیش زفر خودت رفتی
14:03اونم اینطوری
14:04من هی میخوام دهن آدم ها رو ببندم
14:07ببین تو چی کار میکنی آخه زینب
14:08اونور ببین من میتونم توضیح به
14:10چی رو توضیح میدی زینب؟ ما تازه حرف نزدیم
14:13من بهت نگفتم نمیخوام کچکترین دروغی ازت بشنبم
14:17من نمیتونم بهت اعتماد کنم ها
14:20اونور ببین اونطوری که به نظر میاد نیست من واقعا میتونم توضیح بده
14:24تازه چی میگی؟ چی اونطوری که به نظر میاد نیستین تو نیستی؟
14:27منم
14:28منم اما اونطوری که به نظر میاد نیست جدی میگم
14:32اونور ببین من یه قولی دادم
14:34من برای این که تو تو خطر نیفتی رفتم اونجا
14:38کدوم قول کدوم خطر چی داری میگی؟
14:43نسلیان خانه اون با قفاد اومدن
14:46بفار ما این ها گفت
14:53خیلی ممنون
14:54عزیزم چطوری؟
15:00خب
15:02میشنوم بگو
15:04نسلیان این کارا یعنی چی؟
15:07دادشتو میاندازی به جون من
15:08دو نفرم با خودشا برده
15:10سرشونو انداختم پایین و اومدن تو
15:12اگه میخواستم اونو اونجا میگرفتن
15:15اما این کار رو نکردم
15:16شما رو نفرخدم
15:17تو هر کاری بکنی به نفر خودت فات
15:22گوشی تو بده
15:24جدیده
15:29حسابشو از شرکت میگیرم
15:30اینم میشکنی مرقب باش
15:32همین مونده بود گوشیمو بگیرین
15:36خب
15:38اصل مسلبو بگو
15:40خب اونور که داره ازدواج میکنه
15:43من میگم ما هم تاریخ عقدمونو مشخص کنیم
15:46یکم رابطمون با هم بهتر بشه
15:48نظر چیه؟
15:49هم؟
15:49چی گفتی؟
15:50تو منو مسخره کردی؟
15:52اونم درست بعد اون ماجرا؟
15:54فوات
15:57فقط یه دلیل برام بگیر
15:58که تو رو نکاشم باشه؟
16:01ببین چند روز پیش یه چیزی به هم گفتی؟
16:05در مورد سحام
16:06من در موردش فکر کردم
16:09به نظرم منطقیه
16:10یعنی میتونم به عنوان حدیه ازدواج
16:12سحام قبول کنم
16:14سحام؟
16:17من
16:19من
16:20الانم از شرکت سحام میخوایی فوات؟
16:26کی به این پیش نهاد نمیگه؟
16:31تو دیوونه شدی؟
16:35ببین منو دیوونه نکن
16:37نکنه فکر کردی بچه بازیه
16:39من این که بتونم همچین کاری بکنم
16:42باید کل حیعت مدیره رو جمع کنم
16:44همه رو رازی کنم
16:45فرض کنی من قبول کردم
16:46مادرمو چطوری قانه کنیم فوات؟
16:50مادرها برای خوشبختی بچه هاشون هر کاری میکنن
16:54اون صدای زبط شده که باش تحدیدم میکنی
17:02فکر کرده اگه لابره دستگیر نمیشی؟
17:08اونجا همه تخصیرها رو مندازی گردن من
17:11به نظرت
17:15ذهن جکم به هم نریخت نسلی جون
17:20من تو رو مقصر نمیدونم چون که
17:23هر کاری کردی به خاطر برادرت بود
17:25حتما برای تو راحت بوده
17:29تو بازی خودم نمیتونی منو ببری در مورد سهم خیلی جدیم
17:45شما هم جدی جدی پش فکر کنیم
17:48این پیش من بمونه
17:53اینم پیشم بمونه
17:57لازم میشه
17:58نسلی جون
18:00بزرگترین گناه من اینه که تو رو خیلی دوستت دارم
18:02کاشینو بفهمی
18:04من دارم دیوانه میشم
18:26عذر بدتر از گناه اینه
18:28همسر آینده منو میگیرن
18:30اطلاعه میذارن روز سرش رو
18:32تو اینو از من پنهون میکنی
18:34سکوت میکنی
18:34اونور گفتم بهت که زفر گفت
18:36ول کن تا رو خدا ول کن
18:38زفر زفر
18:39هگه اتفاقی برات میفتد چی؟
18:46ها؟
18:47هگه بلای سرتون میومد
18:48من چیکار میکردم؟
18:50اونور محضرت میخوام
18:52ببین من واقع فکر نمیکردم اینجوری به گوشت برسه
18:56چیدره میگی تو؟
18:57اونور ببین
18:58کاری که من کردم به خاطر هر دوتون بود
19:02واقعا اونطوری که به نظر میاد نیست
19:04باش حالا برگرد سر کارت
19:08تنهایی هم جایی نرو
19:11من چند نفر رو میفرستم
19:13هاگه بتونم آرومشم
19:15بعدا در مورد شرف میزنیم زینه
19:17من نمیتونم بهتون بفهمونم
19:24نمیتونم
19:25با کتکاری و تحدید نمیشه دخترم
19:27این آدم آشقاله
19:29باید میسپردیش به من
19:30باید میسپردیش به من
19:32نه مامان
19:33کاری نمیشه اصلا کرد
19:34اگه لازم باشه من میرم زندان
19:36اما جلوی تحدیدهای اون سرخم نمی کنم
19:39فهمیدیم؟
19:39سلی انقدر مسخرف نگو
19:41زندان یعنی چی دخترم
19:42سبکن سبکن ذهنمونو مشغول نکنیم
19:45سبکن دارم فکر میکنم
19:46دارم فکر میکنم
19:46تو هم فکر کنی
19:47این آدم شریک جرم داره
19:48دخترم خب
19:49فکر کنی حتما داره
19:50حتما یه نفر رو داره
19:51نه مامان
19:55نداره
19:56کسافت منو با کسی آشنا نکرد
19:58هر کسی تو زندگی یه آتویی داره
20:01ببین تا این آتو رو پیدا نکردیم
20:03با این آدم سرکله نمیزنی نسلی
20:05مامان تو چی داری میگی؟
20:06چی داری میگی؟
20:07من وقتی میبینمش میخوام بکشمش
20:09ازش متنفرم
20:10منم میخوام با کشمش
20:12منم ازش متنفرم
20:14خبر رو دیدین؟
20:16چی شده چه خبری؟
20:17بیا ببین
20:18باز چه خبری؟
20:19همینو کم داشتیم چیه این؟
20:21ای بابا
20:22واقعا که؟
20:23این زنی کی هست؟
20:24این چیه؟
20:25باز چی شده؟
20:26بگیر
20:27این زنی کیه؟
20:28هان این کیه؟
20:29گیرداده به ما کیه؟
20:30همش در مورد ما خبر مینویسه
20:31الان اون ارخانم پیدش میشه
20:33مامان گنده این کار در اومده
20:35زفر نباید با این دختر میرفتی بیرون
20:37پسرم شرا رفتی؟
20:38مامان به خاطر اون دختر هست
20:40اصلا اون آدم ها نجات پیده که
20:41اینجور چه خبره؟
20:42ها؟
20:42هم؟
20:44حلال زاده هست
20:45ببین جریان اونطوری که نوشتن نیست
20:49میفهمی؟
20:50راجب چیزی که لازم بود بازه اینه پرف زدم
20:52لازم نیست وکیل اون باشی
20:53ماجرای ارگولو میگم
20:56اون ماجراه هیچ ربطی به تو نداره اونور چون
20:59چه اینطور؟
21:00برادر و دوستختر منو میدوزدن؟
21:03اصلاحه میذارن روز سرشونو این ربطی به من نداره ها؟
21:06باید ریز بریز جوزیاتشو به این بگی
21:08این موضوع چیزی نیست که بگین بارو سرجات بشین و منتظر بمون
21:12ببینید میرم پیش پولیس
21:17شکایت میکنم
21:19منو بیشتر از این دیوانه نکنین
21:21باشه پامکین خواسته آروم بشه
21:32خب حقم داره چیزای شنیده که چیزای ساده این نیستن
21:35حق داره دیوانه بشه
21:36یعنی چی؟
21:38طبیعیه که این چرتوپرتا رو باور کنه نمیفهمم
21:41میفیکن خانم
21:43این مسئله یکم شخصیه
21:45درست نیست برای شمام تعریف کنم
21:47اما آخری چیزای هست که تو حکس دیده نمیشه
21:51میفهمم راستش
21:54روم نمیشه ازت بپرسم که من سر یه شخصیه تویه
21:58اما واقعا
21:59ببینم حامله ای
22:02هفته یه چهارم همه
22:06دکتر گفت سب کنیم تا مطمئن بشیم
22:10راستش ما هم نمیخواستیم تا سماهگی به کسی بگیم
22:12برای همینم به شما نگفتیم
22:14من خیلی خوشحال شدم
22:19تو دیگه به خاطر هیچی خودتو ناراهد نکن باشه
22:26همه چی حل میشه
22:28اگه لازم باشه خودم پیگیره اون زن میشم
22:33خیلی ممنون
22:40ما هم دیگه کم کم بریم
22:45واقعا ببخشید که شما را همش با این مسائل درگیر میکنیم
22:49واقعا مزارت میکنم
22:50خواهش میکنم این چه حرفیه
22:51شما بریم استراحت کنین یه کم آروم شین
22:54بعدا مفصل حرف میزنیم
22:58اما منم بیخبر نذاریم
23:00نگرانت میشم
23:02البته ممنونم
23:04بریم سین همشون
23:08آفرین به شما
23:33آفرین به شما
23:34مگه شما مافیایی؟
23:35نمیدونم آنور منم نمیدونم
23:38منو یه جوری تحت تحصیل قرار داد
23:40بعدشم که بابا تعیید کرد
23:42اون که هیچی هیچی نمیگم دیگه
23:44اون مرد میخواست زفر را بکشه آنور
23:47چی کار میکرد؟
23:48سب میکرد تا بمیره آره
23:49اینطوری حل شد هاریکا
23:51حالا هرچی
23:51الان بس کردن چه فایده ای داره
23:53تموم شده رفته
23:54بهش زن بزن
23:57بگو پیشنهادش را قبول کردیم
23:59یعنی چی؟
24:00میخوایی بهش زهان بدی؟
24:02نمیدیم
24:02ما اطفالش میکنیم که مثلا میخواییم بدیم
24:05متوجه
24:06از یه جوری نقش بازی کن که قانه بشه
24:08مغازه بقالی که نمیدیم دستش
24:09بگو پروسه داره
24:10یه چیزی بگو
24:11زفر تو چطوری نمیه پیشه؟
24:12من اصلا نمیفهمم
24:14چطوری بیام داداش؟
24:15وضعیت من مشخصه چطوری بیام؟
24:17تو حتی نمیخوای اسم فاملیت با ما یکی باشه
24:19چطوری بیام؟
24:20سر میلیون ها بار بهت گفتم
24:21من با شما مشکلی ندارم
24:22ما خوهر و برادریم
24:24این عوض نمیشه
24:25این رو تو مغزت فروک کنم
24:25وقتی این همه آدم درکت نمی کنن
24:27شاید مشکل از توه
24:28شاید تو نمیتونی این حس را انتقال بدی
24:30ببینید
24:34این خبر از من هیچ کاری نکنیم
24:38لطفا
24:47آقا نور
24:51منم میخواستم بهتون زنگ میزنم
24:53چی شده؟
24:53امید خانم نایمده
24:55زنگ میزنم
24:55پیام میده
24:56هم جواب نمیده
24:57میدونین منم
24:59میخواستم برم خونه دنبالش
25:01چون امروز یه جلسه مهم داره
25:02اما گفتم یه وقت را هم ندن
25:04و از اینجور حرفا
25:05من حلش میکنم
25:09جلسهش با کیه؟
25:10با آقا انگین
25:11آقا انگین باشه
25:17خوش اومدین آقا اونور
25:19امید تو اتاقشه؟
25:20تو اتاقشونان اما
25:21اما؟
25:23حاریکا خانم گفتن کسی مظاهمشون نشه
25:25امید
25:32امید
25:35خوبی عزیزم؟
25:37میخوای پشت در بمونم بره؟
25:43مذارت میخوام دادش
25:45برای چی؟
25:47نباید به من اعتماد میکردی
25:51عزیزم من همیشه تو هر موردی به تو اعتماد میکنم
25:54حالا تعریف کن ببینم چی شده
25:57داداش من جال حرف سدن ندارم
26:02خواهیش میکنم منو تنها بذار
26:04بذار ببینمت
26:05بایدش اگه نخواستی میرم
26:07باشه
26:09با گنات و فردا هم اینجا متذرت میمونم
26:14بایدش اگه نخواستی بایدش اگه
26:28بایدش اگه نخواستی بایدش اگه
26:45من چند سال پیش برای چی فرار کردم داداشت
27:01چرا داغون شدم
27:02چرا تو بیمارستم بستری شدم
27:05چون نتونستم با این چیزا سر و کله بزنم
27:09برای این که توش گم شدم
27:15هارکا با گذشت و بهت سر بزد
27:20همه چی رو به هم زد
27:21همه چی خیلی بیمانیه
27:25کارایی که بابا با تو کرد
27:29کارایی که ماما با بر چهاش کرد
27:32مامانم مامانم
27:34خیلی بیره مانه دست میذاره رو زخمم
27:38چرا؟
27:38به خاطر جنگ قدرت
27:40قدرتی که این جنگ میخواد و من ندارم داداش
27:43الان باره یه دوش بگیر
27:57منم بگم یه سبونه خیلی خوب برا تو اماده کنن
28:01بریم پایین در موردش صحبت کنیم
28:03همه؟
28:05هیچی نمیخوام داداش
28:07ببین امید
28:12اینجا دقیقا همونجایی که باید خودت تحت فشار بذاری
28:15این یه بره هست
28:16زندگی و قدرتو
28:21با وجود این چیزا باید برد
28:23با وجود این که نمیخوای
28:27و بد فشار میارن
28:28با وجود گذینه های راحت تر
28:31با انتخابایی که میکنی میبری
28:34الان هم با وجود این که کم آوردی
28:40به خاطر من پاشو
28:42یه دوش بگیر
28:44چیز دیگه هم نمیخوام
28:45قبوله؟
28:47بلند شد
28:47پاشو دیگه
28:54منتظرتم
29:00همه چی همونطوری که میخواستی ناماده شده قربان
29:21من وقت دیدم نابود شدم
29:24بیا ببین واسه چی درست گردم
29:26بسه دیگه
29:26بسه بابا
29:27بسه من جگرم کباب شد
29:29از بسه اینجوری دیدمه
29:30لطفا
29:30بخور
29:31سلب نمیخورم
29:32میره نمیخوام
29:33از بس که دیگه کردم
29:35میدم درد میکنه
29:36سلب دیگه چیه تو رو خدا
29:38بچه توشی کمت هم گناه داره
29:40الان میگه گیرش آدم خولی افتادم
29:42اگه اونور بخواد جدا شد چی ها؟
29:45اگه بگه بچه رو سخت کنی؟
29:47ای بابا
29:48تا هم بحثو به کجا کشیدی آروم باش
29:50ببین چیا نوشتن آخه
29:52ببین چه حرفای زشتی در مورد من مینیمیسن
29:55این بدبخت ها فقط همینه بلدن دختر جون همینه دیگه
29:59اونور خیلی عصبانی بود
30:03الان میخواد چطوری برگرده
30:05آروم باش پامکین
30:06این سینوری های فلاکت هم از سرت بیرون کن
30:09اونور اومد
30:12وایس آروم
30:13روز بخیل برای زینب کنیم بسته اوارم
30:20بسته؟
30:23او از آقا اونوره؟
30:26یعنی چی؟ چه خبره؟
30:28خیلی ممنون
30:30روز خوش
30:31روز شما خوش
30:32امروز عصب ساعت هشت میام دنبالت
30:40میشه آماده باشی؟
30:41اونور نقطه
30:43وای
30:44خیلی خوش سلیقه هست
30:46یعنی چی؟
30:48میخواد به خودم برستم اینجوری ازم جدا شه؟
30:51میگم نکنه به خاطر هرمون
30:53از با این قدرت تخیلات خیلی کار داری ما
30:55کدوم دیبونه بر اینکه از یکی جدا شه همچی مرسیمه آذر میکنم
30:57ببین چقدرم خوشگل درزم اینکه تو این شرعید به این چیزا فکر کنه
31:01از نظامن یه انتیاز مصبته
31:03بی ببینم از
31:04ازم جدا میشه
31:06باش خوابه تو تمام میکنی خانم کچیک؟
31:15نه داداش واقعا سیر شدم همینم حالمو خیلی بهتر کرد
31:20دیده یه دوش کچلو یه کم خوردنی
31:23یکی دوتا تغییر حال آدمو خیلی عوض میکنه
31:26شرکت هم اینطوری مادیریت کن
31:28اما داداش کارایی که من دارم چیزایی کچیکی نیستن
31:33مثلا جلسه امروزی پروژه قولاسا
31:36خب یعنی تجربه ایم ندارم
31:39دبین صدای حاریکار از ذهنت بندازدور
31:41باشه؟
31:42کار رستورانم برای تو سخت بود
31:44اگه یه چیزی تو چشت برات سخته که مطمئنن وقتی باردش بشی اینطوری نمیشه
31:51اونا رو به بخشی کچکتر تقسیم کن
31:54به شکل لغمه هایی در بیار که بتونی گرتش بدی
31:56راستش یه فکری دارم
32:14اطلاعات کنی در مورد پروژه تو بروشورای مقابلتون موجود هست
32:38اگه خواستیم میتونیم بازم یه نگایی به خلصه اراعه به اندازی
32:42آفرین خیلی هم عالی بود نسلیهان خیلی ازت ممنونم
32:45نسلیهان خانوم اراعتون خیلی عالی بود
32:47این تحسیصات تصفیهی که بدون کار بریمون دل نظر ما را هم جلب کرده
32:51در مورد رواند انتقال چه پرتوکولی دارید لطفا برامون توضیح بدین
32:55خب اگر راستشو بخوایین در این مورد من راه نماییتون میکنم
32:59سلام به همگی
33:01خوش اومدین
33:03سلام آقا انگی
33:05ممنونم ما هم داشتیم در مورد رواند انتقال صحبت میکردیم
33:08میدونم برای همینم فکر میکنم به موقع رسیدم
33:11چطور؟ شما نظر دیگه ای دارید
33:14راستش بله
33:17دخترم
33:20انتقال تحسیصات از نظر من درست نیست
33:29آمید جان اینجا سه ساله که کار نمیکنه و ما سه ساله از اینجا ضرر میکنیم
33:36میدونم
33:37مامان میخواد اونجا را فوراً بفروشه و تبدیل به پول نقد کنه اینم میدونم
33:43اما من در مورد اینجا برنامه های دیگه ای دارم
33:47میخوام تحسیصات را دوباره راهندازی بکنم
33:51تو داری چیکار میکنی دخترم
34:00تو چرا با من مخالفت میکنی
34:02چرا پا تو از گیلیمت درستتر میکنی ها؟
34:05پروژه ای رو که میخواستی زیر قیمت بفروشی رو نجات دادم ماما
34:10خوب غلطی کردی آفرین به تو
34:12وقتی هیچ تجربه و اطلاعات نداری
34:14چطوری میتونی همچین تصمیم خود سرانه ای رو بگیری دخترم
34:18تو چیکار داری میکنی ها؟
34:19ببین شرکت را متحمل زرر زیادی میکنی
34:22اگه اینطوری ادامه بدی و
34:23بعدن بگی مامان بیا به دادم برس
34:26دیگه خیلی دیر شده
34:27من دیگه یاد گرفتم نگم به دادم برس
34:32به من نیبا کن
34:34اگه یه بار دیگه رو حرف من حرف بزنیم
34:37اگه یه بار دیگه جلوی همه منو بخوای کوچی کنی
34:40چیکار میکنی؟
34:44نکنه در مورد منم خبر پخش میکنی ماما
34:47اون موقع هم شرکتت هم پولای خیلی با عرض شد از دست میرن
34:52حواست باشه
34:53برای همین
34:55دیگه اصلا منو تحدید نکن باشه
34:58بهتر حضورمو تو شرکت قبول کنی
35:02فیلان
Be the first to comment