00:00آقایون، یکی داره خبرشینی میکنه
00:03وگرنه اونا از کجا باید بدونه
00:05سلام
00:11سلام جرن خوش اومدی
00:13چیزی شده جرن؟
00:15وکیل خانوادی کافازچی اخلوب امزنگ زد
00:18برای جلسه صدم کرد
00:19آه، نه، نیازی نیست تو باشی
00:22سرکان اگه قرار وکیل اونا اینجا باشه
00:26بهتره که وکیل ما هم کنارمون باشه
00:28نمیتونم مشکل چیه
00:30اما اگه من اینجا باشم باید باشه
00:31اونا نتونه نظرم به یه حقوقی گیرتون بندازم
00:34میفهمم، اما ما بدون وکیل حلش میکنیم
00:37ممنونم جرن، میتونی بری
00:39خودتون میدونید، موفق باشید
00:44ممنونم
00:45یه چند لحظه ببخشید
00:47گرچون گندی که تو گذشته زدی
00:52هیچ وقت ول کنم نیست، نه؟
00:55درستش میکنم
00:58جرن، جرن
01:00جرن
01:01میشه یکم آرون باشی، لطفاً
01:05چطوری به خودم نگیرم، فرید
01:08وقتی منو تو جلس راه نبیده
01:10یعنی به هم اعتماد نداره
01:12وقتی وکیل طرف مقابل هست
01:16یعنی ما هم باید وکیل داشته باشیم
01:18متوجهی چه رسک بزرگی کرد
01:20یعنی شفت داره که گند بزنم به کاراتون
01:22جرن، آرون باش، بهت تزمین میدم که به تو هیچ ربطی نداره
01:26تو یه وکیل توانمند هستی، اگه بهت اعتماد نداشت که باید کار نمیکرد
01:30جرن، مشکل چیه؟
01:33سرکان منو تو جلس راه نمیده، وکیل نمیخواد
01:36چرا آخه؟ سرکان همچین ریسکی نمیکنه
01:39نصرا نمیدونم، اما وقتی قرار فکیل طرف مقابل اینجا باشه
01:43داره ریسک بزرگی میکنه
01:44بزر من حرف بزنم
01:47بیا یه قوه مهمونت کنم
01:50بریم
02:07سرکان
02:08ادا باید با ترف بزنم
02:18نگار مشکل بزرگیه
02:21آره
02:22در مورد بابا ته؟
02:25آره
02:26اشتباه وحشتناکی که در گذشته کرده الان داره
02:30با عرضشترین چیزم ازم میگیره
02:32تو هم اجازه نده
02:35اشتباهاته بدر تو گردن نگیر
02:39اگه تو گذشته کرده
02:41پس یعنی تو تقصیری نداری؟
02:45ادایه چیزی هست که باید بریم یه جایی مفصل برا تعریف کنم
02:48تو گل فرستدی؟
02:52نه
02:53یاد داشت رو نخوندی؟
02:56کدوم یاد داشت؟
02:57تو یاد داشته ای من رو میخونی؟
02:59به نظرم باید اون گل رو برداری باعث آلرژی میشه
03:02ناره مطمئنم همینطوره
03:03کیه که میخواد باداش نبشه؟
03:06به تو ربطی نداره
03:06آقا سرکان من وکیل خانواد کافتشی اغلو جماعیونگان هستم
03:13مشاور آقا امره آقا سلیم
03:15خوشبخت هم
03:16بفرمایید الان میام خدمت
03:18ببخشید
03:22بلی باید به این رسیدگی کنم
03:24منتظر باش حرف میزنیم خوب؟
03:27لیلا
03:33آقا سرکان
03:36لیلا کجایی؟
03:37روز شلوقی داریم
03:38باشه همه مهمونامون اومدن
03:40میشه لطفا رسیدگی کنی؟
03:41باشه تم بیدم برنامی ریزی میکنم
03:42کجا؟
03:44یه جرسه مربوط به لندنه
03:46در مورد مشکلاتی که تو گذشته رخ داد
03:48درست توزی ندادن اما تو همچیزی نگفتی
03:50حتما سرکان نمیخواد ما توی جلسه شرکت کنیم
03:54مگه همچین چیزی ممکنه ما شریک هولدینگی
03:57تازه طرف حساب مشتری هم که توی؟
04:00آره
04:01یعنی تو مشتری را وردی تو هم میتونی ببریش؟
04:04مگه نه؟
04:05همچین کاری نمی کنم
04:07سلی به نظر من این دفعه ما تو جلسه شرکت نکنیم
04:11حرف سرکان باشه بهتره
04:12منظورت چی؟
04:14یعنی چی؟
04:15سلی معلومه که به دوران قبل از تو
04:16به دوران آقا آلو تکین مربوط میشه
04:18پس لطفا کشش نده دیگه
04:20خب دیگه خسته نباشید
04:26سلیم
04:27ممنونم
04:27چی شده؟ به افه نمیگم چرا برا من تعریف نمی کنی؟
04:31چون لازم نیست سلیم
04:32کش نده
04:34فرید
04:37چیه؟
04:39این دستان راجع به گذشته دیگه چیه؟
04:41سلیم یه چیزی توی 18 سال پیش وقتی تو خیلی بچه بودی
04:44اتفاق افتاده چی میخوای بدونی؟
04:45سرکان هرچی میدونه اونو میخوایم بدونه
04:47و سرکان میپرسیدی من طرف حساب این حرفا نیستم
04:50بعده نگاه میکنم
04:55ای بابا دختر
05:03اصلا مهم نیست که نمیذاره تو تو جلسه باشه
05:05بی خیال بابا
05:06شما کجایین پس؟
05:08همه جا دنبالتو میگردم
05:09اینجا این دیگه
05:11ملک
05:15بله سلیم خانم
05:16من میرم یکم هوا بخورم
05:18اخیران اینجا یکم خفم میکنه
05:20باشه سلیم خانم بفرمایید
05:22اون بلوند به من اشاره کرد
05:26ای بابا چه ربطی داره
05:28اون چرا باید به تو اشاره کنه
05:30تو الان اینو بی خیال شو
05:31بگو ببینم
05:32امروز واسد یه دستگله خیلی بزرگ اومد
05:35راستشو بگو از طرف کیه
05:37یه لحظه یه لحظه
05:38میخوام بشناسمید
05:40میخوام بشناسمید
05:42تو من رو احمق فرض کردی؟
05:47نلو من دست گل گلفروشی خودم رو نمیشناسم
05:53چه ریکی تو کفشته بگو ببینم؟
05:55میخوام سرکن بولت رو دیبونه کنم چه ریکی؟
05:58بگو ببینم گلا رو دید یا نه؟
06:00دید گفتین رو بردار آلرژی میاره
06:03چی؟
06:04حتماً آلرژی میاره مطمئن
06:06باشه دیدی نقشمون گرفت
06:07حسودیش شده
06:08از وقتی گل رو دیده همش درخواست ملاقات میکنه
06:11باید حرف بزنی این باها
06:12حرف دارم و چی و چی
06:14نبین انجام نده و کلی چیزای دیگه
06:16واقعاً نمیفهممش
06:17چرا میخواد ببینتت؟
06:20من میگم به نظرت
06:22ممکنه سرکن بولت
06:24هنوز عاشقت باشه؟
06:27نه بابا
06:29ببینون واسه این که میگه بقیه چی میگن اینطوری رفتان میکنه
06:33یعنی میخواد من مثل سلین تا آخره اوم عاشقش بمونم
06:37خب چی میخواد بگه؟
06:41نمیدونم
06:42اون برای بعد از جلستشون
06:44اف میاد
06:46زهن منو به هم میریزه
06:48تا دولمو از به میبره
06:49من همینجورشم به سختی دارم میگذرونم آخه
06:52وای
06:53بزن با شرف نمیزنم
06:57نه نه من با شرف نمیزنم دارم میرم
06:59کجا داری میری؟
07:00میرم خونه کار کنم
07:01جدی میگی؟
07:02میبینم اتون
07:03این دختر دیوونه است
07:07ببین
07:08واقعا دارم میگم
07:10یه جا بنویست من از اولم گفتم
07:12سرکامولات از روز اول تا آخر عاشق این دختره
07:15انقدر
07:16آنتنای عشق منو در نیارید بیرون
07:18دوستان
07:24لطفاً اما یک کار کنن بخش ممارگی آرت لایف
07:27برن طبقه بالا برگی جلسه
07:29یه بررسی عمومی داریم
07:31افه
07:33میشه من امروز از خونه به کار ادامه بتم
07:37یعنی برات مشکلی نیست؟
07:39البته که نه
07:39ممنون
07:48تا افه
07:49شرمنده فقط میماری آرت لایف
07:53میدونم چه میگه
07:54میماری بخشی از این هولدینگه
07:56من کاری مهمتریم دارم
07:58انگی نگران نباش
07:59باشه؟
08:01خسته نباشه
08:02سلین خانم
08:09من رو صدا کردی؟
08:11لیلا
08:12میشه برام نیست تمام کاری که تو هولدینگ سلا دو هزار و دوازه انجام شده در بیاری
08:17او نایی که با شریک بوده با پیمان کار بوده همش
08:20باشه باشه حتما
08:21باشه پس من میرم هر وقت حاضر شد به هم خبری
08:23بلی حتما
08:24خیلی ممنون
08:25سلام
08:36من تو جلسه شرکت نکردم
08:41البته اصلا دوست نداشم شرکت کنم
08:44باشه
08:46بله
08:47مخفی
08:50برای حسابی مخفی
08:51مشخصه چون خیلی مخفی صحبت بیکردن باید خیلی مهم باشه
08:54هر وقت سردارو بردم بهت خبر میدم باشه
08:58خدا نگه در
08:59همونطوری که گفتن
09:01همونطوری که گفتن
09:01همون شرکت پیمان کاری توی خیلی از پروژه ها کار کردیم
09:06ما با اون پروژهی که دیوار هایلفورو ریختیش ارتباطی نداشتیم
09:09اون پروژه متعلق به شما نبود
09:11در ابتدای اینطور اعلام شده بود
09:14اشون برای اینکه کارو بگیره اسم ما رو بکار برده
09:16در واقع اون پروژهی چرتباطی به ما نداره
09:20شکایت رو از اونا کردن نما
09:22با بررسی که شرکت پیمانکار قبل از شرکت انجام داده
09:26مشاهده میشه که مبلغ قابل توجهی حواله شده
09:29به اندازه جریمهی که دادگاه تاین کرده
09:31ممکنه اون پول برای اینکه به خانواده داده بشه
09:33برای صاحب شرکت پیمانکار حواله شده باشه
09:35منظورتون از این حرف چی میتونه باشه؟
09:40آقایون دقت کنید
09:41شما دارین با من حرف میزانید
09:43شناسنامه تموم پروژه هایی که برای سرش بودم تمیز و بینقصه
09:47برای هیچ آدمیم پول حواله نکردم
09:51به هیچ کسم پول نمیخورونم
09:53ببینید الان اگه آقای امره و آسل خانم نمیخواهم با ما کار کنن
09:57این رو با احترام جواب میدم
10:00فقط لطفا دیگه تصمیمتون رو بگید
10:03ما هم به کارمون برسیم
10:04آقا سرکان
10:07الان خیلی خوب میدونید که شما الان توچه شرطی قرار گرفتید
10:11همه ی نگاه ها روی ماست
10:12باید با دقت رفتار کنیم
10:15یعنی باید سخگیر باشیم
10:16از لحاظ حقوقی کار کردنمون مانعی نداره
10:19خیلی خوب
10:21پس پولوجه برای شماست
10:22ارتباط کاریمون با یه حادثه شروع شد
10:25امیدوارم بعد از این این اتفاقات نایفته
10:28خوب پس
10:30بفرمین
10:32بفرمین
10:40روز بخیر
10:41به آقای امرو و اصلی خانم سلام برسونید
10:47و در مورد پروژه اصلا نگران نباشن
10:49خیالشون راحت
10:50میرسونم
10:51اتفاقی که سالها پیش افتاده اصلا در مورد شما نیست
10:54لطفا بردشت اشتباه نکنید
10:56این چه حرفیه
10:57اصلا مهم نیست
10:58بفهمیم
11:11آقای عربتکین حالتون چه سره؟
11:16من فکر کردم شما رفتین
11:19خوبم افه
11:22تو چه سری؟
11:24منم خوبم
11:25زمانای سختیه نه؟
11:39افه؟
11:40سرکا؟
11:41باید یه چیزای بهت میگفتم
11:45بلی
11:45به نظرم شما
11:47حرفای خیلی مهمتری دارید که با هم بزنید
11:49به خاطر همین
11:50من شما رو تنها میذارم
11:52خواهش میکنم
11:52کتت
11:58بمونه همینجا
12:01بعدم بیام همینجا ورش میدارم
12:03درسته
12:05به نظر آروم شدی؟
12:15بیدرده سر حلش شدیم
12:18آره آرومم
12:19واقعا نمیتونم باور کنم این کارو کردی
12:22اینطوری با خون سردی دروغ گفتنت
12:26برام جالبه
12:29ارتباطت با شرکت پیمانکاری تون ساخت و ساز رو پنهان نکردی؟
12:35به نظر چی کار باید میکرده؟
12:36انتظار داشتن مسئولیت به پذیری
12:39خیلی خوب
12:43بریم
12:44بلش کن
12:58آقا
12:58خب
12:59چی شد گفتی نمی آی کار داشتی که تو
13:02آره داشتم
13:02ولی باید میومدم
13:04وای نه
13:04یه چیزی شده
13:05حتما سرکان
13:06به ادا چیزی گفته
13:07اونم جوابشو داده
13:08آره
13:08آفجی های فروایی سا چیزی نیست
13:10یه چیزی راجع به تو شده
13:13و خیلی هم خوبه
13:14هی بابا من ترسیدم
13:15در مورد من چی شده
13:17من اصلا نفهمیدم
13:18در مورد من یعنی چه اتفاقی افتاده
13:20تو پشت چی قایم کردی
13:22این چیه؟
13:24تو فضای مجازی معروف شدی
13:26معروف؟
13:27آره
13:28معروف چیه؟
13:28چی میگه دخترتو؟
13:29به خاطر قضاهایی که برای مهمونی خالی فرید فرستاده بودی
13:33همه در مورد تو حرف میزنم ببین
13:35من
13:35من من هیچی نفهمیدم
13:38این چیه تو سرم؟
13:39خب تو مهمونی خالی فرید کلیم
13:41فرورنسرم شرکت کردن
13:42ها میدونن رجب قضایی تو حرف میزنن
13:44پیفی جون
13:45حواستت هست و اصلا چی داری میگی؟
13:46آره عشقم؟
13:48خیلی خوب
13:49یعنی اینطوریه که آدمهایی که خیلی دنبال کننده دارن
13:53تو اون مهمونی بودن و همه شون از غذاهای تو تعریف کردن
13:57آخه یعنی چی؟
13:58آه من
13:59من الان
14:00من مشهورم
14:02من الان مشهورم
14:04آره عشق بهر از این راه میتونه پول خوبی به دست پیری بیدوتم هست
14:08آخه دختر تو دیوونه شدی؟
14:10من از غذا چی میفهمم آخه؟
14:12ازم خواهش کردن
14:13منم چند تا غذا درست کردم
14:15دخترم من گل پروشم
14:16آخه من از اینطور کارا سهر در نمیارم که
14:19مردم هر کاری میکنن که در موردشون حرف بزنه
14:23ای بابا اصابانی شد
14:24ببرت یه حساب پاس کنم
14:26حساب بانکی؟
14:27حساب فضایی مجزی آب جایفه
14:29آها باشه ولی اسممو نیار من دوست ندارم اسممو بدونن
14:33یه اسم دیگه مثلا
14:34ستاره آره آره ستاره
14:36اسم ستاره خوبه
14:37میشه من انتخاب کنم
14:38تو؟
14:39ولی یه چیز خوبی بذاری هم
14:41ستاره نگره نباشه از اینا مهتر میشه
14:44آها اینا قضاهای منه
14:46آها ببین همه رو گذاشتن
14:49میخوای چی کار کنی؟
15:10چه فکری داری؟
15:11باید یه جوری به خبرنگارا توضیح بده
15:13به خبرنگارا؟
15:16داداش؟
15:17مگه نمیبینی چقدر مقروره
15:19طرف برای یه معذرت خواهی از ما هم خیلی حسیت شد
15:22همون وقت چطوری میخواید به خبرنگارا توصیح بده؟
15:24ببین فقط از این راه میتونه از اینجا بره
15:26باید اشتباهش را به خبرنگارها بگه
15:29اگه توضیح نده تا آخر فکر میکنن اشتباه از ما بوده
15:33باید از دستش خلاص بشیم باشه؟
15:35میفهمیم اگه نه؟
15:37این مرد باید زودتر بره و بهترین راه همینه
15:41خوبه
15:42باشه پس باید یه
15:44راهی پیدا کنیم که
15:46مجبورش کنیم توصیح بده
15:48تو ادارو دیدی؟
15:50نه چرا؟
15:52بهش گفتم وایسته یه هونو پدید شد
15:54واقعا باورم نمیشه این کارو کردی
16:00اینطوری با خون سردی دروخ میگی
16:03واقعا انگار با این شرکت پیمانکاری فرعی رابطه ای نداشتی
16:08و اصلا خواهیم نکردی که با شرکت پیمانکار فرعی ارتباط داشتی
16:13ادا جواب نمیده واقعا دارم دیوونه میشم
16:18جواب بده ادا
16:19ادا
16:20ببین بهت گفتم وایسته هنوز نیستی خواهش میکنم
16:24وقتی باز بهت زنگ زدم جواب بده
16:27سلین دارو زنگ میزنه
16:31جانم سلین
16:32علا سرکان من بیرونم میشه ببینم تو حرف بزنیم
16:36چی شده؟ چیزی شده؟
16:38میخوام راجع به جلسه ای که نزاشتی توش باشم حرف بزنیم
16:41حتی دقل نتیجه شو به هم بگی
16:43پروژه لندن رو گرفتیم همیقدر رو بدونی کافیه
16:45باشه فقط نیم ساعت حرف بزنیم
16:47سلین الان یه کار خیلی مهم میدارم
16:49نمیتونیم حرف بزنیم
16:51بعدن حرف میزنیم
16:52باشه انگینه این کار با توی حلش کنیم
16:55مرد زود باید بره باشه
16:57انگین این کار با توان کار با تو چطور رسیش کنم
17:00آیدان میشه بشینی؟
17:03سرم گیج رفت
17:05حلش کردم دیگه
17:07همه چی ساست کنترولمه
17:10قرار نیست ادار چیزی رو بفهمه
17:12اونا را قانه کردم که این اشتباه اصلا به ما ربطی نداشته
17:16باشه پس هیچ مشکل نیست دیگه
17:20بروژه رو به همون داد دیگه چه میخوایی؟
17:23باشه آرومم
17:26الان میتونم رو سرکان و اداد هم مرکز کنم
17:30الان فقط باید به این کار برسم
17:33آیدان
17:35میشه ما تو کار سرکان و اداد دخلت نکنیم
17:38نکنیم؟
17:39احساس میکنم اونا از این کار خوششون نمیاد
17:42آه فهمیدن
17:44من هرشی بگم باست کار خودتو میکنیم
17:47کجا میری؟
17:50ورزش
17:52به خاطر جلسه ای امروز نتونستم برم
17:55دارم میرم جبرانش کنم
17:56بدتک اینچی این شرایطم به فکر ورزشی؟
18:00باشه
18:02واقعا که چه آدم عجیبیه
18:05سیفی
18:08سیفی
18:09خیلی حالتون بده قهبه براتون بیارم
18:13قهبه رو بلکن
18:14بیا اینجا
18:15باید یه نقشه بکشیم
18:19خب چه نقشه ای؟
18:22این که سرکان و اداد رو بیاریم پیش هم
18:24مشخصه که سرکان آشق ادادست
18:28اداد دیگه باید احساسات سرکان رو بدونه
18:31باید اینو شما گفتین خیلی بحاله دوربینا کچان شوخیه؟
18:40جدیه
18:40یعنی شوخی نبود
18:43باید چی کار کنیم هلا؟
18:46اداد رو به انجامن دوت میکنم
18:49اداد خانون بیا تو انجامن چی کار کنه نمیاد کاخه
18:52میگم بدون تو نمیتونم برم بیرون
18:54میگم تو انجامن کار دارم بیا و کمک کن
18:58اداد باید بدون احساس سرکان چیه
19:00آروم آروم بهش میگم
19:02وقتی دوتا زن با هم باشن میشه کفت کاری نیست که نتونن انجام بدونم
19:05اگه یک کاری داشته باشه و نتونه بیاد چی؟
19:08اونو من حل میکنم تا نگران نباش
19:11آقا سرکان به فهمی داریم دخالت میکنیم اصابانی میشه
19:15سرکان به غیر از بریدن کنارهای نون توست کار دیگه اینه میکنه که
19:20اما به نظرم کار خیلی خوبی بود
19:21حلش میکنم
19:24حتی یکی هم ندیدیم کنارهای نون توست برام بباره
19:31خیلی باید منتظر بمونیم
Comments