00:00آقا سرکان
00:30سمیان خانوم
00:34ببخشین پرونده شما در باره شرکت رو گرفتم
00:37فقط نخواستم تا با جزیات بررسیش نکرده در بارش حرف بزنم
00:41اینم خوبه از هیچی بهتره
00:45من فکر میکردم جواب نمیدی
00:47کشمش رو جواب ندیم
00:50چی میگیم؟
00:53در باره چی؟
00:54در باره پرونده
00:55بله کاملا موفق هست
00:58یعنی واقعیتش تمام قضاوتهایی که در باره شما داشتم
01:02از بین رفت
01:04بفرماین
01:05تو چی کار داری میکنی؟
01:11به ام اتماد کن
01:12زود باش
01:14تو برو منم میام
01:16من وقتی دارم یه شرکت رو بررسی میکنم
01:21به حرفایی که رئیس شرکت میزنه
01:23یا وضعیت مالی اون نگاه نمیکنم
01:25به حرفایی که کارمند های شرکت میزنن توجه میکنم
01:29واسه همین گزارش هایی که مقابل شما قرار داره
01:33با توجه به درخواست های کارمند های شرکت آماده شده
01:37بالجا سلامت باشه تو این موضوع خیلی به هم کمک کرد
01:42ها یه دقیقه اون نظرسنجی برگه همین بود
01:46همونطور که میبینین بزرگترین مشکل عدم ارتباطه
01:50میتونیم به این یه ارتباطه یه طرفه بگیم؟
01:55مثلا آقا سرکان اصلا قابل دسترستین نیست
01:58آقا سرکان بدون این که از کسی سوال بپرسه
02:01مطابق مل خودش در باره همه چی تصمیم میگیره
02:04ممکنه به این خاطر باشه که به کسی اطلاعاتی نمیده
02:07سمیه خانم به خاطر این که تلاش کردید ممنونیم
02:12ولی ما در حال حاضر یه برنامه کاری خوب داریم
02:15ما اینجوری ادامه میدیم
02:17در ضمن دوستانی که تو این روند به شما کمک کردن
02:20کارمنده یه شرکت نیستن
02:21با ممارهای آرتلایف انجام دادین
02:24واسه یه امین فکر میکنم این گزارش اشتباهه
02:26لطفا شما هم اینو بدونین اینجوری بهتره
02:29فرید ممنونم
02:31اینطور بگم که یعنی
02:33نمیخوام شرکت و آرتلایف رو جدا کنم
02:37واسه همین خواستم شما اینجا باشین
02:39ولی
02:39ولی به نظرم سمیه خانم حق داره
02:42یعنی به عنوان شریک ما
02:43ممکنه یه مقدار
02:44از اشتباهات ما رو دیده باشه
02:47واسه همین
02:47منم مثل سمیه خانم
02:49دوست دارم با برنامهی که ایشون دارن
02:52پیش بریم
02:53بعدا
02:54نتیجه رو ارزیابی میکنیم و نسبت به اون ادامه میدیم
02:57نظر همه مصبته
02:59آکی
03:02بس جلسه تمومه
03:04خسته نباشی
03:07اینگین
03:08رو هستم
03:11از اتاقتون رضی هستین؟
03:17میخوام دکور هستیمونم عوض کنم
03:19یعنی واقعا میخوای اینجا بمونی؟
03:22میخوام با تو فورا تنهایی صحبت کنم
03:26ایداجون هر موقع بخوای میتونیم حرف بزنیم
03:29زندگی من به خاطر تو به این شرکت اومدم
03:31به خود دارم دیوونه میشه
03:33بله
03:35درک میکنم
03:36پرل یک از بهترین ممارهای داخلی این شرکت
03:41اونم به شما کمک میکنه
03:42کلمه بهترین برای من معنی و مفهوم زیادی نداره
03:46من بیشتر با آدمهای طبیعتگیرا کار میکنم
03:49من واقعیتش
03:51بیشتر فکر میکردم
03:53مادرتون آیدان خانوم این کار رو انجام میده
03:56آیدان خانوم
03:56میماری یه اتاق تو شرکت رو به احده نمیگیره
03:59حتی برای من
04:00مگه تو کی هستی؟
04:02ایتا
04:02اینطور بگم من شخصا
04:06توی یه زمان مناسب مادرم رو با شما عشنا میکنم
04:09ببخشید ولی
04:13کنچکاوم یه چیزی رو بدونم
04:16نخشگ شما دقیقا چیه؟
04:20یعنی واقعا دوست دارید شریک این شرکت باشید یا یه سودی بکنید و بفروشید
04:25نگران نباش سرکانجون
04:27به شرکت تو چشمی ندارم
04:29چند هفته اینجا میمونم
04:31اون موقع تصمیم میگیرم با سهامم تو شرکت باید چی کار کنم
04:36درک میکنم
04:38چقدر سریع استی
04:41واقعیتش به عنوانی مدیر جوان از عمل کردت خیلی خوشم اومد
04:46نگذرین من سر کارم برمیگردم
04:51آه راستی اگه این سندلی عذیت از میکنه میتونم بگم به اوتام هم ببرم
04:56خواهش میکنم
04:57یعنی اون یادم مینداز شریک هم کیه
05:00خیلی خوب
05:03ایدارم
05:13ارموش
05:14ایدارم
05:17ایدارم
05:33ایدارم
05:39بیا لطفاً بشین
05:40میدونی بالجا حق داره
05:45تو خیلی شبیه به من هستی
05:47شبیه تو نیستم
05:49شبیه بابا من
05:51الان با آرامش میپرسم
05:55یه جواب واضح میخوام
05:57چرا اومدی؟
05:59به خاطر تو اومدم
06:01من تو این دنیا فقط یه دونه نبدارم
06:04تمام دارو نداره من مال توه
06:08ولی این که تو
06:09کنار یکی دیگه مخصوصا کنار بولاتا کار کنی
06:13اصلا درست نیست
06:14نصف این شرکت مال توه
06:17نمیخوام
06:18تو و امکانات تو نمیخوام
06:21اصلا نباز نشدی مگه نه
06:24همیشه همون رفتارو میکنی
06:25سالها پیش گفتی میخوام ایتالیا درس بخونم
06:28ولی وقتی فهمیدی من بورسیتو دادم منصرف شدی
06:30درسته
06:32اشتواهه
06:33وقتی یه فرصت به دستت میرسه
06:35باید ازش استفاده کنی
06:38ببین دارم میگم تمام پول من مال توه
06:41من با یه حرکت نصف این شرکتو خریدم
06:44تو به بقیه یه ماجرا فکر کن
06:46مامانمو نخستی
06:49مامانمو نخستی
06:52بابامو رد کردی
06:53اونا به زور زندگی کردن
06:56یه خونه قدیمی خریدن
06:58اگه حرفایی که به من میگی و به اونا میگفتی الان زنده بودن
07:02مصطفا پسار من بود
07:06این یه موضوع عمیق و حساسه
07:09یه وقت دیگه مفصل حرف میذاریم
07:13من فکر نمی کنم بتونم اینقدر همولت کنم
07:16آلتکین را چی کار کردی؟
07:19ببین جفتمونم میدونیم برای انتقام از بولاتا اینجا اومدی
07:23آلتکین بولاتا چی کار کردی؟
07:25تحدید کردی؟ رو سرش و اصلحه گذاشتی؟
07:27اونو کجا فرستدی؟
07:28من با همچین روش های ساده ای وقتمو هدر نمیدم
07:32من تو رو خیلی خوب نشناسم
07:33اینم خوب میدونم چقدر موزی و کینه ای هستی
07:36ولی من جوره که تو فکر میکنی به این راحتی از فاتر نمیام
07:40سمیاخان
07:40سهمو به سرکان میدیو
07:44از اینجا میزداری میری
07:46ادا تو تصمیم میگیری من کهی از اینجا برم؟
07:51تا وقتی اینجا هستم به تو بستگی داره منو با آدمو چطور رفتار کنم
07:56چطوری به من مستگی داره؟
07:59تو با این سرکان بولات رابطه داری؟
08:03نه
08:04ولی خیلی به هم دیگه علاقه داریم
08:09چون قبلم با هم بودیم یه رابطه هست گذشت هست
08:12هیچی قوی تر از یه رابطه یه خونی نیست
08:15به مرور زمان تو امینو میفهمی
08:18تو لایق آدم هایی بهتر از سرکان بولات هستی
08:22تو خیلی خوب منم اشناسی
08:26آفری
08:27سایی میکنم بشنسم
08:29در باره یه تو تفکرات خیلی خوبی دارم
08:33میدونی هیچ کدوم برام مهم نیست
08:36باشه پس یه جور دیگه سوال میپرسن
08:40سرکان بولات برات مهمه؟
08:45فرض کنیم برام مهمه
08:48میخوای چی کار کنی؟ چی میشه؟
08:52پس منم حرفو کش نمیدم
08:54ببین اگه متوجه بشم
08:57با سرکان بولات رابطه ای داری؟
09:00یا حس کنم
09:01این شرکت روی سر بولات ها خراب میکنم
09:05خودش و مادرش نمیتونن از زیر این ویران بیان بیرو
09:10توی شب شرکت و اعتبار و رسم و رسومشونو با خاکی اکسان میکنم
09:16اگه حرفم رو بابر نداری؟
09:20میتونی از آل تکیم بولات بپرسی؟
09:23البته اگه تو وضیعتی باشه که بتونه بهت بگیم
09:26هر کار دوستوری انجام بده
09:29ازت نمیچرسم
09:31سمیهایل داریم
09:33خوبی؟
09:54خوبم
10:00چطور گذشت؟
10:02خوب
10:03همون حرف رو زد
10:05همون حرف رو زد؟
10:11از من چیزی که مخفی نمی کنی
10:13گفتم که همون حرف رو زد با من مشکل داره
10:18باشه
10:20برگردیم سر کار
10:32سلام
10:41بازم هم دیگر رو دیدیم
10:45اما من نشناختم
10:47البته حق دارین چون قیافه ای من زیاد توی زن نمیمونه
10:51همین جوری میگن
10:52صبح با هم آشنا شدیم یادتون اومد؟
10:55بله
10:56بله یادم اومد
10:57سلام بفرم
10:58باشه
10:58راستش منم دنبال شما میگشتم
11:01توی قره کشی سال جدید اسم شما برام در اومده
11:04ولی خب من زیاد شما رو نمیشناسم
11:06نمیدونم چه هدیه بکرم
11:07یعنی؟
11:08یعنی؟
11:09یعنی ممکنه درباره یه هدیه یه سر نخ کوچیک به هم بدین؟
11:14نمیشه
11:15یه کوچولو
11:15نمیشه
11:16اینطوری بازهی که انجام میدیم به هم میخوره
11:19تازه میخوام ببینم توی این مدت زمانه که هم من را چقدر خوب تونستی بشتاسیم
11:23بسیار خوب
11:24پس شانسمون رو امتحان میکنم
11:26لطفا
11:27باشم
11:28میبینم
11:30دوستان
11:35پاداشی که تو حالت نرمال برای سال نو میگیریم
11:40امسال
11:42دوبرابر میشه
11:43چی؟
11:56سمیها خانم از طرف کل شرکت ازتون ممنونم
11:59و تشکر میکنم
12:00راستی دوستان زیر درخت سال نو
12:02هدیه های مخصوص شما هم هست
12:04دسته ادا درد نکنه
12:06قانه هم کرد
12:07میدونین تو موضوع هدیه خریدن زیاد خوب نیستم
12:09و ادا زمتش کشم
12:11هدیه های امسال هم مثل هدیه های پارسال هن
12:13یعنی چیز هن
12:14یعنی چون زیاد به منیتر نگاه میکردیم
12:16چشممون درد میگرفت
12:17فیلتر خریده بودیم
12:19هدیه ها رو من انتخاب کردم
12:21نمیخواد بترسیم
12:22از الان سال نو همتون مبارک
12:24سال نو مبارک
12:26بالجام
12:28بالجام اینم برای توه
12:30خیلی حیجان انگیزه ممنونم
12:39از کجا فهمید این عاشق طالبینی هم؟
12:42شمام دوست دارین؟
12:43من بیشتر به ستار شناسی علاقه مندم
12:46واقعا خیلی لطف دارین
12:48خب دوست دارم کارمو بل کنم اینو بخونم
12:50به سلامتی بخونیم
12:51ممنونم
12:53من انتخابش کردم حد سدم که دوستش داری
12:58برژه تو چیه؟
12:59گاف، واسه تو رو نمیپرسم
13:02آره درست حد سدی اقربم
13:04حتما مطالب جفتمونو میخونم
13:07اوه خیلی حیجان داره
13:09ببینم چی میشه
13:10تعریف میکنم
13:11آآ منتظرم
13:12سال نو مبارک
13:13همچنین بای
13:14سال نو مبارک
13:16ببین شوهر خوهرم برام چی خریده
13:20از کجا میدونه من اینوت کلونو دوست دارم؟
13:22میلو
13:24گفتم که من انتخاب کردم
13:25آه
13:26آره درسته
13:28برای تو چی خریده؟
13:29برای من چیزی نخریده
13:31دروق نگو
13:32نخریده
13:33برو بابا
13:34تو ببینیم
13:43خیلی بوهای بدی به مشابم میرسه
13:45ما بیرون غذا بخوریم
13:47انگار تو نتونستی بپذیم
13:50خدای تو به من سبر بده خدای تو کاری کن دیوونه نشین کمکم کن
13:54امه جون
13:57خوش اومدی
13:58آه
13:59چه کار میکنی؟
14:00مهمون داریم
14:01چه مهمونی؟
14:02من اینجا هستم امادت کنین دیگه
14:05تو چی کار داره اینجا؟
14:06اینسان اینجا چی کار داره؟
14:08ما در بزرگت اومده اینجا بمونه
14:10جریان از این قراره که
14:11نه
14:13نه
14:14یعنی
14:16این خیلی زیاد رویه داری زیاد روی میکنی
14:18این صفره رو جمع کن
14:20ما خانوادگی با هم میریم تو ساحل ماهی بخوریم
14:24زود باشیم
14:25این فوقا داره منو دیوونه میکنه
14:27من با دیوار حرف میزنم که نمیفهمی؟
14:30نمیتونم تحمل کنم اما میرم
14:34حق داره
14:36حق داره، خیلی حق داره نمیشه تحمل کرد
14:43ادا
14:44ادا
14:46ملو باسه همین خونه اینجا رن اینو موند؟
14:48عمد چرا اینو به من نمیگی؟ اگه میدونستم نمیومدم
14:51بابا کلی زبون ریختم به حرفم گوش نمیده
14:54نمیخواد برشی کار کنم
14:55من به اونتون یه خونه نمیمونم
14:57من میرم اگه خواستی تو هم بیار
14:59بذار تندها بمونه هر کاری دوست داره بکنه
15:01نه
15:02من خونم اونو وله میکنم
15:03من اصلا نمیذارم اون برنده بشه
15:05خدا یا دیوونه میشم
15:07واقعا دیوونه میشم
15:08باشه
15:09باشه تو انبوز برو باشه
15:11ولی فردا ساله نوه
15:12دخترها رو بردار بیار با هم جشن مگیرم
15:14امه من نمیخوام با سمیه ها جشن مگیرم
15:16ادا منم نمیخوام با سمیه ها ساله نو رو بگذرونم
15:19یه راهی پیدا میکنم میفرستمش برد
15:22چی کار کنم؟
15:23من الکساندر رو صدا زدم شام بخوریم
15:25وقت این میبینه فکر میکنه خبریه
15:27چه فکر میکنه به اون چه؟
15:29حق با توه فکر میکنه دوست بسرم
15:31مگه به اون ربطی داره؟
15:32نه ولیه
15:33نه ولیه
15:34هرکی دوستانی دوت کن بیاد اینجا
15:36خونه اینجا نه اون اون اینجا زیادیه
15:38درست میگی
15:39حق با توه
15:40باشه
15:41منم همینو میکنم
15:42امه ببخشید ولی من نمیتونم با اون توی خونه باشم
15:45باشه ببین
15:46تو امروز برو فردا برمیگردی
15:49تازه ببین
15:50سال نویه
15:52شروع تازهی داشته باشیم ها؟
15:54تا وقتی حسابای قبلی رو پاک نکردیم چیز جدیدی نمیاد
15:57همینطوره خوشگلم همینطوره
15:59باشه
16:00عزیزم
16:03اینم میگذره تو اصلا نگران نباش
16:06ولی من دلتنگت میشم فردا حتما بیا
16:09باشه ببینیم چی میشه
16:11باشه
16:12فیلن
16:13تو هم مراقب حرفات با اون باشه
16:15من با اون اصلا نرف نمیزنم
16:27ادا؟
16:37بیا
16:38سرکان زیاد نمیمونم
16:40مامان بزرگم اومده خونه مون
16:42ببین میخواد کلن منو دیوونه کنه
16:44با روح روانم بازی میکنه
16:46یه زن بی... چه آجل و خطرناکه
16:48واسه همین اصلا تو با عجب نباش مستقیم حمله کن
16:53ادا آرومش
16:54چون اونجا سسخونه فرار کردم قراره پیشا جرن بمونم اومدم به هدیه چیزی بگم
16:59باشه بیا داخل حرف بزنیم
17:02نه نمیام همینجا میگم
17:04باشه چی میگی؟
17:06سرکان ببین
17:08ما نمیتونیم با هم باشیم یعنی نمیشه و هیچ وقتم نمیشه
17:12من از افته این کار بر نمیام
17:14بلاخره قراره از هم جدا بشیم
17:16از دست من خسته میشی که به نظرم خسته هم شدی
17:19یا اینکه مادر بزرگم مدتا را از هم دور میکنه یک کاری میکنه
17:22ادا
17:23چیه؟
17:24اینجا بمون
17:25چی؟
17:26امشب و اینجا بمون
17:28ما میگم ما نمیتونیم با هم بمونیم تو میگی اینجا بمون؟
17:31چیزی نمیشه ادا
17:32حالا که نمیتونیم سالنو با هم باشیم
17:35حد اقل امشب اینجا بمون
17:37بشه پس
17:43برای آخرین بار
17:47برای آخرین بار
17:49برای آخرین بار
17:51بیا
17:55بیا
Comments