00:00میخوام یه چیزی رو باهاتون درمین
00:02بگذارم در رابطه با سیمن یه تصمیمی گرفتم
00:05از پروژه سیمن میکشیم کنار
00:07دیگه باهاش کار نمی کنیم
00:09باشه ولی دادش رو این پروژه کلی کار کردیم
00:18سیمن عاشق پروژه شد
00:21آخه چرا این کارو میکنیم؟
00:24مگه قرار نبود پروژه های بزرگتری انجام بدیم
00:27من که نمیفهمم
00:28به خاطر پرستیش و این شرکت کفته بودیم
00:31که پروژه خیلی مهمیه
00:33اینطوری که فهمیدم تو میخوایی باهاش ادامه بدیم؟
00:40هرفه این نگاش میکنم
00:41به نظرم تو هم باید همین کار کنم
00:42نمیخوام با آدم هایی که بهشون اعتماد ندارم کار کنم
00:45این یه دلیل کافی برای هممون نیست؟
00:49ببینید دوستان
00:56کپیتان این کشتی آقا سرکانه
00:59بزه وقتا بهترین راه اینه که به کپیتان اعتماد کنیم
01:03شرمنده ها ولی من نمیتونم این دلیل رو قبول کنم
01:06تو نمیتونی همینجوری دل بخواهی شرکت رو اداره کنیم
01:09فرید تصمیم دل بخواهی نیست
01:10ذاتاً یه مشتری تازه پیدا کردم
01:13بزرگتر و مطمئن تر
01:15هر مشتریی که میخواد باشه ما این پروژه رو شروع کردیم
01:18زمان گذاشتیم زحمت کشیدیم
01:20ما مجبور نیستیم که تصمیمهای تو رو بدونی هیچ سوالی قبول کنیم
01:23همچین چیزی نیست
01:25فرید میشه آروم باشی؟
01:26یعنی چی آروم باشی؟
01:27لطفاً
01:28اینطوری که متوجه شدم دلیل آقا سرکان خصوصیه و
01:34نمیخواد اینو به ما بگه
01:36دوستان تصمیم من قطعیه
01:39به عنوان شریک مؤسس شرکت
01:41تصمیمم اینه
01:43برای همینم خوشحال میشم که شما محترام بذارین
01:47سرکان میخوام که بهت اختار بدم
01:50شاید که صاحب پنجاه درصد سحام شرکت باشی
01:53ولی نمیتونی این تصمیم رو تنهایی بگیری
01:56باشه
02:00پس حیط مدیر تصمیم بگیره
02:02خیلی خوب میشه
02:05سمیه خانم
02:17یه خواهشی ازتون دارم
02:19خیلی داریم به سرکان فشار میاریم حقش نیست
02:24بل کنیم هر کاری میخواد بکنه
02:26چه کار کنم پروژه رو کنسل کنیم؟
02:28آمین کنسل کنیم
02:29فکر میکنه که کار درستیه
02:31شد از لحاظ تجارت زرار ببینه
02:33ولی حد اقل از ازر روحی آروم میشه
02:35خیلی دیگه داریم زیاده روی میکنیم
02:38خواهش میکنم
02:40باشه باشه
02:47ولی یه شرط دارم
02:48سیمن پروژه چشمنداز تو رو خیلی پسندید
02:52تو باید با اون کار کنی
02:54اصلا نمیخوای دست پرداری نه؟
02:57من فقط میخوایم یه فرصت بهش بدیم
02:59بهش یه فرصت نمیدم
03:01ولی باشه
03:03من پروژه رو ادامه میدم
03:05بینمون فقط روبطه یه کاری خواهد بود
03:08اونم برای این که میخوام
03:10از سرکن محفظت کنم
03:13بسیار خوب سرکن
03:16احتمالا خودت میدونی ولی
03:19تو گراردد یه سری شرط خسرت بوجود داره
03:22باشه
03:23باشه؟
03:24باشه
03:25از حساب خودم پرداخت میکنم
03:27ولی دوستان مشکل این نیست
03:29مشکل یه جای دیگه هست
03:30یعنی واقعا کسی نمیبینه؟
03:31پس فرید واضح تر حرف بزن
03:33و مشکل رو هم به ما بگو
03:35باشه واضح حرف میزنم
03:36مشکل اینه که تصمیمات احساسی میگیری
03:38تو قبلا همچین آدمی نبودی
03:40وقتی یه تصمیم میگرفتی
03:42پشت شطمان یه توضیح منطقی داشتی به ما سرکن
03:44آره ولی بعضی وقتا
03:46باید با احساساتمون حرکت کنیم
03:49نه با منطقمون
03:50چون جواب نمیده
03:51فکر کردم
03:59و فهمیدم که درست نیست
04:03وقتی آقا سرکان چیزی رو نمیخواد
04:05ما مجبورش کنیم
04:06نمیخوام از روز اول با هم در بیفتیم
04:13برای همین کنسل شدن پروژه رو تأیید میکنم
04:16ولی شما یه چیز دیگه میگفتین
04:19الان یه چیز دیگه میگین
04:20من که نمیفهمم چی شد
04:21آقا فرید تصمیم رو عوض کردم
04:23من با سیمن حرف میزنم
04:28و توضیحات لازم رو میدم
04:29و برای اینکه شرکت و این زمینی کمترین
04:33خسارت رو ببینه
04:34هر کاری از نستم بر بیاد انجام بیدم
04:36خوبه پس
04:39خیلی خواب پس لازم نیست
04:42نرهت بشیم دوستان
04:43پس من با توجه به این تصمیم نهای جای خودمون رو بدونیم
04:46و کارمون رو انچان بدیم و بریم
04:47سود باشید
04:48دادش چی شد؟
05:02آشکل اصلی چیه؟
05:05چونکه تو یه چیزی تاست
05:06وقتی آقا سرکان دیگه نخواد با آقا سیمن کار کنه
05:13شرکت رو دوچاره مشکل می کنه
05:15اما ادا همچنان پروژه رو ادامه می ده
05:19تبریک می گم سمیح خانم
05:21حرکت دقیقه نودی شیکی بود
05:24اگه حساب قدم بعدی رو نکنی
05:27نمی تونی معفق با شیبال جا جو
05:29اما کارمون هنوز تموم نشد
05:31خیلی چیزا از شما یاد می گیرم
05:33خوبه
05:34ببین
05:35ما تونستیم ادا و سرکانو جدا کنیم
05:39الان باید بتونیم
05:41اونا رو از همدیگه دور نگه داریم
05:44آماده یه هر کاری هستم
05:47پس در مورد سرکان سریتر دست به جنبون
05:49ادا باید بفهم سرکانو از دست داده
05:53خب اگه سرکان از ادا نگذره چی؟
05:57اون با من
06:01اون با من
06:31قطیه
06:35طبقه بود که اومدی اینجا
06:38اینجا چی کار میکنی؟
06:42طبقه یه هفته
06:45موازه پش
06:46سرکارگر گفت چند ساعت اینجایی
06:49فکر کنم آشق ساختمونی شدی که خودت ساختیش
06:54آره اینجا که هستم احساس خوبی دارم
06:58منم قبلن یه جایی داشتم که داخلش احساس خوبی داشتم
07:05آره تو بین گلها
07:08منم بین بوتونها
07:10اصلا از اولش مشخص بود چقدر با هم متفاوتی
07:14آره
07:15آدم ها رو ببین
07:22همه دنبال خوشبختی میگردن
07:27وقتی کار این ساختمون تموم بشه
07:30آدم هایی که به دنبال خوشبختی هن در داخلش زندگی خواهم کرد
07:34یعنی واسه این که مردم خوشحال باشن
07:38من یه چیزهایی رو ترراهی میکنم و میسازم
07:42اما خودم هیچ وقت نمیتونم خوشبخت بشم
07:44چه عجیب
07:45واسه یه
07:48پیده کردن راه خوشبختی اون همه پرونده گذاشتی رو میزم
07:52یه سوال بهتر یذب دارم
07:54چرا امروز سمیها خانوم به هم کمک کرد
07:59تو ازش خستی؟
08:00نمیتونم
08:00چرا ربطی به من داره
08:02یه لحظه فکر کردم به معمیت دادی
08:05اما اشتباه کردم
08:07اونم بد جور
08:08قراره اینجوری باشی؟
08:13چجوری باشی؟
08:15من و تو قراره
08:17اینجوری با هم رفتار کنی؟
08:19یعنی ازم میخوای چجوری رفتار کنم
08:23اگه اگه یادت نیست یادواری کنم که تو از من جدا شدی
08:27اما ببین
08:30علا رقم همه ی این چیزها دلم نمیخواد رابطمون بد باشه
08:34باشه؟
08:35باشه؟
08:36پس به نظرم ما میتونیم دوستای خوبی با هم باشیم
08:40دوست؟
08:43امه
08:43چیه؟ نمیشه؟ نمیخوای با هم دوست باشی؟
08:50معلومه که میتونم چرا که نه؟
08:52باشه
08:53پس دیگه دوستیم
08:55دو تا دوستی که یه جا کار میکنم
09:00دیگه هیچی بینمون نیست
09:02گذشتر رو فراموش کرده
09:04دیگه هر کی میره پی زندگی خودش
09:07اما اگه فکر میکنی
09:12این واسد سخته به...
09:14سخت باشه؟
09:16چرا باید واسم سخت باشه؟
09:19اونه وقتی واسه تو اینقدر آسونه و اینقدر موسممی
09:22خوبه
09:24خوبه
09:25من میرم
09:27منم میان
09:29حالا این منی خیلی بهت میان
09:32کسی ازت نظر نخواست دوست من نظر خواست؟
09:35تو با آسانسور برابن از پله ها میرم
09:40بعدن در مورد جزیاتش حرف میزنیم باشه؟
09:46باشه، چشم
09:48خسته نباشی
09:49ممنونم
09:56عشقم، این چه ای؟
10:00میگم که خواب
10:02فقط من و تو
10:04دوتایی مذارمه
10:05پونس ده روز بریم، امریکای جنوبی
10:07نظر ایست؟
10:08چی؟
10:09خواب چون نقدم و فوری بود عشقمه
10:11برایگه همین نتونستیم بریم ماه هنسن
10:13واسه همین منگ همچین بردمی برامون چی؟
10:15من که فکر کردم سرطح اونم هم میاری
10:17عسیسم عشقم مگه میشه؟
10:19آخه مگه من میتونم چیزیاتی در مورد تو هست
10:21و سرطحشو هم بیارم
10:22من زیادم میخواد با تو همه چیز رو تنشو بکنم
10:25آی...
10:28کی بود؟
10:29عسیسم جفا بده شاید چیز مهم میباشه
10:31نه عشقم، این خیلی حرف میزنه
10:33بعدن با آش هماس میگرم
10:35الان نمیخواهم چی رو خراب کنم
10:37دلم میخواید در مورد امریکای جنوبی حرف بزنی؟
10:40عسیسم من بردمار کاملا چیدم
10:42تو اصلا نگره نباشیدی؟
10:44آشان تیم برسید، همه چه رو میگردی؟
10:46بهت گل میتنم
10:47الان من برام کارمون رو حلش کنم
10:48بعدش همه رو برات میگمشکم
10:50خیلی خواه، فیلن خودحافظ
10:52تو هم همیتر
10:53خیلی خوب، ستا زرده
11:04خوب چه کار کنیم؟
11:06الان این مدادا رو بر اساس رنگشون اینجا مرتب
11:09اونو نمیگم، ملارو میگم
11:10گفتی بهش فکر میکنی
11:12ها، فکر میکنم، فکر میکنم
11:15با چی دنه مداد؟
11:18خب منم اینجوری تمرکز میکنم
11:20یعنی واسه یه جور مدیتیشن
11:22این کار رو باید بکنی
11:23اینجوری فکر کن
11:24در از خودت داری چی کار میکنی؟
11:26خب منم دارم روش کار میکنم دیگه کار میکنم
11:28چی جور کار کردنیه؟
11:30یکم جدیتر برای یکم اطلاعات جم کن
11:32ببین نزدیکترین دوستش ملو
11:33اونجا نشسته، برای یه چیزیایی ازش بپرس
11:36بپرس فیفی چی کار میکنه کجاست اصلا؟
11:39الان بپرسم نه؟
11:40پلا خوش گذشت؟
11:45از آسانسور بهتره
11:47شوخی میکنی
11:59چی شد؟
12:03لباس دیگه یه هم هم رام ندارن
12:06کجا؟
12:09اینجا ادا
12:10سرکن
12:17واسه دیدن اون میکروسکوپی چیزی لازمه
12:20اون لکه نیست
12:21لکه
12:22لکه است
12:23نه نه نه من نمیتونم اینجوری ادامه بدم
12:26من میرم پیش خیاتم
12:28اون از پیراهنام یکی مثل اینو داره
12:30یا میخورم یا میگم یدونه برام بیاره
12:32بگذاریم ولش کن دیگه
12:34نه نه تاکسی میگیرم
12:35ادا ما دوتا دوست نیست
12:36که یه جا کار میخواییم
12:38چه دوسته با ملاحظه ای هستی؟
12:44باشه
12:47امشب میخوایی چی کار کنی دوست من؟
12:50چرا میپرسی؟
12:52کنج کاف شدم
12:53و بلاخره دوستم
12:55به همه دوستات اینقدر اهمیت میدی؟
12:59همه
12:59هیچی
13:02موی کتا خیلی بهت میاد
13:11فرصت نشد دودتر بهت بگن
13:13آره
13:15تو موی بلندوست نداری؟
13:19نه بلندوست نداری؟
13:21نه بلندو کتاش فرقی نداری
13:22یه زن خوب میدونه که چه مدری بهش میاد
13:25آره دقیقا
13:27اصلا همین لیلا
13:32همین لیلا دوستمون
13:34لیلا موهای کتا و زیبایی داره
13:37اون اینکی که زده میدونی
13:40خیلی به صورتش میاد
13:42قاب دوره چشماشو میگم
13:44لیلا خیلی دختره خوشگیلیه
13:46آره درسته مثل یه تابلو قاب داره
13:49تابلو
13:50آره فهمیدم
13:53خوب
13:55تو
13:56کل روز دورو بره سمیه خانم خسته نمیشی؟
13:59حسنت سر نمیره؟
14:00مثلا تو وقتا یه آزاده چیکار میکنی؟
14:03شبا مثلا امشب چیکاره ای؟
14:06خوب امشب سمیه خانمو همراهی میکنم
14:08یه قرار مهم داره
14:10تو همچین جلاسات مهمی میخواد که من حتما پیش باشم
14:14آره
14:16آره
14:18پس حله
14:20من دیگه باید برم
14:21تو همینجا؟
14:22تو همینجا؟
14:23با هردم اینا باش باره کنار میخواد رجم
14:25خوش اومدید آقا سرکان
14:31سلام حالتون چطوره؟
14:33بفرمایید
14:34روی پیرانم یه چیزی ریخته یکی مثل همین لازم
14:37بله بله الان بفرمایید
14:38ممنونم
14:39ممنونم خیلی ممنون
14:44آقا سرکان
14:45آقا سیمن
14:47آقا سرکان
14:48آقا سیمن
14:49چه تصادف خوبی اومدید خرید؟
14:50آره دیگه داشتم میرفتم
14:53خوب شد دیدمتون
14:54از همی ها خانم چنیدم از پروژه کنارگیری کردید
14:57آره متاسفانه همینطوره
14:59خیلی ناراحت شدم
15:00اما راستش انتظاره رفتاره هرفی تاری از شما داشتم
15:04من فکر میکنم که تصمیم درستی گرفتیم
15:06به سلامتی
15:08حالا خوبه که عده خانم ادامه میده
15:10جدی؟
15:12نمیدونستید؟
15:14یکم سرش شلوهه
15:16حتما وقت نکرده بگه
15:18درسته
15:19راستی میخواستم در مورد یک چیزی باتون مشورت کنم
15:22این را میخوام برای عده خانم بخرم
15:26قشنگه؟
15:28خیلی قشنگه
15:30خوبه
15:31میبینمت
15:32مبافق باشید
15:33ممنونم
15:34تو از کجا میدونی تو اون پاکت چی بوده دا؟
15:39دختر دارم میگم داشتن یوشکی کاری میکردن
15:42پاکت زرد و گرفتش پول و جاد
15:45پس یه چیز مهمه تو پاکت بوده
15:47آره
15:48باید برش داریم
15:49آره
15:50اما چجوری؟
15:54تاهر گفت که سمیه خانم امشب
15:57یه قرار شام با یه آدم مهم داره
15:59خوب خوبه دیگه
16:00من امشب میرم تو خونه و دنبال پاکت میکرده
16:03آره
16:04آره
16:05اما چجوری وارد خونشی؟
16:06آره
16:07کلیدی که اف به همداد هست
16:08آره
16:09راست میگی؟
16:10خیلی حیاجون انگیزه
16:11منم میخوام با هت بیام
16:12نمیشه من تنهایی حلش میکنم
16:14آره
16:15میدونم تو خودت میتونی حلش کنی
16:17اما من هست هیجون خوشم میاد
16:18حیله خوب باشه
16:19ببین اگه همون جوری باشه که فکر میکنم
16:21و واقعا یه سوتی ازش دستمون بیاد
16:24یعنی این که کار سمیا خانم تمومه
16:27اگه تو این کار رو حل کنی
16:29بعدش دوباره شوهر خوهرم میاد سر جاش
16:33آره
16:37پس شب با هم میریم
16:38آره
16:39باید ساعتمونو تنظیم کنیم
16:41من که ساعت ندارم
16:43خسته نباشید
16:44ممنونم
16:45دوباره مزاهمتون میشم اما
16:46همونطور که گفتم باید جزئیت فیلم تبلیغاتی که قراره ضبط کنیم و مشخص کنیم
16:51راستش بالجا کلن یادم رفته بود
16:54الان درگیر کار یه دیگه هستم میبینی
16:57میشه بذاریمش بعد انجامش بدیم مثلا فردا
17:01آقا سرکان فردا با شرکت تبلیغاتی جلسه دارم
17:03ازم گذرش میخوان
17:05خیلی خواب پس چیکار کنیم
17:08این را یه چند ساعتی طول میکشن
17:11یه کاری کنیم
17:13شب سرش هم حرف بزنیم
17:15البته اگر کنیم
17:17شب سرش هم حرف بزنیم
17:19سرش هم
17:21اتفاقا خیلی وقت بود
17:23میخواستم ازتون تشکر کنم
17:25به خاطر قضیه یه شب ساله نو
17:27شما کنارم بودیم
17:29بالجاواس و نیازی به تشکر نیست
17:31به نظر من که هست
17:33لطفا خواهش میکنم
17:35باشه پس میشه گفت یه قرار شام کاریه
17:37هم شام کاری؟
17:39هم شام کاری؟
17:41هم شام برای شام کاری؟
17:43هم شام کاری؟
17:45هم شام برای شام کاری؟
17:47هم شام کاری؟ هم شام برای تشکر؟
17:49هم شام کاری؟
17:51هم شام کاری؟
17:53هم؟ خوبه؟
17:55هم شام کاریه؟
17:57هم شام کاریه؟
Comments