بگو چگونه بنویسم یکی نه، پنج تن بودند |
نه پنج، بلکه پنجاهان به خاطرات من بودند |
بگو چگونه بنویسم که دار از درخت آمد |
درخت آن درختانی که خود تبرشکن بودند |
بگو چگونه بنویسم که چوب دارها روزی |
فشرده پای آزادی به فرق هر چمن بودند |
نسیم در درختستان به شاخهها چو میپیوست |
پیامهاش دستافشان به سوی مرد و زن بودند |
کنون سری به هر داری شکسته گردنی دارد |
که روز و روزگارانی یلان تهمتن بودند |
چه پای در هوا مانده چه لال و بیصدا مانده |
معطلاند این سرها که دفتری سخن بودند |
مگر ببارد از ابری بر این جنازهها اشکی |
که مادران جدا مانده ز پارههای تن بودند |
ز داوران بیایمان چه جای شکوهام کاینان |
نه خصم ظلم و ظلمتها که خصم ذوالمنن بودند
Comments