Skip to playerSkip to main content
  • 2 hours ago
عشق مشروط

ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

Category

📺
TV
Transcript
00:26PYM JBZ
00:56PYM JBZ
01:25PYM JBZ
01:55PYM JBZ
02:07PYM JBZ
02:09PYM JBZ
02:28PYM JBZ
03:11PYM JBZ
03:12PYM JBZ
03:21PYM JBZ
03:23PYM JBZ
03:55PYM JBZ
04:07PYM JBZ
04:08PYM JBZ
04:08PYM JBZ
04:09PYM JBZ
04:10PYM JBZ
04:20PYM JBZ
04:23PYM JBZ
04:27ببینین
04:28اون زنه به تو گفته که نیا سرکار
04:31ما هم اومدیم جل در اینجا وایستادیم
04:34مطمئنی که اینجوری میتونی نرمش کنی
04:36من میدونم که دارم چی کار میکنم
04:38ملوتو نگران نموشه
04:39نیگست کن
04:40میبین دیگه دور دوبام شروع شده
04:42تماشاش کنین
04:44نوبت منی
04:45حالا ببینین چی میشه
04:51چیز شده
04:53چیز شده
04:54بهت خبر میدم
04:56چی؟
04:57اومد اومد اومد
04:58طبیعی رفتا کن
05:01باشه
05:01یعنی زیاد چیز نکن
05:03دارم اومد اومد اومد میاد
05:05دارم میاد
05:06دارم چی کار کنم
05:14شوهر خواهر رو ببین
05:15رفت توی صبح خیرم نگو
05:19صبح خیر آقا سرکان
05:20شما که توراث نیزدین
05:21من فورم پروندر رو آماده کردم
05:23قرار دادتون با آقا سیمه
05:36ایدا
05:36از این قهوه بخور بیهوش میشی
05:38بالا من نمیتونم تو رو جمع کنم
05:41اومدم سرکار سرووزم رو مرتب کردم
05:43اون سرکان بود
05:45نره
05:47خیلی بایه خوبی نمیده
05:49نره یه لحظه باش اومد
05:51دختره من برمیگردم من نمیام سرکار
05:53نره بایه چکنیه مگه بیشه ایتا
05:58اومد چنده شومد
05:59نره بایه کن داره میاد
06:00کی داره میاد
06:02ای بابا
06:03خیلی چیزی نیست در حالت کلی مشکلی
06:06ای بابا
06:08این اینجا چی کار داره
06:09من که نگفتم بیاد
06:11چی کار کنیم بریم تو زشته
06:13نه بابا به نظر منم بریم زشت نیست
06:15بیا بریم با که تجلی کنیم
06:18آره آره برو بیم
06:19برو زیگی
06:20بری بری
06:21ادر خانم
06:24صبح خیر
06:26صبح خیر
06:29صبح بخیر
06:30صبح بخیر
06:30باشه پس
06:31صبح شما هم بخیر
06:32بایه ما دیگه بید بریم
06:34اومد
06:35اومد
06:37اومد داره چکار میکنه
06:38بایده حرف میزنه
06:39بایده داره حرف میزنه
06:42ملو جره
06:44چیزه
06:44باشه باشه باشه
06:45باشه باشه باشه
06:46باشه ولی شکار مهم نیست
06:47ماده یه نو
06:48ماده ی شعر اینو
06:49باید عوض بشه
06:50نه باید عوض شه
06:52چه کار میکنن
06:53حرف میزنن
06:54راستش من بعد از دیشب نگران حالتون بودم
06:59آه
06:59سمیه خانم
07:00پس خبردار شدی
07:03متاسفانه
07:04شنیدم از آقا سرکان جدا شدین
07:06راستش ناراحت شدم
07:10هیچ جدایی من رو خوشحال نمی کنه
07:13چون که درد جدایی رو خوب میفهمم
07:17ممنون با بته توجهتون
07:20من برم
07:21دیر نکنم
07:22داخل میبینم اتون
07:23ادا میاد
07:24ادا
07:25ادا داره میاد
07:25ادا داره میاد
07:27ماده ی نو رو باطل کنید
07:29نه باطل شده
07:30ماده ی نو رو نمیخواد
07:32پس خورم باطل کنیم ماده ی نو رو
07:33ماده ی نو رو باشه
07:34ادا نمیدونم چه تون ندیدنش
07:36چند من همی کارو میکنیم
07:37ادا پروژه آماده است
07:38میتونی یه نگاه بندازی؟
07:40آقا سرکان
07:41تلفون داره زنگ
07:42آقای سیمن
07:44سلام
07:44خوب شد که دیدم اتون
07:46چند تا سال راجب پروژه ازتون داشتم
07:49منم چند تا سال دارم
07:50یعنی راستش معلومه که ناییمدین
07:52اینجا منو ببینیم
07:53پس لازم نیست که پروژه رو بهانه کنیم
07:55آه بخاطر همین میخوام با هم یکم گب بزنیم
07:59راستش حق با شماست
08:02وقتی فهمیدم جدا شدید نگران و ادا خانم شدن
08:04ممکنه تو دوران سختی باشه
08:06شاید یکم کمک احتیاج داشته باشه
08:08آه اون کسایی رو که داره کمکش میکنن
08:11نیازی به کمک شما نیست
08:12ادا خانم برام مهمه
08:14هرچی باشه داره پروژه چشمنداز خونم رو انجام بیدیم
08:17میخوام که خوشحال باشه
08:19بله
08:21بگذاریم
08:22با اجازتون
08:23بعدم میبینم
08:24بفرمیم
08:30لیلا
08:31آقا سرکان
08:34ممنونم
08:35گروه را جمع کن یه جلسه فوری برگذار میکنیم
08:38باشه آقا سرکان
08:39باشه یه چیز دیگه ازت میخوام
08:42یه چیز خصوصی
08:43چی؟
08:46ادا جون
08:47صبح خیر
08:48صبح خیر
08:54خواستم قبل از این که تو بپرسی
08:56بگم به کار تو شرکت ادا ممیدم
08:59ببین
09:00آتیش و بارود کنار هم نمیشن
09:03باور کن که استراحت کردن برای تو هم خیلی خوب
09:07نمیخوام استراحت کنم
09:08دیگه از سر کنم جدا شدم
09:10چیزی برای نگرانی نیستش
09:14باشه
09:14همون باشه که میخوای
09:16بلی اگه حس کنم که به هم نزدیک شدین
09:20خودت میدونی
09:21متوجه شدم
09:23راستش تنها دلیلشو نیست
09:25یه دلیل دیگه داره
09:28چیه؟
09:30به چیزایی که گفتی فکر کردم
09:32یعنی
09:33شاید
09:35درست کردن رابطه همون
09:38یه خونواده شدم
09:40خوب باشه
09:43خواستم یه فرصت بهت بدم
09:48ببین
09:49الان منو خیلی خوشحال کردی
09:52راستش
09:55معلومه که راحت نیست
09:56ولی اگه اینجا باشم
09:58و با هم زیاد وقت بگذرونیم
10:01میتونیم بهتر هم دیگر رو بفهمیم
10:03حق با توه
10:04تنها چیزی که ما بهش نیاز داریم
10:07با هم وقت گذروندنه
10:13بفرمایید
10:15بیا
10:17خوبه بیا
10:18بیا جلوتر
10:20بذارین اینجا
10:21سمیه خانم
10:23سندلیتون هم از نظر جوسته
10:25هم از نظر زیبایی بی نظیره
10:26اما آقا سرکان گفتن که دیگه اینو
10:29تو اتاقشون نمیخوان
10:31باشه عزیزم بذارشون اونجا
10:35یکی هم میخواد فورم با تو راجع به پروژه
10:37آقا سیمیز جلسه بذاره
10:40بریم پس
10:41باشه
10:43میخوام یه چیزی رو با هاتون درمین بگذارم
10:45درابطه با سیمن یه تصمیمی گرفتم
10:48از پروژه سیمن میکشیم کنار
10:50دیگه باهاش کار نمی کنیم
10:58باشه ولی دادش رو این پروژه کلی کار کردیم
11:02سیمن عشق پروژه شد
11:05آخه چرا این کارو می کنیم
11:07مگه قرار نبود پروژه های بزرگتری انجام بدیم
11:10من که نمی فهمم
11:11به خاطر پرستیش و این شرکت کفته بودیم که پروژه خیلی مهمیه
11:19اینطوری که فهمیدم تو میخوایی باهاش ادامه بدیم
11:23هرفه این نگاش میکنم به نظرم تو هم باید همین کار کنم
11:26باید هایی که بهشون اعتماد ندارم کار کنم
11:29این یه دلیل کافی برای هممون نیست ها؟
11:38ببینید دوستان
11:39کپیتان این کشتی آقا سرکانه
11:42بعضی وقتا بهترین راه اینه که به کپیتان اعتماد کنیم
11:46شرمنده ها ولی من نمیتونم این دلیل رو قبول کنم
11:49تو نمیتونی همینجوری دل بخواهی شرکت رو اداره کنی؟
11:52فرید تصمیم دل بخواهی نیست
11:54ذاتنگ مشتری تازه پیدا کردن
11:57بزرگتر و مطمئن تر
11:58هر مشتری که میخواد باشه ما این پروژه رو شروع کردیم
12:01زمان گذاشتیم زحمت کشیدیم
12:03ما مجبور نیستیم که تصمیم های تو رو بدون هیچ سوالی قبول کنیم
12:06همچین چیزی نیست
12:08فرید میشه آروم باشی؟
12:09یعنی چی آروم باشی؟
12:10لطفا
12:13اینطوری که متوجه شدم دلیل آقا سرکان خصوصیه و
12:18نمیخواد اینو به ما بگه
12:19دوستان تصمیم من قطعیه
12:22به عنوان شریک مؤسس شرکت
12:24تصمیمم اینه
12:26برای همینم خوشحال میشم که شما محترام بذارین
12:30سرکان میخوام که بهت اختار بدم
12:33شاید که صاحب پنجاه در صد سخام شرکت باشی
12:37ولی نمیتونی این تصمیمو تنهایی بگیری
12:42باشه
12:43پس حیط مدیر تصمیم بگیره
12:47خیلی خوب میشه
12:56سمیه خانم
13:01یه خواهشی ازتون دارم
13:04خیلی داریم به سرکان فشار میاریم
13:06حقش نیست
13:07بل کنیم هر کاری میخواد بکنه
13:09چه کار کنم پروژه رو کنسل کنیم
13:11کنسل کنیم
13:12فکر میکنه که کار درستیه
13:14شد از لحاظ تجارت زرار ببینه
13:16ولی حد اقل از ازر روحی آروم میشه
13:18خیلی دیگه داریم زیاده روی میکنیم
13:22خواهش میکنم
13:28باشه باشه
13:30ولی یه شرط دارم
13:31سیمن پروژه چشمنداز تو رو خیلی پسندید
13:35تو باید با اون کار کنی
13:37اصلا نمیخوای دست پرداری نه؟
13:40من فقط میخوایم یه فرصت بهش بدیم
13:42بهش فرصت نمیدم
13:45ولی باشه
13:46من پروژه رو ادامه میدم
13:48بینمون فقط روبطه کاری خواهد بود
13:51اونم برای این که میخوام
13:53از سرکن محفظت کنم
13:58بسیار خوب سرکن
13:59احتمالا خودت میدونی بلی
14:02تو گراردد یه سری شرط خسرت بوجود داره
14:06باشه
14:06باشه؟
14:08باشه
14:08از حساب خودم پرداخت میکنم
14:10ولی دوستان مشکل این نیست
14:12مشکل یه جایی دیگه هست
14:13یعنی واقعا کسی نمیبینه؟
14:14پس فرید واضح تر حرف بزن
14:16و مشکل رو هم به ما بگو
14:18باشه واضح حرف میزنم
14:19مشکل اینه که تصمیمات احساسی میگیری
14:21تو قبلا همچین آدمی نبودی
14:23وقتی یه تصمیم میگرفتی
14:25پشت شطمان یه توضیح منطقی داشتی به ما سرکن
14:27آره ولی بعضی وقتا
14:29باید با احساساتمون حرکت کنیم
14:32نه با منطقمون
14:34چون جواب نمیده
14:41فکر کردم
14:43و فهمیدم که درست نیست
14:46وقتی آقا سرکان چیزی رو نمیخواد
14:48ما مجبورش کنیم
14:53نمیخوام از روز اول با هم در بیفتیم
14:56برای همین کنسل شدن پروژر رو تعیید میکنم
15:00ولی شما یه چیز دیگه میگفتین
15:02الان یه چیز دیگه میگین
15:03من که نمیفهمم چی شد
15:04آقا فرید تصمیم رو عوض کردم
15:09من با سیمن حرف میزنم
15:11و توضیحات لازم رو میدم
15:14و برای اینکه شرکت و این زمینی کمترین خسارتو ببینه
15:18هر کاری از دستم بر بیاد انجام بیدم
15:22خوبه پس
15:24خیلی خوب هست
15:25پس لازم نیست نراحت بشیم دوستان
15:27پس من با توجه به این تصمیم نهایی جای خودمون
15:29و بدونیم و کارمونو انشان بدیم و بریم
15:30زود باشید
15:44داد از شی شد
15:47از شگل از دید شی شنکه تویی چیست هست
16:02ما قرار بود امروز ورزش کنیم
16:04وای ببخشید
16:05ولی با تو نه
16:06میرم که با الکس ورزش کنم
16:09قدم به قدم بهش نزدیک میشم
16:12هر روز یازده هزار قدم برمیدارم
16:14هم کالوری میسیزنم
16:16هم راما میسیزنم
16:17شما خیلی زبلین که یا لکس ورزش کردن اوکی کردین
16:20وای تو ساده یا چی اوکی کردنی
16:23فضای مجاسیشو چک کردم
16:25هر روز تو یه جا ورزش میکنه
16:29برنامه ی روزنشو فهمیدم
16:30مثلا تصادفی همو دیدین آره
16:33ای به نظر تصادف به ایتالیایی چی میشه
16:36امروز لازم هم میشه
16:37آم من میفهمم براتون پیام میکنم
16:39هر روز فرزش میکنم
16:41اینجوری توجهش جلب میکنم
16:43بهش نزدیک میشم
16:44اینجوری پیش بره شما تا روم حتما میریم
16:47معلومه که میرم
16:48وای وقتمو نگیر
16:49من دارم میرم
16:50برنامم چیده شده خدا فیس
16:52بس آدم ها اینجوری میرن سمت همدیکه
16:55اینجا با این لباسای عجیب
17:01چیه؟
17:06لیدیز
17:07تو این فرزش
17:09مرکزت آدول
17:11خیلی مهمه
17:12برای همین
17:14باید
17:15درست
17:16نفس بکشین
17:18من تو یوگا یاد گرفتم
17:20فکر نمی کنم مشکلی پیش بید
17:22امتحان کن
17:26آیفه
17:27کمک میخوای؟
17:30درسته هستا
17:31آها
17:31باید از اینجا نفس بکشین
17:35جلوی خودتا نگیر
17:38بده بیرون
17:40بکش
17:44بکش
17:46منم مشکل دارم
17:49الان میام
17:54از اینجا نفس بکشین
17:59نفس کم و بردم
18:01کل روز ورزش کردم
18:03نفس بکش
18:03خانم ها
18:06آیکیدو یعنی همه هنگی
18:09آی
18:10یعنی ملاقات
18:12کی
18:13یعنی انرژی
18:15رو
18:16دو
18:17برو
18:18دو
18:19با حمله روبرو شو
18:22حمله رو درک کن
18:24و بعد ازش خلاص شو
18:26من و استاد آرف
18:29نمایشی به شما نشون میدیم
18:32بعدش ما همدیگه کار میکنیم
18:35آکی
18:37بلشینید لطفا
18:51لیلا
18:52اینا چیه؟
18:53آقا سرکان برای پروژه هایی که روش کار کرده بودید اصلاحات داده
18:57اصلاحات
18:58اینقدر زیاد
18:59نه در این مورد اطلاعی ندارم
19:01اما اینطور خواست که فردا صبح همهش باید درست شده باشه
19:04و رو میزش باشه
19:06من باش حرف بزنم
19:08آره اما الان اینجا نیست
19:10کجاست؟
19:11با آقا اینگی رفته ساختمون رو ببینه
19:13کدوم ساختمون؟
19:15ممکنه نخواد در این مورد چیزی به اطف بگم
19:19لیلا؟
19:21لیلا جون؟
19:24اگه به هم نگی ساختمون کجاست؟
19:27تک تک همه ساختمون رو میگردم و پیداش میکنم
19:37ساختمون رو مصلاحی
19:39ممنون لیلا جون
19:44بسیار خواب حرف بزنیم مرسی
19:48خیلی خب
19:49همونطور که خودت هم گفتی
19:51همه میدونیم هدف سمیه خانم چیه
19:53اما داداش کشکی
19:55اینو پیشتر از اینا به من میگفتی
19:57چون اگر فرید خبرداشت
19:59ماجره به اینجا کشیده نمیشه
20:01هم بی خیال
20:01اتفاق یکی افتاده
20:04سرکان
20:05ببین داداش چی بهتو میگم
20:06یه مکان خیلی توپی نسلی که از سرخ دارم
20:09برمونجا هم یک آنزایی میخوریم
20:10هم به فکرمون یه اصدارتی میدیم و گب میسدیم
20:13ببین اگه یه روز دیگهی بود خیلی دلم میخواست انگین
20:15اما الان اصلا حسله ندارم
20:17یکم دیگه همینجا هستم و اوتوب برون باشه
20:20خیلی دخواب باشه
20:20بعدم میبینم ات
21:06موسیقی
21:28موسیقی
21:30موسیقی
21:50سرکان دیگه نخواد با آقا سیمن کار کنه
21:52شرکت رو دوچاره مشکل میکنه
21:55اما ادا همچنان پروژه رو ادامه میده
21:58تبریک میگم سمیح خانم
22:00حرکت دقیقه نودی شیکی بود
22:03اگه حساب قدم بعدی رو نکنی
22:06نمیتونی معفق با شیبال جا جو
22:08اما کارمون هنوز تموم نشد
22:10خیلی چیز رو از شما یاد میگیرم
22:12خوبه
22:13ببین
22:14ما تونستیم ادا و سرکان رو جدا کنیم
22:18الان باید بتونیم اونا رو از همدیگه دور نگه داریم
22:24آماده یه هر کاری هستم
22:26پس در مورد سرکان سریتر دست به جنبون
22:29ادا باید بفهم سرکان رو از دست داده
22:32خوب اگه سرکان از ادا نگذره چی؟
22:36اون با من
22:50موسیقی
22:51موسیقی
23:14قطعه
23:14قطعه
23:15طبقه بود که اومدیه اینجا
23:19اینجا چی کار میکنیم؟
23:23طبقه یه هفتون
23:24موازه پشت
23:26سرکارگر گفت چند ساعت اینجایی
23:30فکر کنم عاشق ساختمونی شدی که خودت ساختیش
23:35آره اینجا که هستم احساس خوبی داره
23:40منم قبلن یه جایی داشتم که داخلش احساس خوبی داشتم
23:44آره تو بین گلها
23:47منم بین بوتونها
23:49اصلا از اولش مشخص بود چقدر با هم متفاوتیم
23:53آره
23:57آدم ها رو ببین
24:03همه دنبال خوشبختی میگردن
24:07وقتی کار این ساختمون تموم بشه
24:09آدم هایی که به دنبال خوشبختی هستم در داخلش زندگی خواهم کرد
24:15یعنی واسه این که
24:16مردم خوشحال باشن من یه چیزهایی رو
24:19ترراهی میکنم و میسازم
24:21اما خودم هیچ وقت نمیتونم خوشبخت بشم
24:24چه عجیب
24:26بسه یه
24:28پیدا کردن راه خوشبختی اون همه پرونده گذاشتی رو میزم
24:31یه سوال بهتری ازت دارم
24:34چرا امروز سمیها خانوم به هم کمک کرد؟
24:38تو ازش خستی؟
24:39نمیدونم
24:40چه ربطی به من داره؟
24:41هم
24:42یه لحظه فکر کردم به معمیت دیدی
24:45اما اشتباه کردم
24:46اونم بد جور
24:50قراره اینجوری باشیم؟
24:53چجوری باشیم؟
24:55من و تو قراره
24:56اینجوری با هم رفتار کنیم؟
24:59هم
25:00یعنی ازم میخوای چجوری رفتار کنم؟
25:02اگه
25:03اگه یادت نیست یادواری کنم که تو از من جدا شدیم
25:08اما ببین
25:09علا رقم همه ی این چیزها دلم نمیخواد رابطه همون بد باشه
25:13باشه؟
25:15پس به نظرم ما میتونیم دوستای خوبی با هم باشیم
25:22دوست؟
25:22امه
25:26چیه؟ نمیشه؟ نمیخوای با هم دوست باشی؟
25:29معلومه که میتونم چرا که نه؟
25:31باشه
25:32پس دیگه دوستیم
25:37دو تو دوستی که یه جا کار میکنم
25:40دیگه هیچی بینمون نیست
25:42گزشتر رو فراموش کرده
25:43دیگه هر کی میره پی زندگی خودش
25:49اما اگه فکر میکنی
25:51این واسد سخته به
25:53سخت باشه؟
25:56چرا باید واسم سخت باشه؟
25:58اونه وقتی واسه تو اینقدر آسونه و اینقدر مسممی
26:03خوبه
26:03خوبه؟
26:05من میرم
26:06منم میان
26:10حالای ایمنی خیلی بهت میان
26:12کسی ازت نظر نخواست دوست ما نظر خواست؟
26:16تو با سانسور برابن از پله ها میرم
26:19موسیقی
Comments

Recommended