00:00چطر نجات من گیر کرد به چطر دختره و اینطوری گفل شد
00:04واقعا داستانه باور نکردنیه خب
00:07آره بابا اینطوری با هماشنا شد
00:09باور نکردنیه
00:10آره
00:10کار خداست دیگه
00:11آخه انقدم دیگه نمیشه
00:13انقدم نمیشه که آدم گوپی بیاد
00:15چجوری میتونه تا این حد چرت بگه
00:18آره آره
00:18چشیده؟
00:20این از انگلستان برای یه فیلم اینترنتی پیشناهات گرفته
00:27رفته لندن
00:28این کار خدا رو ببین تو رو خدا
00:29آه
00:30اینه دیگه
00:30آه
00:31اینه دیگه
00:31اینه دیگه
00:31برای که سرهایی که سرهایی سره هیشگی نهیمده نمیشه
00:33یه لحظه
00:34الان اینجا باید یه کم جدی باشیم
00:36هردم
00:39تو عقلتو از دست دادی
00:43تو دیوونه شدی
00:45تو اصلا حالت خوب نیست
00:47ما به عنوان دوستات ازت حمایت میکنیم باشه
00:50در اصل میتونه
00:52خودشو بکشه با خلاس شه
00:54نه ما به عنوان دوستش بهش کمک میکنیم
00:57پس تو کمک کن
00:58من نباشم هم میشه
01:00خب
01:00خوب
01:07حیفه
01:11همونطور که تو ارائه اولیه براتون مشخص کردم
01:15وقتی من و ایکیپم داشتیم پروشه رو برسی میکردیم
01:20اگه میخوایی من به احتبه گیرم
01:22هرچی باشه یه دوستی قدیمی با پلین خانم داریم
01:25خب پلین خانم
01:27تا جایی که شنیدم
01:29البته یکم هم به برگه ها نگاه کردم
01:32توی قبرس
01:33آقا سرکان
01:34بله
01:34اگه بخوام واقعیتش رو بگم
01:36شرکه من تو این پروژه اداست
01:38درزم تا وقتی شما بیایید
01:41ما با هم خیلی آشنا شدیم
01:43یعنی نمیخوام در مورد اون ناحقی کنم
01:45ولی خب معلومه که ترجیم میدم
01:49قبل از اینکه تصمیم نهایی رو بگیرم
01:51همه با هم رو در رو حرف بزنیم
01:53خب البته که نظر شما هم توی این پروژه برای من خیلی مهمه
01:56بله
01:56آره ولی خب
01:59وقتی موضوع پروژه بند قایق باشه
02:03آقا سرکان
02:05بعدا هم میتونیم با کمال مل با شما صحبت کنیم
02:09ولی الان خواهش میکنم که به حرفای ادا گوش کنیم
02:12البته ادا خانم
02:15همونطور که قبلن بهتون گفتم
02:17من نمیخوام از اینجا فقط به عنوان بندر قایقاه استفاده کنم
02:20یعنی به نظر من باید مرکز زندگی باشه
02:23یعنی کافه رستوران
02:25بارک بچه ها
02:27سینمای روباز
02:29فضای سبز
02:31در واقع منم دقیقا مثل شما فکر میکنم
02:34ولی این پروژه حزینش خیلی زیاد میشه
02:38و فکر کنم که تاریخ تحویل پروژه رو هم خیلی عقب میندزه
02:43دقیقا چارده هفته طول میکشه
02:46ولی پروژه رو اردشمنتر میکنه
02:48البته خب زمان بیشتر و پول بیشتر
02:52یکم تصمیم سختیه
02:56آره آره سخته
02:57سخته واقعا
02:59سخته
03:02ولی از اونجای که از شرکت های قبلیمون یادم هست
03:06آقا سرکان خیلی آدم قانون مند و حساسیه
03:09یعنی آقا سرکان میتونم بگم که وجود شما تو این پروژه خیلی به ما اطمینام میده
03:15یعنی خالص این که ما منظورمون همون خیلی خوب میفهمیمه
03:18بله
03:19جزئیات کچیک و تفاوت های بزرگ
03:22دقیقا همینطوره
03:24جزئیات کچیک و تفاوت های بزرگ
03:27بهتر این راه اینه که من فرد و پروشه رو به شما ارائه بدم
03:30در واقع اداجون اصلا هیچ نیازی نیست
03:33هر جور که تو بخوای همونجوری میشه
03:36یعنی قبوله
03:38ممنونم
03:42بعد از تصادف یکم دستم مشکل داره
03:47پس
03:52به امید دیدار
03:55ممنونم
03:56ممنونم
03:57بهت گفته بودم پروشه رو میگیرم
04:01بگذاریم به خاطر این که به من اعتماد داشت
04:06به من اعتماد داشت
04:07حتما گوش نکردی
04:09چیان
04:11چی کار میکنی
04:14من نبستم
04:17بشتام
04:24ببین من امروز چی کار کردم
04:26چی کار کردی
04:27رفتم با سر بسل ارگانیک
04:29برایت توت سیاه خریدم
04:31فروشندش گفت خیلی خوبه گفت که
04:33این خونساز گفت اصین کاشو کاشو کاشوک بخوره
04:35تو هم گیر دادی به سالم بودن دیگه
04:38اینطوری نگو اسیزم اینطوری نگو
04:40یلا باز کن درنتو ببینم باز کن باز کن باز کن
04:42هوا پیما مد اومد اومد اومد
04:43آفرین
04:44چطوره؟
04:46زود چیزی اس کردی؟
04:48نوش چونشکن
04:50دبین من اینو میسرم اینجا هر وقت یادت افتاد
04:52تو اینو کاشوک کاشوک بخور باشه؟
04:55یعنی یدت نره
04:56دیگه چی میخوایی اصمان چی کار کنم برات
04:58چطوری؟
04:59مثلا ازت چی بخوا؟
05:01نمیدونم خب
05:03یه چیز گیر ممکن اصمان بخوا
05:05گیر ممکن مثلا مثل گوجه سبز
05:08اصمان گوجه سبز بخوا
05:10گوجه سبز؟
05:11اره اینطوری گوجه سبز خوشماس داره میخوریشو؟
05:15یه کاسم میگیری ازش اینطوری؟
05:17اینطوری هم آبش از لب و لوچت؟
05:20میریسه پایین سرخ سرخ ترشمسه دلت میخواید؟
05:23میخوایم خواستم
05:24دلم خیلی خواست به خودا حالا دلم گوجه سبز خواست
05:27باشی اسیزم منم همین الان میرم از هر کجا که شده
05:30اون گوجه سبز رو پیدا میکنم و میارم برات
05:32باشه ولی خب تو چرا اینجوری میکنی که من وسط زمسون دلم گوجه سبز بخواد؟
05:36اونم اینجوری یه هایی؟
05:37استراحت کنش کم
05:38هی بابا
05:40من امروز خیلی خوردم ها
05:42زهنم ها درگیر خودش کرد
05:44هزینه رو پرداخت میکنن خیلی مهم
05:48خواهش میکنم
05:53این قسم خورده نبود
05:55این دیگه یعنی چی؟
05:58اون قبلیه گفت قسم خوردم رو باز نکرد
06:01این باز کرد
06:03البته خب تو این نمیادت نمیاد
06:06خوبه که یادم نمیاد
06:08اصلا هم دلم نمیخواد توحافظم همچین چیز مزخمه
06:11آره ادامارو دیگه درگیره چنین چیزایی نکن
06:14به لطفتو کل برنامه امروز عوض شد
06:16تو چی داری میگی؟
06:19تو نمیتونی با من اینجوری حرف بزنی سلین؟
06:21اگه میخوای کشش ندیم
06:23نکشش بدیم به نظرم دیگه باید دوتایی با هم حرف بزنیم
06:28من دارم میرم
06:30اینم میبرم تا دیگه همچین کاری نکنی
06:33باشه نمیکنم
06:36خوب درباره چی میخواستی حرف بزنی؟
06:38چقدر به خودت اعتماد داری؟
06:41وقتی حافظه سرکان برگرده چی میشه؟
06:44وقتی همه چی و یادش بیاد چی کار میکنی؟
06:46ادا تو دیگه الان تو ذهن سرکان نیستی، اینو قبول کن
06:50یادش میاد سلین، یادش میاد
06:54حتما متوجه نشدی، بذار اینجوری بهت بگم
06:58الان تو ذهن سرکان تو نیستی، تو الان برای سرکان یه قریبه ای
07:03ممکنه تو گذشتش بوده باشی، ولی نمیدونم تو آیندش هم خواهی بود یا نه
07:09سرکان یه بار عاشق من شد، یه بار دیگه هم میشه
07:14من الان فکر میکنم سرکان حتی نمیخواد تا رو ببینه
07:18نمیدونم به سرکان چی گفتی، یا در مورد من چی تعریف کردی
07:22ولی وقتی همه چی روشان شد و سرکان همه چی یادش اومد، خیلی کنجکاوم ببینم چی کار میخوای بکنی
07:29ادا، من هیچ چی به سرکان نگفتم، فقط یه آینه گرفتم جلوش، کاری کردم اشتباهاتشو متوجه بشه
07:37تو نمیتونی به عشق ما بگی اشتباه، کدوم عشق؟ من نمیتونم عشقی ببینم، تو آمینو قبول کنی خوب میشه
07:47حتی یه گرم هم لیاقت سرکانه نداری، من یه بار دیگه سرکانو از دست نمیدم
07:53موسیقی
08:09موسیقی
08:11کاری دستت رو بل کن و خوب بهم گوش کن
08:12اردم
08:16دارم بهت میگم که کارات رو بل کن و به من گوش بده
08:19آقای اینگین
08:20الان یه مشغول کارهای شرکت بودم بل می کردم
08:23ولی الان دارم به یک کار شخصی رسیدگی می کن
08:25مسئله شخصی
08:26بله
08:26البته خوب تکثیر خودم
08:29حق با توه
08:30آقا تو رو چه به کار و زندگی دلگت جان
08:33بله بفرمایی تموم شده
08:35اردم
08:36اساس میخوام که برام گوجه سبز بخری
08:38گوجه سبز از بهترینش
08:41گوجه سبز؟
08:42اره گوجه سبز
08:43گوجه سبز سخته
08:47مشکله
08:48از لحاظ فصلی فصلش نیست
08:51ببین اناره ساوه بخرم
08:53اناره ساوه خیلی خوبه
08:54گوجه سبز میخوام
08:55مردم گوجه سبز میخوام
08:57من گوجه سبز میخوام
08:58برو بیرون از یه چه پیدا کن بخر برام بیارردم
09:01ای بابا
09:01آقای اینگین
09:03یه سوال میخوام بپرسم
09:06ولی از جوابش خیلی میترسم
09:08نکنه حاملی
09:10آروم باش
09:13پیرین
09:18چه اینجا دهانیتون ببنده
09:19دهانیتون ببنده
09:21ببین
09:22یعنی چی
09:23باشه ولی ببین
09:25هیچکس خبر نداره
09:26آردم تو هم نمیدونی
09:28حتی من هم نمیتونم
09:29پیرین خانم میدونه
09:31نمیتونم ولی
09:32تو باس هم نگوکه
09:33میتونی من میدونم و دارم فین بازی میکنم
09:35که نمیدونم
09:36باشه آردم باشه
09:37باشه آره البته
09:39خب آره خوب
09:40ازیزم
09:41همونطور که حت زده بودم
09:42من در واقع این که
09:43نمیدونم شما میدونید یا نه
09:46اگه بهش میگفتم که
09:47نمیدونم که
09:47نمیدونید
09:48ولی میدونم که
09:50سبز زردم برام گوجه سبز بیان
09:52خب
09:52های خیلی خوبه دیگه
09:53من میدونم
09:54آره حامل است
09:56پس برگشتی
10:10آره برگشتم
10:13به دلخواه خودم نرفته بودم
10:16فکر میکردم
10:18زندگی تو دانمارک آرزوده
10:19با سرکان آرزومون بود
10:22یعنی یه تصبیمی نبود
10:24که بخوام برم اونجا
10:25پس چیزیو که میخواستی گرفتی
10:27آره همینطور شد فرید
10:29سرکان خواست پیشش باشم
10:30منم اومدم
10:31من جایی تو بودم
10:34زیاد به این وضعیت
10:34عادت نمی کردم
10:35چون سرکان بلاخره
10:37همیشی و یادش میاد
10:38و اون موقع
10:38تو باید دوباره
10:40از اینجا دور بشی سلین
10:41آره ممکنه این اتفاق بیفته
10:44اما با احتمالات پیش نمیرم
10:46ممنونم
10:47سلین
10:49سلین
10:50کار درستی نمی کنی
10:53این کارو نکن
10:54گذشته از تموم اتفاقاتی
10:56که بینمون افتاد
10:57نمیخوام که عذیت بشی
10:59خیلی ممنون که به فکر منی فرید جان
11:02اما نمیتونم این سوال رو نپرسم
11:04این حشدارو به هم دادی
11:06که من نراحت نشم
11:07یا به خاطر این که به هم حسودی میکنی
11:09یکم بهش فکر کن
11:11جرن
11:17نه جرن
11:18بابا چه خمار آخوه
11:28با کیه اش رزاری
11:32بابا چتونه
11:33به زندگی خصوصی افراد یکم احترام بذارید
11:36اردم جون
11:39آقا تو چه زندگی خصوصی داری که بخوای قایم کنی؟
11:42در زمداری میگی زندگی خصوصی
11:44تخت خوابت تو آرشیب پشت کمود پرونده هاست
11:46شما مزخرم کنید
11:48وقتی واسه مهمونی آقا سرکام با دوست دخترم اومدم
11:50شما اینجوری یه گوشه سرتونو مندازین
11:52روشونتونو نگاه میکنید
11:54یه چیزی میخواستم بگم
12:01اگه تو فردا با یه دختر بیای مهمونی
12:05نه
12:06بزا مهمون من
12:08بهش اضافه میکنم
12:10روز بعدشان بامن
12:11شما
12:18پشتیمون میشین دختره
12:22یکی یکی
12:26خوب
12:32میخواد یکی رو پیدا کنه باش بیاد
12:34غیر ممکنه
12:39نه بابا
12:45امکان نداره نه
12:47سرکان
12:58ببخشید
13:00خوبی؟
13:02فکر کنم این اتاق
13:05یکم برای هردمون کچیک باشه
13:08گولم کچان سرکان
13:09گلهات رو برداشتم
13:11که اینطور
13:13میتونم علتش رو بپرسن
13:15اگه منو میشناختی میدونستی که به گله ها حساسیت دارم
13:19آلرژی دارم
13:21آلرژی نداری
13:22من مخصوصا اون گله رو انتخاب کردم
13:24میتونی بذاریشون تو اتاقت
13:26اینچا اتاق منه
13:28که در نبودت من این شرکت رو مدیریت کردم
13:32اه واقعا
13:33آره همینطوره
13:35و
13:37جایزم که گرفتی
13:41ممنونم
13:47ممنونم
13:49اینو هم با بقیه وسیلات میفرستم بالا تو اتاقت
13:53که تا جایی که شنیدم
13:55مادر بزرگت یه جوری طبقه بالا رو از یه سری چیزا استفاده کرده
13:59من مثل مادر بزرگم نیستم
14:02اینو قبلا بهت ثابت کرده بودم اما تو اینم یادت نیست
14:05آقا سرکان
14:06بله
14:07لبتا بهتونه خواسته بودیم
14:08لطفا جانن
14:10لطفا جانن
14:12خیلی ممنونم
14:14خیشونه
14:16میشونه
14:17میشونه
14:18ها روزان
14:19مرخان
14:20بله
14:21لبتا بهتونه خواسته بودیم
14:23لطفا جانن
14:24خیلی ممنونم
14:26خیشانن
14:27میشونه
14:28میشونه
14:29میشه از اتاق بالا وسیل منع رو بیاری
14:31خاشر
14:33خوب
14:35خشف
14:37اینجا رمز لپتا به تو یادت نمیاد
14:52یادمه
14:53اشتباه زدم
15:03بخوای میتونم کمکت کنم
15:05حتما نوزش کردم
15:07یه مورد دیگه هم باید امتن کنم
15:10باشه
15:11خب میشه رمز رو به هم بگی؟
15:14لطفا معتبانی
15:16ادا خانم
15:22لطفا رمز رو میشه به هم بگی؟
15:25خیلی دوره نشنیدم
15:28میشه لطفا رمز لپتا به خودم رو به هم بگی؟
15:33ادا خانم
15:33یه باره دیگه دوره
15:34لطفا میشه رمزا بگی؟
15:37باشه میگم
15:39چهل نو
15:43سی و یک
15:48بله
15:49سی و هشت
15:51سی و هشت
15:53هنوزی چی یادت نیمده؟
15:57باشه خیلی خوب
15:59یک
16:00یک
16:00چلونو سی و یک سی و هشت یک
16:05مثل یه مختصات خیلی چیز مسخریه
16:09حوضش میکنم
16:10منصور چیه مزخرست؟
16:13اونو مختصات ستارهی که برام خریدی؟
16:15جا... جانم؟
16:16ادا خانم؟
16:17ممنونم جانم
16:19خواهش میکنم
16:21برای تو گرفتم؟
16:25یعنی برای ادا گیلدیز
16:27یعنی مختصات ستارهی که
16:29برای ادا گیلدیز خریدم؟
16:31واقعا یک کاری که از من بعیده
16:35و من اینا رمز گذاشتم
16:37باید آوازش کنم
16:43اینجوری
16:44اینجوری خیلی بهتره
16:47چهل
16:49چهل و چی بود؟
16:51نو یادمه
16:52چهل و نو
16:53نه نه نه
16:55خیلی ممکنه همچین چیز مسخریه یادم بیاد
16:57چهل و نو سی و هشت
16:59اون یکی چی بود؟
17:03نو
17:03خیلی احساساتیه
17:12خیلی احساساتیه
17:14ای بابا
17:15یعنی وقتی دید تو رمز و یادته
17:17هیچ اکسال عملی نشون نداد
17:19نه اصلا
17:20همراه با حافظش
17:22مخشم اینجوری جمع جمع شده
17:24اینقدر شده
17:25ای بابا
17:26این چه شده؟
17:29تو چه شده خیر باشه
17:31خیلی از دسته فریده سبانیم
17:34دلم میخواد سلینو توی بشقاب آب خفه کنم
17:37شش
17:37منم همینطور
17:39باشه الان به اونا فکر نمی کنم
17:40اونا رو بیخیال
17:41تو با سرگان چی کار کردی؟
17:43که حافظش بر میگرده ها؟
17:44دکتر چیز دقیقی نگفت
17:46خب الان باید چی کار کنیم؟
17:50همینجوری بشنیم
17:51قرصی چیزی نداره بدیم بخوره
17:52همه چی یادش بیاد و خوب شه؟
17:54نه نباید بشنیم
17:57یه فکری به سرم زد
17:59فکر کنم فکر خوبی هم به سر زد
18:02نمیدونم خوبه یا نه
18:03اما باید ببینیم
18:05چی؟
18:06چیه؟ بگو دیگه دختر چیه؟
18:07چرا وایستادی؟
18:08ما هم نظر میدیم
18:09اینجوریه که
18:10سرکان یه جورایی تو خواب
18:12حتی توی خواب امید
18:14دقیقا مثل یه شهزده خفته
18:17باید چی کار کنم؟
18:18باید شهزده خفته رو بیدارش کنم
18:20آف سرینالیه
18:23امشب
18:27نمیتونم وقتو از دست بدم به خود
18:29و همین امشب حلش میکنم
18:30خیلی فکر خوبیه
18:31اگه اینم یادش نیاد
18:33من دیگه بهش فکر نمی کنم
18:35این چوریه
18:35آره
18:36از دست تو خیلی دختر با حوشی هستیا
18:39تو همین بسرد دل تنگی تو رفت بکنی؟
18:41آره دلم تنگ شده آره
18:44بینافرم به درد میخوره
18:47اشکال نداره
18:57همین که مشکل دیگه ای نداره
18:58خیلی خوبه
18:59به زودی حافظش هم برگرده
19:01خیلی آلی میشه
19:02بعد از اون حادثه
19:04یه صفحه جدید برای سر کنباز شده
19:07دیگه همه چی قراره تغییر کنه
19:08سلین
19:12دوست خوبم
19:14مگه ما ندیدیم ادا و سرکان چقدر همدیگر رو دوست دارن؟
19:20هممون دیدیم تو هم دیدی؟
19:22پیرین
19:23سرکان بعد از اون حادثه اول به من زنگ زد
19:26منو پیش خودش زدازد
19:28به نظرت این کارش مفهومی نداره
19:30خب اونجا ها
19:32حافظش چی میشه؟
19:36یعنی به مرور زمان معلوم میشه
19:38ممکنه همه چیو به یاد بیاره
19:40یا اصلا به یاد نیاره
19:42ولی من تو این مدت بهش کمک میکنم
19:44من نمیخوام تو ناراحت بشیه
19:46نمیخوام کسی دیگه یه هم ناراحت بشه
19:48پیرین ببین من
19:49از اشتباهاتم درس گرفتم
19:52ای کاش این اتفاق نمی افتاد
19:54ولی افتاد برای من و سرکان یه شانس دوباره است
19:57من این دفعه از این شانس به خوبی استفاده میکنم