00:00نمیشه چطور میتونی چنین خطایی کنی؟
00:02من به آقا فکرت گفتم نه نمیتونیم
00:05ولی وقتی اونا رو گفت گفتم امتحام میکنیم چی میشه اگه؟
00:08نه من گوش بده
00:09قرار تو 24 ساعتی دکور 120 مادهی تموم بشه
00:13انگین و پریل گفتن نمیشه نمیرسیم
00:16تو چرا همچین تصمیمی میگیری ها؟
00:19ما الان در آسانه یه فلاکتی مگه نه؟
00:21با هم درگیر شدن
00:22به نظر من که امکان نداره از اون اتاق دو نفر بیاد بیرونی
00:26یام به صورت یه بدن و دو تا سر میان بیرون
00:32مثلا اینطوری فکر میکنم که
00:33چار تا چشم دارن و چار تا پا آره حتما اینجوری میشه
00:37اگه آقا فکرت رو میدیدی به هم حق میدادی
00:40به چیت باید حق بدم میفهمید چطور داری آبه روی منو میبری ها؟
00:44داری آینده شغلی منو به خطر میدوزید
00:46شاید از آینده شغلی مهمتر باشه
00:48ببین تو فقط یه منشی هستی همین
00:51فهمیدی؟
00:53به خاطر همین چنین تصمیم مهمیو نمیتونی نادیده بگیری
00:56و هرطور دلت خواست رفتگار کنی
00:57میدونم ولی شرایطش فرق میکرد
00:59پس به آقای فکرت زنگ میزنی و ازش مذرعت خواهی میکنی
01:04و میگی که نمیتونیم پروژه رو برسریم
01:06نه همچین کاری نمی کنم
01:08تو نمیدونی آقا فکرت چقدر ناراحت میشه
01:11این کار رو برای زنش انجام میده
01:13مریضی خیلی سختی و پشت سر گذاشته
01:15این خوننده براش خیلی مهمه
01:17اگه بتونی گوش بدی میفهم
01:18جدی؟
01:20ولی من واقعا تو رو نمیفهمم
01:22من تو رو درک نمی کنم
01:23غیر قابل باوری
01:25تو اونا رو به انجام و میدوار کردی
01:27اون وقت چطور میتونی توضیح بدی که این پروژه به موقع نمیرسه
01:30به این قسمتش اصلا فکر کردی
01:33همسرش رو هزار بار بیشتر ناراحت میکنی
01:35اینو مطمئن باش
01:37من تمام سعیم رو میکنم
01:39میبینه که برام مهم بوده و تلاش کردم حالش خوب میشه
01:42مگه چیزی که مهمه همین نیست
01:44هرچان تو همینم درک نمی کنی
01:45تو عادت کردی همه چی بی ایب و نقص باشه
01:48متوجهی که برای همین بی ایب و نقص بودنه
01:51که تو الان داری تو این شرکت فوقلاده کار میکنی
01:54متوجهی؟
01:56پس به همین دلیل الان به آقای فکرت زنگ میزنی
01:58و میگی این کار نشدنیه
02:00تو زنگ بزن
02:02یاداوری میکنم
02:04این اشتباهو تو کردی
02:06و تو این قولو دادی و برای همینم
02:08تو مسئولیت این کارو به دوش میکشی
02:10و زنگ میزنی
02:12خب پس اینم بدون سرکام بولت
02:14من تنها فقط یه باری چیزیا میگم
02:17به جای بدبالی ترجیح میدم بمیرم
02:20آه که اینطور باشه
02:22پس پنج ساعت به محلت میدم خب
02:25تو خودت تلاش کن
02:26بدون این که از کسی کمک بگیری
02:28ببین
02:29ببین دنیا دست کهیه
02:31بعد بیا اینجا و از همه آزخواهی کن
02:33از همه
02:34باشه
02:36انجام میدم
02:37میبینیم
02:39انجام میدم
02:40و از کسیم آزخواهی نمی کنم
02:43درزم
02:44ازت متنفرم
02:45سرکام بولت
02:46میرم
02:47برا
02:48برا لطفا برا
02:49میشه همه تون به من گوش کنین؟
03:03میخوام امروز همه تون حواستون به ادا باشه
03:06قرار یه اشتباه بکنه و نشون بده که یه معمار چطور آبروش میره
03:12تنهایی پروژه رو با آقای فکرت انجام میده
03:15برای همین به هیچ کدوم از شما اجازه نمیدم که بهش کمک کنین
03:20مفهوم بود؟
03:21خوبه
03:24خوبه
03:25سرکان
03:26ها
03:26میشه بیان
03:27داداشم چی کار میکنی؟
03:38دختر فقط سنگ در آقا فکران تو خودشال کنه مگه چیه؟
03:41اون که بلد نیست چطور کارو تنهایی انجام بده؟
03:43ولی خوب بلد کارهایی گنده تر از خودش رو انجام بده
03:46خوب گناه آقا فکرت این وسط چیه؟
03:47آقای فکرت یه کار غیر ممکن خواسته
03:50ادام نواید امیدوارش میکرد
03:52ببین
03:53ادام رو اگر تنها بذاری
03:54نمیتونه این کار رو انجام بده
03:56منم میخوام نتونه انجامش بده
03:59عجب
04:00تو بیشتر از این که این کار حل بشه
04:03ممکنه همچین مشکلی داشته باشی
04:05که بخوایی به ادام یه درس عبرت بده
04:07بمگین
04:08بیعدبی که کرده قابل بخشش نیست خوب؟
04:10برای همین متوجه اشتباهش میشه
04:13از من
04:14از گروه
04:15از آقای فکرت از همه باید از خواهی کنه
04:17باشه
04:18من دیگه سوالی ندارم
04:19به خدا کلافشم
04:21داداش زله شده من دست سید
04:22ملو خانم چی کار میکنید؟
04:35دارم شوخی میکنم
04:36تو چرا اینجوری قید شو میگیری طرف آدم؟
04:39اخه اینم شد شوخی؟
04:40درسته حق با توه
04:41شما چرا اومدید؟
04:44اومدم دیدن آیدان خانم
04:45میخوام این پوشه رو بهشون بدن
04:47خوش اومدید بفرمه
04:48وایسا
04:48اول یه خبر خوب برات دارم
04:50خیر باشه
04:51بدونی الان کی رو برود وایساده؟
04:53کی وایساده؟
04:54کی وایساده؟
04:54تازه ترین و نوپا ترین
04:56چیه شرکت رو برود وایساده؟
04:59نکنه کارمندش باشه
05:00آره کارمندش اینکه تمام
05:02خیلی خوشحالم چون نراحت بودم
05:05کار قبلیو به خاطر من از دست بدید
05:06بیخیال بابا اینجوری که بهتر شد
05:09چیه؟
05:15سیفی چی کار میکنی؟
05:16چرا رفتی تو بودسه ها؟
05:17میخوام بقلت کنم
05:18ملو خانم
05:19خب پولدارو وقتی خوشحال میشن
05:25چی کار میکنن؟
05:26چطور این زوقشون رو نشون میدن؟
05:28میشه دستتون رو بدین؟
05:31اینطوری تبریک میگم
05:33آه تبریک میگم
05:37پس که بقل میکنیم
05:39بقل نمیگنیم دست دادنم دولانی نیست
05:41خیلی کتاحتر
05:43تو پوست خودم نمیگنجم
05:45ولی نمیتونم بروز بدم
05:46واقع نمیتونی بروز بدی؟
05:49شرایط شغلی اینجوری ایجاب کرده
05:51آفری
05:51بیا دیگه
05:53از این جابلت خوشم اومد
05:54استفاده میکنم
05:55من چیزای جدیدم یادتون میدم
05:57من یا دفتر تبلید دارم
05:59اونجا مینویسم
05:59بعدان استفاده میکنم
06:00آلیه
06:01اینگین چطوری این کار رو انجام بدم
06:05من از سخت و ساز و دکوراسیون
06:08چی سرم میشه
06:09مره
06:10حق با تو ایدم
06:11تجربه ای نداری
06:12تصیح تنها اگم امکان نداره انجامش بدی
06:15اما تو تجربه داری
06:17پس تو بهم کمک کن
06:18کی؟ من؟
06:19سرکان نابودم میکنه ایتا
06:21بیچارم میکنه عمران اصلا نمیتون
06:23اینگین من هر جور شده این کار رو انجام میدم
06:26لچ کردم
06:27ولی از تو
06:29یک کمک کچولو میخوام
06:31یعنی خیلی کچولو
06:33حتی شده پنهانی
06:34لطفا
06:35اصلا میدونی چیه ایدم؟
06:38تو سرکان اصلا سر شخصیتی اصلا
06:41اصلا جده نیستید
06:43خیلی شبیه همید
06:44باشه
06:48کمکت بیکنم
06:50تو واقعا محشری
06:52پس
06:54ببینیم کدوم یکی از ممارا رو میتونیم بکشیم سمتمون
06:57آه
06:58ببین
07:00مراد از تو خوشش میاد
07:02آن میتونه کمکت کنم
07:03میونم با اونم خوبه
07:05آلیگه
07:06و با کی راجع به کابینت ها حرف بزنم؟
07:08آه به هاکان زنگی زنم
07:09نمیاد ولی پشت گوشی بدیه سری توصیح میده
07:11او سرکان در میاد
07:12سرکان در میاد برو
07:14آیا به نصر میرس و ما خوبه
07:16میشه همه رو در نصر گرفت
07:17همه شونده
07:18چی کار میکنی؟
07:21هنوز نرفتی؟
07:22همین اطرافم
07:24کار دارم
07:25کوره دفتری
07:26خوبه
07:27پس سر عقل اومدی آفرین
07:29پس زنگ میزنی با آقای فکرت و مذرت خواهی میکنی
07:31این ماجره هنوز تموم نشده راجع بهش حرف میزنیم
07:33خیلی خواهی میکنیم
07:35این ماجره هنوز تموم نشده راجع بهش حرف میزنیم
07:51خیلی خوبه
07:55آیدان خانو، آیدان خانو
07:57روزتون به خیلی باشه
07:59نرسی
08:01امروز روز خیلی خوبیه، اولین روز کاری منه
08:03ها، تو تا صبح کار پیده کردی؟
08:05بعدم اینجا چی کار داری؟
08:07آه، پس امالب تکین چیزی بهتون نگفته
08:09حتما به خاطره، اینه که میخواست سپرائزتون کنه
08:11پس حالا سپرائز
08:13من تو شرکت مشغولیم
08:15دیگه دستیار سلین خانومم
08:16آه، به خانو، بسجن کجاه
08:19حتما به خاطره،؟
08:21اینه که میخواست سپرائزتون کنه
08:23پس حالا، سپرائز
08:26من تو شرکت مشغول شدم دیگه دستیار سلین خانومم
08:31خوب، کجای این برای من سپرائز بود؟
08:34همان دیگه
08:37اولین وزیفه ی من اینه که اینو بدن به شما
08:41بدین به من
08:42خوب، بعد از این بیشتر همدیگر رو میبینیم
08:44ها ها
08:45گل
08:46من خیلی گل دوست دارم
08:47آه
08:48یه کچولو برداشتم
08:49یعنی چی تو اون پوش هست؟
08:51من خودم هم نمیدونم
08:52یعنی فعلا خبر ندارم
08:54ولی دلیل نمیشه که کلن ندونم
08:55چون پوشتکارم خیلی زیاده
08:57هرچند الان دیگه یه خانواده شدیم
08:59اینجا خیلی قشنگه
09:00کاش میتونستم اینجاهای سلیفی بگیرم
09:02من ازتون عکس میگیرم
09:04با من بیایید
09:05خسته نباشید
09:07این گلم بدهم که دست من نمونه
09:10بفرمید
09:11فوقاره یکمشم دست من میمونم
09:13اگه چی میشونم؟
09:14میخواستم کاسه درست کنم گلدون شد
09:18آرتکین آه
09:30میخوای به آقا سرکان ثابت کنه
09:32که ما هم میتونیم یه کارای کنیم
09:34به نظرم میتونیم یه پیقامی بدیم
09:40نه امکان نداره تاق سرکان اجازه ندن
09:42نمیتونم بهت کمکی بکنم
09:44آره خب درکت میکنم
09:47یعنی فیفی اگه میفهمید
09:49بهترین دوستش کمک نکردی چی بهت میگفت؟
09:53دقیقا چی نیاز بود؟
09:55برای دکور چند تا نمونه تو اتاق آیش از
09:57و شمارهای کنتاکت
09:58میتونی برام بیاریشون؟
10:00اکشن تو خون منی
10:01خوشحال میشم اینو به فیفی بگی
10:03وقتی بیاری؟
10:05معلومه که میگم
10:06پس قبوله
10:09وای ادا واقعا باورم نمیشه
10:11یعنی آقا سرکان یه چیزی رو من کرده باشه
10:14باید مخالفت کنیم باهاش
10:16چطور میتونی جواب مصبت بدیم؟
10:18میتونم بگم
10:19رسمند مغزت از کار افتادیم
10:21بح بح
10:22عرض دو دقیقه منو فروختیم
10:24دیگه همین یه قسمت از کارم دیگه
10:26نگرا نباش نمونه ها دستت میرسته
10:27این چیه؟ ببینم
10:30که ببینم؟
10:32این
10:34این
10:52کما کلوزم هستم؟
10:54آیدن خانم
11:11این طوری نکنید دیگه
11:14این همه ناراحت نباشین
11:15سیفی چطور ناراحت نباشم
11:17بچه همه لباس میپره تو استخر
11:21فرید و ملو تو شرکت شروع به کار میکنن
11:25همه چی عوض میشه
11:28فقط منم که اینجا
11:31ولی شما از اینجا هم برای کل دنیا کافی هستی
11:34این رو میدونین
11:35منو نادیده میگیرن
11:39حتی آرپتکین
11:41اگه میتونستم
11:44از خونه برم بیرون نمیتونستن با هم این کارو بکنن
11:48نکنه باید دوباره درمان بشین
11:51نه نه نه اصلا موضوشم باز نکن
11:54دیدین ملو چی گفت ما قراره یه خانوادی بزرگ بشیم
11:59خدا نکنه دور باشه ازمون
12:02به این سبدا زنگ بزن
12:03داره بغ میخوره
12:05بفرماین آیدان خانم
12:18زبدا
12:19به اون دوستت بگو زود استفا بده
12:22ببخشید کدوم دوستم رو میگین
12:24ملو بود چی بود
12:26تو شرکت شروع به کار کرده
12:28کل نقشتون برملو میشه
12:30کسی اصلا چیزی نمیدونه که
12:32این موضوع به من هیچ ربطی نداره
12:34واسه همین کاری نمیتونم کن
12:35یعنی چی به تو ربطی نداره
12:37همه چی به تو ربط داره
12:38به اون دوستت بگو زودتر استفا بده
12:41بسته دیگه
12:42واقعا بسته دیگه
12:44چون پسرتون از یه طرف شما هم از یه طرف
12:46من فقط یه جون دارم
12:47همش به ام حمله میکنی
12:48ببخشید ولی این کجاش حمله؟
12:51یه کاری بکنی
12:52من تا آخر عمرتون نمیام پیشتون
12:56شما هم تا آخر عمرتون دیگه به من زنی نزنیم
12:59واحی اون روز که میرسه سفتا
13:01اما من تو پیفی میله و عمد داریم
13:04یه خانواده بزرگی میشیم
13:05متاسفانیم
13:06چه خانواده ای؟
13:08دیگه داره صبرم تموم میشه
13:10صبرم دیگه تموم شد آیدان خانوم
13:11من قط میکنم قط میکنم
13:13باشه قط کن
13:14نه وایسا یه لحظه
13:15من قط میکنم سفتا
13:17فهمید رئیسگیه
13:23خیلی خوبه
13:25ببینم یه نقاش خوب میشناسی
13:39کسی که کارشو سریع انجام بده
13:47موسیقی
13:57موسیقی
14:12موسیقی
14:17سلی خانم
14:26رسیدم
14:28تو اینجا
14:30از اسکای حوتوبوس تا اینجا رو دعیدم
14:32ولی رسیدم
14:35تو اینجا چی کار میکنی ملو
14:37میدونستم
14:38امروز قراره بیاین شرکت مماری آرت لایف
14:41رو میزم گذرشای راجع به این شرکت دیدم
14:44و گفتم که شاید لازم باشه اونا رو براتون بیارم
14:47بفرمایی
14:48کار خوبی کردی بیا تو
14:50آره
14:52اتاق من اینجاست
14:53آآ
14:55مگه امروز اوز سرکان نیست نبود
14:58پس چرا اینجای نکنه نرفتیم
14:59آره صبح زود رفتم
15:01ولی کار کردم برام بهتره
15:04ما هم برای جلسه اومدیم
15:06خوش اومدید
15:07آهان معرفی میکنم
15:10منشین ملو
15:11بابات خواست
15:13ملک هستم
15:14خیلی خوب شد
15:16گفته بودی تو شرکت تنهایی ازیت میشی
15:19بخاطر امین یه منشی خوب خیلی خوبه
15:21ملو
15:22شوهر خواهر
15:23آه ملک خانوم
15:26مگه شما دوست ادا نبودین
15:29هنوزم دوستشم
15:31کار جداست دوستیم جداست مگه نه
15:34آره
15:34شما بری تو
15:36منم یه پرونده بر میدارم میارم
15:38آب بخور
15:39برای تعریف میکنم
15:42گول میدم باشه
15:43تمام علایم حیاتی آقا سرکانو وارده این کردم
15:52مثلا وقتی یه چیز بشه
15:54یعنی فشارش زیاد بره بالا این آهنگو میزنه
15:56چرا؟
15:58برای این که فشارش رو ببره بالتر؟
16:00برای این که توجه جلب کنه
16:01وقتی زربان قلبش هم خیلی بره بالا این آهنگو میخونه ببین
16:05این میشه
16:08آره همین میشه
16:09اردم میگم این چیزم میتونه انجام بده
16:12کالوری مرد نیاز آقا سرکانو نشون بده
16:15منم با توجه به اون میره آماده کنم
16:16تو به چشمش بیام
16:17ببینش تباید همینجاست دیگه
16:20داری سعی میکنی بری تو چشمش
16:22ولی این اتفاق نمیفته
16:24حق با توه
16:25من دیگه حرف کسی رو گوش نمیدم
16:28آزادم
16:29دیگه مستقلم راحتم
16:31یه دونه آقلم اینجا نداریم
16:35میشه حضرت یه سوالی بپرسم؟
16:51البته بپرس
16:53روز سرکان نیست
16:55چیه؟
16:57بهتر نیست از خودش بپرسی
17:01از خودش پرسیدم
17:05جواب نداد
17:06گفتم شاید بتونم ازت یه سر نخ بگیرم
17:11بلاخره از من بهتر میشنسیش
17:14یه چیزی که سرکان خیلی وقت پیش به من گفت
17:20راجب سرکان که حرف میزده منظورم این بود
17:25سرکان اینجوریه دیگه
17:28سرکان چجوریه؟
17:30حرفای خیلی خواستشو فقط به آدمهای خیلی خواست میگه
17:37تو هم فکر میکنی که برای زندگیش خیلی عرضش مند شدی
17:44فکر میکنی مهم شدی
17:47اما وقتی ازش یه چیز خصوصی میپرسی میبینی که
17:52یه دیوار کشیده داره خودش
17:53تو هم مجبور میشی خودتو با سرنخا سرگرم کنی
17:59مرسی سلی
18:04خواهش میکنم ادا جون
Comments