00:00این چیز خوبی نیست
00:01باشه؟
00:02کاملا هم چیز خوبی هست
00:03نیست انگی
00:04کاملا چیز خوبی هست
00:05اوکی کشش نده باشه
00:07درسم نینم بخشی از کار ماسته داشت
00:09تبلیگ و هاشی بخشی از کار ماست باشه
00:11دداشت خواهشن اینطور فکر دکن
00:13سنتگیم یال نه ما بریم اصلا
00:14هیچ سر کنم
00:16طرف با این کار طرفدار پیدا کردش کم طرفدار میفهمی؟
00:21خب آخه چرا اینقدر عذیتت کرد؟
00:24چرا عذیت شدم ها؟
00:26چون ما معماریم
00:26من معمارم و تو هم معمار منظر حسی باشه
00:29این چرنده
00:30تو دنیا همچین چیزی وجود نداره
00:32یکی خیال بافی کنه
00:33همچین خیالی نمی بافه
00:34فهمیدی؟
00:35آخه این یعنی چی؟
00:36تو بیل بورد ها و مجاله ها هستیم
00:38همچین چیزی واقعیت نداره
00:39این توی سالی که به یاد نمیاریم اتفاق افتده بود
00:41همچین چیزی توی این یک سال نبوده
00:43من همچین کاری نمی کنم
00:45همچین چیزی را قبول نمی کنم
00:46صرفم به خاطر این که
00:47توی یک شای لباس را رفتم
00:49همچین چیزی وجود داره
00:50نهر چیز قشنگ عذیتت می کنه
00:52قشنگ نیست
00:53چیز قشنگی نیست
00:54من را عذیت نمی کنه
00:55من به فکر آینده این شرکتم
00:57چیز قشنگ عذیتت می کنه
00:58تو من را عذیت می کنی
00:59میخوایی همه چی طبقه خواستهی تو باشه
01:01آره ادا آره
01:02میخوایی همه چی طبقه نظم تو باشه
01:04ولی زندگی اینجوری نیست
01:06تو روند زندگی این وجود نداره
01:07خودتو راحت بذار
01:09زندگی جریان داره
01:11ولی تو اهمیت نمی شید
01:13چی رو ویل کنم
01:14ببخشید درباره یه هر چیزی حرف زده می شه
01:17الا کارمون
01:18نه شما نمی تونید بری داخل
01:20سب کنید
01:21سب کنید
01:22آنجا چه خبره
01:23لیلینه را ساکت کن
01:24واقعا قصا میخورم اینجا شرکت نیست
01:27سب کنید
01:28نه نه نه نه
01:29میتونید
01:30اصلا نیتونید
01:31بلوزید بلوزید
01:31بلوزید
01:32آخیل این همه ها
01:33این عشنگه
01:34این فاقال آدست نا بود
01:36تا این آبیه
01:37بسخورش بیر
01:39بس دیگه برو عقب برو بیرون
01:41برو بیرون بیرون
01:43برو عقب عقب تک
01:45پازدیر کردی
01:50ادا جون اگه میخوای کارتو پرینط بگیریم
01:53لازم نمیشه اینجوری دم در منتظر وایسی
01:57اگه به جایی تو بودم
01:58مجاله میکردم
01:59بس دیگه
02:03برو عقب
02:04بیرون
02:06بریم بیرون
02:07بیرون
02:08سری
02:09اینجا چه خبره
02:11مرسی لیلا
02:15تو برای من زبونتو در آوردی
02:17چه خبره اینجا سرکن
02:19یعنی چی چه خبره
02:20بگیر اینم خبر نگاه کن
02:22که این موضوع تموم میشه
02:24تو مسئول مطبوعاتی نیستی؟
02:25من مسئول مطبوعاتیش نیستم
02:26خب مسئول مطبوعاتی من که هستی؟
02:28من به این شوی لباس رسیدگی نمی کنم
02:30میخوایی چی کار کنی؟
02:31پیشنهاده شوی لباس های دیگرم قبول کنی؟
02:33چه رفتی به شوی لباس های دیگه داره؟
02:35ببخشی دو وقتی خواهش کردم
02:36به خاطر اینکه شوی لباس خیری است
02:38منم...
02:39تو همیشه یه بحونه ای داری؟
02:40خیلی خب میدونی بحونه آوردن رو دوست ندارم
02:42برای همین واقعیت رو میگم
02:44همچنین از جواب پستدن هم زیاد خوشم نمیاد
02:47ببین دارم به هیچی میگم
02:48من برای این چیزا پیش تو بر نگشتم
02:50لایق این حرفا هم نیستم
02:51اگه تصمیم میگرفتی پاش وایستا
02:53سلین الان چه ربتی داره؟
02:54سلین سلین وایستا
02:56سلین
02:56آه سلین جون
02:58اینجا بودی؟
03:00خوش اومدید
03:01منم دنبال تو بودم
03:02سلام
03:02آه انگشترامون دستمون کردیم
03:05آخه تو خیلی کنچکاف بودی؟
03:08گفتم تو دستم ببینی خیالت راحت میشه
03:10خیالم راحت شد
03:11نالیم پبریک میگم
03:12موچکرم
03:13آه سرکان گفته بودی برای پروژه باستازی جلسه بذاری
03:18منم با سمین اومده
03:19پس من با اینگین حرف بزنم
03:22اون جلسه رو زود برگذار کنیم
03:28تیدی قیافشو ادا
03:32به خاطر انگشتر انقدر حالش گرفته شده بود
03:34آره حالش گرفته شد
03:42ادا
03:42باید از این فرصت خیلی خوب استفاده کنیم
03:45نباید اشتباه کنیم
03:46نباید چیزی رو لو بدیم
03:47حتی اگه لازم باشه باید بشینیم سر صفره ی عقد
03:50منم فکر میکنم همین کارو کنیم
03:54برای این که این عقد واقعی به نظر برسه
03:56هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم ادا
03:57امیدوارم کار به عقد نگشم
03:59منم امیدوارم اینجوری نشه ولی
04:01سود باش ادا
04:04بیا برای مهمونامون رو دعوت کنیم
04:07یالا
04:08واقعا دارن ازدواج میکنن
04:15بهت گفته باشم بازی نیستین
04:17واقعا دارن ازدواج میکنن
04:18یعنی تو واقعا مطمئنی دادش
04:20انگشتر و این حرفا
04:22ره یعنی انگشتر رو داره به امنشون میده
04:24یعنی تموم شد؟
04:27نه دیگه انگین تموم شد
04:29نمیخوام اسم ادار رو بشنوهم
04:30تموم شد دیگه تموم شد بازی هم تموم شد
04:33ادارا نمیخوام
04:34خیل خب دادش ولی بازیگره یه جدید بارده بازی کردیم
04:37دنیز رو چی کار کنیم
04:38دنیز رو چی کار کنم
04:39خواهش میکنم تو یه کاریش بکن
04:41چون من دیگه نمیتونم تمومش کنم
04:43خیل خب دادش من یه کاریش میکنم
04:45ولی
04:45از سهنم ترگیری چیز سرکم
04:48چی؟
04:49میگم یه مقای انگوشتر و این عرفها علکی نباشه
04:52چی کار داریم میکنیم؟
04:57یه اینجا ببینم سیفی
04:58داری کجا میبینی؟
04:59چی کار داری میکنی؟
05:00چه چطور میتینی منو گفترش بدی؟
05:02چی کار میکرد؟
05:03وقتی شما میرفتی میوفتدم تو کوچه ها
05:04در واقع به خاطر شما این کار رو کردن؟
05:06رحونش هم از گناهش بد سر باورم نمیشه
05:09خب میپرسید منم جواب میدم دیگه
05:13علا که جایی دیگه دنبال آدم بده میگشتم
05:15مار بین خودمون بوده
05:16به من مار نگید به من تهمت مار بودن نزنید
05:19چما مار دوست ندارید
05:20من بخاطر خوبی شما این کار رو کردم
05:22به خدا قصد بدی نداشتم
05:23اگه خوبی کردنه تینه دیگه نمیتونم فکرشو بکنم
05:26که بدی کردنه چجوریه
05:27مذرهت بخوام منو ببخشید
05:29بخشیده؟
05:31زود چمه دونتو جمع کنه عزیجا برو
05:33شما چی گفتی؟
05:35اخراج شدی
05:36نه عزیزم
05:37آره عزیزم اخراج شدی
05:39به خاطر این آدم ها اخراج میکنه؟
05:40دقیقا برای همین اخراج میکنن
05:42یالا از اینجا برو
05:43ببینید میرم ها
05:44منم گفتم برو دیگه
05:45باشه من آدم مغروری هم میرم
05:47یکم قبل شندیدی چی گفتم؟
05:50گفتم میرم
05:51دو جمله قبلش هم گفتم برو
05:53تا اینجا که رفتم
05:55ببین از این به بعدش هم میرم
05:57فقط دو قدم رفتی
05:59بیشتر برو
06:00اینجوری میرن دیگه
06:01اگه ناراحت شدین
06:06زنگ بزنی
06:07قبل از اینکه بیشتر از این برم
06:10میتونید بگیر پشتی مو شدید
06:11برو دیگه برو
06:13من واسه یه بعد عقد اینجا رو پیش نهاد میکنم
06:21هم خیلی شیکه
06:22هم منظرش خوبه
06:23خب قضا چی؟
06:25من و دنیز منوی گوشت میخواییم
06:28آره همینو میخواییم
06:29گوشتاشون هم خیلی خوبه
06:31خودشون مزرعه دارن
06:32منم مزرعی غذاهاشونو تزمین میکنم
06:35آره رقص چی؟
06:36دنیز برقصیم
06:38تانگو برقصیم
06:39آره البته
06:40شما تانگو بلدید؟
06:43آره جفتمون بلدیم
06:45خیلی هم محارت داریم
06:46خیلی هم خوبه
06:47در واقع ارکسترم که دارید
06:49منم آمادگیه لازمه
06:50واسه رقص تانگو انجام میدم
06:52سرکان تو تانگو میرقصی؟
06:55نه
06:56چرا؟
06:57دوست ندارم رقصو
06:58مالی تانگو رقص عشقه
07:01رقص احساسه
07:02یعنی خیلی چیز رو از دست خیلی
07:03خیلی برم مهم نیست
07:05خودت میدونی
07:06آقا سرکان
07:10مزهر میشم
07:10ولی آقا تاریخ زنگ زده بود
07:12پروژه یه مشکلی داره
07:14میخواد یه سری بزنید بهش
07:15مشکل؟
07:18مشکل؟
07:19آره اندازه ها اشتباه
07:26اشتباه؟
07:28تو اشتباه کردی؟
07:31تو اشتباهی که کردی رو قبول کردی؟
07:34این اشتباه تخصیر من نیست
07:37هر کی تو این محیط شلوغ کار کنه
07:40اشتباه میکنه
07:42نمیتونم تمرکز کنم
07:44نمیتونم کار کنم
07:45اینا چندین هفته است که دارم بهت میگم
07:47یعنی من حواستو پرس میکنم؟
07:50آره یکم
07:51آره یکم یکم نم
07:52خیلی زیاد
07:53خیلی زیاد داره
07:54ما خیلی جدی داریم کار میکنیم
07:57تانگو هم کاره
07:58تانگو تانگو
07:59اینجا شرکت مماریه نه تانگو
08:01سارکان
08:02تانگو یه رقص خیلی مهمه
08:04آره ممکنه اینطوری باشه
08:05ولی ربطی به مماری نداره
08:07کاری که ما میکنیم یه چیز
08:09اصلا من یه جای دیگه کار میکنم
08:11مانه مسائل غیر کاری شما نمیشن
08:14راحت باشین شما
08:15خب پس منم یه کاری بکنم
08:17آخو سارکان
08:19حقم بود
08:20آدم با کسی که دوستش داره این کار رو میکنه
08:23نه باید این کار میکردم
08:24من الان کجا باید برم
08:26برم خونه یه قسرکان
08:28نه مادرش رو لده دم
08:30من را نمیده که آخه
08:31آیفر خانم
08:32آیفر خانمم نمیشه
08:34برم پیش دوست دوران ابتداییم
08:37نه اونم چون تقلب کرده بود
08:39لده ده بودم
08:40اه
08:40ایچ دوستی برای خودم نگه نداشتم
08:43جایی برای گرفتن ندارم
08:45من الان تو کچه ها چی کار باید بکنم
08:47یعنی واقعا را
08:52کجا میخواد بره آخه
08:56مثل گربه مونده اونجا
09:08تو هنوز نرفتی؟
09:10دوستام هی پیام میدن که بیا پیش مادرم
09:13سعی میکنم تصمیم بگیرم که پیش کدومشون برم
09:15بلاخره دل آدم ها را شکستن جیز خیلی بدیه
09:18تو رو هیچ فقط نمی بخشم سیفی
09:20وقتی واقعی تو بفهمید خیلی پشی ممنی شید
09:23یاد میگیری منو به پولیس معرفی کردن یا نیچی
09:26یالو برو
09:27مثل گربه موندم تو کوچه
09:31همش تو مغزمی
09:58تو هر فکرم هستی
10:00ذهنم رو گرفتی توی دست زندگیم رو گرفتی توی دستت
10:04کاش آقا سرکان با ایده ازدواج کنه
10:28ببین چطور به هم میان
10:29عشق بزرگ چجوری تموم شد
10:31من اصلا نمی فهمم
10:33خیلی به هم میاد
10:34ببین خدای آخه ببین
10:36ولی خب یادش نمیاد دیگه
10:39یادش نمید
10:39راست گفتیردم
10:40میگم اگه با یه جسم خیلی سفت
10:44احیانا بزنیم توی سراغ سرکان
10:47یه دفعه با همون شک حافظش بر میگرده یا نه
10:50خیلی منطقیه ها
10:52آره مگه نه
10:53چجوری فهمیدی؟
10:54آره
10:54کردم تو رو خدا
10:55فقط یک بار
10:56فقط یک بار
10:57فقط یک بار چی بزنم تو سرش
10:59همش تو هموزخ رفت میگی
11:02میریم عقد مگه نه
11:05میریم دیگه
11:06آره
11:06خب البته بدون ما که نمیشه
11:09تو اینجا چی کار میکنی؟
11:24یه چیزی ریخ رو پیرانم
11:26برای همین خواستم عوضش کنم
11:29همین چطور مگه؟
11:31متفجه شدم
11:34تو چی کار میکنی اینجا؟
11:36اینجا چی کار داری؟
11:37پرونده هایی مربوط به پروشه بندر اینجا
11:40سومادم اونا رو بردم
11:41یعنی میخوایی کار کنی
11:42باریکله
11:43آره
11:44من همزمان میتونم دوتا کار کنم
11:46مگه تو نگفتی که داری میری؟
11:49گفتم من از اتاق دارم میرم بیرون
11:51به خاطر کار کردن ایتا
11:52حالا اگه اجازه بدی میخوام کار کنم
11:55تو
11:58واسه چی به هم نگاه نمی کنی؟
12:01جان؟
12:03نمیتونی تو چشم نگاه کنی
12:05خودت متوجهی؟
12:07از صبح تو چشم نگاه نکردی؟
12:09این مدیر برنامت مگه پایی نیست
12:12میخوایی زیاد مطلش نذار
12:13آه تو فکرتونجاست
12:15تو به هم حسودی کردی؟
12:19حسودی
12:20دیگه چی نه
12:22نه حسودی
12:23نه
12:25نه خیالتی شدی
12:27آره
12:29مطمئنی؟
12:30چون هنوزم نمیتونی تو چشم نگاه کنی؟
12:33دارم سعی میکنم دکممو ببندم
12:35تو چشمم نگاه نمی کنی؟
12:38ولی من میتونم صدای قلبتو بشنبم
12:40سر کنید
12:41آره واقعا آدم جالبی هستی
12:44نمیفهمم داری چی کار میکنی؟
12:45چون یکم قبل
12:46یکم قبل
12:47با این شوهر آگندت داشتی برای عروسیت برنامه ریزی میکردی
12:51با همین دنیز
12:52همونی که قرار باشه ازدواج کنی
12:54چون قرار با سلین ازدواج کنی
12:55آره
12:56ولی نمیتونی صدای قلبتو ساکت کنی
12:58ادا اگه تو منو میشنختی
13:02میدونستی که من کسیم که سر قولم وای میستم
13:06و وقتی حرف میزنم انجام میدم
13:08میفهمی؟
13:10سر کنی که من میشناسم
13:12همچنین کسی نیست
13:14سر کنی که من میشناسم به حرف کسی گوش نمیده
13:17هر کاری به خواد میکنه
13:19و هر کاری هم نخواد نمی کنه
13:20کاری که بخوام رو انجام میدم
13:22ادا
13:23متاسفانه
13:25نتونستی قانم کنی
13:27امید فرم که یه روزی حقیقتا رو ببینی سر کن
13:31خوب
13:42این که با سر کن در مورد بازیمون حرف زدی
13:45کار رو به جای نبرد جرن مگه نه؟
13:47یعنی این راز پنهان؟
13:49واسه این که سر کن برگرده پیش ادا کافی نبود
13:52درست میگن؟
13:53دنیز من قبلن به توضیح دادم که کرا اینا رو بهش گفتم
13:57آره توضیح دادی این رو میدونم
13:59ولی این دلیل نمیشه که یه راز پنهانت دیگم نداشته باشی
14:02یه راز پنهانیه دیگه که دلیل بشه سر کن سلینو رها کن و برگرده دوباره پیش ادا
14:08تو داری سعی میکنی چی رو بفهمی من دیگه چیزی واسه گفتن ندارم
14:12مطمئنی
14:13مطمئن؟
14:15دنیز به نظرم این تویی که روز دلتو پنهان کردی
14:18چیزی واسه پنهان کردن نیست
14:20پس تو به ادا گفتی که رفتی با سرکان حرف زدی درسته
14:24تو خودت چی؟ به ادا اعتراف کردی که آشقشی آره؟
14:30حالا که رفاقت بین من و ادا رو زیر سوال میبری
14:33کاری خودتو چرا نمیبینی؟
14:37اگه تو آدم خوبی هستی خیلی رفیق خوبی هستی
14:40پاشو برو به ادا بگو که آشقشی چرا نمیگی؟ چرا سکوت کردی؟
14:45اینقدر
14:54اینقدر تو رو تو ذهنم بزرگ کردم
14:57اینقدر به خاطرت اشتباه کردم که خیلی پشتی مونم خیلی
15:00الان داری ازم حضر خواهی میکنی؟
15:02حضر خواهی؟ عمرن نمی کنم
15:04دارم میگم خرابکاری خودتو نمیتونی با من پاک کنی
15:08قبل از این که کاری انجام بدی بشین دوباره فیک کن تا اشتباه نکنی
15:12تا چرا انقدر پریشونیه دا چته؟
15:20میترسم ملو میترسم
15:22هر کاری کردم که منو یادش بیاد
15:26ولی هنوزم مثل دیوار جلومبایی میسته
15:29تازه دو روز دیگه قراره سر صفره عقد بشینم
15:31هرچان ساختگی باشه
15:33دارم با زندگی قمار میکنم بلکه بگیره
15:35میگیره؟
15:37سرکان امکان نداره اجازه بده تو ازدواج کنی؟
15:40نمیدونم
15:41ولی مثلا میدونم نسبت به من یه حسایی داره
15:46دختر بعضی وقتا صده تبش قلبشو میشندم
15:49ریتمشو حس میکنم
15:51ولی این وسط یه سلیلی هم هست که اونو علاقه من پر میکنه
15:55سرکنم که خب هرچی باشه بهش اعتماد داره
15:57باشه اداد جونم
15:59چی گفته بودیم؟
16:01آخرین گلوله ی عشقو آوردیم
16:03یعنی من اعلام بسیج میکنم
16:05حالا دیگه توی میدونه جنگ میجنگیم
16:07تو خط مقدم
16:08و اصلاً هم میدونو خیلی نمیکنیم
16:10این عشق بلاخره به سمر میرسه تموم شده رفت
16:12جرد؟
16:16منم میتونم بسیج بشم
16:19دخترا من عصر میخوام
16:27من خیلی چیزای بدی تجربه کردم
16:29شما و اطرافیانمو خیلی ازیاد کردم
16:32خودمم ازیاد کردم
16:33خیلی نراحت شدم اما هیچ کدومو عمدی نکردم
16:36مصرف دروامو قطع کرده بودم
16:39چه میدونم و خیلی خیلی مصرفت میخوام
16:44دیگه جزیادشو هستم نپرسین
16:46باشه
16:47نمیپرسین
16:49الانم فرید یه دکتوری به محرفی کرده
16:53قراره مرتب برم پیشش
16:55دوباره به رویه های قبلیم رو میارم
16:59ادا
17:03تو رو خیلی ازیاد کردم
17:06خیلی مذرست میخوام
17:07من هیچ کدومو عمدن نکردم
17:09من مذرت میخوام
17:13چون درگیر مشکل خودم شدم
17:16نتونستم دردای تو رو ببینیم
17:17مذرت میخوام
17:18مذرت میخوام خیلی دوستت دارم
17:21من بیشتر دوستت دارم
17:22همه همه همه همهLe
Comments