00:02ممنونم مدینه بیا یکم بشین
00:17بفرمایین گوشم با شما ساقا مراد
00:20نه چیزی نیستش
00:22یعنی نگفتم بشینی که چیزی بگم
00:25مسال من میتونم حرف بزنم اما حرف خاصی ندارم
00:33یکم مصابی هم مدینه
00:36با ما می کم درد میکنه نمیتونم جایی برم
00:41نه بگذاری من یه چیزی گفتم تو به کارت برس مدینه
00:45آی نه نه حرف بزنین آقا مراد
00:48یعنی حرف زدن حس خوبی داره
00:51باشه حرف بزنی تو بگو
01:02یعنی من چی بگم
01:04الان چیز خاصی به ذهنم نمیرسه
01:10اگه میخوایید شما حرف بزنین آقا مراد من گوش میدم
01:14این کار آرومتون میکنه براتون خوبه
01:18براتون سوی تفاهم نشه
01:20منظورم این نبود که قیبت کنیم
01:22چون قیبت گناهه من نمیتونم قیبت کنم
01:30این چایی خیلی خوبه
01:31اولین باره میخورم
01:33از کجی یا دیرختی؟
01:35از مادرم
01:37یعنی بچه که بودم هر وقت حالم بد میشد
01:40سر اینو درست میکرد تا آروم بشم
01:43یعنی چی؟
01:45خوب من الانم یکم ترسو هم دیگه
01:49نمیدونم متوجه هستین یا نه
01:51بیشتر وقتا یه ها قلبم خیلی تونتون میزنه
01:54و انگار میخواد از جاش کنده بشه
01:56وقتی این چاییو میخورم
01:59فورا حالم خوب میشه و آروم میشم
02:09یاد چی افتادی؟
02:13نه هیچی نیست
02:15خوب اینطوری که نمیشه
02:17صحبت باید دو طرفه باشه
02:22نه فقط
02:27نمیدونم به خاطر بقل کردن مامانم بود
02:30یا به خاطر خوردن این چایی
02:34داشتم به این موضوع فکر میکردم
02:42البته که چایی هم محصره
02:44اما اگه کسی ها نداشته باشی
02:47که با اطمیان بقلش کنی خب
02:50سخته
03:03نیل داره گریه میکنه
03:05من برم پیشش
Comments