00:00ترجمة نانسي قنقر
07:37شكرا
10:07شكرا
10:37شكرا
13:37يحدث9
14:07وقتی زمان میگذره، زمان میگذره پرنس، پرنس ترسو، ترسیده که یه زمانی عشق پرنسس نسبت بهش تموم بشه
14:18باشه به خاطر همین به گردش دور دنیا ادامه میده
14:22به فضام رفته؟
14:24آره به فضام رفته آره ولی نتونسته پرنسس رو فراموش کنه
14:29یعنی همیشه به فکر پرنسس بوده به همین خاطر برگشته
14:33ولی وقتی با پرنسس روبرو شده بوده، پرنسس خیلی ازش عصبانی بوده
14:39باشغر میکنه
14:41پرنس فکر کرده فکر کرده فکر کرده که چی کار میتونه بکنه
14:46چطوری میتونه دل پرنسس رو به دست بیاره و بعدش
14:49یه فکر خیلی خوبی به ذهنش میاد
14:53اونم این بوده که گفته که اگر من شروع به کار کردم با پرنسس بکنم
14:57اون موقع پرنسس منو دوست داره
15:00به درد نخونه
15:01چرا؟
15:02پرنسس باید یه کار دیگه میکرد
15:07اینطوری میگی
15:09باشه باشه آکه فکر میکنم
15:12باشه
15:13میشه سپه زود بیدارم کنی؟
15:19آره میشه با کمال میک
15:22بشنگ میشه
15:23پس چی کار میکنیم؟
15:25دهنتو مسواک میزنی
15:26لباسهای خوابتو میپوشی
15:27منم تو رو میخوابونم
15:28نیمیشه
15:29امروز روز بوبایه
15:32بوبا؟
15:34من اطراف بوبایی نمیبینم
15:38ذاتا خیلی زود نیست؟
15:40گفتم که زود میخوابم
15:42اون همیشه میاد
15:43همیشه میاد
15:45همیشه میاد
15:45هم
15:46فهمیدم
15:48چطور بود؟
15:57بد نبود
15:58ولی
15:59بوبا رو
16:01میخواد
16:02نمیدونم چی کار کنم
16:03کاری نمی کنیم
16:05یعنی چی کاری نمی کنم؟
16:07خیلی چی کار میخوایی بکنیم
16:08بوبا اومد
16:12ها
16:13چه خوب
16:14خوش اومدیم
16:21ممنونم
16:21سرکان
16:25براک
16:26اومده بودم پیش کیراز
16:30ولی اگه زمان مناسبی نیست
16:31میتونم بردم
16:32با اتفاقاً کیرازم اونتظر تو بود گفت و تو نیایی نمیخواه
16:35باشه
16:36باشه
16:37باشه
16:38باشه
16:38باشه
16:39خوب
16:47از نظر من
16:49دیگه به بوبا نیازی نیست
16:53چون که بابا
16:55بابا
16:56بابای کیراز
16:58اومده
16:59و دیگه نیازی به بوبا نداریم
17:00این که اون
17:02بوبای کیرازه
17:03و تو هم
17:04بابای کیرازی
17:06ایچ رفتی به هم نداری
17:07تو زندگی من دخالت نکنم
17:09دخالت؟
17:10دخالت نکنم
17:11نگره نباش
17:13تو خیلی واضح منظورتو رسوندی
17:16که منو تو زندگیت نمیخوایی
17:18ولی خب میدونی؟
17:18اگه از من میپرسی من دیوونوار دوستت دارم
17:22ولی قرار هم نیست کاری کنم که شما نخواه
17:24حالیه
17:24سعی نکن منو با قضای شیک و سیبزمینی رو اینو گول بسنی
17:28حتی که سیبزمینی رو خوام خوامم بخوری بر نمیدرم شد
17:32من مشکلی ندارم
17:35ولی میدونی من چی میخواه؟
17:37میخواهم حالا که یه شانسی دارم
17:39دخترم دوستم داشته باشه
17:41همین
17:42معلومه که باید اینطوری باشه
17:48پس پس من شب رو رو کانپه میخواه
17:52به چه مناصبتی برو خونه؟
17:54برگردم استانبول
17:55آره برو استانبول
17:56دیوونه شدی؟
17:57به من چه؟
17:58یعنی دخترمون قدر به من کشیده که به احتمال زیاد 99 درصد به من رفته
18:02برای همینم صبح ساعت پنج بیدار میشه
18:04چی کار کنم؟ ساعت سه نسو شب بیام؟
18:05بیام همون سریا به من چه؟
18:07اصلا برو هوتل بموند
18:09نگران نباش دنیز خانم بهترین اتاقای هوتل رو برای جورو کنم
18:12اداعا نمیتونی با من این کار با کنیم
18:14هممون میدونیم دنیز خانم هدفش چیه
18:16خداحافظ در کنم
18:19خیلی خوب
18:21خیلی خوبه در
18:22خیلی خوبه در کنم
18:52بوبا بوبا نمیدونم از این ها اینکیه
18:54این مزخرفه هست
18:55میاد میره
18:56خب چی کار کرده
18:57چی کار کرده؟
18:58چی کار کرده؟
18:59چی کار کرده؟
19:00چی میدونم یه سری عادت ها داره با دخترم آره
19:02یعنی دختر منو؟
19:03اون بوبا دوبا؟
19:05هر شب اون میخواه بوده
19:07کسافت
19:09آره
19:10خیلی خواب بیریم برای خدماتش را با امروز تشکر میکنیم
19:12میکنیم و بعدش نیفرستیمش بره دنبال نخواه
19:14چه ولی خب من خیلی مطمئن نیستم
19:16آما دیگه پدر خوب شدن را ندارم
19:18چون که من په پدرم ندارم
19:20خب از این نصر خیلی خوششنسی چونه؟
19:22رفیکت متخصص پدر یا هر چیزی که میدونم و بهت میگم دادش
19:25اگه آماده ای شروع بکنیم
19:27ببینده داشت پدر بودن یه چیز قریزیه
19:29ماشه؟
19:30این لحظه ای که بقالش میکنی احساس پدر شدن و حس میکنیم
19:33ولی خب محصولیت بسرگی در انتظاریته
19:36این که بچهات خوب خبیده یا آب دمادش میاد
19:39یا که قطاشو خورده یا شماکه بره دنس چی باید همراهشم بریم
19:42آم
19:43آم
19:44تخزیه
19:45تخزیه یکی از مهمترین مسائل
19:47یکی سبزیجاد نمیخوره
19:49یکی هم عاشق سبزیجاده
19:50مثلا جن مثل باباش عاشق گوشته
19:53مثلا کنار گوشت سبزیجاده مثل کدو و کنگرفرنگی و کلمبروکلی رو تف میدم و میذارم تو بوشگاه بشو با اشتاگ سیادی هم میخوره
19:59اینگه این مشکل منی نیست
20:01شیرینی
20:02بچه ها عاشق شیرینی هستنده داشت ولی خب نباید چیز دایی که شکر توشه رو بهشون بده
20:06میتونی سریع پرویه خورما براشون درست کنی و بدی بخوری
20:12تو اصلا منو نمیفهمی
20:13منجرامو نفهمیدی ولی خب مشکل از تو نیست من اشتباه کردم که اومدم پیش تو
20:18آه گرفتم اعتمانم پوریه خورما برات سخت بودن
20:20داداش
20:21یه چیز دیگه بتمیکرم
20:22تو تو رسمند دیوونه شدی
20:23آه ببین داداش میتونم ترسل تیگه یه شیرنی گلبه عالی بتمیکرم
20:27آه داداش فلم کن تارو خدا چی داری میگی؟
20:29داداش این شیرنی خیلی مفیده
20:31سرکا
20:32من اشتباه کردم اصلا نواد میموادم پیش تو
20:35ولی خب این چیز را برای یه تقسیگی بچه مهمه
20:43میگم نیازی نبود تو اینجا بیایی
20:46چرا؟ جنتلمن بودن به هم نمیاد
20:49نه من سورم این نبود نگران نباش همه کارو تو باوردارم
20:53هر کاری میتونی انجام بده
20:55من همه کارام سپرایزه من دیگه رفتم
20:57چیزه؟
20:58خوشهر شدم که با هم قدم زدیم
21:01چرا؟
21:02نمیتونم
21:03من در اصل آدمی نیستم که زیاد حرف بزنم
21:06برای وقتی با تو حرف میزنم خیلی حالم خوب میشه
21:09حتی میخوام خاطرات ابتدایی مو برد تعریف کنم
21:12پس فردا یه عالم از خاطرات ابتداییت بگو باشه
21:15فردا مگه چرا خبری؟
21:17بریم شام
21:18میشه؟
21:19میشه
21:21باشه میبینم ایت
21:23میبینم ایت
21:28میبینم ایت
21:29میبینم ایت
21:34آه بابر کردنی نیست
21:41آه سرکان جون
21:43منم دنبال تو بودم عزیز دلم با که ای راز بودی دیگه مگه نه
21:48میونتون چطوره؟
21:49خوبه، فکر کنم، آره خوبه
21:52آفرین، تو دیگه به دختر ادرسی داگی میکنیم
21:55ولی الان باید یه قدمه دیگه برداریم
21:57چه قدمه؟
21:58درخواست سرپرستی
22:01داری در مورد این که کیراز رو از اتا بگیرم حرف داشته؟
22:04نه، یعنی باید قاضی تصمیم بگیره ولی میتونید سرپرستی مشترک بگیرید
22:08ها، مامان من و عمران همچین کاری بایدانه میکنم
22:10باشه، باشه، سرپرستی رو بلکن، ولی حد اقل باید اسم کیراز بره تو شناستامن
22:16ها، هر کاری بخواییم در مورد کیراز بکنیم، اول باید باید دار در مورد شرف بزن
22:19من تو جشن بایدان حرف زدم، گوفن که سرکان اوکی داده من مشکلی ندارم
22:25بیا ببینم، اینو امزا کنی کافیه
22:29مطمئنی، مگه نه؟
22:31ولی سرکان باید انتظارهای کیراز رو پراورده کنیم دیگه
22:34آره، خواب، انتظارهای کیراز
22:40چیه چیشن؟
22:41تو، تو، تو، تو و تو بازی وقتها ببین، ببین وقتی سیفی پیشت نیست، یا آدم دیگه ای میشیم آمن
22:49چیشن؟
22:50تو؟
22:51خیلی باهوش
22:52چیشن؟، امزا، امزا، سرکان، امزا کن اینجا رو
22:59درست شد؟
23:01شد، عالی شد
23:02موسيقى
23:32به نظرتون آیدن همینطوری میشینه و دست رو دست میذاره؟
23:35دست رو دست نذاشته که فکر کرده و
23:38تصمیم گرفته تو شنسنامه کیراس اسم پدر سرکان باشه
23:43منم گفتم اگه سرکان به خود میشه
23:46چی میگی؟
23:48من دارم بهتون میگم دست رو دست نمیذاره
23:50امه بزرگش نکن
23:54من؟ من بزرگش میکنم؟
23:56ببین الان مثل اسمم میدونم که با سیفی نشستن و دارن فکر میکنن
24:01مطمئن نم
24:02شما ها چی کار میکنی؟
24:09وای خدا اینو چقدر نازو باهو شن
24:12به درخت رو نگاه میکنیم
24:15پرشد خیلی قشنگه
24:16خیلی خوبه
24:17من متوجه نمیشم
24:18من نمیفهمم چرا برای یه امزا اینقدر ما خوشحالیم
24:22چونکه این امزا راه گرفتن سرپرستی رو شروع میده
24:27چطور ممکنه مگه آقا سرکان برای پدر بودنش این کاغذارو امزا نکرده؟
24:31اون اینطوری فکر میکنه ببین
24:32آیدان خانم چی کار کردین؟
24:36آقا سرکان به فهمه با اون بازواش من رو تیکه تیکه میکنه
24:39من رو قاطی نکنی من چیزی نمیدونم
24:41یعنی اگه به سرکان باشه تا وقتی که کیراز فارغ و تحصیل بشه منتظر میمونیم
24:46داره این در مورد چی حرف میزنی؟
24:49ای کمال خیلی مهمه باشه دیگه همه چیز آماده است میتونیم پرونده رو تشکیل بدیم
24:55پس سرکان درگیر شدن بایدارو به جون خریده درست میگه؟
24:59آه آه ولی چی کار کنه بچم؟
25:01برای رسیدن به بچش همه چیو به جون خریده همه چیو
25:05آه
25:07شما فاقا پاهوشین
25:09من پالا توضیح بده دیگه رفت
25:12خدا دیگه رازی نمونده تو هم راحت شدیم
25:15آره راحت شدم ولی
25:16ولی خوشل نیستی
25:20چون که
25:23ملو نمیدونم باید چی کار کنم
25:26نمیدونم سرکانو باید کجای زندگیم بذارم
25:28همه چیز اینقدر نمشخص و خاکستریه که
25:32خاکستری؟
25:33خاکستری
25:34چرا قرمز نباشه؟
25:36چرا قرمز باشه؟
25:38چون وقتی به شما نگاه میکنم تنها رنگی که میبینم قرمزه
25:41ای کش منم داشتم
25:46بلند شما ایلو
25:47شما را نگاه میکنم خیلی دلم میخواد
25:58موسیقی
37:49ترجمة نانسي قنقر
38:19ترجمة نانسي قنقر
38:49ترجمة نانسي قنقر
39:19ترجمة نانسي قنقر
39:49ترجمة نانسي قنقر
40:19ترجمة نانسي قنقر
40:49ترجمة نانسي قنقر
41:19ترجمة نانسي قنقر
41:49ترجمة نانسي قنقر
42:19ترجمة نانسي قنقر
42:49ترجمة نانسي قنقر
43:19ترجمة نانسي قنقر
43:49ترجمة نانسي قنقر
44:19ترجمة نانسي قنقر
Comments