"از چه کسی در برابر چه کسی محافظت میکنید؟" وحشی گفت. «از خیابانها؟ یا خیابانها را از ما؟»
علی که در چهار سالگی از یک خانوادهی اصیل ربوده شده و سر از خیابانها درآورده بود، پس از هفده سال، با نام یامان به خانه بازمیگردد.
این داستان، روایت تلاش این جوان برای بازساختن هویت خود بهعنوان «یامان علی» است.
مشخصات:
تهیهکنندگان: فاتح آکسوی و مهمت یگیت آلپ
شرکت تهیهکننده: NTC مدیا
کارگردان: م. چاعاتای تُسون
داستان/فیلمنامه: یکتا تورون
هماهنگکننده کل: امل کورت
تهیهکننده اجرایی: جنک یِنگین
موسیقی: اِندر گوندوزلو
ژانر: درام
#سریالها #Yabani
علی که در چهار سالگی از یک خانوادهی اصیل ربوده شده و سر از خیابانها درآورده بود، پس از هفده سال، با نام یامان به خانه بازمیگردد.
این داستان، روایت تلاش این جوان برای بازساختن هویت خود بهعنوان «یامان علی» است.
مشخصات:
تهیهکنندگان: فاتح آکسوی و مهمت یگیت آلپ
شرکت تهیهکننده: NTC مدیا
کارگردان: م. چاعاتای تُسون
داستان/فیلمنامه: یکتا تورون
هماهنگکننده کل: امل کورت
تهیهکننده اجرایی: جنک یِنگین
موسیقی: اِندر گوندوزلو
ژانر: درام
#سریالها #Yabani
Category
📺
TVTranscript
00:23PYM JBZ
00:52PYM JBZ
01:27PYM JBZ
01:57PYM JBZ
02:21PYM JBZ
02:49PYM JBZ
03:11PYM JBZ
03:12PYM JBZ
03:31PYM JBZ
03:32PYM JBZ
04:00PYM JBZ
04:03PYM JBZ
04:33PYM JBZ
04:45PYM JBZ
04:46PYM JBZ
04:46PYM JBZ
04:58PYM JBZ
04:58PYM JBZ
04:58PYM JBZ
04:58PYM JBZ
04:59PYM JBZ
05:11PYM JBZ
05:12PYM JBZ
05:13PYM JBZ
05:13PYM JBZ
05:34PYM JBZ
06:00این موزخ رفات چیه؟
06:02کی باید تو رو بسوزونه یعنی چی؟
06:06دو تایی با امو اسکندر
06:11یامان هنوز نفهمیدی
06:14میخوان جرمو بندازن گردن من
06:17باورم نمیشه
06:19واقعا باورم نمیشه
06:20وقتی همه چیو میدونن
06:23وقتی همه چیو میدونن
06:24دارن منو تومه میکنن
06:27مامانت
06:29این کار مامانت
06:31مامانت
06:32مثلا چی کار کرده
06:34رفتم اسکندر گفته بیا درین رو مندازیم وسط
06:37یا نه مثلا اسکندر به مامانت گفته بیا درین رو گرفتار کنیم
06:40اونم گفته باشه
06:41تو چی میگی دختر چی میگی میخوای من باور کنم
06:44این چما زخ رفات چیه
06:45ببین درین دارم به زور جره خودم رو میگیرم
06:48و از توی چشم نگاه کن و روک و رو راست به ام بگو
06:52به ام بگو چون دادشم مورد حسابی خاطی کردم
06:55و رفتم رویا رو کشتم
06:57فقط به ام راستشو بگو
06:58راستشو میخوام بستمام داری
07:00من دارم بهت راستشو میگم یامان
07:02دارم راستشو میگم
07:04تو اصلا نمیدونی
07:06وقتی این حرف رو به ام میزنی
07:07چقدر باعث عذاب کشیدن هم میشین
07:09یه لحظه با من بیا
07:10باشه باش
07:12همین الان
07:12گفتم فر
07:13الان
07:14را بیافت ربینم
07:17ببین دختر
07:18همه چی رو برام مو به مو تعریف میکنی
07:21برام درست عریف بگنی
07:23که چه بلایی سر رویا وردی
07:26برو بینم
07:27یادن برو
07:43بابا ما دادشم نمیدونن
07:45من اینجا کار آموزی میکنم
07:47فکر میکنن درم الهیت میخونم
07:49وقتی دادشم گفت میرسونیم
07:52بیمارستان ترسیدم
07:53گفتم نکنه منو اینجا ببینم
07:55بشناسه
07:58نگران نباش به کسی چیزی نمیگم
08:01رستی مطمئنی چیزی نمیخوری
08:03کلی حله حوله هستا
08:06البته
08:09به خاطر خوردن اینا کلی چاخ شدم
08:12اما
08:13الان چوز دیگه ای آرومم نمی کنه
08:16به نظر منگی مخفیش نکن
08:19برو راستشو بهشون بگو
08:20کار بدی که نمی کنی
08:23دارو بریای من اینو درک نمی کنم
08:26بابان به فهمه نمیذاره برم
08:28حبس هم میکنه
08:29بد بخت هم میکنه
08:30مگه حبس کردن تو خونه اینقدر کشکیه
08:32نظر راحت بهت ظلم بشه
08:34یعنی چی مگه بچی
08:35من اگه برم پزشگی بخونم
08:38نور چشم خونواده و اطرافیانم میشم
08:42خونهی که توش به دنیا اومدی تقدیرته
08:44کاش همه چی به این آسونی ها بود که میگفتین
08:47اما نیست
08:49برای همین تا جایی که بشه مخفیش میکنم
08:52ببین من بابا تو نمیشنسم
08:54اما دادشت
08:56من هر جقدر به اصاب به نظر
08:58بیاد معلومه آدمی بفکریه
08:59به نظرم درکت میکنه
09:02دادشم
09:04دادشت من
09:04نه بابا اون خیلی نفهمه
09:07نفه کنم دادشم را با یکی دیگه اشتباه گرفتی
09:11تو با توی اوشانس لازمه دارم
09:13باشه هلا میام
09:14بازم میام پیشت
09:16باشه خسته نباشیم
09:49ببین دادشم
09:50من دیگه مغزم نمی کشه خب
09:52کدوم مادری با بچهش این کارو میکنه
09:54کدوم مادری این کارو میکنه
09:55تو این حرفو میزنی یا ما
09:57ما کجا بزرگ شدیم
09:59چند تا بچه میشناختیم که مامان باباشون
10:01از خونه بیرونشون کردن
10:02چند تا بچه را میخواستم بپروشن
10:04اما با فرار کردن نجات پیده کرده بودن
10:06چند تا بچه را اینقدر باباشون زده بودشون
10:08که داشتن میموردن
10:09مگه ما داستان این مادر پدرها رو کم شنیدیم
10:12الانم بشین اینجا ببینم
10:14اول آروم شو
10:15بعد مثل بچه یا آدم برین با هم دیگه حرف بزنیم
10:24جسور باید حرف بزن
10:27میرم براتاب بیارم
10:41تو با
10:43کتابی که میخواستی
10:45ممنون
10:46ازشکوپی میگیرم پس میدم
10:48تا حالا اینطوری نشده بود
10:51اولین بار برسی هم قد شده
10:52ببخشی
10:53این چه حرفی عزیزم
10:55نفهمیدی که بهت کمک میکرده
10:56نه
10:57به بانکم زنگ زدم
10:58اینگار میخواد ناشناس بمونی
11:00امیدوارم بفهمم که
11:02بالاخره
11:03حق بزرگی گردنم داره
11:05کاری که بابا مدادشم نکردن و اون کرد
11:07درسته
11:15خانوم پرستان
11:17غربوت بذار منو ببرن
11:19اما نبوردن که
11:20انین همکاریمون نیانه رستیدگی میکنن
11:21خیلیتون راحت
11:22باشه پس من میرم با تلفون ثبت کنم و برمکردم
11:41منو کار داشتین دکتر
11:43تو با
11:43یه مریض اینجاست
11:44قراره ببریمش طبقه بالا
11:50بابا
12:06باید ببریمش طبقه بالا
12:18باید ببریمش طبقه بالا
12:21فقط مراقب راگی که ازش گرفتن باش
12:33موسیقی
12:47موسیقی
12:52یه سری از وسایلی که تو اتاقت بوده
12:54اوبردم اینجا
12:55اونایی که دوست داشتی
12:56البته هر چیزی که خاصیم میتونی عوض کنی
12:59اگه خاصین
13:00برای اجام
13:01یه تخت میگیریم
13:03از اونایی که از بابا زیدارن
13:05و لالایی پخش میکنن
13:09نمیخواد
13:09اینجا نمیمونیم
13:11پسرم
13:12تو هر وقت میخوایی بمون
13:15آسی
13:16تو هم راحت باش دخترم
13:20ما بخواییمم نمیتونیم پیش تو راحت باشیم
13:25پس زور علکی نزم
13:28موافقم
13:28اجازه بده بچه هایی کم استراحات بکنن
13:31اینقدر با حرف و دزیعتشو نکن
13:33آسی جون
13:34توی این کیف یه ذری دارو برای اجا گذاشتم
13:37اگه تبش بالا رب یه پیمونه بهش میدی
13:39و زود خبرم میکنی باشه
13:42باشه
13:42خیلی خوب
13:46عزیز خوش بویه من
13:49یکی یه دونم
13:52همیشی رو به راه میشه
13:54نگرا نباشی
13:55باشه
13:56ممکنه یکم طول بگشه همو درست میشه
14:00استراحت کنید
14:01اگه چیزی لازم داشتین فقط کافیه به انده کنید
14:04سما کشش نده برو زود باش
14:10چه خبری؟
14:11یعنی چی چه خبره؟
14:13چی کار میکنی؟
14:14چرا تحت فشارشون میسری؟
14:15ببین خیال فرص نداره
14:17بهشون فشار نیار
14:18خب فقط یه مدت کتا اینجا
14:20چون مجبور بودم آوردمشون اینجا
14:24به چی میخندی؟
14:26دقیقا کجای حرفم خنده دار بود؟
14:29این که میگی مجبور شدی
14:32انگار افتادی تو دریاه همو مجبوری ما رو بقل کنی
14:35پس خودت قبول داری که ماری
14:38براو
14:39چه درک بالایی
14:41برای تو پیشرفته بزرگی
14:42من مثلا زربال مسحر گفتم
14:45پس بهتره همه چیو به هم ربط ندیم
14:48بهتره برگریم سره اصله
14:50خیلی خوب حالا از اول برام بگو چی شده
14:53تعریف کن
14:53بیو به دین پوی
14:54بیو
15:28اینجا اومدن
15:31نیسته بدی دشمکه نه آلاس
15:34نه
15:38مهم نیست درست نیشیم
15:41مسارت میخوام آلاس تخصیر منه
15:47آسی
15:48تو کاری نکردی که عوض بخوای
15:52معمار تمام
15:56مشکلات دیروز و امروز و فردای تو
15:59فقط منم
16:01دیگه اینقدر غلوف نکن
16:02نکن اینا رو به هم بیگی که زنت بشم
16:07میخوام کسی که داری زنش میشی و بشنسی
16:15من این آلا زبا تمام درت سراش دوست دارم
16:24بهترین اتفاقی هستی که تو این دنیا میتونست باسم بیافته خانمش رکی
16:29من فقط میخوام خوشحال باشی
16:34هرچی هم که شد
16:36تا رو خداولم نکن باشه
16:40منم کنارتو خوشحالم
16:42چرا باید بلد کنم
17:05اون مرد اولیه که گفتم با دروغاش همه رو پر کرده
17:09حتی الانم یادش میافتم اصابم خورد میشه
17:12باز خدا رو شاکرم
17:14مردم فهمیدن داستان چیه
17:16گفته به زور آسی رو آوردیم
17:18آخه میشه
17:19یعنی انقدر آدمه دروغ و بدهیه که باید
17:22اصلا شهر انتظاری داشت میترسم بیاد ازیتشون بکنه
17:26نگران نباش
17:28تو خونه من تا وقتی من هستم دست کسی بهشون نمیرسه
17:33اون بابای آسی
17:35الان چطوره خوبه؟
17:37خطر پشت سر گذاشته
17:39یه مدت تو بیمارستان میمونه که تحت نظر باشه
17:42او به پس وقتی رفتم به کارش رسیدگی میکنم
17:44به ارحال خرار فامین چیه؟
17:46نه اصلا
17:47اصلا
17:48این آدم به زور ما رو قبولی کرده
17:51یه کاری نکن با دیدنت پشیمون بشه باشه
17:53همینجا پیش بچه ها میمونی
17:55مراقباش بیرون نره
17:59منتظر کسی بودی؟
18:04کسی بدون اجازه من نمیتونه بیاد تو خونه
18:06اگه اون آدم باشه
18:08حد و حدودش و نشونش میدم
18:18سرحان به کمکت نیاز دارم تو موقعیت بعدیم
18:33اتفاقا من داشتم میرفتیم
18:38بهتر مزاهم بشه
18:43هنده
18:46هنده وایسا
18:50هنده
18:52وایسا اونطوری که فکر میکنی نیست
18:54من فکری نکردم میشه بری کنار
18:57هنده
18:58پسرم و نوم اینجان
19:00مشکل دارن اومدن پیش من
19:03نسلیان برای اووردن اونا اومده
19:05میدونی که وقتی موضوع خونه باده باشه
19:07آدم همه ی مشیرهای شخصیشو بخیار میشه
19:12حق داریم
19:13خونه باده از همه چی مهمتره
19:15منم برای یه موضوع خونه بادگی اومده بودم اما
19:18تو هم درد خودتو داریم
19:21چه موضوعی؟
19:22دارین؟ هنوز بر نگشته؟
19:25بر نگشته
19:26میترسم یامان کاری کنه
19:28در جریان دشمنیمون هسته دیگه
19:37نه نگران نباش
19:39یامان به آدم های بیگناه هیچ کاری نداره
19:42تک نمی کردم یه روز از خوبیش بگم اما
19:45میگن یه پلبون رو یه جوری با کشک لایقش باشه
19:48من آمار یامان رو میگیرم اما
19:50در این مورد یه خرده تحقیق میکنم تا ببینم چی شده
20:00باشه
20:01باشه
20:02هزبه میخواه برده
20:03باشه هزمه
20:03باشه
20:04باشه
20:12باشه
20:23باشه
20:36باشه
20:37در مورد یامان چی میگفت؟
20:39چی ازت پرسی؟
20:42این از کجا اومد؟
20:44شنیده
20:44یعنی نشنیده
20:47لبخونی لبخونی کرده
20:48آها پس لبخونی هم شروع کردی
20:52نگفت یامان گفت امان
20:53آها چقدر خندیده
20:55سرهان گفتم چی بهت گفت
20:57باشی از خودش میپرس
21:00باشه باشه ببین انگار زیاد از یامان خوشش نمیاد
21:02نمیخواد ببینه تشتوی بیمارستانم که دیگه اصلا
21:05توی بیمارستانم اینطوری مشکل داریم
21:08البته یامانم یکی شونه
21:11ها واقعا
21:12باشه
21:13سریه بعد که اومد و قیبت به سرمان کرد بهش بگو خیالش راحت
21:17چون به زودی دیگه مشکلی نداره
21:19آخه قراره بیمارستانو ازش بگیرم
21:22تو دنیای فانتزی زندگی میکنه
21:24این اتفاق نمیافته
21:25بشین و تماشه کن
21:27بیمارستانو میگیرم
21:28بعد میرم خونم هم میگیرم
21:30فروخته شده اما مهم نیست
21:31چون من بازم اون خونه رو میگیرم
21:33و میدونی چیش از همه لذت بخشتره ها
21:36این که وقتی دارم دونه دونه این کارها رو میکنم
21:39تو قرار شاهدش باشی
21:42اگه برای بچه و مشکلی پیش اومد
21:44خبرم کنم
22:11اگه قرار همون سؤالها رو بپرسی
22:14جواب من فرقی نداره
22:19من رویارو نکشتم
22:23بوهاش روبرون نشدم
22:27سفار ماشینش نشدم
22:31مسئول اتفاقی که
22:33براش افتاده من نیستم یامان
22:41چرا به من شلیگ کردی
22:44بکردم دوستی
22:47موقع فرار قیابتو دیدم
22:53باشه
22:57چرا هیچی نگفتی
22:58چرا نگفتی که تو منو سدی
23:01طوری رفتار کردی که انگار چیزی نشده
23:05چون نمیدونستم مشکل دقیقا چی
23:09به نظر دلیلش این نیست که روان پریشی
23:12آقا کدوم آدم طبیعی و آقلی این کار رو انجام میده
23:16من اصلا چرا دارم توجیهت میکنم
23:19من نجاتت دادم من
23:21میدونی اگه میرفتی تو اون انبار چه بلای سرت میابوردن
23:25برفست همون طوری بود که گفتی
23:28همه کار این ماجرا منم
23:30پس چرا کمکت کردم
23:32به خاطر کمک به تو بوده که این بلاها سرم اومده
23:38اگه هنوزم حرفمو باور نداری
23:41باشه منو ببر پیش پولیسو تحویلم بده
23:53مادرت یا اسکندر
23:56هرکی که میخواد گیرت بندسه
24:03قاتل رو یا همونه
24:07خدا رو شکره که فهمیدی
24:11باشه
24:12بیا بریم دیگه
24:14به پولیس تحویلشون بدیم
24:17پولیس مشکلمو حل نمیکنه
24:19یعنی چی پولیس مشکلتو حل نمیکنه
24:24یا من میخواد چی کار کنی پسر
24:30حرف میزنی
24:32اما تو بهتر آروم باشی فهمیدی چی میگه
24:36تو اتاق منتظره تن
24:48همون بکری وضعیتتون خیلی خوبه
24:50فقط باید یکم مهمون ما باشین
24:52یکم دیگه هم دکتار میاد
24:54بلا به دور
24:55ممنون
25:14بابام چطوره خوبه؟
25:16خوبه به حوش اومد نگران نباش
25:18خود رو شکر
25:20قیبه ام خبر بده میدونی که نمیتونم برم پیشش
25:22من هستم نگران نباش
25:25تو با
25:27دخترم
25:28دختر
25:29بابت
25:29حال بابا چطوره؟
25:31حاروم باش
25:31خوبه
25:32باید
25:33دادشت که زنگ زد
25:34اومدم
25:34سکته قلبیه
25:35ممنجون چیزی نیست قیالت راحت
25:37تو با جریانه تا رو فهمیده که حالش بد شده
25:40خودگه این چم تانیه از ما میگیری آفرده
25:42ماما کسی منو ندیده
25:43راست میگم من مقصر نیستم
25:45بیا
25:46میبرامت پیشش
25:47ببین
25:48دادشم هم هم پیششه
25:50برات همیچیو تعریف میکنه
25:56ماما
25:57پسرم
25:59بابت
26:00به خود
26:00حالش خوبه هستم نگران نباش
26:02اوله آروم شو باید
26:03تو با این حال نره
26:04باشه
26:04بیا
26:10خوبی؟
26:10وای
26:12چیزه
26:13بابا مدادش همینجا
26:15خب تا رو دیدم
26:15نه
26:16زد اومدم تو تا
26:17باشه همینجا بمون
26:22ببخشید که ترسون دمتون
26:24البته درم زدم
26:26نه نه
26:27بیا تو اون درم ببند
26:29باشه
26:30تو کجایی؟
26:32پس گفتم لبا دیگه نمیخوای بیایی
26:33تالا شده بگی بیا و من نیام
26:40چیزه
26:41من دیگه برم
26:42ببخشی
26:43نه بابا کجا بری
26:44یه وقت میبیننیت
26:45خیل باشه چیزی شده
26:47ما زایم داشتین
26:48واسه همین وقت اومدم تو اتاق ترسیدین
26:49نه
26:50این جرگانش فرق میکنه
26:52کسی مزاهم نشده
26:53نه
26:54تو با نرو
26:55حالا پتن میری
26:56باخ پایی منتظرم
26:58زودتر میرم که این وقت پیجم نکنه
27:00باشه پس
27:12بیا
27:22گوون
27:22چی کار میکنی
27:24چرا به هم نمیگی
27:25من برای تنجام میدم
27:26تموم شد بابا
27:26تموم شد
27:27ای خودو
27:28این و این همه کار
27:29چطور میخوای به همه رسیدگی کنی آخه تو
27:32حواظم به همه چی هست خو
27:35بد نیست ببینی
27:36تنها نیستی
27:38میدونه
27:38اصلا اینو فراموش نمی کنم
27:42میدونی به چی فکر میکردم
27:44این مشکلات هل شبا
27:45دو نفری جم کنیم بریم یه جوی
27:47آره
27:48حتی ما اصلا هم نرفتیم
27:50آره به خدا
27:51ما اصلا که هیچ
27:52هنوز با هم یه شام رومانتیک هم نخوردیم
27:56داره
27:58حتی وقت نشه شهرم و عاشقانه بقل کنم
28:04بلشکو بلشکو
28:06بهت قول میدم
28:07بعد هم بقلمونو اعدامه بدیم
28:10باشه
28:13من یه سر برم اداره پولیس بیام
28:15باید جمانم ببینم
28:16پس منم بیام
28:16نه نه نه
28:17تو نمیخواد بیام
28:18چرا؟
28:19نمیخواهم دیگه با اون آدمو برخورد داشته باشی
28:21یه وقت یه چراتی میگن تعمل نمی کنم
28:23تفاقات هم از بمیره
28:24اومدم
28:24نمیتونم
28:25نمیتونم
28:27باشه پس
28:28منو برسون بیمارستم
28:29باشه
28:30باشه
28:30پس بذار برم کیفمو از بالا بیارم
28:32خیله خب
28:42خیل باشه
28:43دکتر
28:44کارت داریم
28:45چی کارم دارید؟
28:46داداش کارمون فوریه
28:47باید بیایی
28:48من قبل ادم بهتون گفتم
28:50با اتو کاری ندارم
28:51برین
28:51داداش
28:52قربونت برم
28:53یکی از بزرگای قابل اعترام ما
28:56اوزاش بده
28:57اگه با همون نیای میفته
28:58میمیره
29:01پردارین ببرنش بیمارستان
29:02بیمارستان
29:03دیوونه شدید؟
29:04داداش نه
29:05بیمارستان نمیشه
29:06دشمن داره و میان اونجا سراغش
29:07زنده هم بمونه میان و میکشنش
29:09داداش
29:10دستان به دامنت
29:11داره میمیره
29:12پس را بیفتیم برای سراغی دکتره دیگه
29:14یعنی فقط منو میشنسین اینجا؟
29:15چرا؟
29:16دکتر میشنسیم
29:17اما هنوز دانش جوه
29:18اگه خراش گلو بود یه چیزی
29:20اما خرده به سینهش
29:21نمیتونه گم میزنه
29:22بیبرینش
29:23بیمارستان
29:25هگه اینقدر خاطرشون بخوایین
29:26دنبال کارای یموشکی نباشین
29:28دیگه منم قاطع کاراتو نکنین من
29:30قبلنم بهتون گفتم
29:31از من به شما خیری نمیرسه
29:34من حاضر
29:35بیا بری
29:40این آقایون کیه انا؟
29:43اونایی که با چاقو زدنی؟
29:45نه نه آبجی
29:46چه چاقویی؟
29:47آقایون از دوستای منم
29:48لطف کردن
29:49اومدن ببینن من چیزی لازم دارم
29:51یا ندارم
29:52آه ایوان
29:53منم گفتم که ما عجله داریم
29:54داریم میریم بیرون
29:55داشتن میرفتن
29:56دیگه بری
29:57سرمنده واقعا
29:59ببخشید که اشتباه گرفتم
30:01ببخشید
30:02بری رفقا بری
30:05بری
30:06گفتم چیزی لازم نیست
30:08دیگه بری
30:11ببینم همه چی رو برداشتی دیگه
30:14آری
30:15کلید و این چیزا
30:18باشه باشه مشکلی نیست
30:19نه
30:20خب پس بیا بریم تا دیر نشده
30:21چه رنقدر افتارت مشکوکه
30:22چه مشکوکی آقا آزی نشده
30:24حتی با اونام بعد حرف زدی
30:25واقعا
30:26آره
30:26نه بابا
30:27بی بری
30:40واقعا
30:41با اینا هم میشه
30:42سوپ خوبی درست کرد
30:43داشته باشین که موادو به اندوزه لازم بریزید
30:46اما سالمه
30:48نمیدونه که مادر بزرگ من چی ها به خورده مونو میداد
30:52باید ویدواشو ببینم
30:56خب
31:01باشه
31:04بریم تو کارش
31:08یه سبت درست کنم که انگوشتت هم بخوریم
31:13بابا
31:17بابا
31:22چی گفتی؟
31:32گفتی بابا
31:48الان خوشمزه ترین سوپ دنیا رو واسه درست میکنم
31:51با
31:57اول هویجا رو خورده شون میکنیم
31:59بعدش میریم سراغه
32:01وای مامانشم اومد
32:08چی درست میکنیم؟
32:11سوپ
32:12تو
32:13الاس تو سوپ؟
32:17بله
32:17بابا واسه دخترش سوپ درست میکنه
32:21دخترشم نگاه میکنه
32:25ببینم یه لحظه
32:27نکنه به همون حسودیت شد
32:28نه ترس دمه جرام اسموم کنیم
32:31روبروت یه آشباز هرفهیه
32:34لطفاً احترام بذار
32:35آشباز هرفهی میشینه ویدیوی دستور پخت سوپ میبینه؟
32:40خیلی خواب برو کنار
32:41این چیه؟
32:44چا خود؟
32:45فکر کردی تبر دسته تا حالاست؟
32:56واقعاً به همون حسودی کردی؟
32:59نه
32:59نه؟
33:01حسودیت شد
33:02برو اقعا ببینم
33:04ای بینا دارم؟
33:05آلاست رولی بچه خواب
33:06نه از نیست جواب بده
33:07بگو
33:08سود باش برو برو
33:09آفره
33:11باشه از همینجا میبینم
33:15باشه ببین
33:17اینطوری خورد میکنن
33:22یعنی چی دختره رو بردی زندونی کردی؟
33:25این کاره ای مزخره چیه؟
33:26هنده اومده بود اینجا
33:27بهت شک کرده
33:29همه چی رو به فنا میدید؟
33:30خیالت راید
33:31حواسم مهمه چیه هست؟
33:34آخه چرا سر خود کار میکنی؟
33:36با من مشورت کن
33:37خانوادش دنبالشن پیداش کنن دست دروم میشه
33:42نه ترس در این طرف ماست
33:44یعنی چی؟
33:45مطمئنی؟
33:46این خاندان مثل یه تونل تاریک هست؟
33:49یهو میبینی قور تصمیدن
33:50بازی تو ندن یهو؟
33:51بازی باشه
33:52بازی میکنی
33:53ما دیگه رسیدیم ته خط
33:57به زودی قرار همه چی معلوم میشه
33:59در کل از حالا بهت حوش دار میدم
34:01نباید کچکتر این اشتباهی بکنیم
34:02این همه زحمت کشیدیم
34:04داریم میرسیم به تهش
34:05من میخوام زودتر به پسرم برستم
34:08باشه؟
34:08لطفاً
34:09اصلاً
34:10اصلاً اشتباه نکن
34:12باید غز کنم
34:16تو بودی دخترم؟
34:18تحسون دیم که
34:19چی شده؟
34:21بسرت سر رفته؟
34:22آره؟
34:23نبه یه خوشگلم
34:24دل توسل بیرون کرده آره؟
34:27ها؟
34:30نگران نباش
34:31به زودی یه دوست پیدا میکنی
34:33اسمش جانه
34:34از تا یکم بزرگتره
34:37میشه داداش بزرگت
34:39بعد با هم اینجا عبازی میکنیم
34:43قرار خانواده خوشبختی بشیم
34:46و با هم زندگی کنیم
34:48تو، جان، من، بابات
34:53زیادی تور هم زدیم
34:59رویا فردازی خوبه
35:02تو هم یه امتحانی بکن
35:09تمام رویه های من
35:12رویه دروغ سخته شد
35:16منظور چیه؟
35:18نفرین خانواده گیمون
35:20با کاری که تو کردی شروع شده
35:22نظر چیه این بحث رو کش ندیم
35:26نمیخوام جلوی نوان
35:27این حرفا رو بزنیم
35:29چرا؟
35:30اونم دیگه عوضوی از ماست
35:32ببین دخترم این استادمه
35:35منم شاگردشم
35:36دوست داری؟
35:45هی میگم نمیخوام مثل تو باشم
35:48اما راه تو را ادامه میدم
35:51ببین
35:52من شاه کار تو هم
35:56واسه همین رویه پردازی نمی کنم
36:02چون برای زنی که میخوامش
36:05یه نامیدی بزرگه هم
36:19مامانت دنبالت بوده
36:20دارین
36:22گوشگان من بابت همه این اتفاقا
36:25خیری عزم میخوام
36:28به نظرم زیادی آروم مونده
36:30میخواستی به هم شلیک کنی
36:33بیهوش هم کردی
36:34گروگان گرفتیم و کلش هم اونجا زندونیم کردی
36:38اینجوری آروم برخورد میکنی؟
36:40خیلی خوب
36:41بس بیا یک کاری با کنیم باشه
36:44تو یکم آروم شو
36:46بعد میشینیم با هم حرف میزنیم باشه
36:48از حالا به بعد با هم پیش میریم
36:51نه خیلی
36:52من دیگه با هده هیچ کاری ندارم یامان
36:57مگه با هم حرف رزدیم؟
36:58مگه قرار نزاشتیم؟
37:00قرار شد از حالا با هم پیش بریم دیگه
37:01گفتم من از حالا دیگه با هده هیچ کاری ندارم یامان
37:05دیگه تو زندگی من نیستی خب؟
37:08برو پیکارت
37:09اما
37:10ماجه تو دارین
37:11بجوه برای توصیح بدم دارین
37:14دارین گوشگان
37:15سویچو بده
37:17ببین
37:17گفتم سویچو بده
37:18ما باید الان با هم یه نقشه بکشیم دارین
37:20چه نقشهی؟
37:21چه نقشهی بکشیم؟
37:23اینکه چطور میخوایی مامانم و اما اسکندر رو بکاشی؟
37:25مامانم حتی اگه قاتل هم باشه اجازه نمیدم با کاششی همان
37:28چون اون تنه اوزه خونه و دمه
37:30میرم خودم تحفیلش میدم
37:32اما اصلا قربونه تو نمی کنمش
37:34سویچو بده
37:35اگه تو چایی من بودی چه فکر میکردی آخه؟
37:39سویچو ندید تا جایی که بتونم داد میزنم
37:42سویچو به هم بده
37:43دارین یه لحظه گوشو
37:45باشه
37:46باشه
37:46باشه
37:47بیا
37:49بیا
37:49اما یه لحظه باسه کیفمو بردارم
38:31جونم بابا
38:32جمان من دارم اینم بدره پولیس
38:34تو هم خودتو برسی
38:35باشه
38:35باشه
38:36بنا بنا میام
38:59چیه؟ چی میخوای؟
39:00هیچی
39:01داشتم رد میشدم
39:02گفتم بیام یکم از آب و هوا حرف بزنی
39:05موخ دیرات داره؟
39:07ای بابا خوبه میدونی چرا اینجا؟
39:09به خاطر تو منم تو درده سرف دادم
39:11فیدان همه جا دنبالته
39:13به هم گیر داده
39:14آدرس خونه یه دکتر جونمو ازم میخواد
39:17میگفتی نمیدونم؟
39:18میگفتم نمیدونم؟
39:20نه بابا بهش گفتم بیا ببرم در خونهش
39:22معلومه دیگه همینو بهش گفتم
39:25ببین فیدان زیر سنگم باشی پیدات میکنه
39:28مادر بچه انگار آزاد شده
39:30الانم بچه شو میخواد فیدان گیرت میاره
39:32و بچه را آزاد میگیره
39:34خودم حلش میکنم
39:36آخه بچه چطور حلش میکنی؟
39:39نمیشه که همینطوری بچه مردم رو ورداری و بری
39:41مادرش میاد میگه بچه مو بدی
39:43حلش میکنم
39:45بعدم اون بچه الان یه خانواده یه بهتر داره
39:48خیلی هم کیفش کوکه
39:49پس همینه رو برو به مادرش بگو
39:52من دست به سرش کردم
39:54اما ولم نمی کنه
39:55فرد و پس فرده باز میاد سراغم
39:56خب چی بیش بگم؟
39:57اگه خیلی اصرار کرد ببرش خونه یه دکتر گوون
40:00ما یه مدت اینجاییم
40:01به پا وقتی ببری که مادرم اینو نباشم
40:03یا چه میدونم؟
40:05بگو در رفتن و نیستم
40:06یه چیزی بگو دیگه
40:09باریکلا
40:10داری رسمن به هم میگی برم فیلم بازی کنم
40:12برای تو که سخت نیست
40:15آره خب
40:18چون استدادش تو خونمه
40:20تعریف از خود نباشه
40:22ابتدایی که بودم توی یه تاعتر
40:25بازی میکردم
40:27ببین
40:27تموم که شد
40:29همه برام کف زدم
40:30کف زدم
40:31اما تو واقعیت سخته
40:33یعنی انجامش سخته
40:35میدونی؟
40:35چون با شخصیتم در تضاده
40:37پس نمیشه که بشه
40:39تو چی بلغور میکنی؟
40:41باشه بابا
40:42ببین
40:43فقط یه بارونم به خاطر آسیت
40:45شخصیت اصلیم دور میشم
40:46فهمیدی؟
40:46برای آخرین باری نصیحت خوهرانه بد میکنم
40:49مخه تو به کار بندست
40:50تابله فرستدیش تحتیلات
40:52عقلت خوب کار نمی کنه ها؟
40:55ببین بچه
40:55تش فناست
40:57حالا خودت به فنا میرفتی هیچی
40:59اما دودش تو چشم بقیه هم میره
41:02باشه حلش میکنم کاری که گفتم رو بکن
41:05اولین فرصت با فیدان تماس بگیر
41:08یالا
41:09خیلی خوب
41:16موسیقی
41:17موسیقی
41:18موسیقی
41:19موسیقی
Comments