02:32مامان؟
02:34مامان؟
02:36مامان؟
02:40مامان؟
02:44مامان؟
10:01احباز رفت، حالاً به هم خورد
10:04انا رو بردار نمیخورم، اصلاً به هم نچسبید
10:07سرکان، چطه دادش؟ خیلی باشو عجله داری؟ داری فراغ میکنی؟
10:16بابا اینجا محدوده خطرناکه بیا
10:18کجا دادش؟ چه خبره؟
10:20توصیبه ده ببینم
10:22در مورد کاره؟
10:25لس لسنگه اگه مهمی نیستن، بخیال دادش
10:27تو بگو چه میخوای سرود انجام بدهیم دادش، بگو چه؟
10:29کارهایی بسیار مهمی داریم، همه چی آمادست مگه نه؟
10:32کلی خرید کردم، نمیدونم که برای یه چی
10:34عالیه
10:35این چی الانا؟
10:44دارم ماهی میگیرنده داشت
10:45خب، ادا الان اینجا چی کار میکنه؟
10:47میخوای چی کار داشته باشه، اومده دخترش رو ببینه
10:50واقعاً، ببین، نمیتونم تعمل کنم این بابا رو تعمل کنم
10:53دخترم داره باش ماهی گیری میکنه، اصلاً نمیتونم قبول کنم
10:56من گبی چی روز ماهی؟
10:58بوبا حتما سایی داره، دل ادا و کیراس و بده است بیاره
11:03حتماً میخواد خانه ما دیگه آماده، مال اون باشه
11:05نظر منم همینه انگین، ولی اون بوبا هسته، این بوباه، اون من رو نشنخته
11:10همچین چیزی امکان نداره، تا زمانی که بولاد هست غیر ممکنه
11:14سرکان، کاری که لاسه مرا بکن داشت
11:16وسایلو خریدی؟
11:18خریدم، ولی جداش، به نصارت زیاد روی نکردی؟
11:22نه، باید دخترم بفهمه که بولاده
11:26اما جداش تو ماهی گیری بلد نیستی که
11:28بلد بودن که نمیخواد غلابا میندازی، ماهی میگیریم یای بیرون دیگه همین؟
11:32خیلی خواهد باشه، پس من وسایلو برات بیارم
11:35باشه
11:36باشه
11:37ببینم این سرکانه؟
11:48آآ
11:49سرکانه، وایست من ببینم
11:54کراس؟
11:59چه خبر؟
12:01خوبم
12:02سرکان؟
12:03ادا؟
12:04اینجا چی کار داری؟
12:06آآ
12:07هوا خوبه، اومدم ماهی گیری
12:09تو ماهی گیری بلد نیستی که؟
12:10بنام بای من که میتونم
12:12عالی هستی، مرسی که باورم داری، حتی اقل یکیتون باورم داری، مگه نه؟
12:19غلابه اونقدر بزرگو میخوایی چی کار، اینجا کم اوقه
12:23ادا، کم اوق به نظر میاد ولی به اندازه ای که باور نمی کنی همیخه
12:29بدیم با هم ماهی بگیریم
12:31باشه، بیا
12:33بیا میگیریم، ولی قبل از همه چیز دستکش میپوشیم باشه؟
12:39بیا به غلم
12:41یعنی چی؟ تو ما رو با دستکش میگیری؟
12:44آره، به کرمخاکی که نمیخوایم اینطوری دست بزنم، تو هم هیچوقع اینطوری به کرمخاکی دست نزن باشه؟
12:50با کرم نیست
12:51چیه؟
12:52خزنده
12:53خزنده
12:54خزنده، خزندم، چه میدونم، فامیله همونه؟
13:02بیا ببینم، دستتو باز کن
13:04آه، عالی، اون یکم بده؟
13:10عالی، قبل از همه باشه؟
13:12این سنیم، بیا بیشه؟
13:16حالی
13:18خواب، آماده ایم
13:20اینو برداریم؟
13:22به صورت حرفی؟
13:24بگو الان بگو چیکار کنم، آ؟
13:26خیلی خب دادر، شلن تو ما رو به گلاب بس کنه، فکر از قشن بس کن گلاب دیده نشه...
13:32ترجمة نانسي قنقر
22:52ته سالها داری از جان مراقبت میکنی
22:55طبیعیه که خیلی از کارها یاد درفته باشه
22:57ندونی باید چه کار کنی
22:58میدونی من این روزا چقدر دارم سختی میکشم
23:00برای مراقبت از جان
23:02جدی؟
23:04آره
23:05محفظم نشد
23:06نه
23:07اون خانمه های توی پارک بودن
23:09اونا فقط از من و شوهراشون متنفرم
23:12سرکان میدونه؟
23:15نه
23:15اصلا
23:16اگر به شنوه بوافر کن به خدا
23:18سنده سنده پوسته با میکنه
23:20باشه
23:21حلش میکنیم نگران نباش
23:24بیا یه کاری بکنیم
23:26تو به من کمک کن منم به تو
23:29تو و من رو نجات میدیم منم تو رو
23:31برگردیم به نظم قبلی زندگی ما
23:34نظرت
23:35خیلی خوش شوال میشم خانم
23:38یه چی از هم بده
23:39بیا بریم
23:43میترسم با روان بچمون بازی کنه
23:45خواهش میکنم به فرستش برم
23:48آف
23:57خیلی خواب
24:01کهی راست
24:05سه تو کمروونده ایمنی
24:07دو تو بالش
24:09چموم نمیشه
24:11نظرت چه بچه را کاملا بسه بنده میکردی
24:14جداً جداً جداً
24:44بله؟
24:46اینچه؟
24:48خلی دره نانشه؟
24:50خیلی خوش دارم، از دوتا تو نبوست میخوام
24:54بیا
24:56بیا اینچه
24:58اون، سنجا به؟
25:02چی گفتی؟
25:04اون سنجا به؟
25:06آه مای، دیدی؟ اده اونجاست، نگاه کن؟
25:08نگاه کن سنجا به؟
25:10آه، سنجا به دیدم
34:42شكرا
35:12شكرا
36:12شكرا
37:12شكرا
38:12ها هر بار که اون دختر کچولوی فرشه
38:14ای من سوار و ماشین شد
38:15کمربندش رو بستن
38:16همچین چیزی نمیشه
38:18واقعا باور کردن ای نیست
38:19ببینینو اینو نگاه کن
38:20اینو نگاه کن
38:21میگه که برنامه کاری یک ماه هم پیدا کردیم
38:24و چی میبینیم آره جای خالی برای بچه نیست
38:27چون سرکان بلد خیلی شلوقه
38:29حیل گرانه هست ماریز
38:30خودت ماره حفی
38:31او رحفی، مثل هفی احفلش آروم بهم نزدیک شدی
38:35که باید دخترم از هم بگیری آره؟
38:37همچون چیزی نیست
38:39هنوزم مثل روز اول بیه ساس و روباتی فهمیدی
38:42هنوز روباتی اصلا نفذ نشدی
38:45برمیگردم، برمیگردم به روز اول
38:48با غیاف و زبون شیرینت همش منو خر میکنی
38:51من دیگه خر نمیشم، دیگه خر نمیشم
38:53چون فهمیدم، این تو، تو
38:55تو به من میگی قلب ندارم، قلب تو هم خار داره
38:59نمیفهمن چون رسمت ادا باید، اسم گل میشد
39:02چون مثل گلی و من دیگه گل نمیخورم
39:04دیگه گل نمیخورم، یعنی با خوندن اینا فکر میکنم سرکان احمقه
39:09میدونه این سال پیشم خواست از زندگیش بیرونت کنه
39:12هنوز سعی میکنه از زندگیش خارج کنه
39:14و در زم پنی ساله که بچه داری ولی خبر نداری
39:18چرا خبر نداری؟ چون که قلبت خار داره
39:21نمیخواست که بدونی و الان میخواد ازت بگیره
39:24چون تو همینچون آدم یفتی نمیتونی
39:26چون اینجوری هستی خبر نداشتی باشه؟
39:28من نمیخوام باها تحرف بزنم
39:29نه، حرف بزن، حرف بزن، درباره اینا بکنی حرف بزنی
39:32باشه، پس دیگه زیادی خودتو خسته نکن
39:34تو دادگاه با هم حرف میزنی
39:36میگی دادگاه، ولی تو دادگاه میبینم
39:38دادگاه یعنی شکایت میکنی؟
39:40ازت شکایت میکنم
39:41برونده ی حضانت موی مباره هستی
39:44از آماده ی دیدن یه سرکامبولات دیگه باش
39:46هر کاری از دستت برمیاد بکن
39:50ها، اینطوریه
39:51جناب تمام بیاناتی که بنده به دادگاه ارائه داده هم
40:08هکز بوده
40:17به خدا ترسیده، مالا ترسیده
40:20چه ترسیدنی؟ سر عقل اومده
40:23بیاناتتون رو تحت فشار احسار کردین؟
40:28نه، یعنی
40:30زیادم تحت فشار نبودم
40:33ولی نمیتونم سرکامبولاتو به عنوان پدر تصور کنم
40:37نمیدونه داره چی میگه؟
40:40نمیدونه خاطی کرده
40:42آره بابا، خانوم غازیم حرف تو رو گوشت میده
40:44خانوما، لطفاً
40:47ولی یه لحظه خانوم غازی حق ما رو دارن اینجا میخورن آخه
40:50اتفاقاً حق ما رو خوردن
40:52یه ها تصمیم گرفتن ازمون شکایت کنن
40:54بیاناتی که شما به عنوان شاهد به دادگاه ارائه دادین
40:59حقیقت داری یا نه؟
41:00تبقیه نظرات بنده اون آدم فضایی کچولو نه یه مامان احتیاج داره نه یه بابا
41:05اشتبال اون کسی کرده که اینو آورده اینجا
41:09یعنی الان من مغصر شدم
41:12ای اینایی که پشتم لشستن سالها دروخ گفتن کی مغصره؟
41:17نه یه جوری میگین انگار که اصلا تقصیر شما نیست
41:19شما کارهایی قابل بفتشی نکردین
41:21اینو اصلا خبر ندارن که ما چی کارهایی براشون کردین
41:24نه خیرم آقا سرکان خیلی خوبیه
41:26باید با یه مادر همچین رفتاره میکردنگین؟
41:29رفیقه دختری گل پروشم اینجا پیش رنگ کردنگی
41:32نظر تو اینه؟
41:33همه شب سیرش میکاری
41:34همه به جز دایلیز و سرکانبولات از سحن دادگاه برن بیرون
41:48ایگه همه چی نمیشه؟
41:50ایگه همه همه همینه بگن
41:53این کار سرکانبولات
41:58یه پدار این نفتار نمی کنه
42:02بمونیم
42:03چرا سرینگه؟
42:04باشه با چرا ما باید بینیگیرون
42:06باشه رو بیوفت
42:07چست میدیم اونجا؟
42:08ببخشید
42:10خیلی بقت داخلن
42:21حتما یه تصمیمی گرفته میشه مکه نه؟
42:24ادالت برقرار میشه
42:26بله هزانتو به ما میدن
42:28میبینین پا میدن
42:29میبینین پا رو جومم میذاره
42:31چی میگی آیدالتو؟
42:32خانوما به اندازه کافی حرف سدین
42:35خانوم غازی هم بیرون امون کرد
42:36نهی
42:37حق باقا کماله
42:38بارون باشید
42:40چی شد؟
42:49چی شد؟
42:49تصمیم دادگاه چی شد؟
42:50خانوم غازی
43:04به خاطر کیراز
43:05با فهتره توی خونه زندگی کنیم
43:07چی؟
43:08کجا؟
43:17خونه ما رو میگی؟
43:19خونه ما خیلی بزرگی
Comments