00:26PYM JBZ
00:56PYM JBZ
01:25PYM JBZ
01:55PYM JBZ
02:07PYM JBZ
02:09PYM JBZ
02:28PYM JBZ
03:11PYM JBZ
03:12PYM JBZ
03:21PYM JBZ
03:23PYM JBZ
03:55PYM JBZ
04:07PYM JBZ
04:08PYM JBZ
04:08PYM JBZ
04:09PYM JBZ
04:10PYM JBZ
04:20PYM JBZ
04:23PYM JBZ
04:27ببینین
04:28اون زنه به تو گفته که نیا سرکار
04:31ما هم اومدیم جل در اینجا وایستادیم
04:34مطمئنی که اینجوری میتونی نرمش کنی
04:36من میدونم که دارم چی کار میکنم
04:38ملوتو نگران نموشه
04:39نیگست کن
04:40میبین دیگه دور دوبام شروع شده
04:42تماشاش کنین
04:44نوبت منی
04:45حالا ببینین چی میشه
04:51چیز شده
04:53چیز شده
04:54بهت خبر میدم
04:56چی؟
04:57اومد اومد اومد
04:58طبیعی رفتا کن
05:01باشه
05:01یعنی زیاد چیز نکن
05:03دارم اومد اومد اومد میاد
05:05دارم میاد
05:06دارم چی کار کنم
05:14شوهر خواهر رو ببین
05:15رفت توی صبح خیرم نگو
05:19صبح خیر آقا سرکان
05:20شما که توراث نیزدین
05:21من فورم پروندر رو آماده کردم
05:23قرار دادتون با آقا سیمه
05:36ایدا
05:36از این قهوه بخور بیهوش میشی
05:38بالا من نمیتونم تو رو جمع کنم
05:41اومدم سرکار سرووزم رو مرتب کردم
05:43اون سرکان بود
05:45نره
05:47خیلی بایه خوبی نمیده
05:49نره یه لحظه باش اومد
05:51دختره من برمیگردم من نمیام سرکار
05:53نره بایه چکنیه مگه بیشه ایتا
05:58اومد چنده شومد
05:59نره بایه کن داره میاد
06:00کی داره میاد
06:02ای بابا
06:03خیلی چیزی نیست در حالت کلی مشکلی
06:06ای بابا
06:08این اینجا چی کار داره
06:09من که نگفتم بیاد
06:11چی کار کنیم بریم تو زشته
06:13نه بابا به نظر منم بریم زشت نیست
06:15بیا بریم با که تجلی کنیم
06:18آره آره برو بیم
06:19برو زیگی
06:20بری بری
06:21ادر خانم
06:24صبح خیر
06:26صبح خیر
06:29صبح بخیر
06:30صبح بخیر
06:30باشه پس
06:31صبح شما هم بخیر
06:32بایه ما دیگه بید بریم
06:34اومد
06:35اومد
06:37اومد داره چکار میکنه
06:38بایده حرف میزنه
06:39بایده داره حرف میزنه
06:42ملو جره
06:44چیزه
06:44باشه باشه باشه
06:45باشه باشه باشه
06:46باشه ولی شکار مهم نیست
06:47ماده یه نو
06:48ماده ی شعر اینو
06:49باید عوض بشه
06:50نه باید عوض شه
06:52چه کار میکنن
06:53حرف میزنن
06:54راستش من بعد از دیشب نگران حالتون بودم
06:59آه
06:59سمیه خانم
07:00پس خبردار شدی
07:03متاسفانه
07:04شنیدم از آقا سرکان جدا شدین
07:06راستش ناراحت شدم
07:10هیچ جدایی من رو خوشحال نمی کنه
07:13چون که درد جدایی رو خوب میفهمم
07:17ممنون با بته توجهتون
07:20من برم
07:21دیر نکنم
07:22داخل میبینم اتون
07:23ادا میاد
07:24ادا
07:25ادا داره میاد
07:25ادا داره میاد
07:27ماده ی نو رو باطل کنید
07:29نه باطل شده
07:30ماده ی نو رو نمیخواد
07:32پس خورم باطل کنیم ماده ی نو رو
07:33ماده ی نو رو باشه
07:34ادا نمیدونم چه تون ندیدنش
07:36چند من همی کارو میکنیم
07:37ادا پروژه آماده است
07:38میتونی یه نگاه بندازی؟
07:40آقا سرکان
07:41تلفون داره زنگ
07:42آقای سیمن
07:44سلام
07:44خوب شد که دیدم اتون
07:46چند تا سال راجب پروژه ازتون داشتم
07:49منم چند تا سال دارم
07:50یعنی راستش معلومه که ناییمدین
07:52اینجا منو ببینیم
07:53پس لازم نیست که پروژه رو بهانه کنیم
07:55آه بخاطر همین میخوام با هم یکم گب بزنیم
07:59راستش حق با شماست
08:02وقتی فهمیدم جدا شدید نگران و ادا خانم شدن
08:04ممکنه تو دوران سختی باشه
08:06شاید یکم کمک احتیاج داشته باشه
08:08آه اون کسایی رو که داره کمکش میکنن
08:11نیازی به کمک شما نیست
08:12ادا خانم برام مهمه
08:14هرچی باشه داره پروژه چشمنداز خونم رو انجام بیدیم
08:17میخوام که خوشحال باشه
08:19بله
08:21بگذاریم
08:22با اجازتون
08:23بعدم میبینم
08:24بفرمیم
08:30لیلا
08:31آقا سرکان
08:34ممنونم
08:35گروه را جمع کن یه جلسه فوری برگذار میکنیم
08:38باشه آقا سرکان
08:39باشه یه چیز دیگه ازت میخوام
08:42یه چیز خصوصی
08:43چی؟
08:46ادا جون
08:47صبح خیر
08:48صبح خیر
08:54خواستم قبل از این که تو بپرسی
08:56بگم به کار تو شرکت ادا ممیدم
08:59ببین
09:00آتیش و بارود کنار هم نمیشن
09:03باور کن که استراحت کردن برای تو هم خیلی خوب
09:07نمیخوام استراحت کنم
09:08دیگه از سر کنم جدا شدم
09:10چیزی برای نگرانی نیستش
09:14باشه
09:14همون باشه که میخوای
09:16بلی اگه حس کنم که به هم نزدیک شدین
09:20خودت میدونی
09:21متوجه شدم
09:23راستش تنها دلیلشو نیست
09:25یه دلیل دیگه داره
09:28چیه؟
09:30به چیزایی که گفتی فکر کردم
09:32یعنی
09:33شاید
09:35درست کردن رابطه همون
09:38یه خونواده شدم
09:40خوب باشه
09:43خواستم یه فرصت بهت بدم
09:48ببین
09:49الان منو خیلی خوشحال کردی
09:52راستش
09:55معلومه که راحت نیست
09:56ولی اگه اینجا باشم
09:58و با هم زیاد وقت بگذرونیم
10:01میتونیم بهتر هم دیگر رو بفهمیم
10:03حق با توه
10:04تنها چیزی که ما بهش نیاز داریم
10:07با هم وقت گذروندنه
10:13بفرمایید
10:15بیا
10:17خوبه بیا
10:18بیا جلوتر
10:20بذارین اینجا
10:21سمیه خانم
10:23سندلیتون هم از نظر جوسته
10:25هم از نظر زیبایی بی نظیره
10:26اما آقا سرکان گفتن که دیگه اینو
10:29تو اتاقشون نمیخوان
10:31باشه عزیزم بذارشون اونجا
10:35یکی هم میخواد فورم با تو راجع به پروژه
10:37آقا سیمیز جلسه بذاره
10:40بریم پس
10:41باشه
10:43میخوام یه چیزی رو با هاتون درمین بگذارم
10:45درابطه با سیمن یه تصمیمی گرفتم
10:48از پروژه سیمن میکشیم کنار
10:50دیگه باهاش کار نمی کنیم
10:58باشه ولی دادش رو این پروژه کلی کار کردیم
11:02سیمن عشق پروژه شد
11:05آخه چرا این کارو می کنیم
11:07مگه قرار نبود پروژه های بزرگتری انجام بدیم
11:10من که نمی فهمم
11:11به خاطر پرستیش و این شرکت کفته بودیم که پروژه خیلی مهمیه
11:19اینطوری که فهمیدم تو میخوایی باهاش ادامه بدیم
11:23هرفه این نگاش میکنم به نظرم تو هم باید همین کار کنم
11:26باید هایی که بهشون اعتماد ندارم کار کنم
11:29این یه دلیل کافی برای هممون نیست ها؟
11:38ببینید دوستان
11:39کپیتان این کشتی آقا سرکانه
11:42بعضی وقتا بهترین راه اینه که به کپیتان اعتماد کنیم
11:46شرمنده ها ولی من نمیتونم این دلیل رو قبول کنم
11:49تو نمیتونی همینجوری دل بخواهی شرکت رو اداره کنی؟
11:52فرید تصمیم دل بخواهی نیست
11:54ذاتنگ مشتری تازه پیدا کردن
11:57بزرگتر و مطمئن تر
11:58هر مشتری که میخواد باشه ما این پروژه رو شروع کردیم
12:01زمان گذاشتیم زحمت کشیدیم
12:03ما مجبور نیستیم که تصمیم های تو رو بدون هیچ سوالی قبول کنیم
12:06همچین چیزی نیست
12:08فرید میشه آروم باشی؟
12:09یعنی چی آروم باشی؟
12:10لطفا
12:13اینطوری که متوجه شدم دلیل آقا سرکان خصوصیه و
12:18نمیخواد اینو به ما بگه
12:19دوستان تصمیم من قطعیه
12:22به عنوان شریک مؤسس شرکت
12:24تصمیمم اینه
12:26برای همینم خوشحال میشم که شما محترام بذارین
12:30سرکان میخوام که بهت اختار بدم
12:33شاید که صاحب پنجاه در صد سخام شرکت باشی
12:37ولی نمیتونی این تصمیمو تنهایی بگیری
12:42باشه
12:43پس حیط مدیر تصمیم بگیره
12:47خیلی خوب میشه
12:56سمیه خانم
13:01یه خواهشی ازتون دارم
13:04خیلی داریم به سرکان فشار میاریم
13:06حقش نیست
13:07بل کنیم هر کاری میخواد بکنه
13:09چه کار کنم پروژه رو کنسل کنیم
13:11کنسل کنیم
13:12فکر میکنه که کار درستیه
13:14شد از لحاظ تجارت زرار ببینه
13:16ولی حد اقل از ازر روحی آروم میشه
13:18خیلی دیگه داریم زیاده روی میکنیم
13:22خواهش میکنم
13:28باشه باشه
13:30ولی یه شرط دارم
13:31سیمن پروژه چشمنداز تو رو خیلی پسندید
13:35تو باید با اون کار کنی
13:37اصلا نمیخوای دست پرداری نه؟
13:40من فقط میخوایم یه فرصت بهش بدیم
13:42بهش فرصت نمیدم
13:45ولی باشه
13:46من پروژه رو ادامه میدم
13:48بینمون فقط روبطه کاری خواهد بود
13:51اونم برای این که میخوام
13:53از سرکن محفظت کنم
13:58بسیار خوب سرکن
13:59احتمالا خودت میدونی بلی
14:02تو گراردد یه سری شرط خسرت بوجود داره
14:06باشه
14:06باشه؟
14:08باشه
14:08از حساب خودم پرداخت میکنم
14:10ولی دوستان مشکل این نیست
14:12مشکل یه جایی دیگه هست
14:13یعنی واقعا کسی نمیبینه؟
14:14پس فرید واضح تر حرف بزن
14:16و مشکل رو هم به ما بگو
14:18باشه واضح حرف میزنم
14:19مشکل اینه که تصمیمات احساسی میگیری
14:21تو قبلا همچین آدمی نبودی
14:23وقتی یه تصمیم میگرفتی
14:25پشت شطمان یه توضیح منطقی داشتی به ما سرکن
14:27آره ولی بعضی وقتا
14:29باید با احساساتمون حرکت کنیم
14:32نه با منطقمون
14:34چون جواب نمیده
14:41فکر کردم
14:43و فهمیدم که درست نیست
14:46وقتی آقا سرکان چیزی رو نمیخواد
14:48ما مجبورش کنیم
14:53نمیخوام از روز اول با هم در بیفتیم
14:56برای همین کنسل شدن پروژر رو تعیید میکنم
15:00ولی شما یه چیز دیگه میگفتین
15:02الان یه چیز دیگه میگین
15:03من که نمیفهمم چی شد
15:04آقا فرید تصمیم رو عوض کردم
15:09من با سیمن حرف میزنم
15:11و توضیحات لازم رو میدم
15:14و برای اینکه شرکت و این زمینی کمترین خسارتو ببینه
15:18هر کاری از دستم بر بیاد انجام بیدم
15:22خوبه پس
15:24خیلی خوب هست
15:25پس لازم نیست نراحت بشیم دوستان
15:27پس من با توجه به این تصمیم نهایی جای خودمون
15:29و بدونیم و کارمونو انشان بدیم و بریم
15:30زود باشید
15:44داد از شی شد
15:47از شگل از دید شی شنکه تویی چیست هست
16:02ما قرار بود امروز ورزش کنیم
16:04وای ببخشید
16:05ولی با تو نه
16:06میرم که با الکس ورزش کنم
16:09قدم به قدم بهش نزدیک میشم
16:12هر روز یازده هزار قدم برمیدارم
16:14هم کالوری میسیزنم
16:16هم راما میسیزنم
16:17شما خیلی زبلین که یا لکس ورزش کردن اوکی کردین
16:20وای تو ساده یا چی اوکی کردنی
16:23فضای مجاسیشو چک کردم
16:25هر روز تو یه جا ورزش میکنه
16:29برنامه ی روزنشو فهمیدم
16:30مثلا تصادفی همو دیدین آره
16:33ای به نظر تصادف به ایتالیایی چی میشه
16:36امروز لازم هم میشه
16:37آم من میفهمم براتون پیام میکنم
16:39هر روز فرزش میکنم
16:41اینجوری توجهش جلب میکنم
16:43بهش نزدیک میشم
16:44اینجوری پیش بره شما تا روم حتما میریم
16:47معلومه که میرم
16:48وای وقتمو نگیر
16:49من دارم میرم
16:50برنامم چیده شده خدا فیس
16:52بس آدم ها اینجوری میرن سمت همدیکه
16:55اینجا با این لباسای عجیب
17:01چیه؟
17:06لیدیز
17:07تو این فرزش
17:09مرکزت آدول
17:11خیلی مهمه
17:12برای همین
17:14باید
17:15درست
17:16نفس بکشین
17:18من تو یوگا یاد گرفتم
17:20فکر نمی کنم مشکلی پیش بید
17:22امتحان کن
17:26آیفه
17:27کمک میخوای؟
17:30درسته هستا
17:31آها
17:31باید از اینجا نفس بکشین
17:35جلوی خودتا نگیر
17:38بده بیرون
17:40بکش
17:44بکش
17:46منم مشکل دارم
17:49الان میام
17:54از اینجا نفس بکشین
17:59نفس کم و بردم
18:01کل روز ورزش کردم
18:03نفس بکش
18:03خانم ها
18:06آیکیدو یعنی همه هنگی
18:09آی
18:10یعنی ملاقات
18:12کی
18:13یعنی انرژی
18:15رو
18:16دو
18:17برو
18:18دو
18:19با حمله روبرو شو
18:22حمله رو درک کن
18:24و بعد ازش خلاص شو
18:26من و استاد آرف
18:29نمایشی به شما نشون میدیم
18:32بعدش ما همدیگه کار میکنیم
18:35آکی
18:37بلشینید لطفا
18:51لیلا
18:52اینا چیه؟
18:53آقا سرکان برای پروژه هایی که روش کار کرده بودید اصلاحات داده
18:57اصلاحات
18:58اینقدر زیاد
18:59نه در این مورد اطلاعی ندارم
19:01اما اینطور خواست که فردا صبح همهش باید درست شده باشه
19:04و رو میزش باشه
19:06من باش حرف بزنم
19:08آره اما الان اینجا نیست
19:10کجاست؟
19:11با آقا اینگی رفته ساختمون رو ببینه
19:13کدوم ساختمون؟
19:15ممکنه نخواد در این مورد چیزی به اطف بگم
19:19لیلا؟
19:21لیلا جون؟
19:24اگه به هم نگی ساختمون کجاست؟
19:27تک تک همه ساختمون رو میگردم و پیداش میکنم
19:37ساختمون رو مصلاحی
19:39ممنون لیلا جون
19:44بسیار خواب حرف بزنیم مرسی
19:48خیلی خب
19:49همونطور که خودت هم گفتی
19:51همه میدونیم هدف سمیه خانم چیه
19:53اما داداش کشکی
19:55اینو پیشتر از اینا به من میگفتی
19:57چون اگر فرید خبرداشت
19:59ماجره به اینجا کشیده نمیشه
20:01هم بی خیال
20:01اتفاق یکی افتاده
20:04سرکان
20:05ببین داداش چی بهتو میگم
20:06یه مکان خیلی توپی نسلی که از سرخ دارم
20:09برمونجا هم یک آنزایی میخوریم
20:10هم به فکرمون یه اصدارتی میدیم و گب میسدیم
20:13ببین اگه یه روز دیگهی بود خیلی دلم میخواست انگین
20:15اما الان اصلا حسله ندارم
20:17یکم دیگه همینجا هستم و اوتوب برون باشه
20:20خیلی دخواب باشه
20:20بعدم میبینم ات
21:06موسیقی
21:28موسیقی
21:30موسیقی
21:50سرکان دیگه نخواد با آقا سیمن کار کنه
21:52شرکت رو دوچاره مشکل میکنه
21:55اما ادا همچنان پروژه رو ادامه میده
21:58تبریک میگم سمیح خانم
22:00حرکت دقیقه نودی شیکی بود
22:03اگه حساب قدم بعدی رو نکنی
22:06نمیتونی معفق با شیبال جا جو
22:08اما کارمون هنوز تموم نشد
22:10خیلی چیز رو از شما یاد میگیرم
22:12خوبه
22:13ببین
22:14ما تونستیم ادا و سرکان رو جدا کنیم
22:18الان باید بتونیم اونا رو از همدیگه دور نگه داریم
22:24آماده یه هر کاری هستم
22:26پس در مورد سرکان سریتر دست به جنبون
22:29ادا باید بفهم سرکان رو از دست داده
22:32خوب اگه سرکان از ادا نگذره چی؟
22:36اون با من
22:50موسیقی
22:51موسیقی
23:14قطعه
23:14قطعه
23:15طبقه بود که اومدیه اینجا
23:19اینجا چی کار میکنیم؟
23:23طبقه یه هفتون
23:24موازه پشت
23:26سرکارگر گفت چند ساعت اینجایی
23:30فکر کنم عاشق ساختمونی شدی که خودت ساختیش
23:35آره اینجا که هستم احساس خوبی داره
23:40منم قبلن یه جایی داشتم که داخلش احساس خوبی داشتم
23:44آره تو بین گلها
23:47منم بین بوتونها
23:49اصلا از اولش مشخص بود چقدر با هم متفاوتیم
23:53آره
23:57آدم ها رو ببین
24:03همه دنبال خوشبختی میگردن
24:07وقتی کار این ساختمون تموم بشه
24:09آدم هایی که به دنبال خوشبختی هستم در داخلش زندگی خواهم کرد
24:15یعنی واسه این که
24:16مردم خوشحال باشن من یه چیزهایی رو
24:19ترراهی میکنم و میسازم
24:21اما خودم هیچ وقت نمیتونم خوشبخت بشم
24:24چه عجیب
24:26بسه یه
24:28پیدا کردن راه خوشبختی اون همه پرونده گذاشتی رو میزم
24:31یه سوال بهتری ازت دارم
24:34چرا امروز سمیها خانوم به هم کمک کرد؟
24:38تو ازش خستی؟
24:39نمیدونم
24:40چه ربطی به من داره؟
24:41هم
24:42یه لحظه فکر کردم به معمیت دیدی
24:45اما اشتباه کردم
24:46اونم بد جور
24:50قراره اینجوری باشیم؟
24:53چجوری باشیم؟
24:55من و تو قراره
24:56اینجوری با هم رفتار کنیم؟
24:59هم
25:00یعنی ازم میخوای چجوری رفتار کنم؟
25:02اگه
25:03اگه یادت نیست یادواری کنم که تو از من جدا شدیم
25:08اما ببین
25:09علا رقم همه ی این چیزها دلم نمیخواد رابطه همون بد باشه
25:13باشه؟
25:15پس به نظرم ما میتونیم دوستای خوبی با هم باشیم
25:22دوست؟
25:22امه
25:26چیه؟ نمیشه؟ نمیخوای با هم دوست باشی؟
25:29معلومه که میتونم چرا که نه؟
25:31باشه
25:32پس دیگه دوستیم
25:37دو تو دوستی که یه جا کار میکنم
25:40دیگه هیچی بینمون نیست
25:42گزشتر رو فراموش کرده
25:43دیگه هر کی میره پی زندگی خودش
25:49اما اگه فکر میکنی
25:51این واسد سخته به
25:53سخت باشه؟
25:56چرا باید واسم سخت باشه؟
25:58اونه وقتی واسه تو اینقدر آسونه و اینقدر مسممی
26:03خوبه
26:03خوبه؟
26:05من میرم
26:06منم میان
26:10حالای ایمنی خیلی بهت میان
26:12کسی ازت نظر نخواست دوست ما نظر خواست؟
26:16تو با سانسور برابن از پله ها میرم
26:19موسیقی
Comments