Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
او برای حقیقت تلاش می‌کند.بیا یه چیزی_ - سبد رخت چرک
در سریال سبد رخت چرک، داستان زندگی خدمتکارانی که در یکی از محله‌های مرفه استانبول در یک مجتمع مسکونی لوکس کار می‌کنند و کارفرمایان آن‌ها، درهم‌تنیده روایت می‌شود. در این میان، شکاف عمیق میان بالا‌نشین‌ها و پایین‌دست‌ها را نیز به تماشا می‌نشینیم. در این سریال، شاهد داستان‌هایی از عشق، رازها، دروغ‌ها و در عین حال همراهی سه زن خواهیم بود که با وجود همه سختی‌ها، پشت یکدیگر ایستاده‌اند؛ داستانی که گاه اشک‌مان را در می‌آورد و گاه لبخند بر لب‌مان می‌نشاند...

بازیگران: آیچا بینگول، جرن مورای، جانسو توسون، پلین کاراهان، اوزگه اوزدَر، آیچا ارتوران، یوسف چیم، روزگار آکسوی، ارکان سِوِر، اصلیحان کاپانشاهین، نازلی بولوم، کورشات دمیر، اویا ایلوغولاری، تولای بِکرت، گیزم کالا، سیلا گوزوم، تها باران ازبک و امراه کارایل.

مشخصات:
ژانر: درام
شرکت تهیه‌کننده: مدیاپیم
تهیه‌کننده: فاتح آکسوی
کارگردان: اجه اِردک کوچ‌اوغلو

Category

📺
TV
Transcript
00:02ممنونم مدینه بیا یکم بشین
00:17بفرمایین گوشم با شما ساقا مراد
00:20نه چیزی نیستش
00:22یعنی نگفتم بشینی که چیزی بگم
00:25مسال من میتونم حرف بزنم اما حرف خاصی ندارم
00:33یکم مصابی هم مدینه
00:36با ما می کم درد میکنه نمیتونم جایی برم
00:41نه بگذاری من یه چیزی گفتم تو به کارت برس مدینه
00:45آی نه نه حرف بزنین آقا مراد
00:48یعنی حرف زدن حس خوبی داره
00:51باشه حرف بزنی تو بگو
01:02یعنی من چی بگم
01:04الان چیز خاصی به ذهنم نمیرسه
01:10اگه میخوایید شما حرف بزنین آقا مراد من گوش میدم
01:14این کار آرومتون میکنه براتون خوبه
01:18براتون سوی تفاهم نشه
01:20منظورم این نبود که قیبت کنیم
01:22چون قیبت گناهه من نمیتونم قیبت کنم
01:30این چایی خیلی خوبه
01:31اولین باره میخورم
01:33از کجی یا دیرختی؟
01:35از مادرم
01:37یعنی بچه که بودم هر وقت حالم بد میشد
01:40سر اینو درست میکرد تا آروم بشم
01:43یعنی چی؟
01:45خوب من الانم یکم ترسو هم دیگه
01:49نمیدونم متوجه هستین یا نه
01:51بیشتر وقتا یه ها قلبم خیلی تونتون میزنه
01:54و انگار میخواد از جاش کنده بشه
01:56وقتی این چاییو میخورم
01:59فورا حالم خوب میشه و آروم میشم
02:09یاد چی افتادی؟
02:13نه هیچی نیست
02:15خوب اینطوری که نمیشه
02:17صحبت باید دو طرفه باشه
02:22نه فقط
02:27نمیدونم به خاطر بقل کردن مامانم بود
02:30یا به خاطر خوردن این چایی
02:34داشتم به این موضوع فکر میکردم
02:42البته که چایی هم محصره
02:44اما اگه کسی ها نداشته باشی
02:47که با اطمیان بقلش کنی خب
02:50سخته
03:03نیل داره گریه میکنه
03:05من برم پیشش
Comments

Recommended