00:00خب بچه ها قبل از این که برم سراغ درس ها براتون یه خبر خیلی خوب دارم
00:04امروز یه مهمونه با عرزش داریم
00:06یه مهمونه خیلی خوب
00:08اون کیه استد؟
00:09ادایلدیس
00:10همون ادایلدیس میمار منظر مشهور استد؟
00:13اره در واقع همسر من
00:15پس اونه که دیشبتون مهمونی کنرتون بودیشونر
00:18اره اونطوریه
00:19کاش میتونستم باش اشنا بشم
00:20امایم نیست وقتی اومد باش اشنا میشیم
00:23خیل خب بریم سراغ تکالیف
00:25خب تکلیف اولمون
00:53خب نتیجه گیری
01:01نتیجه گیری این بخشینه که
01:03باید تو سازه ها بیشتر به طبیعت اهمیت بدیم
01:06و تراحیمون زیاد شلوخ نباشه
01:09متاسفانه میدونید که زندگی امروز
01:12آینده درخشانی در مورد طبیعت نداره
01:15ولی چون شما آینده این کشور هستین
01:17شما میتونید قدم های بیشتری
01:19برای آینده طبیعت بردارید
01:21هرچی؟
01:22بلاخره امروز درسمون تموم شد
01:24میتونیم بریم
01:25استاد پس ادا خانم چی؟
01:27ادا خانم
01:27خب متاسفانه ادا خانم نتونستم بیان
01:31و به احتمال زیاد جلسه داشتن که نتونستم بیان
01:34ولی خب مشکلی نیست و حتما جلسه یک بعد میان
01:38راستشو بخوای نتونستیم درست درسو گوش بدیم
01:41میشه همه با هم بریم چایی بخوریم؟
01:44چایی؟
01:45وقت اضافه دارم
01:48خب باشه میتونیم با هم دیگه یک چایی بخوریم
01:52پس دیگه دیگه جلی دره بریدیم
01:54میبینم اتون
01:54اشقم؟
02:15ادا؟
02:16کجایی؟ خوبی؟
02:17خوبم اشقم خونم
02:18تو چی؟
02:19پس خونه ای؟
02:21چون به هم یه قولی داده بودی و الان قرار بود یه جای دیگهی باشی
02:26نه
02:27بایی سر کن من یادم رفت
02:31اشقم واقعا یادم رفته بود خیلی معذرت میخوام
02:35من الان زود میام
02:37نه یا مهم نیست دیگه کلاس تموم شد
02:40واقعا نمیدونم چشور یادم رفت
02:42حالا من میدونم ولی
02:44اشکالی نداره
02:45بگذاریم من با بچه ها میرم یه چاییی
02:47مگه نگفتی کلاس تموم شده؟
02:49کلاس تموم شده ولی قراره با همون بچه ها بریم کلاس بخوریم
02:52فکر کن منو چایی خیلی جالبه میبینم ات
02:56چایی؟
02:58تو حتی است کردن به چایی هم مزموم میشه
03:00ممنونم ملو ولی واقعا گرست نمیدیگه
03:07غذا کجامون دارد؟
03:08خیلی خواب منتی رو درست کردم و آماده
03:10سالنم ساس موسیرش رو درست میکنم و آماده میشه
03:13گفتی سیر؟
03:14آره سیر
03:15سیر دوست نداری؟
03:17راستش دوست دارم ولی خب آخه وسط روزی موسیر برو میده
03:20درست نه
03:22نمیشه سیر خورد
03:24بویه بعدی داره نمیشه
03:26نمیشه وسط روز خورد
03:28میدونی
03:31من قبل از آشنایی با تو
03:34همیشه منتی رو با ماست موسیر میخوردم
03:38میگم دیدی بعضی از مردم شبا میرن
03:40رستوران و کل پاچه میخورن
03:42منم همیشه کل پاچه رو با سیر زیاد دوست دارم
03:47خب حالا
03:51آره
03:56ملو
03:58یا خدا
03:59تو چرا حرفت منو میبینی اینجاری میکنی
04:02گرد میزنیشه دختر قاطی کرد
04:04آره
04:05همش داره بویه مانتی میاد
04:07دختر مانتی درست کردی؟
04:08آره خبوش میاد چون مانتی درست کردم
04:10شان مشتریه خواستن میخواستی گرسنه بمونن
04:13برای همه درست کردم
04:14فقط محسوس اونام درست نکردم
04:16برای تو هم درست کردم
04:17آخه معمولا زود به زود نمیره
04:19آشباز خونه منم باست همین تحجب کردم
04:28نه کجا میریم
04:29کجا داری میریم
04:31نمیدونم براک
04:31براک
04:32براک
04:34برای چی داری میری تو که مانتی نخوردی
04:38راستش میره واقعا دیگه نمیتونم نخش بازی کنم
04:41نمیخوام پیش آب جی آیفر چلتا دروغ و پشت سره هم بگم
04:44نمیخوام
04:45خب چی کار کنیم بهش بگیم
04:47خب بذار بفهمه
04:48ما دیگه دبیرستانی نیستیم کیه مگه
04:58خب حق داره
04:59دبیرستانی که نیستیم
05:02چی مهل داریم؟
05:04یه چایی لطفا
05:05استاد
05:06منم چایی میخوانم ولی اگه قهوه داشته باشی آلی میشه
05:08فقط قهوه ی معمولی داریم
05:11خلی خب باشه
05:13استاد
05:15ما باقا خیلی خوششانسیم که استادی مثل شما داریم
05:17آخایش میکنم
05:18روز اول خیلی سخگیر به نظر میرسیدیم
05:21یه روز هم چند دقیقه تو مهمونی بودید بعدش رفتید
05:24آره پارتی خوبی بود
05:27ولی ببینید امروز هم با هم اینجاییم دیگه
05:30داریم زمان میکنم
05:31سلام
05:31آه ادا
05:33اداییی
05:34ادا چیکار میکنی؟
05:36منو ببخشیت
05:37نتونستم بیام سرکه راست
05:40ولی سرکان گفت که اینچا این
05:42منم سودیومت هم
05:43خوش ملدین
05:44ادا اینجا چیکار میکنی؟
05:50خانوم خینگت چو میبخشی؟
05:53به خانوم خوشگلم خینگ نکن
05:57مطمئنی میخوای چایی بخوری؟
06:09روش از سر انگوش هست مگه نه؟
06:11فقط از سر انگوشت باشه خوبه
06:13مشبور نیستی بخوری؟
06:16بیه سرامی نمیشه؟
06:17معلومه اگه سال شسه نمیشه
06:20واقعا نگه نمیخوای نخور
06:22چیزی مهیل دادی؟
06:24منم یه چایی میخورم
06:25باچه بگیرده جون
06:26استاد اگه چیزا بده دیدیه سوالی بپرسی؟
06:32حتما؟
06:33میخوام بپرسم که شما دوتا ممار معروف
06:36چطوری به هم آشنا شدید استاد
06:38میخوایی توضیح بدیی؟
06:40هم؟
06:42من یه زمانی مثل شما دانشو بودم
06:44شرکت سرکان منو بورسیه کرد
06:46یه داستانی داره که بهتره نگم
06:48نه به نظره
06:49از این طریقاش نشدیم
06:50استاد شما بورسیه هم میکنید؟
06:52منم میتونم شانسی داشته باشم؟
06:54منم استاد اگه امتحان بگید آمادم
06:56متاسفانه بورسیه های این ترم تموم شده
06:58ولی برای ترم بعدی با اعضای شرکت صحبت میکنم
07:02برای ترم بعدی با اعضای شرکت صحبت میکنم
07:08خواب به نظرم یکم به ادا خانم بگید امروز چی یاد گرفتیم
07:14ببینم یاد داشت برداری کردیم یا نه
07:16میخوام ببینم
07:18موکه خانم چانه البته که متوجه تایمی که به من دادید
07:20هستیم به خدا متوجهش هستیم
07:22ولی باقور کنید شرعیط ما هم سخته یکم درک کنید
07:24با قد زم
07:26ولی
07:27باشه
07:29آقا آلپر میخواد
07:33پروژه رو برای فردا آماده کنیم
07:35هر چی گفتم رازی نشد
07:37موکه خانم هم هم اینطور
07:39انتظار داره تو زمان مرد نظر تموم کنیم
07:41گفت در غیر این صورت قرار داد با تلیم
07:43اینگین چی کار کنیم
07:45من خیلی بحران دوست قوی ترمون میکنی
07:49یعنی چی یردم؟ چی میگی؟
07:51من چه میدونم یعنی چی یردم چه ربطی داشتن؟
07:55نه میدونم بابا آخواستم حرف سنگین بزرم
07:57مگه من باید هم یک کار رو بکنم
07:59من حرفم رو میگم و میذارم میرم
08:01همیشه اینطوری بوده
08:06داشت کم تو به این دیوانه اهمیت نده
08:08خیلی خوب داشتیم چی میگفتیم؟
08:10بیچاره شدیم اینگین
08:12پریل جان باور کن
08:14زبونم یاری نمیکنه بگم ولی
08:16پس چیزی نگو
08:17آخه مگه دروگ پریل
08:19پریل الان اگر سرکان اینجا بود
08:21هر کاری میکرد هر کاری میکرد تا بتونه
08:23مشتری رو دراخر راتی نگرداری
08:25بعدش یه نقشه گه درست و حسابی میکشی
08:27دستم هم تا صبح مثل خر کار میکشی
08:29دونقد کار میکشی تا هر دوتا پروچه رو آماده کنی
08:35وقتی از عالم خیال
08:37به واقعیت اومدی من تو اتاق منتظرتم
08:41نارسوها حوش سرکانه
08:45واقعیت قیاف گرفتن اگه پیر
08:47بطر از شاگردم خوشت تو من
08:49آره همشون قشنگن انرژیشون هم قشنگه
08:51تو هم ازداد خوستشون شدی
08:53آره بینمون رابطه خوبی برقرار شد
08:55البته به خطرشون گوشام تو پارتی کر شد
08:57ولی تلاش همون میکنم و امیدوارم خوششون اومده باشه
08:59و اوکی
09:01قدم بعدی چیه با هم تو خابگاه موندن
09:03اصلا خنددار نیست
09:05ببین یکم بد خارش میگنم باشه
09:07خب چرا به بچه ها نگفتی که دیگه با شرکت ارتباطی نداری؟
09:11خواب چه لزومی داره بدونه
09:13شاید اگه سر کارت برگردی
09:15یعنی همزمان اونم انشان بدی شاید امکان بورسی دادن هم داشته باشه
09:17ها باز برگشتیم سر این موضوع
09:19چرا واقعیتو نمیخوایی بفهمی
09:21یعنی سرکان جون ببخشید
09:23یعنی سرکان جون ببخشید
09:25یعنی همزمان اونم انشان بدی شاید امکان بورسی دادن هم داشته باشید
09:29ها باز برگشتیم سر این موضوع
09:31چرا واقعیتو نمیخوایی بفهمید
09:33یعنی سرکان جون ببخشید
09:35ولی از تدریست خوشم نمیاد
09:37دلم برای سرکان بلات قبلی که ممار بود
09:39و صاحب آرت لایف بود تنگ شده
09:41تو داری چرا تو پرت میگی؟
09:43یک چیزی بگم
09:45اتفاقا تو به این موضوع گیردادی
09:47نه
09:49که این برات مهم نبود؟
09:51به جو این که به شاگرداد دروبگی میگفتی
09:53با شرکت ارتباطی نداری و نمیتونی بورسی بدی
09:55من نیرم دنبال کیراز
09:57تو به این فکر کن
09:59چقدر خوب تیکت را انداختی و رفتی؟
10:01پس یکم دربارش فکر کن
10:09پس بر میگردین اینجا؟
10:11نه
10:15خب قهبه هامونم آماده کردم
10:17به نظرم
10:19قیبت های روزانم اونا شروع کنیم دیگه
10:23سیفی
10:25میخواهم درباره یه چیز دیگه
10:27ای با ترفتیم
10:29من حس میکنم قیبت بزرگه میخواییم بکنیم
10:31تعریف کن ببینم چی شده
10:33میدونی سیفی
10:35به خاطر اقتصاد زندگی جدیدمون
10:37مجبور شدیم بعضی تصمیم ها رو بگیریم
10:39آیدان خانم
10:41نمیخوای بگی که میوه های حیات رو جمع کنو برو
10:43کنو برو توی بازار بفروش مگه نه
10:45بعد از شنیدن تصمیم
10:47ممکنه بخوای میوه های حیات رو
10:49با عنوان کار دوفامت بفروش
10:51اگه خواستی همش مالتو باشیم
10:53باشه شما همش دوست دارین که همه چی رو کش بدین
10:55و هی توضیح بدین ولی تو رو خدا فقط
10:57یه بار یه بار یه جمله بگیم
10:59باشه حقوقتو نسب کرد
11:01چی؟ چرا؟
11:03از همه دوستان پرسیدم کار کناشون از تو کمتر میگیرن
11:06توشن برابر همه شون میگیری عزیزم
11:08آیدان خانم پیش دوستایی مثلا پول دارتون کسایی کار میکنن که ترکی بلد نیستن
11:12حتی اگه آب بخوان باید سه بار بگن
11:14شما چطور میتونی منو با اونا مقایست کنین؟
11:16ایش اصلا قد زمان نمیدونی متاسفم
11:19خب من هم برای یه زندگی که منو فقیر کرد واقعا متاسفم سیفی
11:25هممون باید فداکاری کنیم اسیزم
11:28آه که اینطور ولی همش ما کارکنه باید فداکاری کنیم
11:32شما هیچ کاری نمی کنید
11:34میخوایی فداکاری کنین؟
11:36اینا رو بشورین چون تو دستگاه زرفشوی جان نمیشه
11:39فنجونی هست که تو زرفشوی جانش آخه
11:42تزیناتش خراب میشه
11:44تکنالیزی چرا پیشرفت نکرده؟
11:51باشه
11:54من فقط نمیتونم مطرسه رو بذارم کنار
11:58بچه هاگه خیلی خوبی هند دوست خوبی
12:00نتاب داریم که شک نیست
12:01مسلمان همشون ازت بحشت درنده داشت
12:04بس من برم خونه
12:07چون که ذاتم فردا کنار همیم
12:10چه خوبه که تو زندگی مستی؟
12:14تو همم اینطور؟
12:16میبینم اتون
12:18سلام
12:32سلام
12:33من دنبال آقا سیفی هم مثل این که تو این رسطوران شروع به کار کرده عزیزم
12:38سیفی؟ شخصی به این اسم نمیشنستم؟
12:41چطور نمیشنستین؟
12:43اگه حواستتون به اطرافتون بود
12:45با استدادترین، با ارزترین و حساسترین آدم رو میدیدین
12:49مطمئنن تا حالا کنترول رسطوران رو به دست گرفته
12:51خانمه محترم گفتم اینجا همچین شخص کار نمیکنه
12:55اون نه چطور اینجا کار نمیکنه؟
12:57از وقتی اون رفته من نمیتونم به زندگیم برسم اومدم ببرمش
13:01هایدن خانم
13:03سیفی، آیه سیفی من اومدم ببرمت حقوقت حلالت باشه
13:11از وقتی رفتی نمیتونم از دست هیچ کاری بر بیام تنها موندم عزیزم
13:16باور کنین خیلی دوست داشتم، ساعتها ازم تعریف کنین
13:19ولی خب کار خیلی مهمتری دارم، با من بیان گلسته؟
13:22هیچ کاری نکنیم، سری بیا، بریم خواهش میکنم، اینجا نمونیم باشه زود باشه
13:27شما با من بیاین؟
13:29بریم خونه، غذا پختم، البته یکم سوختش، قراره مادر کمال بیاد، باید تدارک ببینیم
13:36این چیه؟
13:41باش سیفی، دوست داری برگردی خونه، ولی زیاده روی نکن عزیزم
13:47نه، ربطی به من نداره
13:50موسیقی عزیزم
13:57موسیقی
14:25موسیقی
14:55موسیقی
15:05ایدم بلد یکی دونه ی من
15:08آیا با من ازدواج میکنیم؟
15:31خوب
15:32نالمه که بلی
15:39خوب دستت بکنم
15:54اینو ها فیلم های از گرفته بودم
16:01خیلی رسیم
16:20موسیقی
16:25موسیقی
16:27موسیقی
16:34موسیقی
16:36موسیقی
16:43موسیقی
16:45موسیقی
16:52موسیقی
16:54موسیقی
16:55موسیقی
17:01موسیقی
17:09موسیقی
17:11رو به تو تحمیل کردم
17:13و از این بابت روشت
17:14سرکن
17:14الان نمیتونم به هدگوش بده
17:16چرا؟
17:18چون که براد یه هدیه دارم
17:20باشه
17:37زنگوله
17:38نکنه میخوایی وقتی استادام کردی
17:41زنگوله زنون بیان
17:42نه
17:43ولی
17:45گوهی وقتا برای اینکه
17:47زدو تو به اشنافا میتونی
17:49ازاشو استفاده کنی چون که
17:50این خونه از این به بعد
17:53خیلی پرسه رو سدا میشه
17:54چی؟
18:00یه لحظه
18:01تو چیز
18:03هم
18:05هم
18:06همون چیزی که دارم بهش فکر میکنم
18:08اتفاق افتاده
18:09یعنی یکی تو شکمت
18:11که این روز بخواستش رسید
18:12رفته بودم دکتور باردارم
18:14چی؟
18:18موسیقی
18:23موسیقی
18:26PYM JBZ
Comments